|
گفت وگو با دكتر على ملك پور جامعه شناس
كار آفرينى فرهنگى؛ راهبرد پيشرفت وتوسعه
|
|
|
چنگيز محمودزاده كار آفرينى در ايران، بحث جديدى محسوب مى شود اما از آن جوان تر، كارآفرينى فرهنگى است كه كمتر پيش مى آيد بحثى درباره آن مطرح شود و يا كارشناسان به بررسى آن بپردازند. اين در حالى است كه فرهنگ، بستر تحولات جامعه محسوب مى شود و هر پديده اى در مهدفرهنگ رشد مى كند. در واقع كارآفرينى به شدت تحت تأثير مناسبات فرهنگى جامعه است. دكتر على ملك پور، دكتر جامعه شناس و عضو هيأت علمى دانشگاه يكى از كارشناسانى است كه به پژوهش هايى در زمينه كارآفرينى دست زده و بويژه به بررسى نقش مطبوعات در اين روند پرداخته است. گفت وگويى كه پيش رو داريد با اين جامعه شناس درباره كارآفرينى و كارآفرينى فرهنگى انجام شده است. * اجازه بدهيد گفت وگو را با تعريف كارآفرينى فرهنگى آغاز كنيم تا با روشن شدن چارچوب هاى بحث، پس از آن به نقش مطبوعات در اين روند بپردازيم. - كار آفرينى فرهنگى، وجهى تخصصى از خود كار آفرينى است. كار آفرينى را اگر بخواهيم به طور خلاصه تعريف كنيم، بايد بگوييم كار آفرينى عبارت است از تبديل ايده ها به فرصت هاى كسب و كار مبتكرانه و خلاقانه. وقتى در اثر تجربه و فراست، ايده اى در افراد شكل مى گيرد و سپس براى ايجاد كسب و كار جديد و يا توسعه كسب و كارهاى قبلى اين ايده ها به مرحله عمل در مى آيند، مى توان گفت كار آفرينى انجام شده است. حال اگر همين تبديل ايده به فرصتى براى كسب و كار به شكل عملياتى، ملموس و عينى در قلمرو فعاليت هاى فرهنگى باشد به آن كار آفرينى فرهنگى مى گوييم. براى مثال اگر فردى در قلمرو نشر ، مطبوعات، سينما، تئاتر، موسيقى و يا هنرهاى تجسمى ايده اى را به يك فرايند عملياتى تبديل كند و محصول فرهنگى جديدى ارائه كند به يك كارآفرين فرهنگى تبديل مى شود. در واقع در اين روند خلاقيت اهميت ويژه اى دارد و عنصر تكرار شونده در فرايند كار آفرينى است. هميشه كار آفرينى از خلاقيت سرچشمه مى گيرد. * براى بحث كار آفرينى فرهنگى، چه مثال هاى ملموس و عينى ترى مى توان ارائه كرد؟ - براى مثال تأسيس روزنامه ايران يك كار آفرينى فرهنگى بود. اين روزنامه در ابتدا وجود نداشت و گروهى، ايده تأسيس روزنامه اى با اين مشخصات را ارائه كردند و سپس آن را به مرحله اجرا در آوردند. پس پديد آورندگان اين روزنامه، كار آفرينان فرهنگى محسوب مى شوند. بر همين اساس مى توان افرادى كه دست به راه اندازى يك نگارخانه و يا ساخت فيلم و موسيقى مى زنند نيز در همين گروه طبقه بندى مى شوند. و اگر در قالب تأسيس يك مركز يا مؤسسه باشند، مصاديق قابل قبول ترى از كارآفرينى فرهنگى خواهند بود. * شما در پژوهش خود به بررسى فراز و فرود نقش مطبوعات در كار آفرينى فرهنگى پرداختيد. اگر بخواهيم با نگاهى كلى تر به بحث كار آفرينى فرهنگى بپردازيم، چه عوامل تأثير گذار ديگرى را مى توان برشمرد؟ - عوامل سياسى، اجتماعى، مالى و حمايتى همگى بر كار آفرينى فرهنگى تأثير دارند. وقتى ما از كار آفرينى فرهنگى سخن مى گوييم، منظورمان مجموعه تمام فعاليت هايى است كه در حوزه هاى فرهنگ و هنر روى مى دهد به همين دليل، تمامى اين عوامل برآن تأثير دارند و حتى مى توان نقش مخاطبان و مصرف كنندگان فرهنگى را در اين ميان بررسى كرد. يكى از اين عوامل نيز مطبوعات است و مى توان اين سؤال ها را درباره آن مطرح كرد كه مطبوعات براى كار آفرينى فرهنگى چه خدماتى انجام مى دهند و چه برخوردى مى كنند؟ آيا مطبوعات با اين مقوله آشنا هستند؟ اگر به اين مقوله مى پردازند، چگونه اين كار را انجام مى دهند. * در حال حاضر بحثى كه درباره كار كرد مطبوعات به ويژه در كشورهاى پيشرفته مطرح مى شود، تأكيد بر جنبه سرگرم كننده آن است كه اين تأكيد هم در رسانه هاى نوشتارى و هم در رسانه هاى ديدارى ديده مى شود. آيا در چنين شرايطى، مشخص كردن يك وظيفه براى آنها با اين مضمون كه بايد به كار آفرينى فرهنگى بپردازند، صحيح است؟ - مطبوعات وظيفه ندارند به كار آفرينى فرهنگى بپردازند. خود آنها نيز پديده اى از كارآفرينى فرهنگى هستند. انتظارى كه از مطبوعات مى رود اين است كه آگاهى مديران، سياستگذاران و نويسندگان مطبوعات از اين مقوله چقدر است، آن را تا چه اندازه مى شناسند و تا چه ميزان مى خواهند دامنه هاى آن را افزايش دهند. مثلاً مطبوعات مى توانند در توسعه فرهنگ محيط زيست، دموكراسى، بهبود مديريت شهرى و مقوله هاى ديگر مؤثر باشند. حال ما مى پرسيم مطبوعات در توسعه فرهنگ كارآفرينى چقدر دخيل هستند. ما نمى توانيم آنها را موظف كنيم. مطبوعات بايد در اين امر مشاركت كنند كه اين امر مستلزم داشتن آگاهى است. كارآفرينى و به ويژه كارآفرينى فرهنگى در ايران ايده جديدى محسوب مى شودو به آن پرداخته شده است. اين بحث به دليل ضرورت هاى اقتصادى و اجتماعى تازه دارد شكل مى گيرد. در واقع دولت به دليل گستردگى و تصدى اى كه بر همه امور دارد، نمى تواند همه امور را خودش اداره كند. اين روند در تمام كشورهاى دنيا وجود دارد و دولت در حال عقب نشينى است تا فضا براى مشاركت و توسعه بخش خصوصى فراهم شود. يكى از جنبه هاى مهم اين امر، توسعه كارآفرينى است. بسط كارآفرينى موجب كاهش تصدى دولت و گسترش مشاركت بخش خصوصى مى شود. ما مى خواهيم به بررسى اين امر بپردازيم كه مطبوعات تا چه اندازه مى توانند در اين روند تأثيرگذار باشند. در شرايطى كه در كشور ما بحث جوانان و بيكارى روز به روز جدى تر مى شود اگر مديران مطبوعات با آگاهى به اين مقوله بپردازند مى توانند اين دانش و آگاهى را به مخاطبان خود نيز منتقل كنند. اگر دولت مطبوعات را ترغيب، حمايت و تشويق كند تا به اين بحث بپردازند، مى توانيم اميدوار باشيم مطبوعات نقش چشمگيرترى ايفا كنند. براى دست يافتن به اين هدف در ابتدا بايد مديران مطبوعات با بحث كارآفرينى آشنا شوند و آن را درونى كنند. اگر چنين مقصودى حاصل شود، مطبوعات به منشأ كارآفرينى فرهنگى در جامعه تبديل مى شوند. *براساس پژوهش هاى شما، آگاهى اداره كنندگان مطبوعات از بحث كارآفرينى فرهنگى تا چه اندازه است؟ اگر شما روزنامه ها را باز كنيد هر روز مطالب بسيارى درباره اقتصاد، سياست، محيط زيست، جرايم اجتماعى و ديگر موضوع ها پيدا مى كنيد اما به بحث كارآفرينى توجه چندانى نمى شود. همان موردى كه ديده مى شود نيز از روى قصد و اراده نيست و ديدگاه هاى كارآفرينى در ذهن نويسندگان مطبوعات شكل نگرفته است. در واقع آنها با همان رويكردى كه با ديگر خبرها و مطالب برخورد مى كنند با خبرهاى مرتبط با اين موضوع نيز برخورد مى كنند. در حالى كه اگر اين ديدگاه پديد بيايد، شيوه برخورد روزنامه نگاران، دبيران خبر و سردبيران نيز در برجسته كردن اين مطالب تغيير مى كند و اين بحث كارآفرينى فرهنگى بر سر زبان ها مى افتد. به اين ترتيب عده اى از اين بحث ايده مى گيرند و عده اى ديگر نيز ايده هاى خود را به مرحله عمل در مى آورند. ولى متأسفانه هنوز اين بحث در ميان روزنامه نگاران و دبيران خبر به بحثى آگاهانه تبديل نشده است. براساس تحقيقاتى كه در روزنامه هاى آفتاب يزد، اطلاعات، اعتماد، ايران، جام جم، جهان اقتصاد، رسالت، كار و كارگر، كيهان و همشهرى در چهار دور بهمن ،۸۲ ارديبهشت ،۸۳ مرداد ۸۳ و آبان ۸۳ انجام دادم، مجموعاً ۲۴۰ شماره روزنامه در جامعه آمارى قرار گرفتند كه در تمام آنها تنها ۳۱۵ مورد مربوط به كارآفرينى فرهنگى بود. بيشترين داده درباره كارآفرينى فرهنگى مربوط به روزنامه ايران با ۲۱ درصدو كمترين در روزنامه كار و كارگر بود. بيشترين اخبار، گزارش ها و يادداشت ها نيز در قلمرو سينما وتئاتر منتشر شد كه دليل آن جذابيت چهره هاى سينمايى در جامعه است. بيشترين مطالب نيز در قالب خبر با ۴۷ درصد منتشر شدند كه نشان دهنده وزن محتوايى اندك آنهاست. اين آمار نشان مى دهد مديران مطبوعاتى هنوز با بحث كارآفرينى فرهنگى آشنا نيستند. اگر مديران مطبوعاتى با اين ايده آشنا شوند، مى توانند خدمت بزرگى براى جامعه انجام دهند، چرا كه بسيارى از جوانان و شهروندان واجد شرايط انجام كارآفرينى هستند اما چون آشنايى چندانى با اين مقوله ندارند، استعدادهاى آنان شكوفا نمى شود. اگر مطبوعات به طور مستمر به اين بحث دامن بزنند و آن را آموزش دهند، خدمت بزرگى انجام خواهند داد. بسيارى از جوانان و شهروندان، ايده هاو الگوهاى خود براى زندگى را از مطبوعات و ديگر رسانه هاى جمعى كسب مى كنند. اگر مطبوعات به شكل آگاهانه دست به ترويج كارآفرينى بزنند، مى توانند در يك فرايند ميان مدت، نقش منجى اجتماعى را ايفا كنند. *با توجه به شمارگان و مخاطبان محدود مطبوعات آيا واقعاً مى توان به آن به عنوان يك بازوى كمكى جدى نگاه كرد؟ مطبوعات با وجود تمام مشكلاتى كه گريبانگير آنهاست، يك ابزار محسوب مى شوند. مطبوعات، پديده اى جارى است كه هر صبح و شب در زندگى بخشى از مردم حضور پيدا مى كند. محدود بودن مخاطبان آن يك واقعيت است اما وجود آن و افرادى به عنوان نويسندگان مطبوعات نيز، بخش ديگرى از واقعيت محسوب مى شود كه بر گروهى از مردم جامعه تأثير مى گذارند و بايد از آن استفاده بهينه كرد. مگر مطبوعات براى خود، رسالت افزايش آگاهى و مشاركت اجتماعى و برانگيختن حساسيت وجدان جمعى را قائل نيستند؟ به نظر من بايد به اين مجموعه، ترويج كارآفرينى نيز اضافه شود. با توجه به توانايى هاى اهل قلم، آنها مى توانند با همين امكانات، تأثيرگذارى بسيار مثبتى بر اين روند داشته باشند. *ترويج كارآفرينى فرهنگى در مواجهه با چه طيفى از جامعه مى تواند تأثيرگذارى بيشترى داشته باشد؟ براساس مطالعات انجام شده، كارآفرينى يك امر مستمر است و هر فردى مى تواند در هر دوره از زندگى خود به اين كار بپردازد. اما از طرف ديگر، آموزش و ترويج كارآفرينى مثل آموزش و ترويج هر كار ديگرى اگر در سنين پايين تر باشد، منشأ اثر بيشترى خواهد بود، چرا كه ميزان آموزش پذيرى در سنين پايين تر، بيشتر است. به عبارت ديگر، پايين ترين گروه سنى كه مخاطب مطبوعات هستند اگر به تدريج به صورت حمايت و هدايت شده با ايده و انديشه كارآفرينى آشنا شوند و آموزش بگيرند، تعداد بيشترى كارآفرين در آينده خواهيم داشت. بنابراين جوانان هم از نظر كميت جمعيت و هم از نظر كيفيت يادگيرى در اولويت قرار دارند. نكته ديگر درباره آنها اين است كه براى كارآفرينى به شخصيتى مخاطره پذير احتياج داريم. فردى كه سال ها كارمند بوده به طور طبيعى شخصيت محافظه كار پيدا مى كند و به آن شدت و جديت جوانان نمى تواند در بحث كارآفرينى وارد شود. دانش آموزان و دانشجويان كه در فكر رشد و موفقيت مالى و معنوى هستند اگر به چشمه جوشان كارآفرينى دست پيدا كنند، مى توانند بسيار موفق تر و تأثيرگذارتر باشند. * بحث كارآفرينى دركشورهاى ديگر به چه شكل است و برخورد مطبوعات با آن چگونه تعريف مى شود؟ - تاريخچه كارآفرينى به پيش از انقلاب صنعتى باز مى گردد كه پس از آن توسعه پيدا كرد. اما بحث مورد نظر ما آموزش عمومى كارآفرينى است كه در كشورهاى صنعتى از حدود ۵۰ تا ۶۰ سال قبل با تشكيل رشته هاى دانشگاه كارآفرينى، ماهيت تازه اى پيدا كرد. در كشورهايى مانند تركيه، بنگلادش، پاكستان و هند نيز سابقه اى ۳۰ ساله در آموزش كارآفرينى ديده مى شود. گسترش كمى اين بحث نيز در چنين كشوهايى قابل توجه است. به شكلى كه كارآفرينى به دانشگاه ها مجامع علمى و مطبوعات آنها وارد شده و آنها بسيار جلوتر هستند. اينكه مى بينيد فروش نرم افزارهاى هند در حال تسخير برخى بازارهاى بين المللى است، توجه آنها به بحث كار آفرينى را نشان مى دهد كه از نزديك به سه دهه قبل در آن كشور، پيگيرى شد و الآن به ثمر رسيده است. وقتى مطبوعات، مخاطبان خود را در اين راه آموزش دهند يك دهه بعد آنها در كنار دانشگاه، دولت و خانواده مى توانند نسلى آشنا با كارآفرينى را تربيت كنند. در حال حاضر اين بحث در دانشگاه هاى كشور نيز مطرح شده كه با وجود محدوديت ها، بسيار جدى است. اما ركن مهم از آموزش، ترويج و تربيت كارآفرينى مطبوعات است. مطبوعات كشور همانطور كه در بخش هاى سياسى و اجتماعى كشور در بسيارى از زمينه ها پيشگام بودند در اين زمينه نيز بايد اين نقش خود را حفظ كنند. برخى از روزنامه ها به شكل جسته و گريخته صفحه كارآفرينى منتشر مى كنند كه اگر اين روند ادامه پيدا كند مى تواند بسيار مؤثر باشد. * به نظر شما بهترين راهكار براى جلب مطبوعات به اين موضوع و فعال كردن آنها در اين عرصه چيست؟ - به نظر من بايد مديران مطبوعات درباره كارآفرينى مطالعه كنند و ضمن آشنايى با اين مقوله از مشاوره كارشناسان نيز بهره ببرند. براى مثال بايد اين بحث در انجمن صنفى مطبوعات انجام شود. روزنامه نگارى كه مشغول نوشتن است بايد با بحث كارآفرينى آشنايى پيدا كند تا نوشته هاى آگاهانه آنها، تأثيرگذارى بالايى پيدا كند. مطبوعات در اين مقوله نقشى چند وجهى دارند و علاوه بر تأثير مستقيم بر مخاطب مى توانند به آموزش هاى درون خانواده نيز شكل دهند. فكر مى كنم در حال حاضر هر نشريه اى كه به طور آگاهانه به اين موضوع بپردازد در تاريخ مطبوعات كشور، نام خود را ماندگار خواهد كرد. برعكس اين امر نيز صادق است و اگر رونامه ها و نشريات اين بحث را فراموش كنند در آينده با نقد محققان مواجه خواهند شد. مطبوعات مى توانند دانشگاه ها و دولت را براى پذيرش گسترده تر اين بحث متقاعد كنند. توسعه ملى كشور ما منوط به بحث كارآفرينى است اما متأسفانه بسيارى از سياستگذاران و مديران كشور از آن آگاه نيستند. اگر به كشورهاى توسعه يافته و در حال توسعه موفق جهان نگاه كنيد مى بينيد كه همه آنها در امر كارآفرينى موفق بودند كه توانستند موفقيت هاى بعدى را به دست آورند. كارشناسان مطالعات كارآفرينى، معتقدند كارآفرينى، موتور توسعه اقتصادى است. * هم اكنون چه اقدامات اجرايى از سوى دولت و مراكز آموزشى براى توسعه فرهنگ كارآفرينى و آشنايى عموم مردم با مفاهيم آن در حال انجام است؟ - سابقه پرداختن به مقوله كارآفرينى در ايران كمتر از ۱۰ سال است. در همين مدت اقداماتى با توجه به ضرورت هاى موجود در كشور از سوى دولت شكل گرفته كه البته به هيچ وجه كافى نيست. دولت با تصميمى درست، خط مقدم آموزش هاى خود را دانشگاه قرار داده است كه با توجه به انرژى و توان دانشجويان و بحث بيكارى فارغ التحصيلان مى تواند بسيار مفيد باشد. در دانشگاه ها طرح «كاراد» يا آموزش كارآفرينى در دانشگاه ها شكل گرفته و الآن در چندين دانشگاه مراكز كارآفرينى و رشد آغاز به كار كرده است. آموزش كارآفرينى به دانشجويان، هدف اصلى اين مراكز را تشكيل مى دهد. التبه اين روند رو به گسترش است و مطمئناً با توجه به اهميت اين بحث در آينده شاهد تلاش هاى جدى براى گسترش آموزش كارآفرينى در كشور خواهيم بود. در حال حاضر واحد كارآفرينى براى برخى رشته هاى دانشگاهى در نظر گرفته شده است و مسؤولان آموزش كشور تصميم دارند رشته اى مختص كارآفرينى را نيز به سيستم آموزش عالى كشور وارد كنند. با وجود تمام اين اقدامات بايد هميشه به خاطر داشته باشيم كه از كشورهاى هم تراز خود، نزديك به سه دهه عقب هستيم و بايد با سرعت و امكانات هر چه بيشتر در اين راه گام برداريم كه بحث هاى فلسفى، اقتصادى و اجتماعى بسيارى وجود دارد كه براى مدت كوتاهى در كشور ما مد روز مى شود و بعد هم ازيادها مى رود. بسيارى از اين بحث ها، درد ما نيست. ولى كارآفرينى، درد جامعه ماست و فقدان آن دولت را با مشكلات بسيارى مواجه كرده است. كارآفرينى يك امر راهبردى محسوب مى شود و در هيچ جاى دنيا يك مد يا امر زودگذر تلقى نمى شود.
|