جمعه ۱۴ مرداد ۱۳۸۴ -
Fri, Aug 5, 2005
خانواده (ماجرا)
۳۲۱۲
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
آرشيو
گزارش تحليلى ‎/ مرورى بر حوادث ناشى از شنا
در جهان حوادث
آلت قتاله اى
به نام برق!
222696.jpg
برديا ارسطو
همه را برق مى گيرد، ما را چوب كبريت سوخته! حالا اگر همه را چوب كبريت سوخته گرفت و ما را برق چه؟
اين ساخته و اختراع «اديسون» حالا به سازه اى قتاله تبديل شده كه مى تواند عزيزترين چيز نزد آدمى را از او بستاند تا دست كم به سلامتى اش آسيب برساند!
خلاصه خوب نيست هميشه همه را برق بگيرد و... بد نيست براى جلوگيرى از برخى وقايع به اين هم بينديشيم كه ممكن است برق ما را هم بگيرد و رها نكند!
«برق گرفتگى» چه در سطح كار با برق، چه در سطح كار با وسايل برقى به سبب بى احتياطى هاى ما مى تواند عامل «برق گرفتگى» شده و موجب مرگ هم بشود.
بنابراين چه تعميركاران وسايل برقى، چه برق كاران مثل كاركنان شركت توانير يا شركت هاى برق منطقه اى كه با خطوط فشار متوسط و يا فشار قوى برق سر و كار دارند و چه شهروندان كه براى استفاده از وسايل خانگى اعم از روشنايى رفاهى و... دست به دامن پريز و كليد و دوشاخه مى شوند، همگى در معرض خطرند!
***
تابستان كه آغاز مى شود، فصل بالا رفتن ريسك در كار كردن با برق و وسايل برقى است. اين مشكل در تابستان دو چندان دامنگير شهروندان مى شود، زيرا به سبب افزايش درجه حرارت و استفاده از وسايل سرماده نظير كولر و فن كوئيل كه وسايل پرمصرف هم به شمار مى آيند، كار به پريدن فيوز و تعمير و... مى كشد!
اين معضل وقتى عامه مردم از برق و كار با آن بى اطلاعند، برايشان دو چندان شده و كار را به جاهاى باريكى مى كشاند.
وقتى به سبب استفاده بيش از حد از وسايل برقى در يك حجم كم سبب از كار افتادن فيوز برق مى شويم و به اصطلاح فيوز مى پرد و مى خواهيم به احياى شبكه برق خانگى خود بپردازيم، بايد اين تصور را هم در ذهن خود زمينه سازى كنيم كه هر آن ممكن است در پس فيوز جناب عزرائيل منتظر نشسته باشد!
كما اينكه در سال گذشته جناب عزرائيل براى ۵۵۹ نفر در پس كار با وسايل برقى منتظر نشسته بود!
بنابراين به جاى آنكه از اين اختراع مؤثر اديسون به عنوان وسيله مرگ بهره ببريم، با كمى دقت و احتياط مى توانيم سلامت را هم چاشنى بهره بردارى لذتبخش فرد كنيم.
بر اساس آمار سازمان پزشكى قانونى، برق گرفتگى كه موجب مرگ شده در سال ۸۳ نسبت به سال قبل با ۱۶‎/۹ درصد رشد مواجه بوده كه اين حكايت از عدم توجه استفاده كنندگان از اين انرژى مثبت دارد.
بررسى پزشكى قانونى نشان مى دهد كه بيشترين موارد برق گرفتگى منجر به فوت در استان هاى تهران، خوزستان، اصفهان، بوشهر و فارس روى داده است.
پس گرچه تفاوتى نمى كند چون بى احتياطى مى تواند هر كسى را در هر جايى به كام مرگ بكشاند، اما اگر در اين استان ها هستيد، بيشتر توجه كنيد.
***
«كولر» آن هم از نوع كولر آبى اش، دستگاهى است كه گويى دو منظوره از آن مى شود بهره برد! هم دستگاهى براى رفاه و خنكى و هم دستگاهى براى مردن! بررسى بيش از ۴۰ خبر از سايت اطلاع رسانى پليس در مدت ۵ ماهه اخير نشان مى دهد كه تعمير و سرويس كولر فرصت ويژه اى براى قربانى گرفتن است! در ميان اين اخبار، قريب به ۱۰ خبر مربوط به مرگ افراد در حين تعمير و كار با كولر آبى بوده است. نگاهى به اين اخبار نشان مى دهد كه برق گرفتگى بيشتر در حين كار با دستگاه هاى برقى نظير «سنگ ساب»، «موتور جوشكارى» و يا دستگاه هايى نظير ماشين لباسشويى و لوازم خانگى روى داده است.
از طرف ديگر بسيارى با ساده انگارى و بدون داشتن وسايل ايمنى و استاندارد دست به كار تعويض لامپ و يا باز كردن وسايل برقى خانگى مى شوند. مشكل اينجاست كه گاهى اوقات در خانه ها استفاده از «فازمتر»، «چسب برق»، «سيم چين» و يا «انبردست» مناسب كار با برق الزامى به نظر نمى رسد و همين سبب مى شود در مواقع بروز مشكل با ابزارى نامناسب دست به كار تعمير يا كار با برق مى شوند.
با اين اوصاف شايد برق و وسايل برقى زمينه ساز يك زندگى راحت و مفرح شوند، اما به همان اندازه مى توانند تلخ كننده زندگى هم بشوند! شايد با كمى احتياط بيشتر، كمى هزينه براى خريد ابزار ساده، اما استاندارد براى كار با برق بتوان جلوى چنين حوادثى را گرفت و شايد بهتر باشد هر كار تخصصى را با اهل خبره اش در ميان گذاشت.
گزارش تحليلى ‎/ مرورى بر حوادث ناشى از شنا
آب
قربانگاه پناهندگان شده است
222675.jpg
سينا قنبرپو
مى گفتند «محمد بسيجه» معروف به «بيجه» نزديك كانال هاى آب كه بچه ها در نبود نجات غريق و ناظر استخر و همراه تنى به آب مى دادند كمين مى كرد و  قربانيان خود را برمى گزيد!
سوداى خنك شدن در حرارت تابسان فقط يك تفريح نيست! تن سپردن به آب چه در گرما و چه در سرما به هر حال آرامش بخش است.
حال حساب كنيد اگر براى تفريح، اگر براى آرامش و اگر براى هر نيت ديگرى تن به آب بسپاريد با اين وضعيت يعنى نگرانى مثل ماجراى بيجه ونگرانى هايى مثل غرق شدن در آب دريا و رودخانه چه شرايطى را پيش روى خود مجسم خواهيد ديد؟
سواحل خزر همچنان قربانى مى گيرد. هر دو سه روز يكبار به تعداد قربانيان افزوده مى شود.
***
تن سپردن به آب و خنكايش به سودايى تلخ مبدل شده است. آمارها همه حكايت از بحرانى بودن اين وضعيت دارد. در دو ماهه نخست امسال كه هوا هنوز براى تن آسايى در آب مناسب نبود ۳۳ زن و ۱۷۲ مرد در آب هاى كشور غرق شدند.
سال گذشته نيز ۲۰۰ زن و يك هزار و ۲۱۳ مرد در آب هاى كشور جان سپردند. اين وضع هر سال و همه ساله كشور ما شده است. سال ۱۳۸۲ نيز آمار ها مشابه اين وضعيت بوده است. يك هزار و ۲۸۰ مرد به همراه ۲۳۵ زن قربانى خنك شدن در آب شدند.
سهم سال ۱۳۸۱ نيز يك هزار و ۶۵ نفر مرد و ۱۳۵ زن بوده است. وضع در سال ۱۳۸۰ نيز مشابه است، يك هزار و ۴۶ نفر مرد و ۲۰۵ نفر زن.
دكتر جابر قره داغى رئيس سالن تشريخ سازمان پزشكى قانونى در تحليل اين آمارها مى گفت: «به ازاى هر يك ميليون نفر حدود ۲۰ نفر قربانى تن سپردن به آب در كشور مى شوند در حالى كه بعضى از كشورها اين رقم از تلفاتشان ناشى از تصادفات هم كمتر است.» تأسف بارتر اين كه اين متخصص پزشكى قانونى مى گويد: «آمار غرق شدگى به نوعى آمار بالايى است، شايد به اين دليل كه مناطق گرم و خشك كشورمان زياد است و افراد كمتر به فن شنا آشنا هستند، شايد هم به دليل آن كه كشور از دو سو به دو درياى مهم ختم مى شود.» اما موضوع به همين جا ختم نمى شود. تن سپردن به آب در آبهاى آزاد مثل رودخانه ها و درياها يك سرى دردسر دارد، اين كار در شهرها هم يك دردسر ديگر دارد. رفتن به استخر و شنا در آب ساكن خالى از دردسر نيست. آلودگى، شلوغى، ساعت كم و خنك نبودن آب در كنار فقدان هيجان شنا در آب آزاد دردسرهايى به همراه دارد كه همگى دردسر مى سازند.
***
استاندارد جهانى براى هر شناگر تعريف خاصى دارد. طبق اين استاندارد هر شناگر بين ۳‎/۲ متر مربع تا ۵‎/۲ مترمربع فضا براى شنا لازم دارد. اما به نظر شما اين استاندارد در استخرهاى شناى كشور ما محقق شده يا مى شود؟ از طرف ديگر طبق همان استاندارد بين المللى هر استخر عمومى بايد بين هر ۶ تا ۸ ساعت يك بار تعويض آب داشته باشد. شاخص  استخر خصوصى در اين باره ۱۲ ساعت است. اما اين وضع در استخرهاى ما چگونه است؟
در ايران به طور كلى يك هزار و ۲۵۸ استخر شامل ۴۷۵ استخر سرپوشيده و ۷۸۳ استخر روباز وجود دارد.
بهروز اسفنديارى نايب رئيس فدراسيون نجات غريق كشور كه همه ساله بخش اعظمى از تلاش خود را متوجه امنيت گردشگرى و شنا در سواحل خزر مى كند در اين باره مى گويد: «۴۵ درصد از غرق شده ها در جهان به دليل استفاده از الكل و مستى در آب قربانى مى شوند اما در كشور ما چنين علتى عامل غرق شدگى نيست.»
طبق استانداردها يا ضوابط موجود در كشور ما بايد در هر استخر كه ۵۰ در ۲۶ متر طول و عرض دارد و ظرفيتى معادل ۳۰۰ نفر را پذيراست ۶ نجات غريق داشته باشيم. براى يك استخر ۲۰۰ نفره كه ۳۳‎/۳ متر طول و ۱۶‎/۵ متر عرض دارد ۴ نجات غريق، براى استخر ۱۵۰ نفره با ۲۵ متر طول و
۱۲‎/۵ متر عرض ۳ نفر نجات غريق و براى استخر ۱۰۰ نفره با ۲۰ متر طول و ۱۰ متر عرض ۲ نجات غريق حاضر باشند.
برخلاف مشكل آبهاى آزاد در استخرها قربانى و غرق شده كم است. شايد به تعداد انگشتان دست بتوان غرق شدگى در استخر را جست. در ماه هاى اخير به جز غرق شدگى يك نوجوان ۱۴ ساله در پارك آبى آزادگان و چند مورد مشابه در كشور، ماجراى ديگرى مطرح نشده است.
گرچه موضوع مرگ آن نوجوان ۱۴ ساله در پرده اى از ابهام است اما موضوع غرق شدگى در استخرها معمولاً به سبب نقض استاندارها نيست. مشكل ديگرى براى شنا در استخرها وجود دارد. در واقع مشكلات ديگرى!
دكتر فروغ اعظمى متخصص بهداشت محيط و عضو هيأت علمى دانشگاه تهران در اين باره به ايسنا گفته است: «افراد داراى بيمارى هاى قند و كم خونى دقت بيشترى در انتخاب استخر كنند زيرا مستعد ابتلا به ناراحتى هاى عفونى و پوستى هستند.»
با استناد به اين گفته و با توجه به مسائل مربوط به شنا بايد گفت بيمارى هاى پوستى، انواع قارچ ها و بيمارى هاى مسرى در اين محيط ها بيشتر شايع است.
وقتى قرار باشد كلر زدن به آب و ديگر اقدامات گندزدايى از آب هزينه بر و زمان بر باشد اين كار كمتر از حد استاندارد انجام مى گيرد و بعد...
با اين وصف است كه بايد گفت تن سپردن به آب چه در رودخانه ها، چه در دريا و درياچه ها و چه در استخرها كه امنيت جانى بيشترى بر آن حاكم است به نوعى سوداگرى محسوب مى شود. آن هم در شرايطى كه مى گويند سرانه استخر در ايران سه هزارم درصد است. وقتى در كل كشور تنها يك هزار و ۲۵۸ استخر فعال است. وقتى از ۸۰ رودخانه كشور ۵۰ رودخانه به پسابهاى بيمارستانى، مواد صنعتى، مواد شيميايى و كشاورزى آلوده است و وقتى از حدود ۹۰۰ كيلومتر ساحل درياى خزر واقع در گيلان، مازندران و گلستان و از حدود ۶۰۰ تا ۶۲۰ كيلومتر قابل استفاده است و تنها ۱۵ كيلومتر آن طرح مجاز شنا است نبايد جز اين انتظار داشته باشيم كه تن سپردن به آب حادثه ساز نباشد!
تازه از همان ۶۰۰ تا ۶۲۰ كيلومتر فقط ۱۰۰ كيلومتر در دست ارگان ها و نهادهاى دولتى است و بخش اعظمى از سواحل هم به ويلاهاى اختصاصى و شهرك ها اختصاص يافته كه استفاده عمومى نمى شود.
همين عوامل دست به دست هم سپرده تا از يك سو تن سپردن به آب استخرها جذابيت لازم را نداشته باشد و عطش خنك شدن در آب را ارضا نكند و هم محدود بودن محدوده هاى طرح شناى مجاز و كاستى ها موجب گريز و پناه بردن به نقاطى شود كه آب بيشتر قربانى مى گيرد تا آرامش تحويل دهد!
***
شنا در گرماى تابستان، آن هم در كشور ما با سطح وسيعى از مناطق گرم و خشك، جذابيتى غيرقابل چشم پوشى است. اما در همين حال بيشتر استان هاى نامدار كشور درصدر قربانى دهندگان آب ها قرار دارند.
بررسى آمار غرق شدگى كشور نشان مى دهد به ترتيب استان خوزستان، استان مازندران، استان گيلان، استان تهران، استان اصفهان و استان فارس بيشترين قربانيان را دارند. اين در حالى است كه كشور ما با وجود اين سطح از مناطق گرم و خشك، سطوح قابل توجهى از دريا، سواحل و رودخانه ها را هم دارا است.
در شرايطى كه بسيارى كشورها با سطح كمترى از آب و ساحل ميلياردها تومان، حالا به دلار يا به پول خود، درآمد از گردشگرى آبى كسب مى كنند كشور ما نه تنها درآمدى قابل توجه از اين تفريح ندارد كه قربانيان بسيارى در سال از بابت شنا جان خود را از دست مى دهند.
در جهان حوادث
قاتل قتل هاى زنجيره اى
پاكستان دستگير شد
لى لى معين
پليس، مرد پاكستانى را كه متهم به قتل بيش از ۱۵ نفر بى خانمان در سه هفته گذشته بود، دستگير كرد.
اين قاتل پاكستانى كه امير نام دارد، از ۲۸ ژوئن قتل هاى خويش را آغاز كرد، به طورى كه در ميان ۲۰۰ هزار بى خانمان شهر «لاهور» پاكستان ايجاد رعب و وحشت شديدى كرده است.
تحقيقات نشان داد: اين مرد ۲۴ ساله دچار مشكل روانى است. او قربانيان خود را از ميان بى خانمانان، گدايان و معتادين انتخاب مى كرد و آنها را در حالى كه در پارك يا كنار خيابان خواب بودند با پرتاب سنگ و آجر به قتل مى رسانيد.
او توسط يكى از شهروندان در نيمه شب وقتى كه در حال فرار از صحنه قتل بود، تعقيب و توسط پليس دستگير شد. اين شهروند به پليس مى گويد: در حال عبور از جلوى پارك بودم كه صداى فرياد مردى را شنيدم. داخل پارك رفتم و متوجه فرار قاتل شدم.
«امير» هميشه آلت قتاله خود را در كنار جسد مقتول باقى مى گذارد.
او سابقه خشم و خشونت نيز از قبل داشته، تنها فرزند پسر خانواده است كه ۵ خواهر دارد. او حتى خواهران خود را نيز مورد ضرب و شتم قرار داده است. حتى در زمان تحصيل در مدرسه دو تن از همكلاسى هاى خود را بشدت مورد ضرب و شتم قرار داده. پدر وى كور بود، در آن زمان به دليل عدم داشتن رفتار مناسب از مدرسه اخراج شده بود. او حتى خواهران خود را دور از چشم پدر و مادر در منزل شكنجه مى كرده است و از آنها پول توى جيبى مى گرفته است.
وقتى بازرسين از او پرسيدند كه چرا آجر را براى قتل انتخاب كرده، پاسخ داد: وقتى چنين وسايلى به طور رايگان و فراوان در خيابان و جاده ها موجود است، چرا بايد پول خرج كنم.
اين اتفاق نقطه بد و ناخوشايندى در كشور پاكستان بود. روانشناسان مى گويند: او فرزندى است كه در كودكى با خشم و خشونت خانوادگى روبرو بوده است و بايد به او كمك كرد تا از اين بيمارى روانى نجات پيدا كند.
او حتى گاهى براى كشتن قربانيان خود، از سنگ هاى ۵ كيلوگرمى و بيشتر استفاده مى كرد. در آزمايشات به عمل آمده مشخص شد، وى معتاد به مواد مخدر است و انگيزه وى از اين قتل ها، گرفتن انتقام از جامعه است و به بيمارى جامعه ستيزى مبتلا است.
او پس از اينكه در دوران كودكى از مدرسه اخراج شد و خواهران خود را مورد ضرب و شتم قرار داد، از خانواده طرد شد و با دايى خود زندگى كرد (به منزل دايى نقل مكان كرد).
دايى وى شخصى به نام دكتر «شهيد» بود كه در ۲۵ سپتامبر سال ۲۰۰۳ به قتل رسيد و او معتقد است قتل دايى وى باعث از هم پاشيدگى خانواده او شده و با كشتن افراد مى خواست از جامعه انتقام بگيرد.
او بعد از «جاور ليگ بال» كه در سال ۱۹۹۹ به قتل ۱۰۰ كودك و سوزاندن اجساد آنها با اسيد، به عنوان خطرناك ترين قاتل قتل هاى زنجيره اى پاكستان شناخته شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |