گزارش و عكس ها: مهدى يساولى
چند ماه پيش خبر رسيد نمايشگاهى از آثار تاريخى ايران در عصر هخامنشى با عنوان «امپراتورى از ياد رفته ايران هخامنشى» در موزه بريتانيا از شهريور ماه ۸۴ به مدت ۴ ماه براى معرفى فرهنگ و تمدن ايران در عصر هخامنشى آغاز به كار مى كند. براى اين كار، قراردادى ميان سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى ايران و موزه بريتانيا بسته و مقرر شد مقدمات اين نمايشگاه در تابستان ۸۴ فراهم آيد. با شروع عمليات اجرايى گزينش و بسته بندى اشيا در ۴ موزه ملى ايران، تخت جمشيد، رضا عباسى و آبگينه و سفالينه، خبر رسيد كه بدنه كارشناسى سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى با اعزام اشياى منحصر به فرد، نفيس، حجيم و آسيب پذير به خارج از كشور مخالف و خواستار آنند كه بررسى هاى كارشناسانه دقيقى در اين زمينه صورت گيرد. در راستاى اين تحركات، جمعى از شهروندان و دوستداران ميراث فرهنگى كشور در تماس با برخى رسانه ها از جمله «ايران» به اين اقدام اعتراض كرده و بر آن بودند كه فرستادن اشياى نفيس به جاى مانده از يك تمدن پرافتخار و باشكوه به كشورى خارجى براى شركت در نمايشگاه موجب وهن شؤون تاريخى يك كشور است و هيچ كشور صاحب تمدن و تاريخى اين كار را نمى كند. در پى اين اعتراضات و سپس خبرهايى كه در برخى رسانه ها منتشر شد، مسؤولان موزه ملى ايران اعلام كردند قصد خارج كردن اشياى نفيس را ندارند و تنها چند شىء كوچك در نمايشگاه موزه بريتانيا حضور مى يابند. اما با وجود اين نه تنها اعتراضات كاهش نيافت، بلكه خبرهايى مبنى بر تحركات پنهانى براى خروج برخى اشياى نفيس مربوط به تمدن هخامنشى شنيده شد. همچنين گفته مى شد ميان اعضاى هيأت كارشناسى اموال فرهنگى- تاريخى سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى و برخى مسؤولان اجرايى اين سازمان درباره گزينش اشيا اختلافاتى بروز كرده است. پيگيرى ها نشان مى داد كه اعضاى هيأت كارشناسى اموال فرهنگى- تاريخى به شدت با خروج اشياى نفيس، حجيم، منحصر به فرد و آسيب پذير مخالفند، اما تعهداتى كه ايران در قرارداد با موزه بريتانيا متضمن اجراى آنها شده بود، مديران سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى را برآن داشته كه به هر ترتيب برخى از اين اشيا را در نمايشگاه موزه بريتانيا شركت دهند. در نتيجه پيش از اعلام نظر رسمى هيأت كارشناسى كه اواخر هفته گذشته بيان شد، موزه ملى ايران شروع به گزينش سؤال برانگيز برخى از آثار نفيس كرد. گزارش ها بيانگر آن است كه در هفته هاى گذشته جان كرتيس، رئيس موزه بريتانيا، همراه با برخى كارشناسان و مرمتگران انگليسى در موزه ملى ايران حاضر شده و بررسى روى اين آثار را آغاز كردند. مهم ترين اثرى كه مورد توجه اينان قرار گرفت و اصرار زيادى بر حضور آن در نمايشگاه داشتند، اسفنكس (تركيب حيوان و انسان) بود كه از دهه هاى پيش در كنار پلكان كاخ آپادانا به ديوار موزه نصب شده بود. پس از شكافتن نقطه اتصال اين مجسمه نفيس با ديوار متوجه شدند كه اسفنكس از ديوار جدا شدنى نيست و اين كار به نابودى آن مى انجامد، از اين رو سريعاً از كار دست كشيده و با بى دقتى كناره هاى اين اثر نفيس تاريخى را گچ گرفتند! پس از آن ۳ اثر ديگر شامل مجسمه پنه لوپه، سگ سنگى و پنجه شير در نظر گرفته شد كه سرانجام با وجود مخالفت هاى هيأت كارشناسى (و نهايتاً موافقت مصلحتى) اين آثار بسته بندى شده و برابر در ورودى موزه در جعبه هايى سوار شدن بر هواپيماى عازم لندن را انتظار مى كشند. اين تحولات در حالى صورت گرفته كه برخى از مديران ميانى سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى كه اين اقدامات زير مجموعه آنان انجام مى شود، به طور كلى از تحولات بى خبرند. مسعود نصرتى مدير كل موزه هاى اين سازمان در گفت وگو با «ايران» از وجود اشياى نفيس در كاروان اعزامى به موزه بريتانيا اظهار بى اطلاعى كرد و تأكيد كرد كه قرار نبوده چنين اشيايى از كشور خارج شوند. اين در حالى است كه اكنون جاى مجسمه پنه لوپه، سگ سنگى و پنجه شير در موزه ملى ايران خالى است و اين ۳ اثر نفيس تاريخى در جعبه هاى بسته بندى شده در ورودى موزه ملى ايران منتظر انتقال به موزه بريتانيا هستند. متن كامل گفت وگوى «ايران» با مدير كل موزه هاى سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى در ادامه آمده است كه حاوى نكات جالبى است:
آقاى نصرتى! قرار نبود اشياى نفيس و حجيم جزو كاروان اعزامى باشد.
ارتباط ما با حوزه جهانى و معرفى فرهنگ و تمدن ايرانى به جهانيان بسيار مهم است، اما بسيارى از اين ها، اشيايى اند شاخص، مهم و شكننده كه يك سرى ضوابط نقل و انتقال به ما اجازه نمى دهد آنها را حركت دهيم، خوب ما هم اين كار را نمى كنيم.
پس چرا مجسمه پنه لوپه، سگ سنگى و پنجه شير كه اشياى ارزشمند و حجيمى اند براى انتقال بسته بندى شده اند.
براى اين كار گفتيم به جاى برخى اشيا، مولاژ آنها را تهيه كرده و بفرستند ولى آنها كه قابليت دارند و بسته بندى خوبى شده و شكنندگى ندارند، فرستاده مى شوند.
شما اين روزها موزه ملى رفته ايد؟ يك بالابر بزرگ وسط موزه است براى بلند كردن اين اشياى حجيم، همچنين پشت اسفنكس (تركيب انسان و حيوان) را كنده و سپس گچ گرفته اند، اين اشيا در فهرست بوده يا خير؟
والله چه عرض كنم! يك سرى چيزهايى براى مديريت موزه نيز هست. با رئيس موزه ملى ايران چندروز پيش صحبت داشتيم ولى حالا شما چيزهاى ديگرى مى گوييد ... چه عرض كنم.
ما براى تمام اينها عكس و سند داريم.
خب چرا قبلاً نگفتيد؟
براى اين كه همين يكى دو روزه گرفتيم، حالا اگر ممكن است موضع رسمى تان درباره اين رويدادها را بگوييد.
يك مقدارى بايد تأمل كنيم كه صحبت و مذاكره اى با رئيس موزه ملى ايران كنم.
كى جواب مى دهيد؟
بعداً!
همچنين در تماس ديگرى با «محمد عطريانفر» معاون امور فرهنگى و ارتباطات سازمان ميراث فرهنگى ، وى اختلاف ميان هيأت كارشناسى اموال فرهنگى - تاريخى با مسؤولان موزه ملى ايران را تأييد و اعلام كرد: «بنا داريم از نظرات هيأت كارشناسى دفاع كرده و بهره بگيريم.» وى از توضيح بيشتر در اين زمينه خوددارى كرد.
تا آخرين ساعات كارى موزه ملى ايران در هفته گذشته اين دستگاه بالابر عظيم در تالار هخامنشى موزه قرار داشت. البته اين سازه فلزى جزو آثار كشف شده از امپراتورى بزرگ هخامنشى نيست، بلكه براى انتقال آثار سنگى حجيم و سنگين هخامنشى از بزرگترين موزه ايران به جعبه هاى عازم موزه بريتانيا در برابر ديد گردشگران داخلى و خارجى قرار گرفته است. اين بالابر كه وظيفه بلندكردن مجسمه پنه لوپه، سگ سنگى و پنجه شير را برعهده داشته ، يقيناً در آينده به خود افتخار خواهد كرد كه بيش از يك هفته سعادت همنشينى با آثار تاريخى ۲۵۰۰ساله را در بزرگترين و قديمى ترين موزه ايران داشته است!
|
|
|
خط سفيدى كه در محل تلاقى اسفنكس (تركيب انسان و حيوان ) با بخشى از ديوار موزه ملى مشاهده مى كنيد، حاصل تلاش مرمتگر انگليسى موزه بريتانيا است كه البته بعداً براى جلوگيرى از حساسيت ها به پاى يك مرمتگر ايرانى گذاشته شد. داستان از اين قرار است كه با وجود تمام مخالفت هاى كارشناسى و مردمى با فرستادن اين شى ء منحصر به فرد تاريخى به موزه بريتانيا، رئيس اين موزه به همراه يك خانم مرمتگر با هماهنگى رئيس موزه ملى ايران، سراغ اين اثر رفته و كاوش خود را آغاز كردند، اما درميانه كار متوجه شدند هرگونه تكانى اثر سنگى را از هم فرو مى پاشد، در نتيجه با مقدارى گچ بنايى سريعاً اثر را به حالت اوليه برگرداندند! نكته جالب: يكى از راهنمايان موزه ملى به «ايران» مى گفت كه اين اقدام چنان كارمندان موزه ملى را ناراحت كرده بودند كه هيأت انگليسى مجبور به ترك محل شدند.
|
|
|
و سرانجام ، داستان بدين جايى ختم مى شود كه در عكس مى بينيد. البته اشتباه نكنيد، اينها صندوق و جعبه نيستند، مجسمه پنه لوپه، سگ سنگى و پنجه شيرند كه براى ديدن آنها چشم دل بايد داشت. اينها منتظرند تا يك سفر ماجراجويانه را به پايتخت بريتانياى كبير آغاز كنند. خدا را چه ديدى شايد در برگشت بسته ها جا به جا شد، هواپيما سقوط كرد و ...!