پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۴ -
Thu, Aug 11, 2005
گزارش
۳۲۱۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
جوابيه
جوابيه
جوابيه شركت نفت ايرانول به يك گزارش
ضايعات نداريم
چندى پيش گزارشى با عنوان مرگ در تله نفتى تهران منتشر شد كه حاوى نكات ناگفته اى در خصوص وضعيت زيست محيطى يكى از نقاط جنوبى تهران بود. اين گزارش نشان مى داد برخى شركت هاى نفتى ضايعات و نخاله هاى خود را بدون رعايت موارد فنى در بخشى از زمين هاى حاشيه حسن آباد تخليه كرده اند و اين منطقه تبديل به مردابى از قير مذاب شده است كه در يك مورد سبب مرگ يك سرباز شده است.
شركت نفت ايرانول در واكنش به اين گزارش جوابيه اى ارسال كرده است كه اگر چه از لحن و جهت گيرى نامناسبى برخوردار است اما روزنامه ايران به منظور قضاوت خوانندگان آن را منتشر مى كند.
۱- قطع نظر از آنكه نويسنده محترم در ارائه گزارش به دليل شتابزدگى و عدم تحقيق، دچار تناقض گويى گرديده و اين تناقض از صدر تاذيل و پاراگرافهاى مختلف كاملاً مشهود است مطالب خلاف واقع ديگرى نيز كه از مصاديق افترا و نشر اكاذيب محسوب مى شود به سازمان هاى مختلف نسبت داده كه با توجه به بندهاى بعدى، لااقل راجع به شركت نفت ايرانول كذب محض مى باشد.
۲- نويسنده با يك حركت احساسى و با استفاده از عنوان مبهم منابع آگاه كه از قضا حسب محتواى گزارش از آگاهى و صلاحيت فنى لازم در اظهار نظر برخوردار نبودند درصدد القاى اين مطلب است كه گويا مسؤولان پالايشگاه ها نسبت به مسائل زيست محيطى كاملاً بى تفاوت بوده و امور مربوطه را به حال خود رها نمود ه اند غافل از آنكه گزارشات اين چنينى كه مع الاسف از روى علم و تحقيق صورت نمى پذيرد و به نحوى با فضاسازى و شگردهاى ژورناليستى همراه است و النهايه ضمن توسل به احتمالات و اعلام تقصير اشخاصى كه اساساً نقشى در آن ندارند، موضوع در معرض داورى و قضاوت عموم مردم قرار داده مى شود، جز آنكه موجبات تشويش اذهان عمومى را فراهم نمايد كمكى به حفظ محيط زيست و صنايع معتبر كشور نخواهد كرد.
۳- نويسنده محترم، حتى آنقدر به خودش زحمت نمى دهد كه حداقل قبل از درج گزارش مزبور در روزنامه، از بخش روابط عمومى شركت هاى مورد نظر، اطلاعات لازم را درباره سابقه و نوع فعاليت و كيفيت دفع ضايعات توليدى دريافت دارد. اگر چه رفع ابهام در خصوص گزارش مذكور، با مختصرى توضيحات امكان پذير است اما خدشه اى كه در اين رهگذر به حيثيت و اعتبار معنوى اشخاص وارد مى شود بخصوص اگر از طريق جرايد و همراه شگردهاى روانى و تبليغى تأثر برانگيز كه احساسات عمومى را جريحه دار مى كند، باشد به سادگى قابل جبران نيست.
۴- با وجودى كه سردرگمى نويسنده محترم در مورد هويت شركت ها و موقعيت مكانى و جغرافيايى آنها و يا مقصرين احتمالى كاملاً آشكار است به نحوى كه در مورد زمان وقوع تخلف ادعايى گاه به ۲۰ سال پيش گاه به قبل از سال ۱۳۸۰ اشاره دارد اما گفتنى است كه سال تأسيس شركت نفت ايرانول سال ۱۳۸۲ مى باشد كه بدين صورت حتى به فرض صحت گزارش نويسنده، موضوع آن هيچ ارتباطى به اين شركت ندارد.
۵- جاى تأمل و تعجب است كه منابع آگاه از نظر گزارشگر محترم، ضمن آنكه از آگاهى لازم برخوردار نمى باشند از اين موضوع مهم نيز غافلند كه اساساً شركت نفت ايرانول در منطقه شورآباد واقع نشده است كه بدين ترتيب البته جاى شگفتى نيست كه منابع مورد استناد خانم نگارنده گزارش، ندانند كه سيستم دفع فاضلاب شركت نفت ايرانول به صورت بسته و از تصفيه خانه صنعتى مجهز مطابق با استانداردهاى جهانى و زيست محيطى بوده و اصلاً هيچگونه ضايعاتى ندارند كه نياز به تخليه داشته باشد.
۶- شركت نفت ايرانول به دليل آنكه در مجاورت پالايشگاه تهران قرار دارد از سيستم پيشرفته پالايشگاه تهران مطلع مى باشد از اين رو تا اين تاريخ سابقه نداشته است كه پالايشگاه مذكور ضايعات نفتى را با تانكر حمل نمايد كه نويسنده محترم روزنامه در فراز ديگرى از گزارش خود به آن اشاره نموده است.
۷- چنانچه شركت ها يا مراكز ديگرى به طور غيرقانونى اقدامى در زمينه دفع ضايعات نفتى به شرح گزارش مورد بحث داشته يا دارند (به نحوى كه از قرار مسموع در دو طرف جاده قديم قم در فاصله نه چندان دور از جاده كسانى هستند كه محصول قير مظروف مى كنند و در وسط بيابان تانكرهاى محتوى قير متوقف مى باشند) ممكن است ضايعات مربوطه، متعلق به اينگونه افراد باشدكه البته لازم است با ارائه اسناد و مدارك معتبر نسبت به تخلفات آنها برخورد شود اما شيوه نگارنده در اتهام به شركت هاى خوشنام و معتبر پسنديده نبوده و انتشار چنين گزارشاتى زيبنده روزنامه وزين ايران نمى باشد.
موج شادى براى مقابله با افسردگى
223320.jpg
فاطمه اميرى
بيست وسومين شمع براحتى خاموش نمى شود. دوباره فوت مى كند و دوباره روشن مى ماند. بار سوم بالاخره خاموش مى شود در كنار نور مهتابى يك كيك كشمشى با ۲۳ عدد شمع خود را نشان مى دهد اما اثرى از شادى نيست. به قفسه كتاب ها نگاهى مى اندازد، صداى روشن و خاموش شدن فندك و پكى عميق به سيگارى كه هميشه كنار اوست. بسته سيگار كنار كيك مى افتد. دوباره نگاهى به قفسه كتاب ها، كتاب هايى كه در قفس چوبى محبوسند. كمتر به آينده فكر مى كند و بيشتر به گذشته. چيزى كه تمام ذهنش را به خود مشغول كرده است؛ يك كلمه است: تكرار.
***
۱- تصميم گرفتن (براى عوض كردن خود) ۲- عمل كردن (داشتن برنامه ورزشى و تغذيه درست) ۳- مديتيشن (بيست دقيقه هر روز صرف گرفتن انرژى از خدا، طبيعت با تكنيك هاى آرامش بخشى) ۴- مصرف داروهاى گياهى (بابونه، چاى سبز، چاى كوهى) اينها توصيه هايى است كه يك مشاور روانشناس به مراجع خود كه زن جوان ۳۴-۳۵ ساله اى است مى دهد. وقت  ها به گونه اى تنظيم شده كه بعد از هر ۴۵ دقيقه نوبت به مراجعه كننده ديگر مى رسد. در فاصله بين دو مراجع او فرصتى پيدا مى كند و در حالى كه پشت ميزش نشسته و پرونده هاى روى آن را جابجا مى كند، رو به من بگويد به علت ازدياد مراجعان، در بيشتر روزهاى هفته، در اين مركز مشغول دادن مشاوره و شنيدن حرف ها، مشكلات روحى، عاطفى و روانى مردم است.
در اتاقى كه محل پذيرايى مراجعان است، موسيقى ملايمى به گوش مى رسد. دفتر كار او از ۹ صبح تا ۷ بعدازظهر از شنبه تا چهارشنبه مملو از مردان و زنان نااميد نگران، مضطرب و مأيوسى است كه گمان مى كنند به بيمارى افسردگى مبتلا هستند. اما آقاى دكتر لبخندى مى زند و مى گويد: «بعد از چند دقيقه حرف زدن تقريباً  مطمئن مى شوم ابتلا به افسردگى در آنها يك توهم است و آنچه آنها افسردگى مى دانند احساس نگرانى و ترس از آينده اى مبهم است كه ممكن است در مقاطعى از زندگى سراغ هر انسانى بيايد.»
اين خصيصه نه فقط در مراجعان به اين مشاور روانشناس، بلكه در بسيارى از مردم به چشم مى خورد. در واقع خيلى از مردم فرقى بين افسردگى بالينى و آنچه صرفاً يك احساس غم و اندوه و يك خلق و خوى گرفته زودگذر است، قايل نيستند. اين است كه به عقيده سيد حسن موسوى مدرس دانشگاه افسردگى را خيلى ها نمى شناسند. ممكن است يك روز فردى گرفته و غمگين باشد. اما اين حالت به معناى ابتلاى او به اختلال افسردگى نيست. هر گرفتگى را نبايد به معناى افسردگى بگذاريم.» اما با اين حال سيد حسن موسوى مى گويد: «برخى علايم هستند كه در صورت استمرار و در طول چند ماه و سال هشدار دهنده اند تا فرد به يك متخصص مراجعه و اقدام به درمان كند. علايمى كه دقيقاً در تعريف هاى ما از افسردگى مى گنجد. در شرايط افسردگى افكار تحت تأثير يك فضاى منفى گرايى قرار مى گيرد كه فرد نه فقط زندگى خودش بلكه دنيا را تيره و تار مى بيند و كم كم باور مى كند اوضاع به همان بدى است كه در فكر او مى گذرد.»
حتى داشتن چنين ديدگاهى به مقوله ناراحتى هاى فردى و درونى و يا احساس غم، اندوه و تنهايى موقت و گذرا، نفى كننده اين موضوع كه ۲۱ درصد از مردم از بيمارى هاى روانى و اختلالات گسترده مربوط به افسردگى رنج مى برند، نيست. در واقع يكى از معروف ترين و شناخته شده ترين اختلالاتى كه انسان با آن سروكار دارد افسردگى است. سيد حسن موسوى استاد دانشگاه مى گويد: «افسردگى اختلالى است كه در آن خلق افراد و نيروى زيستى آنها كاسته مى شود و انسان به نقطه اى مى رسد كه به آن نقطه پريشانى مى گويند. در اين گونه شرايط ممكن است براى فرد، دنيا معنى خود را از دست بدهد و احساس بدبختى، بيچارگى و نااميدى كند. به عبارت ديگر شخص افسرده ممكن است به طور واقعى يا غيرواقعى و ذهنى به فكر همه شكست ها و تلخى هاى زندگى اش باشد و از آينده نااميد شود. به همين دليل است كه در اين افراد معمولاً بيم خودكشى مى رود.» روانشناسان از مراجعان يك بيوگرافى مى خواهند و تعدادى پرسش  كه در باره وضعيت زندگى خانوادگى، روابط با والدين يا همسر و وضعيت تحصيل، شغل، اطلاعاتى درباره كودكى و انتظارات از زندگى مطرح مى كند. به عقيده يكى از اين مشاوران روانشناس؛ «چيزى كه اغلب مراجعان احتياج دارند يك تلنگر است. يادآورى استعدادها و توانايى هايى كه دارند و اين كه اميد و انگيزه اى براى آينده پيدا كنند. ما با درنظر گرفتن اهداف هرچه قدر هم كم و كوچك شروع مى كنيم تا بعدها اهداف عالى تر و بزرگتر را هم در برنامه ريزى آنها قرار دهيم. در طول چند ماه مراجعه مستمر تغييرات به نحو چشمگيرى خود را نشان مى دهند.»
در اختلال افسردگى اتفاقى فراتر از نااميدى و احساس رخوت، بى هدفى و غم و اندوه مقطعى و فصلى روى مى دهد. به همين دليل است كه درمان افراد افسرده پيچيده تر و با مراجعه به پزشكان متخصص و مصرف دارو همراه است.
يك مدرس دانشگاه مى گويد: «معمولاً افسردگى واكنشى در مقابل فشارهاى روانى از دست دادن كسى است كه فرد به او علاقه دارد. به هم خوردن ثبات زندگى، تغيير و تحولات در زندگى از قبيل طلاق، شكست در امتحان و ... است. در بيمارانى كه افسرده اند چند حالت ممكن است وجود داشته باشد. احساس گناه، بى ارزشى و ناتوانى، كم شدن انرژى، احساس خستگى مداوم و احساس رخوت و سستى، داشتن افكارى در رابطه با خودكشى و مرگ و يا اقدام براى خودكشى، گرايش به مصرف دخانيات و موادمخدر، از دست دادن تمركز يا كم شدم تمركز، تغيير خواب (بى خوابى، كم خوابى يا پرخوابى) و تظاهرات جسمانى مانند سردردها، سوءهاضمه، از دست دادن اشتها يا پرخورى، تغيير در فعاليت ها و مشكل در تصميم گيرى، از دست دادن علاقه و لذت بردن از فعاليت ها و سرگرمى هايى كه زمانى مورد علاقه قرار داشت.» به عقيده اين روانشناس؛ «داشتن يك يا دو تا از اين حالت ها دليلى بر ابتلا به افسردگى نيست. به اعتقاد برخى روانشناسان حضور همزمان چهار نشانه از علايم افسردگى به مدت طولانى هشداردهنده است. اما با ديدن يك علامت كه گاهى حتى به خاطر تغييرات فصلى يا رويدادهاى اجتماعى و برخى مسائل خانوادگى است، نمى توان به طور قطع و يقين درباره وجود اختلال افسردگى نظر داد. به دلايل هورمونى، زايمان، تفاوت فشارهاى روانى و اجتماعى وارد به زنان و مردان، نداشتن مشاركت اجتماعى، پرخاشگرى و خشونت همسران معمولاً افسردگى در زنان دوبرابر مردان است.
دكتر عيسى جليل متخصص روانشناسى مى گويد: «تقريباً از هر چهارزن، يك نفر افسردگى شديد را در مرحله اى از زندگى خود تجربه مى كند.» او اضافه مى كند: « طى تحقيقى كه چند سال گذشته در كشور روى بيش از ۳۵ هزار زن و مرد ۱۵ تا ۴۴ سال انجام شد، ۲۴ درصد از زنان و ۱۳ درصد از مردان جامعه آمارى مورد نظر مبتلا به اختلال افسردگى بودند. غير از عوامل وراثتى، زيستى و محيطى كه ممكن است فرد را به افسردگى سوق بدهد، يك عامل مهم عدم توانايى افراد براى مقابله با مشكلات يا مسائلى است كه در زندگى با آن مواجه مى شود. نداشتن اعتماد به نفس و ضعيف بودن اعتماد به نفس نقش مهمى در ابتلا به افسردگى دارد. يا كسانى كه در زندگى به هر دليلى شكست مى خورند، گرايش يا زمينه مهياترى براى افسردگى دارند. به عنوان مثال كنكور در كشور ما تبديل به يكى از عواملى شده كه عدم قبول در آن تأثير روانى مخرب در ميان برخى جوانان و حتى افسرده كردن آنها دارد.»
***
دختر جوانى كه از اتاق مشاوره بيرون مى آيد، بعد از چند جلسه تلاشى كه براى احياى روحى و عاطفى خود به كمك مشاور روانشناس شروع كرده، نتايج مثبتى را در خود مشاهده مى كند. او حالا مى خواهد ادامه تحصيل بدهد اگر شد شغلى در محيطى مناسب پيدا كنم.» احساس يأس و نااميدى در او بعد از پايان تحصيلاتش در مقطع ليسانس شروع دوره اى سخت براى يافتن شغل در ارتباط با تحصيلاتش آغاز شد و وقتى به اوج خود رسيد كه در يكى از تلاش هايش براى داشتن شغلى در يك مؤسسه خصوصى آموزشى از طرف مدير مؤسسه در معرض پيشنهادى غير اخلاقى قرار گرفت. بعد از ترك آنجا مدت ها طول كشيد تا با معناى راهنمايى يكى از دوستانش تصميم گرفت از مشاوره براى برطرف شدن حالت هاى روحى و عاطفى به هم ريخته اش كمك بخواهد. مشاور روانشناس سعى مى كند رشته هاى پيوند خود با مراجعانش تا وقتى كه آنها به باورهاى جديد درباره خود برسند و آنها را درونى كنند، حفظ كند. او در حالى كه يك پوشه زرد رنگ ديگر را هم مى بندد و عينكش را از چشمانش برمى دارد از اين مى گويد كه گاهى خودش هم دچار يأس و نااميدى مى شود: «وقتى جوانانى به من مراجعه مى كنند كه مشكلاتشان ناشى از نداشتن شغل، موانع براى ادامه تحصيل و ازدواج است، چه راهنمايى اى مى توانم به آنها بكنم. اينها كف خواسته هاى يك انسان است و وقتى جامعه اى قادر نباشد آنها را براى اعضايش تأمين كند، نتيجه اش چيزى جز احساس نااميدى و بدبينى، بى ارزشى و ناتوانى نيست.»
ابهام نسبت به آينده، در حوزه هاى اجتماعى، اقتصادى و سياسى زمينه هاى نگرانى را در افراد به وجود مى آورد. حتى اگر هر نگرانى به پاى افسردگى گذاشته نشود. باز هم زنگ خطرى محسوب مى شود. سيد حسن موسوى استاد دانشگاه علاوه بر اين فضاى نگرانى از فقدان شادى و نشاط در جامعه سخنى به ميان مى آورد و اين كه وجود روحيه هاى شاداب و فضاى نشاط آور در جامعه مى تواند زمينه اى براى غلبه بر يأس و نااميدى فراهم كند. آنچه او مى گويد البته دريافتى است كه در مقاطعى برخى مسؤولان هم به آن رسيدند. از آن جمله اين سخن احمد مسجد جامعى (وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى دولت خاتمى) بود كه گفت: جامعه امروز ما به شدت نيازمند نشاط و اميد به آينده است نبايد چنين وانمود شود كه دين باغم، افسردگى و گريه همراه است...»
آيا ايجاد محيطى پرنشاط و شاد در جامعه مى تواند پرونده جديدى در مطالبات مردم از مسؤولان در آينده بگشايد؟!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |