يكشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۴ -
Sun, Aug 7, 2005
ديپلماتيك
۳۲۱۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
روزنامه واشنگتن پست
نويسندگان: رابين رايت و گلن كسلر
واكنش رسانه هاى آمريكايى به انتصاب «بولتون» در سازمان ملل
به گونه اى كه انتظارمى رفت، رئيس جمهورى آمريكا بااستفاده از شروع تعطيلات طولانى مجلس سنا «جان بولتون» معاون سابق تسليحاتى وزارت خارجه را به سمت سفير و نماينده دائم اين كشور در سازمان ملل منصوب كرد.
رسانه هاى گروهى آمريكا روز سه شنبه به طور مشروح اين انتصاب و پيامدهاى آن را بررسى كردند.
شبكه تلويزيونى «سى ان ان» انتخاب بولتون را «بيان سرخوردگى و نافرمانى» در برابر كنگره دانست.
سى ان ان به نقل از يكى از مشاوران سابق رئيس جمهورى آمريكا گفت: آغاز كار بولتون در سازمان ملل متحد موجب خرسندى جناح نو محافظه كار آمريكا خواهد شد ولى بسيارى از كشورهاى جهان آن را يك انتصاب «تحريك آميز» تلقى مى كنند.
«نيويورك تايمز» نيز در سرمقاله خود نوشت: نكته مثبت درباره انتصاب بولتون آن است كه وى در نيويورك مستقر خواهد شد و قادر نخواهد بود در ديگر مراكز به ويرانگرى ديپلماتيك بپردازد.
اين روزنامه افزود: مذاكرات با كره شمالى از زمانى كه بولتون وزارت خارجه را ترك كرد سازنده تر بوده است. بخشى از عملكرد مثبت خانم «كاندوليزا رايس» به عنوان وزير خارجه نيز ناشى از احتياط او و دور نگه داشتن بولتون از واشنگتن است هر چند كه انتصاب او در سمت جديد، خبرى ناخوشايند براى سازمان ملل متحد است.
نيويورك تايمز نوشت: بولتون زمانى به عنوان نماينده آمريكا در سازمان ملل متحد منصوب شد كه دولت بوش تهديد كرده است ايران را به دليل ادامه برنامه هسته اى خود به شوراى امنيت سازمان ملل متحد خواهد كشاند.
بولتون از مخالفان سرسخت دسترسى كشورهايى مانند ايران به فناورى هسته اى است.
اين روزنامه به نقل از مقام هاى دولتى نوشت: بولتون در سازمان ملل متحد مجرى نظرات رئيس جمهورى و وزير خارجه خواهد بود.
در همين حال روزنامه «وال استريت ژورنال» نوشت: انتصاب بولتون براى كسانى كه با حسن نيت خواهان اصلاحات در سازمان ملل متحد هستند، يك خبر خوب است.
همچنين روزنامه «يو اس اى تودى» در سر مقاله خود نوشت: سابقه بولتون در دولت، معرف سفير جناحى وابسته به حزب جمهوريخواه است كه نسبت به سياست بين الملل گرايى بدبينى ديرينه دارد.
اين روزنامه افزود: بولتون در دوران خدمت چهار ساله خود به عنوان معاون وزير خارجه، سخنرانى هاى جنجالى ايراد كرد كه با تشويق نومحافظه كاران آمريكايى و خشم ديگر كشورها همراه بود.
روزنامه «فلوريدا تايمز» نوشت: بولتون به طور يقين با دشمنى تعدادى از كشورها بويژه ايران و كره شمالى روبرو خواهد بود.
روزنامه «شيكاگو تريبيون» نيز نوشت: منتقدان سياسى اعتقاد دارند روش تهاجمى بولتون، فراهم آوردن زمينه لازم را براى ايجاد ائتلاف پيرامون مسائل مهم بين المللى مانند «مبارزه عليه تروريسم اسلامى و متوقف كردن برنامه تسليحات هسته اى ايران و كره شمالى» دشوارتر خواهد كرد.
روزنامه «بوستون گلوب» در اين باره نوشت: بولتون در دور نخست رياست جمهورى بوش مانع انجام مذاكرات ثمربخش با كره شمالى و ايران در مورد برنامه هاى تسليحاتى اين كشورها شد.
اين روزنامه افزود: دور شدن بولتون از وزارت خارجه موجب پيشرفت در اين زمينه ها خواهد شد هر چند او با پيگيرى برنامه كار يكجانبه گرايى در سازمان ملل متحد، به منافع آمريكا ضرر خواهد زد.
بوستون گلوب به وزير خارجه آمريكا توصيه كرده از نزديك مراقب فعاليت بولتون در سازمان ملل متحد باشد.
روزنامه «بالتيمور سان» نوشت كه عواقب منصوب كردن بولتون در سازمان ملل متحد مى تواند خطرناك باشد.
اين روزنامه افزود: سازمان ملل متحد شايد بزودى مجبور شود به مسأله هسته اى ايران بپردازد. اين موضوع بسيار حساس به يك واسطه مورد اعتماد نياز دارد.
بولتون كه متهم است اطلاعات محرمانه را براى رسيدن به نتايج مورد نظر خود تحريف كرده است، احتمالاً نمى تواند فردى معتبر و قابل اعتماد باشد.
روزنامه «ديتون ديلى نيوز» نيزنوشت: سناتور جمهوريخواه «جورج وينوويچ» از مخالفان انتصاب بولتون به سمت جديد در سازمان ملل متحد از بوش خواسته است او را به نشست آينده آمريكا با اتحاديه اروپا براى مذاكره درباره برنامه هسته اى ايران اعزام نكند.
از سوى ديگر، رسانه هاى آمريكايى انتصاب بولتون به نمايندگى دائم در سازمان ملل متحد را نمونه اى از قدرت نمايى بوش در برابر مجلس سنا و حزب دموكرات خواندند.
اعضاى خشمگين سنا از حزب دموكرات، آن را «سوء استفاده از قدرت» خواندند هر چند كه به گفته تلويزيون دست راستى فاكس نيوز اين تصميم در چارچوب اختياراتى است كه قانون اساسى كشور به رئيس جمهورى واگذار كرده است.
روزنامه «يو اس اى تودى» نيز در اين مورد نوشت: بوش، هر چند از راه نامطلوب ولى در پايان به خواسته خود رسيد. تصميم بوش يك هشدار جديد به حزب دموكرات بود كه قدرت را در دست ندارد.
شبكه تلويزيونى «ان بى سى» گزارش داد: بولتون هنگام ورود به ساختمان نمايندگى آمريكا نزد سازمان ملل متحد در نيويورك، از طرف مخالفان هو شد.
شبكه تلويزيون «اى بى سى» نيز گفت: بوش از بولتون خواسته است درباره موضوع اصلاحات مورد نظر در سازمان ملل، خط مشى سرسختانه داشته باشد.
اين شبكه به نقل از سناتور «كريستوف دوود» از حزب دموكرات اعلام كرد: اصلاً فكر نمى كنم بولتون بتواند عملكرد بسيار خوبى داشته باشد. او به رئيس جمهورى و مهمتر از آن به كشور صدمه خواهد زد.
دوود در گفت و گوى جداگانه با تلويزيون «سى ان ان» نيز گفت: از انتصاب بولتون به سمت جديد «متأثر» است. از ۱۰۰ سناتور ۴۵ نفر با انتصاب او به نمايندگى آمريكا در سازمان ملل متحد مخالف بودند.
بوش روز دوشنبه هنگام معرفى بولتون گفت: به دليل مخالفت هاى حزبى تعداد انگشت شمارى از سناتورها، رأى گيرى درباره بولتون اجرا نشد.
دوود به سى ان ان گفت: سمت نمايندگى دائم درسازمان ملل متحد بسيار مهمتر از آن است كه به يك فرد بى اعتبار واگذار شود. بولتون اعتبار ندارد.
سناتور جمهوريخواه «جورج وينوويچ» نيز به نيويورك تايمز گفت: تنها نتيجه انتصاب بولتون به سمت جديد، بى اعتبار شدن او نزد سازمان ملل متحد خواهد بود.
بنگاه مطبوعاتى «نايت ريدرز» در گزارشى نوشت كه كارشناسان بى طرف اعتقاد دارند عواملى متعدد مانع كارايى بولتون در سازمان ملل متحد خواهد شد.
نايت ريدرز افزود: ناكامى در كسب رأى اعتماد از مجلس سنا و همچنين ناراحتى در ميان جامعه ديپلماتيك نسبت به رفتار پرخاشگرانه بولتون از جمله اين عوامل ذكر شده است.
روزنامه «كريستين ساينس مانيتور» نيز نوشت كه مسأله اصلاحات در سازمان ملل متحد مانع بعدى است كه بولتون بايد آن را پشت سر گذارد.
اين روزنامه افزود: پرسش اين است آيا بولتون كه حتى كشور متحدى مانند انگلستان را مجبور كرد در گفت و گوهاى خصوصى نسبت به ميزان مهارت وى ابراز نگرانى كند، قادر خواهد بود ديدگاه هاى ايالات متحده درباره اصلاحات سازمان ملل متحد را اجرا كند؟
همچنين كارشناسان مسائل سازمان ملل متحد به «كريسچن ساينس مانيتور» گفته اند كه بولتون كار خود را از موقعيتى ضعيف شده، آغاز كرده است.
ولى روزنامه نيويورك تايمز به نقل از مقام هاى دولتى آمريكا نوشت: در چند ماهى كه بحث مجلس سنا درباره بولتون ادامه داشت بيشتر اصلاحات مورد نظر واشنگتن در سازمان ملل متحد به تصويب رسيد.
يك مقام ارشد دولتى به نيويورك تايمز گفت كه بيشتر اصلاحات مورد نظر بوش در سازمان ملل متحد در حال حاضر به اجرا در آمده اند.
يك مقام ديگر دولتى نيز گفته است: با توجه به اينكه بيشتر كارهاى مورد نظر واشنگتن در سازمان ملل در چند ماه گذشته اجرا شده، شخصيت پرخاشگر بولتون نمى تواند تأثيرى منفى داشته باشد.
در همين حال، تحليلگر تلويزيون اى بى سى تاكيد كرد: انتصاب بولتون پيش از آنكه به موضوع اصلاحات در سازمان ملل متحد ارتباط داشته باشد در رابطه با منازعه سياسى در واشنگتن است.
منبع : ايرنا
چكش مخملى
روزنامه واشنگتن پست
نويسندگان: رابين رايت و گلن كسلر
222891.jpg
سه هفته بعد از استقرار در وزارت امور خارجه، «كاندوليزا رايس» نشان داد كه دستگاه ديپلماسى آمريكا را در كنترل دارد و آن زمانى بود كه او، «دونالد رامسفلد» و وزيران دفاع و خارجه ژاپن را به حضور پذيرفت. در اين ديدار، هنگامى كه رامسفلد خواست سخن را آغاز كند، رايس خيلى محترمانه سخن او را قطع كرد و هدايت جلسه را به عهده گرفت و اين قاطعيت رايس به وضوح مورد توجه مقامات دو كشور حاضر در جلسه قرار گرفت.
۶ماه بعد، او كاملاً بر وزارت امور خارجه اشراف پيدا كرد. رايس برخلاف دوران «كالين پاول» در اكثر مبارزات بر وزارت دفاع فائق مى آيد؛ وزارت دفاعى كه زمانى، يكه تاز بود و هنوز سنگينى آن احساس مى شود. اگر چه نظر مشورت كاركنان كاخ سفيد گرفته مى شود، ولى رايس چارچوب مشخصى براى دستگاه ديپلماسى در دومين دوره دولت «جورج بوش» طراحى كرده است.
رايس در كوتاه مدت، بدون اينكه از چارچوب اصول كلى خارج شود، با پيروى از تز «آرمان گرايى عملى» تمايل خود را در به كارگيرى تاكتيكها براى برطرف كردن نگرانى هاى متحدين نشان داد. او همچنين با در پيش گرفتن ديپلماسى شخصى بيشترين ركورد سفرهاى خارجى و برگزيدن تيم نشاندار ديپلماتيك در موضوعات اضطرارى را برجاى گذاشت.
دستگاه ديپلماسى آمريكا، هميشه رگه اى از آرمان گرايى ، مبنى بر اينكه ما به ارزشها توجه داريم و در چارچوب هستيم، همراه داشته است. رايس هفته قبل در مصاحبه اى عنوان كرد: همه ما موظفيم سياستهايى راكه ريشه در ارزشهاى آرمان گرايى ما دارد، به كار گيريم و كارآمدى آن را به روز كنيم تا هميشه گامى جهت رسيدن به هدف برداريم.
هنوز زود است كه گفته شود آيا تاكتيكهاى جديد رايس در نهايت نتيجه بخش خواهد بود يا خير. اگرچه خيلى از اقدامات در مورد عملكرد رايس، موردى و مقطعى و موقتى بوده ولى در مجموع موجب بروز حركت نو شده است. در حالى كه اين موضوعات در گذشته به بن رسيده بودند.
درباره كره شمالى، رايس علناً با به رسميت شناختن حاكميت كره شمالى، دولت سرسخت پيونگ يانگ را به پشت ميزهاى مذاكره خلع سلاح برگرداند و به دستيار ارشد خاور نزديك خود قدرت داد تابه دفعات با مقامات كره اى به طور خصوصى ديدار داشته باشد؛ كارى كه در زمان پاول «تابو» بود.
در رابطه با ايران، در مقابل درخواست اتحاديه اروپا مبنى بر اينكه اگر مذاكرات هسته اى با ايران به شكست منجر شد. اين موضوع به شوراى امنيت ارجاع شود، رايس پيشنهادى تشويقى از جمله اجازه پيوستن به سازمان تجارت جهانى، خريد قطعات هواپيماهاى مسافرتى... به ايران داد و اين در حالى بود كه پاول حتى براى حذف جمله محور شرارت كه در نهايت به درگيرى با ايران منجر مى شد، با كاخ سفيد مشكل داشت.
رايس براى تحكيم روابط با هند، يك معامله اتمى با اين كشور جوش داد.
هرچند كه با اين كار ممكن است پيمان خلع سلاح اتمى با خطر مواجه شود.
در رابطه با سودان، رايس يك راه حل ميانه را بين مخالفت دولت آمريكا با دادگاه جنايت جنگى بين المللى و تلاشهاى سازمان ملل متحد جهت رسيدگى به جنايات جنگى در «دارفور» ارائه داد. وزارت امور خارجه به تهيه قطعنامه اى جهت تحقيق بين المللى در دارفور كمك كرد؛ قطعنامه اى كه واشنگتن مى توانست رأى ممتنع دهد.
رايس در مصاحبه اى خبر از كشف مسائلى بويژه در رابطه با ايران در اولين سفر به اروپا داد و گفت: «ما در اين سفر به جايگاه آمريكا پى برديم كه جايگاه خوبى نبود.» بنابراين در رابطه با ايران و سپس كره شمالى، دستورالعملى را فرموله كرد.
وى گفت: «برخى وقتها «قدرت ديپلماسى» نمى تواند «نه» بگويد، ولى مى توان كارى كرد كه هم منافع و اصول حفظ شود و هم به ديگرى و چند كشور براى پيشبرد كار كمك كنى.» «نيكولاس برنز» دستيار خانم رايس مى گويد: «اين نوعى ازديپلماسى است كه برخى از نقادان ما احساس مى كنند كه ما ديگر توانايى يك ابرقدرت را نداريم. ما ابرقدرت آرى و يا نه بوديم و هيچگاه درميان اين دو قرار نداشتيم.»
هنوز چالش هاى مهم بين المللى دوره اول رياست جمهورى بوش لاينحل باقى مانده است. هنوز توافق پيونگ يانگ و ياتهران براى پايان دادن به برنامه هاى اتمى خود اخذ نشده است. هنوز دو ميليون آواره سودانى در اردوگاههاى آوارگان هستند. روستاها و احشام اين مردم از ميان رفته و دورنماى راه حل آن روشن نيست.
ميراث خانم رايس با دو چالش تاريخى، يعنى نجات از تجاوز آمريكا به عراق و پيش بردن دموكراسى در جهان اسلام پيوند خورده است. دورنماى اين دو استراتژى درازمدت، قابل رؤيت نيست.
«درك چولت» مشاور سياست خارجى حزب دموكرات در انتخابات ۲۰۰۴ آمريكا مى گويد: «اگر ما قادر به پيدا كردن راه حلى معنى دار و رضايت بخش براى عراق نباشيم، مهم نيست چه تعريفى براى آن داشته باشيم، هر ايده خوبى كه آمريكايى ها در مورد جهان داشته باشند، زير سؤال خواهد رفت.»
رايس در برخى اوقات مانند يك مبارز انتخاباتى تلاش مى كند تا بتواند وجهه ضعيفى را كه او از دوران مشاور امنيت ملى از خود به جا گذاشته است، ترميم كند؛ دورانى كه او براى شكل دادن سياست خارجى تلاش زيادى براى ميانجيگرى بين شخصيتهاى مختلف داخلى به خرج داد. اكنون به عنوان وزير خارجه، رايس با به كارگيرى ابزار ديپلماسى براى رسيدن به نقطه اى باعث شگفتى متحدين شده است.
رايس براى نشان دادن عدم خشنودى خود نسبت به دستگيرى يك اصلاح طلب، كمك مالى ۲۰۰ ميليون دلارى و سفرخود به مصر را لغو كرد. او همچنين سفر به كانادا جهت نشست دفاع موشكى آمريكا را لغو و هنوز برنامه بعدى سفر به كانادا تعيين نشده است. او در سفر به رياض آشكارا از پادشاهى عربستان خواست كه زنان را از بردگى نجات دهد. او در سفر به كرانه باخترى و مشاهده ساخت و ساز بيشتر در شهرك يهودى نشين به اسرائيل هشدار داد كه ادامه اين ساخت و سازها ، نقض آشكار توافق سال گذشته با بوش خواهد بود.
نيكولاس برنز در ادامه گفت: رايس در سفر اول خود به اروپا، نسبت به لغو تحريم هاى تسليحاتى چين هشدار داد و به ديپلماتها گفت كه اگر روزى نيروهاى آمريكا در تايوان با سلاحهاى اروپا دردست سربازان چينى مواجه شود، موجب افسوس اروپا خواهد شد. نخست وزير لوكزامبورگ - رئيس وقت اتحاديه اروپا - با شنيدن سخنان تند رايس ازجا پريد. پس از آن، وى هيأت پشت هيأت نزد رايس اعزام كرد تا از او بخواهند «خواهش مى كنيم كه يك مقدار انعطاف داشته باش» ولى او زير بار نرفت و به هيأتهاى اروپايى گفت: «شما با كارتان، دموكراتها و جمهوريخواهان را در كنگره متحدكرديد. اين موضوع ساده اى نيست» در نهايت، اروپايى ها از فروش سلاح به چين صرف نظر كردند.
كاركنان وزارت خارجه، رايس را «چكش مخملى» ناميده اند. فيليپ زيليكوف رايزن وزارت امور خارجه و مشاور رايس مى گويد: «يكى از هداياى او اين است بدون اينكه تقابلى صورت گيرد او مى داند چگونه با دولتهاى خارجى مستقيم و پوست كنده صحبت كند. وى خيلى قاطع، مصمم و در عين حال رفتارش به گونه اى نيست كه باعث خشم و مخالفت خارجى شود.»
هنگامى كه رايس سفر قاره خود را در ماه گذشته برنامه ريزى مجدد كرد، او از اين سفر استفاده كرد تا به عنوان اولين مقام ارشد آمريكايى باشد تا درخاك اعراب نسبت به چالش رهبران عرب در مقابل بوروكراسى سخنرانى كند.
نبيل فهمى سفير مصر در آمريكا در رابطه با سخنان رايس در قاهره گفت: «تاكنون برخورد عمومى جهان نسبت به رايس مثبت بوده است. اين بدان معنى نيست كه هرچه او مى گويد و انجام مى دهد، مورد تأييد ماست.»
برخلاف پاول، خانم رايس بيش از يك سوم زمان در سفر و با هواپيماى نيروى هوايى پرواز مى كند. «ژان ديويد ليويت» سفير فرانسه در آمريكا در رابطه با سخنرانى رايس در پاريس مى گويد: «وقتى كه خانم رايس سخنرانى خود پيرامون روابط اروپا و آمريكا را در پاريس انجام داد، واقعاً جو عمومى و مطبوعاتى را نسبت به دولت بوش تغيير داد و اين يك نقطه عطف بود. به احتمال زياد او قدرتمندترين وزير خارجه آمريكادر چند دهه گذشته است.»
افراد نزديك به رايس مى گويند: براى تعريف نو از استراتژى دولت، رايس در چند جهت، كار زيادى كردو در روند كار، به اكثر مشاجرات داخلى پايان داد. در دوره اول دولت بوش، سياست خارجى دوگانه داشت. «واقع گرايان» تحت رهبرى پاول كه در رسيدن به هدف براساس مشتركات با متحدين تلاش مى كردند و «نومحافظه كاران» كه پيش بردن اهداف حتى به قيمت مخالفت بامتحدين را مدنظر داشتند.
در دوره دوم، رايس كار خود را با آرمان گرايى عملى خود آغاز كرد. فردى مى گفت: «شما مى دانيد كه هنر ديپلماسى اين است كه افراد را در جايى قرار دهى كه سياست شما سياست آنها باشد. برخى مى گفتند ديپلماسى در پى پيدا كردن جايى هست كه سياست شما و آنها با هم جمع شوند و من فكر مى كنم كه اين چيزى است كه ما زمان زيادى براى آن هزينه مى كنيم.»
به دليل روابط نزديك رايس با بوش، كنترل وى بر سياست خارجى ارتقا يافته است و رايس پس از «هنرى كيسينجر» ، اولين وزير خارجه اى است كه قبل از وزير شدن، مشاور امنيت ملى بوده است. «استفن هدلى» معاون سابق و جانشين رايس،
مى گويد: «همه چيز هماهنگ با وزارت امور خارجه است». يكى از نزديكان وى مى گويد: «بوش به رايس به عنوان يك مشاور، يك دوست و عضوى ازخانواده كاملاً اعتماد دارد.»
رايس هنوز يك رگه احتياط قوى دارد و به افكار عمومى احترام مى گذارد. او سه سفر به اسرائيل داشته و با هماهنگى از نوار غزه خارج شده است. ولى برخى مى گويندكه تنها تعدادى از دخالت هاى او براى همكارى اسرائيل و فلسطين صورت گرفته است. على رغم تبحر او در مسائل روسيه ، رايس بدون اين كه بر سر مسائل دموكراسى تقابلى ايجاد كند، با پوتين بر سر مسائل غيرروسى همكارى مى كند.
بيش از هر چيز، رايس پيشبرد دموكراسى بوش در جهان عرب را در سرلوحه كار خود قرار داده است.
رايس ماه گذشته در يك نشست كاركنان وزارت امور خارجه در سالن شهردارى با مقايسه وضعيت اوايل قرن بيست و يكم و سالهاى ۱۹۴۰ گفت: در آن زمان نيز آمريكا پس از جنگ جهانى با تغييرات سريع اوضاع در جهان بود. «من فكر مى كنم هم اكنون نيز استراتژى، هدف و عزم ما بايد معطوف به استفاده از ديپلماسى آمريكا براى ساختن فونداسيون محكم پس از يك ضربه ديگر باشد.»
وى به كاركنان وزارت امور خارجه گفت كه در آن موقع (دهه ۴۰) آمريكا در پى آن بود كه ژاپن، دموكراسى را به آغوش بكشد. هرچند كه جامعه ژاپن، غربى نبود و دولتهايش به صورت تاريخى استبدادى بود. امروز نيز بعد از دو جنگ با جهان اسلام، رايس معتقد است كه روندى مشابه در جهان اسلام قابل تكرار است. با پايان يافتن ماه عسل، رايس بايد ثابت كندكه سياست تازه اش نتايج پايدارى دارد يا خير.
سناتور«بيدن» مى گويد: «رايس با يك آغاز قوى فاصله دارد. ولى اين آغاز زمان مى برد تا به يك سوپر تانگر تبديل شود. دولت بوش به اين نتيجه رسيده است به اندازه كافى قدرتمند نيست. ما بايد باهوش باشيم كه تنها با زور نمى توانيم از منافع خود دفاع كنيم. اميدوارم كه رايس با جايگزين كردن ايدئولوژى با واقعيت ، كارش را تكميل كند.»
ترجمه: س. حيدرپور


|   شناسنامه   |   آرشيو   |