|
بن لادن و بمب گذارى هاى لندن
«اسامه بن لادن» در يكى از نوارهاى ويديويى اخير خود گفته است: « اگر شهرهاى ما را بمباران كنيد، ما هم شهرهاى شما را بمب گذارى مى كنيم». بفرماييد! مثل روز روشن بود كه وقتى «تونى بلر» تصميم گرفت در «جنگ عليه ترور» و تهاجم به عراق به بوش بپيوندد، بريتانيا به عنوان يك هدف مورد توجه قرار گرفت. همان طور كه آنها مى گويند، به ما اخطار شده بود. كنفرانس سران ۸ كشور از پيش به عنوان روز حمله برگزيده شده بود. و بى فايده است كه تونى بلر به ما بگويد: «آنها هرگز در انهدام آن چه ما گرامى مى داريم، موفق نخواهند شد». آنها سعى ندارند آن چه را ما گرامى مى داريم، منهدم كنند. بلكه سعى بر اين دارند كه افكار عمومى را برانگيزند تا به تونى بلر فشار بياورند از عراق بيرون برود و از ائتلاف با ايالات متحده و از پاى بندى به سياست هاى بوش در خاورميانه دست بكشد. اسپانيا بهاى پشتيبانى از بوش را پرداخت - و عقب نشينى اسپانيا از عراق ثابت كرد كه بمب گذارى مادريد به هدف خود رسيد - در حالى كه استراليايى ها در «بالى» تاوان پس دادند. براى تونى بلر ساده است كه اين بمب گذارى ها را وحشيانه بخواند - كه البته بود- ولى مرگ غير نظاميان بر اثر تهاجم بريتانيا و آمريكا به عراق در ۲۰۰۳ كه كودكان را با بمب هاى خوشه اى تكه تكه كرد و تعداد زيادى از عراقيان بى گناه كه در پست هاى بازرسى به وسيله آمريكاييان كشته مى شوند، چه نام دارد؟ وقتى آنها مى ميرند «خسارت هاى جنبى» نام دارد، وقتى كه ما مى ميريم، تروريسم و كشتار وحشيانه! وقتى ما با شورشيان عراق مى جنگيم، چه چيز سبب مى شود باور نكنيم كه اين شورش ها سراغ ما هم خواهد آمد؟ يك چيز مسلم است: اگر تونى بلر واقعاً باور دارد كه با «مبارزه با تروريسم» در عراق مى توانيم به طور مؤثرترى بريتانيا را حفظ كنيم - آن طور كه بوش مرتب مى گويد: در آن جا با آنها بجنگيم تا نگذاريم به اينجا بيايند- اين استدلال ديگر ارزش و اعتبارى ندارد. همزمانى بمب گذارى لندن با كنفرانس سران ۸ كشور، يعنى وقتى توجه جهان بر بريتانيا متمركز بود، يك ضربه نبوغ آميز نبود. احتياجى نيست مدرك دكترا داشته باشيم تا ملاقات ديگرى بين بلر و بوش را برگزينيم تا روال زندگى يك پايتخت را با كشتار انفجارى بيش از ۳۰ نفر از شهروندانش به تعطيل بكشانيم. زمان تشكيل كنفرانس ۸ كشور كه از مدتى قبل اعلام شده بود، مهلت كافى را كه بمب گذاران براى آماده شدن نياز داشتند، در اختيارشان قرار داد. طرح چنين برنامه هماهنگى براى حمله اى از اين نوع، ماه ها وقت مى برد - براى انتخاب خانه هاى امن، تهيه مواد منفجره، تعيين هدف ها، اطمينان يافتن از امنيت عمليات، انتخاب بمب گذاران، تعيين ساعت و دقيقه بمب گذارى، برنامه ريزى خبررسانى ارتباط ها (تلفن همراه مطمئن نيست و لو دهنده است). هماهنگى و برنامه ريزى پيچيده - وبى رحمى كامل در بى توجهى نسبت به جان افراد بى گناه - ويژگى القاعده است. و اكنون اجازه بدهيد بر اساس واقعيت هاى رويداد ۷ جولاى روز آغاز كنفرانس سران ۸ كشور، روزى چنان بحرانى، روزى چنان خونين را يك شكست كامل نيروهاى اطلاعاتى خود بدانيم. يعنى شكست همان «كارشناسانى» كه ادعا مى كردند در عراق سلاح هاى كشتار جمعى وجود دارد، در حالى كه نبود و در كشف چنين توطئه اى براى كشتن لندنى ها كه طرح آن ماه ها طول كشيده است، ناكام ماندند. به نظر مى رسد كه قطار، هواپيما، اتوبوس و مترو از تخصص هاى هنرمندانه القاعده باشد. كسى نمى تواند هر روز ۳ ميليون مسافر هر روزى لندن را بازرسى بدنى كند. هيچ كس نمى تواند همه توريست ها را متوقف كند. بعضيها فكر مى كردند ممكن است «يورو استار» هدف حمله القاعده قرار گيرد - يقين داشته باشيد آن ها اين طرح را هم مورد مطالعه قرار داده اند- ولى وقتى اتوبوس هاى عمومى و قطار و مترو در دسترس است، چرا به خاطر كسب پرستيژ هدفى مشكل را دنبال كنند؟ و حالا مى رسيم به مسلمانان بريتانيا كه مدت هاى طولانى منتظر اين كابوس بودند. حالا هر يك از مسلمانان ما يك «مظنون هميشگى» مى شوند، مردان و زنانى با چشمان قهوه اى، مردانى كه ريش دارند، زنانى كه روسرى دارند، پسرى كه تسبيح به دست دارد و دخترى كه از نظر نژادى مورد توهين قرار مى گيرد. به خاطر مى آورم روز ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ را كه من در هواپيمايى بودم كه از بالاى اقيانوس اطلس عبور مى كرد. هواپيماى من وقتى آمريكا فضاى هوايى خود را بست آسمان ايرلند را دور زد و برگشت - و آن وقت من و تحويلدار هواپيما در كابين هاى هواپيما به راه افتاديم تا مسافران مشكوك را شناسايى كنيم. من حدود يك دوجين فرد مشكوك يافتم كه البته همه افراد بى گناهى بودند كه چشمان قهوه اى يا ريش دراز داشتند يا به من با تنفر نگاه مى كردند. در واقع، اسامه بن لادن ظرف چند ثانيه «رابرت فيسك» مهربان، آزاديخواه و صميمى را به يك نژادپرست ضد عرب تبديل كرده بود واين امر نكته اصلى در بمب گذارى ۷ جولاى است: تفرقه بين مسلمانان و غيرمسلمانان بريتانيايى و تشويق انواع نژادپرستى كه تونى بلر ادعا مى كند از آن متنفر است. ولى مشكل همين جاست. وانمود كردن اين كه دشمنان مى خواهند «آن چه را ما گرامى مى داريم» از بين ببرند، نژادپرستى را تشويق مى كند. آن چه را ما در اين جا با آن مواجهيم، يك حمله متمركز، مستقيم و مشخص بر لندن است. كه پى آمد «جنگ با ترور»ى است كه آقاى بلر ما را به آن بسته است. درست پيش از انتخابات رياست جمهورى آمريكا، بن لادن پرسيد: «چرا ما به سوئد حمله نمى كنيم؟» خوش به حال سوئد، نه اسامه بن لادن در آن جاست و نه تونى بلر!! منبع: روزنامه اينديپندنت (چاپ لندن) ترجمه : پوراندخت مجلسى
|