|
جوابيه
جوابيه شركت نفت ايرانول به يك گزارش ضايعات نداريم
چندى پيش گزارشى با عنوان مرگ در تله نفتى تهران منتشر شد كه حاوى نكات ناگفته اى در خصوص وضعيت زيست محيطى يكى از نقاط جنوبى تهران بود. اين گزارش نشان مى داد برخى شركت هاى نفتى ضايعات و نخاله هاى خود را بدون رعايت موارد فنى در بخشى از زمين هاى حاشيه حسن آباد تخليه كرده اند و اين منطقه تبديل به مردابى از قير مذاب شده است كه در يك مورد سبب مرگ يك سرباز شده است. شركت نفت ايرانول در واكنش به اين گزارش جوابيه اى ارسال كرده است كه اگر چه از لحن و جهت گيرى نامناسبى برخوردار است اما روزنامه ايران به منظور قضاوت خوانندگان آن را منتشر مى كند. ۱- قطع نظر از آنكه نويسنده محترم در ارائه گزارش به دليل شتابزدگى و عدم تحقيق، دچار تناقض گويى گرديده و اين تناقض از صدر تاذيل و پاراگرافهاى مختلف كاملاً مشهود است مطالب خلاف واقع ديگرى نيز كه از مصاديق افترا و نشر اكاذيب محسوب مى شود به سازمان هاى مختلف نسبت داده كه با توجه به بندهاى بعدى، لااقل راجع به شركت نفت ايرانول كذب محض مى باشد. ۲- نويسنده با يك حركت احساسى و با استفاده از عنوان مبهم منابع آگاه كه از قضا حسب محتواى گزارش از آگاهى و صلاحيت فنى لازم در اظهار نظر برخوردار نبودند درصدد القاى اين مطلب است كه گويا مسؤولان پالايشگاه ها نسبت به مسائل زيست محيطى كاملاً بى تفاوت بوده و امور مربوطه را به حال خود رها نمود ه اند غافل از آنكه گزارشات اين چنينى كه مع الاسف از روى علم و تحقيق صورت نمى پذيرد و به نحوى با فضاسازى و شگردهاى ژورناليستى همراه است و النهايه ضمن توسل به احتمالات و اعلام تقصير اشخاصى كه اساساً نقشى در آن ندارند، موضوع در معرض داورى و قضاوت عموم مردم قرار داده مى شود، جز آنكه موجبات تشويش اذهان عمومى را فراهم نمايد كمكى به حفظ محيط زيست و صنايع معتبر كشور نخواهد كرد. ۳- نويسنده محترم، حتى آنقدر به خودش زحمت نمى دهد كه حداقل قبل از درج گزارش مزبور در روزنامه، از بخش روابط عمومى شركت هاى مورد نظر، اطلاعات لازم را درباره سابقه و نوع فعاليت و كيفيت دفع ضايعات توليدى دريافت دارد. اگر چه رفع ابهام در خصوص گزارش مذكور، با مختصرى توضيحات امكان پذير است اما خدشه اى كه در اين رهگذر به حيثيت و اعتبار معنوى اشخاص وارد مى شود بخصوص اگر از طريق جرايد و همراه شگردهاى روانى و تبليغى تأثر برانگيز كه احساسات عمومى را جريحه دار مى كند، باشد به سادگى قابل جبران نيست. ۴- با وجودى كه سردرگمى نويسنده محترم در مورد هويت شركت ها و موقعيت مكانى و جغرافيايى آنها و يا مقصرين احتمالى كاملاً آشكار است به نحوى كه در مورد زمان وقوع تخلف ادعايى گاه به ۲۰ سال پيش گاه به قبل از سال ۱۳۸۰ اشاره دارد اما گفتنى است كه سال تأسيس شركت نفت ايرانول سال ۱۳۸۲ مى باشد كه بدين صورت حتى به فرض صحت گزارش نويسنده، موضوع آن هيچ ارتباطى به اين شركت ندارد. ۵- جاى تأمل و تعجب است كه منابع آگاه از نظر گزارشگر محترم، ضمن آنكه از آگاهى لازم برخوردار نمى باشند از اين موضوع مهم نيز غافلند كه اساساً شركت نفت ايرانول در منطقه شورآباد واقع نشده است كه بدين ترتيب البته جاى شگفتى نيست كه منابع مورد استناد خانم نگارنده گزارش، ندانند كه سيستم دفع فاضلاب شركت نفت ايرانول به صورت بسته و از تصفيه خانه صنعتى مجهز مطابق با استانداردهاى جهانى و زيست محيطى بوده و اصلاً هيچگونه ضايعاتى ندارند كه نياز به تخليه داشته باشد. ۶- شركت نفت ايرانول به دليل آنكه در مجاورت پالايشگاه تهران قرار دارد از سيستم پيشرفته پالايشگاه تهران مطلع مى باشد از اين رو تا اين تاريخ سابقه نداشته است كه پالايشگاه مذكور ضايعات نفتى را با تانكر حمل نمايد كه نويسنده محترم روزنامه در فراز ديگرى از گزارش خود به آن اشاره نموده است. ۷- چنانچه شركت ها يا مراكز ديگرى به طور غيرقانونى اقدامى در زمينه دفع ضايعات نفتى به شرح گزارش مورد بحث داشته يا دارند (به نحوى كه از قرار مسموع در دو طرف جاده قديم قم در فاصله نه چندان دور از جاده كسانى هستند كه محصول قير مظروف مى كنند و در وسط بيابان تانكرهاى محتوى قير متوقف مى باشند) ممكن است ضايعات مربوطه، متعلق به اينگونه افراد باشدكه البته لازم است با ارائه اسناد و مدارك معتبر نسبت به تخلفات آنها برخورد شود اما شيوه نگارنده در اتهام به شركت هاى خوشنام و معتبر پسنديده نبوده و انتشار چنين گزارشاتى زيبنده روزنامه وزين ايران نمى باشد.
|