دوشنبه ۳ مرداد ۱۳۸۴ -
Mon, Jul 25, 2005
حوادث
۳۲۰۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
رئيس راهنمايى و رانندگى تهران بزرگ خبر داد
با نمونه بردارى در صحنه قتل توسط پليس فاش شد
توضيح خبر
در بخشى از خبر «دلايل اخراج سفير قبرس از ايران» كه روز يكشنبه ۲ مرداد به چاپ رسيده بود آمده بود كه اين سفير به وزارت امورخارجه احضار شده است كه بدينوسيله اصلاح مى شود؛ سفير قبرس به وزارت امور خارجه كشورش احضار شده بود.
رئيس راهنمايى و رانندگى تهران بزرگ خبر داد
تسهيلات ويژه براى ترخيص موتوسيكلت هاى توقيفى
221226.jpg
رئيس راهنمايى و رانندگى تهران بزرگ از ارائه تسهيلات جديد براى ترخيص موتوسيكلت هاى متوقف شده در پاركينگ هاى «خليج»، «كوهك» و «رضا» به مناسبت سالروز ميلاد حضرت زهرا(س) خبر داد. به گزارش ايسنا، سردار ساجدى نيا ديروز در حاشيه افتتاح طرح تابستانى آموزش ترافيك ويژه نونهالان در پاركهاى تهران افزود: براساس تدبير فرماندهى ناجا صاحبان اين قبيل موتوسيكلت ها مى توانند از ۵ تا ۲۷ مرداد ماه با در دست داشتن سند مالكيت موتوسيكلت، كارت مشخصات و گواهينامه راكب به نشانى تهران، خيابان قزوين، بوستان رازى (ضلع جنوب غربى) مراجعه كنند.
وى همچنين اعلام كرد: تسهيلات فوق تنها شامل موتوسيكلت هايى كه پيش از ۵ مردادماه در طرحهاى انتظامى متوقف شده باشند، به استثناى موتوسيكلت هايى كه بر اساس دستور مرجع قضايى متوقف شده اند، است.
به گزارش ايسنا، رئيس راهنمايى و رانندگى تهران بزرگ همچنين در ادامه با اشاره به آغاز طرح تابستانى ويژه نونهالان، اظهار داشت: بر اين اساس در راستاى نهادينه كردن فرهنگ ترافيك و اشاعه آن در ميان كودكان و نونهالان، طرح پارك ترافيك سيار و نمايش تئاتر عروسكى با مضامين ترافيكى به اجرا در مى آيد. سردار ساجدى نيا همچنين با بيان اينكه در سال تحصيلى گذشته بيش از ۷۰ هزار نفر از دانش آموزان مدارس تحت پوشش اين طرح قرار گرفتند، ابراز اميدوارى كرد كه در سال تحصيلى آينده نيز ظرفيت آموزش در اين رابطه افزايش يابد.
دستگيرى زورگيران مسلح در آزادراه قم ـ تهران
گروه حوادث: دو سارق مسلح كه پس از بستن دست و پاى راننده اى اقدام به سرقت خودروى او كرده بودند در درگيرى با مأموران آگاهى قم به دام افتادند.
اين حادثه ساعت ۱۸ و ۱۵ دقيقه روز سه شنبه ۲۸ تيرماه سالجارى در كيلومتر ۱۰ آزادراه قم - تهران رخ داد. وقتى مأموران به خودرويى مظنون شده و شماره اش را از طريق رايانه همراه استعلام كردند، مشخص شد اين خودرو چند روز قبل از شهرستان كلاردشت به سرقت رفته است.
مأموران در نخستين اقدام خودرو را تحت تعقيب قرار داده و پس از چندين كيلومتر تعقيب و گريز كه همراه با تيراندازى بود آن را متوقف و سه سرنشين خودرو و راننده را بازداشت كردند.
سه جوان بازداشت شده پس از حضور مأموران اعلام كردند دانشجو هستند و براى آمدن به تهران سوار اين خودرو شدند.
راننده خودرو كه مرد جوانى به نام روح الله است در بازجويى ها ضمن اعتراف به سرقت خودرو گفت: ۴ روز قبل به همراه دوستم رسول در كلاردشت خودرو را كرايه كرديم و در بين راه با تهديد اسلحه راننده را پياده كرده و با طناب به درخت بستيم و سپس خودرو را سرقت كرديم. با اعترافات اين مرد مأموران رديابى هاى خود را براى دستگيرى همدست وى كه پس از توقف خودرو به بيابانها فرار كرده بود آغاز كردند و پس از يك عمليات تعقيب و گريز سارق را دستگير و در بازرسى از او دو قبضه اسلحه كلت كمرى به همراه دو خشاب و فشنگ كشف كردند.
به گزارش خبرنگار ما دو سارق مسلح پس از بازداشت جهت ادامه تحقيقات در اختيار پليس آگاهى قم قرار گرفتند.
جزئيات حادثه قتل صوفيا، از زبان «رامين»
221223.jpg
گروه حوادث: جزئيات تازه اى از پرونده حمله مرگبار يك پسر جوان به دختر موردعلاقه اش فاش شد.
اين پسر ۲۲ ساله كه «رامين» نام دارد و هم اكنون در بخش مراقبت هاى ويژه بيمارستان بسترى است، پس از بهبود وضعيت جسمانى اش آشنايى دوساله اش با «صوفيا» را بازگو كرد.
وى در اين باره گفت: ۵ سال قبل به همراه پدرم از شهرستان خوى براى كار به تهران آمدم. ما در كار ايزوگام مشغول بوديم. پس از سه سال پدرم بنابه دلايلى مجبور به مراجعت به شهرمان شد و من در كنار عمويم به كارم ادامه دادم.
در همان روزها بود كه با «صوفيا» آشنا شدم. از همان روزهاى نخست آشنايى به هم علاقه مند شديم به طورى كه او ماجرا را با خانواده اش درميان گذاشت، مدتى بعد با عمويم براى خواستگارى به خانه آنها رفتيم. پدرم وقتى از اين موضوع باخبر شد، گفت راضى به اين ازدواج نيست ولى بعداً با صحبت هايى كه با خاله ام كردم، موافقت او را جلب كردند.
تقريباً همه بستگان ما را نامزد هم مى دانستند. در طول ۲ سال گذشته هيچ مشكلى با هم نداشتيم تا اينكه يك هفته قبل با هم اختلاف پيدا كرديم. او مى گفت من ديگر كار پيدا كرده ام و مدرك تحصيلى ليسانس دارم. ديگر نيازى به تو ندارم. موضوع را با خانواده اش درميان گذاشتم. به آنها گفتم حالا كه دخترتان پس از دو سال مرا نمى خواهد بايد هرچه پول براى او هزينه كرده ام بازگرداند.
وقتى در اين كار موفق نشدم گفتم حالا كه اينجور شد بايد با من ازدواج كند اگر نپذيرد او را مى كشم. من تمام زندگيم را به او داده بودم حالا نمى توانستم اين وضعيت را تحمل كنم. يك روز قبل از حادثه يك كفش كتانى ۳۰ هزار تومانى خريدم.
اين اواخر كمى با هم مشكل پيدا كرده بوديم. مى خواستم با هديه دادن اين كفش ها دل او را به دست آورم. وقتى در نزديكى خانه شان او را ديده و شروع به صحبت كردم او بى محلى كرد. خيلى عصبانى شده بودم بى اختيار با او درگير شدم. روز بعد بار ديگر تصميم گرفتم با او صحبت كنم. به آنجا رفتم. او به همراه يكى از همكارانش از خريد برمى گشت با ديدن من عصبانى شد و آن حادثه اتفاق افتاد.
با نمونه بردارى در صحنه قتل توسط پليس فاش شد
راز لكه خون در جنايت كارگاه طلاسازى
221220.jpg
گروه حوادث: نمونه بردارى جنايى از آثار خون برجاى مانده در قتلگاه مرد جوانى، پرده از جزئيات جنايت در كارگاه طلاسازى برداشت. اين اقدام علمى پليسى زمانى گره از ماجراى جنايت خاموش برداشت كه عامل قتل در بازداشت پليس جنايى سكوت كرده بود.
بنا بر اين گزارش، نيمه شب پنجم تير ماه سال جارى، مرد جوانى در بازگشت به كارگاه طلاسازى اى واقع در خيابان شوش وقتى كسى در را به رويش باز نكرد، از روى در داخل محوطه كارگاه شد و در طبقه اول با پيكر خون آلود و بى جان كارگر طلاسازى روبرو شد. دقايقى بعد، مأموران كلانترى ۱۱۶ مولوى در قتلگاه مرد ۳۷ ساله به نام «غلامحسين حسن زاده» حاضر شدند و ماجراى اين جنايت به بازپرس هنرمند و تيم ويژه اداره ۱۰ پليس آگاهى تهران گزارش شد. با توجه به سرقت محموله طلا از دو گاوصندوق كارگاه طلاسازى، تجسس هاى ويژه اى در دستور كار قرار گرفت تا سارقان جنايتكار رديابى شوند. كارآگاهان جنايى وقتى به بررسى صحنه جنايت پرداختند، پى بردند كه هيچ آثار شكستگى اى روى قفل هاى در ورودى كارگاه وجود ندارد و با توجه به وجود چشمى روى در، امكان غافلگير شدن كارگر جوان كارگاه از سوى سارقان ناشناس وجود ندارد.
فرضيه آشنا بودن عاملان جنايت زمانى قويتر شد كه پليس در طبقه دوم تنها روى كليد برق آثار ماليده شدن خون را به دست آورد و پى برد قاتل اصلى كه پس از وارد آوردن ضربات چاقو به «غلامحسين» در طبقه اول با برداشتن دسته كليد به طبقه دوم ساختمان رفته است، به خاطر تاريكى اتاق به ناچار كليد برق را لمس كرده است، در حالى كه اگر اين قاتل آشنايى اى به محل جنايت نداشت، امكان ماليده شدن خون به ديگر جاهاى ديوار وجود داشته است. از سوى ديگر، كارآگاهان وقتى دريافتند عامل جنايت دست به سرقت خرده طلاهايى زده است كه اگر به حرفه طلاسازى آشنايى نداشت پى به ارزش اين خرده طلاها نمى برد، خود را در يك قدمى قاتل آشنايى ديدند كه مى توانست به كارگاه طلاسازى رفت و آمد داشته باشد و با قربانى جنايت دوست بوده باشد. بدين ترتيب، فهرستى از كارگران قديمى و اخراجى تهيه شد و كارآگاهان با برخوردن به مشخصات رفتارى و اخلاقى دو تن از آنان با نام هاى «محسن» و «جواد» كه هر دو شرور بودند و از اوايل سال به خاطر اختلاف با صاحب كارگاه طلاسازى اخراج شده بودند، حلقه تحقيقات را روى آنان تنگ تر كردند.
همزمان با دستگيرى «جواد» كه هرگونه دخالت در قتل را نمى پذيرفت، پليس ردپايى به دست آورد كه نشان مى داد جوان شرور ديگر كه در يكى از شهرستان هاى استان مركزى زندگى مى كند، ساعت ۱۵ روز جنايت در تماس با يكى از كارگران كارگاه طلاسازى كه دوست قديمى اش بود، به تخليه اطلاعاتى وى پرداخته است. بدين ترتيب، دستور بازداشت «محسن» از سوى بازپرس هنرمند صادر شد و تيمى تخصصى با در اختيار داشتن نيابت قضايى به در خانه پدرى اين شرور رفتند.
وقتى مادر «محسن» در برابر پليس ادعا كرد كه از اوايل سال به تهران رفته و بازنگشته است، كارآگاهان خانه آنان را تحت نظر قرار دادند و زمانى كه مادر «محسن» براى خبر كردن پسرش از خانه خارج شد و به خانه پدربزرگ او رفت، با استفاده از اصل غافلگيرى «محسن» را بازداشت كردند. «محسن» به پليس آگاهى تهران انتقال داده شد و قاطعانه ادعا كرد در زمان قتل در تهران نبوده است و اين در حالى بود كه شاخه هاى تحقيقاتى پليس او را عامل جنايت كارگاه طلاسازى شناخته بود. جوان شرور سكوت كرده بود تا اينكه مأموران تشخيص هويت با بررسى نمونه هاى خونى كه روى كليد برق و ليوانى در طبقه دوم به دست آورده بودند، اعلام كردند اثر انگشت قاتل را در اختيار دارند. بدين ترتيب، از «محسن» انگشت نگارى شد و اين دو اثر تحت بررسى علمى قرار گرفت و كارآگاهان پى بردند اثر انگشت در صحنه قتل متعلق به «محسن» است و ديگر هيچ شبهه اى در قاتل بودن وى وجود ندارد.
«محسن» در برابر داشته هاى علمى پليس تسليم شد و با شكستن سكوت خود، اعتراف كرد به تنهايى و براى تهيه هزينه ازدواج برادرش دست به اين قتل زده است. اين جوان شرور گفت: برادرم مى خواست ازدواج كند و به پول زيادى نياز داشت، به او قول دادم پول ازدواجش را تهيه كنم. وسوسه شده بودم به كارگاه طلاسازى دستبرد بزنم. ظهر روز قتل، ساعت ۱۵ بود كه با كارگاه تماس گرفتم، صدايم را تغيير دادم و سراغ «وحيد» را گرفتم. وقتى از دوست قديمى ام اطلاعاتى در خصوص رفت و آمدها به كارگاه، محل نگهدارى طلاها و مشخصات كارگرى كه در كارگاه مى خوابد را گرفتم، چون «غلامحسين» من را مى شناخت، در حالى كه چاقوى ضامن دارى همراه داشتم، سراغ قربانى رفتم.
«غلامحسين» وقتى در راه به روى من باز كرد، چون با هم آشنا بوديم داخل رفتم. هنوز دقايقى نگذشته بود كه با چاقو به سمت او حمله كردم و ضربات زيادى به گردن و بدنش زدم. وقتى «غلامحسين» بى جان روى زمين افتاد، كليدها را برداشتم و با شناختى كه از كارگاه داشتم به سرقت بيش از يك كيلو خرده طلا دست زدم و از آنجا خارج شدم.
سرقت حقوق كارمندان روزنامه ايران
حقوق تعدادى از كاركنان روزنامه ايران از سوى دو جوان كيف قاپ به سرقت رفت. اين سرقت، ساعت ۱۱ و ۴۵ دقيقه ظهر ديروز - دوم مردادماه سال جارى - زمانى رخ داد كه مأمور وصول پول هاى روزنامه ايران با گرفتن ۵ ميليون تومان تراول چك و ۴۹۰ هزار تومان پول نقد از بانك ملى در تقاطع خيابان وليعصر و مطهرى خارج شد. عليرضا قوچانى مسؤول صندوق مؤسسه مطبوعاتى ايران كه پيگير ماجراى اين سرقت است در اين خصوص گفت: «مأمور وصول وقتى كيف سامسونت را روى صندلى عقب خودروى آژانس گذاشت و خودش در صندلى جلو نشست همزمان با بسته شدن در جلو، جوان كيف قاپ در عقب را باز مى كند و كيف را به سرقت مى برد.» وى افزود: «اين سارق كه جوانى قوى هيكل با موهاى فر و مواج بلند بود كه چند قدمى پياده پا به فرار گذاشت و موتورسوارى با رساندن خود به اين كيف قاپ او را سوار ترك موتور كرد و با حمايت دو جوان موتورسوار ديگر پابه فرار گذاشتند. بنابه گزارش خبرنگار ما، پليس با راهنمايى هاى شاهد اين كيف قاپى، دست به تحقيقات ويژه اى براى رديابى دو جوان كيف قاپ پرداخته است.
جشن طلاق
زنى در عربستان پس از دريافت حكم طلاق از دادگاه در يكى از هتل هاى مجلل جده جشن بزرگى بر پا كرد.
روزنامه عربى نيوز نوشت، در اين جشن بيش از ۶۰۰ زن حضور داشتند و بيشتر آنان تصور مى كردند كه اين جشن يك مهمانى معمولى است اما پس از اطلاع از عنوان اصلى جشن بسيار متعجب شدند زيرا اين نخستين بارى است كه به جشن طلاق مى رفتند. شوهر اين زن معتاد بود.
بازداشت خانم دكتر به خاطر سوزانده شدن جوان ايرانى در بمبئى
تحقيقات پليس جنايى هند براى افشاى اسرار سوزانده شدن جوان ايرانى در «بمبئى» با دستگيرى رئيس يكى از بيمارستان هاى اين شهر ابعاد تازه  اى گرفت. اين گزارش حاكيست تاكنون از نتايج تحقيقات پليس هند هيچ خبر رسمى انتشار نيافته است اما سايت هاى اينترنتى رسانه هاى خارجى خبر از دستگيرى يك خانم دكتر كه رئيس يكى از بيمارستانهاى «بمبئى» است داده اند. مهدى جبارى ـ پدر داغدار ـ كه ساكن نجف آباد اصفهان و دبير بازنشسته آموزش و پرورش است، در اين باره گفت: به دنبال كشته شدن پسرم، بلافاصله خود را به بمبئى رساندم و در حالى كه شواهد از اهمال پزشكان معالج بيمارستان «پريچ كندى» و «مسينا» هند حكايت داشت، آنان نگذاشتند پيكر بانداژ شده «بابك» را به خاطر شدت سوختگى ببينم. پدر «بابك» افزود: من وقتى جنازه پسرم را در بهشت زهرا (س) تهران، شست و شو مى دادند فقط متوجه تاول هاى قرمز پراكنده روى آن شدم و برايم جاى سؤال است كه چرا مسؤولان بيمارستان «مسينا» به من دروغ گفته اند؟ وى ادامه داد: خانم دكترى كه بازداشت شده است، مادر دوست صميمى بابك است و مطمئن هستم او كليد حل معماى مرگ پسرم است. «بابك جبارى» دانشجوى رشته دكتراى اديان و مذاهب، شامگاه هفتم جولاى امسال، وقتى از خانه پسر خانم دكتر خارج شد، مورد هجوم افراد ناشناس قرار گرفت و به طرز فجيعى با اسيد سوزانده شد. وى تنها دو روز بعد، براثر شدت جراحت ها در بيمارستان جان سپرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |