|
ازقدم زدن در خيابان تا سرمايه گذارى اقتصادى و فعاليت هاى سياسى و فرهنگى
امنيت پيش نياز توسعه
|
|
|
داوود پنهانى وقتى در خيابان راه مى رويم و آسوده خاطر به ويترين هاى پرزرق و برق مغازه ها چشم مى دوزيم و در سيلان عابران رونده گم مى شويم، درخود به نيرويى پناه مى بريم كه توانايى ايستادن در برابر دگرگونى هاى ناپايدار زندگى را در ما ايجاد مى كند. آن نيرو در درون ما ايستادن، راه رفتن و آسوده خاطر بودن در بطن جامعه را فراهم مى كند. آن نيرو در ما امكان گريز از خطرات روزمره و مقاومت در برابر خشونت هاى احتمالى درون جامعه را ايجاد مى كند. ما با استفاده از آن با آسودگى قدم برمى داريم، مى انديشيم و از امكانى به نام «زندگى بهتر» استفاده مى كنيم. اين يك ايده آل است . ايده آلى كه در بحث هاى مربوط به توسعه از آن به عنوان شرط روانى در بستر حيات اجتماعى نامبرده مى شود. اين شرط روانى در تمامى مباحث اقتصادى، سياسى، اجتماعى وفرهنگى مربوط به حيات اجتماعى به يكسان مورد استفاده قرار مى گيرد. شايد از اين روست كه كارشناسان از «امنيت» و احساس ناشى از آن به عنوان يكى از پيش نيازهاى جدى در توسعه جامعه نام مى برند. حيات جمعى انسان در طول تاريخ صحنه كشاكش آدميان با نيروهاى طبيعى و غيرطبيعى بوده است. آدميان با پذيرش قواعد زندگى جمعى به منظور فراهم ساختن امكانات لازم و در جست وجوى يك زندگى امن تلاش كرده اند. از انسان نخستين گرفته كه در ماقبل تاريخ براى فرار از حوادث ناخوشايند اطراف خويش به غارها پناه مى برد تا انسان مدرن امروزى كه با به وجود آوردن مكانيسم هايى چون دولت در پى فراهم آوردن امكانات لازم براى يك زندگى امن به سر مى برد همه در يك مقوله اتفاق نظر داشته اند. اين مقوله چه ناشى از حس غريزى انسان عصر نخستين وچه برآمده از تدبير انسان امروزين باشد، به عنوان يكى از كليدى ترين مفاهيم مورد توجه آدميان «امنيت» نام گرفته است. امنيت در اين معنا به آن حس خوشايندى اطلاق مى شود كه در درون آدميان ايجاد شده تا با آسودگى خاطر در اطراف خويش قدم بزند. به فعاليت بپردازد و در يك معنا «زندگى» كند. چه آنكه حس خوشايند ناشى از يك زندگى آرام و بى دغدغه به عنوان يكى از محصولات زندگى جمعى همواره براى آدمى به عنوان والاترين ارزشها از جايگاهى ويژه برخوردار بوده است. اگر انسان عصر نخستين در وضعيت طبيعى به دنبال يافتن اين امنيت به خشونت هاى وحشيانه متوسل مى شد و «گرگ ديگرى» لقب مى گرفت، انسان دنياى مدرن با آگاهى اجتناب ناپذير از ضرورت توجه به اين موضوع بسيار مهم با ايجاد ساختارهايى چون دولت و به دنبال آن نظم اجتماعى براى رسيدن به چنين امكانى تلاش مى كند. اينجاست كه فرد در درون جامعه با آگاهى از كاركرد نهادهاى فعال اجتماعى بدون هراس از خطرات احتمالى به زندگى خويش ادامه مى دهد. او دراين انديشه به سر مى برد كه ساختارهاى مورد نظر، در تلاش براى اعمال نظم در حيات اجتماعى امنيت خاطر لازم را براى يك زندگى آسانتر فراهم مى كنند. مصاديق اين امنيت در تمامى حوزه ها قابل مشاهده است. به نحوى كه دامنه نوسان آن از قدم زدن در خيابان تا سرمايه گذارى در پروژه هاى كلان اقتصادى و فعاليت هاى سياسى و فرهنگى مشاهده مى شود. اينجاست كه مى توان گفت بهترين و بزرگترين وظيفه هر دولت مدرن در ايجاد امنيت و احساسى ناشى از آن خلاصه مى شود. تنها در اين صورت مى توان به آينده اميدوار بود. ساختار انتظامى هر دو لت با ايجاد سازوكارهاى قانونى مناسب به دنبال فراهم آوردن امكانات لازم براى امنيت است تا امر توسعه به آسانترين شكل ممكن در جامعه شكل پيدا كند. با اين حال حساس بودن اين مقوله در كنار چند وجهى بودن آن همواره امكان حضور تمام قد آن را با دشوارى روبرو مى سازد. اين امر در جامعه ما كه به عنوان يك جامعه در حال گذار يا روبه توسعه معرفى شده نيز به چشم مى آيد. شايد از اين روست كه سردار «مرتضى طلايى» فرمانده ناحيه انتظامى تهران بزرگ نيز بر اين امر اعتراف كرده در روزى كه از نمايندگان رسانه هاى جمعى ديدار مى كرد، چنين مى گويد: « تأمين امنيت صددرصد در هيچ جا ممكن نيست چرا كه اين مقوله مانند پرده سفيدى است كه حتى يك خال سياه را روى خود نشان مى دهد.» اين امر در كلام فرمانده جديد نيروى انتظامى نيز انعكاس يافته تا مشخص شود كه حراست از امنيت جامعه دغدغه اى است كه در حال حاضر به هيچ وجه نمى توان از آن چشم پوشيد. سردار «اسماعيل احمدى مقدم» فرمانده جديد نيروى انتظامى اين دغدغه را اينگونه تشريح مى كند: «هر شهروند بايد در محيط خصوصى خود احساس امنيت كرده و حريم خصوصى و فردى افراد نبايد توسط هيچ كس و به هيچ بهانه اى مورد تعرض قرار گيرد.» وى مى افزايد:«محيط عمومى جامعه نيز مى بايد براى همه شهروندان از امنيت و نظم برخوردار باشد و آرامش و آسايش محيط اجتماعى نبايد مورد تعرض و تعدى قرار گيرد.» اين اظهارات در كلام فرمانده نيرويى كه ابزار اصلى اجرايى در ايجاد نظم در جامعه به شمار مى آيد، از اهميت موضوعى خبر مى دهد كه براى فراهم آوردن زمينه هاى لازم آن علاوه بر قوه مجريه به چيزى فراتر از آن هم نياز داريم. آن نكته يك شرط ذهنى است كه در كنار آموزش نظم پذيرى در جامعه مورد توجه قرار مى گيرد. اينجاست كه وفادارى به چارچوب هاى زندگى جمعى و حراست از دستاوردهاى انسانى ناشى از آن به عنوان يك ارزش اخلاقى در درون تمامى ما ايجاد شده، قدرت همنوايى ما با همنوعانمان را افزايش مى دهد. با بررسى هاى تحقيقى در حيات اجتماعى مى توان به ثبت داده هايى پرداخت كه كيفيت زندگى در شرايط امن را به خوبى نشان مى دهد. دكتر «ابوالحسن رياضى» پژوهشگر مسائل اجتماعى در يك بررسى تحقيقاتى كه اخيراً به عمل آورده بخشى از جلوه هاى شكل گيرى اين امنيت و رضايت خاطر ناشى از آن را در حوزه هاى مختلف به دست آورده است. وى در بخشى از سخنان خود به مقوله امنيت اشاره كرده و مى گويد: «نتايج يك پژوهش با عنوان پيمايش «ارزشها و نگرشهاى ايرانيان» نشان مى دهد كه مردان نسبت به زنان از احساس امنيت جهانى بيشترى برخوردارند. در اين ميان زنان گروه سنى ۱۵ تا ۲۱ سال به نسبت ساير رده هاى سنى زنان كمترين احساس امنيت جانى را دارند.» برخوردارى از چنين حسى ميزان رضايت خاطر بخشهاى مختلف از زندگى جمعى را به ما نشان مى دهد. بررسى اينكه كدام بخش از حيات اجتماعى از امنيت برخوردار است. ضرورت توجه به امنيت و دلايل بودن و نبودن آن را در جامعه نشان مى دهد. در كنار اين موضوع مى بايست به تعريف دقيقترى از اين مقوله پرداخت. تعريفى كه به اعتقاد دكتر حميد رضوانى كارشناس و پژوهشگر مسائل اجتماعى «بدون گره خوردن با مقوله سياست» به وجه اجتماعى «زندگى روزمره» توجه داشته باشد. اينجاست كه وى در توضيح بيشتر مى گويد: هميشه عادت براين است كه امنيت را به عنوان يك مفهوم كليدى در نظر مى گيريم. كليدى بودن اين موضوع آنقدر مورد تأكيد قرارگرفته كه در تصورات ما فقط به مفاهيم كلى اطلاق مى شود. اينكه بايد مثلاً با اشرار مبارزه كرد تا امنيت اجتماعى در جامعه ايجاد شود، اينكه مثلاً بايد برنامه ريز هاى سياست بين الملل را به گونه اى تنظيم كرد كه چارچوب هاى امنيت ملى ما دچار مشكل نشود. خب، همه اين موضوعات درست است اما من مايلم امنيت اجتماعى و احساس ناشى از آن را از منظر ديگرى مورد تأكيد قرار دهم. منظور من فراهم بودن شرايط لازم براى يك زندگى سالم است. به عنوان مثال اينكه من در خانه خودم نشسته باشم و خانه من دراثر اتصال سيم هاى برقى كه فلان شخص در تنظيم آن دقت لازم را به كار نبرده به آتش كشيده شود، اينكه هنگام عبور از پياده رو به فرض، ناگهان تابلوى سردر يكى از مغازه ها به خاطر بى توجهى در نصب آن بر سرم هوار شود. همه اينها مى توانند به نوعى نشان دهنده جلوه هاى ناخوشايندى از بى تدبيرى ما باشند كه مى توانند به گسترش ناامنى در جامعه كمك كنند.» اين كارشناس مسائل اجتماعى در ادامه مى افزايد: «به همين دليل من معتقدم كه امنيت اجتماعى و چگونگى اعمال آن در جامعه در گرو توجه به موضوعات بسيار زيادى است. بنابراين به همان اندازه كه قدرت اجرايى قوه مجريه براى اعمال آن مؤثر است، وجدان جمعى خود شهروندان نيز در شكل گيرى درست آن تأثير دارد. اينجاست كه مى توان با تفكيك وظايف به دو مقوله حقوق و تكليف براى ايجاد مؤثر امنيت درجامعه تأكيد كرد. در بخش حقوقى وظايف دولت در قبال شهروندان مشخص مى شود و دربخش تكاليف وظايف شهروندان در قبال همديگر مشخص مى شود.» مى توان نشست و ساعت ها در باب فقدان امنيت يا لزوم اعمال آن در جامعه سخن گفت. از اراده اى گفت كه مى خواهد آرامش را به جامعه بازگرداند. اينها همه آن چيزى است كه در پس ذهنيت تمامى اعضاى جامعه حضور دارد. با اين همه امكان بروز تماس آنچه ما دوست داريم تنها هنگامى فراهم مى شود كه «انسان» به زيباترين شكل ممكن در مقوله هاى مربوط به توسعه مشاهده شده و در كانون توجه قرار گيرد. توجه به انسان، توجه به نيازهاى حياتى او و فراهم كردن شرايط لازم براى زندگى او در جامعه را مورد تأكيد قرار مى دهد.
|