پنجشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۴ -
Thu, Aug 4, 2005
ايران اقتصادى
۳۲۱۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
نگاهى به احياى ساختمانهاى قديمى
گفت وگو با مدير عامل ايران خودرو
قسمت دوم و پايانى
نگاهى به احياى ساختمانهاى قديمى
يادگار ۱۰۰ ساله شركت سهامى فرش چگونه احيا شد
222498.jpg
هويت تاريخ هر كشورى را بايد در فرهنگ و هنر آن كشور جست. فرهنگ و هنرى كه نمادهاى آن آثار ادبى، هنرى و ساخت و سازها است. كشورى كه فاقد اين نمادها باشد، «بى هويت» و در گستره تاريخ جهان، محو است و فقط نامى از آن مى ماند.
ركن اصلى هويت كشور را اين آثار تاريخى مى سازد، آثارى كه سرگذشت نسل ها و قرنها پشت سر آن است. همين نمادها هستند كه پس از گذشت حوادث بزرگى چون جنگ و مقاطع حساسى چون تغيير حكومت ها مى مانند تا تاريخ يك سرزمين را بيان كنند. از اين روست كه تخت جمشيد از آتش و تمام بحران ها و دشوارى ها مى گذرد و به عنوان گواه پيشينه پرعظمت يك ملت، باقى مى ماند.
با چنين نگاهى است كه حفاظت و بازسازى بناهاى قديمى، ارزشى به وسعت فرهنگ يك سرزمين پيدا مى كند و در قامت حركتى ملى ظاهر مى شود.
همچنان كه تخريب اين ابنيه نيز در حكم نابودى تدريجى دارايى هاى آن سرزمين به شمار مى رود.
متأسفانه چنين بناهايى كه ساليان سال در كشاكش دشوارى هاى تاريخى پايدار ماندند، طى دوران  اخير روبه تخريب گذاشته اند. اين اتفاق به دلايل مختلف از جمله بى اعتنايى به نگهدارى و مرمت ابنيه سنتى و عدم درك اهميت اين اقدام روى داده است.
به گونه اى كه در حال حاضر بسيارى از بناهاى قديمى، روبه زوال رفته و معدود بناهاى باقيمانده هم مربوط به معمارى يك قرن اخير است كه در صورت تداوم روند موجود، از آنها نيز چيزى نخواهد ماند. درست برخلاف ابنيه قديمى كشورهاى اروپايى نظير وين پايتخت اتريش.
در وين، يكى ازمراكز مهم جذب توريست، ساختمانهايى است كه از قرن هاى گذشته باقى مانده است چنانكه كليساى «سنت چارلز برومئو» شهر وين با قدمتى بيش از ۱۹۰ سال يكى از نقاط مهم جذب جهانگردان خارجى كشور اتريش شده است.
براى جذب جهانگرد، شهر وين را به شيوه اى جالب طراحى كرده اند. شهر كاملاً شكل حلزونى دارد. در مركز اين حلزون، شهر قديم وين با خيابانهاى سنگفرش شده و ساختمانهايى كه مربوط به ۲۰۰ سال پيش است، وجود دارند و به تدريج كه از اين مركز خارج مى شويد، به دوران جديد معمارى وارد مى شويد. شهردارى وين و به طور كلى دولت اتريش براى نگهدارى از اين بناهاى قديمى مقررات جدى اى وضع كرده اند. هيچ فردى، حتى سفارتخانه هاى خارجى كه در ابنيه قديمى زندگى مى كنند، حق تغيير بافت ساختمان را ندارند، اين براى آنها نه فقط يك قانون بلكه يك تابواست.
چنين رويه اى در ساير پايتخت هاى مهم اروپا نظير لندن و پاريس هم جارى است. در اين شهرها نيز احترام به بافت قديمى يك اصل لازم الاجرا است و تا آنجا كه تغيير نماى قديمى و تاريخى ساختمانهاى اين شهرها امكانپذير نيست.
اما با نگاهى گذرا به تهران، شهرى كه از عهد قاجار پايتخت ايران قرارداده شد، مى توان برخى از اين بناها را يافت كه هر چند خاك فراموشى گرفته اند اما هنوز از انبوه ساختمانهاى اطراف متمايزند: مدرسه دارالفنون، شمس العماره، ساختمان سردار اسعد و ساختمان شركت سهامى فرش از اين دست بناها محسوب مى شوند كه يادگار معمارى ايران آن زمان هستند.
علاوه بر اين، ساختمانهاى ديگرى مثل ساختمان كاخ دادگسترى و بانك ملى نيز وجود دارند كه در زمان رضاشاه احداث شدند اما علاوه بر فرم تحسين برانگيز معمارى و زيبايى ظاهرى، هنوز هم از استحكام و كارايى قابل قبولى برخوردارند، به طورى كه گذر زمان هم بر استفاده از آنها تأثيرى نگذاشته است.
بنابراين حفظ و نگهدارى بناهاى قديمى از يك سو و احياى آن از سوى ديگر وظيفه حافظان فرهنگ تاريخى كشور است.
در اين ميان، به تازگى بازسازى ساختمان شركت سهامى فرش ايران با قدمتى بيش از ۹۰ سال به پايان رسيده است. اقدامى موفق و ارزنده اى است كه مى تواند الگوى حفظ و بازسازى ساير اماكن قديمى باشد. اين ساختمان حدود ۸۱ سال پيش به عنوان تجارتخانه ارباب جمشيد كه يكى از ملاكين بزرگ بود در خيابان فردوسى تهران مورد بهره بردارى قرار گرفت.
اين ساختمان را كه با الهام از معمارى تخت جمشيد و نيز دوره ساسانيان طراحى شده پيش از پيروزى انقلاب از طرف ارباب جمشيد به عنوان نمايشگاه دائمى و فروشگاه توليدات شركت سهامى فرش كه در ۸۱سال پيش تأسيس شد مورد استفاده قرارگرفت اما طى اين مدت بدون آنكه برنامه اى براى نگهدارى و مرمت ساختمان قديمى وجود داشته باشد، اين مكان با بازده اى بسيار كمتر از كارآيى مفيد آن به كار گرفته شد اما رفته رفته مراحل تخريب ساختمان آغاز گشت به گونه اى كه طبقه فوقانى آن كه محل سكنى بازرگانان ارباب جمشيد بود، بدون كمترين كاربردى، به دليل عدم رسيدگى بلااستفاده ماند. درحالى كه در طبقه اول نيز ستونهاى عظيم وطراحى حيرت انگيز نقوش زير انبوهى از گچ و رنگ پنهان شده و بخشى از مهمترين يادگار معمارى گذشته در حال زوال بود كه با تغيير مديريت شركت، سياست حفظ وبازسازى آن در دستور كار قرار گرفت و پروژه بازسازى به گروهى مركب از مهندسين زبده عمران و معمارى واگذار گشت.
مهندس عليرضا عزيزى، مدير اين طرح در اين باره مى گويد: «پس از اينكه پروژه بازسازى به ما محول شد، با ساختمانى نيمه مخروبه مواجه گشتيم كه طبقه فوقانى آن متروكه شده بود.»
او مى افزايد: ايده اوليه براى توسعه اين مكان، آن بود كه پس از مرمت و حفظ ساختمان اوليه، سازه اى به عنوان برج بين المللى فرش بنا كنيم.»
مشابه اين كار، در بازسازى مجلس سابق برلين (ورايشتاگ) صورت گرفته به گونه اى كه ساختمان مجلس سابق، با صورت اوليه حفظ شده اما با سازه فوق مدرن شيشه اى، بناى جديدى نيز احداث گشته است.
در توسعه موزه لوور پاريس نيز چنين سخت گيريهايى مبنى بر حفظ بافت سنتى اعمال شده است.
عزيزى مى گويد: «با طرح احداث برج بين المللى فرش، كار را شروع كرديم كه در صورت راه اندازى آن، قرار بود، اين مكان به نمايشگاه دائمى صنايع دستباف تبديل شود.»
موقعيت مكانى اين ساختمان كه در يكى از نقاط مركزى و تجارى شهر و در نزديكى چندين سفارت خارجى قراردارد و محل تردد گردشگران و اتباع خارجى محسوب مى شود، ظرفيت اجراى اين طرح را افزايش داده بود و قرار بود برج بين المللى فرش به يكى ازمهمترين مكانهاى جلب سرمايه گردشگران خارجى و ايرانيان مقيم خارج تبديل شود. علاوه بر آنكه به عنوان اولين بار، فروشگاهى دائمى و در وسعت زياد براى عرضه و مبادله فرش ميان تجار و مشتريان داخلى نيز ايجاد مى شد اما اين بار نيز مشكلات مالى مانع بزرگى به شمار مى رفت.
مهندس عزيزى، مجرى پروژه، اهميت بازسازى اين مكان را از آنجا كه كارفرما به شدت با مضيقه مالى مواجه بود، دو چندان مى داند و مى گويد: «در ابتدا تصور مى كرديم اين بنا مانند دادگسترى يا برخى بانكها، از سازه بسيار قوى برخوردار باشد اما پس از آغاز كار دريافتيم بنا، خشتى گلى است و عدم استحكام آن، پيشرفت پروژه را بيش از پيش دشوار كرد.»
مهندس عبدالرضا محسنى سرآرشيتكت پروژه در اين خصوص مى گويد: «پس از شروع، فهميديم وسعت تخريب اين ساختمان قديمى بيش از آنچه بود كه مى پنداشتيم. دشوارى اين موضوع وقتى نمايان مى شود كه بدانيم مهمترين نكته در اين پروژه، احترام و حفظ بافت قديمى منطقه بود.»
او اضافه مى كند: «براساس تحقيقاتى كه انجام شد، احتمال مى دهيم اين ساختمان نيز با الهام و متأثر از شيوه كار يك معمار قزاق معروف در آن دوران ساخته شده باشد.»
شيوه كار آن معمار را مى توان در ساختمانهايى چون ساختمان «سينگز» در مركز شهر و يا «مسجد هدايت» مشاهده كرد. مهندس عزيزى، مقطع زمانى پيش از بازسازى را به خاطر مى آورد و مى گويد: «اين مكان طى بيست سال گذشته بدون هيچگونه تعمير و بازسازى رها شده و بلااستفاده مانده بود و تجمع لاشه حيوانات مختلف نيز علاوه بر آلودگى محيط زيست و به مخاطره افكندن سلامت كارمندان، مضاف بر منظره اى بسيار ناپسند بود كه به دليل تخريب سقف ها و ديواره ها به بار آمده بود.»
وى ادامه مى دهد: «حال در چنين محيطى بايد به طور دقيق، فورى و مطمئن، سه مرحله مهارسازى، تخريب و ترميم و احداثات جديد برنامه ريزى واجرا مى شد.»
او اضافه مى كند: «از اين رو با به كارگيرى گروههاى تخريب، ترميم، مهندسى معمارى، سازه، برق و تأسيسات، تمامى اين مراحل به سرعت پيگيرى شد آن هم در حالى كه با كوچكترين لرزه اى خطر تخريب كامل بنا و فروريختن قطعى آوار، كل ساختمان و پرسنل را تهديد مى كرد.»
مهندس محسنى سرآرشيتكت طرح هم مى گويد: «بازسازى اين مكان مشابه و تفكر و شيوه كار حفظ و اكتشاف ميراث فرهنگى صورت گرفت و با احترام ويژه به بافت قديمى ساختمان، پروژه را پيش برديم.»
در همين حال عزيزى مدير پروژه اضافه مى كند: «در جريان رويه بردارى متوجه شديم بين ديوارهاى بزرگ تيرهاى چوبى كار گذاشته و خشت ها به صورت مورب قرار گرفته اند تا در برابر فشار و لرزه هاى احتمالى، توزيع بار صورت گيرد. در عين حال گذشت زمان و بناى خشتى اى كه با تيرهاى چوبى نگهداشته شده بود، برداشتن ديوارها را به شدت مشكل مى ساخت.»
او مى افزايد: «با برداشتن پوشش هاى چوبين و اندودهاى گچى از سطوح و سقف و ظاهر شدن خرپاهاى چوبى زير شيروانيها و نمايان شدن موريانه خوردگى تيرهاى اصلى و فرعى، خطر ريزش سقف و ديوارهاى خشتى گلى روزبه روز افزايش مى يافت. امكان ايجاد ستون از پايين هم وجود نداشت چون همزمان در طبقه اول اين ساختمان، كار فروشگاه ادامه داشت و نمى شد آن را تعطيل كرد.»
محسنى نيز در همين ارتباط اضافه مى كند: «در طبقه اول، ستون هايى وجود داشت كه فهميديم با چندين بار رنگ زدن و گچ كارى، بدنه و طرح اصلى آن پنهان شده است.»
وى مى افزايد: «با تداوم عمليات اجرايى ترميم، ستونهاى سنگى بسيار چشمگير و زيبايى از لابلاى گچ كارى هاى قديمى نمايان شد.»
مهندس عزيزى نيز به اين نكته اشاره مى كند كه در جريان بازسازى، بخش هاى جديدى در اين مجموعه كشف شد از جمله آنكه معلوم شد كانالى از زير ساختمان قديمى به سمت خيابان نوفل لوشاتو و سفارت روسيه كشيده شده است كه حوالى آن منطقه بارانداز ارباب جمشيد، مالك اصلى ساختمان در ۸۰سال پيش قرار داشته است. به گفته وى طى مدت اجراى پروژه، آب انبار و زيرزمين پوشيده از زباله هاى ساختمانى كه ساليان دراز هيچ كس از وجود آنها خبر نداشت، هم يافت شد و بالاخره پروژه بازسازى ساختمان شركت سهامى فرش با اين شگفتى ها و دشوارى ها به اجرا درآمد، ساختمان طبقه دوم اين فروشگاه كه سالها متروكه بود، بازسازى شد، ساختمانى كه الآن محل عرضه ارزنده ترين فرش ها است. فروش و رونق اين نمايشگاه افزايش يافته است و مهندس محسنى اينها را متأثر از فضاى جديد نمايشگاه مى داند.
او مى گويد: «جاذبه هر سرزمينى فرهنگ آن است كه در اشياى بى جان و معمارى آن كشور متجلى مى شود. اينها نه تنها وسيله پيوند نسل ها و برقرارى ارتباط با جهان خارج و به رخ كشيدن غناى فرهنگى است بلكه به طرز غيرقابل انكارى در جذب سرمايه مردم داخل و درآمدزايى از طريق گردشگران خارجى مؤثر خواهد بود.»
به اعتقاد وى هرگونه تلاش براى جلب توجه مديران و اشخاص حقيقى جهت بازسازى ابنيه تاريخى و حراست از معمارى اصيل ايرانى اقدامى ملى و در راستاى پاسدارى از هويت تاريخى ايران به شمار مى رود.
گفت وگو با مدير عامل ايران خودرو
نگاه به بازار داخل را بزرگترين ايراد خودروسازى مى دانم
قسمت دوم و پايانى
222474.jpg
گفت وگو از منصور بيطرف
اشاره :
روز گذشته قسمت اول مصاحبه «ايران» با منوچهر منطقى مدير عامل شركت ايران خودرو از نظر خوانندگان محترم گذشت. قسمت دوم و پايانى اين مصاحبه را در ادامه مى خوانيد:
فكر مى كنيد رضايت مشترى جلب شده است؟
نه رضايت مشترى خيلى دراين زمينه جلب نشده است چند علت هم دارد يكى اينكه ما در بخشهاى مختلف، در توليد، در زنجيره سازندگان، روى خدمات فروش و خدمات پس از فروش به صورت يكسان كار نكرديم، خدمات و خدمات پس از فروش نسبت به توليد عقب تر هستند. گرچه دراين بخش ها با سرعت سعى كرديم فاصله را كم كنيم، ولى به رضايت مشترى نرسيديم اين راقبول داريم. دو بحث وجود دارد يكى اينكه خدمات پس از فروش ما بهتر شده ولى بايد قبول كنيم به آن سطح رضايت مشترى نرسيديم و نكته دوم آنكه فرهنگ خدمات در كشور ما خيلى قوى نيست البته در مقايسه با تمام خدمات در كشور، نمى گويم خدمات ما از همه بهتر است ولى به طور نسبى خوب است ما در سرمايه گذارى اى كه كرديم سعى براين است كه كسى را انتخاب كنيم كه با مشترى خوب و منصفانه برخورد كند و اگر ليست فروش به او مى دهند، قيمت منصفانه باشد و اجحاف نشود در برخى تعميرگاهها، ما نماينده خود را گذاشتيم و يا اينكه دو نوع آموزش را شروع كرديم يكى آموزش فنى و بعد اينكه با مشترى خوب برخورد شود البته به تازگى اين كار را شروع كرديم ولى قصد داريم آموزش را ادامه بدهيم . يعنى براى هر كارى كه لازم است انجام بدهيم برنامه ريزى كرديم همچنين يك شبكه نظارتى خيلى قوى روى شبكه گذاشتيم يعنى هر قطعه اى عوض مى شود ما آخرين روز مى دانيم كه كى عوض شد، يعنى براى قطعات رديابى گذاشتيم و دامنه نظارت را قوى و قوى تر مى كنيم .به هرحال به صورت كلى مى توانم بگويم تلاش همه جانبه اى كرديم منتها به علت فاصله اى كه بين نياز مشترى و خدمات پس از فروش بوده، اگرچه پيشرفتى حاصل شده ولى به رضايت نسبى نرسيديم البته به عنوان فرايند كارى همواره دنبال اين هستيم كه زمانى به رضايت نسبى برسيم اين نكته را هم بايد بگويم اينقدر كه روى خدمات پس از فروش ما تبليغ منفى مى شود در هيچ كشور ديگر اينطور نيست.
حتماً موردى هست كه تبليغ منفى مى شود؟
يكى از عوامل منفى نگرى جامعه ما است.
ما در خدمات پس از فروش دو سال متوالى اول شديم البته همه در سطح متوسط هستند و اين هنرى نيست كه در بين آنها اول شد مثلاً در هند شبكه خدمات پس از فروش از ما قوى تر نيست ولى اينقدر كه توجه به نقايص خدمات پس از فروش مى كنند بايد ساير مسائل را هم ديد ، در كنار هر نقصى نفعى هم هست اكثراً بار منفى بيشتر از مثبت است كه اين يكى از شاخص هاى فرهنگى ماست. به هرصورت ما دراين جامعه هستيم و بايد مردم را قانع كنيم قبول داريم كه نسبت به خواسته مشترى عقب هستيم ولى تلاش مى كنيم .
شما نه به عنوان يكى از مديران خودروسازى كشور بلكه به عنوان يك كارشناس بزرگترين ايراد صنعت خودرو ايران را در چه مى دانيد؟
سابقه خودروسازى ما ۳۸ سال است. در اين ۳۸ سال كه ۳۰ سال صرفاً پيكان توليد شده پس ما مى توانيم بگوييم ۳۰ سال كار خودروسازى معادل ۲ سال كار مفيد بوده در ۱۰ سال بعدى به طور نسبى خوب كار كرديم يعنى در واقع آن سيرى كه به خودروساز شدن منجر مى شود را خوب طى كرديم يعنى اول خودكفايى داخل كرديم كه پيكان ساخته و پرداخته شده بود، مركز طراحى درست كرديم تا اگر خودرويى را طراحى كرديم آن را بتوانيم توليد كنيم، طراحى تجهيزات كرديم و نهايتاً تكنولوژى مدرن را به كار گرفتيم براى اينكه كيفيت توليد را بالا ببريم پس در اين ۱۰ سال مسير خودروسازى را خوب جلو آمديم يعنى در واقع همان استراتژى صنعتى شدن خودرو را خوب جلو رفتيم بنابراين من يكى از نقايص عمده در مورد خودرو را دراين مى دانم كه استراتژى منسجمى كه ما را از نقطه تسلط بر ساخت خودرو تا تسلط بر طراحى مدلهاى روز ببرد، نداشتيم اما اگر مسيرهايى كه طى كرديم را كنار هم بگذاريم، استراتژى منسجم را مى سازد البته مى توانستيم اين كار را بهره ورتر انجام دهيم مى توان گفت ما تقريباً همين مسير را معادل زمانى كه خودروسازان خارجى طى كرده اند، طى كرديم پس سرعت ما دراين مقطع مى توانيم بگوييم خوب بوده ولى در كل چهل سال استراتژى منسجمى نداشتيم. اما طى ۱۰ سال آخر استراتژى مناسب و خوبى انتخاب كرديم.
يعنى در ۱۰ سال آخر، شما هيچ ايرادى به اين صنعت نمى گيريد؟
نه، ايرادهاى جزئى كه خيلى زياد است.
ايرادى كه به عنوان يك مانع در پيشرفت صنعتى خودروسازى مطرح باشد، چطور؟
بزرگترين ايرادى كه در استراتژى ۱۰ساله مى بينم نگاه روبه داخل است كه يكى از بزرگترين مشكلاتى بود كه ما داشتيم. ما اگر از ابتدا نگاه به خارج داشتيم خيلى در ارتقاى كيفيت و رشد تنوع تأثير داشت شما اگر در اين ده سال بررسى كنيد كه كجا تنوع مدل پيش آمده و كجا كيفيت به طور نسبى بيشتر شده، مى بينيد درهمان جايى بوده كه قدم را از كشور فراتر گذاشته و وارد كشورهاى ديگر شديم؛ يعنى چون مى خواستيم رقابت كنيم شاخص ها را بهتر كرديم. بحث عمده كه البته مربوط به همه صنايع مى شود، نگاه رو به داخل است.
هنوز هم اين نگاه وجوددارد؟
درايران خودرو اين طور نيست تعريف بازار داخل، بخشى از بازارجهانى است يعنى اولين جايى كه بايد بتوانيد رقابت كنيد، بازار داخل است. يعنى اگر شرايط براى خودروسازى داخلى و خارجى يكسان بود، شما بتوانيد با آنها رقابت كنيد. اگر اين تعريف را قبول كنيم، پس ما هنوز نسبت به تعريف جهانى شدن عقب تر هستيم. ايران خودرو سعى مى كند خودش را در جرگه اى كه بتواند با بقيه رقابت كند قراردهد.
شما نگران نيستيد كه «ايده بازار داخلى را ناموس صنعت خودروسازى دانستن» حاكم شود؟ ارجاع مى دهم به ايرادى كه به قرارداد ال ۹۰ گرفتند و نگاهى كه بعضى از نمايندگان منتقد داشتند.
بازار هر كشور يك مجموعه ذى قيمت است و چيزى است كه براحتى از دست نمى دهند و بايد حفظش بكنند ولى آن بازار را نمى توان تا الى الابد بسته نگه داشت. مجموعه اى است كه زمانى بازمى شود كمااينكه در WTO بازار بسته وجودندارد.
با چه هزينه اى بازمى شود؟
بايد از بازارى كه ارزشمند است خوب استفاده كرد...
حداقل اگر ما تجارتمان در راستاى صنعتمان بود، مى گفتند هركس وارد اين بازار شود، ورودش آزاد است. حداقل بايد يك تكنولوژى سطح بالاتر به ما بدهد.
«بازار در برابر تكنولوژى» سياست اوليه اى است كه همه كشورها دارند به كار مى برند يا بازار درمقابل بازار كه چيز بالاترى است. ما هم در قراردادهايمان اين را گذاشتيم. ولى به آن عمل نكرديم. پس اين ديدگاه كه بازار داخلى بازار ذى قيمتى است و بازار داخلى مى تواند اهرمى براى رشد صنعتى باشد به صورت يك اصل پذيرفته نشده اى است و حالا ممكن است سؤال كنيد آيا از اين بازار داخل خوب استفاده كرديد يا خير كه مى گويم به طور نسبى خيلى خوب استفاده نكرديم. يكى از عللى هم كه خوب استفاده نكرديم اين بود: سياست هاى بخش هاى مختلف دولت مثل صنايع، بازرگانى و اقتصاد و... اگر از آنها تصويرى درست كنيم مى بينيم يك تصوير مقطع بوده، به هم پيوسته نبوده و مجزا از هم بوده است. پس مى توان گفت اين ديدگاه درست است بازار داخل بازار باارزشى است و بايد خوب از آن استفاده كرد. اين ديدگاه در دولت آينده هست. من اين حرف شما را تأييد مى كنم.
اگر به صورت انحصار بخواهد مطرح شود چطور؟
انحصار باتوجه به اينكه ما الحاق آنها را قبول كرديم، كلمه اى است كه نمى توان خيلى خوب از آن استفاده كرد چون چه بخواهيم و چه نخواهيم بازارما تا چندسال آينده بخشى از بازارجهانى مى شود. بنابراين قبل از پيوستن WTO ممكن بود انحصار واقعيت داشته باشد ولى از اين به بعد مى توانم بگويم كه ديگر واقعيت ندارد و بسيار كمرنگ مى شود.
به اين اشاره كرديدكه اين ديدگاه و نگاه به بازار داخل در دولت آينده قوى تر است. شما اين را يك مزيت مى دانيد؟
درهمه جاى دنيا اين مزيت است.
مزيت تا چه اندازه اى يعنى با چه هزينه اى؟
من دو تا مثال مى زنم. يك مثال وقتى اولين هوندا وارد آمريكا شد، كارگران خودروسازى آمريكا شيشه هاى ماشين ها را شكستند. يعنى كه شغل ما از دست مى رود. اگر مى خواهيد بايد كارخانه بياوريد. اين ديد دركشور رده اول صنعتى يعنى آمريكا وجوددارد كه بازار داخلى باارزش است يا اينكه بازاركره يا ژاپن را بررسى كنيد غيرممكن است در ژاپن، خودرويى غير ژاپنى پيداكنيد اينطور نيست كه مرزها بسته باشد. اما فرهنگ استفاده از محصولات ملى به گونه اى در آنجا منسجم است كه از محصولات خود استفاده مى كنند.
يا اينكه دركره با اينكه تعرفه واردات خودروى خارجى كم است، اما درصد واردات خودرو خارجى در آنجا خيلى كم است حالا برگرديم به اينكه چطور و با چه بهايى اين بازار را حفظ كنيم. بهايى كه بايد حفظ كنيم آن است كه توليد با كيفيت بدهيم و اين فرهنگ را ايجاد كنيم كه اگر يك جنس ملى با كيفيت خوب ايجادشد، ما در درجه اول اين را مصرف كنيم تا جنس خارجى. اگر اين فرهنگ را ايجاد كنيم هم يك فعاليت مثبتى شروع كرديم و هم بازار خود را حفظ كرده ايم. اينطور بايد بازار را حفظ كرد نه با بهاى زياد و انحصارى. البته بعضى ها با انحصار اين كار را مى كنند كما اينكه آمريكا با وجود اينكه در WTO است براى فولاد خود در سال ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ يكسرى قوانين تعرفه اى را گذاشت. پس از هر دو ابزار مى توان استفاده كرد. منتها تا حد امكان بايد از ابزار فضاى ملى و توليد كيفى و استفاده از محصول ملى استفاده كرد.
شما در بخشى از صحبت ها به اين اشاره كرديد كه در برخى قراردادهايى كه با شركت هاى خارجى بستيد و قرار بود در برابر بازار صادرات يا انتقال تكنولوژى هم انجام شود عملاً صورت نگرفت. چرا؟
سالهاى قبلى ضعيف تر بود اما در سالهاى اخير به شدت انجام مى دهيم.
در آن سالها چرا انجام نشد؟
به چند علت. يكى كشش بازار داخلى بود، دوم كيفيت قطعات و سوم كارشكنى طرف خارجى بود. طرف خارجى تا جايى كه بتواند دنبال سود خودش است.
شما آنها را جريمه نكر ديد؟
شايد خيلى دنبالش نبوديم وقتى در يك بازار كشش داخلى باشد خب به آن مى پردازند اما از حدود دو سه سال پيش ما فشار آورديم.
اين عمل مورد رضايت هست؟
مورد عنايت كامل كه قطعاً نيست ولى نسبت به قبل خيلى بيشتر رضايت داريم قراردادى كه الآن مى نويسم، قطعاً قرارداد صادراتى مشخص كه تعهد طرفين آن مشخص باشد، است. درحالى كه قبلاً مى گفتيم اين تعداد خودرو وارد مى كنيم. به ازاى اين ميزان واردات، اين تعداد قطعات خارج مى كنيم و ... اما وضعيت فعلى نسبت به وضعيت قبلى خيلى بهتر و روشن تر است. منتها چون در ابتداى راه هستيم به بهره ورى كامل نرسيديم ولى بايد به آن نقطه برسيم كه بحث جهانى شدن را كه مطرح مى كنيم به منصه ظهور برسد.
اين طور مطرح شده كه در بازار خودروى داخلى بين پژو و نيسان رقابتى است كه كدام سهم بيشترى داشته باشند. شما چقدر اين موضوع را تأييد مى كنيد؟ چون مطرح مى كنند كه پژو يك بازار يك ميلياردى دارد كه با ورود ال ۹۰ اين بازار، عملاً از دستش خارج مى شود. طبيعتاً هر شركت خارجى هم مى خواهد اين بازار را حفظ كند.
بازار ما كه صرفاً پژو و رنو نيست، هيوندا هم هست، فولكس هست، فيات قرار است بيايد، پروتون هست و ... الآن دركشور ما حدود ۲۱ تا ۲۸ براند مختلف هست كه دارد توليد مى شود. پژو و رنو در واقع به قويترين توليدكنندگان وصل شدند پس نقش آنها فعالتر است حالا اينكه اين دو شركت رقابت مى كنند هم طبيعى است كه هر شركت سعى مى كند سهم بيشترى از بازار داشته باشد اما نقش ما اين است كه از هر كدام از اين موقعيت ها حداكثر استفاده را ببريم. كما اينكه خيلى استفاده كرديم. شايد هيچ وقت حاضر نبودند كه با ما محصولات مشترك توليدكنند، اصلاً ما را در مراكز طراحى خودشان راه نمى دادند اما الآن وضع عوض شده است مثلاً براى اولين بار رنو قبول كرده كه ما وارد مركز تحقيقات آنها شويم و با آنها طراحى انجام بدهيم و بخشى كه طراحى مهندسى است در مركز تحقيقات ما انجام شود و نهايتاً خودرويى كه آماده است در شبكه جهانى رنو باشد يا مثلاً پژو آرين كه طرح مشترك است طراحى اوليه اى را كه ما انجام داديم پژو پسنديد، تيم طراحى خودش را كنار تيم طراحى ما گذاشت و طراحى مشترك انجام داديم و طى اين جريان دانش فنى ما خيلى افزايش يافت. بالاخره اينها تضادهايى است كه ما بايد خوب از آن استفاده كنيم مثلاً برنامه هيوندا اين است كه توليدش را به ۵۰۰ هزار برساند. پس ما نمى توانيم بگوييم صحنه گردان، تنها اينها هستند البته خودروسازهاى بزرگ هستند كه بايد از تضادهاى آنها استفاده كرد اينكه عليه هم كار مى كنند يا نه را من رد نمى كنم ولى طبيعى است كه آنها در رقابت زياد، دنبال سهم بيشترى از بازار باشند.
آقاى منطقى، آقاى احمدى نژاد در ليست اوليه خود نام شما را به مجلس به عنوان يكى ازنامزدهاى وزارت صنايع معرفى كرده است، نظرخودتان چيست؟
از حسن اعتماد ايشان تشكرمى كنم، من در هر سنگرى كه مسؤولان كشور تكليف كنند و صلاح بدانند خدمت خواهم كرد.
خدمت درايران خودرو يا وزارت صنايع يا هر سنگر ديگرى براى من تفاوتى ندارد، مهم خدمت به مردم و نظام است. اگر رئيس جمهور و مجلس محترم تكليف كردند اين كه درخدمت صنعت و معدن باشم افتخارمى كنم و نهايت تلاش خود را براى ارتقاى صنعت و معدن به كار خواهم بست. درغير اين صورت از خدمت در ايران خودرو خرسندم و مأموريت هاى خود در صنعت خودرو را دنبال خواهم كرد. مهم خدمت است محل خدمت فرقى نمى كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |