كامبيز توانا
براى قرن ۲۱ خصيصه هاى مهمى را بر مى شمارند كه در آن ميان و از مهم ترين ها مى توان به جامعه اطلاعات و آمار و فناورى اطلاعات و رسانه اشاره كرد. اما در همين سالهاى نخستين اين هزاره، بايد گفت كه شاخص هاى مهم تر و ديدنى ترى نيز به ميان آمده اند كه بايد «تغيير سريع» را يكى از اين شاخص ها به شمار آورد. اگر تا پيش از هزاره سوم روابط بين دولت ها و كشورها طبق ضوابطى خاص و با صرف زمان زياد انجام مى شد، حالا و در اوان اين هزاره ديگر همه چيز بسرعت انجام مى گيرد. در سال ۱۹۵۰ و در حالى كه جنگ دو كره آغاز شده بود، زمانى صرف رايزنى شد تا شوراى امنيت اجازه حضور نيروهاى نظامى و جنگ مشروع را بدهد اما پس از حوادث يازدهم سپتامبر بسرعت دو جنگ آغاز مى شود؛ يكى در افغانستان و ديگرى در عراق. تا كشورهاى منطقه آمدند به خود بجنبد و شرايط را بررسى كنند، نيروهاى آمريكايى بيخ گوش آنها رژه رفتند. آمريكا به عنوان قدرت اول بسيارى از قواعد جديد و تازه تعريف كرده و اين قواعد به سرعت تسرى مى يابد.
طلسم قديمى
عراق مدتها براى ما يك مصيبت بزرگ بود و در كل عراق به اصطلاح خودمانى تر با بدبختى متولد شده و هيچ گاه نتوانسته آن طور كه مى خواسته روى پاى خود بايستد. پيش از انقلاب ايران، سعى زيادى شد تا روابط ايران و عراق به يك بهبود نسبى برسد البته به دليل قضيه كردها معمولاً در هر شرايطى ايران، تركيه و عراق قادر بودند به يك توافق عمومى و نسبى برسند كه شرايط خطرناك نشده و كنترل اوضاع از دست خارج نشود. با وقوع انقلاب ايران، صدام سركوب شيعيان را افزايش داد و وارد جنگ با ايران شد كه او هم خود مى ترسيد كه با انقلاب شيعيان در عراق مواجه شود و هم دست هاى زيادى در خفا او را وادار مى كرد كه بدون عاقبت انديشى جلو آمده و نقشى را بازى كند كه اعراب و آمريكا از او مى خواستند.
هر چند ايران هنوز نظر ويژه اى درباره وضعيت عراق -به شكل رسمى- نشان نداده اما در كل مى توان گفت كه از سرنگونى حكومت بعثى خوشحال است. هر چند شايد اين نوع سرنگونى صدام آخرين رده در فهرست مورد نظرى بود كه ايران ترجيح مى داد طى آن پروسه نظام صدام ساقط شود و از همين رو در طول اين سالها از هيچ كمكى در حمايت از شيعيان عراق مضايقه نكرد. با اين حال صدام حسين رفت و جنگ آمريكا در زمين عراق شكل واقعى به خود گرفت. آمريكا خيلى تلاش كرد كه ايران را از همان ابتدا حذف كند و به كمك ديگر همسايگان اوضاع عراق را در دست گيرد اما اين اتفاق نيفتاد چرا كه ايران اهرم هايى از هر دو فاكتور قدرت سخت و قدرت نرم در عراق را به نوعى در دست داشت. دولت محمد خاتمى از قدرت نرم در عراق استفاده كرد و با كمك ديپلماسى و كمك هاى بشر دوستانه راه خود را در عراق باز كرد كه از آن سو موانع قدرت سخت نبود. از طرف ديگر زمانى كه مقتدا صدر به ايران آمد، مخاطب ويژه اى در دولت رسمى ايران نداشت و ارتباطات و ديدارهاى او به طور عمده خارج از حوزه رسمى دولت بود. آمريكا كه اين تسلط گسترده ايران را ديد ترجيح داد در موضوع عراق به عامل «دو فاكتو» روى بياورد و طى يك تفاهم نسبى سعى كند كه مشاركت ايران در آينده عراق را جلب كند هر چند اختلافات ريشه دار و عمقى دو كشور به جاى خود باقى ماند. آن زمان كه نقش كليدى آيت الله سيستانى در عراق به چشم آمريكايى ها آمد، فهميدند كه ديگر نمى توان ايران را حذف كرد. حالا و پس از انجام دو دوره انتخابات در عراق، ايران از بابت عراق آسوده است و با خيال راحت ترى شرايط را دنبال مى كند. آمريكا به دنبال يك نوع سهميه بندى قومى در ساختار قدرت در عراق است كه مشابه الگوى لبنان است و ايران نيز با اين شرايط مشكلى ندارد. اما سالها بود كه دو طرف ايران و عراق رابطه مناسب و خوبى نداشتند. تكليف صدام كه مشخص بود اما پس از سقوط صدام هنوز آن دلخواه ايران انجام نشده بود. ايران البته سعى كرد اياد علاوى را به تهران بياورد اما علاوى ظاهراً به آمريكا بيشتر علاقه داشت تا ايران و از اين رو بود كه نخست به كاخ سفيد و مجلس سنا رفت و پس از آن راهى همه كشورهاى همسايه عراق شد به جز ايران. علاوى بيشتر به اطلاعاتى كه سيا به او مى داد بسنده مى كرد و حاضر نبود الگوى منطقه اى را دنبال كند. پس از انتخابات و رئيس جمهور شدن «طالبانى» در عراق، خبر خوش ديگر براى ايران نخست وزيرى ابراهيم الجعفرى بود. مردى شيعه عضو حزب الدعوه كه رابطه قديمى و مناسبى با ايران دارد. به قدرت رسيدن جعفرى در عراق بهترين خبر براى ايران بود كه او پيش از انتخابات و در اجلاس وزيران كشور همسايگان عراق ميهمان وزارت كشور ايران بود و حالا هم انتظار داشتند او در هيأت نخست وزير به ايران بيايد. اگر چه هنوز موانع زياد بود اما به هر حال طلسم شكسته شد.
نخست وزير دفاع
اين جا بازمى گرديم به ابتداى سخن و اين كه چقدر هزاره سوم فاصله ها را از بين برده و بر شتاب امور افزوده است. تا پيش از اين بايد «سفير صغير» مى رفت و پروتكل مى داد و بعد «سفير كبير» يا تام الاختيار مى پذيرفت و تقاضاها در دولت ها مطرح مى شد و بروكراسى هاى زياد، طولانى و زمانبر. اما پيش از حضور جعفرى در ايران كسى به ايران آمد كه حضور او دست كمى از جعفرى نداشت. وزير دفاع عراق درحالى وارد تهران شد كه پيش از او حازم شعلان با تمايلات بعثى اش مدام ايران را مورد حمله قرار مى داد و جنگ رسانه اى به راه مى انداخت. الدليمى به ايران آمد و رسماً اعلام كرد كه دوران تخاصم ميان دو كشور گذشته است. پس از چند روز او بار ديگر آمد اما اين بار در هيأتى عاليرتبه به همراه نخست وزير. حدود ۳۰ سال بود كه چنين رابطه اى بين دو كشور برقرار نشده بود و محمد خاتمى خوشحال تر از همه كه حداقل نمود سياست هاى مصالحه جويانه خود را مى بيند و سپس از دولت كنار مى رود. اين روزها شايد بتوان گفت كه شرايط سياست خارجى ايران به لحاظى در بهترين حالت خود پس از انقلاب اسلامى است و از همين رو بسيارى در سرتاسر دنيا منتظرند بدانند كه ادامه آن به چه سمتى خواهد بود.
جعفرى به ايران آمد و با تمام سران عاليرتبه نظام ديدار كرد. هوشيار زيبارى وزير خارجه نيز همراه او بود و او نيز در ديدار همتاى خود اعلام كرد كه همه چيز فراموش نشده و براى حل برخى مسائل زمان لازم است اما حداقل ديگر خصومتى ميان دو كشور نيست. با حضور هيأت عراقى در ايران، تهران قدم دوم را برداشت و تفاهمنامه هاى متعددى را با مقامات عراقى به امضا رساند. تهران پيش از اين و در زمان جنگ افغانستان و در زمانى كه حرف و حديث هاى زيادى در خصوص آينده بازسازى افغانستان مطرح بود، شوك خود را وارد كرده و مبلغ ۳۰۰ ميليون دلار را براى بازسازى افغانستان اختصاص داد. حالا در اين مورد اما كمى آهسته ولى رندانه تر همين موضع را نسبت به عراق نشان داد و حالا نه فقط سياستمداران كه صنعتگران، تجار، راهسازان و مهندسان عمران و مكانيك راهى عراق مى شوند تا در هر گوشه اى كارى را به عهده گيرند. قرارداد همكارى امنيتى و نظامى نيز ميان دو كشور به امضا رسيد؛ امروز ايران بدون واسطه مى تواند بر سر امنيت مرزها با عراقى ها وارد گفت وگو و سياست ورزى شود. مهم تر از همه اين كه قراردادهاى نفتى نيز به شكلى تشريك مساعى ايران را جلب كرده اند و ديگر هاليبرتون يكه تاز ميدان نيست.
دولت آينده
جعفرى به ديدار رئيس جمهور منتخب نيز رفت و ديدار آن دو بسيار گرم و صميمانه برگزار شد. شرايط روز نشان مى دهد كه دولت آينده رابطه گرم تر و عميق ترى با كشورهاى عرب همسايه و اعراب حاشيه خليج فارس برقرار خواهد كرد هر چند روى اصلى سكه در حال حاضر طرف اروپايى است. اروپايى ها نيز از رابطه خوب ايران و عراق خوشحالند به شرطى كه اسرائيل و اردن صدايشان در نيايد اگر چه هنوز از جهت گيرى هاى آنها خبرى نيست. ظاهراً انگليس به عنوان رئيس دوره اى اتحاديه اروپا راضى است كه رابطه ايران و عراق به خوبى پيش رود چرا كه راه ها و مجارى روابط ديپلماتيك ايران و انگليس باز است و لذا آنها از بازى بهتر ايران در منطقه استقبال مى كنند. هنوز اعتراضى از سوى آمريكايى ها مطرح نشده و گويا آنها نسبت به همان توافق «دوفاكتو» رضايت دارند و دست كم فعلاً نارضايتى آشكارى در كار نيست. تنها شيطنت آنها اختلاف كوچك ميان «طالبانى» رئيس جمهور و «جعفرى» نخست وزير بود كه باعث شد سفر جعفرى به ايران براى چند روزى به تعويق افتد. واقعيت اين است كه ايران به دلايل فراوان تاريخى، سياسى و اجتماعى به مسأله عراق بسيار علاقه مند است و از قضا كارت هاى خود را هم خوب مى چيند. هر چند هنوز دوران مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق سرنرسيده تا ايران از يك جهت ديگر قدرت خود را نشان دهد. پس از انقلاب اين نخستين بار است كه به طور واضحى مى توان ديد كه سرمايه گذارى ايران در سياست خارجى نتيجه مى دهد و حالا فرصت هايى پديد آمده كه مى تواند حتى بهتر شده و شرايط را به سوى بهتر شدن بيشتر، پيش ببرند. هر چه باشد آمريكايى ها نيز با يك حساب سرانگشتى مى بينند كه نتيجه نهايى براى آنها بهتر است. اگر ايران و عراق همكارى امنيتى و سياسى خوبى داشته باشند، يكى از حوزه هاى مهم پرورش تروريست در منطقه يعنى عربستان تنها مانده و ديگر نمى تواند از عراق سوء استفاده كند و اين موضوع هم رضايت ايران را در پى خواهد داشت و هم عراق و البته در نهايت آمريكا. آمريكايى ها فعلاً فقط سعى مى كنند كه حركت ضدصهيونيستى ايران به عراق صادر نشود كه اگر اين اتفاق بيفتد، تمام بازى هاى آتى آنها به هم مى خورد.