جمعه ۳۱ تير ۱۳۸۴ -
Fri, Jul 22, 2005
سياست
۳۱۹۸
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزشى
اوقات شرعى
ارتباطات
آرشيو
هفته اى كه گذشت
يادداشت هفته
طلسم عراق شكسته شد
هفته اى كه گذشت
لاريجانى؛ شوراى عالى
يا وزارت خارجه
220872.jpg
رئيس جمهور منتخب اين روزها به طور جدى با بحث كابينه روبرو است و اخبار زيادى درباره كابينه آينده به گوش مى رسد كه البته هيچ يك تأييد شده و موثق نيست و بيشتر در حد گفته ها و شنيده ها است. آخرين موردى كه به نظر مى رسد به حقيقت كمى نزديك تر باشد، وزارت خارجه دولت آينده و حضور لاريجانى به عنوان بالاترين مقام ديپلماتيك ايران است. لاريجانى هرچند تكذيب نكرده اما تأييد هم نكرده و فقط گفته كه هنوز قطعى نشده است اما حضور او در كنار رئيس جمهور منتخب در ديدار با نخست وزير عراق نشان مى دهد كه شايد خبر همين روزها تأييد شود.
ابراهيم الجعفرى، نخست وزير شيعه عراق به ايران آمد تا بعد از مدتها يك رابطه رسمى و صميمانه در سطح بالا ميان دو كشور شكل گيرد. او در اين ديدار ۸ وزير نيز با خود آورده بود و توافق هاى زيادى ميان دو كشور به امضا رسيد و به احتمال زياد نقش و همكارى ايران در آينده عراق بيش از پيش معلوم و مشخص خواهد شد.
در اين هفته همچنين كنفرانس بررسى اصلاحات ساختار سازمان ملل متحد برگزار شد كه شايد آخرين كار بزرگ وزارت خارجه كمال خرازى باشد. خرازى كه ازحضور مقامات رسمى عراق در ايران خوشحال بود در محل كنفرانس حاضر شده و از موضع ايران در مسائل بين المللى چون تروريسم و پرونده هسته اى بار ديگر دفاع كرد. اظهارات خرازى در حالى مطرح شد كه يك روز پيش از آن وزير اطلاعات اعلام كرده بود كه ۵ نفر از اعضاى القاعده در ايران دستگير شده اند و اين اقدام بجا به خرازى كمك كرد تا در موضعگيرى در برابر تروريسم محكم تر سخن بگويد و اعلام كند كه ايران هيچ ارتباطى با اعمال تروريستى ندارد. حضور كمال خرازى بدون شگفتى همراه نبود چرا كه در زمان گفت وگو با نمايندگان رسانه ها اين حسين الله كرم بود كه خرازى را به پاسخگويى واداشت. از چندى پيش اين حمله بر عليه وزارت خارجه آغاز شده بود كه به سرعت برخى افراد را به عنوان سفير و كارمند سفارت روانه دفاتر خود مى كند كه البته به تازگى اين روند متوقف شده است. سخنگوى وزارت خارجه نيز گفت كه آن زمان و در هنگام تغيير دولت هاشمى رفسنجانى به خاتمى نيز همين اتفاق افتاد و ديگر دولت هاشمى كسى را معرفى نكرد تا با دولت خاتمى هماهنگ عمل كرده باشد. در دو هفته اخير نيز ايران روند فرستادن سفراى خود را متوقف كرده تا با نظر دولت آينده انجام شود و از همين رو بود كه دو كنسول اعزامى ايران به كربلا و بصره با رايزنى احمدى نژاد راهى كشور عراق شدند اما در ديگر مناصب هنوز تصميمى گرفته نشده است.
رئيس جمهور خاتمى نيز اين روزها در حال بررسى و بازبينى و ديد و بازديد است تا در بهترين حالت ممكن دولت را واگذار كند و برود تا در يك منصب ديگر به عنوان مبتكر طرح گفت وگوى تمدنها، ايده مورد نظر خود را عملى كند. همچنين خاتمى درميهمانى با خبرنگاران حاضر شد تا براى آخرين بار تمامى آنها كنار هم جمع شوند و از اخبار و گفته ها و ناگفته ها بگويند. خاتمى اين روزها مشغول جمع بندى طرح هاى اقتصادى، اجتماعى و درمانى است چرا كه بسيارى از اين طرح ها نيازمند ادامه كار هستند و بايد با شفافيت تمام به دولت بعدى منتقل شوند. اين درحالى است كه دغدغه اصلى نيز در همين زمينه مطرح است و اين كه با توجه به شعارهاى دولت بعدى، تغييرات ساختارى در امور اقتصادى و اجتماعى و درمانى دولت آينده چگونه خواهد بود.
اين روزها اروپا نيز مشغول جمع بندى طرح پيشنهادى خود به ايران است و انگليس كه رياست دوره اى اتحاديه اروپا را به عهده دارد مشغول رايزنى هاى نهايى است تا بتواند در موقع مقرر با پيشنهاد خود پيش آيد. نمايندگان اروپا كه قرار بود پيش از تحويل دولت با پيشنهاد خود پيش آيند، اندكى مهلت مى خواهند و به احتمال زياد مقارن با حضور دولت جديد پيشنهاد خود را ارائه خواهند داد. اين در حالى است كه وضعيت مذاكره كننده ارشد ايران هنوز مشخص نيست. اگر لاريجانى به وزارت خارجه برود، مشخص نيست حسن روحانى خواهد ماند يا نه و اگر لاريجانى قرار باشد به جاى روحانى به دبير شورايعالى امنيت ملى برود، آن زمان بايد ديد كه وضعيت تيم مذاكره كننده هسته اى ايران چه خواهد بود.
يادداشت هفته
كمك مالى به عراق
ماريا بلوزرتسوا
منبع: خبرگزارى ريانووستى

قرار است به زودى كنفرانس حاميان كمك مالى به عراق در امان پايتخت اردن برگزار شود. مهمترين هدف اين كنفرانس جمع آورى كشورهاى كمك كننده و پيدا كردن راهكارهايى است كه كمك مالى به عراق با يك برنامه ريزى مشخص دنبال شود. هرچه باشد كمك هاى مالى زيادى به عراق وعده داده شده و وقت آن است كه تمامى آنها به حقيقت نزديك شوند. همچنين اين كنفرانس در پى راهى است كه با يك مكانيسم مشخص پول هاى كمكى در يك جا ذخيره و به مصرف برسند.
به تازگى كنگره آمريكا برنامه تحقيقى را براى رديابى كمك هاى مالى به عراق راه اندازى كرده تا با دنبال كردن هزينه هاى اختصاص داده شده، نمود عملى آن كمك ها را پيدا كرده و ارزيابى كند.
مبناى حقوقى كمك مالى به عراق در قطعنامه ۱۸۴۳ شوراى امنيت، پديد آمد و آن زمان اين طور تعريف شده كه تمامى كمك هاى مالى به رياست موقت آن كشور - پل برمر - داده شود تا او طبق صلاحديد هزينه هاى لازم را برآورد كرده و كمك مالى را به مصرف برساند.
مهمترين پول كه به اين برنامه تزريق شده برنامه پول هاى نفت در برابر غذا بود كه قرار شد از فاصله ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۴ به عنوان اصلى ترين بودجه در عراق مصرف شود.
كنگره آمريكا معتقد است كه تا به حال ۱۲ ميليارد دلار بودجه آن هم به صورت پول نقد در عراق به گردش درآمده و با هدف گسترش برنامه هاى بازسازى خرج شده است، اما نمى توان فهميد اين پول ها سر از كجا درآورده است. طبق يكى از گزارش هاى كنگره فقط در روز ۲۹ ژوئن ،۲۰۰۴ مبلغ ۲‎/۴ ميليارد دلار ناپديد شده است. ضمن اينكه از مبلغ ۸‎/۸ ميليارد دلارى كه به هدف اشتغال زايى و امور راهبردى در ميان وزارتخانه ها پخش شده بود، خبرى نيست.
حتى اگر عده اى باشند كه شفاهى توضيح دهند كه پول ها چه شده، اما هيچ گونه مدرك كتبى از سرنوشت پول ها و اينكه چه بر سر آنها آمده، در دست نيست. اين در حالى است كه طبق همان قطعنامه شوراى امنيت سازمان ملل مقرر شده كه پول هاى خرج شده در شفافيت كامل مصرف شوند و مشخص شود چه بر سر بودجه آمده است.
همين ترس از ناپديد شدن پول ها در عراق باعث شد بسيارى از كشورها بودجه اى را به امور عراق اختصاص ندهند و در عوض به صورت انفرادى وارد پروژه هاى كمكى شده و عمل بشردوستانه خود را انجام دهند. روسيه نيز جزو همين كشورها بود كه حاضر نشد پولى را به بازسازى عراق اختصاص دهد. مسكو در عوض ترجيح مى دهد هر نوع كمك را به طور مستقيم و با همكارى هاى دو طرف انجام دهد. اين كار به مسكو اين امكان را مى دهد كه بداند كمك مالى او به صرف چه هزينه اى رسيده است و امكان شكايت باقى نمى ماند، در حالى كه بسيارى از كشورهاى كمك كننده نمى دانند كه بودجه اهدايى آنها كجاست و هيأت حاكم عراق نيز به طور غيرمنصفانه پول ها را مصرف مى كند.
كنگره آمريكا همچنين به طور جدى دنبال مى كند كه چگونه چنين تحريف هايى عملى مى شود. دموكرات هاى كنگره در گزارش خود به كمپانى مشترك كلوگ، براون اند روت (Kellog, Brown & Root) اشاره كرده اند كه از شركت هاى زيرمجموعه هاليبرتون است و در دو مقطع ۲‎/۵ ميليارد دلار و ۸‎/۶ ميليارد دلار كمك دريافت كرده براى اينكه تأسيسات و خطوط لوله نفت و گاز را بازسازى و احيا كند. نتيجه تحقيق نشان مى دهد كه حدود ۱‎/۵ ميليارد دلار پول سر به نيست شده، آن هم به دليل تخصيص بودجه به برخى شركت هاى خارجى كه وجود خارجى آنها مشخص نيست. اين شركت چنين اعلام كرده كه اين بودجه را صرف اقلام مصرفى كرده است، ولى همين صورتحساب را به دولت موقت عراق ارائه كرد و ۱۷۰ ميليون دلار از آنها بودجه گرفته است. شركت KBR در حال حاضر با مشكل جدى روبرو است: تمامى عمليات اجرايى آنها معلق شده و تحقيقات جدى بر روى سوابق كارى آنها در عراق آغاز شده است. تحقيق سناتورهاى دموكرات يك رسوايى ديگر را نيز برملا كرده است. تمامى كمك هاى بازسازى كه قرار بوده به شركت ها اختصاص داده شود و على رغم اينكه قرار بوده راهكار مشورتى براى آن صورت گيرد، زير نظر مستقيم دونالد رامسفلد، وزير دفاع آمريكا و پنتاگون توزيع شده كه مغاير با قطعنامه اجرايى شوراى امنيت است.
هنوز مشخص نيست چه مسائل ديگرى توسط سناتورها مورد تحقيق قرار گرفته و كشف شده است، اما قرارداد كارى KBR پنج ساله است و تا پيش از پايان آن نمى توان به تمامى فعاليت هاى آنها پرداخت و درباره آنها تحقيق كرد. حتى امكان معلق كردن قرارداد آنها امكان پذير نيست.
از سوى ديگر وضعيت داخلى عراق نيز اين روزها عوض شده و ديگر به راحتى نمى توان چند ميليون دلار پول را يك روزه سر به نيست كرد. حالا حدود يك سال است كه حاكميت به عراقى ها واگذار شده و حالا خود عراقى ها هستند كه مى توانند بودجه هاى ارسالى را دريافت و مصرف كنند. هر چند در شرايط اين چنينى كه حاكميت هنوز به طور كامل تحويل داده نشده و كماكان مكانيسم هاى حاكميت چندگانه وجود دارد، سخت است كه بودجه تخصيص داد و پول ها در حساب هاى بانكى رد و بدل مى شود.
ضمن اينكه مكانيسم كمك هاى اهدايى مشخص نيست و شفافيت لازم در آن ديده نمى شود و از همين روى كنفرانس امان قصد دارد به يك راهكار عملى برسد. يك مشكل ديگر هم هست. چگونه مى توان راهى پيدا كرد كه كمك هاى مالى سرگردان به دست تروريست هايى كه در عراق هستند، نيفتد؟ مقامات رسمى اميدوارند يك راهكار جامع براى آن پيدا كنند.
طلسم عراق شكسته شد
دشمن ديروز، دوست امروز!
كامبيز توانا
براى قرن ۲۱ خصيصه هاى مهمى را بر مى شمارند كه در آن ميان و از مهم ترين ها مى توان به جامعه اطلاعات و آمار و فناورى اطلاعات و رسانه  اشاره كرد. اما در همين سالهاى نخستين اين هزاره، بايد گفت كه شاخص هاى مهم تر و ديدنى ترى نيز به ميان آمده اند كه بايد «تغيير سريع» را يكى از اين شاخص ها به شمار آورد. اگر تا پيش از هزاره سوم روابط بين دولت ها و كشورها طبق ضوابطى خاص و با صرف زمان زياد انجام مى شد، حالا و در اوان اين هزاره ديگر همه چيز بسرعت انجام مى گيرد. در سال ۱۹۵۰ و در حالى كه جنگ دو كره آغاز شده بود، زمانى صرف رايزنى شد تا شوراى امنيت اجازه حضور نيروهاى نظامى و جنگ مشروع را بدهد اما پس از حوادث يازدهم سپتامبر بسرعت دو جنگ آغاز مى شود؛ يكى در افغانستان و ديگرى در عراق. تا كشورهاى منطقه آمدند به خود بجنبد و شرايط را بررسى كنند، نيروهاى آمريكايى بيخ گوش آنها رژه رفتند. آمريكا به عنوان قدرت اول بسيارى از قواعد جديد و تازه تعريف كرده و اين قواعد به سرعت تسرى مى يابد.
طلسم قديمى
220857.jpg
عراق مدتها براى ما يك مصيبت بزرگ بود و در كل عراق به اصطلاح خودمانى تر با بدبختى متولد شده و هيچ گاه نتوانسته آن طور كه مى خواسته روى پاى خود بايستد. پيش از انقلاب ايران، سعى زيادى شد تا روابط ايران و عراق به يك بهبود نسبى برسد البته به دليل قضيه كردها معمولاً در هر شرايطى ايران، تركيه و عراق قادر بودند به يك توافق عمومى و نسبى برسند كه شرايط خطرناك نشده و كنترل اوضاع از دست خارج نشود. با وقوع انقلاب ايران، صدام سركوب شيعيان را افزايش داد و وارد جنگ با ايران شد كه او هم خود مى ترسيد كه با انقلاب شيعيان در عراق مواجه شود و هم دست هاى زيادى در خفا او را وادار مى كرد كه بدون عاقبت انديشى جلو آمده و نقشى را بازى كند كه اعراب و آمريكا از او مى خواستند.
هر چند ايران هنوز نظر ويژه اى درباره وضعيت عراق -به شكل رسمى- نشان نداده اما در كل مى توان گفت كه از سرنگونى حكومت بعثى خوشحال است. هر چند شايد اين نوع سرنگونى صدام آخرين رده در فهرست مورد نظرى بود كه ايران ترجيح مى داد طى آن پروسه نظام صدام ساقط شود و از همين رو در طول اين سالها از هيچ كمكى در حمايت از شيعيان عراق مضايقه نكرد. با اين حال صدام حسين رفت و جنگ آمريكا در زمين عراق شكل واقعى به خود گرفت. آمريكا خيلى تلاش كرد كه ايران را از همان ابتدا حذف كند و به كمك ديگر همسايگان اوضاع عراق را در دست گيرد اما اين اتفاق نيفتاد چرا كه ايران اهرم هايى از هر دو فاكتور قدرت سخت و قدرت نرم در عراق را به نوعى در دست داشت. دولت محمد خاتمى از قدرت نرم در عراق استفاده كرد و با كمك ديپلماسى و كمك هاى بشر دوستانه راه خود را در عراق باز كرد كه از آن سو موانع قدرت سخت نبود. از طرف ديگر زمانى كه مقتدا صدر به ايران آمد، مخاطب ويژه اى در دولت رسمى ايران نداشت و ارتباطات و ديدارهاى او به طور عمده خارج از حوزه رسمى دولت بود. آمريكا كه اين تسلط گسترده ايران را ديد ترجيح داد در موضوع عراق به عامل «دو فاكتو» روى بياورد و طى يك تفاهم نسبى سعى كند كه مشاركت ايران در آينده عراق را جلب كند هر چند اختلافات ريشه دار و عمقى دو كشور به جاى خود باقى ماند. آن زمان كه نقش كليدى آيت الله سيستانى در عراق به چشم آمريكايى ها آمد، فهميدند كه ديگر نمى توان ايران را حذف كرد. حالا و پس از انجام دو دوره انتخابات در عراق، ايران از بابت عراق آسوده است و با خيال راحت ترى شرايط را دنبال مى كند. آمريكا به دنبال يك نوع سهميه بندى قومى در ساختار قدرت در عراق است كه مشابه الگوى لبنان است و ايران نيز با اين شرايط مشكلى ندارد. اما سالها بود كه دو طرف ايران و عراق رابطه مناسب و خوبى نداشتند. تكليف صدام كه مشخص بود اما پس از سقوط صدام هنوز آن دلخواه ايران انجام نشده بود. ايران البته سعى كرد اياد علاوى را به تهران بياورد اما علاوى ظاهراً به آمريكا بيشتر علاقه  داشت تا ايران و از اين رو بود كه نخست به كاخ سفيد و مجلس سنا رفت و پس از آن راهى همه كشورهاى همسايه عراق شد به جز ايران. علاوى بيشتر به اطلاعاتى كه سيا به او مى داد بسنده مى كرد و حاضر نبود الگوى منطقه اى را دنبال كند. پس از انتخابات و رئيس جمهور شدن «طالبانى» در عراق، خبر خوش ديگر براى ايران نخست وزيرى ابراهيم الجعفرى بود. مردى شيعه عضو حزب الدعوه كه رابطه قديمى و مناسبى با ايران دارد. به قدرت رسيدن جعفرى در عراق بهترين خبر براى ايران بود كه او پيش از انتخابات و در اجلاس وزيران كشور همسايگان عراق ميهمان وزارت كشور ايران بود و حالا هم انتظار داشتند او در هيأت نخست وزير به ايران بيايد. اگر چه هنوز موانع زياد بود اما به هر حال طلسم شكسته شد.
نخست وزير دفاع
اين جا بازمى گرديم به ابتداى سخن و اين كه چقدر هزاره سوم فاصله ها را از بين برده و بر شتاب امور افزوده است. تا پيش از اين بايد «سفير صغير» مى رفت و پروتكل مى داد و بعد «سفير كبير» يا تام الاختيار مى پذيرفت و تقاضاها در دولت ها مطرح مى شد و بروكراسى هاى زياد، طولانى و زمانبر. اما پيش از حضور جعفرى در ايران كسى به ايران آمد كه حضور او دست كمى از جعفرى نداشت. وزير دفاع عراق درحالى وارد تهران شد كه پيش از او حازم شعلان با تمايلات بعثى اش مدام ايران را مورد حمله قرار مى داد و جنگ رسانه اى به راه مى انداخت. الدليمى به ايران آمد و رسماً اعلام كرد كه دوران تخاصم ميان دو كشور گذشته است. پس از چند روز او بار ديگر آمد اما اين بار در هيأتى عاليرتبه به همراه نخست وزير. حدود ۳۰ سال بود كه چنين رابطه اى بين دو كشور برقرار نشده بود و محمد خاتمى خوشحال تر از همه كه حداقل نمود سياست هاى مصالحه جويانه خود را مى بيند و سپس از دولت كنار مى رود. اين روزها شايد بتوان گفت كه شرايط سياست خارجى ايران به لحاظى در بهترين حالت خود پس از انقلاب اسلامى است و از همين رو بسيارى در سرتاسر دنيا منتظرند بدانند كه ادامه آن به چه سمتى خواهد بود.
جعفرى به ايران آمد و با تمام سران عاليرتبه نظام ديدار كرد. هوشيار زيبارى وزير خارجه نيز همراه او بود و او نيز در ديدار همتاى خود اعلام كرد كه همه چيز فراموش نشده و براى حل برخى مسائل زمان لازم است اما حداقل ديگر خصومتى ميان دو كشور نيست. با حضور هيأت عراقى در ايران، تهران قدم دوم را برداشت و تفاهمنامه هاى متعددى را با مقامات عراقى به امضا رساند. تهران پيش از اين و در زمان جنگ افغانستان و در زمانى كه حرف و حديث هاى زيادى در خصوص آينده بازسازى افغانستان مطرح بود، شوك خود را وارد كرده و مبلغ ۳۰۰ ميليون دلار را براى بازسازى افغانستان اختصاص داد. حالا در اين مورد اما كمى آهسته ولى رندانه تر همين موضع را نسبت به عراق نشان داد و حالا نه فقط سياستمداران كه صنعتگران، تجار، راهسازان و مهندسان عمران و مكانيك راهى عراق مى شوند تا در هر گوشه اى كارى را به عهده گيرند. قرارداد همكارى امنيتى و نظامى نيز ميان دو كشور به امضا رسيد؛ امروز ايران بدون واسطه مى تواند بر سر امنيت مرزها با عراقى ها وارد گفت وگو و سياست ورزى شود. مهم تر از همه اين كه قراردادهاى نفتى نيز به شكلى تشريك مساعى ايران را جلب كرده اند و ديگر هاليبرتون يكه تاز ميدان نيست.
دولت آينده
جعفرى به ديدار رئيس جمهور منتخب نيز رفت و ديدار آن دو بسيار گرم و صميمانه برگزار شد. شرايط روز نشان مى دهد كه دولت آينده رابطه گرم تر و عميق ترى با كشورهاى عرب همسايه و اعراب حاشيه خليج فارس برقرار خواهد كرد هر چند روى اصلى سكه در حال حاضر طرف اروپايى است. اروپايى ها نيز از رابطه خوب ايران و عراق خوشحالند به شرطى كه اسرائيل و اردن صدايشان در نيايد اگر چه هنوز از جهت گيرى هاى آنها خبرى نيست. ظاهراً انگليس به عنوان رئيس دوره اى اتحاديه اروپا راضى است كه رابطه ايران و عراق به خوبى پيش رود چرا كه راه ها و مجارى روابط ديپلماتيك ايران و انگليس باز است و لذا آنها از بازى بهتر ايران در منطقه استقبال مى كنند. هنوز اعتراضى از سوى آمريكايى ها مطرح نشده و گويا آنها نسبت به همان توافق «دوفاكتو» رضايت دارند و دست كم فعلاً نارضايتى آشكارى در كار نيست. تنها شيطنت آنها اختلاف كوچك ميان «طالبانى» رئيس جمهور و «جعفرى» نخست وزير بود كه باعث شد سفر جعفرى به ايران براى چند روزى به تعويق افتد. واقعيت اين است كه ايران به دلايل فراوان تاريخى، سياسى و اجتماعى به مسأله عراق بسيار علاقه مند است و از قضا كارت هاى خود را هم خوب مى چيند. هر چند هنوز دوران مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق سرنرسيده تا ايران از يك جهت ديگر قدرت خود را نشان دهد. پس از انقلاب اين نخستين بار است كه به طور واضحى مى توان ديد كه سرمايه گذارى ايران در سياست خارجى نتيجه مى دهد و حالا فرصت هايى پديد آمده كه مى تواند حتى بهتر شده و شرايط را به سوى بهتر شدن بيشتر، پيش ببرند. هر چه باشد آمريكايى ها نيز با يك حساب سرانگشتى مى بينند كه نتيجه نهايى براى آنها بهتر است. اگر ايران و عراق همكارى امنيتى و سياسى خوبى داشته باشند، يكى از حوزه هاى مهم پرورش تروريست در منطقه يعنى عربستان تنها مانده و ديگر نمى تواند از عراق سوء استفاده كند و اين موضوع هم رضايت ايران را در پى خواهد داشت و هم عراق و البته در نهايت آمريكا. آمريكايى ها فعلاً فقط سعى مى كنند كه حركت ضدصهيونيستى ايران به عراق صادر نشود كه اگر اين اتفاق بيفتد، تمام بازى هاى آتى آنها به هم مى خورد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |