سه شنبه ۴ مرداد ۱۳۸۴ -
Tue, Jul 26, 2005
ماجرا
۳۲۰۲
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
پاسخ معماى پليسى
عموى گروگان ۱۷ ساله دراين ماجرا به قتل رسيد
پاسخ معماى پليسى
شماره ۷۷
كابوس ساحل
دليل اول: بازپرس، اسلحه كه پيدا شد روى آن صدا خفه كن وصل بود و اين در حالى بود كه «خشايار» گفت با شنيدن صداى شليك گلوله ابتدا تصور كردم رعد و برق مى زند بعد ديدم متفاوت است به طرف صدا نگاه كردم و صحنه قتل را ديدم.
دليل دوم: وقتى جسد پيدا شد فقط لباس هايش در پشت كمر چون روى چمن خيس افتاده بود، خيس بود و قسمت جلويى آن كه به خاطر طاقباز بودن جسد تماسى با چمن خيس نداشت خشك بود.
اين در حالى بود كه زمان اعلام قتل توسط خشايار، ساعت ۵ عصر بود و در گزارش آمده بود كه باران و رعد و برق ظهر قطع شده است و بازپرس با همسرش به گردش مى رود. يعنى جنايت در هوايى غيربارانى رخ داده است و خشك بودن قسمت جلويى لباس ها نيز آن را ثابت مى كرد و اين با ادعاى خشايار مغايرت داشته است كه همه جنايات را زير باران شديد ديده است و صداى شليك گلوله با صداى رعد و برق همزمانى داشته است.
دليل سوم: اسلحه در ضلع جنوبى جسد و بزرگراه نواب پيدا شد اما خشايار گفت كه ديده است پرايد قاتل به سمت ضلع شمالى بزرگراه مى رود در چند مترى جسد توقف مى كند و اسلحه را از پنجره به بيرون پرتاب مى كند.
برنده معماى پليسى شماره ۷۷ - كابوس ساحل
برنده اين سرى از معماى پليسى آقاى مهدى توسليان از دزفول است كه مى تواند براى چگونگى دريافت جايزه اش با گروه حوادث روزنامه ايران تماس بگيرد.
اين دوستان در قرعه كشى شركت داده شدند:
زهرا محمودى، منصور معصومى، حسن چربدست، محمد صادق منصورى، ناصر منصورى، محسن ايلكا، سرور حسينى، پوريا نژاد، على اكبر قهرمانى خو، محمدعلى مهرابى، حسن ستارى وحيد، معصومه زيباچهره، امير دورانى، نرگس محمدى، على دورانى، مهرى آسايش، ساسان حيدرى، هنگامه حيدرى، موسى دولتى، اشرف دربندى، وحيد مظفرى نيا، حسينعلى سيدجليلى، فاطمه جعفرى، الهه مهرى، محمدعلى سالارى، عباس زينعلى، محمد ايران پرست، مريم زينعلى، محمدرضا كربلايى حيدرى، رضا يزدى، ليلا جلال آبادى، واهيكت قرمپيكانس، مونا كريم پور، مريم رهبرحقيقت، عليرضا ابراهيم پوركلخوران، فهيمه شبسترى، سحر قربانى رازليقى،حسين قاسم عمديان، مهدى خوشنويسان، حميد پهلويخواه، مريم سليمى فر، عابدين معصومى، احمدرضا محمدى، بهمن برى، مسعود محمدى، سعيد تكلو، زهرا قربانى، مهران مهدوى كيا، بهناز مروت، نسرين مروت، ليلا ميخوش، خديجه ميخوش، سعيد معروفى، محمدعلى منتظرى، تيمور احمدى، رؤيا ارسطونژاد، فاطمه بادينلو، فاطمه مير، ايمان مسعودى، صغرى نخبه زارع و اميرعلى محسنى.
اين دوستان پاسخ هاى نزديك ارائه داده بودند:
مهدى يعقوبى بيدگلى، اميرمسعود يعقوبى بيدگلى، جنت عباس زاده بيدگلى، مهدى چوپانى بيدگلى، محمد شكورى بيدگلى، حميدرضا پورحامدى، حميدرضا نادرى، محمد كاظم دهقانى، فرزانه ميردهقان، طيبه حكيم آباديان، سيدعلى ميراسماعيلى، رؤيا پهلويخواه، آماج رحيمى ميدانى، درويش رحيمى ميدانى، آرين رحيمى ميدانى، فخرايى لاهيجى، پريسا تقى نژادنمين، نيما محمدى، سميه محمدى، هدى ممتاز بخارايى، مهران رهبر حقيقت، مانى نوابى، اكرم مهربان، حميد نوابى، نيما نوابى، صادق محمدى، كبرى صادقى، على صادقى، هادى ميرافضلى، سيدعلى مدنى، فريده پيمانيان، محمدحسين قديم خانى، حميد رضايى، امير عباس عادل كاردان، على عليزاده راد، بلقيس آزاده، معصومه خسروى نيا، فائزه مقدم، افسانه خسروى نيا، ميترا خليل فكر، متين خليل فكر، مهدى خليل فكر، معصومه خليل فكر، مينا خليل فكر، زرين پور اسماعيلى، راضيه گودرزى، مجتبى محمدزاده، محمود حدادى، هادى عقيلى، على رضايى دو، مليحه عابدى، محمدرضا صبورى، مريم رضايى دو، مهناز رضايى دو، آذرصناعى، فرانك الله كرم، ژاسمن سلمانى، محمود زعفرانلو، عليرضانسيم زاده، عصمت شيرمحمدى يزدى، احمدرضا رنجبر، فاطمه زارع زاده، محبوبه زرگر، پروين ابوالفتحى صالح، على فتاحى، اميرحسام فتاحى، مطهره عباسقلى نژاد، مائده فتاحى، حميد منفرد، على نصراللهى و مريم عزيزى.
پاسخ هاى معماى پليسى شماره ۷۶ - پرواز خاطرات- از سوى خانواده ربيعى دير به دست ما رسيد.
تجربه و تخصص لازمه كارشناسان است
مطلبى تحت عنوان كارشناس و كارشناسى دادگسترى در صفحه سيزده مورخ ۸۴‎/۴‎/۲۸ ستون ديدگاه چاپ شده بود كه نويسنده خود را آقاى عليرضا آزادى و حقوقدان معرفى نموده است.
چون بيشتر مطالب خلاف واقع و اشتباه بود خواهشمندم به رسم امانت نسبت به درج كوتاه در همان صفحه اقدام فرماييد به منظور اعتقاد به عدالت سعى شده است سطور جوابيه به اندازه مطالب نوشته شده باشد.
۱- آنچه براى نويسنده جالب توجه بوده اين كه در سال ۱۳۱۷ شمسى قانونگذار يكى از شرايط كارشناسى رسمى را داشتن تخصص كامل در علم يا فنى كه داوطلب كارشناسى در آن بوده دانسته است به نظر مى رسد نويسنده محترم به علت عدم اطلاع از سير تحول و تكامل قوانين نمى داند كه همان قانون در شرايط زمانى و مكانى قانونى مترقى و جامع بوده به طورى كه موادى از آن در قوانين مرتبط بعدى تا امروز نيز استفاده شده است.
۲- عموماً كارشناسان رسمى دادگسترى كشور در تمام رشته ها حداقل داراى مدرك تحصيلى ليسانس و تعداد زيادى نيز فوق ليسانس (كارشناس ارشد) و دكترا هستند اما كارشناسان رسمى رشته تصادفات وسايل نقليه زمينى بعد از تصويب قانون راجع به كارشناسان رسمى مصوب ۱۳۱۷‎/۱۱‎/۲۳ تاكنون در كشور به غير از يك نفر كه تاريخ شروع كارشناسى و در سال ۱۳۵۶ است علاوه بر داشتن حداقل مدرك ليسانس (كارشناسى) بايد كاردان فنى نيز باشند كه كاردان فنى بالاترين رتبه تخصصى در رسته راهنمايى و رانندگى نيروى انتظامى است كه هر افسرى كه فارغ التحصيل مقطع كارشناسى (ليسانس) دانشگاه پليس يا دانشكده راهنمايى و رانندگى دانشگاه علوم انتظامى نباشد و حداقل پنج سال تجربه عملى و كارآموزى در قسمت هاى انتظامى، تصادفات،شماره گذارى، صدور گواهينامه، اجراييات و مهندسى ترافيك را نگذرانده باشد اجازه شركت در آزمون براى اخذ مدرك كاردان فنى را ندارد.
۳- برخلاف تصور نويسنده مطلب بيش از دو سوم كارشناسان تصادفات در كانون تهران قبل از رسيدن به بازنشستگى و در زمان شاغلى موفق به اخذ مدرك كارشناسى رسمى شده اند البته تصور من اين است كه شرط حداقل ۲۵ سال براى گزينش كارشناس مخصوصاً امورى مانند رسيدگى به تصادفات يا تشخيص اصالت خط و امضا با توجه بر اهميت خون و جان و آبروى انسان ها كم بوده و اين زمان حداقل به ۴۰ سال افزايش يابد زيرا كه كيفيات نظريات كارشناسى عموماً با تجربيات كارشناسى كه حاصل عملى عمر انسان ها است رابطه مستقيم دارد.
۴- حضرت على عليه السلام مى فرمايند: آنچه بالاتر از علم است تجربه است.
بررسى آمارى قبول شدگان شركت كنندگان رشته هاى مختلف كارشناسى رسمى نشان داده است كه كسانى از عهده آزمايشات برآمده اند كه سابقه بيشتر در كسب تجربيات عملى داشته اند و به همين دليل در اكثر رشته ها استفاده از هر كتاب، جزوه و نوشته در جلسه آزمون مجاز اعلام مى شود. متخصص جوان از نظر كارشناسى (زير ۴۰ سال سن به نظر من) فاقد تجربه كافى براى كارشناسى است.
۵- نه تنها براى كليه خدمات كارشناسى تعرفه وجود داشته و در صورت نبودن تعرفه براى خدماتى خاص حكم قانونى صراحت دارد بلكه يكى از اقدامات خوب كانون هاى كارشناسان رسمى سراسر كشور اعلام نظرات كارشناسى معاضدتى بدون دريافت دستمزد به پرونده هايى است كه معترضين به هر دليل عاجز از توديع دستمزد كارشناسى هستند. با اين كه به موجب قانون تعرفه هاى مصوب هر دو سال يك بار قابل تجديد نظر است اما تعرفه فعلى در سال ۱۳۷۸ تصويب گرديده است.
۶- از مجموع حدود پانصد نفر كارشناسان عضو كانون تهران برابر اظهار عضو محترم هيأت رئيسه گروه ۶ (راه و ساختمان) حدود ۲۵ نفر بازنشسته وزارت راه و ترابرى هستند كه معلوم نيست نويسنده مطلب چرا به غلط كارشناسان امور ساختمانى را بازنشستگان وزارت راه و ترابرى دانسته اند.
رحيم فرشاد كارشناس رسمى دادگسترى رشته وسايل نقليه زمينى و عضو هيأت رئيسه گروه پنج كانون تهران
جزئيات گروگانگيرى ۳۰۰ ميليون تومانى در كرمانشاه
عموى گروگان ۱۷ ساله دراين ماجرا به قتل رسيد
221247.jpg
گروه حوادث: كرمانشاه - خبرنگار «ايران»: جزئيات حادثه گروگانگيرى ۳۰۰ ميليون تومانى در كرمانشاه از سوى گروگان ۱۷ ساله فاش شد.
پليس به دنبال مراجعه مردى به پاسگاه انتظامى سراب نيلوفر شهرستان كرمانشاه و ادعاهاى او مبنى بر ربوده شدن پسر ۱۷ ساله اش به نام «حسين» از سوى چند مرد مسلح ناشناس در جريان ماجرا قرار گرفت.
به گفته اين مرد، آدم ربايان طى تماسهاى تلفنى خواستار ۳۰۰ ميليون تومان در ازاى آزادى پسرش شده بودند، ولى چون پاسخ مثبتى نگرفته بودند، درخواست خود را به ۵۰ ميليون تومان كاهش داده بودند.
به دستور «خاطرى» بازپرس شعبه نهم دادسراى كرمانشاه، اكيپى از مأموران پليس آگاهى مأموريت يافتند تا با اقدامات خود مخفيگاه آدم ربايان را رديابى كنند.
با گذشت ۴۸ ساعت از ماجراى گروگانگيرى مخفيگاه دو تن از متهمان شناسايى و آنان دستگير شدند. سومين آدم ربا با توجه به حضور پليس به طرف كوههاى اطراف فرار كرد، در همين هنگام با ديدن يكى از بستگان جوان گروگان به سوى او آتش گشوده و وى را به قتل رساند. سپس با شليك گلوله اى به زندگى خود پايان داد.
* چگونه ربوده شدم
«حسين» پسر ۱۷ ساله پس از فرار از دست آدم ربايان در اين باره گفت: ساعت ۲۱ و ۲۰ دقيقه روز حادثه به همراه «ارسلان» - مسؤول باسكول - در اتاق باسكول بوديم. دو نفر وارد شدند. آنها درباره فروش ۱۰ تن گندم با من صحبت كرده و پس از گرفتن شماره تماس پدرم رفتند.
پانزده دقيقه بعد خودرويى براى وزن كشى آمد. يكى از سرنشينان بالا آمده و آب خواست. من پايين رفتم تا به او آب بدهم. «ارسلان» داشت آب را خالى مى كرد كه يك نفر از داخل خودرو پيكانى پياده شده. اسلحه اى در دست داشت. آن را مسلح كرده و به طرف ما آمد. با تهديد مرا سوار خودرو كرده و به سرعت حركت كردند.
با اينكه چشمانم را با لنگ قرمزرنگى بسته بودند، ولى متوجه شدم در يك جاده خاكى حركت مى كنيم. يك ساعت بعد در مكان ناشناسى توقف كردند. تا صبح با چشمان بسته در اتاقى حبس بودم. آنها براى اينكه جايشان لو نرود، به طور مداوم مخفيگاه خود را عوض مى كردند. روز بعد مرا سوار خودرويى كردند. پاى كوهى رسيديم. كفش به پا نداشتم. مرا به طرف بالاى كوه كشاندند. پاى تخته سنگى خواباندند. شب را در آنجا بوديم. صبح روز بعد بار ديگر سوار خودرويى شديم. مرا به نزديكى روستاى «ورله» برده و در دامنه كوهى پنهان كردند. دو نفر از من مراقبت مى كردند. يكى از آنها براى كارى ما را ترك كرد. من دراز كشيده بودم. احساس كردم تنها نگهبان من خواب است. به آرامى از كنار او دور شده، خودم را به روستا رسانده و پليس را در جريان گذاشتم.
* بازپرس پرونده چه گفت
بازپرس «خاطرى» از شعبه نهم دادسراى كرمانشاه نيز در اين رابطه گفت: در اين پرونده تاكنون سه نفر دستگير شده اند و دستورات لازم براى دستگيرى همدستان آنها ادامه دارد.
بر اساس تحقيقات پليس، آدم ربايان ۶ نفر بودند كه به چندين مورد گروگانگيرى مشابه اين آدم ربايى مظنون هستند.
به گفته اين مقام قضايى، از متهمان دو قبضه اسلحه كلاشينكف و يك قبضه كلت كمرى به دست آمده است.
على - پدر جوان گروگان گرفته شده - نيز گفت: وقتى در جريان ماجراى ربوده شدن پسرم قرار گرفتم، به سرعت پليس را در جريان قرار دادم. ساعتى بعد آدم ربايان طى تماس تلفنى خواستار ۳۰۰ ميليون تومان پول نقد شدند. براى تهيه اين پول مهلت خواستم، از طرف ديگر تمامى اتفاقات را با پليس در جريان گذاشتم، تا اينكه بار ديگر آنها تماس گرفته و خواستار پرداخت هرچه سريعتر پول شدند. ربايندگان پسرم تهديد مى كردند در صورت اطلاع پليس يا نپرداختن پول، «حسين» را مى كشند تا اينكه به بهانه پرداخت پول با دو تن از آنها قرار گذاشتيم كه پليس در عملياتى همزمان هر دو را دستگير كرد.
از طرف ديگر در همين هنگام پسرم تماس گرفته و اطلاع داد كه توانسته از دست ربايندگانش بگريزد. ما هم طى تماسى با پليس، آنان را در جريان قرار داديم تا اينكه منطقه به محاصره پليس درآمده و پسرم نجات پيدا كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |