|
گفت وگو با زهره عالى پور مديركل برنامه ريزى و آموزش شوراهاى وزارت كشور
دغدغه هاى كارى زنان عدالت ، شايسته سالارى و مديريت
|
|
|
زهره عالى پور، اولين فرماندار زن ايران بوده است.وى هم اكنون مديركل برنامه ريزى و آموزش شوراهاى وزارت كشور است. از خانم عالى پور درباره مسائل زنان مسائل مديريتى كلان كشور و از دغدغه ها و دلمشغولى هايش مى پرسيم. * از سوابق اجرايى و مديريتى تان بگوييد. - در سال ۱۳۷۲ به عنوان اولين رئيس زن در وزارت تعاون برگزيده شدم. رئيس اداره اقتصاد كلان و سپس رئيس اداره اقتصاد و بازرگانى. در دوران مديريتم عضو كميته تحقيقات تعاون، كميته آمار و انفورماتيك، كميته بررسى طرح هاى توليدى، رئيس كميته محاسبه اشتغال در بخش تعاون، رئيس دبير خانه برنامه سوم تعاون، جانشين معاون طرح و برنامه وزير و مسؤوليتهاى ديگر بودم. در سال ۱۳۷۶ به عنوان مدير كل اقتصادى و برنامه ريزى وزارت تعاون منصوب شدم و يك سال بعد به عنوان مدير كل نمونه ملى مفتخر به دريافت لوح تقدير از پست رياست محترم جمهورى شدم. از سال ۱۳۸۰ به مدت سه سال به عنوان اولين فرماندار زن ايران در شهرستان شميرانات افتخار خدمتگزارى به مردم شريف اين شهرستان را يافتم و از ده ماه قبل تاكنون نيز به عنوان مدير كل برنامه ريزى و آموزش شوراهاى وزارت كشور در حال خدمت ديگر هستم. * اين سابقه مديريتى نشان دهنده توانايى ها و علاقه مندى شما به خدمت در عرصه هاى مديريتى كشور است. چه شد كه پست فرماندارى را پذيرفته و نظرتان درباره پذيرفتن اين پست سياسى، امنيتى توسط يك زن چيست؟ - البته من سابقه اجرايى در نخست وزيرى و وزارت كشور را هم در پيشينه خدمتى ام داشتم و به اصطلاح با آسانسور به اين موقعيت نرسيدم و مسيرم را پله پله از كارشناسى شروع كردم. به مديريت رسيدن بنده و امثال من، حاصل انقلاب اسلامى ايران، خون پاك مردان و زنان شهيد، همت بلند جانبازان و ايثارگران و تفكرات بلند و آفتابگونه امام راحل و رهبر معظم انقلاب است. تفكراتى كه ريشه در اسلام ناب دارد و با هرگونه افراط و تفريط مخالف است. امام خمينى(ره) زمانى كه متحجران براى زنان توصيه به پرده نشينى و بازگشت به اندرونى ها مى كردند، دستور به حضور پرشور در عرصه هاى گوناگون سياسى، اجتماعى، فرهنگى و علمى كشور داد و هنگامى كه گروه ديگرى به بهانه روشنفكرى راه ولنگارى و بى بندوبارى را پيش پاى زنان جامعه مى نهادند، فرمان به تقوا و رعايت اصول اخلاقى و تقويت بنيان خانواده داد، راهى كه پس از امام هم با نظرات مقام معظم رهبرى تداوم يافت. خدا محورى، آزاد منشى، رعايت اصول اخلاقى، حضور پر رنگ در عرصه هاى سياسى و مديريتى كشور از ويژگى هاى فضاى امروز كشور است، فضايى كه مى تواند هم منجر به حضور بيشتر زنان در عرصه هاى مديريتى كشور شود و هم جامعه را در مسير توسعه از توانمندى هاى زنان بهره مند سازد. * در طول زمان فرماندارى با مشكلى روبرونبوديد؟ - در ابتداى امر به دليل همان ذهنيت ها دشواريهايى البته بسيار ناچيز وجود داشت. ولى دو نكته اهميت داشت اولاً به دليل سوابق مديريتى كاملاً بر كار مسلط بودم. دوم اينكه وقت زيادى (متوسط ۱۳ ساعت در روز) براى رفع مشكلات مى گذاشتم كه اين امر باعث جلب اعتماد و اطمينان مديران محلى و مردمى شد. * با اين وضعيت كار زنان ديگرى كه خيال فرماندار شدن دارند آسان شده است؟ - البته ارزيابى عملكرد هر فرد جداگانه صورت مى گيرد ولى حداقل براى شميرانات با توجه به استقبال و رضايت مردم وقتى خانم ديگرى براى جايگزينى معرفى شد با توجه به اظهارات ايشان مشكل خاصى نداشته اند. اين نشان مى دهد كه در طول حدود سه سال موفقيت لازم كسب گرديده بود و موضوع جا افتاده بود. * منظور شما ارائه ايده اى جديد در بستر مديريتى ايران است؟! - اينقدر از فضاى تخصصى و علمى جدا شده ايم كه اگر در اين زمينه حرف زده مى شود به عنوان يك ايده جديد مطرح مى شود. بهتر است بگوييم برگشت به مفاهيم فراموش شده. از نظر من هيچ تفاوتى بين دستيابى زنان و مردان به شاخص هاى مديريتى وجود ندارد. اگر چه برخى مطالعات صفتهاى خاصى را براى زنان يا مردان بر مى شمرد مثلاً زنان را در برنامه ريزى قويتر ذكر مى كنند و از طرف ديگر باورهاى غلط در مورد برترى جنس مرد، سايه اى از قضاوت ناعادلانه را بر عملكرد زنان انداخته است به عبارتى اين راه براى زنان به سختى طى مى شود و زنان براى اثبات تواناييهاى خود مجبور به كار مضاعف هستند، ولى باهمه اين سختيها معتقدم كه در مديريت، دادن امتياز ويژه بر اساس جنسيت شايد آسيب جدى به ابراز تواناييهاى زنان باشد. از اين لحاظ معتقدم هيچ تفاوتى بين زنان و مردان براى دستيابى به شاخص هاى مديريتى كه عمدتاً اكتسابى است وجود ندارد. مديريت هم علم است هم هنر. شايد در صفات برشمرده براى دو جنس تفاوتهايى را در بخش دوم يعنى هنر مديريت و شيوه هاى دستيابى به اهداف به وجود بياورد. از سوى ديگر شاخص هاى ارزيابى عملكرد مديران اعم از زن و مرد هيچ تفاوتى نبايد داشته باشد. * دليل خاصى براى اين تفكر وجود دارد. - بين تواناييهاى ذهنى زنان و مردان خيلى نمى توان قائل به تفاوت بود. مديريت امرى فيزيكى نيست كه بگوييم فيزيك و آناتومى زنان اينچنين است و مردان آنچنان، پس بايد تفاوتهايى را براى رعايت حال آنها قائل باشيم. * اصلى ترين مشكل مديران زن چيست؟ - صرف نظر از مباحث گفته شده از نظر من اصلى ترين مشكل زنان توانمندى كه شايسته ارتقاء هستند، فقدان سيستم مناسبى براى عزل و نصب مديران است البته اين مشكل براى مردان توانمند نيز وجود دارد. متأسفانه وقتى هيچ سيستمى براى عزل و نصب وجود ندارد و عمدتاً براساس روابط و شناخت نسبى از افراد انتصاب ها صورت مى گيرد نمى توان اميدوار بود شرايط برابرى براى تصاحب پست هاى مديريتى بين افراد توانمند اعم از زن و مرد به وجود بيايد. ديگر سيستم هم براى ارزيابى عملكرد مديريت وجود ندارد كه در صورت عدم موفقيت، فرصت براى مديريت به شخص ديگرى واگذار شود. احتمالاً موارد زيادى را ديده ايد كه با توجه به اينكه ارزيابى مطلوبى از مديرى ولو به صورت غير رسمى وجود ندارد، ولى مدير مدت طولانى پستى را تصاحب مى كند تا جايى كه گويى مدير مادام العمر است! بايد بپذيريم كه متأسفانه شاهد اجراى نظام شايسته سالارى و ارزيابى عملكرد مديران نبوده و نيستيم. * تغيير مسؤولان و تغيير نگرش ها مى تواند تغييرى در موضوع مديريت در ايران داشته باشد؟ - اگر منظور شما برگزارى انتخابات و تغيير رئيس جمهور باشد بايد بگويم در يك نظام قانونمند و سيستمى خير. حتى اگر اعتقاد به اين مطلب هم داشته باشيم هيچ گاه عجولانه و بدون بررسى و دستيابى به حقيقت اقدام به جابجايى افراد نمى گردد. مثلى است كه مى گويد قانون بد بهتر از بى قانونى است. اگر سيستم هاى ناقص فعلى تصوير مديريت را اين گونه نشان مى دهد، تغيير بدون بررسى مديران به مراتب ضربه اش شديدتر بوده و به مصلحت نظام و مردم نيست. من اميدوارم در شرايط جديد براى تغيير مديريت ها آن هم تا رده هاى قابل پذيرش با تأمل اقدام شود. * چه تصويرى از مديريت زنان در ايران مى بينيد؟ - بايد بپذيريم در دوران رياست جمهورى آقاى خاتمى باب جديدى بازشد و به عبارت ديگر جرأت و جسارتى در بين مديران پديد آمد كه از زنان در سطوح مديريت استفاده بشود. اين حركت شروع شد ولى به دلايل گفته شده نهادينه نشد. حركت، بطئى و كند بوده و به دليل فقدان همان سيستم هاى گفته شده لزوماً همه زنانى هم كه به پست هاى مديريتى دست يافته اند سلسله مراتب دستيابى و ارتقاء را طى ننموده اند. البته اين در حالى است كه متوسط تحصيلات زنان شاغل خصوصاً در بخش دولتى بيشتر از مردان است. همان مشكلى كه براى مديران در نصب پست هاى مديريتى وجود داشته است. در حال حاضر شعارهاى داده شده هم گوياى تأكيد و اعتقاد به حضور زنان در عرصه هاى بيشتر مديريتى و ارتقاء به رده هاى بالاتر خصوصاً كابينه بوده است. من مطمئن هستم استفاده از ظرفيت هاى موجود در زنان توانمند غير از حق قانونى زنان به نفع مصالح كشور و مردم است و در شرايطى كه در كشورهاى بعضاً غير مردم سالار شاهد حضور بانوان در كابينه هستيم در نظام مردم سالار ما مى توان اميدوار بود كه شاهد حداقل حضور تعدادى وزير زن در كابينه و حداقل يك معاون وزير در هر وزارتخانه باشيم. تصويب سيستم هاى مناسب عزل و نصب مديران در كشور نيز از خواسته هاى زنان توانمند است. به هر حال تداوم حركت بوجود آمده، اجتناب ناپذير و خواست زنان توانمند است. در اين شرايط مى توانيم اميدوار باشيم كه كار به اهلش سپرده مى شود و حقوق انسانى و قانونى افراد نيز اعم از زن و مرد تحقق مى يابد. استفاده از ظرفيت هاى فعلى با توجه به تجربه و سرمايه گذارى هاى انجام شده و شناسايى زنان توانمند كه به راحتى با رجوع به هر تشكيلاتى قابل شناسايى هستند و ايجاد زمينه هاى ارتقاى آنان، راهكار حضور بيشتر زنان در اين برهه در عرصه مديريتى ها است. * به عبارت ديگر نياز به تفكيك يا معرفى جداگانه نيست؟ - البته معمولاً در تغييرات اين اتفاق مى افتد. گروههايى به تناسب وابستگى هاى سياسى شروع به نوشتن ليست و معرفى همفكران خود مى كنند. اين امر از چند جهت اشكال دارد. اول اينكه اين شبهه ايجاد مى شود كه زنان توانمند همين زنان محدود هستند دوم اينكه فرصت براى معرفى و ارتقاى ساير زنان كمرنگ مى شود. سوم اينكه لزوماً اين افراد سلسله مراتب ارتقاء را طى ننموده اند و صرف معرفى وتوصيه از طرف يك گروه سياسى به معنى داشتن توانايى كافى براى اداره امور نيست. به هر حال داشتن ملاك و معيار مى بايست در اولويت قرار بگيرد. * به هر حال زنان توانمند بايد به گونه اى معرفى شوند؟ - البته، ولى از نظر من بهترين شناخت رجوع به تشكيلات دستگاههاى مختلف و انتخاب از بين همان زنانى است كه سالها در راستاى ارتقاء تلاش مضاعف نموده اند. از نظر من تفكيك زنان توانمند بر حسب تفكرات سياسى و وابستگى هاى حزبى براى دستيابى به سطوح مديريتى ضربه سنگينى به جسم نحيف مديريت زنان در ايران است كه به سختى راه مديريت را پيموده اند. * از اينكه فرصتى براى گفت وگو در اختيار ما گذاشتيد، سپاسگزارى مى شود. - من هم از شما سپاسگزارم و آرزوى توفيق روز افزون براى جنابعالى و ساير همكارانتان دارم.
|