جمعه ۱۴ مرداد ۱۳۸۴ -
Fri, Aug 5, 2005
هنر (تجسمى،موسيقى)
۳۲۱۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
نگاهى به حضور گروه راك ۱۲۷ در جشنواره Arezzo wave
يادداشت
نگاهى به حضور گروه راك ۱۲۷ در جشنواره Arezzo wave
۱۲۷ در وود استاك ايتاليايى ها
چ.م
Arezzo wave به عنوان وود استاك ايتاليا در اين كشور شهرت دارد و هر سال گروه هاى موسيقى بسيارى از سراسر جهان براى حضور در اين جشنواره به اين كشور سفر مى كنند. امسال گروه ايرانى ۱۲۷ نيز موفق شد در اين جشنواره حاضر شود و حدود سه هفته پيش به اجراى برنامه در آن پرداخت.
۱۲۷ كه حدود سه سال از فعاليت منسجم آنها در قالب يك گروه مى گذرد تاكنون چندين كنسرت در تالار فارابى دانشگاه هنر برگزار كرده و قطعات آنها بر روى يك سايت اينترنتى اختصاصى نيز قرار گرفته است.
آلبوم آثار آنها نيز از مدتى پيش براى دريافت مجوز انتشار در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى است و آخرين كنسرت آنها در روز نهم خرداد امسال در تالار فارابى برگزار شد. البته آن كنسرت، مقياس خوبى براى سنجش توانايى اين گروه راك ايرانى نبود، چرا كه آنها حتى فرصتى براى استراحت در بين قطعات خود پيدا نكردند و مجبور شدند همه قطعات را اجرا كنند. اما پيش از آن كنسرت، اجراهاى قابل قبول ديگرى داشتند و در سال ۱۳۸۱ نيز يكى از گروه هاى برگزيده مسابقه موسيقى اينترنتى umc بودند.
222636.jpg
زمزمه هاى اجراى اين گروه درخارج از كشور، اولين بار در اواخر سال گذشته شنيده شد. ۱۲۷ قرار بود براى حضور در جشنواره sxsw به تگزاس سفر كند و در آنجا به اجراى برنامه بپردازند. اما سفر آنها در دوبى نيمه كاره ماند و نتوانستند براى حضور در جشنواره ويزا دريافت كنند و به همين دليل پس از مدتى سرگردانى در دوبى دوباره به ايران بازگشتند.
سال هاست كه گروه هاى موسيقى سنتى ايرانى در كشورهاى مختلف دنيا برنامه اجرا مى كنند و با توجه به امكانات و آزادى عمل بيشترى كه در اختيار دارند، شنيدن خبرى از اجراى چنين گروه هايى در خارج از كشور، چندان تعجب برانگيز نيست. اما با شرايط خاصى كه گروه هاى راك در ايران با آن مواجه اند، سفر هر كدام از آنها به كشورهاى ديگر و حضور در جشنواره هاى بين المللى، توجه زيادى را به خود جلب مى كند.
پيش از ،۱۲۷ گروه اوهام نيز در خارج از كشور برنامه اجرا كرده بود اما حضور در يك جشنواره بين المللى، داستان متفاوتى است. آن هم در شرايطى كه تعداد گروه هاى راك ايرانى فعال و شناخته شده، بسيار محدود است و تعداد آلبوم هاى منتشر شده در هر كدام از زيرشاخه هاى اين سبك موسيقى در كشور از انگشتان يك دست به سختى بيشتر مى شود. اين مسأله را نيز بايد به اين مشكلات اضافه كرد كه به دليل شرايط موجود، گروه هاى راك ايرانى در برقرارى ارتباط با مخاطب عام نيز با مشكلات بسيارى مواجه هستند.
اما ۱۲۷ پس از تجربه ناموفق حضور در جشنواره sxsw توانست با موفقيت به ايتاليا سفر كند و تنها نماينده ايران در ۱۹ دوره برگزارى جشنواره Arezzo wave باشد. سهراب محبى خواننده و نوازنده گيتار، عليرضا پور اسد، نوازنده گيتار باس، سردار سرمست، نوازنده پيانو، سلمك خالدى، نوازنده ترمبون، يحيى الخنسا، نوازنده درامز و شروين شهامى پور، همخوان اعضاى اين گروه را تشكيل مى دهند كه شهامى پور در اين سفر با ۱۲۷ همراه نبود.
وود استاك در ايتاليا
هر سال در ماه جولاى، ميدان ها و پارك هاى شهر «آرزو» با تصاوير و صداهاى جشنواره arezzo wave love festival شور و هيجان تازه اى پيدا مى كنند. از سال ۱۹۸۷ تاكنون اين جشنواره ميزبان ستاره هايى از دنياى موسيقى همچون موبى، بن هارپر، نيك كيو، مانوچائو و Dave matthews Band بوده است.
اكنون پس از گذشت ۱۹ سال از تاريخ اين جشنواره برنامه هاى آن يك هفته طول مى كشد و علاوه بر هنرمندان و گروه هاى برجسته و شناخته شده دنياى موسيقى، هنرمندانى كه در حال طى كردن پله هاى ترقى هستند نيز در آن حضور پيدا مى كنند.
اين جشنواره به غير از موسيقى بخش هاى ديگرى مانند فيلم هاى ايتاليايى، عكاسى، تئاتر، انيميشن و ادبيات را نيز در بر مى گيرد و در تمام نقاط و فضاهاى قابل استفاده اين شهر تاريخى از استاديوم فوتبال گرفته تا آمفى تئاترها برگزار مى شود.
اين جشنواره در ابتدا از سوى مؤسسه غير انتفاعى fawi شكل گرفت. مؤسسه fawiبه دنبال معرفى و عرضه موسيقى گروه هاى ايتاليايى به دنيا و فراهم كردن امكان اجراى آثار آنها در ديگر نقاط دنيا بود. اين مؤسسه هم اكنون در فرانسه، اسپانيا، هلند، كانادا، آمريكا، انگلستان، استراليا و آفريقاى جنوبى شعبه دارد و از امكان ارائه موسيقى ايتاليايى در ديگر كشورها برخوردار است.
امسال در نوزدهمين دوره جشنواره، ۱۲ محل اجرا و ۱۷۱ برنامه جداگانه در نظر گرفته شده بود كه ۵۷۰ هنرمند در آن حضور داشتند و نزديك به ۲۰۰ هزار نفر به طور رايگان شاهد اجراى اين برنامه ها بودند.
در ايتاليا چه گذشت؟
اين بار ويزاى اعضاى گروه ۱۲۷ به موقع به دستشان رسيد و مانند جشنواره sxsw دو هفته پس از پايان جشنواره تأخير نداشت و در بهار امسال، ارتباط هاى اوليه براى حضور ۱۲۷ در ايتاليا برقرار شد و در حالى كه اعضاى گروه به تمرين هاى خود در گلخانه اى در شهرك اكباتان ادامه مى دادند بالاخره در تيرماه موفق شدند به ايتاليا سفر كنند. ۱۲۷ پيش از اجرا arezzo wave در شهر پيزا نيز به اجراى برنامه پرداخت.
سهراب محبى درباره تجربه اين سفر به دويچه وله گفت: «نكته مثبتى كه براى ما وجود داشت،  نواختن موزيكى بود كه با ديگران تفاوت داشت. اين مسأله را مخاطبان فهميدند. خيلى ها CD آثار ما را مى خواستند و خيلى هاى ديگر نيز به گفت وگو با ما پرداختند. مسأله جالب ديگر اين بود كه چند نفر بعد از اجراى ما در پيزا، روز بعد در جشنواره arezzo wave نيز به ديدن كنسرت ما آمدند.»
سردار سرمست نيز درباره اين تجربه گفته است: «در ابتداى برنامه ما، عده اى ايستاده بودند و به اجراى ما نگاه مى كردند. به سومين قطعه كه رسيديم، بسيارى از افرادى كه آن اطراف بودند، آمدند و موزيك ما را گوش كردند. زمان اجراى سومين آهنگ، جمعيت حاضر دو برابر شده بودند. به نظر من براى آنها اصلاً اهميت نداشت ما از كجا آمده ايم. در حقيقت اين موسيقى ما بود كه آنها را به خود جذب كرد. حتى فكر مى كنم عده زيادى از افرادى كه آنجا بودند، نمى دانستند ما از ايران آمده ايم. افراد حاضر در جشنواره ها تعارف ندارند. اگر از كار يك گروه خوششان نيايد، مى روند و به آن كار گوش نمى دهند.»
هر چند ۱۲۷ همچنان در انتظار مجوز انتشار آلبوم خود در ايران است اما در طول اين مدت توانست با اجراى كنسرت در ايران و ايتاليا خود را از رخوتى كه از چندى پيش گريبانگير گروه هاى راك ايرانى شده است، خارج كند.
يادداشت
چيزى بيش از اين نبايد انتظار داشت
چنگيز محمود زاده
سالها از زمانى كه ميرزا صالح شيرازى اولين روزنامه ايران را با نام كاغذ اخبار منتشر كرد مى گذرد اما همچنان همان دردها سرجاى خود باقى است و حتى در دوران معاصر نيز عده اى تصور مى كنند صرفاً داشتن تعداد زيادى روزنامه نشانه توسعه يافتگى كشور و ايجاد فضاى باز سياسى مى شود. يعنى درست همان ديدگاهى كه اميركبير در راه اندازى وقايع اتفاقيه به آن چشم اميد داشت.
اما داستان روزنامه نگارى وقتى از درون به آن نگاه كنيد چيز ديگرى است. اين روزها هر فردى كه تصور مى كند اندكى ذوق و قدرت قلم دارد، روزنامه نگار مى شود. كافى است نگاهى به تحصيلات افراد شاغل در روزنامه هاى كشور بيندازيد تا متوجه شويد اين حرف چندان بى ربط نيست. مطمئناً مخاطبان مطبوعات تا وقتى كه از نزديك نگاهى به تحريريه هاى روزنامه هاى كشور نيندازند متوجه اين واقعيت نه چندان خوشايند نمى شوند. حتى به نظر مى رسد گاهى آنچه اين روزها در مطبوعات كشور مهم نيست داشتن دانش مطبوعاتى است. ظاهراً فقط كافى است شما بتوانيد سروقت مطلبى چه ترجمه و چه نوشته خودتان را به دبير يك سرويس ارائه كنيد و مدتى كار خود را ادامه دهيد تا پس از آن به عنوان يك روزنامه نگار در عالم مطبوعات پذيرفته شويد. ديگر نه از آن داستان ها خبرى هست كه دبيران سرويس مطالب شما را پيش رويتان در سطل آشغال مى ريختند و نه از آن خاطره هاى قديمى ها كه به عنوان يك تازه كار مجبور باشيد مدت ها براى پيدا كردن يك صندلى براى نشستن در تحريريه سرپا باشيد. به نظر مى رسد كه اين روزها، صندلى ها زياد شده اند و روزنامه نگاران واقعى اندك.
از اين حرف ها كه بگذريم، سالگرد «دوره جديد انتشار ايران جمعه» با «روز خبرنگار» تقريباً همزمان شده است. انتشار روزنامه در روزهاى جمعه اتفاقى بود كه با همكارى چند روزنامه  در سال هاى پس از خرداد ۱۳۷۶ آغاز شد اما بعد از گذشت مدتى، فقط روزنامه ايران بود كه به اين روند ادامه داد ظاهراً دنبال كردن اين سنت به عهده ما افتاده تا زحمات دوستانمان را دنبال كنيم و اين راه را ادامه دهيم تا نشريه اى ويژه روزهاى جمعه نيز در اختيار مخاطبان قرار گيرد. شكل، ظاهر و محتوايى كه شما در يك سال اخير و در «دوره جديد ايران جمعه» مى بينيد جز با آزمون و خطا در چند شماره اولش و توجه به تماس هاى مخاطبان حاصل نشد.
هرچند روزنامه ها در اين دوران به گفته استادان روزنامه نگارى در دوره «قهر مخاطبان با مطبوعات» به سر مى برند اما باز هم خوانندگان فراوانى وجود دارند كه همچنان دوست دارند حتى در روزهاى جمعه نيز به دكه هاى روزنامه فروشى بروند تا آنچه مى خواهند را تهيه كنند. شايد آنچه ما در اختيار آنها قرار مى دهيم دقيقاً همان نباشد كه مى خواهند اما در كنار ضعف هاى پايه اى كه در امر روزنامه نگارى كشورمان وجود دارد، محدوديت هايى نيز بر فعاليت روزنامه نگاران سايه افكنده است كه شايد تنها چاره آن، اندكى استقامت باشد.
ديگر سال ها از زمانى كه شيخ احمد تربتى در دوران مشروطه در روزنامه خود تندترين انتقادها را مى نوشت گذشته است.ديگر از زمانى كه سه روزنامه نگار را محمدعلى ميرزا در محله شش گلان تبريز زير درخت نسترن سربريد گذشته است و روزنامه نگاران نيز تغيير كرده اند و شايد بايد گفت چيزى بيش از اين نبايد از آنها انتظار داشت.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |