|
گفت وگو با مدير عامل ايران خودرو
نگاه به بازار داخل را بزرگترين ايراد خودروسازى مى دانم
قسمت دوم و پايانى
|
|
|
گفت وگو از منصور بيطرف اشاره : روز گذشته قسمت اول مصاحبه «ايران» با منوچهر منطقى مدير عامل شركت ايران خودرو از نظر خوانندگان محترم گذشت. قسمت دوم و پايانى اين مصاحبه را در ادامه مى خوانيد: فكر مى كنيد رضايت مشترى جلب شده است؟ نه رضايت مشترى خيلى دراين زمينه جلب نشده است چند علت هم دارد يكى اينكه ما در بخشهاى مختلف، در توليد، در زنجيره سازندگان، روى خدمات فروش و خدمات پس از فروش به صورت يكسان كار نكرديم، خدمات و خدمات پس از فروش نسبت به توليد عقب تر هستند. گرچه دراين بخش ها با سرعت سعى كرديم فاصله را كم كنيم، ولى به رضايت مشترى نرسيديم اين راقبول داريم. دو بحث وجود دارد يكى اينكه خدمات پس از فروش ما بهتر شده ولى بايد قبول كنيم به آن سطح رضايت مشترى نرسيديم و نكته دوم آنكه فرهنگ خدمات در كشور ما خيلى قوى نيست البته در مقايسه با تمام خدمات در كشور، نمى گويم خدمات ما از همه بهتر است ولى به طور نسبى خوب است ما در سرمايه گذارى اى كه كرديم سعى براين است كه كسى را انتخاب كنيم كه با مشترى خوب و منصفانه برخورد كند و اگر ليست فروش به او مى دهند، قيمت منصفانه باشد و اجحاف نشود در برخى تعميرگاهها، ما نماينده خود را گذاشتيم و يا اينكه دو نوع آموزش را شروع كرديم يكى آموزش فنى و بعد اينكه با مشترى خوب برخورد شود البته به تازگى اين كار را شروع كرديم ولى قصد داريم آموزش را ادامه بدهيم . يعنى براى هر كارى كه لازم است انجام بدهيم برنامه ريزى كرديم همچنين يك شبكه نظارتى خيلى قوى روى شبكه گذاشتيم يعنى هر قطعه اى عوض مى شود ما آخرين روز مى دانيم كه كى عوض شد، يعنى براى قطعات رديابى گذاشتيم و دامنه نظارت را قوى و قوى تر مى كنيم .به هرحال به صورت كلى مى توانم بگويم تلاش همه جانبه اى كرديم منتها به علت فاصله اى كه بين نياز مشترى و خدمات پس از فروش بوده، اگرچه پيشرفتى حاصل شده ولى به رضايت نسبى نرسيديم البته به عنوان فرايند كارى همواره دنبال اين هستيم كه زمانى به رضايت نسبى برسيم اين نكته را هم بايد بگويم اينقدر كه روى خدمات پس از فروش ما تبليغ منفى مى شود در هيچ كشور ديگر اينطور نيست. حتماً موردى هست كه تبليغ منفى مى شود؟ يكى از عوامل منفى نگرى جامعه ما است. ما در خدمات پس از فروش دو سال متوالى اول شديم البته همه در سطح متوسط هستند و اين هنرى نيست كه در بين آنها اول شد مثلاً در هند شبكه خدمات پس از فروش از ما قوى تر نيست ولى اينقدر كه توجه به نقايص خدمات پس از فروش مى كنند بايد ساير مسائل را هم ديد ، در كنار هر نقصى نفعى هم هست اكثراً بار منفى بيشتر از مثبت است كه اين يكى از شاخص هاى فرهنگى ماست. به هرصورت ما دراين جامعه هستيم و بايد مردم را قانع كنيم قبول داريم كه نسبت به خواسته مشترى عقب هستيم ولى تلاش مى كنيم . شما نه به عنوان يكى از مديران خودروسازى كشور بلكه به عنوان يك كارشناس بزرگترين ايراد صنعت خودرو ايران را در چه مى دانيد؟ سابقه خودروسازى ما ۳۸ سال است. در اين ۳۸ سال كه ۳۰ سال صرفاً پيكان توليد شده پس ما مى توانيم بگوييم ۳۰ سال كار خودروسازى معادل ۲ سال كار مفيد بوده در ۱۰ سال بعدى به طور نسبى خوب كار كرديم يعنى در واقع آن سيرى كه به خودروساز شدن منجر مى شود را خوب طى كرديم يعنى اول خودكفايى داخل كرديم كه پيكان ساخته و پرداخته شده بود، مركز طراحى درست كرديم تا اگر خودرويى را طراحى كرديم آن را بتوانيم توليد كنيم، طراحى تجهيزات كرديم و نهايتاً تكنولوژى مدرن را به كار گرفتيم براى اينكه كيفيت توليد را بالا ببريم پس در اين ۱۰ سال مسير خودروسازى را خوب جلو آمديم يعنى در واقع همان استراتژى صنعتى شدن خودرو را خوب جلو رفتيم بنابراين من يكى از نقايص عمده در مورد خودرو را دراين مى دانم كه استراتژى منسجمى كه ما را از نقطه تسلط بر ساخت خودرو تا تسلط بر طراحى مدلهاى روز ببرد، نداشتيم اما اگر مسيرهايى كه طى كرديم را كنار هم بگذاريم، استراتژى منسجم را مى سازد البته مى توانستيم اين كار را بهره ورتر انجام دهيم مى توان گفت ما تقريباً همين مسير را معادل زمانى كه خودروسازان خارجى طى كرده اند، طى كرديم پس سرعت ما دراين مقطع مى توانيم بگوييم خوب بوده ولى در كل چهل سال استراتژى منسجمى نداشتيم. اما طى ۱۰ سال آخر استراتژى مناسب و خوبى انتخاب كرديم. يعنى در ۱۰ سال آخر، شما هيچ ايرادى به اين صنعت نمى گيريد؟ نه، ايرادهاى جزئى كه خيلى زياد است. ايرادى كه به عنوان يك مانع در پيشرفت صنعتى خودروسازى مطرح باشد، چطور؟ بزرگترين ايرادى كه در استراتژى ۱۰ساله مى بينم نگاه روبه داخل است كه يكى از بزرگترين مشكلاتى بود كه ما داشتيم. ما اگر از ابتدا نگاه به خارج داشتيم خيلى در ارتقاى كيفيت و رشد تنوع تأثير داشت شما اگر در اين ده سال بررسى كنيد كه كجا تنوع مدل پيش آمده و كجا كيفيت به طور نسبى بيشتر شده، مى بينيد درهمان جايى بوده كه قدم را از كشور فراتر گذاشته و وارد كشورهاى ديگر شديم؛ يعنى چون مى خواستيم رقابت كنيم شاخص ها را بهتر كرديم. بحث عمده كه البته مربوط به همه صنايع مى شود، نگاه رو به داخل است. هنوز هم اين نگاه وجوددارد؟ درايران خودرو اين طور نيست تعريف بازار داخل، بخشى از بازارجهانى است يعنى اولين جايى كه بايد بتوانيد رقابت كنيد، بازار داخل است. يعنى اگر شرايط براى خودروسازى داخلى و خارجى يكسان بود، شما بتوانيد با آنها رقابت كنيد. اگر اين تعريف را قبول كنيم، پس ما هنوز نسبت به تعريف جهانى شدن عقب تر هستيم. ايران خودرو سعى مى كند خودش را در جرگه اى كه بتواند با بقيه رقابت كند قراردهد. شما نگران نيستيد كه «ايده بازار داخلى را ناموس صنعت خودروسازى دانستن» حاكم شود؟ ارجاع مى دهم به ايرادى كه به قرارداد ال ۹۰ گرفتند و نگاهى كه بعضى از نمايندگان منتقد داشتند. بازار هر كشور يك مجموعه ذى قيمت است و چيزى است كه براحتى از دست نمى دهند و بايد حفظش بكنند ولى آن بازار را نمى توان تا الى الابد بسته نگه داشت. مجموعه اى است كه زمانى بازمى شود كمااينكه در WTO بازار بسته وجودندارد. با چه هزينه اى بازمى شود؟ بايد از بازارى كه ارزشمند است خوب استفاده كرد... حداقل اگر ما تجارتمان در راستاى صنعتمان بود، مى گفتند هركس وارد اين بازار شود، ورودش آزاد است. حداقل بايد يك تكنولوژى سطح بالاتر به ما بدهد. «بازار در برابر تكنولوژى» سياست اوليه اى است كه همه كشورها دارند به كار مى برند يا بازار درمقابل بازار كه چيز بالاترى است. ما هم در قراردادهايمان اين را گذاشتيم. ولى به آن عمل نكرديم. پس اين ديدگاه كه بازار داخلى بازار ذى قيمتى است و بازار داخلى مى تواند اهرمى براى رشد صنعتى باشد به صورت يك اصل پذيرفته نشده اى است و حالا ممكن است سؤال كنيد آيا از اين بازار داخل خوب استفاده كرديد يا خير كه مى گويم به طور نسبى خيلى خوب استفاده نكرديم. يكى از عللى هم كه خوب استفاده نكرديم اين بود: سياست هاى بخش هاى مختلف دولت مثل صنايع، بازرگانى و اقتصاد و... اگر از آنها تصويرى درست كنيم مى بينيم يك تصوير مقطع بوده، به هم پيوسته نبوده و مجزا از هم بوده است. پس مى توان گفت اين ديدگاه درست است بازار داخل بازار باارزشى است و بايد خوب از آن استفاده كرد. اين ديدگاه در دولت آينده هست. من اين حرف شما را تأييد مى كنم. اگر به صورت انحصار بخواهد مطرح شود چطور؟ انحصار باتوجه به اينكه ما الحاق آنها را قبول كرديم، كلمه اى است كه نمى توان خيلى خوب از آن استفاده كرد چون چه بخواهيم و چه نخواهيم بازارما تا چندسال آينده بخشى از بازارجهانى مى شود. بنابراين قبل از پيوستن WTO ممكن بود انحصار واقعيت داشته باشد ولى از اين به بعد مى توانم بگويم كه ديگر واقعيت ندارد و بسيار كمرنگ مى شود. به اين اشاره كرديدكه اين ديدگاه و نگاه به بازار داخل در دولت آينده قوى تر است. شما اين را يك مزيت مى دانيد؟ درهمه جاى دنيا اين مزيت است. مزيت تا چه اندازه اى يعنى با چه هزينه اى؟ من دو تا مثال مى زنم. يك مثال وقتى اولين هوندا وارد آمريكا شد، كارگران خودروسازى آمريكا شيشه هاى ماشين ها را شكستند. يعنى كه شغل ما از دست مى رود. اگر مى خواهيد بايد كارخانه بياوريد. اين ديد دركشور رده اول صنعتى يعنى آمريكا وجوددارد كه بازار داخلى باارزش است يا اينكه بازاركره يا ژاپن را بررسى كنيد غيرممكن است در ژاپن، خودرويى غير ژاپنى پيداكنيد اينطور نيست كه مرزها بسته باشد. اما فرهنگ استفاده از محصولات ملى به گونه اى در آنجا منسجم است كه از محصولات خود استفاده مى كنند. يا اينكه دركره با اينكه تعرفه واردات خودروى خارجى كم است، اما درصد واردات خودرو خارجى در آنجا خيلى كم است حالا برگرديم به اينكه چطور و با چه بهايى اين بازار را حفظ كنيم. بهايى كه بايد حفظ كنيم آن است كه توليد با كيفيت بدهيم و اين فرهنگ را ايجاد كنيم كه اگر يك جنس ملى با كيفيت خوب ايجادشد، ما در درجه اول اين را مصرف كنيم تا جنس خارجى. اگر اين فرهنگ را ايجاد كنيم هم يك فعاليت مثبتى شروع كرديم و هم بازار خود را حفظ كرده ايم. اينطور بايد بازار را حفظ كرد نه با بهاى زياد و انحصارى. البته بعضى ها با انحصار اين كار را مى كنند كما اينكه آمريكا با وجود اينكه در WTO است براى فولاد خود در سال ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ يكسرى قوانين تعرفه اى را گذاشت. پس از هر دو ابزار مى توان استفاده كرد. منتها تا حد امكان بايد از ابزار فضاى ملى و توليد كيفى و استفاده از محصول ملى استفاده كرد. شما در بخشى از صحبت ها به اين اشاره كرديد كه در برخى قراردادهايى كه با شركت هاى خارجى بستيد و قرار بود در برابر بازار صادرات يا انتقال تكنولوژى هم انجام شود عملاً صورت نگرفت. چرا؟ سالهاى قبلى ضعيف تر بود اما در سالهاى اخير به شدت انجام مى دهيم. در آن سالها چرا انجام نشد؟ به چند علت. يكى كشش بازار داخلى بود، دوم كيفيت قطعات و سوم كارشكنى طرف خارجى بود. طرف خارجى تا جايى كه بتواند دنبال سود خودش است. شما آنها را جريمه نكر ديد؟ شايد خيلى دنبالش نبوديم وقتى در يك بازار كشش داخلى باشد خب به آن مى پردازند اما از حدود دو سه سال پيش ما فشار آورديم. اين عمل مورد رضايت هست؟ مورد عنايت كامل كه قطعاً نيست ولى نسبت به قبل خيلى بيشتر رضايت داريم قراردادى كه الآن مى نويسم، قطعاً قرارداد صادراتى مشخص كه تعهد طرفين آن مشخص باشد، است. درحالى كه قبلاً مى گفتيم اين تعداد خودرو وارد مى كنيم. به ازاى اين ميزان واردات، اين تعداد قطعات خارج مى كنيم و ... اما وضعيت فعلى نسبت به وضعيت قبلى خيلى بهتر و روشن تر است. منتها چون در ابتداى راه هستيم به بهره ورى كامل نرسيديم ولى بايد به آن نقطه برسيم كه بحث جهانى شدن را كه مطرح مى كنيم به منصه ظهور برسد. اين طور مطرح شده كه در بازار خودروى داخلى بين پژو و نيسان رقابتى است كه كدام سهم بيشترى داشته باشند. شما چقدر اين موضوع را تأييد مى كنيد؟ چون مطرح مى كنند كه پژو يك بازار يك ميلياردى دارد كه با ورود ال ۹۰ اين بازار، عملاً از دستش خارج مى شود. طبيعتاً هر شركت خارجى هم مى خواهد اين بازار را حفظ كند. بازار ما كه صرفاً پژو و رنو نيست، هيوندا هم هست، فولكس هست، فيات قرار است بيايد، پروتون هست و ... الآن دركشور ما حدود ۲۱ تا ۲۸ براند مختلف هست كه دارد توليد مى شود. پژو و رنو در واقع به قويترين توليدكنندگان وصل شدند پس نقش آنها فعالتر است حالا اينكه اين دو شركت رقابت مى كنند هم طبيعى است كه هر شركت سعى مى كند سهم بيشترى از بازار داشته باشد اما نقش ما اين است كه از هر كدام از اين موقعيت ها حداكثر استفاده را ببريم. كما اينكه خيلى استفاده كرديم. شايد هيچ وقت حاضر نبودند كه با ما محصولات مشترك توليدكنند، اصلاً ما را در مراكز طراحى خودشان راه نمى دادند اما الآن وضع عوض شده است مثلاً براى اولين بار رنو قبول كرده كه ما وارد مركز تحقيقات آنها شويم و با آنها طراحى انجام بدهيم و بخشى كه طراحى مهندسى است در مركز تحقيقات ما انجام شود و نهايتاً خودرويى كه آماده است در شبكه جهانى رنو باشد يا مثلاً پژو آرين كه طرح مشترك است طراحى اوليه اى را كه ما انجام داديم پژو پسنديد، تيم طراحى خودش را كنار تيم طراحى ما گذاشت و طراحى مشترك انجام داديم و طى اين جريان دانش فنى ما خيلى افزايش يافت. بالاخره اينها تضادهايى است كه ما بايد خوب از آن استفاده كنيم مثلاً برنامه هيوندا اين است كه توليدش را به ۵۰۰ هزار برساند. پس ما نمى توانيم بگوييم صحنه گردان، تنها اينها هستند البته خودروسازهاى بزرگ هستند كه بايد از تضادهاى آنها استفاده كرد اينكه عليه هم كار مى كنند يا نه را من رد نمى كنم ولى طبيعى است كه آنها در رقابت زياد، دنبال سهم بيشترى از بازار باشند. آقاى منطقى، آقاى احمدى نژاد در ليست اوليه خود نام شما را به مجلس به عنوان يكى ازنامزدهاى وزارت صنايع معرفى كرده است، نظرخودتان چيست؟ از حسن اعتماد ايشان تشكرمى كنم، من در هر سنگرى كه مسؤولان كشور تكليف كنند و صلاح بدانند خدمت خواهم كرد. خدمت درايران خودرو يا وزارت صنايع يا هر سنگر ديگرى براى من تفاوتى ندارد، مهم خدمت به مردم و نظام است. اگر رئيس جمهور و مجلس محترم تكليف كردند اين كه درخدمت صنعت و معدن باشم افتخارمى كنم و نهايت تلاش خود را براى ارتقاى صنعت و معدن به كار خواهم بست. درغير اين صورت از خدمت در ايران خودرو خرسندم و مأموريت هاى خود در صنعت خودرو را دنبال خواهم كرد. مهم خدمت است محل خدمت فرقى نمى كند.
|