يكشنبه ۹ مرداد ۱۳۸۴ -
Sun, Jul 31, 2005
فرهنگ و هنر
۳۲۰۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
نگاهى به هنر معاصر ايران در زمانه IT
يك هفته با هنر
نگارخانه ها
- نگارخانه جهان نما: نمايشگاه سراميك «آزاده شولى» ۳ تا ۱۴ مردادماه، ساعت ۱۰ تا ،۲۱ نشانى: نياوران، ميدان شهيد باهنر، مجموعه فرهنگى تاريخى نياوران.
- گالرى گلستان: نمايشگاه تابستانى ۱۰۰ اثر ۱۰۰ هنرمند، ۷ تا ۲۶ مردادماه، ساعت ۱۶ تا ،۲۰ دروس، خيابان شهيد كماسايى، شماره ۴۲.
- نگارستان شاهد: آثار نقاشى «ليدا گلدوست» ۲ تا ۱۲ مردادماه، ساعت ۹ تا ،۱۹ خيابان وليعصر، نرسيده به چهارراه طالقانى، شماره ۵۱۹.
- نگارخانه ابراهيمى نژاد: نقاشى هاى زهره حاتمى پور و هنرجويان ۲۵ تا ۳۱ مردادماه، ساعت ۱۶ تا ،۲۰ بزرگراه شهيد محلاتى، تقاطع نبرد، خيابان آهنگ، روبروى بوستان ياس، گلستان ،۲ ساختمان ۳.
- گالرى هما: نقاشى هاى «شيرين ملك اسماعيلى» ۷ تا ۱۸ مردادماه، ساعت ۱۰ تا ،۲۰ خيابان وليعصر، بالاتر از نيايش، كوچه چهرازى، شماره ۲۷.
- نگارخانه اثر: نمايشگاه گروهى نقاشى، ۱ تا ۱۸ مردادماه، ساعت ۱۱ تا ،۲۰ خيابان ايرانشهر، خيابان برفروشان، روبروى خانه هنرمندان،  شماره ۱۳.
- خانه هنرمندان ايران: نمايشگاه عكس «تصوير سال»، ۱ تا ۱۴ مردادماه، ساعت ۱۰ تا ،۲۰ خيابان ايرانشهر، خيابان طالقانى، خيابان شهيد موسوى، باغ هنر.
نگاهى به هنر معاصر ايران در زمانه IT
خودباورى «دات كام»
احمدرضا دالوند
هنر گرافيك در يك نگاه كلى، يك هنر «اليت» نيست و لايه هايى ساخته و پرداخته از ابهام و ايهام ندارد.
همه آنچه در يك هنر «فرهيخته» با كشف و شهود و احساسهاى عالى قابل دريافت است و بر سر نحوه فهم و چگونگى دريافت آن ميان مخاطبان بحث و جدل رخ مى نمايد؛ در هنر گرافيك اما، بايستى با يك نظر، تأكيد مى شود كه فقط با يك نظر دريافت شود.
گرافيك را در زمره هنرهاى «كاربردى» Functional و نقاشى را در زمره «هنرهاى زيبا» Fine Arts به حساب مى آورند. در Fine Arts ممكن است برداشتهاى فردى، يا فرديت ويژه و انحصارى هنرمند موجب خلق اثر شود. اما در گرافيك پاسخگويى به يك نياز اجتماعى موجب خلق اثر مى شود. در اين منظر، گرافيك رسالتى ارتباطى، اجتماعى و رسانه اى به عهده دارد.
221997.jpg
بارها شنيده يا خوانده ايم كه مى گويند ممكن است يك اثر هنرى در زمانه خودش و يا حتى در يك مقطع زمانى مثل يك دهه يا چند دهه و حتى يك سده به طور كامل درك نشود. حتى خوانده ايم كه «لزومى ندارد يك اثر هنرى خودش را باز كند»، مى گويند يك اثر هنرى اصلاً «باز» نيست. ممكن است با لايه اول آن به سرعت ارتباط برقرار كرد، اما خطاست كه فكر كنيم همه اثر هنرى همان لايه اول آن است. مى گويند براساس درك و شعور ونيروى فهم ما، يك اثر بر ما رخ مى نمايد يا مستور مى ماند. مى گويند اين تكليف مخاطب است كه سعى كند تا بداند و آدم با فرهنگى شود تا لياقت درك اثر هنرى را كسب كند.
راستى اگر بخواهيم به نكات ياد شده به درستى بينديشيم، ضرورت دارد به شرايط و زمانه اى كه «امروزه» در آن هستيم نيز با دقت بيشتر و حساسيت دقيق ترى فكر كنيم.
سرعت و چالاكى خصيصه ذاتى همه آن چيزى است كه «امروزى» تلقى مى شود. اگر در يك دوره اى مفهوم «كيفيت» Quality هدف استراتژيك مديران و برنامه ريزان جوامع پيشرفته قرار گرفته، در دوره ديگر، مفهوم «مهندسى مجدد»Re- engineering مورد توجه محققان امور اجتماعى، فرهنگى و مديريتى قرار گرفته است. اما در زمانه ما، مفهوم «چالاكى» اصل اول و شرط نخست هر پروژه ارتباطى، اطلاعاتى، مديريتى، فرهنگى، اقتصادى و رسانه اى است.
در چنين زمانه اى حركت مستمر، پيوسته و سريع به طور دات كام (.com) اصل غيرقابل ترديد همه فعاليت هاى انسانى است. درست در چنين زمانه اى است كه كامپيوتر «وجود» يا «نبود» يا به تعبير ديگر «بله» و «نه» را مورد ارزيابى قرار مى دهد. حالا ديگر ديجيتال Digital شاهين ترازوى سنجش محاسبات و برنامه ريزيها مى شود. يعنى «اطلاعات»، «تصوير» و «صوت» به زبان قابل فهم كامپيوتر كه از «صفر» و «يك» ساخته شده، وارد مى شود و خروجى آن يك دنياى مجازى است كه تصويرى ديجيتالى از دنياى واقعى محسوب مى شود. حالا ديگر اين فقط كامپيوترها نيستند كه قادر به فهم «صفر» و «يك» هستند. اين زبان با ذهن آدم نيز تركيب شده و «آدم تازه اى» ساخته است. آدم تازه اى كه سرعت كسب اطلاعاتش چندين هزار برابر بيشتر از آدمهاى كهنه شده حتى ۵سال پيش است. لازم نيست خيلى به عقب برگرديم. فاصله ها به سرعت زياد مى  شوند و در بسيارى از مجارى و معابر «ابهام» و «خلأ» به جا مى ماند. در چنين زمانه اى، ضرورى است كه جايگاه «اثر هنرى» و «هنرمند» را مورد بررسى مجدد قرار دهيم. اهميت اين موضوع از آنجا بسيار حياتى مى نمايد كه بدانيم در «اطلاعات ديجيتالى» چيزى به نام خطا وجود ندارد و نمى تواند وجود داشته باشد. چرا كه بنيان همه چيز يا «صفر» است يا «يك». در حالى كه ماهيت آنچه در نزد انسان است داراى نوعى كثرت شامل اجزاى بى شمار يا (analogue) است.
پرسش اين است در عصر تكنولوژى اطلاعات (IT) و در شرايط حركت مستمر و سريع به شيوه دات كام (.com)، هنرمند چه دركى بايد از خود، رسانه اش و جامعه مخاطبانش داشته باشد؟ جايگاه هنرمند در اين شرايط كجاست؟
طراحى به عنوان يك فرايند خلاقه كه دست و ذهن و حافظه و حس و شور و شعور طراح را مى طلبد، چه تفاوتى با آنچه كه «طراحى» در ماقبل دوران «دات كام» داشت بايد داشته باشد؟
حافظه تاريخى به خاطرمان مى آورد كه هنرمندان بزرگ در گذشته، آثارشان غالباً يك لايه بيرونى داشت كه مردم عادى از آن لذت مى بردند. مثل حافظ، شكسپير، فردوسى و يا سعدى كه لايه بيرونى يا همان لايه اول كارشان براى توده نامنسجم سرگرم كننده و خواستنى بود و در عين حال گروه فرهيخته مخاطبان نيز خلجانات روحى و پيچيدگى هاى ذهنى خود را در اعماق آثار آنان به جولان در مى آوردند.
هوشمندى، نبوغ و تبار اخلاقى، وجه مشخصه همه هنرمندان بزرگ است. با اين حال نه سعدى بزرگ و نه حافظ شگفت و نه فردوسى سترگ هيچ كدام خوشه انگور را حبه حبه نكردند تا مخاطب آن را دانه دانه قورت دهد ديالكتيك حيرت آور آثار اينان در همين «پيچش مو» نهفته است. تعيين وضعيت آنچه «بايد باشيم» با اعتنا و بررسى دقيق فرهنگ ايرانى ميسر است.
در باب اهميت هنر گرافيك با تعاريف و تفاسير مدرن و معاصر آن، شايد با ترجمه و انتقال تجارب ديگران بتوان به عمق و غناى بيشترى دست يافت؛ اما قبل از آن بايد به خاطر بياوريم كه اساساً تا قبل از عصر صفويه آثار نقاشى ما يا زينت بخش كتب بوده و يا دراشياى مصرفى و كاربردى به كار مى رفته است. تنها پس از دوران صفويه است كه نقاشى رنگ و روغن بر روى بوم و باتقليد از غرب در ايران مرسوم مى شود. و از آنجا كه نقاشى رنگ و روغن بر روى بوم با تقليد از نقاشان فرنگى صورت گرفته بود، آن را «فرنگى سازى» ناميده بودند.
پس، ذات هنر ايرانى به مصارف كاربردى Functional اعم از كاشى، سفال و فلز و قالى و گليم و تصويرگرى متون مى رسيده است. تاريخ درخشان هنر ايرانى نشان مى دهد كه هرگز يك اثر هنرى براى قاب شدن يا در موزه جا خوش كردن خلق نمى شده است. از اين منظر ، بديهى است كه درگرافيك روز جهان مى توانيم زودتر به نتيجه برسيم.
هنرمند ايرانى با درك فلسفى و عميق از آنچه در پيرامونش مى گذشته و با شناخت از نبض ضربان زادبوم فرهنگى و جغرافيايى خود دست به خلق اثر مى زده است. با توجه هندسه شگفت انگيز برخى از آثار هنرى تاريخ ايران و با اعتنا به رويكرد «كاربردى» اغلب آثار به دست آمده، به نظر مى رسد مى توان متناسب تر و آماده تر از بسيارى فرهنگ هاى بشرى ديگر خود را با جهان مدرن هم آوا و دمساز كرد.دشوارى و پيچيدگى كه گريبانگير اذهان هنرمندان و كارشناسان شده يا مى شود به علت فقدان يك برنامه راهبردى مدون شده و شناخت ريشه و اساس «هنر ايرانى» و يا در برخى موارد به دليل نوعى انفعال و مرعوب شدن است، كه منجر به كج فهمى و يا خود كوچك بينى هاى بيمار گونه مى شود.
واقعيت اين است كه ما به طور تاريخى داراى يك انباشت غنى و چندين هزار ساله از يكى از غنى ترين گنج هاى فرهنگ بشرى هستيم. با تئوريزه كردن چند وچون فنى، فكرى و فلسفى اين آثار وشناخت علمى و درست ازآنها و به كارگيرى هوشمندانه آنها در مصارف كاربردى زندگى امروزى مان مى توانيم كرشمه يك نقش يا پيچش يك فرم و يا هندسه يك نگاره را به خلأ زيبايى شناسى جهان سومى كه ساكن در آن شده ايم، دعوت كنيم و با دست پر ديوارهاى خالى جهان كسالت بارمان را پرنقش ونگار كنيم و اصالت تاريخى خودرا بازيابيم. تقليد از خود شرافت دارد بر تقليد از «استيوارت ديويس» يا «ژرژ براگ » ، «پابلو پيكاسو»، «والد ماراشفيرژى » ، «ميلتون گليزر» ، «آنتوان بكه» و....
نياكان هنرمند ما مى گفتند: به ظاهر تصوير توجه نكن، برتر از اين چيست؟ شكل مثالين آن كدام است؟آيا نمى توان ابعاد اين تصوير را تغيير داد؟ مثلاً شاخ ۶ سانتى مترى «بز» را ۶۰ سانتى متر كرد و سپس آن را تبديل به دو نيم دايره كرد؟
آيا در آن نيم دايره فلك را مى ديد يا زمين و ياعرش را؟ آن بزرگان ديگر نيستند تا پاسخ اين پرسش ها را از آنها بخواهيم اما اگر ما انديشه و تخيل پويا داشته باشيم مى توانيم برداشت هايى از آثار آنها بكنيم. از طراحى اشيا و جانداران كه به دست هنرمندان ايرانى در طول قرون واعصار انجام گرفته، هزاران برداشت، تفسير و تأويل مى توان كرد. اين تفسير وتأويل، اولين گام درعروج هنر است. تأويل و تفسير و تصرف براى زيباتر ساختن!
هنرمندان «كانستركتيويست» خود اعتراف كرده اند كه ريشه هنرشان را در «هنر اسلامى» پايه ريزى كرده اند.
«هنر اسلامى» طى قرنها به تدريج شكل گرفته، اما در يك نگاه امروزى بسيار مدرن است.
چرا ما تجلى اين هنر را كه هزار سال قدمت دارد، به درستى نمى بينيم؟ حتماً بايديك پروفسور پوپ يا يك هنرمند اروپايى باشدكه حيرت وكنجكاوى از هنر ايرانى و اسلامى را به تصوير بكشد تا ما به گنج زير پايمان واقف شويم؟
هنر اسلامى خالص ترين هنرى است كه بشر تاكنون به آن دست يافته است.برخلاف تصور برخى، اين هنر اصلاً سهل الوصول نيست، چرا كه قرنها«انديشه» و «راز» پشت آن است.
چرا بايددر برابر كامپيوتر و منطق صفر و يك آن مرعوب شويم؟ چرا به سهولت اين «وسيله» را تبديل به خادمى در راه تحقق ايده هاى لايتناهى و امكانات خيال انگيز گنجينه عظيم موتيف ها و نگاره هاى خودى نمى كنيم؟
ما در زمينه يك مفهوم حياتى درعرصه تصويرى كه همان Design ديزاين باشد، بسيارغنى هستيم.
ديزاين مثل بزك كردن نيست. ديزاين مثل شرم و حياست، چرا كه اصالت دارد. ديزاين درواقع همان عقل و برنامه ريزى است.هنر اصيل ايرانى واسلامى تجلى با اهميت ترين وجوه Design را به نمايش مى گذارد. به همين دليل است كه رسيدن به يك شيوه يا استيل ايرانى را بسيار در دسترس مى دانيم؛ چرا كه دنياى امروز يك دنياى برنامه ريزى شده است. هنر ناب ايرانى واسلامى نيز ناشى از يك عقل برنامه ريزى شده و احساس كنترل شده و سلامت مثل زدنى در كاربرد هندسه، خيال، رنگ و خط است. به موازات اين واقعيت، به خاطر داشته باشيم هنر نزد انسان مدرن ومترقى به مثابه يك سيستم منسجم مثل فلسفه است.
اما فراموش نكنيم هنر اصيل ايرانى و اسلامى قادر است از نظر منطقى خود را توضيح دهد.
آنچه در حال بيان آن هستيم در طول قرون گذشته رخ داده است. كافى است دستى مهربان، ذهنى هوشيار و دلى آگاه داشته باشيم تا اين «هنر بزرگ» را كه غافلانه آن را مى ستاييم اما به درستى نمى شناسيم بار ديگر مورد ارزيابى قرار دهيم، به عبارت ديگر اين زيباى خفته را بايد به نرمى ومهربانى بيدار كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |