دوشنبه ۲۷ تير ۱۳۸۴ -
Mon, Jul 18, 2005
ويژه ۱
۳۱۹۴
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
نگاه
نگاه
آقاى خاتمى، آقاى رئيس جمهور
اكرم ديدارى
آقاى خاتمى، آقاى رئيس جمهور، حاج آقا. هميشه به هر شيوه اى بود دوست داشتم كه با صداى بلندم، بلندتر از همه صدايتان كنم. گاهى اوقات هر سه اين عناوين را پشت سر هم مى گفتم. گاه هر كدام را سه بار مى گفتم. براى هر مصاحبه خبرى تان، حداقل هفت يا هشت سؤال را فقط در ذهنم طراحى مى كردم آخر عادت نداشتم كه سؤال هايم را بنويسم. از بين آنها، سه يا چهار سؤال را گلچين مى كردم. تا اولين قدم را از در شيشه اى نهاد بيرون مى گذاشتيد، مى دويدم. مضطرب بودم كه وقت مصاحبه زود بگذرد. شما شروع به سلام و احوالپرسى مى كرديد و من آهنگ كلمات تان را مى شمردم تا زودتر احوالپرسى تان به پايان برسد. ببخشيد كه اين را مى گويم اما راستش همين بود. از اين بابت شرمنده ام! حرف آخر كلامتان را كه مى شنيدم، شروع مى كردم: آقاى خاتمى، آقاى رئيس جمهور، حاج آقا… يادتان هست كه همه خبرنگاران مى آمدند دورتان حلقه مى زدند؟ مى دانم يادتان هست. نمى توانستيد تكان بخوريد. يادتان هست كه يك دفعه ضبط صوت هاى خبرنگاران آن قدر به دهان شما چسبيده بود كه نمى توانستيد حرف بزنيد؟ مى دانم كه يادتان هست. فقط همان دفعه بود كه يك ذره لحن حرف زدنتان با خبرنگاران با هميشه فرق كرد.
گفتيد اگر مى خواهيد جواب سؤال ها را بدهم ضبط صوت ها را يك ذره عقب ببريد تا بتوانم حرف بزنم. يك دفعه، همه خبرنگاران به دست هايشان نگاه كردند. دست هاى همه خبرنگاران به هم گره خورده بود. به سختى كه عقب كشيديم فهميديم كه چقدر اذيتت كرده بوديم. مطمئنم كه آن دفعه هر كدام از خبرنگاران در دلش به خودش قول داد كه دفعه بعد اين طور نكند. اما داستان ما هر دفعه همين طورى تكرار مى شد.
هميشه به هر شيوه اى سه - چهار سؤال مى پرسيدم. گاهى جواب همه اش را مى گرفتم و گاهى جواب دو سؤال. تا روزنامه كه برسم، ليد توصيفى- خبرى گزارشم را در ذهنم نوشته بودم. وارد روزنامه كه مى شدم سردبير هميشه مى آمد سراغم. حتماً او هم يادش هست كه چقدر هيجان زده بهش گزارش مى دادم كه مهم ترين سخنان تان چه بود.
دوستان تحريريه هم حتماً يادشان هست كه با يك سلام و احوالپرسى جدى سر جايم مى نشستم و تندتند بدون اينكه با كسى حرفى بزنم، شروع مى كردم به نوشتن گزارش سخنان شما.
همكاران گروه سياسى عادتم را مى دانستند. تا گزارشم تمام نمى شد جرأت نمى كردند كه از من سؤال كنند. يك دفعه به چهار سؤالم جواب داده بوديد. چهار سؤال بحث برانگيز در فضاى آن روزها. دستم خيلى پر بود وقتى وارد روزنامه شدم. در راه همه اش از خودم مى پرسيدم كه اين هنر من بود يا هنر شما كه چهار پاسخ اختصاصى رئيس جمهور كشور را براى روزنامه آورده ام. الان مى بينم كه هنر شما بود. هنر شما بود كه به من اجازه مى داد بى وقفه صدايتان كنم. هنر شما بود كه به سؤال ها با طمأنينه پاسخ مى داديد. هنر شما بود كه هيچ سؤالى را بى پاسخ نمى گذاشتيد. هنر شما بود كه حتى با ارتباطات غيركلامى به سؤال ها پاسخ مى داديد. هنر شما بود كه ما بوديم و مى پرسيديم. همه ما فقط دستمان به شما مى رسيد. از هر جا دلمان مى گرفت به شما گلايه مى كرديم.
آن قدر به شما گلايه كرديم و آن قدر شما به گلايه ما گوش سپرديد كه كم كم يادمان رفت شما شنونده گلايه ما از ديگران هستيد.
كم كم شروع كرديم به گلايه كردن از خود شما. در اين هشت سال، ما فقط دستمان به شما مى رسيد. شما اما دوباره گلايه شونده خوبى بوديد… چقدر دورم. چقدر دلتنگم. كاش زمان به عقب برمى گشت. كاش مى شد يك بار ديگر با صداى بلندم، بلندتر از همه صدايتان كنم: «آقاى خاتمى، آقاى رئيس جمهور، حاج آقا…»
* خبرنگار پيشين شرق در حوزه دولت
خاتمى از نگاه مردم
*** بسيارى از انسانها مرهون آزادى اند اما خاتمى شخصيتى است كه تعميق آزادى و مردم سالارى دينى مرهون اوست. او فرزند با صفا، صميمى و صادق امام و انقلاب بود
حبيب
*** خاتمى، رئيس جمهور روشنفكرى بود كه به سخنان همه ما توجه مى كرد. او در خدمت اسلام، بشريت و آزادى بود.
من، ما و بشريت او را دوست داريم.
خاتمى به تاريخ ايران مى پيوندد.
برايش دعا خواهيم كرد.
محسن اسماعيلى
*** با سلام، مى خواستم بگويم آقاى خاتمى يك گوهر در ميان ايرانيان بود كه بعدها مى فهميم اين گوهر را چه آسان از دست داديم. آقاى خاتمى طى ۸ سال فصل جديدى در رفتار مردم ايجاد كرد. پس من و تو اگر در اين مدت قدرناشناس خاتمى بوديم بعدها از كار خود پشيمان مى شويم.
على ترابى
*** هشت سال پيش مردى در مجلس قسم  خورد كه بايستد و از آتش نترسد. مردى با لبخندى فروتن و صبور، مردى قسم مى خورد كه بسيارى از هم قسم هايش عهد خود را شكستند. مردى كه به او پشت شد، مردى كه خلع يد شد، مردى كه تنها ماند، رها شد ولى رها نكرد. هشت سال پيش خاتمى صبور، ايرانى را به دوش كشيد كه هنوز از جنگ زخمى بود و در ترميم اين زخم ها ناتوان مى نمود. ايرانى كه نه با كسى دوست بود و نه همسايه اى داشت كه رسم همسايگى كند. ايرانى كه تنها بود و گويى با همه دشمن، در ذهن مردم دنيا، ايران و ايرانى برابر جنگ و ترور و وحشت بود. هر روز نااميدتر، خسته تر، فقيرتر، كمتر، نياموخته، فرارى تر، تنهاتر ... پاسخ انتظار، اميد و آرزوهاى يك ملت بر دوش مردى سنگينى مى كرد كه خيلى چيزها را مى دانست، ولى خيلى چيزها را نمى گفت. بار سنگين ايران با تمام كوره ها و دره هايش، با درياها و كويرهايش، دشت ها و جنگل ها و بيابان هايش، آدم هايش، بر سينه او نشسته بود. وقتى ۴ سال پيش دوباره آمد و گفت مى آيم چون شما مى خواهيد! پير شده بود ولى ايستاده بود. شما را ديدم آقاى خاتمى. من و همه ديديم. هنوز ايستاده ايد. بعد از آن همه اشك هاى ريخته شده، بغض هاى فروخورده، عهدهاى شكسته، دستهاى واپس كشيده، هنوز ايستاده ايد. امروز شايد خاتمى تنها باشد ولى ايران ۸۴ از ايران ۷۶ سرفرازتر است، زيباتر است، اميدوارتر، داناتر و هوشيارتر است. خيلى چيزهاى ايران امروز از سينه خاتمى روييد و جان گرفت... در ايران بعد از خاتمى همه بايد حرف از مردم سالارى، شايسته سالارى و سرفرازى بزنند. چون شما به مردم آموختيد كه از ايران سرفراز مى آييد و ايران و ايرانى بايد سرفراز باشد... آقاى خاتمى عزيز، صلاحيت و توان شمردن آنچه را كه در اين هشت سال انجام داده ايد را ندارم. چنين هدفى را هم دنبال نمى كنم. تمام آنچه را كه مى خواهم بدانيد آن است كه هنوز هم هستند كسانى كه هشت سال پيش را فراموش نكرده اند. هنوز هستند بعضى كه خاتمى را با بغضش، صبرش، خستگى اش، تلاشش و تمام عشقش به ايران و ايرانى فراموش نمى كنند و برتر از همه، خداى اين بعضى ها كه خداى خاتمى است، شاهد بر تمام آنهاست.
راما و عليرضا رضوانى
*** خاتمى دارد مى رود. كسى كه هشت سال رئيس جمهورمان بود. هشت سال كه برايمان تجربه اى متفاوت بود. مدحش را نمى گويم. ولى اخلاق حكم مى كند كه خدماتش را قدر بدانيم و كوتاهى هايش را هم ... اما مى دانم كه او مى رود و ما حتماً حتماً حسرت كسى مانند او را خواهيم خورد. پيشنهاد مى كنم برايش بنويسيم. از هر احساسى كه نسبت به او داريم. اگر برايمان نامه اى براى فردا نوشت ما هم برايش نامه اى براى هميشه بنويسيم.
هادى
*** هشت سال چه زود گذشت! چه اميدها كه برآورده نشد و نيز چه تحول پايدارى كه شكل گرفت. اين واقعيت زندگى است. همانطور كه آموزگار ادب در ابتداى كار گفت، دوران قهرمانى هاى فردى به پايان رسيده است و اكنون كه به تبعيت از اصول دموكراسى، با خاتمى مهربان و بزرگ خود لااقل در جايگاه كنونى اش خداحافظى مى كنيم، دردى مضاعف داريم چه خوب شروع شد و چه بد به پايان مى رسد! مخصوصاً كه احتمال دارد زندانى انديشه، نتواند درد جانفرساى اين روزها را تحمل كند. نه روحش، بل جسمش را مى گويم. كاش مى شد به بهانه اى و به طريقى، اكبر گنجى آزاد باشد تا اين دوران با چنين خاطره تلخى به پايان نرسد.
عليرضا قره باغى
*** اى گل ما اندكى آهسته تر تا ببوسم صورتت
...و سرانجام به پايان هشت سال مديريت مردى رسيديم كه از نسل آفتاب بود و از سرزمينى پر از گل هاى محمدى. آرى آمدنش مظلومانه بود و رفتنش هم مظلومانه. او آمده بود نشان دهد قدسيت از آن خداست، او را خاتمى نهادند چون مانند جدش خاتمى شد بر نگين ايران زمين، او را محمد نام نهادند چون به حقيقت محمد بود و صابر. او آمده بود تا ادامه دهد راه محمد را، تا ادامه دهد راه على را و او آمد تا ادامه دهد راه روح الله موسوى خمينى. او مردانه آمد و مردانه هم مى رود، اما با تمام غربت و مظلوميتش، همچو نگينى مى درخشد بر انگشتر ايران زمين. نمى دانم اگر سكوت كرديم و همراهيش نكرديم گفتند بى وفاييم زمانى كه از او جانانه دفاع كرديم گفتند منافقيد اى خدايا فرياد و اشك ما را بنگر و تو شاهد باش كه خون به دلمان كردند اين كج انديشان. هرچه بود ديگر شاهد تصوير و سيماى نورانى اش نيستيم چه دلگير است زمانى كه سيماى تو را نبينيم و چه سخت است صداى گرفته تو كه خبر از درد سنگينى كه بر قلب توست نمى شنويم اما بدان سيد اگر روزى برسد كه بايد كفن بپوشيم و از راه آزادى و انديشه ناب اسلامى و انديشه تو دفاع كنيم كفن پوشان به ميدان خواهيم آمد و دفاع خواهيم كرد. سيد خاتمى بمان و به تو مى گوييم كه منتظريم در ۴ سال بعد... يگانه ايران، يكه تاز مردانگى ؛ دوستت داريم و به تو عشق مى ورزيم
پوريا توماس
بازبينى درساختارسازمان ملل
220260.jpg
مترجم : اكبرحسن زاده
تهديدهاى امروز نيازمند همكارى جهانى گسترده عميق و پايدار است بنابراين كشورها بايد براى مقابله با تروريسم و عدم گسترش سلاح هاى هسته اى پرهيز از جنگ و همزمان ارتقاى حقوق بشر و دموكراسى و توسعه سيستم امنيت دسته جمعى را به وجود آورند و سازمان ملل نيز بايد جدى ترين بازبينى را در اين زمينه داشته باشد.
آسيب پذيرى همگانى
تهديد بزرگ ترين مانع براى همكارى و تعامل بين الملل است، معتقدم اين تهديدات نبايد دولت ها را به ناديده گرفتن اولويت ها وادار سازد به عنوان مثال فقر مردم گرفتار در جنگ هاى داخلى ممكن است باعث شود آنها به تروريسم گرايش پيدا كنند، تجاوز و آزار زنان در درگيرى ها و جنگ ها باعث شيوع ويروس ايدز مى شود.
هيچ دولتى نمى تواند به تنهايى در برابر اين تهديدات از خود دفاع كند مواجه با چالش هاى امروز به همكارى وسيع، عميق و جهانى نيازمند است زمانى كه دولت  ها با هم ديگر تعامل و همكارى داشته باشند مى توانند دولت هايى كه منشور سازمان ملل متحد را در سال ۱۹۴۵ تدوين كرده اند اين واقعيت ها را مد نظر داشته اند.
بنيانگذاران سازمان ملل مى دانستند امنيت و توسعه و حقوق بشر به طور تفكيك ناپذيرى با هم مرتبط هستند بنابراين آنها سازمانى را بنيان گذاردند كه احترام به حقوق بشر بنيادين را تضمين كند و شرايطى را فراهم سازد كه در آن عدالت و حاكميت قانون حفظ شود و همانطور كه منشور عنوان مى كند توسعه اجتماعى و استانداردهاى زندگى بهتر توأم با آزادى ارتقامى يابد.
آزادى در منشور سازمان ملل- يعنى آزادى هاى سياسى اوليه براى همه انسان ها. از زمان حملات ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ مردم دنيا اين موضوع را احساس كردند كه ناامنى جديدى صرف نظر از ثروت و جايگاه افراد دنيا را تهديد مى كند و اينك درك مى كنيم كه امنيت رفاه و در واقع آزادى ما نسبت به هم تفكيك ناپذيرند.
در ماه هاى اخير لزوم مطالعه جدى درباره چالش هاى جهانى موجود را لازم دانسته با حضورى طرح عالى رتبه ۱۶ نفره نيز هيأتى مركب از ۲۵۰ كارشناس كه تدوين طرح عصر طلايى سازمان ملل را صورت دهد و برنامه اى را تدوين نمايند كه فقر جهانى را در سال آينده به نصف تقليل دهند. با مطالعه دقيق اين دو گزارش و مشورت با كشورهاى عضو سازمان سعى كردم طرح اصلى را براى مرحله اى جديد از همكارى جهانى و اقدام دسته جمعى پيشنهاد دهم.
گزارش من تحت عنوان «آزادى بيشتر» دولت ها را براى شركت در اجلاس رهبران جهان در جهت تقويت اقدامات دسته جمعى، تدوين استراتژى واقعى جهانى براى توسعه، بهبود و تقويت آرمان حقوق بشر و دموكراسى در همه دولت ها و تثبيت مكانيزم هاى جديد براى حصول به آرمان ها و تحقق آنها كه در سپتامبر ۲۰۰۵ در كارگزارى هاى سازمان ملل برگزار خواهد شد، دعوت مى كند.
پاسخگويى دولت ها به شهروندان خود، دولت ها به همديگر، نهادهاى بين المللى نسبت به اعضا و نسل حاضر به نسل هاى آينده براى موفقيت ما اساسى است. با اشاره به موارد مذكور، سازمان ملل بايد بازبينى فراگيرى را در تاريخ ۶۰ ساله عملى كند. رهبران جهان بايد براى دستيابى مجدد به آرمان هاى پيمان سانفرانسيسكو (كه منشور و اصول سازمان ملل در آن تدوين شد) و برداشتن گام هاى استوار براى يك پيمان جديد جهانى جهت توسعه آرمان آزادى بيشتر اقدام كنند.
رهايى از ترس
نقطه شروع براى يك اجماع و توافق جديد بايد پيرامون نگاه به تهديدات اصلى موجود در جامعه جهانى صورت پذيرد، اين خطرات به استثناى جنگ بين دولت ها، خشونت هاى داخلى، جرائم سازمان دهى شده، تروريسم و سلاح هاى كشتار جمعى را نيز شامل مى شود كه خطرات جدى همچون فقر، بيمارى هاى مسرى، وضعيت هاى بد محيطى از جمله آنها هستند، اين موارد مى تواند به دولت ها به عنوان واحدهاى اصلى نظام بين الملل صدمه وارد نمايد همه دولت ها، فقير و ثروتمند، قوى و ضعيف، به سبب منافعى كه در سيستم اقدامات دسته جمعى براى آنها وجود خواهد داشت در همكارى عليه همه تهديدات عمل خواهند كرد، اساس چنين سيستمى بايد به گونه اى باشد كه براى جلوگيرى از تبديل تهديدات بالقوه به تهديدات قريب الوقوع عمل كنند.
اقدام در سه زمينه فورى به نظر مى رسد اول اين كه بايد مطمئن شويم هرگز تروريسم مصيبت بار به عنوان يك واقعيت وجود خارجى پيدا نكند، در اين راستا ما بايد از يك قوه منحصر به فرد، توسعه جهانى و قدرت موجود در سازمان ملل استفاده كنيم. سازمان ملل تا به حال ۱۲ پيمان بين المللى را بر ضد تروريسم به تصويب رسانده اما بايد يك پيمان فراگير منعقد شود كه تروريسم را در هر نوع غيرقانونى تلقى كند. دولت ها در قبال برخورد با شهروندان مخالف خود نمى توانند آن گونه كه مى خواهند برخورد كنند. آسيب رساندن به شهروندان مخالف هنجارهاى بين المللى به حساب مى آيد، رهبران جهان بايد در سايه تعريفى از تروريسم با هم متحد شوند كه به طور شفاف مانع حمله و تجاوز به حقوق شهروندان و غيرنظاميان شوند و دولت ها در برخورد با تروريسم بايد به آن قوانين و تعهداتى كه شوراى امنيت براى آنها منظور نموده پايبند باشند. دوم اين كه بايد در قالب يك مديريت بيولوژيكى، شيميايى و به خصوص سلاح هاى هسته اى، فضاى جديدى را براى تنفس همه انسان ها فراهم آوريم و در اين راستا بايد از تكثير سلاح هاى هسته اى جلوگيرى كنيم و آنها را از دست تروريست هاى خطرناك خارج سازيم. اولويت سوم اين است كه در حاكم نمودن صلح در مناطق درگير جنگ جدى باشيم، موفقيت ما در اين زمينه به چيزهايى بستگى دارد جنگ هاى داخلى كه به واسطه موافقتنامه هاى صلح به پايان رسيده بود به طور اسفبارى در ۵ سال اخير دوباره آغاز شده اند كه نتايج مصيبت بارى را به دنبال داشته است نمونه بارز آنها آنگولا و روآندا است. در سازمان ملل پيشنهادى را مبنى بر تشكيل كميسيونى به نام «كميسيون ايجاد كننده صلح» داده ام كه اين كميسيون نقش پايان دهنده به جنگ هاى داخلى را ايفا مى كند.
شوراى امنيت سازمان ملل بايد براى مواجهه با تهديدات پيش روى از طريق اصلاح منشور تقويت شود. حاكميت دولت مسؤوليت هايى همچون حمايت از شهروندان در برابر نسل كشى كشتارهاى انسانى و قتل و عام را به دنبال دارد و زمانى كه دولت ها در قبال اين وظايف با مشكل مواجه شوند موضوع به صحنه بين المللى كشيده مى شود و چنانچه اين موضوعات به نقطه حاد رسيده باشند اقدام شوراى امنيت اجتناب ناپذير مى شود و به صورت عملى وارد خواهد شد.
زندگى در آرامش
ما بايد مسؤوليت حمايت از شهروندان در مقابل تهاجمات گسترده به حقوق انسانى را به عنوان يك نياز بسيار مهم بپذيريم و اين نياز به مديريت بين المللى بهتر را ايجاب مى كند. لذا ما بايد حاكميت قانون را در همه اقدامات سازمان ملل جارى و سارى سازيم، تعهد جلوگيرى از جنگ بايد يك اصل باشد كه اين تعهد در قبال كاهش فقر و بخصوص درگيرى و جنگ بين دولتها نيز اعمال شود. سازمان ملل به عنوان نهادى است كه اعلاميه جهانى حقوق بشر و دو ميثاق حقوق بشر بين المللى را رسماً منتشر كرده كه كمك بزرگى به حقوق بشر نموده است ولى اين نهاد در حال حاضر تضمين جدى براى حمايت از حقوق نمى تواند باشد. كميسارياى عالى حقوق بشر سازمان ملل براى نظارت بر حقوق بشر با فقدان بودجه و ظرفيت كافى مواجه است. اداره كميسارياى عالى هم در زمينه سياسى و هم در زمينه مالى به كمك بيشترى نياز دارد. كميسيون حقوق بشر ديگر چندان اعتبارى ندارد زيرا دولتها عضويت در اين كميسيون را بيشتر براى كسب پرستيژ و دور ماندن از انتقاد دولتها دنبال مى كنند. زمان براى اصلاح واقعى نزديك است. كميسيون بايد به يك شوراى حقوق بشر جديد تبديل شود. اعضاى اين شورا بايد به طور مستقيم توسط مجمع عمومى انتخاب شوندو تعهد خود را در برابر معيارها و استانداردهاى بالاى حقوق بشر دنبال كنند. اصول حقوق بشر و دموكراسى موجود در بيانيه جهانى حقوق بشر مصوب ۱۹۴۸ روح تازه اى به تمام نهادها در هر گوشه از جهان دميده است. امروزه دموكراسى به واسطه حاكم شدن هنجارها و نرم هاى بين الملل بيشتر از گذشته مورد پذيرش است. سازمان ملل در تلاش براى پايان دادن به استعمارگرى و تضمين حاكميت مستقل به دولتها كمك نموده تا آزادانه سرنوشت خويش را رقم زنند. سازمان ملل حمايت مجزايى براى انتخابات در بيشتر كشورها را داشته است كه نمونه هاى اخير در بيشتر از ۲۰ منطقه شامل افغانستان، فلسطين، عراق و بوروندى است و زمانى كه انتخابات در فرايند دموكراتيك نباشد نظارت سازمان ملل براى پيشبرد انتخابات گسترش پيدا مى كند. در مراحل بعد، بايد همكارى جهانى بين كشورهاى فقير و ثروتمند وجود داشته باشد. برنامه هايى كه سه سال قبل در كنفرانس بين الملل سرمايه گذارى براى توسعه كه در اجلاس مونترى در مكزيك برگزار گرديد مطرح شد موافقتنامه اجلاس به طور جدى بر اصول دوجانبه مسؤوليت پذيرى و پاسخگويى متمركز گرديد، آن موافقتنامه بر مسؤوليت هر كشور براى توسعه داخلى خود و كمك كشورهاى ثروتمند به كشورهاى فقيرتر تأكيد جدى دارد.
در سپتامبر آينده همه كشورهاى در حال توسعه بايد متعهد شوند كه تا سال۲۰۰۶ استراتژى واقعى خود را براى رسيدن به توسعه مناسب تدوين نمايند، هر كشورى بايد ابعاد كليدى دلايل فقر فراگير را ترسيم نمايد و از آن براى ارزيابى نيازهايش، ارزيابى سرمايه گذارى عمومى لازم و تحول در سرمايه گذارى در چارچوب برنامه ۱۰ساله، گسترش استراتژى هاى كاهش فقر در طول ۳ تا ۵سال استفاده كند.
نوع كمكهاى كشورهاى ثروتمند بايد در راستاى دستيابى به بازار سرمايه و كمك به توسعه عمرانى كشورهاى فقير متمركز شود كه اين كمكها بعد از اجلاس مونترى، نتايج قابل توجهى را به دنبال داشته است ولى كشورهاى در حال توسعه بايد استراتژى هاى خود را براى رسيدن به درآمد ناخالص ملى ۷درصد در طول برنامه ۱۰ساله يعنى تا سال۲۰۱۵ و تضمين ۵درصد سود تا سال۲۰۰۹ را داشته باشد.
دميدن روح تازه به سازمان ملل
اگر سازمان ملل وسيله اى است براى حل چالش هاى امروز و فرداى كشورها، براى تقويت كارايى و پاسخگويى به اصلاحات جدى نياز است. در ماه سپتامبر، بايد تصميمات در مجمع عمومى و شوراى اقتصادى - اجتماعى براى راهبردى تر كردن كارها گرفته شود، در عين حال بايد در ايجاد نهادهاى جديد همچون كميسيون ايجادكننده صلح تعمق كنيم و نهادهايى همچون شوراى قيموميت را كه مدت طولانى است كه نيازى به وجود آنها نيست، را حذف كنيم. هر اصلاحى در سازمان به طور كامل به سرانجام نخواهد رسيد مگر با اصلاح شوراى امنيت. دو مدل براى افزايش اعضاى اين شورا از ۱۵ به ۲۴ نفر در دستور كار است. مدل اول ايجاد ۶كرسى دائمى و سه كرسى غيردائم جديد و ديگرى ايجاد ۹كرسى جديد غيردائمى. كليه اعضاى سازمان مى توانند تا زمان اجلاس سپتامبر، برنامه هاى پيشنهادى خود پيرامون اين طرحها را ارائه دهند. در كنار اين كارها بايد اصلاحات پيرامون دبيرخانه، تعدادى از آژانس ها، بودجه و برنامه هاى سازمان صورت پذيرد. سازمان ملل بايد در جهت پاسخگويى خود به كشورها اقدام جدى صورت دهد و اين انديشه را در ذهن كشورها حاكم نمايد كه در جهت حفظ امنيت و منافع آنها قدم برمى دارد.
من اصلاح بسيارى از معيارها را در رويه هاى دبيركل سازمان همچون استقلال عمل و انعطاف پذيرى را به عنوان تغييرات ضرورى و الزامى مى دانم، دبيركل بايد مسؤوليت پذيرى خود را در قبال شفافيت در كار و پاسخگويى دنبال كند.
زمان تصميم گيرى
براى دعوت كليه اعضاى سازمان جهت انجام اصلاحات طولانى مدت در تاريخ تشكيل اش طرح موضوعاتى كه اقدامات دسته جمعى را تضمين نمايد ضرورى به نظر مى رسد. ضرورت همكارى جهانى نسبت به گذشته بيشتر احساس مى شود در غير اين صورت آسيب پذيرى هاى گذشته تداوم پيدا خواهد نمودو مشكلات گذشته زندگى ميليونها انسان را تهديد خواهد نمود.
جهان وابستگى متقابل و ارتباط ميان دولتها در صورتى تضمين خواهد شد كه دولتها بر خواسته هاى انفرادى تأكيد نورزندو با ارتباط متقابل سربلندى را براى خود به ارمغان بياورند. امروز برخلاف گذشته حقوق فقرا با حقوق ثروتمندان يكسان است. درك آشكار فقرا و كشورهاى در حال توسعه براى امنيت جهان توسعه يافته داراى اهميت است. رالف بونچ از آمريكا به عنوان اولين مقام سازمان ملل براى دريافت جايزه صلح نوبل اظهار داشت كه موجوديت سازمان ملل نه فقط براى حفظ صلح است، بلكه براى ايجاد تغيير بدون خشونت. سازمان ملل منافعى را در جهت حفظ وضع موجود ندارد. مأموريت سازمان ملل در قبال صلح زمانى مى تواند محقق شود كه همه دولتها اقتدار و حاكميت خود را مسؤولانه دنبال نمايند، با خطرات داخلى قبل از آنكه شهروندان خود يا شهروندان دولتهاى ديگر را تهديد نمايد، برخورد كنند. توانايى دادن اختيار به شهروندان براى انتخاب نوع زندگى، آنگونه كه خود دوست دارند زندگى كنند و به طور خلاصه سازمان ملل بايد همه مردم جهان را به سمت «استانداردهاى بهتر زندگى با آزادى بيشتر» رهنمون سازد. اجلاس ماه سپتامبر افق پيش روى ما براى حركت كردن در اين مسير است.
منبع: اينترنت


|   شناسنامه   |   آرشيو   |