پنجشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۴ -
Thu, Jul 28, 2005
حوادث
۳۲۰۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
از سوى يك زن جوان
دستگيرى قاتل جواهرفروش نهاوندى
قاتل يكى از طلا فروشان اين شهرستان يك ساعت پس از ارتكاب اين عمل جنايتكارانه به دام افتاد. سرهنگ «اكبر آيينى» رئيس پليس نهاوند گفت: يك جوان ۲۵ ساله روز چهارشنبه به قصد سرقت وارد يك طلا فروشى در خيابان مركزى نهاوند شد و با ضربات چاقو، «محسن صالحى» طلا فروش ۴۴ ساله را به قتل رساند.
وى گفت: اين فرد پس از ارتكاب قتل متوارى شده بود كه با انجام عمليات ويژه پليسى و بستن همه راه هاى ورودى شهر ، در كمتر از يك ساعت دستگير شد.
از سوى يك زن جوان
۲ آدمكش براى قتل اجير شدند
221580.jpg
گروه حوادث - يك زن جوان براى قتل پسر مورد علاقه دخترش دو آدمكش اجير كرد.
راز اين اقدام زن جوان هنگامى فاش شد كه دو تبهكار اجير شده نيمه شب به خانه پسر جوان حمله كردند، ولى به اشتباه برادر شكار خود را از پاى درآورده و پا به فرار گذاشتند.بنا به اين گزارش، در حالى كه عقربه هاى ساعت ۳۰ دقيقه بامداد روز پنجم مرداد سال ۸۴ را نشان مى داد، دو پسر جوان به آرامى وارد كوچه عباسى در منطقه شهرك وليعصر تهران شدند.آنان پس از اطمينان از اينكه كسى در منطقه حضور ندارد، به آرامى از تير چراغ برق مشرف به يك مجتمع مسكونى بالا رفته و وارد تراس طبقه دوم شدند.دو مهاجم در حالى كه هر كدام كارد بلندى در دست داشتند، از طريق درى كه به تراس باز مى شد، خود را به داخل راهروى آپارتمان رساندند.در فضاى نيمه تاريك آپارتمان، دو پسر جوان صاحبخانه كه با شنيدن صداى مشكوكى به طرف راهرو آمده بودند، ناگهان با دو جوان مهاجم مسلح روبرو شدند. در يك لحظه قبل از آنكه دو پسر جوان صاحبخانه فرصت عكس العمل داشته باشند، از سوى مهاجمان مورد حمله قرار گرفتند. يكى از پسران صاحبخانه در همان لحظه نخست درگيرى بر اثر شدت خونريزى ناشى از اصابت ضربات متعدد كارد از پاى درآمده و برادر او مجروح شد.چند تن از همسايه ها كه با شنيدن فريادهاى دو جوان صاحبخانه خود را به طبقه دوم مجتمع مسكونى شماره ۲ رسانده بودند، با ديدن پيكرهاى بى حركت و غرق به خون آنان، پليس را در جريان قرار دادند.به دنبال تماس تلفنى مأموران، بازپرس اصغرزاده از شعبه سوم دادسراى جنايى تهران به همراه مأموران پليس آگاهى خود را به محل حادثه رسانده و تحقيق روى آثار و نشانه هاى برجاى مانده را آغاز كردند.پس از انتقال پيكر دو جوان صاحبخانه به بيمارستان، يكى از آنان كه «نادر» نام داشت در همان لحظه وارد آمدن ضربات كارد به قتل رسيده، ولى برادرش «عباس» با تلاش تيم پزشكى بيمارستان از مرگ نجات يافت.جوان مجروح كه تنها شاهد عينى حادثه به حساب مى آمد، روى تخت بيمارستان از سوى بازپرس ويژه قتل دادسراى جنايى تهران تحت تحقيق قرار گرفت.در جريان اين بررسى ها مشخص شد كه عاملان حمله به آپارتمان محل سكونت براى شكار برادر سوم خانواده كه «ناصر» نام دارد پا به آنجا گذاشته اند.«عباس» برادر قربانى جنايت در اين باره گفت: «ناصر» از مدت ها قبل با دختر جوانى آشنا شده بود. اين اواخر چند بار از سوى خانواده دختر مورد تهديد قرار گرفته بود، ولى روز حادثه در آپارتمان حضور نداشت. از دو مهاجم مسلحى كه به آپارتمان ما حمله كرده بودند، چهره يكى برايم آشنا بود. به نظرم او همان جوان شرور شرق تهران است كه در منطقه بلوار ابوذر به «رضا كلاهى» شهرت پيدا كرده است.با توجه به اين اطلاعات، مأموران آگاهى ساعتى پس از وقوع جنايت توانستند محل سكونت اين متهم را شناسايى كنند.در حالى كه پليس با رعايت تمامى نكات سعى داشت بدون ايجاد سر و صدايى وارد مخفيگاه متهم شود، در كمال تعجب دريافت كه متهمان قبل از حضور پليس پا به فرار گذاشته اند.اين اتفاق نادر كه باعث تعجب مأموران شده بود، از سوى آنان مورد بررسى هاى دقيق قرار گرفت.مأموران در جريان تحقيقات خود وقتى وارد آپارتمان آنان شدند، از نور قرمز رنگى كه در قسمتى از تلويزيون خانه شان منتشر مى شد، دريافتند كه متهمان براى اطلاع از حضور افراد ناشناس در مقابل مجتمع مسكونى شان به آيفون دوربين ظريف مداربسته نصب كرده اند و تمامى اقدامات پليس را قبل از وارد شدن به مخفيگاهشان تحت نظر داشتند.بدين ترتيب مأموران با احتمال اينكه متهمان به طبقات ديگر مجتمع فرار كرده باشند، به تجسس در آنجا پرداختند تا اينكه يكى از متهمان - رضا كلاهى - را در طبقه دهم پيدا و بازداشت كردند.بر اساس اظهارات اين متهم، همدست ديگرش كه به «على باغى» معروف است، با اطلاع از حضور پليس پا به فرار گذاشته و به نقطه نامعلومى رفته است. اين متهم درباره انگيزه حمله به آپارتمان شماره ۲ كوچه عباسى شهرك وليعصر گفت: من و على باغى مستأجر يكى از واحدهاى مسكونى زنى هستيم كه به «فريبا» شهرت يافته است. او از گردانندگان يك شبكه بزرگ خانه هاى فساد شرق تهران است. «ناصر» از مدت ها قبل با دختر او دوست شده بود، او از ما خواست تا در ازاى دريافت مبلغى پول به خانه ناصر رفته و او را از پاى درآوريم.با توجه به اين ادعاها، پليس به خانه محل سكونت «فريبا» رفته و او را در حالى كه يك دختر فرارى نيز در آپارتمانش حضور داشت، بازداشت كرد.با دستور قرار بازداشت موقت متهمان بازداشت شده از سوى اصغرزاده، براى انجام تحقيقات تكميلى در اختيار پليس آگاهى قرار گرفتند.
نقشه شوم «عباس جن گير» براى۲جارى
گروه حوادث: دور كردن ارواح خبيثه از خانه دو برادر بهانه اى براى ورود جن گير جوان به حريم خصوصى دو زن بود.
درحالى كه به دنبال ارائه شكايتى از سوى دو برادر و همسرانشان عليه جن گير جوان پليس لوازم و ادوات مربوط به اين كار را از خانه او بدست آورده است ولى اين مرد منكر هرگونه فعاليتى در اين راستا شده است.بنابه اين گزارش، مدتى قبل دو مرد جوان به همراه زنهاى خود با مراجعه به مأموران كلانترى ياغچى آباد ادعا كردند، مرد جوانى با سوءاستفاده از اعتماد آنها اقدام به كار خلاف در خانه شان كرده است.به دنبال طرح اين شكايت به دستور بازپرس شعبه اول دادسراى بعثت اكيپى از مأموران پليس تحقيقات در اين باره را آغاز كردند.دو زن جوان كه به ادعاهاى شوهرانشان قربانى توطئه شوم مرد جوان شده بودند در نخستين مرحله تحقيقات مورد بازجويى قرار گرفتند.يكى از آنها كه ۲۸ ساله است در اين باره گفت: من و جارى ام در يك مجتمع ۴ طبقه ساكن هستيم. ما دو طبقه اول و دوم اين مجتمع را براى سكونت خود انتخاب كرده ايم. از مدتها قبل هرازچندگاهى در زمان هايى كه در خانه تنها بوديم صداهاى عجيب و غريبى از دو طبقه بالايى كه خالى بود، شنيده مى شد اين صداها باعث ترس و وحشت ما شده بود به طورى كه گاهى وقتها جرأت تنها ماندن در خانه را پيدا نمى كرديم.چندى قبل شوهرم كه از اين وضعيت خسته شده بود، موضوع را با يكى از دوستانش درميان گذاشت. او از سر دلسوزى مرد جوانى را كه «عباس» نام دارد و ميان بچه محل هايش به «عباس جن گير» شهرت دارد براى حل مشكل ما معرفى كرد.يك روز او به همراه جوان جن گير وارد خانه ما شدند، عباس جن گير، به محض ورود به حياط، نگاهى به نماى بيرونى ساختمان انداخته و با تعجب گفت: در مجتمع شما ۹۰ برادر جن سكونت دارند كه تعدادى از آنها جزو جن هاى خوب و بى آزارند و بقيه به طور مداوم سعى در آزار رساندن به شماها را دارند.او از ما خواست تكه كاغذى برايش بياوريم. سپس وسايل و لوازم موردنيازش را روى كاغذ نوشت. براساس درخواست او ما بايد تكه هايى از پوست آهو، خرس پير و يك عدد سنجاق برايش آماده مى كرديم. او در بالاى تكه كاغذ نوشته بود كه براى بيرون راندن جن ها نياز به ۱۷ جلسه كار از يك تا ۵ ساعت دارد.با تهيه مقدارى از اين لوازم، او چند روز بعد به خانه مان آمد. پس از خواندن چند ورد از همه خواست به طبقه چهارم بروند و تنها به من گفت چون جن ها بيشتر از همه مرا اذيت مى كنند پايين بمانم تا او كار بيرون راندن جن ها را آغاز كند.دقايقى بعد از رفتن همه وقتى ما تنها شديم او از من خواست مانتوام را دربياورم. پس از اينكه به خواسته اش عمل كردم، او درخواست ديگرى كرد. وقتى در برابر درخواست نامعقول او مقاومت كردم. ابتدا تهديد كرد اگر هركارى خواست انجام ندهم، يك گروه از جن هاى بد را به جانم انداخته و آسايش زندگيم را برهم مى زند.باز هم مخالفت كردم، در اين هنگام او مايعى را به دستانم زد كه احساس كردم پلكهايم كم كم سنگين مى شود، قبل از آنكه بتوانم از آپارتمان بيرون بيايم، به خواب عميقى فرورفتم. وقتى بيدار شدم. ابتدا فكر كردم براى لحظه اى دچار سرگيجه شده ام ولى وقتى به ساعت نگاه كردم متوجه شدم ۵ ساعت را در خواب گذرانده ام. مرد جن گير وقتى ديد من چشم هايم را باز كرده ام با حركات عجيب و غريبى ادعا مى كرد كه تعدادى از جن ها را از وجود من بيرون كرده است.او با بيان اينكه يك هفته بعد براى مرحله دوم كار باز مى گردد خواست به هيچ وجه در اين مدت لباس هاى كوتاه نپوشم و اجازه ندهم شوهرم بدنم را ببيند.وقتى او رفت، به اين خواسته اش مشكوك شدم، ولى به روى خودم نياوردم. عصر همان روز وقتى به حمام رفتم ناگهان متوجه نوشته هايى روى قسمت هاى مختلف بدنم شدم، ولى از ترس جرأت گفتن آن را به شوهرم نداشتم.يك هفته گذشت. بار ديگر او به آپارتمان ما آمد. اين بار من و جارى ام با هم نزد او مانديم. وقتى او خواست همان كارهاى هفته گذشته را روى ما انجام دهد نسبت به گفته هايش مشكوك شدم و ماجرا را با شوهرم درميان گذاشتم.با توجه به اين شكايت پليس محل سكونت مرد جن گير را رديابى و او را بازداشت كرد.وى در جريان بازجويى هاى انجام گرفته با كذب خواندن تمامى گفته هاى دو زن جوان ادعا كرد: من يك برق كار هستم. مدتى قبل آنها از من خواستند تا براى خارج كردن ارواح خبيثه از آپارتمانشان ورد بخوانم. من هم چون كمى از اين قضيه سررشته دارم تنها به خواسته شان عمل كرده و مبلغ ۲۵۰ هزار تومان از آنها گرفتم. اين اظهارات درحالى از سوى مرد جن گير ۳۴ ساله مطرح شد كه پليس در بازجويى از خانه او تمامى ادوات و وسايل موردنياز اين كار را پيدا كرد ولى عباس جن گير ادعا مى كند اين لوازم متعلق به او نيستند. به گزارش خبرنگار ما، هم اكنون به دستور بازپرس «كيانى» از شعبه نخست دادسراى بعثت اين متهم تا انجام تحقيقات تكميلى با صدور قرار قانونى آزاد شده است.
سردار احمدى مقدم: مرزهاى شرقى
دروازه ورود مواد مخدر نخواهند بود
221583.jpg
فرمانده نيروى انتظامى جمهورى اسلامى ايران گفت: تلاش نيروى انتظامى براى تأمين امنيت در شرق كشور كه از مدتى قبل آغاز شده، دو چندان خواهد شد.
سردار سرتيپ «اسماعيل احمدى مقدم» در سفر به زاهدان افزود: بايد توفيقات در جهت برقرارى امنيت خوب و مناسب مخصوصاً در اين استان كه امنيت آن نسبت به ديگر استانها كمتر است، تكميل شود.وى با تأكيد براينكه بايد امنيتى در كشور و بويژه اين منطقه ايجاد شود كه شايسته نظام و مردم باشد، گفت: امنيت پايدار امنيتى است كه از سوى مردم ايجاد شود نه عليه آنان باشد.فرمانده نيروى انتظامى افزود: اين نيرو براى تحقق شعار دولت جديد مبنى بر رفع محروميت و فقر و برقرارى امنيت، در كنار ديگر نيروها تمامى تلاش خود را به كار خواهد گرفت.وى اضافه كرد: مسائل امنيتى سيستان وبلوچستان ربطى به مسائل داخلى كشور ندارد بلكه بسيارى از عوامل نظير وجود مرزهاى طولانى، مسائل برون مرزى، توطئه و دسيسه توطئه گران از بيرون مرز و حمايت قدرت هاى جهانى از مخلان امنيت، در آن نقش دارند.سردار احمدى مقدم گفت: اين تفكر كه شرق كشور دروازه ورود موادمخدر است بايد از بين برود.فرمانده نيروى انتظامى خطاب به قشرهاى مختلف شيعه و سنى گفت: حركت نيروى انتظامى يك حركت متمركز عليه مجرمان و گردن كشان است و بايد مجرمان از ما بترسند و مردم در عمليات ها آسيبى نبينندچرا كه شعار ما خدمت به مردم است و مردم را يار و شريك و همسنگر خود مى دانيم.وى اضافه كرد: براى تحقق اين امر مهم حضور و مشاركت بسيج در مأموريت ها و گسترش فرهنگ و رنگ و بوى بسيجى در يگان ها ضرورى است.سردار احمدى مقدم تأكيد كرد: امنيت حقيقى در گرو حضور و مشاركت مردم منطقه است.
ردپاى يك زن در قتلگاه مادر و دختر
گروه حوادث: پليس آگاهى با طرح چند فرضيه جنايى تجسس براى رديابى عاملان جنايت خونين خيابان ۲۱۶ تهرانپارس را آغاز كرده است.در جريان حمله به خانه شماره ۲۱۶ غربى در شرق تهران، مادر و دخترى با ضربات مرگبار افراد ناشناسى از پاى درآمدند.اين حادثه ساعت ۱۶ و ۳۰ دقيقه عصر روز شنبه ۲۵ تيرماه سال جارى رخ داد.مأموران آگاهى پس از حضور در محل جنايت رد پاهايى را در آنجا به دست آورده اند كه بر اساس تحقيقات انجام گرفته متعلق به يك زن است.وقتى مأموران با طرح اين فرضيه كه تمامى ردپاها متعلق به يك نفر است، بررسى هاى خود را آغاز كردند، مشخص شد كه آثار بر جاى مانده متعلق به دو نفر است كه مأموران احتمال مى دهند يكى از آنان مرد و ديگرى زن باشد.از سوى ديگر، فرضيه حمله به آپارتمان قربانيان به قصد سرقت نيز كاملاً منتفى اعلام شد، چرا كه طبق بررسى هاى انجام گرفته، هيچ وسيله اى از داخل آپارتمان محل وقوع جنايت به سرقت نرفته است.در همين راستا بحث انتقامجويى ناموسى نيز بر اساس اطلاعات به دست آمده در تحقيقات مأموران غير منطقى اعلام شد، چرا كه تمامى ساكنان منطقه قربانيان جنايت را افرادى مذهبى و مورد اعتماد اهالى دانسته اند.تنها فرضيه اى كه براى انگيزه ارتكاب به قتل از سوى مهاجمان مطرح شده و قابل اعتنا به نظر مى رسد، جنايت به خاطر انتقامگيرى هاى شخصى است.اين فرضيه درحالى قوت گرفت كه آثار برجاى مانده در محل جنايت نشان مى دهد مهاجمان بدون درگيرى وارد قتلگاه دختر و مادرش شده اند.بر اساس بررسى هاى پليس به نظر مى رسد كه مهاجمان ناشناس ابتدا دختر خانواده را به قتل رسانده اند و سپس با توجه به ضعف جسمانى مادرش، او را با ضربه اى از پاى درآورده اند.فرضيه ارتكاب جنايت در غافلگيرى از اين نظر نزد پليس مطرح شده است كه آنان هيچ نشانه اى از درگيرى ميان مهاجمان و قربانيان حادثه در داخل آپارتمان به دست نياورده اند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |