- بهزاد شاهنده، استاد دانشگاه، متولد ،۱۳۲۶ تهران.
- اخذ مدارك ليسانس و فوق ليسانس علوم سياسى و روابط بين الملل از دانشگاه ايالتى يوتاى آمريكا، ۱۹۷۳.
- اخذ مدرك فوق ليسانس روابط بين الملل از دانشگاه سات همپتون، ۱۹۷۳.
- اخذ مدرك دكتراى علوم سياسى از دانشگاه كمبريج، ۱۹۷۹ (۱۳۵۷ ش).
- اخذ مدرك دكتراى علوم سياسى از دانشگاه تهران، ۱۳۶۱.
- عضوهيأت علمى دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران از سال ۱۳۶۱ تاكنون.
- استاد دانشگاه تهران از سال ۱۳۷۸ تاكنون.
- معاون آموزشى و پژوهشى دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران، ۶۵-۱۳۶۳.
- مدير آسيا و اقيانوسيه مركز گفت و گوى تمدنها، ۷۸-۱۳۷۷.
- معاون روابط بين الملل مركز گفت و گوى تمدنها، ۷۹-۱۳۷۷.
- مشاور رئيس مركز گفت و گوى تمدنها از ۱۳۷۹ تاكنون.
- مشاور مديرعامل در امور بين الملل سازمان منطقه آزاد كيش از سال ۱۳۷۹ تاكنون.
- رئيس گروه روابط بين الملل دانشگاه بين المللى كيش از ۱۳۸۰ تاكنون.
- عضو هيأت امناى دانشگاه بين المللى كيش از ۱۳۸۰ تاكنون.
- عضو شوراى معين دانشگاه علمى و كاربردى كيش از ۱۳۸۱ تاكنون.
- رئيس گروه آسياى مركز مطالعات استراتژيك از ۱۳۸۰ تاكنون.
- محقق ارشد مركز مطالعات خاورميانه از ۱۳۶۳ تاكنون.
- محقق ارشد انستيتو مطالعات جنوب شرقى آسيا - سنگاپور، از سال ۱۹۹۱ تاكنون.
- تأليف ۲۴۰ مقاله به زبان فارسى و انگليسى.
- آثار تأليفى: تأليف كتابهاى انقلاب چين، حكومت و سياست در چين، روابط چين و شوروى، اقتصاد و سياست در كشورهاى آسياى جنوب شرقى، چين پس از مائو، چين نو و اصلاحات، اسلام و مدرنيزم در مالزى، صلح سازى در غرب آسيا، جنگ كره، آ. سه. آن (اتحاديه ملى آسياى جنوب شرقى).
قريب به ۴ دهه تحصيل، مطالعه، تحقيق و تدريس در مورد چين، شرق و جنوب شرقى آسيا را در كارنامه خود دارد و دست كم چند ساعت از وقت روزانه خود را به بررسى متوالى مسائل اين قسمت از جهان اختصاص مى دهد و يكى از چين شناسان برجسته است و به زبانهاى انگليسى، فرانسوى، چينى، باهاساملايو (مالزيايى)، اسپانيايى، عربى و ژاپنى تسلط دارد.
بهزاد شاهنده متولد سال ۱۳۲۶ تهران است و پس از اتمام تحصيلات مقطع ابتدايى به كشور پادشاهى متحد (U.K - United Kingdom) يا همان انگليس مى رود و در مدرسه شبانه روزى ويتينگهام شهر برايتون، تحصيلات ۷ ساله دوره دبيرستان را طى مى كند.
او در اين مدرسه عضو تيمهاى فوتبال مدرسه اش مى شود. به بسكتبال هم علاقه مند و عضو تيم بسكتبال آن مدرسه هم بوده و به همراه بچه هاى هم تيمى اش در اين رشته ورزشى، قهرمانى مدارس شهر برايتون را به دست مى آورد.
«علاقه وافرى به فوتبال دارم. تقريباً هفته اى ۲۰ ساعت فوتبال نگاه مى كنم در كانالهاى مختلف. تمام تيمها و تك تك بازيكنان را مى شناسم. مثلاً ديشب بازى آرسنال و منچستر يونايتد برگزار شد. من اول به تيم ملى ايران و بعد از آن به تيم آرسنال علاقه مندم و طرفدار تيم آرسنال هم هستم.»
او در ايام تحصيل در مدرسه به همراه همكلاسى هايش به اكثر كشورهاى اروپايى سفر كرده. يكى از كشورهايى كه رفته، كشور فنلاند است كه او در سفرهاى دانش آموزى به آنجا رفته و بعد از گذشت سالهاى فراوان از اردوگاه تفريحى مدرسه شان در اين كشور ياد مى كند.
در همان ايام به هم اتاقى خودش كه از شهر «ليدز» بوده، مى گويد: «شايد من رفيق تو ، بروم و در دانشگاه آكسفورد يا كمبريج درس بخوانم.» دوستش او را ايده آليست مى خواند. شاهنده چند سال بعد موفق شد در دانشگاه كمبريج در مقطع دكتراى چين شناسى به تحصيل بپردازد. دوست او نيز هم اينك استاد روابط بين الملل دانشگاه هاروارد آمريكا است.
بهزاد شاهنده بعد از اتمام تحصيلات متوسطه به ايالات متحده مى رود و در دانشگاه ايالتى يوتا در رشته علوم سياسى و روابط بين الملل به تحصيل مى پردازد و به فوتبال آمريكايى علاقه مند و عضو تيم دانشگاه مى شود.
عنوان پايان نامه كارشناسى ارشد او «جنگ كره، جنگ محدود» است و او به بررسى ريشه هاى وقوع جنگ كره مى پردازد و وقوع اين جنگ در سالهاى اوليه بعد از جنگ جهانى دوم را ناشى از رقابت دو ابرقدرت شوروى و آمريكا ارزيابى مى كند.
فعاليت هاى فوق برنامه او در چند زمينه بوده. مثلاً دوره آموزش خلبانى هواپيماهاى يك موتوره را مى گذراند و ۱۰۰ ساعت پرواز با اين هواپيماها را تجربه كرده است.
الآن هم مسائل مربوط به اين صنعت را دنبال مى كند و با انواع هواپيماها و ويژگيهاى آنها آشنا و به خلبانى علاقه مند است. اين كنجكاوى ها در مورد شناخت هواپيما را تا به امروز ادامه داده و اخيراً در مجله كيش اير به مقايسه هواپيماى ايرباس ۳۸۰ و بوئينگ ۷۰۷EV پرداخته و مزاياى هر يك از اين دو هواپيما را بيان كرده است.
در سال ۱۹۷۲ به انگليس بر مى گردد و در مقطع فوق ليسانس رشته روابط بين الملل سات همپتون به تحصيل مى پردازد.
او در اين دوره تحصيلى، ۴ حوزه تئورى هاى روابط بين الملل، سازمانهاى بين الملل، سياست خارجى و نظام اقتصاد بين المللى را مورد تحقيق و مطالعه قرار مى دهد. مقاله هايى در خصوص تحولات سياست خارجى چين مى نويسد و به استادش پروفسور مايكل يهودا (Micheal Yahuda) ارائه مى دهد. استاد او كه يكى از بزرگترين چين شناسان دنيا است، او را به دفترش فرا مى خواند و به او مى گويد: «آيا مايلى در رشته چين شناسى دانشگاه كمبريج درس بخوانى؟» و او هم مى پذيرد. معرفينامه پروفسور يهودا براى پذيرش او كارساز مى شود. چرا كه در انگلستان معرف استاد حرف نهايى را در پذيرش دانشجو مى زند.
در دايرة المعارف كتاب سال اروپا (Europa year Book) كه به بررسى عميق تمامى كشورهاى جهان مى پردازد، نام پروفسور يهودا هم به چشم مى خورد كه مسائل سياسى چين را مورد تحليل قرار مى دهد.
با رفتن او به دانشگاه كمبريج، يكى از آرزوهاى دوران دبيرستانش تحقق مى يابد. در مقاله اى كه به پروفسور يهودا مى دهد و استاد هم او را به دانشگاه كمبريج معرفى مى كند با توجه به تحولات سال هاى پايانى انقلاب فرهنگى چين مدعى شده بود كه سياست خارجى چين در حال تحول است.
در سالهاى ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۹ چين شناسى را به طور تخصصى پى مى گيرد. تز دكتراى او در مورد «تحولات سياست خارجى و ارتباط آن با سياست هاى داخلى چين» است. عمده بحث او اين است كه تحولات سياسى خارجى چين به چه صورت متأثر از تحولات داخلى آن كشور بوده.
او در دانشگاه كمبريج به فراگيرى زبان چينى هم روى مى آورد و به چين هم سفر مى كند. در يكى از روزهايى كه در چين بوده - دسامبر ۱۹۷۸ - مشغول بازى واليبال بوده كه از طريق بلندگوهاى نصب شده، متوجه مى شود مقامات كمونيست كشور چين، روابط ديپلماتيك با ايالات متحده را از سر گرفته اند. اين حادثه پس از ۳۰ سال جنگ و جدال چين با آمريكا و برگزارى همه ساله هفته نفرت از آمريكا (Hate America Week) رخ مى دهد.
البته او همزمان با تحصيل در دانشگاه كمبريج موفق مى شود كه تحصيل در مقطع دكتراى علوم سياسى در دانشكده حقوق و علوم سياسى در دانشگاه تهران را دنبال كند و در سال ۱۳۶۱ نيز از اين دانشگاه فارغ التحصيل شود و به عنوان استاديار همين دانشكده مشغول به تدريس شود. تز دكتراى او در دانشگاه تهران عنوان «روابط ايران و چين در دهه ۱۹۷۰» است.
استادان سرشناس او در دانشگاه تهران در آن سالها، دكتر عباس ميلانى و مرحوم دكتر هوشنگ مقتدر هستند.
«رئيس وقت دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران كه رشته تحصيلى اونه حقوق بوده و نه علوم سياسى روز استخدام من در اين دانشكده گفت هر استادى بايد ۱۶ ساعت تدريس كند. شما نمى توانيد فقط چين درس بدهيد. شاهنده كه تخصص اصلى اش چين شناسى است ناگزير مى شود ۱۴ واحد درسى ديگرى را هم بپذيرد. او درس متون سياسى به زبان انگليسى را براى تدريس انتخاب مى كند تا چندان لطمه اى به مطالعات نزده باشد. «وقتى كه دنگ شيائوپينگ رهبر اصلاح طلب چين مجدداً به قدرت رسيد، حجم بازرگانى خارجى چين (واردات و صادرات) ۳ ميليارد دلار بود. الآن اين رقم به هزار ميليارد دلار رسيده. كارى كه مائو و دنگ انجام دادند بزرگترين كارى است كه در دوره معاصر در تاريخ جهان انجام گرفته. آنها حدود ۳۰۰ ميليون نفر را از فقر مطلق نجات دادند.»
اين چين شناس برجسته ايرانى اعتقاد دارد كه چين تنها كشور جهان در حال حاضر است كه مى تواند ابرقدرتى آمريكا را به چالش بكشد. حوزه مطالعاتى او صرفاً محدود به چين نيست. در مورد شبه جزيره كره، ژاپن و جنوب شرقى آسيا هم مطالعه و تحقيق كرده و زبان هاى ژاپنى و باهاساملايو را فراگرفته تا بيش از پيش به شناخت دقيق تر از اين كشورها دست يابد.
مدرك تخصصى مطالعات سياسى و اقتصادى كره را از سازمان صنايع كرده دريافت نموده و كتابى با عنوان «اقتصاد و سياست در كره» به رشته تأليف درآورده است.
در سال ۲۰۰۲ هم در دانشگاه ناگوياى ژاپن به تدريس اقتصاد بين الملل پرداخته و زبان ژاپنى را نيز فراگرفت. حاصل حضور او در زبان كتابى است كه تحت عنوان «روابط ژاپن با كشورهاى خاورميانه و نقش كمك هاى توسعه اى ماوراى بحار ژاپن» چاپ شده است.
افزون بر دو دهه است كه عضو انستيتوى سنگاپورى مطالعات جنوب شرقى آسيا است و به تحقيق در خصوص مسائل جنوب شرقى آسيا تعلق خاطر فراوانى نشان داده و در اين زمينه هم آثار و تأليفاتى دارد. يكى از مقوله هاى جديدى كه شاهنده به آن علاقه مند شده و در مورد آن تحقيق مى كند بحث تروريسم است. در اسفند ماه سال ۱۳۸۳ در كنفرانسى در مادريد اسپانيا حضور داشته و مقاله اى زيرعنوان «ريشه هاى تروريسم و چگونگى برخورد با معضل تروريسم» ارائه داده و به تفصيل بيان كرده كه برخورد نظامى با تروريست ها نمى تواند كارساز باشد. او به ريشه يابى تروريسم پرداخته و بيان نموده كه با از بين بردن فقر، گرسنگى و تبعيض ريشه هاى تروريسم هم خشكانده مى شود.
شاهنده در چهار سال و نيم گذشته كه مشاور مديرعامل منطقه آزاد كيش است زمينه اى را يافته تا بين دانش بين المللى و مسائل اقتصادى و اجرايى پيوندى برقرار كند.
وى ساليانه ۹-۸ بار به منطقه شرق آسيا سفر مى كند و بنا به گفته خودش هر روز حداقل ۳-۴ ساعت وقت صرف بررسى مسائل مرتبط با چين، شرق آسيا و جنوب شرقى آسيا مى كند.
«ولى باز هم احساس مى كنم كه نياز هست اين مطالعات را ادامه بدهم. چون هر گونه توقف مى تواند به شناخت دقيق من از شرق آسيا لطمه بزند»
اينگونه است كه او آخرين اطلاعات مربوط به اين نواحى را كسب و به بررسى و تجزيه و تحليل آن همت مى گمارد.
«آرزويم اين است كه بتوانم در حوزه شرق آسيا به يك شخصيت صاحبنظر جهانى مبدل شوم.»
در پايان صحبت اش با اميدوارى توأم با خوشبينى مى گويد: «اميدوارم كه كشور عزيزمان ايران بتواند به سربلندى اى كه استحقاق اش را دارد برسد. من فكر مى كنم تحقق اين موضوع، زياد طولانى نخواهد بود و ايران جايگاه اصلى اش را در نظام بين الملل پيدا مى كند. با وجود امكانات وسيع و تاريخ پرشكوهى كه دارد و خصوصاً با افراد تحصيلكرده اش فكر مى كنم كه ايران يكى از قدرت هاى بزرگ منطقه خواهد شد».