جمعه ۳۱ تير ۱۳۸۴ -
Fri, Jul 22, 2005
ورزشى
۳۱۹۸
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزشى
اوقات شرعى
ارتباطات
آرشيو
نگاه آخر
جيلاردينو، بوبو ويه رى و شوا
در حاشيه ماجراهاى نفت و راه آهن
نگاه آخر
مهمانان احتمالى جام جهانى
راه صعود
220881.jpg
رضا محدث
مسابقات مقدماتى جام جهانى در ايام تابستان به حالت نيمه تعطيل است. البته اين فقط به مسابقات مقدماتى جام جهانى مربوط نمى شود. ليگ فوتبال هم به غير از يكى دو نقطه از دنيا در وضعيت تعطيل به سر مى برد.در حالى كه هيچ مسابقه مقدماتى تا اواسط ماه مرداد در راه نيست، بد نيست سرى به قاره هاى مختلف جهان بزنيم و ببينيم كشورهاى مختلف در قاره هايشان چه وضعيتى دارند. تاكنون حضور ۶ تيم در جام جهانى ۲۰۰۶ آلمان قطعى شده و اين در حالى است كه ساير تيم ها هر كدام دو يا سه بازى ديگر براى روشن شدن سرنوشتشان دارند. اينكه آيا در بزرگترين اتفاق ورزشى جهان در سال ۲۰۰۶ حضور خواهند داشت يا خير، نگاهى مى اندازيم كوتاه و گذرا به قاره هاى مختلف جهان و وضعيت تيم هايى كه بخت بيشترى براى صعود دارند را مرور مى كنيم.
آمريكاى جنوبى
چهار تيم اول مستقيماً به جام جهانى خواهند رفت و تيم پنجم به مصاف نماينده قاره اقيانوسيه خواهد رفت. در آمريكاى جنوبى آرژانتين تكليفش روشن شده و برزيل هم به طور قطع به جام جهانى خواهد رفت.
اكوادور و پاراگوئه به ترتيب در رده هاى سوم و چهارم قرار دارند. اين در حالى است كه كلمبيا رقيب جدى آنهاست كه در رتبه پنجم گروه آمريكاى جنوبى قرار گرفته است. در ميان ساير تيم ها كلمبيا ساده ترين مسابقات را در پيش دارد. اين در حالى است كه رقيبان كلمبيا يعنى شيلى و اروگوئه بايد مسابقات آتى خود را با پيروزى پشت سر بگذارند.
اقيانوسيه
استراليا بايد شهريورماه به مصاف جزاير سالامون برود. به نظر مى رسد استراليا در آن بازى با مشكل خاصى مواجه نباشد، اما در مصاف با تيم پنجم آمريكاى جنوبى احتمالاً مشكل پيدا خواهد كرد.
آفريقا
توگو، غنا، كونگو و آنگولا در صدر جدول گروه هاى خود قرار دارند. بله درست خوانديد. هيچ اشتباهى رخ نداده. اما يك نكته باقى است و آن اينكه اين تيم ها براى راهيابى به مسابقات ۲۰۰۶ آلمان بايد هر دو بازى آينده خود را با پيروزى پشت سر بگذارند. اگر اين اتفاق بيفتد اين تيم ها اولين تجربه جام جهانى خود را پيش رو خواهند داشت و اين در حالى است كه قدرت هاى بزرگ اين قاره همانند نيجريه، كامرون و آفريقاى جنوبى بايد از خانه مسابقات جام جهانى را تماشا كنند. در گروه پنجم اين قاره مراكش در صدر جدول قرار گرفته اما با يك بازى بيشتر نسبت به تونس.
اروپا
در حالى كه براى اكثر تيم ها تنها سه بازى انجام نشده باقى است هنوز به وضوح مشخص نيست كدام تيم ها راهى جام جهانى خواهند شد.
در اروپا هشت تيم اول هر گروه به اضافه دو تيم از بهترين تيم هاى دوم گروه ها به طور مستقيم راهى جام جهانى خواهند شد. شش تيم دوم گروه ها با هم و البته با قرعه مسابقه حذفى رفت و برگشت برگزار خواهند كرد تا در كنار آلمان ميزبان ۱۴ تيم قاره اروپا را تشكيل دهند.
در گروه دوم رقابت ها اوكراين بيشترين شانس را داراست. اين تيم تنها به يك برد از سه بازى باقى مانده خود احتياج دارد. اين وضعيت براى اوكراين نشان دهنده اين مطلب است كه يكى از دو تيم تركيه يا يونان حتى از راهيابى به مسابقه پلى آف هم باز خواهند ماند.
هلند در گروه اول به احتمال زياد راهى جام جهانى خواهد شد. اين تيم بازى هاى آسانى پيش رو دارد. براى جمهورى چك و بزرگان اين تيم فقط اميد است كه به عنوان بهترين تيم دوم انتخاب شوند و يا اينكه در مسابقه پلى آف حاضر باشند.در گروه سوم به نظر مى رسد پرتغال تيم اول و اسلواكى تيم دوم اين گروه باشد. گروه چهارم از آن گروه هايى است كه هنوز وضعيت مشخصى ندارد. در حالى كه ايرلند، سوئيس، اسرائيل و فرانسه هر كدام شانس براى حضور به عنوان تيم اول و دوم گروه را دارند، فرانسه قهرمان جام جهانى ۹۸ بايد در بازى هاى آينده خود ايرلند و سوئيس را شكست دهد.
در گروه پنجم ايتاليا با اقتدار در صدر جدول است. نروژ و اسلونى براى كسب رده دوم اين گروه رقابت مى كنند.
به سراغ گروه ششم مى رويم. در گروه ششم انگلستان و لهستان دو تيم برتر گروه خواهند بود. مسابقه رو در روى اين دو تيم روز ۲۱ اكتبر (۲۹ مهرماه) در اولترافورد منچستر تيم اول و دوم را مشخص خواهد كرد.
گروه ۷ و ۸ تقريباً وضعيت مشابهى دارند. در گروه هفتم اسپانيا و صربستان و مونته نگرو در روز ۷ سپتامبر (۱۶ شهريور) وضعيت گروه خود را مشخص مى كنند.
اين در حالى است كه در همان تاريخ و از گروه هشتم رقابت هاى اروپا سوئد و كرواسى با هم مصاف خواهند داشت و معلوم مى شود كه رتبه اول و دوم گروه را كدام تيم  ها از آن خود خواهند كرد.
آمريكاى شمالى و مركزى كونكاكاف
سه تيم اول به طور مستقيم به جام جهانى خواهند رفت و تيم چهارم به مصاف تيم پنجم آسيا مى رود.
مكزيك و آمريكا در آستانه صعود قرار دارند. كاستاريكا هم به نظر مى رسد تيم سوم گروه باشد. گواتمالا و ترينيداد و توباگو براى رده چهارم رقابت مى كنند. با وجود تيم پنجم آسيا كه ضعيف به نظر مى رسد، احتمالاً كونكاكافى ها ۴ نماينده خواهند داشت.
آسيا
وضعيت قاره آسيا هم با صعود ايران، كره جنوبى، ژاپن و عربستان مشخص شده و از ميان تيم هاى بحرين، كويت و ازبكستان يكى به مصاف كونكاكاف خواهد رفت.
جيلاردينو، بوبو ويه رى و شوا
تركيب رؤيايى ميلان
وصال روحانى
سه شنبه اين هفته سرانجام انتقال آلبرتو جيلاردينو به تيم فوتبال آ.ث.ميلان شكل گرفت. در خصوص كوچ مهاجم ۲۴ ساله و بهترين گلزن پارما ونفر دوم گلزنان در دو فصل گذشته كالچو به سن سيرو ماه  ها بود كه اخبار و گزارش هايى پخش مى شد و سرانجام قضيه روى كاغذ رفت و دو طرف قراردادى بستند كه بهاى آن ۲۴ ميليون يورو و مدت آن ۵ سال است.
پارما مى توانست هفته پيش نيز اين كار را بكند اما مخصوصاً دست نگه داشت تا ببيند آيا ساير متقاضيان جيلاردينو (شامل اينتر) حاضرند بيشتر از اين به اين باشگاه بدهند يا نه، ظاهراً براى جيلاردينو قضيه شكل ديگرى داشت. «من واقعاً از اين انتقال خوشحالم. مذاكرات وكل ماجرا مدت زيادى طول كشيد، اما پايان خوبى داشت. هر چيزى در ارتباط با اين انتقال اسباب رضايت و وجد مى شود. از تاريخچه باشگاه گرفته تا بازيكنان افسانه اى آن و وضعيت كنونى تيم.»
220848.jpg
او چرا ميلان را بر اينتر ارجح شمرد؟ «خب، مشخص است. به اين خاطر كه ميلان قوى ترين تيم باشگاهى در اروپا است و پوشيدن پيراهن چنين باشگاهى نوعى افتخار تلقى مى شود.»
ياوران درجه اول
چندى پيش كه پارما در مسابقه پلى آف «سرى آ» در مجموع دو بازى ۱-۲ بر بولوناى سختكوش پيروز و در اين ليگ ماندنى شد باز هم جيلاردينو در هيبت يك منجى به يارى تيمش آمد و گل حساسى را زد و حالا اميد همگان اين است كه او همان كارها را براى ميلان انجام بدهد و چه ياوران درجه اولى در ميلان انتظار او را مى كشند؟ نه تنها آندرى شوچنكو اوكراينى و آقاى گل فصل گذشته كالچو با ناديده گرفتن پيشنهاد ۶۰ ميليون يورويى چلسى در سن سيرو ماندنى شده، اخيراً كريستين ويه رى هم از اينترميلان به تيم همشهرى كوچ كرده است. تركيب شوا با جيلاردينو و يا بوبو ويه رى چطور از آب در مى آيد؟ هيچ كس نمى داند و فقط اين نكته مشخص است كه كارلو آنچلوتى به جواب دادن اين خط و مثمرثمر واقع شدن آن بسيار نيازمند است. فصل پيش كه قرمز و سياه هاى ميلان امكان قهرمانى در سرى آ و جام باشگاه هاى اروپا را در آخرين روزها و به واقع واپسين دقايق از دست دادند، كارلتو زير يك علامت سؤال بزرگ رفت و خيلى ها تعجب كردند كه چطور سيلويو برلوسكنى و يا دست راست نيرومند او آدريانو گاليانى عذر وى را نخواسته اند. يك ناكامى اضافى و استمرار شكست ها در اوايل فصل جديد كالچو (كه از ۶ شهريور به راه مى افتد) مى تواند به قيمت رفتن كارلتو تمام شود. به همين خاطر است كه ميلان در هفته هاى اخير بوبو ويه رى و جيلا را آورده است و با واگذارى يان دال توماسون به اشتوتگارت و پس دادن هرنان كرسپو به چلسى، ترافيك خط حمله اش را سبك و تركيب آن را تعديل و تنظيم كرده است.
روزهاى سخت تورين؟
خيلى ها معتقدند اين يك تركيب رؤيايى است. «جيلا» را چلسى و يوونتوس هم مى خواستند. اما او كه در ۶ بازى ملى اش هم زننده دو گل بوده است، مى خواهد در ميلان بزرگى كند و اين يك اعلام خطر براى يوونتوس هم هست. تيم فابيو كاپه لو فصل پيش با استمرار بيشتر و زرنگى و برنامه ريزى بهتر نسبت به مردان آنچلوتى و به اين خاطر كه هوش و حواس اش معطوف به «سرى آ» بود و در ۱‎/۵ ماه آخر فصل برخلاف ميلان مشغوليت شركت در دو جام همزمان را نداشت، اسكودتو را برد و به تازگى پاتريك ويه را فرانسوى و قدرتى را هم از آرسنال خريده است اما اگر جيلاردينو كنار شوا همان طور كار كند كه در پارما از او ديده شده بود و ويه رى پس از دو سال نزول نسبى احيا شود، راه راه پوشان تورين روزهاى سختى را در فصل ۲۰۰۶-۲۰۰۵ تجربه خواهند كرد.
در غوغاى خط حمله جديد ميلان پيپو اينتزاگى كاملاً از ياد رفته به نظر مى رسد. سوپر پيپو كه به خاطر مصدوميت  هاى پرشمار طى دو فصل گذشته كم پيدا و كم اثر بود، فقط به خاطر تعدد مسابقات ميلان طى فصل مى تواند به حضور در برخى بازى هاى تيم اميدوار باشد و در غير اين صورت زير سايه تبليغاتى رقباى داخلى اش محو خواهد شد.
كابوس مجدد سقوط براى پارما؟
اگر تكليف اينتزاگى مشخص نيست در عوض «پارما»ى بسيار مقروض شادمان است كه پول قابل توجهى براى پس دادن قسمتى از قرض هايش به دست آورده است. اين تيم كه از زمان سقوط و زوال اقتصادى پارمالات اسپانسر و صاحب پيشين اين باشگاه بشدت مقروض بوده و تا مرز فروپاشى هم پيش رفته است در اصل براى واگذارى جيلا ۳۰ ميليون يورو مى خواست اما «۲۴» تا هم بد نيست. در عين حال پارما بايد به اين بينديشد كه پس از واگذارى بهترين گلزن و تكيه گاه اصلى سال هاى اخيرش در فصل جديد «سرى آ» چه سرنوشتى خواهد داشت و آيا كابوس سقوط به «سرى ب» را براى خود محتمل تر نساخته است؟
فقط اميدوارى
در اردوى ميلان هيچ نشانى از نگرانى را نجوييد. روز سه شنبه ساعاتى پس از قطعى شدن انتقال جيلاردينو به ميلان و تمام شدن كار، روى سايت اينترنتى اين باشگاه مطلبى درج شد كه نوعى تسويه حساب با گذشته و وعده دادن آينده اى روشن  تر به نظر مى آمد. باشگاهى كه با سهل انگارى هر چه بيشتر و قصورى اسفبار بازى ۰-۳ برده از ليورپول در فينال جام قهرمانان اروپا را در نهايت با ضربات پنالتى به اين حريف انگليسى واگذار كرد، در اين مطلب آورده است: «حالا مى توانيم با اطمينان به فصل جديد نگاه كنيم و قاطعانه بگوييم كه فاجعه استانبول از يادها پاك خواهد شد. با اين نفرات جديد، اين شور و انرژى و اين استعداد و مهارت  ها، ميلان دوباره پرواز خواهد كرد.»
در حاشيه ماجراهاى نفت و راه آهن
به عصر ژوراسيك خوش آمديد
محمد خدادادى
220911.jpg
اگر اين روزها آبادان باشيد و صبح يا عصر مسيرتان را بيندازيد بلوار پرويز دهدارى و از جلوى استاديوم تختى آبادان رد شويد، جماعتى را خواهيد ديد كه در گرما و شرجى نفسگير و خفه كننده طورى با حرارت و فرياد حرف مى زنند كه شك نمى كنيد بحث مرگ و زندگى است. همان هايى كه بعد از باخت وحشتناك قندى مى خواستند پياده راه بيفتند بيايند فدراسيون فوتبال! از اين آدم ها توى آبادان فت و فراوان است كه مدام خوراكشان فوتبال است، اسم توپ جمع كن و تخمه فروش هاى دهه چهل بازى هاى «كارگر» و «شاهين» را نيز مى دانند. آدم پيش خودش فكر مى كند چه دل خوشى دارند بابا، مگر نمى بينند از آسمان آتش مى بارد؟ ولى اين طور نيست! آنها بيشتر براى فراموش كردن غصه هاشان است كه دو دستى چسبيده اند به فوتبال و نفت! چه كار كنند؟ آنها يك ميليون خاطره از فوتبال و نفت دارند و در مورد فوتبال به شكلى خاص فكر مى كنند، گذشته غنى فوتبال آبادان را به ياد دارند، حالا دور هم كه مى ايستند، هى تخمه مى شكنند، سيگار مى كشند و از آن قديم قديم ها كه ما اصلاً نبوديم حرف مى زنند، كارگر جم، شاهين، حميد برمكى، شيرزادگان، جاسميان، ساليا،  كوهستانى، دهدارى، نظرى، برزگرى، قاسمپور و … براى آنها، آرزوى صعود تيم نفت و خوشحالى حاصل از اين صعود كمتر از حظ رفتن تيم ملى به جام جهانى نيست.
باور نمى كنيد، در صورت صعود نفت به ليگ برتر سرى به آبادان بزنيد، مواظب خودتان هم باشيد چون بى ترديد طرفداران زرد پوشان از ايستگاه يك تا دوازده و از خيابان اميرى، كفيشه، بوارده، سيك لين، بريم، ميدان طيب، مجسمه و همه لين هاى آبادان و حتى خرمشهر با نواختن سنج و برافراشتن پرچم طلايى و بستن هد بند، بيرون خواهند ريخت، شعار و ترانه بندرى خواهند خواند.
220875.jpg
حالا آنها عصبانى هستند، و حق هم دارند. فوتبال بخشى از هويت آبادان و بزرگ ترين دلخوشى آنهاست. زمانى صدور بازيكن جزو صادرات غير نفتى شان بوده و حالا از كنارتخته، دهدشت، خارگ و … بازيكن مى گيرند، تو بحرش برويد مثل اين مى ماند كه برزيل از مالديو يا نپال بازيكن بخرد! وجداناً خنده دار نيست؟
دو دوره است كه نفت تا نزديكى بهشت فوتبال ايران مى آيد و هر بار در مرحله حذفى به دلايلى كه قصد ورود به آن در اين نوشته نيست، از راهيابى به ليگ برتر باز مى ماند. دو سال پيش نيز اين داستان تكرار شد، آن بار نيز نمايندگان عزيز آبادان در مجلس تلاش كردند براى حضور نفت چاره اى بينديشند، مثلاً از طريق افزايش تعداد تيم هاى حاضر در ليگ برتر تا شايد فوتبال مسكنى باشد بر دردهاى جماعت آبادانى و زخم هايشان را- بيكارى، فقر، اعتياد- التيام بخشد.
به خودم مى گويم موضوع چيست؟
آن از بازى آخر كه مثل روز روشن بود بازيكن هاى قندى مثل اينكه ديسانترى داشتند، مثل ماست توى زمين راه مى رفتند، راه به راه هم گل مى خوردند، باختشان اينقدر ضايع بود كه بنده خدا احد شيخ لارى مانده بود چه بگويد، هر كدام از مسؤولان كه خودشان هم از نتيجه و نحوه بازى تيمشان گيج شده بودند چيزى مى گفتند، شايد يك طورى باختشان را جمع كنند. نفتى ها راست مى گفتند، كه اگر در بازى آخر كه همزمان برگزار مى شد، ۵۰ تا گل هم مى زدند بى فايده بود چون آن موقع راه آهن ۶۵ تا مى زد. تا هيچ ترديدى نماند كه آنها شايسته صعودند. نفتى ها جار زدند كه بابا قندى اندازه ۱۵ تا بازى گل خورد! گفتند آقا چرا شلوغش مى كنيد، خودتان هم از همين راه آهن چهارتا خورديد! آبادانى ها هم گفتند اگر چهارتا خورديم دو تا هم زديم، بازيكن هاى قندى مثل اينكه آمده بودند پارك!، وقتى نفتى ها ديدند نه بابا مثل اينكه هيچ فايده اى ندارد، رفتند تا از راهى ديگر وارد شوند، چون مى دانستند همان جماعتى كه صبح تا شب جلوى استاديوم پلاسند، به همين راحتى ولشان نمى كنند. گشتند و گشتند تا بالاخره مچ راه آهن را جايى ديگر گرفتند. آنها بيشتر از تعداد قانونى بازيكن داشتند، فدراسيون براى ۲۱ بازيكن كارت صادر كرده بود، اينجا بود كه توپ هم مستقيم رفت توى زمين فدراسيون كه هنوز توى باد صعود به جام جهانى خوابيده بود.
بعد از مدتها كميته انضباطى تشكيل جلسه داد و اعتراض نفت را وارد دانست و اعلام كردند طبق ماده ۳۹ راه آهن تخلف كرده و نبايد اسم بازيكن بيست و يكم را رد مى كردند، البته قسمت اصلى ماده ۳۹ يعنى بند دال را بى خيال شدند، يعنى اصلى ترين بخش ماده را كه اگر اجرا مى شد، راه آهن ديگر نمى توانست خودش را جمع كند. راه آهنى ها هم گفتند آقا يعنى ما بگوييم رئيس فدراسيون بپرد توى چاه بايد اين كار را كند، خب ما اسم داديم مى توانستند كارت صادر نكنند، ۵۰ نفر زير كارت را امضا كرده اند. فدراسيون هم دوباره جواب داد ما سرمان شلوغ است، سالى اين همه بازى برگزار مى كنيم حالا يكى از دستمان در رفت. برويد توى يك زمين بى طرف بازى كنيد، ديگر هم تخلف نكنيد. از طرفى برانكو هم اسامى بازيكنان را اعلام كرد. اسامى كه اعلام شد، برانكو شد كيسه بوكس، حمله كردند كه چرا آنهايى را كه ما مى گوييم دعوت نمى كنيد؟ قبول نداريم، راه آهن هم توى آن بلبشو اعلام كرد ما هم قبول نداريم. ولى بعد يكى از مسؤولان راه آهن به خاطر روى گل آقاى دادكان و وظيفه انسانى و فرار از دسته يك، با شعف قبول كرد، اصولاً راه آهنى ها از آخرت و قيامت خيلى مى ترسند؛ يك بار هم فيروز كريمى، مربى نفت را از پاسخگويى به نكير و منكر و عذاب قيامت ترسانده بود!
اما نفتى ها ديدند مثل اينكه اگر گير بدهند احتمال اينكه بعد از اين همه سال بروند ليگ برتر هست؛ ديگر كوتاه نيامدند، يعنى بدنشان هنوز خيلى گرم بود. به همين اميد، تمريناتشان را تعطيل كردند، مظلومى با هيأت همراه راهى تهران شد، پايشان را توى يك كفش كردند كه حكميت كه آقاى نوآموز رئيس شوراى عالى انضباطى معتقد است در محاكم فوتبال رايج است را قبول نداريم، مى گويند ما ايرانى ها صد سال است دنبال يك كلمه هستيم، قانون، خب لنگ چى هستيد؟ اجرا كنيد! ولى دوستان در فدراسيون فوتبال دوباره دارند تلاش مى كنند ما را برگردانند به زمان ابوموسى اشعرى. عصر حجر!!!
دادكان تصميم فدراسيون را عادلانه ترين رأى ممكن دانست و تلويحاً گفت ما مى خواستيم حال كسى گرفته نشود! نمى شود! چرا در زمان صدور حكم بدوى، مسؤولان دو تيم با برگزارى بازى تكرارى موافقت كرده بودند ولى حالا حاضر به پذيرش حكميت نيستند؟ درست مى گفت ولى مسأله از ريشه خراب بود.
بعد هم غير مستقيم گفت: فايده ندارد، همين است. مى خواهيد بخواهيد، نمى خواهيد نخواهيد.
بالاخره شوراى عالى انضباطى تشكيل جلسه داد و رأى به تجديد بازى در تاريخ دوم مرداد در ورزشگاه يادگار امام تبريز داد، هيچى به هيچى، اصلاً معلوم نشد اين جلسه براى چى بود؟ باز بند دال شد كشك! يعنى باز برگشتيم به دوره ژوراسيك، زمانى كه نئاندرتالها با دايناسورها جنگ تن به تن مى كردند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |