جمعه ۳۱ تير ۱۳۸۴ -
Fri, Jul 22, 2005
هنر (تجسمى،موسيقى)
۳۱۹۸
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزشى
اوقات شرعى
ارتباطات
آرشيو
نگاهى به پرونده موزه - خانه پرويز تناولى
به بهانه برپايى تورهاى گروه U2
منطقه آزاد
مثل اينكه، اين ستون بالاخره كاركرد خود را پيداكرد و علاوه بر رهنمود دادن به هنرمندان و مسؤولان داخلى، موردتوجه همتايان خارجى آنها نيز قرارگرفته است.
آن طور كه به اطلاع ما رساندند، بسيارى ازهنرمندان كشورهاى ديگر، عواملى را درايران استخدام كرده اند تا به محض انتشار ايران جمعه آن را خريدارى كنند و مطالب اين ستون را مورد بررسى قراردهند.
براى مثال تونسى ها پس از اينكه خبر خلق بزرگ ترين نقاشى در ايران را در اين ستون خواندند درصدد تلافى برآمدند و به سرعت دست به خلق نقاشى طولانى ترى زدند.
انجمن هنرهاى تجسمى تونس اعلام كرد اين انجمن بزرگترين تابلوى هنرى جهان را به طول ۲‎/۵ كيلومتر خلق كرد. اين تابلو با شركت هنرمندان جهان به مدت دو هفته در تونس كشيده شد.
اين تابلوى ۲‎/۵ كيلومترى با عرض ۱‎/۵ متر به عنوان بزرگترين تابلوى نقاشى جهان درماه نوامبر در دومين اجلاس بين المللى جامعه اطلاعات در تونس نمايش داده خواهدشد و در دايرة المعارف ركوردهاى گينس ثبت خواهدشد.
براساس اين خبر، مشخص شد ادعاى ايرانى ها درخلق بزرگ ترين نقاشى به طول ۱‎/۵ كيلومتر نيز خالى بندى بود. چرا كه پيش از اين دو هنرمند انگليسى و آمريكايى با خلق تابلويى به طول ۲‎/۳ كيلومتر ركورددار بودند. اما نبايد اين خبر مايه نااميدى ايران باشد. حالا كه دعوا فقط بر سر طول نقاشى است، چرا ما ركورددار نشويم. باتوجه به امكانات طبيعى و انسانى و... كه در اختيار داريم مى توانيم بزرگترين (يعنى هم عريض ترين و هم طويل ترين) نقاشى كائنات را درحدفاصل بحر خزر و خليج نيلگون هميشه فارس خلق كنيم. حالا وقتش است كه مركز هنرهاى تجسمى كشور خودى نشان دهد.
درست است كه تونسى ها درطول نقاشى ازما جلو زدند اما شايد بتوانيم با جشنواره مجسمه هاى شنى كه قرار است در استان مازندران برگزارشود، كمى اعتماد به نفس خود را براى بازگشتن به عرصه جهانى رقابت هاى هنرى به دست آوريم. البته اين جشنواره كه صفت بزرگ را نيز يدك مى كشد هنوز زمان، مكان و حاميان مالى مشخصى ندارد. اما مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامى استان مازندران اعلام كرده است با مشخص شدن اين مسائل، جشنواره به سرعت برگزارمى شود. اميدواريم مشخص شدن اين مسائل آنقدر طول نكشد كه درساحل عاج جشنواره اى بزرگ تر از آن كار خود را آغازكند.
اما خبرى هم از شيلى بخوانيد كه مايه آبروريزى است. مدتى پيش اين خبر منتشر شد كه مجسمه برنزى «تنه آدل» اثر «آگوست رودن» (۱۹۱۷-۱۸۴۰) مجسمه ساز فرانسوى به ارزش ۴۹۰هزار دلار از موزه هنرهاى زيبا سن ديه گو دزديده شد.
اما پس از چندروز، يك پسربچه اين مجسمه را در بين گل هاى پارك پيداكرد وبا قراردادن آن دراختيار پليس مانع از آبروريزى هايى مانند آنچه در موزه مونش روى داد، شد. تا اينجاى خبر در خبرگزارى هاى ايران نقل شد اما گويا كسى به ادامه اخبار مربوط به اين حادثه كه مدتى بعد مشخص شد كارى نداشت. آنچه بعداً معلوم شد اين بود كه نه تنها يابنده مجسمه يك پسربچه نبود بلكه يك دانشجوى ۲۰ ساله هنر بود كه خودش دست به سرقت آن مجسمه زده بود.
مجموعه آثار رودن به صورت قرضى از سوى موزه رودن در پاريس دراختيار موزه هنرهاى زيباى شيلى قرارگرفته بود و اين دانشجو اعلام كرد كه براى مشخص كردن ميزان امنيت موزه دست به اين اقدام زده است. شايد بد نباشد دانشجويان ايرانى، حالا كه در تابستان به اندازه كافى وقت دارند در اقدامى هماهنگ و يكپارچه دست به بررسى ميزان امنيت موزه هاى كشور بزنند.
اگرچنين اتفاقى روى دهد شايد از آبروريزى هاى مشابه موزه مونش جلوگيرى شود. پس از دزديده شدن تابلوهاى مونش از اين موزه، كار به جايى رسيده است كه حتى سياستمداران نيز براى آن تعيين تكليف مى كنند. هفته گذشته يك حزب سياسى در نروژ به موزه مونش در اسلو پيشنهاد داد به منظور بالابردن بودجه و كنترل هزينه هاى خود، بخش هايى از مجموعه هاى خود را به موزه هاى ديگر امانت دهد. اما به نظرمى رسد، پليس چندان با اين پيشنهاد موافق نيست. چرا كه اين روش سبب مى شود شما از آن لحظه به بعد منتظر به سرقت رفتن آثارتان باشيد. چرا كه اين آثار مطمئناً سارقان را جذب خود مى كنند. اين درحالى است كه موزه مونش بدون دو تابلوى «جيغ» و «مدونا» ازچندى پيش تحت تدابير شديد امنيتى دوباره بازگشايى شد.
با رنگ ها و صداها
با وجود گذشت بيش از نيم قرن از پايان جنگ جهانى دوم، افراد بسيارى هنوز در جست وجوى آثار هنرى به سرقت رفته خود از سوى نازى هستند. حتى خود آلمانى ها نيز از اين امر مستثنى نيستند. كلود كايسرر، يكى از اين افراد است كه تلاش مى كند تابلوى «پاريس در روز بارانى» اثر پيسارو را كه يادآور ارتباط خانوادگى اش با نقاشان امپرسيونيستى بود به خانه خود بازگرداند. اين آلمانى كه در جامعه فرهنگى قبل از جنگ در برلين كرسى مهمى را به خود اختصاص داده بود، با به قدرت رسيدن نازى ها مجبور به ترك آلمان شدند و نقاشى پيسارو به دست نازى ها افتاد.
گويا كايسرر تا سال۲۰۰۰ ديگر اين تابلو نقاشى را نديد تا اينكه در آن سال، دوستش تابلوى مذكور را در يك كتاب هنرى ديد. پنج سال بعد، اين تابلو به عامل يكى از بحث هاى حقوقى بين المللى تبديل شد. چرا كه يك موزه در مادريد ادعا كرد، مالك اين تابلو است. اين تابلوى پيسارو كه قيمتى بين ۱۵ تا ۲۰ميليون دلار براى آن تخمين زده مى شود به اين سادگى ها قابل بازگرداندن به صاحب اصلى آن نيست و دعواى حقوقى بر سر آن همچنان ادامه دارد.
دزدى هنرى از هزاران سال پيش در جهان رايج بود اما در دهه هاى ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ اين سرقت به امرى رسمى تبديل شد. چرا كه در اين سالها نيروهاى نازى به طور علنى به غارت مجموعه هاى هنرى آلمان و كشورهاى اشغال شده پرداختند.
چندى پيش، اخبارى درباره نقاشى هاى «فرناندو بوترو» نقاش و مجسمه ساز مشهور كلمبيايى براساس جنايت هاى زندان ابوغريب منتشر شد. حال يكى از هنرمندان كشورمان نيز قصد دارد در ارتباط با زندانيان گوانتانامو دست به خلق مجسمه بزند. پرويز تناولى، مجسمه ساز مشهور كشورمان كه از سالها پيش خلق مجموعه مجسمه هاى «هيچ» را آغاز كرده بود، قصد دارد تازه ترين «هيچ» خود را براى زندانيان گوانتانامو خلق كند. اين اثر تازه «قفس هيچ» نام دارد و داراى ابعادى ۱۳۰سانتيمترى است و به زودى در انگلستان به نمايش گذاشته خواهد شد. ساخت اين مجسمه برنزى تا پايان اين ماه به پايان مى رسد و تناولى قصد دارد اين يادمان را در ابعاد بزرگ براى نصب در يكى از ميدانهاى افغانستان، تا سال آينده به مردم افغان هديه كند.
پس از گذشت چند ماه از نمايشگاه «باغ ايرانى» در موزه هنرهاى معاصر تهران، فريده شاهسوارانى كه با اثرى در اين نمايشگاه حضور داشت، قصددارد فيلمى درباره «باغ ايرانى»بسازد. آخرين اثر اين هنرمند با نام «مونترا» در خانه هنرمندان به نمايش گذاشته شد و فيلم تازه او قرار است، اثرى مستند درباره نمايشگاه باغ ايرانى باشد. گويا اين فيلم به مفهوم باغ و معانى آن مى پردازد و فرهنگ باغ را در كشور ما مورد بررسى قرار مى دهد. فرهنگسراى علوم در اقدامى جالب براى آشنايى بيشتر جوانان و نوجوانان با مفاخر و انديشمندان بزرگ ايرانى، برنامه اى تحت عنوان «بازديد از موزه دكتر حسابى» برگزار مى كند. اين برنامه رايگان، ويژه دختران است و روز سه شنبه، چهارم مرداد از ساعت ۱۰ تا ۲۰ برگزار مى شود.
با پايان تيرماه، برنامه هاى موسيقى گوناگونى در سراسر كشور آغاز شده است. شهرام ناظرى در دو روز آخر تير در شهرستان رشت همراه با گروه مولوى به اجراى برنامه مى پردازد.
گروه ارغنون همراه با حسام الدين سراج نيز در كاخ نياوران برنامه دارد كه اين اجرا به مرورى بر آثار ۱۰ساله اين گروه اختصاص يافته است.
نگاهى به پرونده موزه - خانه پرويز تناولى
چشم و دل از آثارم نخواهم كند
220818.jpg
حدود دو هفته پيش بالاخره حكم ديوان عدالت ادارى درباره خانه پرويز تناولى، مجسمه ساز سرشناس ايرانى صادر شد و سرنوشت موزه اى كه به نام اين هنرمند شكل گرفته بود اندكى از هاله ابهام خارج شد. اما هنوز كاملاً مشخص نيست چه آينده اى در انتظار اين موزه است و آيا مى تواند باز هم فعاليت خود را ادامه دهد يا خير.
تناولى روز ۱۲ تير در نامه اى به رسانه هاى گروهى نوشت: «اخيراً ديوان عدالت ادارى رأى بر مسكونى بودن خانه ام داد و به رأى شوراى شهر مبنى بر باغ بودن اين خانه، مهر ابطال زد و آن را فاقد ادله اثباتى شمرد... درست است كه اگر اين رأى، يك سال پيش صادر مى شد، موزه من بسته نمى شد و آثارم پراكنده نمى گرديد. اما همين كه مردم بدانند حق با من بود برايم تسلى بخش است و از زهر اين حادثه غم انگيز مى كاهد.»
ماجراى موزه پرويز تناولى از حدود دو سال پيش و با آغاز به كار آن در ۲۹ ارديبهشت سال ۸۲ شروع شد. در آن روز شخصيت هاى دولتى نظير محمدعلى زم، رئيس اسبق سازمان فرهنگى هنرى شهردارى تهران، عليرضا سميع آذر، سرپرست موزه هنرهاى معاصر، محمدحسن ملك مدنى، شهردار وقت تهران و شهردار منطقه شميران حضور داشتند و افتتاح اين موزه به عنوان همكارى شهردارى تهران در توسعه فضاهاى فرهنگى شهر مطرح شد.
دكتر عطاءالله اميدوار نيز كه در آن مراسم حضور داشت و فيلم  كوتاهى با نام «آنچه كه من ديده و شنيده ام» درباره تناولى ساخته بود، با اشاره به راه اندازى آن موزه عنوان كرد: «به يقين يكى از مهم ترين فعاليت هاى پس از انقلاب راه اندازى چنين موزه اى بود.»
اما پس از گذشت يك سال در روز ۱۹ آذر ،۸۳ با اعلام اين خانه به عنوان باغ، ادامه فعاليت آن متوقف شد. البته پيش از آن شهردارى تهران در مطلبى كه به رسانه ها ارائه كرد درباره منزل مسكونى پرويز تناولى نوشت: «در سال ۱۳۸۱ شهردار وقت تهران طى قراردادى، ملك شخصى به نام آقاى تناولى را با كاربرى مسكونى در قالب طرح فرهنگى خريدارى مى نمايد. قرارداد مذكور با توجه به داشتن رأى باغ در پرونده ملك ياد شده، مقرر مى گردد چنانچه فروشنده نتوانست رأى باغ را از طريق كميسيون ماده هفت (تجديد نظر) شكسته و رأى كاربرى مسكونى ارائه نمايد، ملك به قيمت كارشناسى جديد ارزيابى و قيمت گذارى شود.... متأسفانه فروشنده اولاً هنوز مستندات مسكونى بودن ملك را ارائه نكرده است چرا كه در غير اين صورت ملك مزبور به قيمت باغ خريدارى خواهد شد و نياز به كارشناسى مجدد دارد. ثانياً هيچ يك از تعهدات خود را مبنى بر تحويل ملك و مجسمه ها انجام نداده است. بنابر اين هنوز موزه اى داير نشده است كه شهردارى آن را تخريب كند يا تعطيل نمايد.»
در واقع در آن دوره زمانى با بحث هايى كه درباره اين خانه يا موزه مطرح شد، حال و هواى سياسى، بيشتر بر آن سايه افكند. شايد به همين دليل بود كه در جلسه بررسى وضعيت مراكز هنرى شهر تهران در آذرماه سال ،۱۳۸۳ پرويز تناولى با اعلام اين كه گلايه اى در اين زمينه ندارد، عنوان كرد: «علت اصلى اين مشكلات عدم آگاهى دست اندركاران است و خوشحال شدم از استقبال مردم و دانشگاهيان. حتى استقبال نمايندگان مجلس، خيلى اميدوار كننده بود. به خصوص براى من معلوم شد كه هنرمندان ديگر مثل گذشته تنها و بى كس نيستند. كسانى هستند كه به فكر آنها هستند و علاقه مندانى وجود دارند. همان طور كه ورزشكاران و فوتباليست ها علاقه مندانى دارند كه كارهايشان را دنبال مى كنند. اين هم در كشور ما در حال به وجود آمدن است. زندگى هنرمندان و آثارشان داراى اهميت شده است.»
تناولى در بخش ديگرى از آن جلسه، افزود: «تعدادموزه هاى ما آن قدر اندك و تعداد مشاهير آنقدر زياد است كه جا دارد شهردارى زمام امور خانه هاى اين هنرمندان و مشاهير را به دست بگيرد و به آنها رسيدگى كند. در وين، مثلاً اگر هنرمندى يك يا دو روز در جايى اقامت كرده باشد به آن مكان رسيدگى مى شود؛ چون مى گويند روزى فلان هنرمند در آنجا قدم گذاشته است، اما ما مى بينيم كه مشاهير ما هر وقت كه از دنيا مى روند، هيچ اثرى از آنها نمى ماند. خانه سهراب سپهرى كجاست؟ چه كسى مى داند؟ چرا بايد از بين مى رفته؟ چرا نبايد حفظ مى شده؟»
با صدور حكم ديوان عدالت ادارى، اميدوارى هاى بيشترى براى فعاليت هاى خانه پرويز تناولى به عنوان يك مركز هنرى به وجود آمده. اما نگرانى هاى اين هنرمندان همچنان پا برجاست، چنانكه او در آخرين نامه خود نوشت: «آنچه نگرانم مى كند، آثارم است. نمى دانم چه بر سر آنها خواهد آمد و به كجا ختم خواهد شد. اميدوارم به سرنوشت آثار وزيرى مقدم و سلدوزى گرفتار نشوند. درست است كه آثار متعلق به شهردارى است اما تا دنيا باقى است، مالكيت معنوى آنها از آن من است و چشم و دل از آنها نخواهم كند.»
به بهانه برپايى تورهاى گروه U2
از رؤيايى بودن
خسته شدم
«بونو» خواننده گروه U2يكى از سرشناس ترين هنرمندان دنياى موسيقى محسوب مى شود كه علاوه بر شهرتى كه به عنوان يك خواننده دارد، به عنوان يكى از مطرح ترين مبارزان با فقر و برپا كننده كنسرت هاى خيريه در جهان نيز قلمداد مى شود.
220890.jpg
او كه به تازگى همراه با باب گلداف كنسرت هاى Live8 را برپا كرده بود، حدود يك هفته بعد همراه با U2، گروه خود، در قالب تور جهانى خود به نام «ورتيگو» در پاريس به روى صحنه رفت و در روزهاى ۹ و ۱۰ ژوئيه هر شب ميزبان ۷۸ هزار تماشاگر بود.
بليت هاى اين كنسرت گروه ايرلندى U2 كه قيمت هاى آن بين ۴۷ تا ۱۱۶ يورو بودند، در آغاز ماه فوريه گذشته ظرف يك ساعت و نيم به فروش رفتند و اين مسأله موجب شد تا برگزار كنندگان، كنسرت ديگرى را براى روز يكشنبه در نظر بگيرند. U2 پس از اين برنامه در روز ۱۵ اوت در شهر نيس فرانسه به روى صحنه خواهد رفت و براى ۵۱ هزار تماشاگر برنامه اجرا خواهد كرد.
كنسرت آلمان
U2 پيش از آغاز برنامه هايش در فرانسه، سه كنسرت نيز در كشور آلمان برگزار كرد كه در مجموع ۱۹۰ هزار بليت اين سه كنسرت در عرض دو ساعت و نيم به فروش رفت و مشخص شد كه اين گروه موسيقى ايرلندى پس از گذشت سالها، هنوز طرفداران بسيارى دارد كه در كنسرتهاى آنان حاضر مى شوند.
اين گروه، چندى پيش كنسرتى فراموش نشدنى در استاديوم عظيم شالكه در حضور بيش از ۶۰ هزار تماشاگر برگزار كرد.
تور جديد U2 براى معرفى آخرين آلبوم آنها با نام «چگونه مى توان بمب اتمى را خنثى كرد» برگزار مى شود، اما آنچه حاضران در اين برنامه ها را به وجد مى آورد، بيشتر اجراى ترانه ها و قطعات قديمى گروه است.
عنوان اين آلبوم، يادآور مسائل سياسى و درگيرى هاى بين المللى دوران معاصر است، اما ترانه هاى آن، بازتابى از روحيات بونو پس از مرگ پدرش است.
هرچند مسائل سياسى و كمك به كشورهاى فقير هميشه يكى از دغدغه هاى اين خواننده محسوب مى شود، اما گويا در آخرين آلبوم گروه، مسائل شخصى در ترانه ها بيش از گذشته نمود پيدا كرده است.
مبارزه با فقر
آنچه باعث تمايز اين خواننده از ديگر همتايان او مى شود، فعاليت هاى گسترده اى است كه براى كمك به كشورهاى فقير و برپايى كنسرت هاى خيريه انجام مى دهد. او تاكنون با بسيارى از سران كشورهاى قدرتمند و شخصيتهاى اقتصادى، سياسى و تجارى جهان ديدار كرده است و از طريق اقناع سياستمداران آمريكا، تلاش مى كند آنها را براى كمكهاى زيرساختى به آفريقا قانع كند تا چاره اى براى فقر و گرسنگى در اين قاره پيدا شود. بعد از حوادث ۱۱ سپتامبر، فعاليتهاى او بسيار گسترده تر شد و اين ديدگاه را مطرح كرد كه در آفريقا حداقل ۱۰ كشور ديگر با شرايط افغانستان وجود دارد و شرايط آنها روز به روز بحرانى تر مى شود، مگر آنكه قرض هاى آنها از بانك جهانى بخشيده شود و فعاليتهاى گسترده اى براى رشد بهداشت، تحصيلات و آموزش و پرورش در اين كشورها روى دهد.
فعاليتهاى او در اين راستا از سال ۱۹۸۴ آغاز شد؛ زمانى كه براى اولين بار همراه با همسرش به اتيوپى سفر كرد و فقر و ريشه هاى عميق آن را دريافت. او تاكنون با بيل گيتس، بيل كلينتون، كالين پاول، پاپ ژان پل دوم، كوفى عنان و رهبران روسيه و انگلستان ديدار كرده است.
بونو به اين باور رسيده كه ملاقات هاى سياسى او در اتاقهاى دربسته و بى نام و نشان، مؤثرتر از روى سن رفتن و خوانندگى است. به گفته خودش، از رؤيايى بودن خسته شده و فقط مى خواهد به موضوعاتى بپردازد كه عملى باشد. او مى گويد: «موسيقى به من كمك كرد غرق در آزادى و راحتى به خواب عميق فرو نروم و گوش كردن به يك زد و خورد، كمك كرد چشمم به آفريقاى جنوبى باز شود.»
اين خواننده ايرلندى انجمن DATA) Debt , Aid, Frade for Africa) را راه اندازى كرده و با موفقيتهايى كه تاكنون به دست آورده، موفق شده است سازمانهاى بين المللى را قانع كند كه مى تواند كار خود را خوب انجام دهد.
بونو و پاپ ژان پل دوم كه هر دو از نامزدهاى جايزه صلح نوبل بودند در زمان جنبش «لغو بدهى» با يكديگر ديدار كردند. اين جنبش، حركتى است براى متقاعد كردن كشورهاى ثروتمند تا بدهى هاى كشورهاى فقيرتر و در حال توسعه را تا سال ۲۰۰۰ لغو كنند.
رياست بانك جهانى
يكى ديگر از رويدادهايى كه به برجسته تر شدن چهره بونو به عنوان يك فعال بين المللى كمك كرد، مطرح شدن نام او براى رياست بانك جهانى بود.
چند ماه پيش، روزنامه لس آنجلس تايمز نوشت كه بونو نامزدى شايسته براى احراز رياست بانك جهانى است و در توصيف او عنوان كرد: «او خوش بيان ترين و پرشورترين سخنگو براى كمك به آفريقا در غرب است. بونو درباره سختى ها و مشكلات كشورهاى كمتر توسعه يافته دنيا، دانش عميقى دارد.» اما اين بحثها با اظهار نظر «جان اسنو» وزير خزانه دارى آمريكا منتفى شد. او در گفت و گو با شبكه «اى بى سى» گفت: انتظار دارد طبق سنت هميشگى، يك آمريكايى جانشين جيمز ولفنسون شود و عنوان كرد: «من چندين تماس تلفنى از وزراى دارايى سراسر جهان دريافت كرده ام كه مى گفتند انتظار دارند يك آمريكايى رئيس بانك جهانى شود.»
در هر حال اين هنرمند كه تقريباً از ابتداى فعاليت هنرى خود به شكل حرفه اى، اقدامات بشردوستانه را نيز آغاز كرده است، پس از مدتى دورى از عرصه هاى هنرى به دليل اختصاص تمام وقت خود به كمك به آفريقا و كشورهاى كمتر توسعه يافته، با آخرين آلبوم گروه U2 يك بار ديگر به صحنه بازگشت و با برپايى كنسرت هاى پى در پى نشان داد به عنوان يك خواننده، هنوز طرفداران زيادى دارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |