|
نامه سرگشاده «رالف نادر»* به بوش
برگردان: پوراندخت مجلسى منبع: سايت «رؤياهاى مشترك» آقاى رئيس جمهور! شما روز ۲۸ ژوئن در پربيننده ترين ساعت، مردم آمريكا را در مورد وضعيت عراق مخاطب قرار داديد. در سخنان خود، تلفات، خرابى ها و رنج هاى آن كشور را تكان دهنده و واقعى خوانديد و آنگاه اظهار داشتيد: «مى دانم براى آمريكاييان اين پرسش مطرح است كه اين همه از خودگذشتگى و فداكارى ارزشش را دارد؟ بلى دارد» شما بر اين امر پافشارى كرديد و براى توضيح لزوم از خودگذشتگى به سخنان خود ادامه داديد. اكنون پرسش من از شما اين است: آيا در آمريكا چه كسى فداكارى و از خودگذشتگى مى كند؟ به غير از سربازان ما و خانواده هاى آنها و ساير آمريكاييانى كه نيازهاى زندگى آنها و پوشش تأمينى آنها برآورده نمى شود، به اين جهت كه پول هايى كه بايد صرف رفاه آنها شود براى جنگ عراق و ادامه اشغال آن هزينه مى شود؟ اجازه بدهيد با ثروتمندان و سهم آنها در اين از خودگذشتگى ها شروع كنيم: در بحبوحه تاخت و تاز و يغما در عراق، شما كاهش مالياتى آنها را دو برابر كرديد و تصويب اين درآمد عظيم بادآورده براى ثروتمندان را همان زمانى با پافشارى از كنگره خواستيد كه تمركز ثروت در بالاترين سطح يك درصدى ثروتمندترين افراد سرعت گرفته و در حال تشديد بود. شما همچنين ماليات شركت هاى بزرگى را كه بيشترين سود را با استفاده از پيچ و خم ها و جزئيات قانون ماليات بر درآمد مى بردند، كاهش داديد. اينها همان شركت هايى بودند كه از قراردادهايى كه خود شما در اختيارشان گذاشته بوديد، به سودهاى ميليارد دلارى دست يافته بودند. شركت هايى نظير «هالى برتون» - كه معاون رياست جمهورى آقاى «ديك چنى» از آن مقررى بازنشستگى چشمگيرى دريافت مى كند - همچنان به قراردادهاى چند ميليارد دلارى دست مى يابد، على رغم اينكه حسابرسى و تحقيق هاى پنتاگون به وسيله «هنرى واكسمن»، نماينده جمهورى خواه حيف و ميل هاى اعلام نشده اين شركت و فسادهايى را كه اندك هم نبوده، نشان داده است. به اين ترتيب به نظر نمى رسد شركت ها از خودگذشتگى زيادى انجام داده باشند!! شما و آقاى چنى لازم است به خاطر بياوريد كه اسلاف شما در زمان جنگ ماليات هاى فوق العاده اى را بر سود شركت هاى بزرگ مى بستند. آنطور كه سرگرد «ار. آوانس» (جمهوريخواه) اخيراً در مقدمه (H.R, ۱۸۰۴) در مورد وضع چنين ماليات هايى اشاره داشته است. چنين سياست معقول و منصفانه اى هنگام افزايش كسر بودجه فدرال در پيش گرفته مى شد. نمونه اين رويه قضايى در جنگ هاى جهانى اول و دوم پيش آمد و همچنين در جنگ كره و جنگ ويتنام. تفاوت ها را بنگريد! رؤساى جمهور گذشته ماليات شركت هاى بزرگ را به عنوان راهى براى كمك به توزيع فشارهاى اقتصادى افزايش دادند. آن هنگام طبق مدارك به جاى اينكه شما از شركت هاى بزرگ براى خزانه و هزينه هاى نظامى كمك بگيريد، حتى ماليات سودهاى شگفت انگيز آنها را كاهش داديد. حضور پسران و دختران سياستمداران و فرماندهان سطح بالا در نمايشنامه عراق كجاست تا بتوانند رنج ميليون ها مردم بى گناه عراق را ببينند؟ در آنجا تنها مى توان به تعداد انگشتان يك دست بر حضور افراد خانواده ۳۵۳ عضو كنگره و اعضاى كاخ سفيد حساب كرد. در مورد خانواده پولدارترين مديران اطلاعات دقيقى در دست نيست. مى توان حدس زد كه تعداد بسيار كمى از آنها به مثلث سنى نشين (طبق تبليغات آمريكايى ها تنها ناراضيان عراقى سنى ها هستند - م) اعزام شده اند. اگر اين ثروتمندان به اين منطقه اعزام شده بودند، امكان بازى تنيس يا قايق سوارى يا گلف نمى داشتند، البته اگر هدفشان اين مى بود. چند وقت يكبار، فداكارى ميهن پرستانه اعضاى نيروهاى مسلح، ذخيره ها و گارد ملى مورد تحسين قرار مى گيرد؟ چند وقت يكبار از كارهاى آنها به عنوان بالاترين شكل خدمت به كشورشان، امنيت آن و آينده آن ستايش مى شود؟ در مورد دخترانتان چه كه از طرف پدر و مادرشان تا اين حد مورد ستايش و تمجيد و تعريف قرار مى گيرند؟ حضور سرگرد «جان آيزنهاور» فرزند ژنرال آيزنهاور و امثال او را در صحنه هاى جنگ به خاطر بياوريد. در يكى از نامه هاى پيشين كه پاسخى براى آن دريافت نكردم، به شما و آقاى چنى اصرار كردم اعلام كنيد كه ده ها هزار دلارى را كه از قانون كاهش ماليات سهم شخصى شما شده است، نمى پذيريد. اگر خود شما اين درآمد را نمى پذيرفتيد، اين پيام را در بر مى داشت كه امضاى برگه كاهش مالياتى شخصى شما امرى ناپسند است. همچنين كمكى بود به پيشبرد اصل صلاحيت اخلاقى در اداره كشور. بسيار خوب، شما كاهش مالياتى خودتان را تأييد و امضا كرديد، در حالى كه ده ها هزار آمريكايى مجبور به دست كشيدن از شغل ها و درآمدهاى كوچكشان و رفتن به عراق شدند - آنهم با حقوق هايى كه كاهش يافته بود - تا در آنجا هم شاهد و نگران وسايل ايمنى نامناسب و آموزش هاى ناكافى باشند. زمامدارانى كه مردان و زنان جوان را به جنگ هاى اعلام نشده و غيررسمى با هدف هاى ساختگى، فريبكارانه و پنهانى مى فرستند، انگيزه هاى مناسب و شايسته اى براى رفتارها و سياست هاى مسؤولانه و كارآمد ندارند. شركت در فداكارى ها، هر چند اندك، محدوديت دورانديشانه اى را در برابر فريبكارى ها و بى پروايى هاى سياستمداران و حمايت از مال اندوزى هم جرگه اى ها ايجاد مى كند. اغلب به ما گفته ايد كه مى خواهيد كسانى را به عنوان قاضى فدرال تعيين كنيد كه به قانون اساسى پايبندى شديدى داشته باشند. نظرتان چيست در مورد رئيس جمهورى كه پايبندى قطعى و بى چون و چرايى به صلاحيت و درستى ماده يك بند ۸ قانون اساسى داشته باشد كه به كنگره - و تنها به كنگره - قدرت و اختيار اعلان جنگ را مى دهد؟ لازمه اعلان جنگ، ضرورت قانونى آن است كه بر اساس آن، همه افراد واجد شرايط خانواده هاى عضو كنگره و كاخ سفيد هم به خدمت احضار مى شوند تا اطمينان حاصل شود و تضمين شود كه تنها «جنگ هاى اجتناب ناپذير و لازم» اعلام و اجرا مى شوند. * رالف نادر كه به حزب سبزها نزديك است، در سال ۲۰۰۰ از طرف اين حزب و در سال ۲۰۰۴ به طور مستقل نامزد رياست جمهورى بود.
|