چهارشنبه ۵ مرداد ۱۳۸۴ -
Wed, Jul 27, 2005
زنان
۳۲۰۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آيا مناسب مادر شدن هستيد؟
مطمئناً زمانى كه هر زن از باردارى خود مطلع مى شود، به خوبى از وضعيت جسمى خود مراقبت مى كند. اما كارهاى زيادى وجود دارد كه در ماههاى قبل از باردارى ( يا حتى سالهاى قبل)، مى توان انجام داد تا وضعيت بارورى را در بهترين حالت ممكن نگاه داشت.
* نابارورى
كه به صورت ناتوانى در باردارشدن بعد از يكسال جلوگيرى نكردن از آن تعريف مى شود- بيش از ۶‎/۱ ميليون زوج آمريكايى را درگير كرده است. دكتر رابرت. باربرى رئيس دپارتمان زنان و زايمان در بيمارستان بوستون در اين باره مى گويد: در حالى كه برخى از زنان به خاطر شرايط خاص فيزيكى، توانايى باردار شدن ندارند، بسيارى مواقع با رعايت نكاتى ساده در شيوه زندگى و تغيير برخى مسائل، مى توانند به بچه دار شدن اميدوار شوند.
وى به همراه دكتر آليس دومار و دكتر كوين لافلين، كتابى با عنوان «۶ راه افزايش قدرت بارورى» تأليف كرده است. در ضمن نكات زير به عنوان روشهاى به دنيا آوردن فرزند سالم توسط وى پيشنهاد شده است:
*  ورزش كنيد اما زياده روى نكنيد: بيش از اندازه ورزش كردن، سطح هورمونهاى بدن را تغيير مى دهد وتخمك گذارى را كاهش داده يا متوقف مى كند و سبب نابارورى مى شود.«ورزش بيش از اندازه»، يعنى چه؟ دكتر بار برى، به زنانى كه تمايل به بچه دار شدن دارند توصيه مى كند كه بيش از ۷ ساعت در هفته ورزش هاى هوازى ( آئروبيك) انجام ندهند. اما اگر باوجود كاهش ميزان ورزش، باز هم در بارورى مشكل وجود داشت، ورزش بايد كاملاً قطع شود. «دومار»، مدير مسؤول مركز سلامت جسم و روان زنان در بوستون، نيز براى افرادى كه از انجام فعاليتهاى ورزشى درباردارى وحشت دارند، يوگا و پياده روى (كمتر از ۲ مايل) را پيشنهاد مى كند.
* تن آرامى را تمرين كنيد (ريلكس باشيد): شركت در كلاسهاى يوگا، علاوه بر نقش ورزشى، به كاهش مقدار استرس كه نقش مهمى در نابارورى دارد، كمك مى كند بد نيست بدانيم استرس احساسى، موجب توليد مقادير بالاى پرولاكتين ( هورمونى كه با خونريزى ماهيانه تداخل دارد) مى شود.
در آخرين مطالعه اى كه توسط دكتر دومار در خصوص نقش استرس درنابارورى، انجام شده است، معلوم گرديده كه بيش از نيمى از زنانى كه دچار مشكل نابارورى بودند هيچ علاقه اى به شركت در برنامه يكساله كاهش استرس نشان نداده  بودند.
* در مقابل بيماريهاى مقاربتى ايمن شويد: درمان نكردن بيماريهاى شايع مقاربتى مثل سوزاك يا كلاميديا مى تواند موجب توليد بيمارى حاد التهاب لگن شود و به شدت به لوله هاى تخمدان آسيب بزند و آنها را زخم كند. بيست درصد زنانى كه به بيماريهاى التهابى لگن دچار مى شوند، توانايى بارورى خود را از دست مى دهند. اكثر اين بيماريها با آنتى بيوتيك درمان مى شوند، اما از آنجا كه برخى زنان هيچ علامت و مشخصه اى از بيمارى خود ندارند، در نتيجه نيازى به مراجعه به پزشك نيز احساس نمى كنند. پس بهترين راه ايمن بودن از چنين مشكلى، پيشگيرى از ابتلا به اين بيماريهاست.
*  از سيگار دورى كنيد، حتى اگر خودتان سيگارى نيستيد:
تقريباً اكثر زنان باردار مى دانند كه سيگار كشيدن براى جنين مضر است. اما تحقيقات جديد بطور واضح از آثارى سخن مى گويند كه دود سيگار روى ساير افراد مى گذارد و كمترين اين آثار نابارورى است. در مطالعه روى ۱۵ هزار زن، محققان نشان دادند كسانى كه سيگار مى كشيدند يا در معرض دود سيگار قرار داشتند، ۶ ماه يا يكسال ديرتر از ساير زنان توانستند باردار شوند. سيگار ميزان اكسيژن و مواد مغذى كه بايد به تخمدانها برسد را، كاهش مى دهد به همين جهت روى توليد تخمك نيز تأثير سوء مى گذارد. هورمون استروژن نيز با مصرف سيگار در خون تقليل مى يابد كه خود دليل ديگرى بر نازايى ناشى از سيگار است.
* لاغر بمانيد اما نه خيلى لاغر:
پايين بودن نمايه بدنى شما (BMI)- درصد نشانگر تركيبات بدن كه بطور مستقيم با چربى موجود در بدن رابطه دارد- مى تواند شانس باردار شدن را كاهش دهد. زنانى كه درصد چربى بدن آنها كم است، دوره ماهيانه نامنظم و تخمك گذارى نامرتبى خواهند داشت و حتى اگر تخمك گذارى در بدن آنها به ميزان كافى صورت بگيرد هورمونهاى موجود، ممكن است اينقدر كافى نباشند كه به تخمك بارورشده اجازه رشد و مبدل شدن به جنين را بدهند.
براساس آمار «مؤسسه ملى قلب، ريه و خون»، نمايه بدنى سالم بايد بين ۱۸‎/۵ و ۲۴‎/۹ باشد. ( طريقه محاسبه BMI عبارتست از وزن در مقياس پوند ضرب در ۷۰۳ و تقسيم نتيجه به دست آمده به اندازه قد در مقياس اينچ). در نتيجه BMI زير ۲۰ ميزان كمى نابارورى و پايين تر از ۱۷ بطور مشخصى نازايى را به دنبال خواهد داشت. اما خبر خوب اينجاست كه با برگشت وزن به ميزان مناسب، قدرت بارورى نيز تقويت مى شود.
در عين حال چربى زياد ( بيش از اندازه) بدن نيز براى حامله شدن مضر است.
به اين صورت كه اگر BMI شما بالاتر از ۳۰ باشد ( عدد ۳۰ نشانه مشخص چاقى است)، نيز قدرت بارورى شما افت خواهد كرد. با توجه به مطالب منتشر شده از سوى جامعه پزشكى توليد مثل آمريكا، چاق بودن نه تنها روى هورمونهاى مؤثر بر بارورى اثر سوء دارد بلكه با افزايش انسولين خون، از رهاشدن تخمكها جلوگيرى مى كند.
در عين حال اگر وزن در مدت زمان مشخصى به ميزان طبيعى برگردد، قدرت بارورى از بين نخواهد رفت.
۲ فنجان قهوه و چاى، در روز كافى است:
با اينكه آثار سوء كافئين روى جنين در حال رشد يا روى بارورى، نياز به تحقيقات بيشترى دارد، اما با توجه به تجربيات گذشته، در طول باردارى بايد روى عادات نوشيدن قهوه يا چاى تجديد نظر كرد. مطالعه اى كه روى ۳ هزار زن صورت گرفته، نشان مى دهد كسانى كه ۵ فنجان يا بيشتر قهوه مصرف مى كردند، در بارورى دچار مشكل بودند.
شما چه تصميم به باردار شدن گرفته ايد و چه در حال حاضر باردار هستيد، توصيه اكثر پزشكان به شما اين خواهد بود كه بيش از ۲ فنجان قهوه، در روز مصرف نكنيد. خصوصاً اگر باردار هستيد؛ زيرا چهار فنجان قهوه در روز كه برابر با ۵۰۰ ميلى گرم كافئين است، رابطه مستقيمى با سقط جنين دارد. در ضمن كافئين علاوه بر قهوه در چاى و نوشيدنى هاى حاوى سودا موجود است، پس به همه افرادى كه به مادر شدن علاقه دارند جداً توصيه مى شود به ميزان كافئين دريافتى خود، توجه بيشترى داشته باشند.
مترجم: منا كربلايى
سعى كن امير دنيا باشى
تو سعى كن امير دنيا باشى، نه اسير آن! اگر بخواهى امير باشى و در باتلاق نمانى، بايد «هدف» را فراموش نكنى و از «حركت» چشم نپوشى. بايد سنگ راه ديگران نباشى و گرد و خاك بلند نكنى. در زن، جلوه كردن ها و خودنمايى ها ريشه دارد. مى خواهد چشم ها را به خودش جلب كند و زبان ها را به دنبال خود بكشد. مواظب باش اسير چشم ها و زبان ها نشوى.
و سعى كن تا به گونه اى حركت كنى كه خلق خدا را گرفتار حالت ها و رفتارت نسازى و آنها را اسير ننمايى كه اگر كسى آلوده شد، اين آلودگى دامان تو را مى گيرد و تو را رها نمى سازد. «حجاب» يعنى همين دقت در برخورد كه آلوده نشوى و آلوده نسازى؛ كه اسير نشوى و اسير ننمايى. حجاب، فقط اين نيست كه زن خود را بپوشاند. كه زن و مرد، هر دو بايد در اين دنيايى كه راه است و ميدان حركت است و كلاس و كوره است؛ سنگ راه نباشند و ديگران را در خود اسير نسازند و چشم ها و دل ها را نگه ندارند و در دنيا نمانند.
تو با اين برنامه فراغت و معاشرت، تو با اين خودسازى و سازندگى، مى توانى همسر خوبى و مادر خوبى باشى؛ كه انسان سازنده در هر كجا كه باشد، كارساز و آموزگار است.
تو با اين دل سرشار از رضا و فراغت، سرشار از فكر و ذكر و تأمل و انس و معاشرت سازنده و پربار، مى توانى در كنار انس «فاطمه»، جايى بيابى و مى توانى همراه كاروان انسان هاى كامل، معراجى را آغاز كنى و از خاك سر بردارى و بر افلاك پا بگذارى.
شايد تو هنوز از «فاطمه»، اين كوثر رسول(ص) و همراه «على» و مادر «مجتبى» و «حسين» و «زينب»، چيزى ندانى و شايد مثل آن بى خبر، كه گفته بود «فاطمه» الگوى ما نيست...! راستى، اينها را كه لمس كرده اى و شناخته اى، بزرگ بدانى و استقامت و پيشرفت و يا علم و هنر زن هاى شناخته شده، الگوى تو باشد؛ ولى همين قدر بدان كه اگر اين زن هاى بزرگ كار و تلاش و علم و هنر، توانستند كه از محدوده خانه و پدر و مادر و هموطن خود بيرون بيايند؛ و اگر توانستند، نه به خاطر آزادى و عدالت و رفاه و تكامل و... كه به خاطر «رشد» انسان كارى بكنند، تازه مى توانند «فاطمه» را الگو بگيرند و در اين كاروان، مى توانند همراه او باشند.
... «فاطمه» به حكومتى دل بسته، كه نه تنها «پرستار» كه «آموزگار» باشد؛ و آن هم نه آموزگار علم و سواد و دانش و صنعت، كه آموزگار تمامى دنياها و تمامى عوالمى كه انسان بزرگ در پيش دارد و با اين نگاه، «فاطمه» بر ابوبكر و عمر مى شورد و آنها را كنار مى گذارد و در كنار «على» جان مى دهد و آنگونه وصيت مى كند تا امروز «علامت» راه و آموزگار اين چنين جهاد و مبارزه اى باشد.
«فاطمه» الگوى كسانى است كه بيشتر از خودشان هستند و بيشتر از رفاه و عدالت و تكامل را مى خواهند. كه انسان، با رسيدن به تكامل و شكوفايى استعدادهايش، «جهت»ى عالى تر مى خواهد تا «رشد» داشته باشد. وگرنه خسر و خسران، او را مى ربايد.
تمامى دعا و تمامى آرزوى من، اين است كه تو را «فاطمه» رسول و همسر «على» و مادر «زينب»، به چشم عنايت بپذيرد.
تمام خواسته من، اين است كه شما همه، نور چشم اولياى خدا و سرور قلب آنها باشيد؛ نه سنگى در راه خدا و خارى بر دامان رسول و استخوانى در گلوى «على» و ضربه اى بر گونه «فاطمه».
عزيزم! منيره مهربانم!
آن طور زندگى كن كه «مرگ»،
مزاحم «زندگى» تو نباشد!
و آن گونه بمير، كه زندگى ساز باشى!
شايد بتوانى، در كنار «فاطمه» باشى!
از كتاب نامه هاى بلوغ
فاطمه(س) بزرگ دنيا و آخرت
221493.jpg
وحى يعنى همان كلام خداوند و آيات قرآن در خانه اى كه «فاطمه» (س) به دنيا آمده و «رشد» مى كرد، يك به يك نازل مى شد. «فاطمه» (س) پدر و مادر را مى ديد و مى بايد كه با اين تربيت خانوادگى و در سايه سار وحى، خود الگو شود. الگوى درست يك زندگى، يك نقشه طراحى و ترسيم شده براى زندگى سالم.
دو ساله بود كه در سخت ترين شرايط زندگى يك كودك قرار گرفت. همه خانواده او و مسلمانان ديگر به شعب ابى طالب رفتند. گرسنگى و فقر بر صورت مسلمانان و رهبر آنان پيامبر (ص) و بر جسم آنها خطوط زيادى كشيده بود. فاطمه كوچك، پدر مهربان را مى ديد كه اميد، صبر، مقاومت و تلاش را در چهره، بازو، جسم و جان خود نشانده ولى سنگ بر شكم بسته و رحمت للعالمين است. شايد چه بسيار اشكها ريخته باشد كه در تاريخ ثبت نشده. مادر ثروتمند خود را مى ديد كه تمام مال، شهرت و پشتيبانى مردم را براى هدفى بزرگ به كنار گذاشته و با استوارى، متانت، قناعت و مناعت طبع هدف را به پيش مى برد و در اين روزهاى سخت شعب به منزلگاه آخرت انتقال مى يابد. مادر هنوز از حركت نايستاده.
«فاطمه» (س) وقتى پشت هدف را خالى مى بيند با آنكه ۶ سال بيشتر ندارد، مثل مادر يا مثل پروانه دور شمع وجود پدر مى گردد و خود را در هدف ذوب مى كند.
گرد و غبار تنهايى از چهره «رسول خدا» (ص) پاك مى كند، با زبانى شيرين و شيوا غمهايش را مى زدايد و با دستان كوچك و مهربان پشتيبانيهاى بزرگ مى كند.
هوا گرم است و دره سرسخت و دشمن در كمين. فاطمه (س) همچنان مقاوم است و پابرجا.
* * *
فقر در خانواده «فاطمه» (س) ننگ نيست. آنها با حداقل امكانات زندگى مى كنند و وقتى اهل صفه را مى بينند كه نه خانه دارند و نه مالى و نه آذوقه فراوان، از اين حداقل هم چشم مى پوشند.
و يؤثرون على انفسهم و لوكان بهم حضاصه
و در عين تنگدستى، ديگران را بر خود بر مى گزينند (حشر- ۹)
پيامبر (ص) در هنگام ازدواج و رفتن «فاطمه» (س) به خانه همسر به او مى گويد:
دخترم! به سخنان مردم گوش مده! مبادا نگران باشى كه شوهرت فقير است! فقر براى ديگران سرشكستگى دارد! براى پيغمبر و خاندان او مايه فخر است.
دخترم! پدرت اگر مى خواست، مى توانست گنجهاى زمين را مالك شود، اما او خشنودى خدا را اختيار كرد!
دخترم! اگر آنچه را پدرت مى داند، مى دانستى، دنيا در ديده ات زشت مى نمود.
من درباره تو كوتاهى نكردم! تو را به بهترين فرد خاندان شوهر داده ام! شوهرت بزرگ دنيا و آخرت است.
* * *
فاطمه (س) در شرايطى كه جنگ، همسرش را از او بارها و بارها جدا كرده بود، خانه را اداره مى كرد. بچه ها را تربيت مى كرد. آنها را با عدالت، رحمت و همه صفات نيك بزرگ مى كرد و امنيت خاطر را در دل همسر مى نشاند تا تنها به فكر هدف باشد و آسوده خيال از خانه.
در بعضى جنگها به همراه زنان شهر با آب و آذوقه به ميدان مى شتافت و با سوخته پارچه زخمهاى پدر را مى بست و به ديگر مجروحين رسيدگى مى كرد.
هميشه متبسم، بانشاط و پايدار بود، روزها به امور موظف و شبها به عبادت پروردگار مى پرداخت و براى فردا جانى دوباره مى گرفت.
على (ع) درباره اش فرمود: به خدا سوگند، تا فاطمه زنده بود، او را به خشم نياوردم. او نيز كارى نكرد كه مرا به خشم آرد. هرگاه به او نگاه مى كردم، غم و اندوه من برطرف مى شد. در پرورش كودكان خود با آنها بازى مى كرد و اشعار توحيدى مى خواند. به آنها نقاشى و هنر ياد مى داد و بينشان مسابقه مى گذاشت و در تقسيم جايزه عدالت را رعايت مى كرد. (آموختن نقاشى همراه مسابقه بود)
در خانه براى زنان كلاس برپا مى كرد و آنقدر در تربيت حليم و بردبار بود كه گاه تا ۱۹ بار يك درس را براى كسى تكرار مى كرد و وقتى او را خجالت زده مى ديد، دلجويى مى كرد و عزت نفس به او مى آموخت.
محدثه بود و پاسخ سؤالاتى را كه هيچ كس نمى دانست، او مى گفت و پدر را با اين دانايى، ذكاوت و هوشيارى شاد مى كرد.
گاه به برخى از مردان چون سلمان كلامى يا دعايى را ياد مى داد (مثل دعاى نور) و عفيفى و نجابت را در همين حين بسيار پاس مى داشت تا مبادا عزت نفس، اين نگين پربهاى انسانيت به بهاى اندك يك نگاه آلوده خدشه دار شود.
او فرهنگ حجاب را به مردان نيز مى آموخت و بهاى استعدادهاى بى نظير بشر را هيچگاه به بهانه لذات دنيا تنزل نمى داد.
فدك را خرج مستمندان كرد و بر ظلمى كه بر او رفت، در مسجد خطابه خواند تا هم با ظلم مبارزه و هم مردم را آگاه كرده باشد.
«فاطمه» (س) در زندگى و مرگ، هر دو سازندگى و انسان سازى داشت و دعا و كلامش نه فقط سوزى از دل، بلكه پاسخى بود به سؤالات با ارزش بشريت.
كلام و گفتار دلنشين استاد على صفايى حائرى درباره حضرت فاطمه زهرا (س) و الگوى زندگى او و نيز قصور از منابعى كه بتوان درسهاى كاملى از تمامى جنبه هاى زندگى اين انسان والا از آن برگرفت و كارگاه را بر اساس اين نمونه ترسيم كرد، باعث شد كه در بخش كارگاه زندگى فاطمى (س) از نامه استاد به دخترش منيره بهره بگيريم.
ما حجت خدا بر خلقيم
كسى رازدان يعنى در رحم پرورش دادن تا به دنيا آمدن خيلى به اراده، خواست و طرح انسان بر نمى گردد. يعنى در دست اراده انسان نيست. اينكه كسى را به اين دليل بستانيد كه ۱۲ پسر زاده يا ۱۲ فرزند دارد دليل ستودنى اى نيست؛ ولى اينكه كسى يك فرزند را تربيت كرده، مربى خوبى بوده و كارى كرده كه فرزندش بتواند راهش را خودش ترسيم و طى كند و بداند جاى پاهاى بعدى اش او را به كجا مى رساند، اين ستودنى است.
از اين نگاه كه فاطمه(س) ام الائمه است با در نظر گرفتن شرايط آن روز عربستان و ننگ دانستن «دخترى» و تجليل از دخترى كه الگوهاى زندگى، همه زاده او هستند ستودنى است و ارزشمند؛ اما كارى كه فاطمه(س) كرد با همه گم بودن او در ذره ذره و لحظه لحظه نقش آفرينى تربيت اش، تربيت انسان هايى بوده كه نه به دنبال اسوه مى گشتند؛ بلكه خود مى بايد الگو باشند.
نه فقط تربيت فرزند، فرزندى كه هر گونه مى خواهد زندگى را طراحى مى كند و جايگاه يك به يك قدم هاى خود را در كتاب عظيم حيات مى يابد؛ بلكه تربيت انسانى كه با انتخاب بجا و به موقع تصميم گيرى ها، حركت  ها، نگاه ها، پاسخگويى ها و ... قدم برداشتن را به بشر در طول تاريخ ياد مى دهد. تربيت و راه آموزى اين الگوها در دستان زهرا(س) بوده است و عصاره وجود او.
آن هم تربيتى تنها در طول ۸ يا ۹ سال. فاطمه(س) وقت زيادى براى اين تربيت الگو نداشت؛ ولى خود هم الگو بود براى يك جوان، هم الگو بود براى سيراب كردن كودكان خردسالش از محبت و هم الگو براى بزرگسالان چون او كامل بود.
هر چند بسيارى از تاريخ زندگى او در لابلاى شكافتن ها و بازگو كردن ها پنهان مانده؛ اما امروز اگر كسى بخواهد بگويد «مى خواهم چگونه باشم؟» راه را در خانه فاطمه(س) و فرزندان و نسلش پيدا مى كند. گويى زندگى گم شده او، چون مزارش را در لحظه لحظه زندگى ۱۱ (يازده) امام پس از او مى توان پيدا كرد. ائمه(ع) هر يك به گونه اى زندگى خود را طراحى كرده و در اين نقشه قدم به قدم پيش رفته اند كه نه تنها راه خود را پيدا كنند و به پرسش هاى خود پاسخ گويند كه پاسخگوى نسل ها در نسل ها پس از خود باشند. پرسش ها يقيناً از تعداد انسان ها بسيار بيشتر است و نمى توان پاسخ و راه تمام آنها را مثلاً براى دختران و زنان فقط در طرح زندگى حضرت فاطمه(س) ديد و دريافت؛ بلكه فاطمه زهرا(س) از خود نورها و بارقه هايى را در يك طراحى ۱۸ ساله و در تربيت چهار فرزند نشان داده كه در وجود يك يك ائمه(ع) اين بارقه ها ظهور پيدا كرده است. طرح بالقوه اى كه در زهرا(س) وجود داشته و در امامان ۱۱ گانه پس از او به فعل درآمده و هر كدام از آنها شاخه هايى از يك درخت و يا رودهايى از يك دريا هستند.
تسلط بر نفس، جسم و عقل، نشاط، تعادل، سازگارى و رضايتمندى در فاطمه زهرا(س) در امام حسن (ع) و امام حسين(ع) و زينبين به شكلى شجاعانه، در امام سجاد(ع) با تسلط بر خود و بر جامعه با رمز دعا، در امام باقر(ع) و امام صادق(ع) با شكافتن علوم، استادى و تربيت معلم و مربى، در امام كاظم(ع) با حلم و تسلط بر نفس، تربيت انسان ها در عين محبوس بودن و راهيابى و راه نشان دادن حتى در اسارت و بى قرارى فكر در محبوس بودن جسم، در امام رضا(ع) با تدبير و عمل در عين بودن در كنار سرمنشأ ظلم و تربيت با رفتار و نيز رضايتمندى، در امام محمدتقى(ع) با جود و بخشش و دورى از خانواده و تحمل سختى ها، در امام على النقى(ع) با هدايت و مبارزه در مدتى كوتاه از زندگى، با عمق داشتن زندگى نه طول و عرض آن و در امام حسن عسگرى(ع) و امام زمان (عج) با انتظار، تسليم امر الهى بودن و در همه ايشان با تنظيم برنامه خويشتن در برنامه نظام يافته قرآن و الگوى ناطق وحى بودن.
پس فاطمه(س) يك وجود بود با انوار ۱۲ گانه اى كه در ۱۱ الگوى پس از خود ظهور و بروز يافت.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |