- عبدالكريم رشيديان، پژوهشگر حوزه فلسفه و مترجم، متولد ۱۳۲۷ دزفول
- دكتراى فلسفه و اخلاق سياست از سوربن پاريس۱
- عضو هيأت علمى دانشگاه شهيد بهشتى در گروه فلسفه
- برخى از آثار ترجمه شده او عبارتند از: «ترس و لرز» اثر كى ير كگار، نقد قوه حكم اثر كانت، متن هايى از مدرنيسم تا پست مدرنيسم، تأملات دكارتى اثر ادموند هوسرل، مونادولوژى و چند مقاله فلسفى ديگر اثر لايب نيتس، اخلاق پروتستانى و روح سرمايه دارى اثر ماكس وبر و...
در ميان مترجمين بسيارى كه به ترجمه آثار فلسفى غرب روى آورده اند، نام عبدالكريم رشيديان سالهاست كه جلوه ديگرى براى جويندگان اينگونه آثار دارد. چه روانى و سليس بودن قلم او و وفادارى اش به متن و ارائه دقيق مفاهيم متناسب با محتواى كتاب از ويژگى هاى اصلى آثارى است كه توسط او ترجمه شده است. از اين گذشته تلاش رشيديان براى ارائه آثار فيلسوفانى كه نامشان كمتر به گوش مخاطبان مشتاق ايرانى رسيده است - مثل ادموند هوسرل - نيز در خور ستايش است. چه او با پرداختن به اينگونه آثار تلاش پنهان و البته بسزايى براى گسترده شدن دامنه معلومات و دانش مخاطبان ايرانى و فارسى زبان در خصوص فيلسوفان مدرن و شناخت ديدگاه هاى آنها داشته است.
مثلاً در مورد ادموند هوسرل بايد گفت كه اساساً پديده شناسى از مهمترين جنبش هاى فلسفى قرن بيستم محسوب مى شود كه على رغم تأثير شگرفى كه بر فلسفه امروز غرب گذاشته است، كمتر در ايران به آن پرداخته شده است. اين در حالى است كه اين جنبش همچنين تأثير فراوانى بر آراى «گادامر»، «هايدگر»، «سارتر»، «مرلوپونتى» و حتى «دريدا» داشته است.
با اين همه همانطور كه گفته شد به رغم اهميت اين جنبش، پديده شناسى چنانكه بايد و شايد در ايران مورد بررسى قرار نگرفته است و برخى از مترجمين مسلطى چون عبدالكريم رشيديان به آن پرداخته اند.
رشيديان درباره اهميت پرداختن به هوسرل و اهميتى كه او در فلسفه دوران معاصر دارد، مى گويد: يكى از فلاسفه تأثيرگذار معاصر چه در قرن گذشته و چه در قرن حاضر، هوسرل است. اما متأسفانه تا چند سال قبل هيچ يك از آثار او به فارسى ترجمه و منتشر نشده بود و اين مسأله يك خلأ بزرگى براى افرادى كه مى خواستند در فلسفه معاصر تحقيق كنند، به وجود مى آورد. اگر بخواهيم از چند فيلسوف تأثيرگذار قرن بيستم نام ببريم، بى ترديد يكى از آنها هوسرل است، چه از جهت اهميت آراى خود او و چه از حيث تأثيرى كه در فلاسفه بعد از خود داشت. براى مثال شناخت فيلسوفى چون هايدگر بدون شناخت آثار هوسرل امكانپذير نيست. در فلسفه هوسرل ايده آليسم فلسفى به يكى از مرزهاى نهايى خود مى رسد. يعنى آثار او حداكثر امكاناتى را كه اين مكتب مى تواند داشته باشد، تحقق مى بخشد و به همان معنا حداكثر مشكلاتى را كه اين مكتب دارد، مى توانيم در آثار هوسرل جست وجو كنيم.»
رشيديان درباره جايگاه پديده شناسى در غرب نيز اظهار مى دارد كه: «آثار اصلى اين مكتب از اوايل قرن بيستم تا حدود نيمه قرن بيستم - هنگامى كه هوسرل زنده بود - نوشته شد و بعدها پيروان، مفسران يا كسانى كه تحت تأثير هوسرل بودند، اين مسير را ادامه دادند. اين دوره، دوره خاصى محسوب مى شد، دوره تدارك براى جنگ جهانى اول و با پايان آن، آماده شدن براى جنگ دوم جهانى كه البته هوسرل جنگ جهانى دوم را نديد.»
او مى گويد: «اگرچه قصد ندارم خاستگاه مكاتب را با شرايط اجتماعى تطبيق دهم، اما ترديدى وجود ندارد كه براى درك يك فلسفه نمى توان به شرايط اجتماعى آن بى توجه بود. به همين جهت هوسرل نيز در اين دوره در برابر مكاتب فلسفى معاصر خود قد علم مى كند و به تعبيرى آن را «دوره خردستيزى اروپا» مى داند. هوسرل در اين دوره با تضعيف جايگاه عقل روبرو مى شود كه صراحتاً به اين مسأله مى پردازد.»
البته بايد در نظر داشته باشيم كه از جمله مواضع تضعيف عقل از ديد هوسرل فلسفه هاى نسبى گراى رايج در دوره اى است كه مى زيسته. يكى از اين مكاتب فلسفى، مكتب پراگماتيسم است. مكتبى كه حقيقت را تابع عمل، منفعت و كاركرد مى داند. در اين باره رشيديان مى گويد: در پراگماتيسم، حقيقت مصلحت است و اين به نظر هوسرل نوعى تقليل عقل به شمار مى آيد كه نسبيت حقيقت را مطرح مى كند.»
|
|
|
از ديگر مكاتب رايج در آن دوران، مكتب تاريخ گرا مثل ماركسيسم است كه چه حقيقت و چه تحولات اجتماعى را تابعى از شرايط تاريخى مى داند كه اين مسأله، از ديد هوسرل نوعى نسبى گرايى به شمار مى آيد. مكتب بسيار مؤثر در علوم انسانى آن دوران، نيز مكتب اصالت روانشناسى است كه در آن كوشش مى شود فلسفه را بر بنيان روانشناسى استوار كنند. به عبارتى، جايگاه حقيقت را در كاركردهاى ذهنى ما جست وجو مى كنند. بنابراين در اينجا با تقليل منطق به اصول ذهنى يا كاركردهاى ذهنى، با فرود آمدن منطق از جايگاه رفيع خود مواجه هستيم، در حالى كه به گفته عبدالكريم رشيديان، از نظر هوسرل، حقيقت هاى منطقى، حقايقى هستند كه تابع شرايط و كاركردهاى ذهنى ما نبوده و خود جنبه مطلق و مثالى دارند. نقد هوسرل از مكتب اصالت روانشناسى در فلسفه به يك نقد كاملاً كلاسيك تبديل شده و مفسران او معتقدند كه شكل گيرى پديده شناسى، ثمره فردى نقد هوسرل بر مكتب اصالت روانشناسى است.»
عبدالكريم رشيديان متولد سال ۱۳۲۷ است و تاكنون از او كتاب هايى نظير «ترس و لرز» اثر «كى ير كگار»، «نقد قوه حكم» اثر كانت، «متن هاى برگزيده از مدرنيسم تا پست مدرنيسم» و... است كه البته «متن هاى برگزيده از مدرنيسم تا پست مدرنيسم» مجموعه اى جامع و كامل از متون كلاسيك و معاصر است كه به مدرنيسم و پست مدرنيسم مى پردازد كه به قلم متفكرانى چون ماكس وبر، هوسرل، فوكو، دريدا، هايدگر، فردريك جيپسون، هابرماس و... نوشته شده و هر بخش آن توسط مترجمى ورزيده به فارسى برگردانده شده است كه بخش عمده اى از آن را عبدالكريم رشيديان ترجمه و ويراستارى كرده است.
او درباره اين كتاب مى گويد: اين كتاب از معدود منابعى است كه خيلى خوب و به شكل تاريخى از دكارت شروع مى كند تا مى رسد به فيلسوفان جديد مثل دريدا، فوكو، ليوتار و... و تمام اين مباحثى كه در عرصه پست مدرن داريم، من فكر مى كنم در اين ۸۰۰ صفحه با همه بيوگرافى هاى غنى كه از انديشمندان پست مدرن مى خوانيم، مطالعه اين كتاب را براى كسانى كه دنبال اين مباحث هستند، اجتناب ناپذير كرده است. حتى كسانى كه مى خواهند رساله بنويسند، مى توانند كاملاً به اطلاعات عمومى و بنيادى اين مباحث دست پيدا كنند. مباحثى مثل حوزه هاى سياست، فلسفه، معمارى، تاريخ، جامعه شناسى و...»
يكى ديگر از كتاب هايى كه توسط عبدالكريم رشيديان ترجمه شده است، كتاب «اخلاق پروتستانى و روح سرمايه دارى» است. اين كتاب يكى از مشهورترين و مناقشه برانگيزترين آثار علوم جديد اجتماعى است. ماكس وبر، نويسنده اين كتاب، آن را در مرحله اى تعيين كننده از فعاليت هاى فكرى خود، اندكى پس از بهبودى از يك افسردگى روحى كه او را براى چهار سال از فعاليت جدى آكادميك بازداشته بود، به رشته تحرير درآورد. وبر در اين كتاب در تلاش براى تعيين ويژگى هاى مميز سرمايه دارى جديد، قبل از هر چيز ميان نهاد سرمايه دارى و جست وجوى فى نفسه منفعت، تمايز قائل مى شود.
گرچه قريب صد سال از چاپ اين كتاب مى گذرد، اما هنوز اين نوشته وبر منطبق با شرايط فعلى دنياى پيرامون است. چرا كه بعد از شكست سيستم هاى ماركسيستى عقيده وبر (تأكيد بيشتر بر امور فرهنگى و مذهبى و كمتر بر مسائل اقتصادى) براى بررسى توسعه يك جامعه بيشتر باب روز شده است. ماركس حركت تاريخ را (گذر از سيستم فئودالى به سيستم سرمايه دارى) در جنگ طبقاتى كه ريشه آن اقتصادى است (سلب مالكيت از دهقانان و به كار گرفتن آنها در كارخانه ها) توجيه مى كرد و عوامل مذهبى، فرهنگى را در اين گذار تاريخى بااهميت نمى دانست. وبر در كتاب «اخلاق پروتستانى» اشاره مى كند كه طرز فكر و عملكرد يك فرقه مذهبى (فرقه كالوين) از دين پروتستان باعث به وجود آمدن سيستم سرمايه دارى و مدرنيته در اروپا گرديد. كالوين ها وظايف مذهبى را به يك امر خصوصى تبديل نمودند و بدين ترتيب سنت و تبعيت از كليسا را رد كردند. وبر متوجه مى شود كه اكثر اين سرمايه داران به مذهب پروتستان تعلق دارند و برابرى توضيح اين پديده به تحقيق درباره روش زندگى پروتستانى (اخلاق، نظر پروتستان ها در مورد ثروت، كار، خرج و مهمتر از همه عقيده اين مذهبيان در مورد رستگارى و پاكدامنى در برابر خدا) مى پردازد. در واقع وبر سند جمع آورى مى كند. اين كتاب را عبدالكريم رشيديان به عالى ترين وجه ترجمه كرده است و نثر شيواى خود را در اين كتاب به رخ خواننده مى كشد.
يكى ديگر از كتاب هاى اثرگذارى كه رشيديان ترجمه كرده است، كتاب «تأملات دكارتى» است. اين كتاب را «ادموند هوسرل» ترجمه كرده است. در واقع «تأملات دكارتى» جزو آخرين آثار هوسرل است. بنابراين مى توان آن را محصول دوران پختگى انديشه هاى هوسرل به شمار آورد. اين كتاب شامل يك مقدمه مفصل درباره پديده شناسى و پنج فصل تحت عنوان پنج تأمل است.
بسيارى البته معتقدند كه عبدالكريم رشيديان با ترجمه اين كتاب ارادت خود را به مكتب پديدارشناسى «هوسرل» ثابت مى كند.
هوسرل در ديباچه اين كتاب به بحران فلسفه اروپايى و گرفتار شدن آن در دام نسبى گرايى و دنباله روى اش از موضوع و روش هاى علوم طبيعى و رياضى اشاره مى كند و بر ضرورت «انقلاب دكارتى» ديگرى براى استوار ساختن حوزه ويژه فلسفه و روش مخصوص آن و دستيابى به يقين مطلق، كه از نظر هوسرل رسالت ذاتى فلسفه است، تأكيد مى كند.
در اين كتاب تقريباً كليه مضامين و مفاهيم پديده شناسى نظير رسالت دكارتى فلسفه، اگوى استعلايى، پديده شناسى به مثابه علمى اكولوژيك، ساختار قصدى آگاهى، اگوى ديگر و اشتراك بين الاذهانى، تقويم انواع عينيت ها از ماده و طبيعت تا نفس روح و جهان فرهنگى به نحوى فشرده و در صورتبندى هاى تقريباً نهايى شان بررسى مى شوند.
تدريس پديده شناسى در محافل آكادميك، با مشكلات فراوانى مواجه است. مهمترين مشكل اين است كه تعداد مدرسانى كه بتوانند به تدريس مباحث اين حوزه در سطوح عاليه بپردازند از شمار انگشتان يك دست هم كمتر است. عبدالكريم رشيديان در اين ميانه، برجسته ترين صاحب كرسى پديده شناسى در دانشگاه هاى ايران است. آنچه در كلاس هاى درس او در دانشگاه شهيد بهشتى مى گذرد، شاهدى بر اين مدعاست. شايد هيچ دانشجويى را نيابيد كه از درس هاى او ناراضى باشد و برخى حتى كلاس هاى او را بسيار فراتر از آن چيزى مى دانند كه در ساير دانشكده هاى فلسفه كشور، حتى در حوزه هايى غير از پديده شناسى، مطرح مى شود. او كه اثر ارزشمند «از مدرنيسم تا پست مدرنيسم» را روانه بازار نشر كرده بود، با ترجمه كتاب تأملات دكارتى اثر پديده شناس سترگ همه اعصار، ادموند هوسرل ثابت كرد كه حرف اول و آخر را در اين باب در ايران مى زند. اين كتاب كه حاصل سخنرانى هايى است كه هوسرل در روزهاى ۲۳ و ۲۵ فوريه به دعوت انجمن مطالعات ژرمنى و جامعه فرانسوى فلسفه در دانشگاه سوربن ايراد كرده است. اين سخنرانى ها «درآمدى بر پديده شناسى استعلايى» نام گرفته بودند و بعدها وقتى به صورت كتاب منتشر شدند، نامى ديگر يافتند.»
هوسرل با الهام از راديكاليسم فلسفى دكارت، كسى را فيلسوف مى داند كه دست كم يكبار در زندگى اش، بناى تمام دانسته ها، پيشداورى ها و مكاتباتش را ويران كند و با نفى هرگونه مرجعيت فكرى، تنها با تكيه بر شهودها و بصيرت هاى محض و بى ترديد خويش، «مسؤوليت» تمام انديشه اش را به عهده گيرد.
عبدالكريم رشيديان از جمله مترجمان موفقى است كه اغلب آثارشان به مراجع قابل استناد دانشجويان فلسفه تبديل مى شوند. اين اقدام وقتى بيشتر قابل تقدير است كه بدانيم بسيارى از اساتيد، دانشجويان خود را محدود به جزوات خويش مى كنند و به همين جزوات بسنده مى كنند.