پنجشنبه ۳۰ تير ۱۳۸۴ -
Thu, Jul 21, 2005
حوادث
۳۱۹۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
مهرگان
ماجرا
تصميم شوم «رامين» براى عشق يكطرفه
220683.jpg
> جوان عاشق پس از قتل
دختر مورد علاقه اش ـ صوفيا ـ اقدام به
خود زنى كرد اما زنده ماند
گروه حوادث ـ دختر جوان وقتى به اصرارهاى پسر عاشق پيشه اعتنايى نكرد و به عشق يك طرفه پاسخ منفى داد، تصور نمى كرد فاجعه اى مرگبار در پيش باشد.
در جريان اين حادثه خونين، پسر جوانى پس از نااميدى از ازدواج با دختر مورد علاقه اش، سناريوى مرگ او را به تحرير درآورد.بنا به اين گزارش، ساعت ۱۶ و ۳۰ دقيقه عصر روز سه شنبه ۲۸ تير ماه سال جارى در حالى كه دو كارمند جوان يك ماهنامه اجتماعى در حوالى پيچ شميران خيابان شريعتى پس از خريدن وسايل مورد نيازشان وارد بن بست ريحانه شده بودند تا به دفتر مجله بازگردند، قبل از آنكه زنگ در مجله شان را به صدا درآورند، با فريادهاى تهديدآميز پسر جوانى روبرو شدند كه با كارد بلندى كه در دست داشت، آنها را تهديد مى كرد.
جوان مسلح قبل از آنكه دو دختر جوان موفق به عكس العملى شوند، به طرف يكى از آنان هجوم برده و با وارد آوردن چندين ضربه كارد او را خون آلود نقش بر زمين كرد.در حالى كه دختر جوان در مقابل در ورودى ساختمان با مرگ در جدال بود، با فريادهاى كمك خواهى همكارش، چند تن از همسايه ها به خيابان دويدند.جوان ضارب وقتى ديد راه گريزى ندارد، با وارد آوردن ضربه اى به شكم خود اقدام به خودزنى كرد.دقايقى بعد با تماس تلفنى يكى از همسايه ها، اكيپى از مأموران كلانترى ۱۰۷ فلسطين به سرعت خود را به محل حادثه رسانده و با پيكر خون آلود دختر و پسر جوان در حالى روبرو شدند كه در چند قدمى هم روى زمين افتاده بودند.با انتقال دو جوان مجروح به بيمارستان تحقيقات پليسى درباره چگونگى وقوع حادثه آغاز شد.زن جوانى كه از همكاران دختر مجروح است و از لحظه وقوع حادثه شاهد عينى ماجرا بود، از سوى مأموران تحت تحقيق قرار گرفت.وى در اين باره گفت: من و «صوفيا» براى خريد وسايل مورد نيازمان به سر كوچه رفته بوديم. پس از دقايقى وقتى داشتيم به دفتر مجله برمى گشتيم، ناگهان پسر جوانى را در مقابل خود ديديم كه با كارد بلندى ما را تهديد مى كرد.فكر كردم او كيف قاپ يا زورگير است. هنوز نتوانسته بوديم حرفى به او بزنيم كه ناگهان به طرف «صوفيا» حمله كرد. من حال خوشى نداشتم و به خاطر نمى آورم در آن لحظات چه حرفى مى گفت. او پس از وارد آوردن چند ضربه به نقاط مختلف بدن همكارم، قدمى به عقب برداشت. در همين لحظه تعدادى از همكاران و همسايه ها با فريادهاى من بيرون آمده بودند. پسر جوان ناگهان با كاردش ضربه اى به شكم خود وارد كرد و روى زمين افتاد.به گفته اين زن «صوفيا» از دو ماه قبل توسط خواهرش كه از كارمندان باسابقه ماهنامه است، براى كار در قسمت اجرايى نشريه معرفى و مشغول به كار شده بود.در حالى كه با انتقال پيكر مجروحان حادثه به بيمارستان تيم جراحى عمليات خود را براى نجات جان آنها آغاز كرده بودند، دختر جوان روى تخت بيمارستان جان سپرد، ولى پسر جوان نجات يافت.اين جوان مهاجم وقتى به دستور بازپرس حسينى، از شعبه هفتم دادسراى جنايى تهران تحت بازجويى قرار گرفت، در جملات كوتاهى انگيزه خود از حمله به دختر جوان را انتقام گيرى ذكر كرد.وى ادعا كرد از دو سال قبل اين دختر را مى شناسم و چند بار از او خواستم تا با هم ازدواج كنيم، ولى او هميشه پاسخ منفى مى داد و من را يك مزاحم مى خواند.به همين دليل وقتى پس از چند بار صحبت با او نتوانستم نظرش را در اين باره تغيير دهم، تصميم به اين كار گرفتم.در همين راستا يكى از بستگان «صوفيا» نيز گفت: «رامين» از مدتى قبل به شيوه هاى مختلف براى اين دختر مزاحمت ايجاد مى كرد. بارها در خيابان او را تعقيب مى كرد و حتى چند روز قبل از اين حادثه در نزديكى خانه مان به او حمله كرده و وى را مورد كتك كارى قرار داده بود.حتى در اين باره با پليس ۱۱۰ هم تماس گرفتيم، ولى ترتيب اثرى به خواسته ما داده نشد.به گزارش خبرنگار ما، در حالى كه به دستور بازپرس رسيدگى كننده به پرونده يك گروه از مأموران پليس كلانترى ۱۰۷ فلسطين جوان ضارب را تحت مراقبت و نظر خود قرار داده اند، با طرح شكايتى از سوى خانواده «صوفيا» - قربانى حادثه - تحقيقات پليسى و جنايى در اين باره ادامه دارد.
«آرش» تسليم شد
220692.jpg
گروه حوادث ـ «آرش»، جوان تيراندازى كه از سوى پليس، قاتل خطرناك شناخته شده است، پس از دو ماه زندگى پنهانى با نامزدش با پاى خود نزد بازپرس ويژه قتل رفت.
اين پسر جوان از ساعت ۱۹ و ۳۰ دقيقه پنجشنبه ۲۹ ارديبهشت ماه سال جارى وقتى در كيلومتر ۸ جاده مخصوص تهران - كرج حوالى پارك چيتگر مأمور گشت پليس را به شهادت رساند، تحت تعقيب قضايى و پليسى قرار گرفته بود.بنا به اين گزارش، غروب روز تيراندازى مرگبار در غرب تهران وقتى مأموران گشت پليس چهار جوان را سوار بر پرايد سياه رنگى ديدند، تصور نمى كردند يكى از آنان جوانى خطرناك است و دست به جنايتى هولناك خواهد زد.وقتى در بازرسى از پرايد، چهار قبضه شمشير و يك اسلحه قلابى به دست آمد، مأموران به راننده جوان دستبند زدند، سپس به تعقيب «آرش» كه مى خواست فرار كند پرداختند. يكى از مأموران پليس توانست خود را به جوان فرارى برساند، اما در برابر حركات رزمى او تسليم شد و «آرش» در حالى كه اسلحه پليس را گرفته بود، پيكر بيهوش مأمور را روى زمين رها كرد و به سمت پرايدى كه با دنده عقب به او نزديك مى شد، دويد.راننده پرايد، گروهبان يكم «غلامرضا طريقى» بود كه براى هواخواهى از دوستش به سمت محل درگيرى حركت مى كرد، «آرش» با اين مأمور پليس درگير شد و با شليك ۵ گلوله به سر و صورت وى، وقتى مأمور پليس به شهادت رسيد، سوار بر پرايد گريخت.دقايقى بعد بازپرس اصغرزاده از شعبه دوم دادسراى امور جنايى تهران وارد عمل شد و به همراه تيمى از اداره ۱۰ پليس آگاهى به تجسس هاى تخصصى پرداخت. كارآگاهان با ادعاهاى دوستان «آرش»، او را شناسايى كردند و پى بردند او با دختر ۱۸ ساله اى با نام «روشنك»گريخته است.
< بن بست
بازپرس ويژه قتل براى جلوگيرى از فرار قاتل خطرناك كه با خلع سلاح كردن مأمور گشت پليس مى توانست در رويارويى با تيم هاى عملياتى به تيراندازى هاى مرگبار دست بزند، دستورات چند شاخه اى صادر كردكه در تجسس هاى پليسى همه شاخه ها به بن بست سختى خورد و هيچ رد پايى از جزئيات زندگى پنهانى «آرش» و دختر مورد علاقه اش به دست نيامد.
< آرش تسليم شد
ساعت ۱۲ ظهر ديروز - چهارشنبه ۲۹ تير ماه سال جارى - «آرش» به همراه پدرش در دادسراى امور جنايى تهران حاضر شد و دقيقاً پس از دو ماه زندگى پنهانى خود را به بازپرس ويژه قتل تسليم كرد. اين پسر جوان وقتى در برابر تحقيقات جنايى قرار گرفت، در حالى كه ابراز پشيمانى و ندامت مى كرد، گفت: «من قصدى براى به شهادت رساندن مأمور پليس نداشتم، شب جنايت وقتى به دوستم دستبند زدند، ترسيدم و به سمت ديگر اتوبان فرار كردم، اما منصرف شدم و سمت خودروى پرايد بازگشتم، به يكى از مأموران گشت التماس كردم كه من را دستگير نكند، از پدرم مى ترسيدم. او نپذيرفت و خواست من را بگيرد كه توانستم اسلحه اش را بگيرم و چند ضربه به او بزنم.وقتى مأمور روى زمين افتاد، ديدم پرايدى دنده عقب مى آيد. تصورم اين بود كه دوستانم هستند. به سمت پرايد دويدم، اما مأمور پليسى را ديدم كه با اسلحه من را نشانه رفته است. خواستم دست از سرم بردارد، وقتى نپذيرفت چشمانم را بستم و يك گلوله شليك كردم.وى افزود: «خواستم با جراحتى كه دارد پشت فرمان بنشينم كه نپذيرفت. حتى سعى كرد درهاى خودرو را قفل كند. خودم پشت فرمان نشستم با او گلاويز شده بودم كه باز گلوله شليك كردم و پا به فرار گذاشتم. همان شب به خانه پدرزنم رفتم، «روشنك» را برداشتم و از آنجا خارج شدم. ابتدا خودروام را در تهران فروختم و با ۵ ميليون تومان به شهرهاى شمالى، تبريز، اهواز و چند شهر ديگر فرار كردم و با پرداخت هزينه هاى زيادى سعى كردم پليس به مخفيگاهم پى نبرد.» «آرش» گفت: در كرج پنهان بوديم كه صبح امروز آنجا را ترك كردم. از «روشنك» در تهران جدا شدم و از پدر و مادرم خواستم در روبروى دادسرا آنان را در آغوش بكشم و الان مى خواهم خيلى سريع مجازات شوم و از همه شرمنده هستم.» بازپرس اصغرزاده با دادن هشدارهايى به خانواده ها كه جدايى پسران جوان از كانون گرم خانواده و دورى از مهر و محبت پدرانه بسيار خطرناك است، گفت: «وقتى در رديابى «آرش» به بن بست خورديم، از طريق بستگان وى توانستيم جلب اعتماد كنيم و با دادن وعده هاى اخلاقى و تهديدات قانونى، استفاده از ترفندهاى روان شناسى و استفاده از تجربه قضايى توانستيم عامل شهادت مأمور گشت پليس را وادار به تسليم كنيم .»
حادثه ها
> قرص اكس، مجلس عروس را بهم ريخت
درگيرى و قتل ناشى ازمصرف مشروبات الكلى و قرص هاى شادى بخش مراسم عروسى را در روستاى «سياوشان» شهرستان آشتيان به عزا تبديل كرد. در اين حادثه شامگاه سه شنبه شخصى به نام «محمود اميرى» كه گفته مى شود قرص اكستازى مصرف كرده بود در يك درگيرى «قاسم زينلى» را با ضربات چاقو از پاى درآورد. مأموران نيروى انتظامى پس ازاطلاع قاتل را دستگير كردند.
> جمجمه انسان ميان درختان پسته
يك جمجمه انسان در بين درختان پسته شهر رفسنجان پيدا شد.به گزارش سايت پليس شب سه شنبه شخصى به كلانترى ۱۱ رفسنجان مراجعه كرد و از وجود يك جمجمه انسان در خيابان خبر داد.با اين گزارش، مأموران انتظامى در خيابان اميركبير اين شهر حضور يافتند و از نزديك جمجمه انسانى را در ميان باغ پسته رؤيت كردند.
> تلاش ۲۰ ساله پدر براى يافتن جسد پسر
پدر يك پسر ۱۹ ساله سوئيسى كه ۲۰ سال پيش هنگام كوهنوردى بر اثر سقوط بهمن در زير برفها مدفون شده بود پس از ۲۰ سال جسد پسرش را يافت.يك مرد سوئيسى كه پسر خود را ۲۰ سال پيش هنگام كوهنوردى و بر اثر سقوط بهمن از دست داده بود پس از ۲۰ سال جست وجو براى يافتن جسد وى سرانجام جسد را از ميان برف و يخ پيدا كرد.
> «مردود» در مدارس انگليسى، مردود شد
معلمان انگليسى پس از اين حق ندارند از واژه «مردود» در امتحان استفاده كنند.
معلمان انگليسى پس از اين بايد براى جلوگيرى از ايجاد حالت افسردگى و نااميدى در كودكان و نوجوانان به جاى كلمه «مردود» در امتحان از واژه «تأخير در كسب موفقيت» استفاده كنند.
> دختر ۱۲ ساله انگليسى مى خواست كودكى را بكشد
دختر ۱۲ ساله انگليسى در بازجويى هاى پليسى اعتراف كرد كه قصد داشت يك پسر بچه ۵ ساله را به قتل برساند.وى در اعترافات خود گفت: پسربچه در خيابان پشت سر من مى آمد ولى من از او نخواسته بودم كه مرا همراهى كند. من از دست او عصبانى شدم و طنابى را برداشتم و به دور گردن او بستم و به درخت آويختم.
> پرونده خودكشى ۲دانش آموز مختومه شد
پرونده خودكشى دو دختر و پسر جوان در شهريار به دنبال مطرح نشدن شكايتى از سوى خانواده آنها، مختومه شد.در جريان اين حادثه، پسر و دختر دانش آموزى به دنبال بن بست در ازدواج با يكديگر، تصميم به خودكشى گرفته بودند.ماجراى مرگ خاموش اين دو دانش آموز روز سه شنبه ۱۴ تير ماه سال جارى هنگامى فاش شد كه مادر پسر جوان پس از جست وجوهاى بسيار با پيكر بى جان آنان در پشت بام خانه شان روبرو شد.مأموران كلانترى پس از اطلاع از ماجراى مرگ اين دو دانش آموز به همراه بازپرس ويژه قتل دادسراى شهريار در محل حادثه حاضر شده و تحقيق درباره آثار برجاى مانده در آنجا را آغاز كردند.با توجه به پيدا شدن چند عدد قرص نفتالين در كنار اجساد قربانيان حادثه، بررسى ها درباره علت مرگ دو جوان دانش آموز آغاز شد.بررسى هاى نخستين پليس و مقامات قضايى حكايت از فوت دو دانش آموز بر اثر مصرف تعدادى از اين قرص ها داشت، ولى هنوز نتيجه بررسى هاى سم شناسى پزشكان قانونى در اين باره اعلام نشده است.در همين راستا به دنبال چاپ مطالبى از قول بستگان دو دانش آموز، خانواده آنها طى گفت وگويى با خبرنگار ما تأكيد كردند كه اين گفته ها از طرف خانواده قربانيان حادثه مطرح نشده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |