پنجشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۴ -
Thu, Aug 4, 2005
گزارش
۳۲۱۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
يك گزارش تحقيقى و علمى تازه نشان مى دهد
يك گزارش تحقيقى و علمى تازه نشان مى دهد
لوكا؛
آخرين بازمانده مشترك جهانى
222414.jpg
وصال روحانى
محققان و دانشمندان در تحقيقات تازه خود به اين نتيجه رسيده اند كه تمامى اشكال حيات و انواع جانداران و همچنين انسان، از يك موجود جاندار و تك سلولى اوليه به نام لوكا نشأت گرفته اند
يك گزارش جديد علمى كه طى روزهاى پيش در آمريكا منتشر شد، تصريح مى كند يك موجود جاندار قديمى، پدر و بانى تمامى اشكال حيات و موجودات زنده اى بوده است كه طى قرن هاى مختلف در كره زمين زيسته اند.
اين نتيجه اى است كه گروهى از دانشمندان آمريكا و اروپا دراقدامات و تحقيق هاى مشترك خود به آن رسيده اند. موجود پايه مورد بحث چيزى حشره مانند و كوچك است كه دانشمندان نام مخفف لوكا را به آن اطلاق كرده اند و معناى لغوى آن «آخرين بازمانده مشترك جهانى» و به روايت ديگر «آخرين موجود مشترك» است. گمان مى رود اين موجود ۳ تا ۴ ميليارد سال پيش كره زمين را در اشغال خود داشته و بعداً به تدريج رشد كرده و به شكل هاى تازه تر و بسيط تر درآمده و به آرامى انواع جانوران و سپس انسان را موجب شده است.
بر اساس گزارش جديد تحقيقى دانشمندان، لوكا مثل باكترى ها از يك تك سلول شكل مى گرفته و چيزى فراتر و بيشتر از آن نبوده اما طى تاريخ و پس از تحولات مختلف فيزيكى و شيميايى و ژنتيك بر روى آن انسان هاى بدوى، چهارپايان، ميكروب ها و حتى گياهان و در نهايت انسان هاى مدرن از آن مشتق شده اند. آن روند ميليون ها سال طول كشيده است. اما اگر گمانه زنى دانشمندان صحت داشته باشد، هر موجود جاندارى از همان حشره تك سلولى چند ميليارد سال پيش نشأت گرفته است.
ريشه هاى كار
«آنتونى پول» يك بيولوژيست دانشگاه استكهلم سوئد كه جزو گروه دانشمندان تحقيق كننده روى طرح فوق بوده است، مى گويد: «باور ما اين است كه هر موجود زنده اى كه امروز مى بينيم و هر چيزى كه براى مشاهده اش به ميكروسكوپ نياز داريم، به گونه اى از آن موجود اوليه و موتاسيون و تحول ژنتيكى كه مدت به مدت روى آن انجام شده ريشه و نشأت گرفته است. اشكال مختلف حيات در جانداران متعدد از روز نخست شكل گيرى كره زمين تا به حال، جملگى از درون همان حشره درآمده است و طى اين روند دائماً كامل تر و متنوع تر شده است.»
اگر فرض فوق صحت داشته باشد، انسان نه مدل بسط يافته و مدرن و كم مو شده ميمون ها بلكه به گونه اى قوم و خويش دور هر موجود جاندارى است كه تصور كنيد. از طوطى ها گرفته تا نهنگ ها! به حرف هاى مكس برن اشتاين كه يك متخصص بيوشيمى در مركز تحقيقات ناسا در مافت فيلد واقع درايالات كاليفرنيا آمريكا است رجوع مى كنيم. «لوكا مى تواند پدر تمام جانداران و در دراز مدت «انسان ساز» بوده باشد. شكل كنونى انسان نتيجه ده ها بار جهش ژنتيكى و فيزيكى بر روى لوكا است. لوكا به لحاظ بيوشيمى و تركيب وجودى اش بسيار شبيه به موجودات جاندار فعلى بود.»
يك وحدت بزرگ
ريچارد داوكينز بيولوژيست آمريكايى در كتاب جديدش كه قصه نياكان نام دارد، مى گويد: «اگر به شكلى هوشمندانه و به اندازه كافى به سمت عقب برويم، در مى يابيم كه اسلاف و نياكان تمام جانداران يكى بوده اند. كافى است به ريشه هاى كار و اشكال اوليه حيات نگاه كنيد تا به اين قضيه پى ببريد. زندگى جانداران از يك جا و با ريشه اى مشترك شروع شده است. به واقع يك وحدت بزرگ را در اين ماجرا مشاهده خواهيد كرد.»
محققان فوق بر اين باورند كه هر چه بيشتر روى زندگى لوكا تحقيق شود، فزون تر از پيش رازهاى تحولات و تكامل هاى ژنتيكى مشخص خواهد گشت، علم پزشكى متحول تر خواهد شد و حتى بر پايه آن مى توان اميد بست كه انواع شكل هاى بدوى حيات روى ساير سياره ها كشف و لمس شود.
اعصار اوليه
اگر لوكا ميلياردها سال پيش در كره زمين جولان مى داد و الآن به اينجا و شكل هاى كنونى حيات و صدها جانور متفاوت و البته ظهور انسان هوشمند منجر شده است، چرا همان اتفاق اينك در ساير سيارات در حال شكل گيرى نباشد؟ جيمز ليك يك بيولوژيست ديگر كه متخصص مولكول شناسى است و در دانشگاه كاليفرنيا در شهر لس آنجلس تدريس مى كند، مى گويد: «با اين كه لوكا به اعصار اوليه باز مى گردد سن و پيشينه اى بس  كهن دارد، طبق تحقيقات و برداشت هاى ما يك ارگانيسم مدرن و پيشرفته را در بر داشته است. من بايد آن را حشره خوش شانس بنامم زيرا اسلاف اين حشره و آنهايى كه لوكا از آنها منتج شد زنده ماندند اما ساير خط هاى حياتى و موجودات ميكروبى و غيرميكروبى زمان به تدريج جان باختند و منقرض شدند. با اين حال بايد متذكر شوم كه لوكا اولين شكل حيات روى كره زمين نبوده است و قبل از آن نيز حيات روى كره خاكى جريان داشته است، مدت هاى مديد نيز جريان داشته است.»
همه چيز از او آغاز شد
نوبت «بلير هجز» كه يك بيولوژيست شاغل در دانشگاه ايالتى پنسيلوانيا واقع در يونيورسيتى پارك است مى رسد تا نظر تخصصى اش را ارائه بدهد. او كه عضو گروه تحقيقگران مورد بحث بوده و گزارش علمى جديد دستپخت او هم محسوب مى شود، به واشنگتن پست گفته است: «همه چيز از لوكا شروع شد. او از حدود ۴ ميليارد سال قبل سلسله مراتب تحول و پيشرفت و اعتلاى شكل هاى مختلف حيات را آغاز كرد. كارى كه ما اينك در سال ۲۰۰۵ بايد انجام بدهيم رديابى چگونگى اين تحول ۴ ميليارد ساله است. قسمتى از آن بر ما روشن است اما بخش اعظم آن كه به شروع و ادامه ماجرا برمى گردد مبهم نشان مى دهد. ما يك تصوير كلى از ماجرا داريم، اما اين كافى نيست. هر چه كاملتر و بهتر اين روند را كشف و لمس كنيم به نفع ما خواهد بود زيرا باعث مى شود علوم نوين و منجمله پزشكى مدرن را نيز بهتر بشناسيم. بر اساس آن مى توانيم راه هايى را براى درمان بيماريها و علم سلول شناسى بيابيم كه پيش از اين براى ما غيرقابل تصور بوده است.»
سيماى نامشخص
تصور و تلقى هجز و همكارانش اين است كه هر «لوكا» به رغم تك سلولى بودن، بالغ بر صدها ژن بوده كه مى توانسته اند بخورند، رشد كنند و به توليد مثل بپردازند با اين حال شكل و نما سيماى دقيق لوكا قابل تخمين زدن نيست. ديويد پنى يك متخصص مولكول شناسى و عضو ديگرى از گروه تحقيق كه در دانشگاه ميسى نيوزيلند كار مى كند، مى گويد: «ما هنوز نتوانسته ايم طبيعت و مقتضيات اين موجود جاندار اوليه را مشخص سازيم و فقط مشتى حدس مى زنيم، حال آن كه كشف اين قضيه به ما كمك مى رساند تا روند تكامل حيات و تغيير شكل دادن جانداران بيابيم.»
به حرف هاى جيمز ليك بازمى گرديم: «هر چه ما بيشتر و بهتر بفهميم كه لوكا چه شكل و فرمى داشته، فزون تر هم خواهيم فهميد كه اولين نوع حيات در كره زمين چگونه بوه و زندگى چگونه شكل گرفته و ناگهان جارى شده است. كافى است نقاط و نكات اوليه را بفهميم و در آن صورت تمام مسائل بعدى را نيز در خواهيم يافت. از تاريخ گرفته تا جغرافى، محيط زيست و هر چه از روز اول در كره زمين و در گستره حيات شكل گرفته است تنها اطلاع و برداشت بنيادين ما اين است كه همه چيز با اين موجود اوليه مشترك و يا همان لوكا شروع شده است. طى اولين جهش ژنى از روى آن يك موجود جاندار پيشرفته تر ايجاد شده و جهش بعدى موجود ديگرى را روى زمين كاشته و اين روند به همين شكل ادامه يافته است.»
پايه اكتشاف هاى بعدى
«آنتونى پول» كه پيشتر وصف او نيز رفت، مى افزايد: «خوشبختانه وارد يك پروسه جذاب و تعيين كننده شده ايم و آن تلاش براى مشخص شدن سرنوشت لوكا و اتفاقاتى است كه براى آن افتاده است. ما نمى دانيم اين اتفاقات دقيقاً  چه بوده است اما يك سرى فرض داريم كه بايد آن را با داده ها و اطلاعات مان در خصوص جهش هاى ژنتيكى روى موجودات جاندار قياس و هماهنگ كنيم.از اين قضيه و مقايسه چيزى براى ما سر برخواهد آورد كه شايد پايه سرى بعدى اكتشاف هاى ما باشد.»
در عين حال اين عرصه هنوز سرشار از ابهام ها و عدم اطمينان ها است و اعضاى گروه تحقيق روى بسيارى از مسائل اتفاق نظر ندارند و راه متفاوت خود را مى روند. آنتونى پول كه هفته پيش يافته هاى خود و همكارانش را در كنفرانس مطبوعاتى در هميلتون اونتاريوى كانادا براى حاضران و رسانه ها توضيح داد، نيز منكر آن روند نيست.
به ندرت ممكن است در گروه ما دو نفر بيابيد كه در خصوص شكل و سيما و روش عملكرد لوكا يك باور مشترك و مشابه داشته باشند. نبايد هم جز اين باشد. ما راجع به موجود جاندار موهومى صحبت مى كنيم كه ميلياردها سال پيش در كره زمين مى زيسته است. اين يك ارگانيسم به كلى ناشناس براى ما است و فرآيندهايى هم كه موجب تحولات مختلف روى موجود اوليه شده، بر ما روشن و شفاف نيست.»
اصل قضيه
گروهى از تحقيق گران معتقدند لوكا ژن هاى خود را در زنجيره هاى A.N.D ذخيره مى كرده و اين مشابه با فرآيندهاى جديد و كنونى حيات در جانداران است.
بعضى ديگر نيز اعتقاد دارند لوكا از يك روش انبارسازى بدوى به نام RNA سود مى جسته است. معدودى را هم پيدا مى كنيد كه به اصل قضيه يعنى وجود لوكا شك دارند. ولى براى آنها نيز اين باور وجود دارد كه حيات بايد ابتدا در يك موجود بدوى شكل گرفته و سپس به شكل هاى مختلف بسط يافته باشد و كاملترين نمونه كنونى آن انسان بوده باشد.
اگر اين فرضيه را بپذيريم آنگاه اين سؤال و بهتر بگويم اين ترس بر ما مستولى مى شود كه روند جهشى فوق ادامه خواهد يافت و موجودات كامل ترى نسبت به انسان نيز در هزاره بعدى سر برخواهند آورد. ميچل سوكين يك بيولوژيست شاغل در لابراتوار پيشرفته ووند هول در ماساچوست آمريكا كه مى ترسد جواب سؤال فوق را بدهد، صرفاً مى گويد: «فكر كنم موضوع از اينها پيچيده تر باشد. معتقدم به جاى يك موجود مشترك اوليه و قبول تك فرضيه لوكا، چندين و چند فرآيند متفاوت وجود داشته كه با يكديگر تبادل ژن كرده اند و از درون آنها موجودات مختلف سربرآورده اند و اين قضيه ميليون ها سال را در بر گرفته است. در حال حاضر چنين چيزى در گستره حيات وجود ندارد و لااقل تا پايان عمر ما تحول ژنتيكى تازه اى روى نخواهد داد. هر چه از گذشته در اين زمينه براى ما به جاى مانده به اندازه كافى ابهام آور و ترسناك است. بخصوص كه در برآورد كامل قضيه نيز شك و ترديد داريم.»
و همين ترديد است كه فرضيه لوكا را جذاب تر و بزرگتر مى كند.
منبع: Space.com
نگاهى به كتاب
باور خردمندان
مهرانگيز فريدنى
شيخ اشراق يا سهروردى را معمولاً به كتاب بسيار معروفش حكمه الاشراق مى شناسند كه در آن به تدوين حكمت اشراقى خويش پرداخت و سعى كرد بر جنبه ذوقى فلسفه تأكيد كند. وى در عين حال به تدوين آثارى ديگر نيز كوشيد كه از آن جمله رساله موجز و مختصر اما بسيار مهم اعتقادالحكما است. كتاب «باور خردمندان» نوشته پژوهشگر و محقق توانا فريدالدين رادمهر شرح وتفصيل همين اثر شيخ اشراق يعنى اعتقادالحكما است.
رادمهر پيش از اين كتاب جنيد بغدادى و نيز كتاب شرح حال فضيل عياض را نوشته بود وكتاب «ابن عربى ، سفر بى بازگشت» را به عنوان ترجمه در كارنامه خود داشت. اين بار وى مى كوشد تا به تحليل محتوايى اين اثر سهروردى بپردازد ازاين رو كتاب خود را به سه بخش تقسيم كرده است.
در بخش اول ما با شأن تأليف اعتقادالحكما آشنا مى شويم به اين معنا كه فلسفه از ساليانى پيش از روزگار سهروردى مورد تهاجم قرار داشت ، صوفيانى نظير امام محمد غزالى فلسفه را با ديندارى مخالف مى ديدند و برخى بر فيلسوفان تشنيع مى زدند والبته فقها نيز از احتجاجات و براهين فيلسوفان در برخى مسائل خشنود نبودند. از طرف ديگر متكلمان نيز فلسفه را به باد انتقاد مى گرفتند. فيلسوفانى نظير زكريا رازى بهانه اى براى اين انتقادات فراهم آوردند و در اينجا بود كه مى بايست بار ديگر به فلسفه پرداخت. رادمهر روشن مى كند كه بعد از غزالى دونفر به احياى فلسفه پرداختند كه اولى سهروردى است و دومى ابن رشد. سهروردى با كتاب اعتقاد الحكما يا باور خردمندان كوشيد جانى تازه به كالبد بى رمق فلسفه در اسلام بدمد. از اين رو ضرورت داشت تا عقايد فيلسوفان را ديگر بار چنان عرضه دارد كه فلسفه را مغاير دين و ديندارى نشان ندهد. رادمهر براين عقيده است كه كتاب مختصر اعتقادالحكما پاسخى است به غزالى و فقها و شريعتمداران ظاهربين و صوفيانى كه بر چوبين بودن پاى استدلال تأكيد مى كردند.
بخش دوم كتاب رادمهر، به ترجمه فارسى از اعتقادالحكما سهروردى اختصاص دارد و در اين بخش درمى يابيم كه فيلسوفان به خداوند وتوحيد باور داشتند و منكر نبوت وامامت نبودند. آنان معتقد به اثبات روح و بقاى آن بودند و روز معاد وحساب را قبول داشتند. از نظر سهروردى مقام انسان به سبب داشتن روح، بزرگ است و بايد براى انسان جايگاهى خاص در نظر گرفت. سهروردى به زبان فلسفى مى گويد كه سه عالم وجود دارد كه از هريك نشانى در آدمى نهفته است، عالم ناسوت و ملكوت و جبروت كه آيه جسم و عقل و روح درانسان به آنها اشاره دارد. رادمهر با ترجمه فارسى روان و خوبى از اين اثر ، نشان مى دهد كه مى توان فلسفه را با دين آشتى داد، نبايد يكى را خادم و ديگرى را مخدوم دانست.
در بخش سوم اين اثر، وى مى كوشد تا به شرح نكات اصلى اعتقادالحكما بپردازد و تأثير كلام و فلسفه سهروردى را تا دوران اخير نشان دهد. برخى نكات در كتاب رادمهر قابل توجه بسيار است، فى المثل آنجا كه عناصر اربعه يعنى آتش و هوا و آب و خاك را علاوه بر معناى ظاهرى، به عنوان رمز و سمبل درنظر مى گيرد و نشان مى دهد كه فيلسوفان يونان باستان، نظير هراكليتوس و امپدوكلس نيز به سمبوليك بودن آنها قائل بودند. او با استفاده از منابع كهن و نو نشان مى دهد كه به راستى سهروردى دراين كتاب نه از خود بلكه از مقام راستين فلسفه دفاع كرده است و درعين حال مى كوشد تا بخش ناپنهان فلسفه يا حوزه ديگرى را در فلسفه نشان دهد و آن عرفان و تصوف است. با اعتنا به منابعى كه سهروردى از آنها بهره برده است و خود نيز به آن اذعان دارد، عرفان وعارفان سهمى عمده در تكوين فكر او داشتند. رادمهر در بخش سوم با استفاده از آراى عارفان به خوبى به اين نكته اشاره دارد كه فلسفه خود شامل هم بخش عقلانى است و هم بخش ذوقى است ومدتهاست كه بخش قلبى وكشفى آن مخفى مانده است. بنابراين نه فقط اعتقاد الحكما سهروردى آشتى فلسفه و دين است بلكه آشتى عرفان وفلسفه نيز هست. اگر سهروردى را احياگر فلسفه بدانيم، با سيماى امروزى او روبرو مى شويم و مى دانيم كه هنوز حرفهاى او تازه و نو است ولى اگر به جنبه ذوقى فلسفه او ناظرباشيم، دراين صورت بايد او را با عقلانيت امروزى عصرمان متفاوت بيابيم. هرچه باشد، مسائلى كه به اختصار در اعتقادالحكما يا باور خردمندان سهروردى مطرح شده است، هنوز دغدغه هاى رايج درميان نسل ماست و به همين سبب خواندن كتاب باور خردمندان به نوعى در بسط و تفصيل همين نكته ها مفيد است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |