پنجشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۴ -
Thu, Aug 4, 2005
ديپلماتيك
۳۲۱۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
ملك فهد، پادشاه دوران پرفراز و فرود عربستان سعودى
منبع: بى.بى.سى
عربستان سعودى در دوره پادشاهى ملك فهد اتحاد نزديكى با ايالات متحده آمريكا و انگليس برقرار كرد. ملك فهد در عرصه داخلى بايد از طرفى با آثار كاهش قيمت نفت و از طرف ديگر جامعه اى چند پاره مبارزه مى كرد.
ملك فهد كه در سال ۱۹۸۲ به پادشاهى عربستان سعودى رسيد، يكى از هفت پسر ملك «عبدالعزيز»، بنيانگذار پادشاهى عربستان بود.
ملك فهد چهارمين برادر از اين خانواده بود كه بر تخت نشست. دو برادر او در نتيجه فرايندى خشونت بار، قدرت را از دست دادند - يكى در نتيجه كودتا - و ديگرى نيز به قتل رسيد.
سياستمدار با تجربه
ملك فهد در جوانى به خوشگذرانى مشهور بود، اما شيوه زندگى او از دهه ۱۹۵۰ يعنى دوره اى كه وى در دولت سعودى، پست وزارت گرفت، تغيير كرد.
وقتى فهد به پادشاهى عربستان سعودى رسيد، تجارب سياسى زيادى كسب كرده بود. وى وزير اصلاح طلب آموزش و پرورش بود و در توسعه آموزش زنان در اين كشور نقش داشت.
ملك فهد جوان، به عنوان يك «تكنوكرات» و سياستمدار معامله گر شناخته مى شد. او اهميت امنيت داخلى را درك مى كرد و مى دانست كه پادشاهى سعودى نياز به دفاع از درون دارد.
وى همچنين به عنوان ديپلماتى شناخته مى شد كه با پيچيدگى هاى سياست خارجى، به ويژه اهميت روابط خاندان سلطنتى سعودى با ايالات متحده آمريكا آشنايى داشت.
سرزمين وفور
چنين ظرافت هاى سياسى به ويژه وقتى ارزش خود را نمايان كرد كه ملك فهد مى بايد كشور را در دوران پر آشوب كاهش درآمد نفت پس از يك دوره افزايش انفجارى قيمت ها در دهه ۱۹۷۰ اداره مى كرد.
عربستان سعودى صاحب بزرگترين منابع نفتى جهان است و در دهه ۱۹۷۰ سيل دلارهاى نفتى به سوى اين كشور روان شد.
در مورد اين دوره، لطيفه اى نقل مى شود با اين مضمون كه در عربستان، كاديلاك هاى نو به محض اينكه زيرسيگارى آنها پر مى شد، به دور انداخته مى شدند.
طبيعتاً چنين رشد انفجارى نمى توانست براى هميشه ادامه داشته باشد. اوايل دهه ۱۹۸۰ كه همزمان با قدرت گرفتن ملك فهد بود، درآمدهاى نفتى اين كشور شروع به كاهش كرد.
عربستان سعودى به خاطر ذخاير عظيم نفتى آن همواره حكومتى پدرمآب داشته كه به شيوه حمايت از شهروندان خود يعنى «از گهواره تا گور» افتخار كرده است.
ملك فهد اما ناچار به اعمال برخى سياستهاى رياضت جويانه براى كاهش برخى هزينه هاى دولتى شد. علاوه بر اين مسأله داخلى، تهديدهاى ديگرى نيز از خارج متوجه اقتدار حاكميت سعودى شد.
دشمنان داخلى و دشمنان خارجى
پيروزى انقلاب اسلامى در ايران (۱۹۷۹) باعث نگرانى درباره احتمال سرايت انقلاب به عربستان سعودى شد. ملك فهد در جريان جنگ عراق با ايران كمك هاى مالى فراوانى به عراق داد.
وى در عين حال، تلاش زيادى براى تقويت مشروعيت مذهبى خود به خرج داد. در سال ،۱۹۸۶ وى عنوان «خادم حرمين شريفين» را بر عهده گرفت كه در واقع جايگاهى مذهبى است. اما تا آن زمان هنوز تهديد جدى نمايان نشده بود.
در سال ،۱۹۹۰ عراق، كويت را اشغال كرد و ملك فهد تصميم حساسى مبنى بر دعوت نيروهاى خارجى به داخل خاك عربستان براى حفاظت از پادشاهى سعودى گرفت.
وى به مردم اين كشور گفت: «اين نيروها (نيروهاى خارجى) در حال تمرين مشترك با نيروهاى سعودى هستند و حضور آنها موقتى خواهد بود.»
اما پس از جنگ نيروهاى آمريكايى، خاك عربستان را ترك نكردند. انفجار يك بمب در سال ۱۹۹۶ در مقابل ستاد فرماندهى نيروهاى آمريكايى در صحرا منجر به كشته شدن ۱۹ آمريكايى شد و زنگ خطر درباره عمق خشم عمومى از حضور نيروهاى خارجى را به صدا در آورد.
فهرستى از بحران ها
اما بسيارى از مردم عربستان سعودى و مسلمانان در ساير نقاط اعتقاد داشتند كه استقرار نيروهاى غير مسلمان در سرزمين زادگاه اسلام در مخالفت مستقيم با تعاليم پيامبر اسلام است.
چنين تصورى بعد از حملات يازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ به آمريكا، شدت يافت. ۱۵ نفر از هواپيما ربايان در وقايع يازدهم سپتامبر از شهروندان عربستان سعودى معرفى شده اند و «اسامه بن لادن» كه متولد عربستان است، گاه و بيگاه از التزام خود به بيرون راندن «كافران» از سرزمين عربستان سعودى سخن مى گويد.
در برخى موارد، نهضت هاى مردمى مخالف خاندان سلطنتى حضور خود را نشان داده اند كه در كشورى كه همچنان يك نظام استبدادى شناخته مى شود، فعاليت خطرناكى است.
هزينه هاى سنگين جنگ خليج فارس باعث شد تا پادشاه عربستان ناگزير به اتخاذ سياستهاى اقتصادى سختگيرانه ترى شود.
و به اين ترتيب ملك فهد خود را با مجموعه اى از بحران هاى به هم پيوسته اقتصادى، سياسى و نظامى رويارو ديد كه تحت كنترل در آوردن آنها براى او كه از كسالت هايى نيز رنج مى برد، ممكن به نظر نمى رسيد.
جانشين باتجربه
سلامت ملك فهد براى مدت طولانى دچار نقصان بود. او دچار بيمارى ديابت بود، سالها سيگار كشيده بود و يك بار نيز در سال ۱۹۹۵ دچار حمله قلبى شده بود.
او رسماً پس از يك دوره استراحت كوتاه، بار ديگر، عمده وظايف خود را بر عهده گرفت، اگرچه بر روى صندلى چرخدار يا با استفاده از عصا.
جانشين ملك فهد، ملك عبدالله است كه برادر ناتنى او نيز بود و اداره گارد ملى كه وظيفه تأمين امنيت داخلى اين پادشاهى را بر عهده دارد. شخصيتى سرسخت و مورد احترام كه آلوده به فساد نيز نبوده است؛ شخصيتى كه بسيارى، او را كمتر از ملك فهد، دوستدار آمريكا مى شناسند.
از ديد بسيارى از ناظران مسائل اين پادشاهى، ملك عبدالله به عنوان كسى شناخته مى شود كه در پنج سال گذشته عملاً اداره بيشتر امور را بر عهده داشته است.
مخالفان على اف
و آرزوهايى به رنگ نارنجى
222504.jpg
كوروش آريامنش
بعد از وقايع قرقيزستان، نام جمهورى آذربايجان و به همراه آن، ارمنستان و قزاقستان در جمع كشورهايى كه ممكن است در آنجا انقلاب مخملين صورت گيرد، به كرات شنيده مى شود. آيا مخالفان «الهام على اف» رئيس جمهورى آذربايجان توان براندازى حكومت با استفاده از انتخابات پارلمانى كه قرار است در ماه نوامبر جارى برگزار شود را دارند يا نه؟
طى ماه گذشته، سه حزب اپوزيسيون دولت، يعنى مساوات، جبهه خلق و دموكرات جمهورى آذربايجان نام، رنگ و نشان خاصى را براى خود برگزيده اند. اپوزيسيون متحد از اين به بعد با نام بلوك «آزادليق» كه به معناى «آزادى» است به ميدان خواهد آمد. هوادارانش نيز لباس هايى به رنگ نارنجى بر تن مى كنند و به جاى گل رز، ميخك به دست مى گيرند. حتى قبل از به وجود آمدن بلوك تاريخى آزادليق، نشان انقلاب نارنجى اوكراين جاى مخصوصى را در دفتر كار «عيسى قنبر» رهبر حزب مساوات به خود اختصاص داده بود و در كتابخانه او نيز پرچم كوچك انقلابيون گرجستان به چشم مى خورد. مخالفان على اف احترام خاصى براى برادران انقلابى خود قايل هستند و در مذاكرات دو طرفه از تجربيات آنها نهايت استفاده را مى برند. همچنين بايد اضافه كرد كه سند همكارى ميان حزب «ويكتور يوشچنكو» معروف به «اوكراين ما» و اپوزيسيون جمهورى آذربايجان در ماه دسامبر سال ۲۰۰۳ ميلادى، يعنى يك سال قبل از وقوع انقلاب نارنجى در اوكراين بسته شده بود. تمام اين ها نشان دهنده عزم راسخ اپوزيسيون جمهورى آذربايجان براى براندازى دولت على اف است.
به گفته عيسى قنبر، اولويت اول اپوزيسيون، برگزارى انتخابات آزاد است، ولى همچنان كه رهبر حزب كهنه كار مساوات مى گويد: با شناختى كه از سيستم قضايى دولت على اف دارم، آنها به راحتى تن به برگزارى انتخابات آزاد نخواهند داد. در صورت بروز تخلفات در انتخابات ماه نوامبر همه حاضر به شركت در اعتراضات مردمى خواهند بود. عيسى قنبر ترجيح مى دهد بيشتر از اين وارد جزئيات نشود.
بنا به ادعاى عيسى قنبر، اولين انقلاب مخملين بايد در جمهورى آذربايجان اتفاق مى افتاد. در ۱۶ اكتبر سال ۲۰۰۳ ميلادى، مردم زيادى در خيابان هاى باكو دست به تظاهرات گسترده زدند. آنها معتقد بودند كه قنبر پيروز انتخابات رياست جمهورى بوده است (برطبق آمار رسمى، عيسى قنبر فقط ۱۷ درصد آرا را به خود اختصاص داده بود). دولت به شدت در مقابل معترضان ايستاد و عده بسيارى از اعضاى اپوزيسيون به مدت ۱‎/۵ سال در زندان به سر بردند كه فقط به لطف فشارهاى محافل اروپايى آزاد شدند.
چنان كه قنبر متذكر مى شود، كارى كه آنها مى خواستند در زمستان ۲۰۰۳ انجام دهند، مانند كارى بود كه در گرجستان و اوكراين به وقوع پيوست، ولى در آن زمان، افكار عمومى جهان آماده پذيرش آن نبود. اين بار، آنها با خوشبينى بيشتر مشغول به كار شده اند. به گفته او، جمهورى آذربايجان نمى تواند از دموكراسى بگريزد. آنها دو عامل بسيار مهم را مورد توجه قرار خواهند دادكه اول، خواست مردم براى ايجاد تغييرات اساسى در كشور و دوم، حمايت مجامع بين المللى از روند دموكراسى در جمهورى آذربايجان، به اعتقاد عيسى قنبر، بخش بزرگى از شهروندان كشورش از اپوزيسيون حمايت خواهند كرد.
تمام احزاب سياسى در جمهورى آذربايجان به اهميت ايجاد روابط مسالمت آميز با روسيه واقف هستند. به گفته رهبر حزب مساوات، آنها آماده حفظ و تحكيم روابط خود با طيف هاى قدرتمند و جدى سياسى در روسيه هستند.
خواسته هاى مساواتى ها از روسيه بسيار پراگماتيك است. آنها خواهان عدم دخالت روسيه در مسائل داخلى جمهورى آذربايجان هستند. به گفته قنبر، علت اصلى وضعيت اسفناك اقتصاد كشور، حكومت على اف است كه تنها به خود و اطرافيانش فكر مى كند و همچنين على اف از طرف مسكو نيز حمايت مى شود و اين موضوع در زمان انتخابات رياست جمهورى سال ۲۰۰۳ به خوبى مشهود بود. مسكو از يك حكومت خودكامه حمايت مى كند، چون مى تواند آن را به راحتى ساكت و در هنگام مقابله با غرب از آن استفاده كند. ولى بايد گفت كه رشد دموكراسى در روسيه هم به نفع آنها و هم به نفع تمام جمهورى هاى تازه استقلال يافته از اتحاد شوروى سابق خواهد بود.
پس از رويدادهاى اكتبر سال ،۲۰۰۳ عيسى قنبر برخلاف بسيارى از اعضاى حزب مساوات كه در زندان بودند، دستگير نشد و آزادانه به زندگى خود ادامه داد. اين امر باعث تضعيف جايگاه و محبوبيت او به عنوان يكى از رهبران اپوزيسيون شد. ولى در مقابل، قنبر خود معتقد است كه در حال حاضر، محبوبيت حزب مساوات كمتر از سال ۲۰۰۳ نيست. هيچ كدام از رهبران اپوزيسيون شك ندارند كه در صورت برگزارى انتخابات آزاد و رقابتى، بيشتر از ۵۰ درصد آرا و كرسى هاى مجلس را به دست خواهند آورد.
«على كريم لى» ديگر رهبر حزب جبهه خلق جمهورى آذربايجان كه يكى از نزديكان «ابوالفضل ايلچى بيگ» رئيس جمهور ملى گراى سابق جمهورى آذربايجان بوده نيز معتقد است كه اگر در ماه نوامبر، انتخابات آزاد برگزار شود، اپوزيسيون خواهد توانست قريب به ۷۰ الى ۸۰ درصد آرا را به دست آورد، ولى رهبران حكومت براى پيروز شدن و ماندن در كرسى رياست به احتمال زياد دست به تقلبات گسترده خواهند زد. به گفته كريم لى، در صورت بروز تقلب در انتخابات، آنها مردم را براى دفاع از آزادى و قانون اساسى به خيابان ها خواهند آورد.
رهبر حزب جبهه خلق در اشاره به علل شكست اپوزيسيون در سال ۲۰۰۳ خاطرنشان كرد كه جمهورى آذربايجان در سال ۲۰۰۳ تجربه و الگوى دموكراسى گرجستان و اوكراين را نداشت، ولى امروز تجربيات زيادى را كسب كرده است و با پيشه كردن راهكارهاى دموكراسى، حكام را از اعمال زور بر مردم خود منع كرده است و ديگر اجازه تكرار شكست ۱۶ اكتبر ۲۰۰۳ را نخواهد داد.
اپوزيسيون در نظر دارد در صورت پيروزى در انتخابات، كشور را متحول كند و مى خواهد اين كار را از اقتصاد كشور آغاز كند. برنامه هايى براى مبارزه گسترده با رشوه خوارى و انحصارطلبى تدوين شده است.همچنين برنامه خاصى براى مبارزه با فقر به وجود آمده كه براى اجراى آن، اپوزيسيون خواهان كنترل مجلس بر شركت هاى نفتى خواهد بود. در حال حاضر، نزديك به ۴۴ درصد يا ۳‎/۶ ميليون نفر در جمهورى آذربايجان زير خط فقر زندگى مى كنند.
در مبارزات سياسى در جمهورى آذربايجان، نارنجى هاى باكو نيز به همراه ديگر احزاب مخالف، شروع به ترويج افكار و ايده هاى تقسيم قدرت، اصلاح ساختار قضايى، ايجاد شرايط براى ورود به پيمان ناتو و همچنين ايجاد روابط دوستانه با روسيه در بين مردم كرده اند. به گفته رهبر حزب جبهه خلق، بسيارى در مسكو فكر مى كنند كه اگر در جمهورى آذربايجان، نيروهايى كه در حال حاضر در جبهه اپوزيسيون قرار دارند، قدرت را به دست بگيرند، با روسيه رفتار خوبى نخواهند داشت، ولى بايد به آنان گفت كه دولت دموكرات جديد روابط خوبى با روسيه برقرار خواهد كرد.
كريم لى در ادامه مى گويد كه در جامعه جمهورى آذربايجان هيچگونه افكار ضد روسى وجود ندارد. از همين رو واجب است كه دولتمردان روسيه در مسائل خارج نزديك خود از جمله جمهورى آذربايجان دخالت نكند، با همسايگان بايد دوست بود، بدون در نظر داشتن اين كه چه كسى حكومت را در دست دارد. دموكراسى در روسيه پيشرفته تر از جمهورى آذربايجان است، پس خوب است كه روسيه به مانند يك كشور دموكراتيك با ما برخورد كند. ولى در اينجا بايد متذكر شد كه رهبران گرجستان و اوكراين نيز قبل از روى كار آمدن، سخنانى مشابه اين را تكرار مى كردند، ولى بعد از روى كار آمدن، سياستى مخالف سخنان خود اعمال كردند و به تضعيف روسيه و تحكيم جايگاه آمريكا در منطقه خود كه مى توان به سياست هاى ضد روسى گرجستان در مورد خروج نيروهاى روسيه از گرجستان و سياست هاى اوكراين در مورد صادرات گاز اشاره كرد. در رابطه با انتخابات ماه نوامبر، اپوزيسيون خواهان برگزارى انتخاباتى آزاد و عادلانه است؛ انتخاباتى كه امكان شركت و رقابت را به تمام نامزدها بدهد و در يك كلام، نمايندگان مجلس توسط مردم انتخاب شوند، نه توسط عوامل حكومتى. على كريم لى اطمينان دارد كه عوامل حكومتى از حالا براى اعمال تقلبات گسترده آماده مى شوند. اين در حالى است كه دولت جمهورى آذربايجان طى ماه هاى اخير از پذيرش طرح پيشنهادى از سوى كميسيون و نيز وابسته به شوراى اروپا كه خواهان تغييرات گسترده در نحوه انتخاب و تشكيل شوراهاى انتخاباتى بود، سرباز زد.
مخالفان دولت على اف در مورد مسأله دريافت كمك هاى مالى از كشورهاى ديگر متفق القول سخن مى گويند. آنها دريافت هرگونه كمك مالى از كشورهاى ديگر را تكذيب و اعلام مى كنند كه بر طبق قانون اساسى جمهورى آذربايجان، دريافت كمك هاى خارجى ممنوع است. به گفته كريم لى، اكثر دولت ها و حتى ديكتاتورهاى ساقط شده پول فراوانى دارند كه مى توانند به ما كمك كنند، ولى آيا با پول مى شود انقلاب كرد؟ دموكراسى حاكميت مردم است و نمى توان آن را تحت فشار قرار داد و اگر كسانى هم چنين كرده اند، در نهايت، مغلوب شده اند.
«ايان موسى يوا» فعال ارشد جنبش دانشجويى «دالگى» كه در اوايل ماه مه ۲۰۰۵ تشكيل شده است نيز در اين ارتباط مى گويد: «دريافت كمك هاى مالى خارجى ممنوع است و ما نيز هيچگونه كمكى دريافت نمى كنيم». وظيفه جنبش دانشجويى فوق در صحنه سياسى آذربايجان، متحد كردن بخشى از فعالان دانشجويى فعال در دانشگاه هاى باكو است. اهداف اعلام شده از سوى دانشجويان تشكيل جامعه مبتنى بر اصل دموكراسى و ايجاد شهروندى آزاد و پاسخگو است. به گفته موسى يوا، «جوانان و به ويژه دانشجويان جمهورى آذربايجان مى خواهند در جامعه اى زندگى كنند كه مدافع حقوق بشر باشد. آنها نمى خواهند اين امر مهم، يعنى ايجاد جامعه آزاد و دموكراتيك را به نسل آينده واگذار كنند، بلكه مى خواهند با ايجاد انقلابى خود آگاهانه به اهداف و آرمان هاى خود برسند و براى ايجاد اين جامعه است كه روز و شب پيوسته به فعاليت روشنگرايانه خود ادامه مى دهند».
اولين اقدام دانشجويان، پخش اعلاميه هايى بود كه در آن، بر اصل حقوق بشر تأكيد فراوان شده و مردم را براى دفاع از آزادى و حقوق بشر تشويق به پيوستن به جنبش مردمى كرده است. در همين هنگام بود كه شش نفر از دانشجويان وابسته به جنبش دالگى دستگير شدند كه به گفته موسى يوا، با كمك و ميانجيگرى سفارت ايالات متحده در باكو و دفتر سازمان امنيت و همكارى اروپا مستقر در جمهورى آذربايجان، آنها از زندان آزاد شدند، ولى كماكان به اخراج از دانشگاه تهديد مى شوند، كما اين كه چند نفرى از آنها نيز اخراج شده اند.
مجامع و سازمان هاى بين المللى فعاليت جنبش هاى دانشجويى را جدى مى گيرند و آنها را به جلسات گوناگون دعوت مى كنند. تمام آن دانشجويانى كه از طرف سفارت ايالات متحده و سازمان امنيت و همكارى اروپا مورد توجه قرار گرفته اند خود را عنصرى ارزشمند و مؤثر قلمداد مى كنند، چون در نهايت، كسانى پيدا شده اند كه ارزش و مقام جوان را به خوبى ارج نهاده و آنها را در امر مديريت كشورى به حساب آورده است. اين است معضل دولت هايى كه از پتانسيل جوان خود استفاده نمى كنند، چون جوانان به ويژه دانشجويان در اكثر كشورهاى منطقه فقط با شعار جوانگرايى مواجه مى شوند و در عمل، كسى نقشى براى آنان قائل نيست و ايالات متحده اين امر را به خوبى دريافته است و با ارج نهادن به دانشجويان و جوانان از پتانسيل آنها در ساقط نمودن حكومت ها استفاده مى كند.
دولت هاى غربى براى پيش بردن سياست هاى خود در منطقه قفقاز و آسياى مركزى در ظاهر يك كشور مدافع دموكراسى به ميدان مى آيند و در توجيه دخالت هاى مكرر خود در امور داخلى اين كشورها اعلام مى كنند كه تروريسم در كشورهاى ديكتاتورى به وجود مى آيد پس براى مبارزه با تروريسم دولت ها بايد دموكراتيك شوند. در اين ميان، روسيه در جذب جوانان جمهورى آذربايجان ضعيف عمل كرده است. طبق گفته هاى موسى يوا، «جنبش جوانان دالگى» جنبشى است بى طرف و نه اپوزيسيون و حتى اگر سفارت روسيه در باكو نيز آنها را دعوت مى كرد، مطمئناً پاسخ ما مثبت بود، ولى عدم دعوت آنها جاى تعجب ندارد، چون شش ماه است كه روسيه عملاً در باكو سفير ندارد.
در زمانى كه روسيه در انجام سياست هاى خود در كشورهاى همجوار ضعيف عمل مى كند سفيران ايالات متحده فعاليت چشمگيرى را آغاز كرده اند. «رنو هارنيش» سفير آمريكا در باكو از چند ماه گذشته سفرهاى استانى خود را آغاز و با اكثر رهبران و فعالان اپوزيسيون ملاقات كرده است. فعاليت او آنچنان است كه اكثر تحليلگران، هارنيش را مسؤول برگزارى انتخابات آينده مى دانند و نه دولت الهام على اف را.
در اين حال، از شواهد چنين به نظر مى رسد كه ما شاهد انقلاب مخملين ديگرى در منطقه خواهيم بود. رهبران اپوزيسيون خود را آماده مبارزه با هرگونه تخلف انتخاباتى مى دانند و بر آن پافشارى مى كنند ولى هنگام صحبت درباره استراتژى و برنامه هاى خود بسيار سطحى صحبت مى كنند. از سخنان آنها چنين به نظر مى رسد كه برخلاف تمام اظهارات رهبران اپوزيسيون مبنى بر عدم دريافت كمك هاى خارجى، آنها وابستگى خاصى به غرب و ايالات متحده داشته و اميد پيروزى خود را به كمك هاى بى دريغ آمريكا گذاشته اند، چيزى كه تمام انقلابيون مخملين انجام داده و مى دهند، چون صندلى رياست جمهورى هديه اى است كه از طرف ايالات متحده به رهبران غرب گراى جمهورى هاى تازه استقلال يافته داده مى شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |