يكشنبه ۲۶ تير ۱۳۸۴ -
Sun, Jul 17, 2005
ماجرا
۳۱۹۳
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
صندلى خالى
افزايش اقساط مهريه
220140.jpg
«حسن» سرش را روى دستانش تكيه داد. از اين كه احضاريه ديگرى از دادگاه به دستش رسيده بود، احساس خستگى مى كرد. نمى دانست تا كى اين بازى ها و آزارهاى هما ادامه پيدا مى كند.
هما و او بعد از يك آشنايى كوتاه مدت با هم ازدواج كرده بودند. هما زنى بود كه از همان ابتداى زندگى به او نشان داده بود حرف حرف خودش است. «حسن» خيلى سعى كرده بود با شرايطى كه هما در زندگى ايجاد مى كرد بسازد، خيلى سعى مى كرد كه بى خيال باشد ولى هما روز به روز اوضاع و شرايط را سخت تر مى كرد. روز به روز وضعيت را بدتر مى كرد حسن بيشتر روز هاى هفته با هما در قهر و جدل بود. انگار اگر روزى ميان آنها جدال نمى شد، آن روز نمى گذشت. فكر جدايى از هما و زندگى سختى كه با او داشت از چند هفته قبل در ذهن حسن بيدار شده بود.
تصميم خودش را گرفته بود. تا فرزندى نبود بايد ميان آنها دورى و فاصله مى افتاد.
آن روز به خانه رفته بود مى خواست همه چيز را به هما بگويد و بعد تكليفش را با او روشن كند.
هما بر خلاف هميشه كه جرو بحث مى كرد و عصبى بود با لبخند شروع به حرف زدن كرده بود و حسن بعد از شنيدن حرف هاى هما متوجه شد كه به زودى پدر خواهد شد. اميد به اينكه با تولد فرزند شان زندگى مشترك او و هما نيز به آرامش برسد، سكوت كرده بود. «شيرين» دخترشان به دنيا آمده بود، ولى زندگى او و هما و رفتارهاى زنش هيچ تغييرى نكرده بود. وقتى شيرين پنج ساله شده بود، ديگر درگيرى و اختلاف او و همسرش شديدتر شده بود انگار ديگر هما هم مثل او به جدايى فكر مى كرد.
وقتى حسن و هما براى جدايى اقدام كرده بودند، حسن باورش نمى شد كه جدايى از زندگى با هما او را تا اين حد به آرامش ببرد.
هما، تنها فرزندشان را با خود برده بود. مهريه اش را خواسته بود و حسن به اين فكر مى كرد كه چون توانايى ندارم تمام مهريه را يكجا بدهم پس حتماً راهى براى پرداخت قسطى به او خواهم داشت.
وقتى حسن با ناباورى خودرو اش توقيف شد، تازه متوجه شد كه همسرش به هيچ وجه با او شوخى ندارد. به ياد حرف هاى هما افتاد.
-  پدرت را در مى  آورم و تمام مهريه ام را مى گيرم. عرصه را طورى برايت تنگ مى كنم كه ديگر نتوانى در زندگى آرامش را احساس كنى.
حسن تمامى دارو ندارش را در مدت دو سال از دست داده بود. ديگر از ترس هما حتى مى ترسيد كوچك ترين چيزى را براى خودش بخرد. هر چه را كه به دست مى آورد هر چه را كه پس انداز مى كرد تنها تا چند روز در اختيار او بود. هما به سرعت مى فهميد و آن را توقيف مى كرد.
از روزى كه هما را طلاق داده بود در راهى جهنمى افتاده بود. هر شب كابوس مى ديد و هر از گاهى ناچار مى شد كه با احضارهاى زنش به دادگاه خانواده برود.
حسن در دادگاه خانواده رودر روى قاضى نشست.
-  بخشى از حقوق من به خاطر مهريه هما توقيف است و هر ماه كسر مى شود.
قاصى گفته بود ولى خانم شما در خواست اضافه كردن آن را دارند.
هرچه تلاش كرده بود، هرچه حرف زده بود، هرچه اصرار كرده بود، هيچ فايده اى نداشت باورش نمى شد كه براى مهريه همسرش علاوه بر كسر يك چهارم حقوق بايد ماهى يك سكه بهار آزادى هم به او بدهد.
صدايش به جايى نرسيده بود. تهديدات هما ادامه داشت بالاخره حسن تسليم شده بود. به سختى كار مى كرد تا بتواند زندگى كند. هنوز چند ماهى نگذشته بود كه دوباره احضاريه ديگرى از دادگاه به دستش رسيد. اين بار هما خواسته بود تا به جاى يك سكه دو سكه دريافت كند. حكم دادگاه مدتى بعد به نفع او صادر شده بود. مرد ناچار شده بود كه ماهى دو سكه و يك چهارم حقوق اش را بابت مهريه هما به او بپردازد.
حسن ديگر توان ادامه اين راه را نداشت. «هما» پيغام فرستاده بود كه مى خواهم بعد از چندماه يك سكه ديگر به آن اضافه كنم تازه اين كار را كه كردم بعد از آن پدرت را در مى آورم. طورى كه باورت نشود. تازه نفقه دخترم را هم بيشتر از اين چيزى كه به حساب من واريز مى كنى از تو مى گيرم. از هستى تو را ساقط مى كنم.
قلب حسن به شدت مى تپيد. نمى دانست در برابر نقشه هايى كه زنش مى كشيد چگونه زندگى كند. نمى دانست چه كار كند؟
اگر هما به اين وضعيت ادامه مى داد، او ديگر توان ادامه زندگى نداشت. زندگى در آن شرايط ديگر قابل تحمل نبود. حسن از نظر روحى و فكرى به هم ريخته بود. ديگر نمى شد به اين وضع ادامه دهد. گوشى تلفن را برداشت و به هما زنگ زد.
-  فكر نكنى كه مى توانى بيشتر از اين مرا تحت فشار قراردهى نه! من ديگر به تو باج نمى دهم هركارى مى خواهى بكن!
زن خنديده بود و حسن باعصبانيت گوشى تلفن را گذاشته بود. دو ماهى مى شد كه مهريه زنش را نمى داد. نمى توانست سكه ها را بخرد. ديگر مى خواست هر طور شده جلوى او بايستد.
زن حكم جلب او را گرفته بود و حسن دوباره ناچار شده بود كه سكه ها را بخرد و به زن بابت مهريه بدهد.
حسن به قانون فكر مى كرد. آيا در قانون راهى براى او وجود داشت؟ آيا او مى توانست جلوى اين سوءاستفاده هاى زن سابق اش را بگيرد؟ آيا قانونى بود كه او هر از گاهى مهريه اش را اينگونه افزايش دهد؟

پاسخ كارشناسى

فرحناز خسروشاهى ـ معاون مجتمع قضايى خانواده (۱)

مورد پيش آمده سؤال بسيارى از مراجعان مرد و زن در دادگاه خانواده است، متأسفانه طرفين ازدواج در بدو امر، تحت تأثير احساسات، شرايط محيطى و يا فرهنگ تحميلى از طرف خانواده هاى طرفين و يا چشم و هم چشمى ها و... خود را درگير مشكلاتى مى كنند كه مى توانند با اندك تفكر و تعمقى قبل از ازدواج از وقوع آن پيشگيرى كنند.
حقيقت اين است كه در شرايط جامعه كنونى و افزايش اطلاعات و سواد و آگاهى زنان بخصوص در قشر تحصيلكرده، زنان نيز مانند مردان سهم خود و حق خود را از زندگى مشترك مى خواهند.
درست است كه ازدواج يك رابطه عاطفى و روانى و پيوستگى روح و جان زن و مرد براى رسيدن به كمال و دوام و بقاى نسل است و اغلب زنان به انگيزه اخذ مهريه و يا نفقه ازدواج نمى كنند و چه بسا در تمكن مالى بسيارى هستند، ولى در هنگام بروز اختلاف و يا فوت يكى از طرفين به هر حال حقوق مالى و منافعى كه به موجب عقد نكاح به نفع طرفين ايجاد شده مطرح و درخواست مى شود.
مطابق فرهنگ عمومى جامعه و رسم و رسوم خانواده ها، صحبت از پرداخت مهريه و يا بحث در مورد نحوه پرداخت مهريه در صحبت هاى مقدماتى قبل از عقد، پسنديده و معمول نيست و حال آنكه اولين حق مالى مسلم زن پس از عقد نكاح، حتى قبل از تمكين، اخذ مهريه است. قانونگذار اين حق را به زنان داده است كه پس از عقد از تمكين خوددارى كنند تا زمانى كه تمام مهريه خود را بگيرند (مفاد ماده ۱۰۸۵ قانون مدنى) به علاوه تا زمانى كه مهريه پرداخت نشده از حق نفقه نيز برخوردار هستند. حال راهكار چيست و چه بايد كرد؟ مهمترين موضوعى كه بايد طرفين عقد بخصوص مردان با توجه به سؤال مطرح شده به آن توجه كنند، آشنايى با حقوق زوجه، حقوق مالى و غيرمالى زن قبل از تشكيل خانواده است.
آنچه كه در شرع مقدس اسلام به موجب آيات كريمه قرآن و نيز احاديث صادره از معصومين عليهم السلام بدان توصيه و سفارش شده، پرداخت مهريه زن با طيب خاطر و نيز از بهترين مال هاى حلال مرد است. بنابراين مردان بايد قبل از ازدواج به مسائل پيرامون آن توجه كنند و تحت تأثير احساسات و يا القائات و شعارهاى عوامانه مانند اينكه «مهريه را كى داد و كى گرفت» قرار نگيرند. مردان بايد بدانند كه با وقوع عقد نكاح و امضاى سند نكاحيه، خود را نسبت به پرداخت يك جاى مهريه و سكه هاى طلا و يا وجه نقد و يا... مديون كرده اند. مفهوم «عندالمطالبه بودن» در سند ازدواج به اين معناست كه هر زمان «زن» مطالبه طلب خود را از بابت مهريه كند، شوهر بايد بپردازد. زمان آن فرا رسيده كه مردان مديونيت خود را براى پرداخت بدهى مهريه به همسرشان بيشتر از گذشته بپذيرند و آن را در زمره ساير بدهى ها قرار دهند. در بحث آموزش به مردان توصيه مى كنيم كه به ميزان توانايى و درآمد خود متقبل مهريه شوند و از پذيرفتن مهريه هاى سنگين كه هم اكنون در جامعه ما مرسوم شده، بپرهيزند و به عواقب ناخوشايند آن توجه كنند. به هر حال همان گونه كه كشيدن چك بلامحل از حساب پس انداز كسى كه اصلاً موجودى ندارد عقلانى نيست و خطرات آتى تعقيب و پيگيرى و... را در بر دارد، پذيرفتن قرارداد مهريه بدون توانايى به پرداخت آن نيز عقلانى نيست.
حال به بيان راهكار دوم مى پردازيم. وفق ماده ۱۰۸۳ قانون مدنى، براى تأديه تمام يا قسمتى از مهريه مى توان مدت يا اقساطى قرار داد. لذا طرفين مى توانند قبل از ازدواج در مورد نحوه پرداخت مهريه، مدت اقساط آن به هر شكل كه مورد تراضى آنهاست توافق نمايند و اين توافق در سند نكاحيه از باب شروط ضمن عقد نوشته و مكتوب مى شود. بدين شكل مهريه از حالت عندالمطالبه بودن خارج شده و به نحو مؤجل درمى آيد.
راهكار سوم براى كسانى است كه شرط فوق الذكر را ندارند و متقبل پرداخت مهريه به نحو عندالمطالبه مى باشند، در صورت مطالبه زن و محكوميت مرد به پرداخت يكجاى مهريه و پس از قطعيت دادنامه شوهر كه محكوم عليه نسبت به پرداخت مهريه مى باشد، مى تواند با تنظيم دادخواست به خواسته رسيدگى به اعسار از پرداخت يكجاى مهريه و تقسيط مهريه خواسته خود را در دادگاه خانواده مطرح كند. دادگاه پس از دعوت از طرفين و استماع اظهارات زوج و شهود مربوطه وفق قانون اعسار و قانون نحوه اجراى محكوميت هاى مالى، در صورتى كه عدم توانايى شوهر را احراز كند، رأى به تقسيط مهريه صادر و ميزان اقساط ماهيانه را نيز مشخص مى كند. رأى صادره قابل تجديدنظرخواهى است، چنانچه پس از مدتى از پرداخت اقساط، وضعيت مالى زوج تغيير يافته و سير نزولى پيدا كند، به نحوى كه قادر به پرداخت اقساط مقرر نباشد، با دادخواست مجدد مى تواند تقاضاى كاهش اقساط مهريه را نيز بنمايد. دادگاه با بررسى مجدد و استماع نظر شهود و نيز ساير اوضاع و احوال پرونده و در نظر گرفتن وضعيت فعلى مرد و حقوق ماهيانه و... دوباره رسيدگى و در صورت احراز خواسته وى، رأى به كاهش اقساط صادر مى كند. وفق ماده ۹۶ قانون اجراى احكام مدنى مصوب سال ۵۶ از حقوق و مزاياى كاركنان سازمان ها و مؤسسات دولتى يا وابسته به دولت و شركت هاى دولتى و شهردارى ها و بانك ها و شركت ها و بنگاه هاى خصوصى و نظاير آن در صورتى كه داراى زن يا فرزند باشند، ربع والاثلث توقيف مى شود، چنانچه به موجب رأى دادگاه مهريه تقسيط شده نظر به اينكه اقساط مهريه با در نظر گرفتن وسع مالى زوج و ميزان درآمد از جمله حقوق ماهيانه وى تعيين مى شود، لذا به نظر مى رسد توقيف يك چهارم از حقوق ماهيانه بدهكار (زوج) علاوه بر پرداخت اقساط مهريه (سكه) برخلاف منظور قانونگذار است.
متقابلاً اگر وضعيت دارايى مرد متحول و بهتر شده است يا مالى اعم از منقول و يا غيرمنقول خارج از مستثنيات دين كسب كرده است، زن مى تواند با معرفى مال در اجراى حكم صادره اوليه يعنى پرداخت يكجاى مهريه اقدام و مال مورد نظر را معرفى و توقيف كند.
چنانچه شوهر از پرداخت اقساط مهريه و يا كل مهريه امتناع كند، وفق ماده ۲ قانون نحوه اجراى محكوميت هاى مالى مصوب سال ۷۷ مجلس شوراى اسلامى، دادگاه مديون را الزام به تأديه دين مى كند و چنانچه مالى در دسترس باشد آن را ضبط و به ميزان محكوميت از مال ضبط شده استيفاء مى كند و در غير اين صورت بنا به تقاضاى محكوم له، ممتنع را در صورتى كه معسر نباشد، تا زمان تأديه حبس خواهد كرد.
والسلام


|   شناسنامه   |   آرشيو   |