پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۴ -
Thu, Aug 11, 2005
ديپلماتيك
۳۲۱۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
نگاهى به سياست خارجى روسيه
اوكراين و «جنگ گاز»در ۳ جبهه
منبع: خبرگزارى ريانووستى  ترجمه : مرضيه خادم شريف
قرار است اوكراين اولين هدف تغيير اساسى در استراتژى گاز روسيه در دوره بعداز اتحاد شوروى باشد. روسيه به اين نتيجه رسيده است كه كمك كردن به همسايگان با در اختيار گذاشتن گاز به قيمت پايين هيچ نتيجه سياسى را به همراه ندارد و حتى منجر به خسارت هاى نسبتاً بزرگ اقتصادى مى شود. «گاز پروم» غول گاز روسيه، اعلام كرده است قصد دارد تا قيمت ارائه گاز به كشورهاى جامعه مستقل مشترك المنافع را تا سطح اروپا افزايش دهد.
پيش از اين، آرزوى روسيه مسلط سبب مى شد تا از تغيير قيمت گاز تا سطح جهانى جلوگيرى شود، ولى امروز، مهمترين نكته تقاضا براى گاز است كه عملاً جايگزينى در مقابل تأمين آن به وسيله روسيه وجودندارد.
روابط گازى جديد فوراً بعد از انقلاب نارنجى بازسازى شد و پيشقدمى از طرف اوكراين بلافاصله سايه اى از رسوايى را به همراه داشت. گم شدن ۷‎/۸ ميليارد مترمكعب گاز روسيه از ذخاير گاز اوكراين،گاز پروم را به ياد گذشته نه چندان دور دزدى بدون مجازات انداخت.
با وجود اين ،گاز پروم در شرايط جديد، تحمل چنين خساراتى را ندارد و از اين رو، پيشنهاد توليد نقدى انتقال گاز از طرف اوكراين را تأييد كرد. رسيدن به قيمت هاى بازار، يعنى ۱۶۰ دلار براى هر ۱۰۰۰مترمكعب گاز ، «كيف» را بسيار منقلب كرد. «الكسى ايوچنگو» معاون وزير سوخت و انرژى و رئيس نفت و گاز اوكراين پيشنهاد ۶۰ دلار را ارائه كرده است. او آماده است تا طى ۴ سال ، اختلاف بهاى اين ذخاير را بپردازد. ظاهراً اين تفسير اوكراينى از اين توافق است.
گاز پروم در تلاش براى يافتن راه حل پيشنهاد كرد تا گاز از دست رفته را در برابر انتقال گاز به اروپا ناديده بگيرد. در حال حاضر، اوكراين ۲۳ ميليارد مترمكعب گاز طبيعى را در هرسال دريافت مى كند، در حالى كه جبران گاز پروم اين حجم را به ۱۵‎/۲ ميليارد مترمكعب كاهش مى دهد. در نتيجه ، كيف فوراً حالت تهاجمى به خود گرفت. ايوچنكو گفت: «اگر گاز پروم اين جبران را پيشنهاد مى كند، توصيه ما اين است كه پرداخت اين گاز با صادرات گاز به اروپا از طريق اوكراين صورت مى گيرد.» يك قانونگذار، اين تهديد مخفى را اينگونه تفسير كرد: « اگر گاز پروم تأمين ۷‎/۸ ميليارد مترمكعب گاز را رد كند، مسير انتقالى به هرحال از طريق اوكراين خواهد بود. بنابراين مامى توانيم هرميزان گازى را كه مى خواهيم ، دريافت كنيم.»
جالب است كه رويكرد كيف نسبت به مسائل گاز قبلاً منجر به درگيرى بين اوكراين و تركمنستان شده است. در ۲۱ ژوئن، «صفر مراد نيازاف» ، رئيس جمهورى تركمنستان ، با اعلام وضعيت موجود به عنوان كلاهبردارى بى سابقه خواستار آن شد كه اوكراين براى دريافت گاز پرداخت نقدى صورت دهد.
نيازاف در يك مكالمه تلفنى با «ويكتور يوشچنكو» رئيس جمهورى اوكراين گفت:«در حالى كه پول در طرف شما جريان دارد، شما به طور دل انگيزى ما را مى فريبيد. ما با اين كار نه امروز ، نه در آينده موافق نيستيم. اگر شما كالايى نداريد، نبايد توافقنامه كالايى را امضا كنيد.»
وزارت خارجه تركمنستان در بيانيه اى مطبوعاتى اشاره كرد كه اين قضيه بيشتر به بخش تسويه كالايى در مقابل تأمين گاز از طرف تركمنستان بر مى گردد، زيرا براى كالاهاى جبرانى ضريبى خاص بالاتر از قيمت معمول تعيين شده است. در نتيجه ، براساس محاسبه عشق آباد تسويه معاملات ۲۰۰۴ به تنهايى تقريباً ۶۰۰ميليون دلار كسرى دارد؛ اوكراين ۶۱‎/۷ ميليون دلار كالاى كمتر به تركمنستان تحويل داده است. بيش از ۷ ماه از سال ۲۰۰۵ گذشته، بدهى هاى اوكراين براى تأمين كالا در حدود ۵۰۰ميليون دلار افزايش يافته است. در نتيجه، كيف نمى تواند نظرات رئيس جمهورى تركمنستان را رد كند. با وجود اين ، گروه ديگرى (اتحاديه اروپا) وجود دارد كه از نوسان در سياست انرژى اوكراين ناخرسند است. روسيه تنها به دلايل تاريخى تصور كرده است كه بيشترين بخش مسؤوليت را براى امنيت انرژى قاره برعهده دارد. زيرساخت صدور سوخت روسيه كه اوكراين شريك مهمى در آن است، كاملاً به سوى اروپا متمركز است. همزمان، تقريباً ۸۰ درصد معاملات گاز در اروپا امروزه به اوكراين بستگى دارد.
اتفاقى نيست كه انتقال گاز روسيه به اروپا، مسأله مهمى بود كه «ولاديمير پوتين» رئيس جمهورى روسيه، طى ديدارش از كيف در اواسط آوريل در باره آن بحث و گفت وگو كرد. جمله معناى پوتين كه «ما بايد اطمينان داشته باشيم كه انتقال گاز روسيه به شركاى غربى در اروپا بدون هيچ مشكلى جريان خواهد داشت.» به خصوص با توجه به ديدار پوتين با رهبران مهم اروپايى كمى قبل از ديدارش از اوكراين نه فقط از جانب روسيه، بلكه از جانب اروپاى علاقه مند به تأمين بدون وقفه گاز، به عنوان هشدارى آشكار به نظر مى رسد. مسلماً ، يوشچنكو كه موجب دستيابى اوكراين به اتحاديه اروپا و سازمان تجارت جهانى به عنوان عامل كليدى در توسعه كشور شد، مشتاقانه سياست مصون از تعرض «استفاده استراتژيك از امكانات انتقال گاز بى نظير» راتأييد كرد. او اعلام كرد كه آمادگى دارد تا هر توافق تأييد عملكرد استراتژيك اوكراين به عنوان كشور انتقال گاز از روسيه به اروپا را مورد حمايت قرار دهد.
متأسفانه ، عملكردهاى رهبرى جديد اوكراين با آنچه كه ادعا مى كند، تناقض دارد. به طور آشكارا، دزدى پيش پاافتاده گاز در راستاى قوانين اتحاديه اروپا يا استانداردهاى تجارى سازمان تجارت جهانى نيست .
امروز ، مقامات دولتى اوكراين سبكسرانه تلاش مى كنند تا (شايد فقط از نظر خودشان) نشان دهند حاكميت انرژى اوكراين مملو از خطر خسارت هاى مالى يا فقدان اعتبار است. به علاوه، ممكن است روابط اوكراين با شركاى اصلى تجارى و سياسى خود را به خطر بيندازد. بعيد به نظر مى رسد كه اوكراين جنگ گاز در سه جبهه را با توفيق به پايان رساند.
ارزيابى آمريكاييها از سفر بشار اسد به تهران
ترجمه: حسن هاشميان
يك مسؤول در وزارت دفاع آمريكا گفته است كه « ... بشار اسد فكر مى كند با گسترش روابط خود با ايران مى تواند خود را قوى تر از گذشته در منطقه ببيند اين در حالى است كه گسترش روابط ايران و سوريه فقط به تقويت سياستهاى تهران در منطقه منجر مى شود كه از طريق آن ايران مى تواند به حزب الله لبنان كمك برساند و اهرم فشارى عليه اسرائيل و آمريكا باشد. » به نوشته روزنامه «الشرق الاوسط» اين مسؤول آمريكايى كه در يكى از بنيادهاى انديشه در واشنگتن سخن مى گفت، اضافه كرده است « .. بشار اسد با سفر خود به تهران يك بار ديگر بر گام زدن در مسير اشتباه اصرار مى كند در حالى كه اكنون در برابر وى يك فرصت طلايى قرار دارد كه اگر بخواهد، مى تواند از آن استفاده و نظام سياسى خود را از فروپاشى مصون كند. اين فرصت در اختيار حاكمى ديگر جز او نيست كه با غنيمت شمردن آن مى تواند رژيم سياسى خود را از گسيختگى و از دست دادن همه چيز نجات دهد».
بنا به نوشته «الشرق الاوسط» چاپ لندن، اين مسؤول آمريكايى كه به گروه هاى فشار يهودى در واشنگتن نزديك است، اظهار داشت كه بشار اسد با داشتن يك سازمان اطلاعاتى قدرتمند تنها كسى است كه مى تواند آمريكايى ها را از گردابى كه هم اكنون در عراق درگير آن شده اند، نجات دهد و در مقابل، اين تنها آمريكا و نه ايران است كه مى تواند به بشار اسد يارى دهد تا بتواند اصلاحات لازم را در داخل كشور خود به مرحله اجرا بگذارد، به طورى كه نظام سياسى خود را حفظ كند و زمام امور از دست وى خارج نشود.
وى افزود: «.. بزرگترين مشكل بشاراسد و مشاورين وى در دمشق اين است كه تلاش مى كنند آنچه كه آمريكا «نگفته» است را بخوانند. در حالى كه ايالات متحده بارها به وضوح و به سادگى همه چيز را بيان كرده و هيچ برنامه اعلام نشده اى ( براى سوريه ) ندارد. ما خواسته هاى خود را قبلاً به طور آشكار اعلام كرديم كه بر چهار محور استوار است: نخست مربوط به سير حوادث در عراق است. استراتژى ما در اين كشور ما را ملزم مى كند كه شورشيان بازمانده از رژيم گذشته عراق، نيروهاى زرقاوى و بن لادن را سركوب كنيم و از هرگونه همكارى جدى دولت سوريه در اين راه استقبال مى كنيم. دوم، به سازمانهاى فلسطينى و رهبران آن در سوريه مربوط مى شود كه براى دولت سوريه اين امكان وجود دارد آنان را از خاك خود طرد كندو به عنوان مثال به قطر بفرستد تا در آنجا به عنوان شهروندان عادى زندگى كنند و نه هدايت كنندگان سازمانهاى تروريستى و سوم، مربوط به اوضاع لبنان است كه تاكنون دولت سوريه بخش اعظم خواسته هاى ما در اين كشور را به مرحله اجرا گذاشته است. اما محور آخر اينكه دولت سوريه گامهاى اساسى در راستاى پياده كردن اصلاحات براى دموكراتيزه كردن كشور بردارد. اين مقام آمريكاى اضافه كرد: «... ما همچنين آمادگى آن را داريم كه به بشار اسد كمك كنيم تا برنامه يك كودتا عليه كسانى كه دستانشان به خون ملت سوريه آلوده است و سياست ما در واشنگتن مانع از آن مى شود كه با آنها تعامل كنيم را به مرحله اجرا بگذارد. ما نيز آمادگى آن را را داريم كه بشار اسد را در تغيير نام حزب بعث و گزينش نام جديدى كه متضمن فعاليت چندحزبى و رعايت اصول دموكراسى باشد، يارى دهيم. اين حزب بايد مانع رسيدن بنيادگرايان اسلامى به قدرت شود و در برابر آنها بايستد. از نظر ما بهبود دموكراسى در داخل سوريه اساس شكل دهى نوع روابط آن با همسايگان است و فقط با گسترش دموكراسى است كه مى توان موضوعاتى چون «بلنديهاى جولان » و« مزارع شبعا» را حل كرد. ما همچنين به اسرائيل پيشنهاد نمى كنيم مادامى كه اصلاحات دموكراتيك در داخل همسايگان آن تحقق نيافته است موافقتنامه صلح امضا كند.
خبرنگار الشرق الاوسط در واشنگتن خواست تا نام سخنران را در زير اظهارات وى بياورد اما او به شدت با اين موضوع مخالفت كرد و بيان نمود اين نوع سخنان در اختصاص وزارت خارجه است و بايد آنها در اين رابطه اظهار نظر كنند. او همچنين به شدت وزارت خارجه كشور خود را مورد انتقاد قرار داد و اظهار داشت كه دكتر اسد را به خوبى مى شناسد و وزارت خارجه آمريكا مسؤول سرگردانى بشار اسد در اتخاذ سياستها و موضع گيريهاى روشن نسبت به ايالات متحده است. اين مسؤول در وزارت دفاع آمريكا اضافه كرد: بر وزارت خارجه آمريكا واجب است كه حاكم سوريه را نصيحت كند اشتباهات صدام حسين در مورد تصور عدم جديت برخورد آمريكا با وى را تكرار نكند.
اين مسؤول آمريكايى فاش كرد كه كمكهاى سوريه به شورشيان در عراق فشارهاى سختى را بر نيروهاى آمريكايى وارد كرده و آنها را در تنگناى مرگبارى قرار داده است، و اين مسأله مى تواند به درخواست كمك اسرائيلى ها از سوى آمريكا منجر شود كه مراكز حياتى و مهمى را در داخل سوريه بمباران كنند و «دندانهاى بلند » سوريها را بتراشند! وى گفت: در اين ميان و همراه با چنين اقداماتى آمريكا تلاش خواهد كرد فشارهاى بين المللى را بر سوريه افزايش و اين كشور را در انزوايى بين المللى قرار دهد. انزوايى سخت تر از آنچه صدام حسين سابقاً در آن به سر برده بود.
نگاهى به سياست خارجى روسيه
ديپلماسى پوتينى
223395.jpg
منبع: نشريه «يونگه ولت» (چاپ آلمان)
ترجمه: اكبر حسينى كيا
در مدت پنج سالى كه از رياست جمهورى «ولاديمير پوتين» مى گذرد، جهت سياست خارجى روسيه چندين بار به گونه اى افراطى تغيير كرده است. لفاظى هاى ملى گرايانه پوتين به هيچ رو مانع اين نشد كه از ائتلاف آمريكايى ضدتروريسم كه در سال ۲۰۰۱ از سوى جورج بوش مطرح شد ، حمايت نكند. مسكو پايگاههاى هوايى اتحاد شوروى سابق در آسياى مركزى تحت كنترل خود را در اختيار آمريكاييها قرار داد و از اين راه در مبارزه مشترك با پديده تروريسم شركت جست . به علاوه ، كمك هاى فنى، نظامى و امنيتى فراوانى به نيروهاى افغانى «ائتلاف شمال » زير حمايت ايالات متحده كرد و تقريباً در همان زمان نيز تصميم گرفته شد كه پايگاههاى نظامى برجاى مانده از دوران اتحاد جماهير شوروى درخاك ويتنام و كوبا تعطيل شود؛ اقدامى كه البته در بين محافل نظامى مسكو، اغلب از آن با عنوان خيانت ياد مى شود.
كرملين اما در ماجراى عراق در برابر ديدگان حيرت زده بسيارى، موضعى كاملاً مغاير اتخاذ كرد و در كنار سياستمداران اروپايى مخالف تهاجم ايستاد. به هرحال ، آمريكاستيزى بار ديگر به سرعت به گفتمان غالب در روسيه تبديل شد و در جريان انقلاب نارنجى اوكراين در پاييز ،۲۰۰۴ تنش ميان مسكو و واشنگتن دوباره شدت گرفت. چه روسيه آشكارا از حزب حاكم اوكراين و نامزد آن ، «ويكتور يانكوويچ »، حمايت مى كرد و آمريكاييها در پشت نيروهاى مخالف قرار داشتند. به هرروى، ايالات متحده پيروز ميدان شد و انتخابات اوكراين را مايه خفت آشكار كرملين برشمرد. اما اين بحران پديد آمده در روابط روسيه و آمريكا نيز در ديدار رهبران دو كشور در فوريه گذشته در «براتيسلاوا» فروكش كرد. بوش از اظهارنظر درمورد مسائل حقوق بشر در روسيه و جنگ چچن خوددارى كرد و پوتين نيز سخنى ناخوشايند در باره عراق بر زبان نراند. حتى اختلاف نظر دوطرف بر سر كمك روسيه به ساخت نيروگاه هسته اى ايران نيز مناقشه برانگيز نشد.
با اين حال ، سياست خارجى روسيه در قبال كشورهاى جنوبى و شرقى حوزه اتحاد شوروى سابق همچنان پيچيده است. براى مثال، مسكو همكاريهاى نظامى و اقتصادى گسترده اى با پكن دارد و ارتش هاى چين و هند به انواع موشك، زيردريايى و بالگردهاى روسى مجهز هستند. ارسال جنگ افزار البته با انتقال فناورى نيز همراه است. صنايع نظامى روسيه كه تاچندى پيش به خاطر نبود سفارشهاى داخلى با مشكلات فراوانى دست به گريبان بود، از محل صادرات به اين كشورها سود هنگفتى را به جيب مى زند. تازه، گاهى هندى ها و چينى ها گلايه دارند كه همه آنچه را كه مى خواهند، دريافت نمى كنند. حتى بعضى وقتها ادواتى راتحويل مى گيرند كه اصلاً نمى خواسته اند. فروش ناوهواپيمابر «آدميرال گورشكف» به هندوستان ، يك نمونه از زيركى روسها است. نيروى دريايى هند حتى بدون اين كشتى گران قيمت و قديمى نيز از كارايى و توان لازم برخوردار بود. وقتى طرف هندى مراتب ترديد خود را براى خريد اين ناو اعلام كرد، در مسكو به آنها گفتند كه اگر «آدميرال گورشكف» را بر ندارند، روسيه نيز هواپيماهاى شكارى جديد موردسفارش را تحويل نخواهد داد.
از طرفى، چينى ها افزون بر جنگ افزار به منابع زيرزمينى روسيه نيز علاقه مندند. آنها براى اقتصاد رو به رشد خود به مقدار زيادى نفت نياز دارند و نفت روسيه گران و پرخطر خاورميانه است. تنها مشكل اين است كه همه ظرفيتهاى اصلى انتقال نفت و گاز روسيه به غرب معطوف شده است. براى مثال ، خط لوله جديدى براى انتقال نفت و گاز اين كشور به اروپاى غربى در دست ساخت است. البته براى صدور حامل هاى انرژى به چين نيز مذاكراتى جريان دارد، اما اميد نمى رود موفقيت چندانى داشته باشد. چه از يك سو، روسيه نفت و گاز خود را به طور محدود مى فروشد و از ديگر سو، به نظر مى رسد براى شركتهاى روسى ، پولهاى هنگفتى كه از محل ارسال نفت و گاز به غرب به جيب مى زنند، جذاب تر از ساخت خط لوله براى بازار چين باشد.
حال به نمونه ديگرى از زيركى روسها توجه كنيد. در بحبوحه ماجراى رسوايى شركت نفتى «يوكوس» كرملين، ناگهان موضوع فروش بخشى از سهام اين شركت به چينى ها را مطرح كرد. آنها موضوع شركت تابعه «يوگانز نفت گاز» را در دستور كار خود قرار دادند؛ شركتى كه قرار بود به خاطر بدهى هاى مالياتى (واقعى يا ساختگى ) يوكوس مصادره و يا به مزايده گذاشته شود. فروشنده، يك شركت كاملاً سرى بود كه بعدها يوگانز نفت گاز را به شركت دولتى «رزنفت» فروخت. مالكان يوكوس با غيرقانونى خواندن اين معامله، به دادگاه تگزاس واقع در شهر نفتى «هوستون» ايالات متحده شكايت بردند. دراين زمان بودكه استراتژيستهاى كرملين به فكر افتادند كه بخشى از سهام يوكوس را به شركت نفت دولتى چين (CNPC) بفروشند. چون فروش سهام اين شركت به بازارهاى غربى دشوار بود و ارسال نفت وگاز روسيه به اروپا را مسأله دار مى كرد، بايد شريكى را پيدا مى كردند كه چندان در جريان اين رسوايى نباشد. پس پكن براى ايفاى اين نقش بسيار مناسب بود. اما چينى ها به طور ناباورانه اى، محتاط نشان دادند. آنها پيش از هر اقدامى كوشيدند بفهمند كه روسها دقيقاً با چه شرايطى و چگونه مى خواهند شركت «يوگانزنفت گاز» را به آنها بفروشند. طرف روس، اما از پاسخگويى طفره مى رفت و پيوسته روش محاسبه را تغيير مى داد. سرانجام در جريان ديدار بوش از روسيه، مسأله شركت يوكوس با وجود آنكه در واقع در پروتكل مذاكرات پيش بينى نشده بود، حل شد. دادگاه هوستون كه پيشتر شكايت مالكان يوكوس را دريافت كرده بود، ناگهان موضع خود را تغيير داد و اعلام كرد (البته به حق) كه صلاحيت رسيدگى به اين دعوا را ندارد. «ميخائيل خودور كوفسكى» رئيس يوكوس، به جرم اختلاس مالى به ۹ سال زندان محكوم شد. جالب آنكه تجار و سياستمداران آمريكايى كه ماهها به شدت نسبت به روند محاكمه خودوركوفسكى معترض بودند، در كمال تعجب به راستى رأى دادگاه را پذيرفتند و بدين ترتيب، شايعات مربوط به فروش بخشى از يوكوس به CNPC خود به خود فروكش كرد.
در تابستان سال جارى، سياست خارجى مسكو دوباره تغيير يافت. در نشست سازمان همكارى شانگهاى در قزاقستان، كشورهاى روسيه و چين به همراه ديگر اعضاى آسياى مركزى اين سازمان با امضاى بيانيه اى خروج سريع نيروهاى آمريكايى از اين منطقه را خواستار شدند. بنابر استدلال آنها، ديگر هيچ تهديد تروريستى وجود ندارد كه حضور آمريكاييها را در منطقه توجيه كند. علت نارضايتى سران روسيه و كشورهاى آسياى مركزى، بيش از هر چيز به خاطر اين است كه نيروهاى آمريكايى مستقر در منطقه خود عامل بى ثباتى هستند. افزون بر اين، درك اين مطلب چندان سخت نيست كه فعاليتهاى ايالات متحده در آسياى مركزى نه عليه افغانستان، كه با هدف مقابله با چين انجام مى گيرند. اما نه قرقيزستان و نه ازبكستان و روسيه هيچ يك به دنبال درگيرى با چين نيستند. براى كشورهاى كوچك آسياى مركزى، رويارويى با پكن به هيچ رو منطقى و پذيرفتنى نيست. البته آمريكاييها با وجود قدرتمند بودن، امكانات بسيار محدودى چه به لحاظ نظامى و چه از نظر اقتصادى و حتى مالى در منطقه دارند. حال در اين شرايط، تصور غولى به نام چين در همسايگى خود چندان به مذاق واشنگتن خوش نمى آيد. با اين همه، اما چرخش سياست خارجى روسيه به سوى چين نيز چند هفته اى بيش نپاييد. در اجلاس اخير سران گروه ۸ در اسكاتلند، پوتين ديگر بار درصدد تقويت جبهه ضدترور برآمد. حال آنكه بين ايالات متحده و متحدانش هيچ اختلافى بر سر سوءاستفاده از پديده تروريسم متصور نيست. به هر حال، اين بار نيز مسأله خروج نيروهاى آمريكايى از آسياى مركزى از دستور كار كرملين خارج شد.
۳ قاعده
حركت مارپيچ و مبهم مسكو در عرصه سياست خارجى بسيار مضحك به نظر مى رسد. امكان ندارد بتوان در اين وادى خط مشى يا راهبردى را يافت كه مبتنى بر منافع ملى باشد. در عوض، يك پراگماتيسم مطلق وجود دارد كه درواقع از چند قاعده ساده پيروى مى كند.
قاعده اول مى گويد: :«ببين چه كسى بيشتر به تو مى دهد!» براين اساس، به كل سياست به ديده نوعى معامله تجارى نگريسته مى شود كه در آن، روسيه همواره فروشنده است، از حاكميت و نفوذ سياسى و جنگ افزار تا خلاصه همه آنچه احتمال مى رود برايش تقاضا وجود داشته باشد. چين، ايالات متحده و آلمان خريداران اصلى هستند. اين سه قدرت، هر يك مزيتهاى خاص خود را دارند. آلمان بزرگترين سرمايه گذار در صنايع روسيه است، چين خريدار عمده جنگ افزارها و متقاضى موادخام روسيه در آينده است. هند و ايران نيز سهم اندكى از اين بازار دارند.
كشورهاى اخير اما نقشى تعيين كننده در نظم جهانى ندارند. در مقابل، ايالات متحده هم منابع عظيمى در اختيار دارد و هم از نفوذ فراوانى برخوردار است. پس تهديدى جدى براى روسيه به شمار مى آيد.
از اين رو، قاعده دوم به ميان مى آيد: «ببين چه كسى بيشتر مى ترسد!» اروپاى غربى تهديدى جدى براى مسكو محسوب نمى شود. اروپا به مواد خام روسيه نياز دارد. شكايت هاى تكرارى و بى عمل شوراى اروپايى در مورد نقض حقوق بشر در چچن نيز ديرزمانى است كه ديگر كسى را در كرملين ناراحت نمى كند. نبود تهديد از سوى اروپا سبب شده است كه مسكو توجه چندانى به نمايندگان آن نكند. حال آنكه نوع برخورد روسيه با ايالات متحده و چين به طور كامل متفاوت است. اين دو كشور علاوه بر برخوردارى از توان نظامى بسيار بالا، سياستى فعال در حوزه نفوذ و منافع روسيه دارند. تجربه انقلاب مخملين درگرجستان و انقلاب نارنجى اوكراين ثابت مى كند كه ديپلماسى ايالات متحده مى تواند امور داخلى جمهورى هاى اتحاد شوروى سابق را تحت تأثير خود قرار دهد. نفوذ پكن و واشنگتن و كشورهاى جامعه مستقل مشترك المنافع نه به طور روزانه كه هر ساعت در حال افزايش است و موقعيت و جايگاه روسيه پيوسته روبه كاهش است. مسكو در مقابل آنها هيچ اقدامى نمى تواند بكند. زيرا نه منابع و اراده سياسى اين كار را دارد و نه راهبرد بلندمدت آن را، پس تنها گزينه پيش روى كرملين، استفاده حداكثرى از تضادهاى رقبا است.
عنوان قاعده سوم اين است: «همواره مانور بده!» گرچه حركتهاى مارپيچ كرملين اين تلقى را در بين ناظران پديد مى  آورد كه اظهارات مقامهاى مسكو داراى تناقض است، اما سياستمداران روس خود براين باورند كه كارشان در هنر ديپلماسى معقولانه و بى نقص است. البته اگر از ديد روسها به قضايا بنگريم، انتقادها بى دليل و غيرموجه مى نمايند. چه جنگ افزارهاى روسى در سراسر جهان به طور انبوه به فروش مى رسند، روابط مسكو و دهلى نو به خاطر فروش سلاح به چين تيره نيست، كرملين در عين داشتن رابطه تجارى گسترده با سوريه، با اسرائيل نيز مناسباتى خوب برقرار كرده است. ضمن آنكه همكاريهاى هسته اى با ايران تأثير چندانى در وخيم شدن روابط روسيه با ايالات متحده نداشته است. پوتين حتى قصد دارد نشست سران گروه ۸ را در سال ۲۰۰۶ در «سنت پترزبورگ» برگزار كند.
با اين همه، موفقيتهاى ظاهرى روسيه در عرصه سياست خارجى به خاطر قيمت بالاى نفت و تقاضاى پايدار براى منابع زيرزمينى اين كشور است. از آنجا كه مسكو بازيگرى فعال و مستقل در معادلات جهانى نيست، مشكلات جدى براى بزرگان اين عرصه فراهم نمى آورد، البته دردسرها و گرفتارى هاى كوچكترى براى همه ايجاد مى كند كه مى شود با آنها كنار آمد. اگر بهاى نفت و بازار تقاضاى مواد خام در اثر يك بحران سقوط كند، همه موفقيت هاى ظاهرى و يا واقعى سياست خارجى كرملين نيز نابود خواهند شد. اما مادامى كه بازار ثبات نسبى دارد، سران مسكو مى توانند در توهم موفقيت سير كنند. هم اينك روسيه در شرايطى نيست كه بتواند به تنهايى و به طور مستقل به نقش آفرينى هاى بين المللى دست بزند. با اين وجود، هيچگاه به دنبال تشكيل پيمانهاى راهبردى نيز نمى رود. به اعتقاد كارشناسان غربى اگر كشورهاى برزيل، روسيه، هند و چين با هم متحد شوند يك نيروى عظيم را پديد خواهند آورد. اما پكن و دهلى نو - صرفنظر از برزيل - هيچ طرح بلندمدتى كه در برگيرنده همكاريهاى راهبردى باشد، به روسيه پيشنهاد نمى دهند و روابط اين كشورها تنها به انبوه كالاهاى فروخته شده و عوارض گمركى بالا خلاصه شده است. پس مادامى كه بازار مبناى سياست است، صحبت از «جهان چندقطبى» ياوه اى بيش نيست.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |