|
كوفى عنان و اصلاحات در سازمان ملل
«كوفى عنان» دبيركل سازمان ملل متحد به مناسبت همايش بين المللى اصلاحات در سازمان ملل متحد كه روزهاى يكشنبه و دوشنبه در دفتر مطالعات سياسى و بين المللى وزارت امورخارجه در تهران برگزارشد، پيامى را ارسال كرد. اين پيام به وسيله «ادوارد مورتيمر» مدير بخش ارتباطات دفتر كوفى عنان قرائت شد. شما در لحظه اى مهم براى ملل متحد و درحقيقت براى جامعه جهانى گردهم آمده ايد. درست درماه پيش، شصتمين سال امضاى منشور ملل متحد را جشن گرفتيم. اما افكارمان متوجه آينده است و نه گذشته. ما عميقاً مشغول بحث و گفت وگو درباره اين هستيم كه چگونه پاسخ دسته جمعى خود و نهادهاى مشتركمان را با نيازهاى دنيايى كه به سرعت درحال دگرگونى است، هماهنگ كنيم. ابتدا اجازه دهيد تأكيد كنم هيچ پيشنهاد اصلاحاتى، به هراندازه مهم، نبايد ما را از وظايف ضرورى مشخصى كه برعهده داريم، دور كند به ويژه نياز به حل درگيرى هايى كه به درازا كشيده و حصول اطمينان از اينكه كشورهايى كه درمرحله دشوار گذار قراردارند، حمايت موردنيازشان را دريافت كنند. به همين دليل است كه سازمان ملل متحد براى برقرارى صلح وثباتى كه بر مبناى دولتى مستقل و دموكرات در افغانستان و عادلانه و بادوام بين فلسطينيان و اسرائيلى ها. ايران سهمى مهم در پيداكردن راه حل براى بسيارى از اين مشكلات دارد، درست به مانند سهم اين كشور در يافتن پاسخ دسته جمعى ما به چالش هاى جهانى. اينجانب مشتاقانه منتظر ادامه همكارى با مسؤولان جمهورى اسلامى زيرنظر رئيس جمهور منتخب، عاليجناب محمود احمدى نژاد هستم، همانگونه كه با دولتى كه در آستانه پايان كار خود است، انجام داده ام و اميدوارم افتخار ملاقات ايشان را در اجلاس جهانى سران ۲۰۰۵ كه در نيويورك درماه سپتامبر برگزارخواهدشد را داشته باشم. ما هم اكنون درميانه تلاشى دشوار براى اصلاح مفاهيم، ساختارها و فرايندهايى هستيم كه به وسيله آنها به عنوان جامعه اى بين المللى كارمى كنيم، تا بهتر بتوانيم پاسخ هاى دسته جمعى مؤثر را به نيازهاى دولت ها و اشخاص در سراسر جهان تدارك دهيم. اجلاس سران، فرصتى منحصر به فرد تنها براى انجام چنين اقدامى است. به همين دليل، در ۲۱ مارس برابر با نوروز ايرانيان، اينجانب مجموعه پيشنهادهاى جامعى براى بازسازى درگزارش خود با عنوان «با آزادى بيشتر: به سوى توسعه، امنيت و حقوق بشر براى همه» ارائه كردم. ماه گذشته، رئيس مجمع عمومى، پيش نويس سندى را ارائه داد كه حاوى دستاوردهاى سياسى است كه به اعتقاد وى، رؤساى كشورها و دولت ها ضرورى است بتوانند درباره آن در اجلاس سران به توافق برسند. آن سند به تمامى موضوعات عمده مى پردازد و منعكس كننده نكاتى است كه ازسوى دولت هاى عضو طى چندماه بحث و گفت وگو حاصل شده است. مشورت هاى بيشتر درحال حاضر بر مبناى اين پيش نويس درحال انجام است و گمان مى كنم نسخه اى جديد از آن در اواخر اين هفته موجودخواهدبود. دستور كار اصلاحات براى ايران همانند ساير كشورها در منطقه شامل منافعى حياتى است و من معتقدم تشريك مساعى عمده اى مى تواند از جانب شما صورت پذيرد. به عنوان نكته آغازين، اجازه دهيد اهميت فرهنگ صلح و نياز به ايجاد و تقويت آن در هر دو سطح ملى و بين المللى را يادآور شوم. ما بايد خود و جوامع خود را آموزش دهيم تا از كليشه بندى هاى يكديگر فراتر برود و از مقوله بندى هاى ساده انگارانه كه موجب تشديد عدم تفاهم مى شود و مشكلات جدى فراهم مى كند كه قابل حل نيستند، پرهيز كنيم. به همين دليل، هنگامى كه ايران نخستين بار پيشنهاد گفت وگوى تمدن ها را در سال ۱۹۹۸ ارائه داد، اينجانب قوياً از تلاش ها براى ترويج آن به وسيله سازمان ملل متحد، حمايت كردم و كماكان به اين اقدام ادامه خواهم داد. هر فرهنگ صلحى به وسيله توسل به تروريسم تهديد مى شود؛ امرى كه ايران همانند بسيارى از ديگر كشورها تجربه دست اولى از آن داشته است. تروريسم، برخاسته از دين يا ايدئولوژى به خصوصى نبوده است و به همين ترتيب، هدف آن تنها كشورهايى خاص يا مردمى خاص نيست. همگى ما اهداف بالقوه آن هستيم و حقيقتاً بايد به عنوان جامعه اى بين المللى با اين پديده مقابله كنيم. براى اين اقدام ضرورى است درباره اينكه چگونه آن را تعريف كنيم به توافق نظر برسيم و كنوانسيون جامعى كه براساس آن، همه انواع تروريسم غيرقانونى خواهدبود را تصويب كنيم. درحالى كه من كاملاً نسبت به حساسيت ها و ملاحظات موجود دراين باره آگاه هستم، معتقدم بايد بتوانيم درباره اينكه حق قانونى مردم براى مقابله با اشغال خارجى نمى تواند و نبايد شامل حق كشتن به عمد يا مثله كردن شهروندان و غيرنظاميان شود، توافق كنيم. ما همچنين بايد فرهنگ احترام كامل به حقوق بشر ايجاد كنيم. اگر مى خواهيم جايگاه حقوق بشر را آنچنان كه در منشور ملل متحد براى آن تعيين شده است، احياكنيم، نيازمند آغاز نو هستيم. تأسيس شوراى حقوق بشرى كه حمايت گسترده اى از سراسر جهان از آن به عمل مى آيد، راه طولانى براى احياى اعتبار تشكيلات حقوق بشر بين المللى در پيش رو دارد. به نظر من فرهنگ احترام به حقوق بشر بايد شامل قبول مسؤوليت در حمايت از جمعيت شهروندان در مقابل نسل كشى، پاكسازى قومى و ساير اينگونه جنايات شنيع باشد. اين مسؤوليت در ابتدا و بيشتر از همه متوجه دولتهاى مستقل است. همان گونه كه نياز است، جامعه بين المللى از راه ابزار ديپلماتيك، انسان دوستانه و ساير ابزار صلح آميز به دولتها كمك كند تا اين مسؤوليت را انجام دهند. اگر، تنها اگر چنين ابزارهايى ناكام بمانند و به نظر آيد دولتى كاملاً ناتوان بوده يا نمى خواهد به مسؤوليت خود تن دهد، جامعه بين المللى به عنوان آخرين اقدام بايد بپذيرد كه مسؤوليتى مشترك دارد تا اقدامى دسته جمعى از راه شوراى امنيت سازمان ملل متحد انجام گيرد. معتقدم اجلاس سران، مناسبتى است كه در آن اين مفهوم مسؤوليت براى حمايت و رويكرد پياپى كه با خود همراه دارد را پذيرا شود. هنگامى كه اصولى كه براساس آن جامعه بين المللى قصد اقدام كند، واضح باشد، به نفع تمامى دولتها خواهد بود. همچنين اين اصول، زمينه را براى مداخلات انسان دوستانه يكجانبه به وسيله كشورها ياگروهى ازكشورها از بين مى برد و در نتيجه موجب كاهش اينگونه مداخلات مى شود. بخشى مرتبط كه نياز به توضيح بيشتر دارد، قوانين حاكم بر استفاده از زور به وسيله كشورها است. اجازه دهيد تأكيد كنم هيچ كس پيشنهادى براى تغيير ماده۵۱ منشور نداده كه حافظ حق مسلم دفاع منفرد و دسته جمعى است چنانچه حمله مسلحانه عليه يك عضو سازمان ملل صورت پذيرد تا وقتى كه شوراى امنيت اقدامات لازم براى حفظ صلح و امنيت بين المللى به عمل آورد. مى دانم كه اين نكته اى بسيار حساس براى ايرانيان است، زيرا زمانى كه ايران در سال۱۹۸۰ مورد حمله قرار گرفت و ايران براى حق دفاع از خود تنها گذاشته شد، شوراى امنيت در اتخاذ تصميم ناكام ماند. اما هنگامى كه پيشنهاد استفاده از زور به ميان مى آيد، نه در دفاع از خود در مقابل حمله اى حتمى يا واقعى، بلكه در برخورد با تهديدى پنهان يا غيرمحتمل، معتقدم تصميم نبايد از سوى كشورهاى خاص، بلكه به گونه اى دسته جمعى از سوى شوراى امنيت اتخاذ شود كه يكى از نيت هاى سازمان ملل متحد مندرج در ماده يك منشور است يعنى «اقدامات دسته جمعى مؤثر براى جلوگيرى و برطرف كردن تهديدات عليه صلح» را برآورده كند. من پيشنهاد كرده ام كه شوراى امنيت بايد تصويب قطعنامه اى كه اصول راهنما براى گرفتن چنين تصميماتى را ارائه مى دهد، تصويب كند. اما مباحثات در اين مورد قبل از اينكه به وسيله شوراى امنيت مورد توجه قرار گيرد، نياز به ادامه گفت وگو در جلسه اى ديگر دارد. در همين حال، ناكامى اخير كشورهاى عضو معاهده عدم تكثير سلاحهاى هسته اى در به توافق رسيدن طى كنفرانس بررسى ۲۰۰۵ علتى عينى براى بذل توجه است. در عين حال، الزامات اصلى و حقوقى كه به وسيله معاهده ارائه شده است، همچنان مورد حمايت كامل قرار دارند. اين معاهده همچنان سنگ بناى كنترل تسليحات جهانى و رژيم خلع سلاح با مفاهيم مهمى براى گسترش باقى مى ماند. معتقدم اجلاس سران فرصتى حياتى به ما براى تأييد اين اصول و تجديد تعهد تمام كشورها به خلع سلاح و عدم تكثير هسته اى مى دهد. ما بايد بر مسأله طولانى مدت خلع سلاح تمركز نماييم، به ويژه زمانى كه با شصتمين سالگرد استفاده از سلاح هاى اتمى در هيروشيما و ناكازاكى مصادف است. اجلاس سران همچنين فرصتى براى دستيابى به اجماع گسترده درباره ساير مسائل مهم مانند دسترسى به چرخه سوخت هسته اى در راستاى حقوق و الزامات دولت هاى عضو زير نظر معاهده و تصويب پروتكل الحاقى سازمان بين المللى انرژى اتمى به عنوان معيار جهانى جديد براى رسيدگى و كنترل فراهم مى آورد. مى دانم كه اين موارد و ساير مسائل قوياً مورد توجه ايران است. در اين زمان به ويژه تمامى دولتهاى عضو معاهده نياز به خويشتندارى عظيم در بهره بردارى از حق خود براساس معاهده دارند. به عقيده اينجانب بايد تأكيد بر ادامه گفت وگوى سازنده به عنوان مطمئن ترين راه براى دستيابى به توافق صورت پذيرد. اين موارد و ساير پيشنهادها درباره امنيت و حقوق بشر بايد در موقعيت گسترده اصلاحات نگريسته شود، يعنى شرايطى كه در آن توسعه مقام والايى دارد. اخيراً اقدامات مهمى به وسيله اتحاديه اروپا و گروه۸ در زمينه توسعه اعلام شده است. تمامى كشورها چه توسعه يافته و چه در حال توسعه بايد سهم خود را در تضمين اينكه از زمان حال تا سال۲۰۱۵ مبارزه با فقر و امراض به سطح جديدى برسد، ادا كنند. ما نيازمند تلاش سراسر جهانى هستيم براى رسيدن به اهداف توسعه هزاره طى دهه آتى و ضمانت اينكه منافع جهانى شدن بيشتر به گونه اى مساوى تقسيم شود. دوستان من، ما طرح بلندپروازانه اصلاحات و نوسازى را آغاز كرده ايم. سهم زيادى براى همه وجود دارد. تمامى آنچه انجام مى دهيم، به اعلاميه هزاره برمى گردد كه اميدهاى بشريت را براى جهانى پرمنزلت، عادلانه تر و ايمن تر به خود جذب مى كند. همان گونه كه پيش از اين نيز اشاره كردم، جامعه بين المللى بر سر دو راهى رسيده است؛ يك راه به جهانى بى نظم، از هم پاشيده به دليل درگيرى و محصور در فقر ختم و راه ديگر موجب همكارى و همبستگى فزاينده جهانى مى شود. اينجانب تمامى شركت كنندگان در اين هايش را ترغيب مى نمايم تا همه تلاش خود را به كار گيرند تا اطمينان حاصل كنند كه ما از اجلاس سران در ماه سپتامبر براى تعهد قاطعانه خود در مسير دستيابى به راه دوم استفاده كنيم.
|