|
گفت و گو با طراح چادر ايرانى
چادرى با هويت ايرانى
|
|
|
آزاده محمدحسين از روزى كه بحث استفاده از لباس ملى و طراحى پوششى كه منطبق بر فرهنگ و هنر ايرانى باشد مطرح شد، بيش از يك سال مى گذرد. از آن زمان افراد و گروه هاى مختلفى تلاش كردند با ارائه طرح هايى كه نشان از فرهنگ و مليت ايرانى داشته باشد، به حفظ هويت ايرانى و پوشش او كمك كنند و نيز رد پايى از خود در تاريخ فرهنگ كشور به جابگذارند. يكى از اين افراد، «فتانه جنابى» است. او با طراحى چادر ايرانى تلاش كرده به جامعه زنان ثابت كند كه يك زن مى تواند با حفظ حجاب برتر خود در فعاليت هاى اجتماعى نيز به راحتى حضور يابد. چادرى كه او طراحى كرده و نام «چادر ايرانى» را بر آن نهاده، به حركت سريع و راحت صاحب آن كمك مى كند و دست و پاگيرى چادر هاى معمول را نيز ندارد. اين چادر با آستين هاى بلند و درزى در قسمت جلو كه با دكمه بسته مى شود در واقع مانند مانتويى است كه سرپوش داشته باشد. اين طراح دانش آموخته دو رشته فيزيك و رياضى و دبير فيزيك است. به گفته خودش در چند رشته غير دانشگاهى در زمينه هاى هنرى، روانشناسى و ... نيز مطالعات گسترده اى داشته است. - «لباس ملى يعنى چه؟ آيا منظور، واحد بودن نوع پوشش است؟» - به اعتقاد من درباره سخنان مقام معظم رهبرى در باره لباس ملى، سوء تفاهم هايى به وجود آمد. واقعيت اين است كه طراحى لباس هاى فعلى ما، بر گرفته از غرب است و به نوعى فرهنگ پوشش غربى از طريق همين طراحى ها به كشور ما منتقل مى شود. در حالى كه ايران با اين فرهنگ قديمى در هر دوره اى و براى هر قوميتى لباس مخصوص خودش را داشته است. اصولاً لباس نشانگر مليت يا قوميت مردم يك منطقه است. نكته اى هم كه مقام رهبرى به آن اشاره كردند بر اين نكته تأكيد داشت كه مردم در داخل كشور متناسب با فرهنگ قوميت هاى مختلف، طراحى و تنوع ايجاد كنند. در واقع از پوششى استفاده كنيم كه از فرهنگ خودمان ريشه گرفته باشد و مقلد نباشيم. اصلاً منظور از اين حرف اين نبود كه همه لباس يك شكل و واحد بپوشند. * همين موضوع شما را به سمت طراحى چادر ايرانى سوق داد؟ - مدت ها بود كه من در فكر طراحى لباس و چادرى متناسب با طرح هاى ايرانى بودم و اين فرصتى شد براى پيگيرى جدى خواسته ام. البته اين چادرى كه من طراحى كرده ام، چادر ايرانى است و نه چادر ملى؛ يعنى ممكن است صدها مدل ديگر نيز طراحى شود. اين، تنها يك نوع چادر ايرانى است. * اساساً چادر تا چه حد پوشش ايرانى به حساب مى آيد؟ - در اين باره تحقيق مفصلى كرده ام. از زمانى كه چهار تمدن در دنيا وجود داشت و براساس نقوش به جامانده بر سفالينه ها و حتى فرش هاى ايرانى، زن ايران زمين همواره سرپوش داشته است و اين پوشش عموماً پر از رنگ و طرح بوده است. پس از ورود اسلام به ايران همين سرانداز شكل حجاب به خود گرفته است. در واقع چادر امروزى همان سرانداز قديمى است كه در دوره تاريخى به شكلى بوده و رفته رفته تكميل شده است. ناگفته نماند كه همين پوشش در برخى مقاطع تاريخى به افراط و در برخى مقاطع نيز به تفريط كشيده شده است. * همان طور كه اشاره كرديد، بيشتر سراندازهاى زنان ايرانى رنگين و طرح دار بوده است. همچنان كه الان هم در ميان برخى قوميت ها اين چنين است. پس چرا رنگ غالب در بيشتر مناطق بويژه شهرهاى بزرگى مثل تهران، مشكى است؟ - اين موضوع در شهر بزرگى مثل تهران ريشه هاى عميق دارد. ما در اين خصوص يك كار تحقيقاتى در سطح دبيرستان انجام داريم و از دختران دانش آموز خواستيم بگويند به چه رنگى تمايل دارند. نتيجه اين شد كه ۹۸ درصد آنان رنگ مشكى را انتخاب كردند و در توجيه اين انتخاب عنوان كردند كه «ماديگر بزرگ شده ايم.» از طرف ديگر آلودگى بيش از حد هواى تهران موجب شده كه اقبال به سمت رنگ هاى تيره بيشتر است. البته يادمان نرود كه اسلام تعصبى در استفاده از رنگ مشكى ندارد همان گونه كه آنجا كه اوج معنويت در ديدار خداوند شكل مى گيرد و در گرد خانه او همه سفيد پوشند. * شما در چادرهاى ابداعى تان از رنگ هايى مثل آبى و كرم استفاده كرده ايد. فكر مى كنيد با استقبال مواجه شوند؟ - به مرور زمان، فكر مى كنم بله. * اصلاً چطور شد كه شما به فكر طراحى چنين چادرى افتاديد؟ - من خودم از پيش از انقلاب چادرى بودم و اين پوشش علاوه بر آن كه حرمتى در ميان ايرانى ها داشت براى بچه هاى انقلابى هم علاوه بر حرمت نوعى لباس رزم به حساب مى آمد. اما از همان موقع من احساس مى كردم گاهى چادر جلوى دست و پاى آدم را مى گيرد. بعد از انقلاب هم بسيارى از بانوان چادرى را مى ديدم كه با سختى در محل كار حاضر مى شوند، زيرا چادر به شكل فعلى تا حدودى كارايى خانم ها را كم مى كند. بنابراين به اين فكر افتادم كه براى حفظ چادر و كاهش بخش هاى دست و پاگير آن، طرحى بريزم و در همين راستا، خيلى طرح ها را طراحى كردم ولى به اجرا در نياوردم تا اين كه مقام معظم رهبرى بحث لباس ملى را مطرح كردند. واقعيت اين است كه تا پيش از آن فكر مى كردم نمى توانم به تركيب فعلى چادر دست بزنم، اما نظر مساعد مقام معظم رهبرى اين فضا را برايم ايجاد كرد. * چادرى كه شما طراحى كرده ايد چه فرقى با چادر عربى دارد؟ به لحاظ الگويى، چادر عربى كاملاً مستطيل شكل است و به همين دليل آستين آن كوتاه مى شود و از فرق سر هم پوشيده مى شود. اما چادر ايرانى يك نيم دايره كامل است، هيچ درزى در اطراف نمى خورد و به همين دليل آستين ها بلند است و شروع آن هم از جلوى سر است. ضمن اين كه چين هاى عمودى زير آستين ها دارد و كلوش بودن پايين آن، امكان حركت راحت تر و سريع تر را به خوبى فراهم مى كند. * اين چادر به توليد انبوه رسيده است؟ - خير. فقط حدود ۳۳ خياط با من همكارى دارند و در جاهاى مختلف براى كسانى كه ابراز تمايل مى كنند مى دوزند. در ضمن ما ترتيبى داده ايم كه چادرهاى فعلى با نوان با يك تغيير به چادر ايرانى تبديل شود. تا الآن هم هرچه از اين چادر توليد شده با هزينه شخصى خودم بوده است. * چرا توليد كنندگان به شما سفارش نمى دهند؟ - اصولاً چادر به خاطر نوع و ميزان پارچه اش، كالايى گران است و از نظر اقتصادى براى يك توليد كننده ريسك بزرگى است كه وارد اين ميدان شود. در حالى كه من تا به حال جنبه فرهنگى قضيه را ديده ام. * با توجه به اين كه بسيارى از بانوان ايرانى از چادر استفاده مى كنند، چرا بيشتر پارچه هاى ما وارداتى است؟ - اين موضوع به ضعف نساجى ما بر مى گردد كه قدمت زيادى ندارد. هر چند كارخانه اى براى توليد پارچه چادر مشكى راه اندازى شده اما قيمت تمام شده پارچه هاى آن بيشتر از پارچه هاى وارداتى است. اين است كه بيشتر پارچه ها از خارج و به شيوه هاى مختلف وارد مى شوند. * تا به حال نهاد يا سازمانى از چادرهاى شما استفاده كرده است؟ - فقط سازمان حج و اوقاف و امور خيريه؛ چون سال گذشته من چند تا از اين چادرها را به تعدادى از خانم هايى كه به خانه خدا مى رفتند دادم و وقتى مسؤولان برازندگى و راحتى آن را ديدند، پذيرفتند كه به عنوان پوشش واحد براى حج استفاده شود. در حال حاضر به نظر من فقط كاروان هاى ايرانى لباس متحدالشكل ندارند و اين چندان پسنديده نيست.
|