پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۴ -
Thu, Aug 11, 2005
فرهنگ و هنر
۳۲۱۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
نگاهى به فعاليت ها و اولين آلبوم گروه «كهت ميان»
پنجشنبه بازار كتاب
نگاهى به فعاليت ها و اولين آلبوم گروه «كهت ميان»
بيست و ششمين جايگاه ماه
223344.jpg
چنگيز محمودزاده
دو هفته پيش از انتخابات نهمين دوره رياست جمهورى ايران، كمى پايين تر از ميدان هفت تير اطراف ورزشگاه شيرودى مملو از مردمى بود كه براى شركت در يكى از ميتينگ هاى انتخاباتى آمده بودند. اما دو كوچه بالاتر در خانه اى يك طبقه كه احتمالاً برحسب اتفاق هنوز سرجاى خود باقى مانده و به يك ساختمان چندطبقه تبديل نشده بود، چهار نوازنده دور هم جمع شده بودند تا تمرين هاى هفتگى خود را آغاز كنند.
آنها از قبل هشدار داده بودند كه محل تمرين بسيار گرم است و هيچ وسيله اى براى تهويه هواى آن وجود ندارد. اما در نگاه اول چندان هم بد به نظر نمى رسيد. يك اتاق كوچك كه فقط به اندازه اعضاى گروه، سازها و آمپلى فايرها جاداشت.
يك پنكه معمولى هم به تنهايى وظيفه خنك كردن اتاق را برعهده داشت. دورتادور اتاق با يونوليت پوشيده شده بود تا شايد به اين ترتيب همسايه ها و ساكنان خانه از سروصداى تمرين در امان باشند. وقتى در اتاق بسته شد و دو تكه يونوليت بزرگ به اندازه در كه روى آن را با موكت پوشانده بودند پشت در اتاق قرار گرفت، مى بايست تمرين آغاز شود. اما پيش از آن هريك از نوازنده ها در گوش هاى خود دستمال كاغذى گذاشتند و يكى دو نفر ديگر حاضر نيز از آنها پيروى كردند.
وقتى اولين قطعه آغاز شد تقريباً تمام اتاق مى لرزيد و در اثر دوبل پدال هاى درامز هر لحظه انتظار مى رفت كل پنجره از ديوار بيرون بپرد تا اين همه صداى موسيقى راهى براى رفتن به خيابان ها پيدا كند.
همايون مجدزاده (نوازنده گيتار)، اردوان انزابى پور (نوازنده گيتارباس)، وانيك وارطانيان (نوازنده درامز) و على اظهرى (نوازنده ريتم گيتار) مشغول تمرين بودند تا خود را براى كنسرت «كهت ميان» در اوايل مردادماه آماده كنند و در عين حال منتظر انتشار اولين آلبوم گروه با نام «اكسير» بودند.
قطعه اول كه تمام مى شود حتى مردمك چشم ها نيز عرق كرده اند و همه چيز تار ديده مى شود. با شروع دوباره تمرين، دستمال كاغذى ها هم توان مقابله در برابر حجم زياد صدا را ندارند و اتاق كوچك تمرين كهت ميان به سفينه اى جدا از زمين تبديل مى شود كه انگار براى خود درحال چرخيدن در فضايى ذهنى است. چهار نوازنده آنقدر ادامه مى دهند كه خودشان هم از نفس مى افتند و سريع در و پنجره را باز مى كنند. دستمال كاغذى ها را در مى آورند تا مانند زمان تمرين مجبور نباشند به جاى حرف زدن، داد بزنند.
كهت ميان، يكى از گروه هايى است كه از چند سال پيش به كار در حوزه موسيقى متال مشغول است و تاكنون اجراى چند كنسرت در تهران را در كارنامه خود دارد. اعضاى گروه كه به غير از اظهرى همه بيش از ۳۰ سال سن دارند از چندين سال پيش و در زمان اوج اين موسيقى در دنيا به سمت آن گرايش پيدا كردند و با وجود سپرى شدن آن دوران هنوز به اين سبك پايبند مانده اند. آنها در چند اجراى زنده خود نشان دادند كه در كار خود آنقدر جدى هستند كه فقط به پشت سرهم نواختن رديف هاى گيتار و بداهه نوازى برروى صداى پس زمينه اكتفا نكنند. اما شايد چندسالى ديرتر از زمانى كه مى بايست، امكان ارائه آثار خود را پيدا كردند.
موسيقى جوانان ۱۰ سال پيش
دو هفته بعد از انتخابات، اعضاى كهت ميان در آپارتمانى در گيشا كه به اندازه كافى خنك بود دور هم جمع شدند و پس از انتشار اولين آلبوم گروه از ادامه تمرين هاى خود براى اجراى كنسرت در جشنواره تابستانه كيش مى گويند. كنسرتى كه در تهران قصد اجراى آن را داشتند به دليل پيدا نكردن سالن منتفى شد و حالا چشم اميد به سالن هاى جزيره كيش دارند تا شايد جايى براى آنها داشته باشند.
انتشار آلبوم اكسير به آنها اعتماد به نفس بيشترى داده است اما چندان هم نسبت به فعاليت هاى آينده خود اميدوار نيستند.
آلبوم اكسير داراى هشت قطعه اينسترومنتال (سازى) در سبك متال است كه به زيرشاخه اسپيدمتال نزديك تر به نظر مى رسد. تمام قطعات آلبوم تا سال ۱۳۸۰ تنظيم شدند و به گفته مجدزاده آثار اين آلبوم متعلق به پروژه اى هستند كه مى بايست چهار سال قبل به پايان مى رسيد: «تعدادى قطعه اينسترومنتال داشتيم و فكر مى كرديم تا چهار سال قبل پرداختن به آنها تمام مى شود اما تاكنون طول كشيده است. خود ما هم نمى خواهيم در اين ابعاد كار كنيم. موسيقى گروه هم به دليل تغيير دو نفر از نوازنده ها، تغيير پيدا كرده است.»
به نوشته اعضاى گروه در سايت اختصاصى آنها «ايده اوليه موزيك كهت ميان حدود سال ۱۳۷۴ برپايه عناصر موسيقايى شرقى در فضاهاى تيره شكل گرفت. تيم هايى كه ذاتاً داراى مشخصه هاى متعدد تأثيرگذار هستند. اين مشخصه ها عموماً متأثر از فضاى شب، بيابان و بخصوص دنياى اسرارآميز و جادويى افسانه ها است.»
در طول سال هاى ۷۸ تا ۷۹ اولين قطعات گروه ساخته شد اما تا تابستان ۸۱ هنگامى كه ساخت قطعات پايان پذيرفت به دليل شكل نگرفتن گروهى منسجم و حضور همايون مجدزاده به عنوان نوازنده ميهمان در گروه اكسير، اجراى اين قطعات متوقف شد.
پس از اجراى كنسرت گروه اكسير، با كنار هم قرار گرفتن على خدادوست (نوازنده كيبورد)، خالد سندزاده (نوازنده درامز) و اردوان انزابى پور گروه به طور رسمى ثبت شد و كار خود را آغاز كرد. نخستين كنسرت رسمى گروه در ارديبهشت ۸۲ در تالار فارابى و در بهمن ماه همان سال نيز دومين كنسرت آنها در همان تالار به مدت شش شب اجرا شد.
اما اوضاع گروه در اواخر سال ۸۲ تغيير كرد: «همه انتظار داشتند يك آلبوم بيرون بدهيم. به همين دليل پروژه اصلى ما متوقف شد و به سراغ آلبوم اكسير رفتيم. جمع كردن اين كار با دو يا سه نفر نيز امكان پذير بود. خود ما هم ديگر به طور دائم شنونده اين موسيقى نيستيم اما احساس خوبى نسبت به آن داريم و در دوران جوانى با آن به اين سبك از موسيقى جذب شديم.» مجدزاده درحالى آن روزها را به خاطر مى آورد كه در باره آلبوم گروه معتقد است: «فكر مى كرديم اين كار، ساده و روان تر خواهد بود و سعى كرديم به اين ترتيب مخاطبان آلبوم بعدى خود را نيز جذب كنيم. آثار اين آلبوم پايه ملوديك ندارند و براساس رديف و ريتم گيتار ساخته شدند. ساخت اين آلبوم يك ماه و ضبط آن دو ماه طول كشيد.»
تقريباً تمام قطعات آلبوم به طور كامل در يك استوديوى خانگى ضبط شده و تنها چند بخش كوتاه از سه قطعه كه با گيتار آكوستيك نواخته مى شود در يك استوديوى رسمى ضبط شد. انزابى پور و مجدزاده از صداى آلبوم راضى نيستند اما فكر مى كنند با امكاناتى كه داشتند؛ بهترين كار ممكن را منتشر كرده اند.
خود آنها نيز مى دانند كه دوران طلايى اين موسيقى به سرآمده است هرچند به اين موسيقى همچنان علاقه مند هستند.
با اين وجود هنوز گروهى وجود دارند كه با علاقه به دنبال آثار اين سبك از موسيقى هستند كه هيچ نمونه ايرانى از آن نيز وجود ندارد. شايد تنها توجيه براى ساخت چنين آلبومى كه نمونه هاى خارجى فراوانى براى آن وجود دارد اين ديدگاه مجدزاده باشد كه: «بالاخره مى بايست يك نفر در ايران اين موزيك را كار كند. هنوز با جوانان بسيارى برخورد مى كنيم كه وقتى مى بينند ما همچنان با اين سبك موسيقى كار خود را ادامه مى دهيم، ذوق زده مى شوند و ما را تشويق مى كنند...»
انزابى پور نيز مى گويد: «سالها پيش وقتى بچه ها در كوچه فوتبال بازى مى كردند، دوست داشتند مارادونا شوند اما حالا همه مى خواهند در آينده يك على دايى ديگر باشند. ما هم مى خواستيم چنين الگويى را در زمينه موسيقى به وجود بياوريم. دوست داشتيم اسم «كهت ميان» از ايران مطرح شود و به اوج برسد.»
فقط براى خنده
و اينك وارطانيان بر خلاف زمان اجراى موسيقى كه براى نواختن پاساژ هاى پى در پى بايد فعاليت زيادى داشته باشد، چندان حرف نمى زند. فقط وسط حرف هاى ديگر اعضاى گروه در يك جمله براى اين مطلب تيتر پيشنهاد مى كند: «اكسير، واقعاً اكسير است» و يا «اكيسر زهر مار است».
مجدزاده و انزابى پور در همان زمانى كه در حال انتشار اكسير بودند به استوديو مى رفتند و كار برروى دومين آلبوم خود كه هنوز منتشر نشده است را دنبال مى كردند
وارطانيان در آن زمان به كهت ميان پيوست و در استوديو به نواختن درامز آلبوم دوم و در استوديوى خانگى به اجراى درامز اكسير پرداخت.
پس از آن على اظهرى نيز به آنها ملحق شد تا آلبوم دوم با آسودگى بيشترى نسبت به اكسير منتشر و فشار كار آن بين چهار نفر تقسيم شود. اين آلبوم نيز مانند كار اول گروه، اينسترومنتال است و از صداى خواننده در آن استفاده نمى شود. اين مسأله همان نكته اى است كه احتمالاً تعدادى از مخاطبان اين سبك از موسيقى را از آلبوم اكسير نا اميد مى كند. آنها براى استفاده نكردن از خواننده چند دليل دارند: «فكر مى كنم در شرايط موجود با توجه به موسيقى ما امكان كاركردن با خواننده وجود ندارد. ضمن اينكه براى موسيقى خود اشعار انگليسى در نظر داريم و شايد نتوانيم مجوز انتشار آنها را به دست آوريم. از سوى ديگر حقيقت اين است كه در ايران خواننده اى نداريم كه بتواند با اين موسيقى بخواند. در ابتداى كار خود بسيار تلاش كرديم كه با خواننده كار خود را دنبال كنيم و حتى امروز نيز قطعاً بسيارى ترانه انگليسى داريم اما نمى توانيم آنها را كارى كنيم...
هر چند مجدزاده اين ديدگاه ها را مطرح مى كند اما خود او نيز مى داند كه: «موسيقى ما تا زمانى كه زبان انگليسى نداشته باشد، بين المللى نمى شود و هيچ فردى به سراغ ما نمى آيد.»
على اظهرى كه جوان تر از سه نوازنده ديگر است و ۲۴ سال سن دارد، اميدوارتر از آنها به نظر مى رسد: «نمى خواهيم چيزى به ما بدهند. همين كه اميدوارمان كنند كافى است. اگر بدانيم در سن ۵۰ سالگى ما را قبول مى كنند و اين موسيقى را مى پذيرند براى ما كافى است...»
اما مجدزاده مى گويد: «كارما از اميدوارى و نااميدى گذشته و به مرحله جنون رسيده ايم. يكبار پيشنهاد كردند براى اجراى كنسرت به انگلستان برويم و ما فكر كرديم ديگر ستاره موسيقى راك شده ايم. بعد كه هيچ سالنى در تهران حاضر نشد به ما اجازه اجراى كنسرت بدهد فكر كرديم همه چيز تمام شده است.
وقتى سنتان از ۳۰ سال بيشتر شود مى فهميد كه اجراى كنسرت در يك سالن كوچك يا انتشار آلبومى در تعدادى محدود آن چيزى نيست كه از ابتدا در فكر آن بوديد. حالا فقط براى خنده، هفته اى يكبار دور هم جمع مى شويم و تمرين مى كنيم.»
گره كور
ايرانيان باستان عقيده داشتند كه يك ماه شمسى به ۳۰ جايگاه تقسيم مى شود و ماه هر شب در يكى از آنها منزل مى كند. بيست و ششمين جايگاه ماه، كهت ميان نام داشت. پس از ورود اعراب به ايران نام اين جايگاه ها تغيير پيدا كرد و كهت ميان تنها نام دست نخورده باقى ماند. اين بدان علت بود كه ماه اعراب يك شب كمتر از ماه ايرانى دارد و هيچ جايگزينى براى شب كهت ميان وجود نداشت.
اسامى قطعه هاى آلبوم اكسير نيز مانند نام گروه بار معنايى خاصى دارد كه تأثيرى متفاوت از موسيقى بر مخاطب مى گذارد. گوش دادن به هر يك از قطعه ها با توجه به نام آنها تجربه اى متفاوت از گوش دادن به آنها در حالت عادى است.
مجد زاده درباره اولين قطعه آلبوم با نام «يادآورى» مى گويد: «وقتى آرپژ اول و آخر قطعه را مى ساختم، ۱۸ سالگى خودم را به ياد مى آوردم و به انرژى آن دوران احتياج داشتم و به همين دليل اين نام را براى آن انتخاب كردم. در قطعه سوم هم پس از پايان قطعه، احساس سخت و پر از خستگى به خودمان دست مى دهد و به همين دليل اسم آن شد «فساد تدريجى». نام قطعه هاى ديگر مثل «گره كور»، «كهنه پرست» و «ايستگاه آخر» نيز چنين حالتى دارند.»
چهار نوازنده كهت ميان همچنان به تمرين ادامه مى دهند. آنها كه زمانى در فكر راه اندازى مؤسسه فرهنگى هنرى كهت ميان بودند اكنون با گره كور برگزارى يك كنسرت مواجه هستند.
معرفى نشريات
نقشه راهنماى جمهورى خلق چين و شهر پكن منتشر شد
به همت مؤسسه جغرافيايى وكارتوگرافى «گيتا شناسى»، نقشه راهنماى جمهورى خلق چين و شهر پكن منتشر شد.
«سعيد بختيارى» مدير مؤسسه جغرافيايى و كارتوگرافى گيتا شناسى در اين مورد گفت: اين نقشه در دو قسمت تهيه شده است كه نقشه اول موقعيت كشور چين را در آسيا نشان مى دهد و علاوه بر شهرهاى آن، كشورهاى همسايه چين هم در آن مشخص شده است. وى ادامه داد: بخش دوم نقشه شامل راهنماى شهر پكن است. بختيارى افزود: اين نقشه شامل موقعيت مكانى موزه ها، پارك ها، دانشگاه ها، بيمارستانها و معابر شهر است كه خيابانها و ميادين پكن را نشان مى دهد. در نقشه راهنماى جمهورى خلق چين و شهر پكن تصاوير زيبايى از معبدها، مجسمه ها و كاخ هاى اين كشور وجود دارد و ديوار بزرگ چين هم در عكس نمايان است.
اين نقشه در ابعاد ۱۰۰*۷۰ به بازار عرضه شده است.

همه چيز در باره ابريشم

كتاب «ابريشم، روند توليد و تجارت جهانى» نوشته آنتروهايورنين و ماتياس كناپه با ترجمه دكتر امير هوشنگ امينى منتشر شد.
اين كتاب كه توسط مركز تحقيقات و بررسى هاى اقتصادى اتاق بازرگانى و صنايع و معادن ايران منتشر شده، بخشى از خلأ موجود در ادبيات صنايع نساجى بويژه ابريشم را پر خواهد كرد.
در پيش گفتار اين كتاب آمده است: اين ششمين ويرايش گزارش بررسى روند توليد و تجارت جهانى ابريشم است كه مركز تجارت جهانى و CITC انتشار آن را در سپتامبر ۱۹۸۸ آغاز كرد. اين ويرايش جديد داده هاى آمارى ۱۹۹۷ را به روز در آورده و از آن زمان تاكنون، نقش كشورهاى روبه  رشد و ساير كشورها رادر تجارت جهانى ابريشم بازنگرى كرده است.
تاريخچه ابريشم، توليد و تجارت جهانى، توسعه بازار ابريشم، بازارهاى مصرف، كشور ها و مناطق توليد كننده ابريشم از جمله عناوين اين كتاب است كه مى تواند مورد توجه سياست گذاران، اقتصاد دانان، دست اندركاران توليد و پرورش ابريشم و محققان و پژوهشگران قرار گيرد.
پنجشنبه بازار كتاب
هفته وظيفه دشوار نظارت و قانون اساسى
223392.jpg
گروه فرهنگ و هنر- ساير محمدى: هفته اى كه گذشت در حوزه شعر تنها سه عنوان كتاب منتشر شد كه دو كتاب تجديد چاپى هستند، يعنى گزينه اشعار قيصر امين پور از سلسله كتاب هاى شعر انتشارات مرواريد است كه چاپ هشتم آن به بازار آمد. اما گزينه اشعار منوچهر نيستانى توسط همين انتشاراتى براى نخستين بار منتشر مى شود. اين گزينه شامل نقد و بررسى اشعار نيستانى و برگزيده شعرهايى از دختر جوانه ها، خراب، ديروز - خط فاصله، دو با مانع و چند غزل است. «از مصاحبت آفتاب» زندگى و شعر سهراب سپهرى است كه كاميار عابدى تأليف و تدوين كرده ونشر ثالث در سال ۷۵ چاپ اول آن را منتشر كرده بود كه حالا با اضافات به چاپ چهارم رسيده است، هر چند در حوزه شعر تعداد كتاب هاى شعر اندك است اما در حوزه علوم انسانى هم تعداد عناوين كتاب ها افزايش چشمگيرى را نشان مى دهد، هم اين آثار به لحاظ كيفى قابل توجه اند.
* داستان، رمان
«روى جاده نمناك» عنوان رمانى به قلم خديجه قاسمى است كه نشر روزگار منتشر كرده است. اين رمان تصويرى زنده و روايتى گرم از تاريخ اجتماعى معاصر ماست كه از فراز و فرود زندگى مردم مى گويد و سرشار از رمز و راز عشق و شوريدگى است. همين انتشاراتى رمان «بهشت» اثر تونى موريسون نويسنده سياهپوست آمريكايى و برنده نوبل ادبيات در سال ۹۳ را با ترجمه گيسو پارساى چاپ و منتشر كرده است. رمان بهشت يكى از بهترين آثار اين نويسنده محسوب مى شود. نشر چشمه جلد پنجم «داستان هاى محبوب من» را كه به نويسندگان دهه پنجاه اختصاص داده شد، منتشر كرده است. گزينش و نقد و بررسى داستان هاى اين مجموعه مثل مجموعه هاى قبل به عهده على اشرف درويشيان و رضا خندان (مهابادى) بود و نويسندگانى چون مهشيد اميرشاهى و عدنان غريفى، بهروز دهقانى، فريدون تنكابنى و مسعود ميناوى و ... در اين مجموعه حضور دارند.
«هتل ماركوپولو» مجموعه يازده داستان كوتاه خسرو دوامى است كه انتشارات نيلوفر منتشر كرده است. دوامى كه سال هاست در خارج از كشور مقيم شده زندگى ايرانيان در غربت را دستمايه آثارش قرار داده است. همين انتشاراتى «وراباكستر» يا سواحل آتلانتيك فيلمنامه اى از مارگريت دوراس را با ترجمه قاسم روبين منتشر كرده است. دوراس بر اساس همين ماجرا فيلم بلندى ساخت كه در بسيارى از اين كشورها اكران شده بود. «زندگى در آينه» به قلم حورا ياورى، گفتارهايى در نقد ادبى است كه انتشارات نيلوفر منتشر كرده است. نويسنده در اين اثر، به نقد و بررسى آثار آل احمد، دانشور، مسكوب، معروفى، بهبهانى و ... مى پردازد. «ژرمينال» معروف ترين اثر اميل زولا با ترجمه سروش حبيبى با ويرايش جديد به چاپ سوم رسيد. انتشارات نيلوفر چاپ اول اين رمان را در سال ۵۶ منتشر كرده بود.
نشر مركز نيز از جمله ناشران فعال ماه هاى اخير است. اين انتشاراتى در هفته گذشته دو مجموعه داستان از آثار رولد دال را با ترجمه شهلا طهماسبى منتشر كرده كه «زن صاحبخانه» شامل ۱۱ داستان و «ديروز زيبا بود» شامل ده داستان است.
رولد دال نويسنده نروژى تبار متولد انگلستان هم در حوزه ادبيات كودكان و نوجوانان و هم در حوزه بزرگسالان، نويسنده موفقى است و آثارش با اقبال خوبى روبرو مى شود. همچنان كه در ايران خوانندگان فراوانى دارد. «آمده بودم با دخترم چاى بخورم» رمانى به قلم شيوا ارسطويى است كه نشر مركز در سال ۷۶ چاپ اول آن را منتشر كرده بود حالا به چاپ سوم رسيده است. «مردم معمولى» به قلم عليرضا ميراسدالله اثرى است متفاوت كه در حوزه ادبيات داستانى جا مى گيرد و همراه با طرح و كاريكاتور است و به شيوه اى نو پرداخت شده است، اين كتاب را هم نشر مركز منتشر كرده است.
«روى ماه خداوند را ببوس» رمانى به قلم مصطفى مستور كه به عنوان بهترين اثر در جشنواره قلم زرين سال ۸۱ انتخاب شد. توسط نشر مركز به چاپ دهم رسيده است. چاپ اول اين كتاب در سال ۷۹ به بازار آمده بود. «منهاى عشق» رمانى از ايزابل آلنده كه در سال ۲۰۰۱ نوشته و منتشر شده، با ترجمه گيسو پارساى توسط انتشارات آريابان در ايران به بازار آمد. چاپ اول اين رمان در سال ۸۱ و چاپ دوم آن هفته گذشته منتشر شده است. «زمستان بلند بى ناقوس» رمانى از پرويز ابوالفتحى است كه نشر نشانه منتشر كرده است. «مرشد و مارگريتا» شاهكار ميخائيل بولگاكف كه در دوران استبداد استالين خلق شده و با استقبال بى نظيرى روبرو شده بود، با برگردان عباس ميلانى در سال ۶۲ در ايران منتشر شد و هم اكنون پس از چند سال ناياب بودن نشر نو آن را تجديد چاپ كرده است. «قصه هاى شاه پريان» انتخابى از داستان هاى پريان هانس كريستين اندرسون است كه مهدى پرتوى آن را به فارسى برگردانده و انتشارات بهزاد چاپ و منتشر كرده است. معروف ترين داستان هاى اندرسون چون ملكه برفى، ليزاى بندانگشتى، لباس تازه امپراتور و ... در اين كتاب آمده است، «آواز چلچله ها در اختتر» خاطره جذاب و روايت يكى از صحنه هاى افتخارآميز دفاع مقدس است كه به قلم ايمانعلى كشن روستا تصوير شده است. نويسنده يكى از رزمندگان دوران دفاع مقدس بوده كه روايتى مستند از آن دوران به دست مى دهد. ناشر اين كتاب انتشارات سيمرو است.
«زنده به گور» اثر معروف صادق هدايت همراه با ترجمه انگليسى و ارمنى آن به اهتمام جهانگير هدايت توسط نشر ورجاوند در قطع حبيبى منتشر شده است.
ترجمه انگليسى زنده به گور به قلم كارتر برايانت و ترجمه ارمنى به قلم خاچيك خاچر انجام گرفته است.
* دين، سياست و هنر
«اوستا» به مناسبت سه هزارمين زاد روز زرتشت از سوى انتشارات مرواريد به چاپ نهم رسيد. اوستا، كهن ترين سرودهاى ايرانيان به گزارش و پژوهش دكتر جليل دستخواه استاد ايرانى دانشگاه هاى استراليا در دوجلد براى نخستين بار در سال ۷۱ منتشر شده بود. «حكمت سليمان» و «حكمت بن سيرا» دو كتاب براساس كتاب مقدس اورشليم است كه پيروز سيار ترجمه و نشر نى چاپ و منتشر كرده است. «از بازرگانان تا سروش» اثرى به قلم فروغ جهانبخش با ترجمه سعيده سريانى است كه به بحث و بررسى پيرامون اسلام، دموكراسى و مدرنسيم مذهبى در ايران بين سال هاى ۳۲ تا سال ۸۰ مى پردازد. ناشر اين كتاب انتشارات بهزاد است. «آموزش مردمى و دموكراسى در سوئد» اثر استفان لارنس با ترجمه و تأليف منوچهر حقيقى راد و توسط نشر چشمه منتشر شده است. نشر چشمه كتاب «مكالمات فرانسوى» را كه گفت وگوهايى با لونياس، اشنايدر، ايريگلوى، دريدا و ... است كه رائول مورتلى انجام داده و شيوا مقانلو آن را به فارسى برگردانده است، چاپ و منتشر كرد. «جدل هاى تاريخى» عنوان كتابى به قلم عمادالدين باقى است كه درآمدى بر تاريخ نگارى معاصر محسوب مى شود و نشر سرايى آن را منتشر كرده است. «نومحافظه كاران و سياست خارجى آمريكا» عنوان كتابى به قلم دكتر حسين دهشيار است كه نشر آبى راهى كتابفروشى ها كرد.
«هرمنوتيك غربى و تأويل شرقى» اثرى از تقى رحمانى را نيز همين انتشاراتى چاپ و منتشر كرده است. «وظيفه دشوار نظارت بر اجراى قانون اساسى» عنوان كتابى است كه مجموعه مكاتبات و نظريات حقوقى و هيأت پيگيرى و نظارت بر اجراى قانون اساسى در فاصله ۱۳۷۶ و ۱۳۸۴ را دربرمى گيرد. اين مجموعه را دكتر حسين مهرپور فراهم آورده و نشر ثالث آن را چاپ و منتشر كرده است. «چه كسى پنير مرا جابه جا كرد» عنوان كتابى در حوزه روانشناسى به قلم اسپنسر جانسون است كه يغمه ترابى فرد به فارسى برگردانده و انتشارات بهزاد منتشر كرده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |