چهارشنبه ۲۹ تير ۱۳۸۴ -
Wed, Jul 20, 2005
گزارش
۳۱۹۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
ماجرا
مرگ  در  تله نفتى تهران
220539.jpg
شيده لالمى
فرياد هاى او ميان باتلاقى از نفت،از قير مذاب ناشنيده ماند. زمين عبوس بود. زمين سياه و گداخته بود.
سماجت زمين، «محمد» را در باتلاقى از نفت، از تفت روغن هاى داغ فرو برد. نه پاى رفتن، نه راه بازگشتن. زمين سرسختانه با زندگى مى جنگد. در دشت هاى سوخته از آفتاب از رهگذران انتقام مى گيرد. ناله هايشان را در فراخى دشت هاى برهوت ذوب مى كند.
۷۱ كيلومترى جاده قديم تهران - قم، زمين در انزوا تبعيد شده است. روى خاك هاى تب كرده از آفتاب، سرپناهى نيست.اينجا در جاده هاى يكرنگ و بى رمق، تصوير راه گم مى شود. زمين در انحصار فنس هاى زنگ زده است.در بيابان هاى خالى از زندگى، تابلوهاى پريده رنگ جاى خانه ها را گرفته اند. آنها هشدار مى دهند كه منطقه «نظامى» است. اما هشدار نمى دهند در زمين شرحه شرحه شده از آفتاب، پشت هر سايه اى، وحشتى به كمين نشسته و زمين براى رهگذران نالان و عرق ريزان تله هاى نفتى مى گذارد.
پنج كيلومترى فرودگاه امام، پشت فنس هاى فلزى، روغن هاى داغ و قير مذاب زمين را به باتلاقى مرگ زا تبديل كرده است. اينجا ضايعات نفتى، موجى گرم در خون بيابان جارى مى كند و پشت مناطق ممنوعه، سربازان را به بند مى كشد. ديوارهاى نظامى بلندند. پشت اين ديوارها، زمين شوره زار ياس نيست ؛ گود سياه نفت و مازوت است.
«جنازه اش را از همين گودال نفتى بيرون آوردند. شدت چسبندگى مواد به حدى بود كه مجبور شدند از بيل مكانيكى استفاده كنند.مثل اينكه هشت روز اينجا مانده بود.»
سايت موشكى ،۳ محصور در زمين هاى باير، بى درخت و پر حرارت است. شاهدان واقعه، اطلاعات بيشترى ندارند.آنها تنها مى دانند كه «محمد» براى خروج از پادگان به سمت خودرو حامل ناهار حركت كرده و ظهر سى ام خرداد از آنها جدا شده است. آنها مى گويند، ظهر كه مى شود ضايعات نفتى زير تابش مستقيم نور خورشيد، مذاب تر، داغ تر مى شود و حتى اگر مسير حركت آن فراهم باشد، در زمين هاى اطراف به راه مى افتد.
پيكر«محمد»،بيست و سه ساله، اواخر تير امسال در شرايطى كه تنها دو ماه به پايان خدمت سربازى او مانده بود؛ در سايت موشكى ۳ در يك گودال مواد نفتى كشف شد.
«ما مطمئن نيستيم كه او بر اثر افتادن داخل اين ضايعات فوت كرده باشد،يعنى سربازى كه چند سال در اين پادگان خدمت كرده محدوده هاى اطراف آن رانمى شناسد؟»
«طاهره صديق»، مادر محمد اينها را مى گويد. او كه اين روزها در صدد پيدا كردن مسببان مرگ فرزندش است، مى پرسد:«چرا بايد چنين فضايى در پادگان وجود داشته باشد، به فرض اينكه محمد دراين گودال افتاده، يعنى نبايد مسؤولان دور آن را محصور مى كردند ؟»
باتلاق ضايعات مواد نفتى، گودالى به مساحت ۲۰ تا ۳۰ متر است. اين گودال بين دو برج ديده بانى، در پرت ترين قسمت منطقه نظامى قرار گرفته است. بررسى ها نشان مى دهد ضايعات نفتى موجود در آن ۹۰ سانتى متر تا يك متر عمق دارد.
«سال هاى طولانى ضايعات نفتى در اين محدوده تخليه مى شد، شايد بيشتر از دو دهه، اما چند سالى هست كه متوقف شده است.»
اين گفته يكى از مسؤولان شهردارى حسن آباد است كه تمايلى به ذكر نام خود در روزنامه ندارد.
آغاز اقدامات غيرقانونى براى تخليه ضايعات نفتى در زمين هاى پيرامون جاده قديم، تهران - قم، به سال هاى ابتدايى دهه ۶۰ باز مى گردد. هرچند اهالى منطقه مى گويند:«خيلى سال است كه تانكرها اينجا نفت و روغن تخليه مى كنند؛ شايد از سال هاى قبل از جنگ...»
دور بودن محل تخليه ضايعات نفتى از محل سكونت مردم حسن آباد، مهمترين عامل در تداوم اين اقدام غير قانونى طى سال هاى طولانى بوده است.هنوز هم بسيارى از آنها از مرگ يك سرباز وظيفه در باتلاق مواد نفتى در همسايگى خود بى خبرند.آنها به خاطر ندارند واقعه مشابهى اين شهر كوچك در ميانه جاده قديم قم را سياهپوش كرده باشد.
«عبدى»، رئيس كلانترى حسن آباد هم اين گفته ها را تأييد مى كند:«چنين حادثه اى در سال هاى گذشته گزارش نشده است. اين قسمت از شهر، محل رفت و آمد نيست. سال ها محل جمع آورى زباله و نخاله بوده است. مواد نفتى هم اينجا تخليه مى شد. ممكن است ضايعات متعلق به پالايشگاه نفت تهران باشد.»
كوتاه ترين زمانى كه ساكنان شهر حسن آباد از تخليه ضايعات نفتى در منطقه به خاطر دارند، دست كم از ۲۰ سال پيش است.
چنانچه مى گويند:«تا وقتى كه پادگان اينجا نبود هفته اى چند بار تانكرها را مى ديديم اما چند سالى است كه پادگان اجازه رفت و آمد در آن محدوده را ممنوع كرده است.»
آنها تانكر هاى بزرگ حامل ضايعات نفتى را به خاطر دارند كه بارها با گذر از جاده خاكى شهرشان، روغن هاى مسموم را بر قلب زمين تخليه كرده و رفته اند.مردم اينجا عادت كرده كه هفته اى چند بار به بدرقه خودروهاى آلاينده شهرشان بروند. آنها اما نمى دانند مواد شيميايى و اسيدى چيزى از پيكر محمد باقى نگذاشته بود.
«محمد» كه در باتلاق روغن هاى داغ گرفتار شد، سايت موشكى ساعت ها به سوگ نشست.آبى پوشان نيروى هوايى حسن آباد، زمين آغشته به نفت را نفرين كردند و زمين تانكرهاى حامل ضايعات نفتى را. مسؤولان منطقه نظامى كه هشت روز پس از مرگ سرباز وظيفه از وجود پيكر سوخته او در باتلاق مواد نفتى باخبر شدند، اما حالا مى گويند:«اين موضوع خارج از حوزه و حريم پادگان است.» به گفته خانواده «محمد رشيد»، مسؤولان پادگان مسؤوليتى در قبال اين حادثه نمى پذيرد.
بخشى از زمين هاى موجود در حاشيه حسن آباد، سال ۱۳۸۰ در اختيار سايت موشكى ۳ ( نيروى هوايى ارتش جمهورى اسلامى ) قرار گرفت. به گفته برخى منابع آگاه در شهردارى، از همين زمان با حضور پادگان يك شبه مسير ورود خودروهاى شهردارى و تانكرهاى حامل آلاينده هاى نفتى اين محدوده،ممنوع شد. شايد از همين روست كه مسؤولان اين پادگان معتقدند مسؤوليتى در مورد اين واقعه ندارند.
آنها ناظر عمليات نيروهاى امداد آتش نشانى در دورافتاده ترين قسمت پادگان خود بودند و ديدند كه چطور شدت چسبندگى مازوت، خروج پيكر سوخته سرباز وظيفه شان را غير ممكن كرده بود.پيكر او سرانجام با لودر ( پس از ۹ ساعت ) بيرون كشيده شد. مقامات ارشد پادگان، شهردار حسن آباد را ديدند كه چگونه نتيجه تخليه طولانى مدت ضايعات نفتى را در قلب زمين طى اين همه سال نظاره مى كرد.
«سيد كاظم آشتيانى»، آخرين شهردار حسن آباد است كه زمان فعاليت او مصادف با فعاليت پادگان در منطقه بوده و در نتيجه هيچ تانكرى اجازه ورود به اين منطقه را براى تخليه مواد خطرناك دريافت نكرده است. او نمى داند ضايعات نفتى،اين روزها كدام منطقه را به باتلاقى مرگ زا با زمينى عبوس و گداخته تبديل مى كند. او از مسؤولانى است كه گفت و گو با خبرنگاران را دوست ندارند.
از ديدگاه «آشتيانى» هم،اين محدوده خارج از حوزه نظارت شهردارى است و مسؤوليتى متوجه اين دستگاه نيست. مسؤولان شهردارى معتقدند اين زمين خارج از محدوده شهربوده و نظارت بر آن خارج از محدوده وظايف شهردارى و رسيدگى به اين آلودگى از جمله وظايف سازمان محيط زيست است. با اين همه شواهد مستند ديگرى نشان مى دهد همين دستگاه كه اكنون اين منطقه را خارج از محدوده نظارتى خود مى داند، در سال هايى نه چندان دور با دريافت وجوهى از شركت هاى متخلف راه را براى ورود تانكرهاى حامل مواد نفتى و تخليه ضايعات آنها در اين محدوده هموار كرده است.
«محمد رضا آهنگرانى»، شهردار اسبق حسن آباد، اين روزها را به خاطر دارد.
اوست كه مى گويد:«قرار بود دور اين محوطه را فنس بكشند و منطقه حفاظت شده اعلام شود. مى دانم وضعيت آنجا خيلى نامناسب است.»
به گفته «آهنگرانى» در سالهاى مديريت او بر شهردارى حسن آباد، شركت هاى متخلف ضايعات نفتى را به طور پراكنده در زمين هاى حاشيه شهر مى ريختند و در همين سالها ( ۷۵ و ۷۶ ) مقرر شد تنها در يك محدوده خاص (محدوده فعلى پادگان ) با گودبردارى و حفر يك گودال ( باتلاق فعلى )، ضايعات نفتى و روغنى تخليه شود. هزينه گودبردارى نيز به عهده شركت ها گذاشته شده بود.
او با يادآورى اين اقدام تأكيد مى كند:«شهردارى اين منطقه خارج از مسؤوليت هايش را ساماندهى كرده است، نبايد اين دستگاه را مقصر بدانيد.»
او اگرچه نام شركت هاى متخلف را به خاطر ندارد اما به ياد مى آورد كه هفته اى دو تا سه تانكر ضايعات در اين محدوده تخليه مى شده است. آهنگرانى مى گويد پالايشگاه نفت تهران، نقشى در آلوده شدن اين محدوده به مواد نفتى ندارد.
با اين همه منابع آگاه، از شركت هاى «ايرانول» در شور آباد و «مهران شيمى» در جاده خاوران به عنوان متخلفان احتمالى اين فاجعه زيست محيطى نام مى برند.به گفته اين منابع اين شركت ها با پرداخت ماهيانه ۲ تا ۳ ميليون تومان به شهردارى، مجوز غير رسمى براى تخليه ضايعات نفتى در زمين هاى حاشيه حسن آباد دريافت مى كردند.
حافظه مردم حسن آباد هرچه قدر هم كوتاه مدت باشد، هنوز پاييز سال ۶۵ را به خاطر مى آورند كه آتش سوزى گسترده در محل هاى تخليه ضايعات نفتى چگونه آنها و ديگر ساكنان شهرهاى همسايه را چهارم آبان سال ۶۵ خانه نشين كرد. آن روز آسمان «باران سياه» برسرشان باريد. انگار اينگونه به ظلم انسان نسبت به زمين پاسخ گفت. مدير كل محيط زيست استان تهران جزو معدود افرادى است كه آن روزها را خوب به خاطر مى آورد.
«محمد حسن پيراسته»، محل تخليه ضايعات نفتى را چنان دقيق مى شناسد كه نشانه هاى آن را جز به جز تشريح مى كند و مى گويد:«حتى به خاطر دارم كه سال ۶۵ اين ضايعات آتش گرفت و در نتيجه ابر سياهى تهران و شهرهاى اطراف را پوشاند كه منجر به بارش باران اسيدى شد كه به «باران سياه» معروف است.»
او باز هم تكرار مى كند: «بله؛ ما از تخليه مواد نفتى در منطقه با خبر بوديم اما اين منطقه، محدوده حساسى نيست. اينجا از نظر آب هاى زير زمينى بامشكلى مواجه نيستيم. معارضى نداشتيم و شاكى هم نبود. طبيعى است كه نيروهاى ما به كارهاى مهمترى پرداختند.پالايشگاه نفت تهران به دليل نفوذ يك ميليون و ۴۴۰ هزار متر مكعب مواد نفتى به آب هاى زيرزمينى، ۲۰۰ ميليارد ريال جريمه شد، اين موضوع هم به جاى خود راه حل دارد. ما پيگيرى مى كنيم.»
«پيراسته» به مردم اميدوارى مى دهد. به آنهايى كه ۲۰ سال و اندى با سايه تانكرهاى سياه، تانكرهاى عبوس، زندگى كردند. آنها كه ديدند خودروهاى مرگ زا بى صدا، در خفا آمدند، رفتند و زمين را در نفت،در تفت روغن هاى داغ فرو بردند.
بعد از اين هم باز، باران هاى زهر بر كاريز هاى ويران خواهد ريخت و زمين رهگذران نالان را به بند خواهد كشيد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |