جمعه ۲۱ مرداد ۱۳۸۴ -
Fri, Aug 12, 2005
هنر (سينما)
۳۲۱۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
سينماى جوان
مهم ترين رويداد
سالانه فيلم كوتاه جهان
سالاد فصل؛ تغيير مسيرى دوباره در كارنامه فريدون جيرانى
چه خبرا؟
سينماى جوان
مهم ترين رويداد
سالانه فيلم كوتاه جهان
جشنواره كلرمون فران
223461.jpg
مرجان رياحى
بيست و هشتمين جشنواره فيلم هاى كوتاه كلرمون فران از ۲۷ ژانويه تا ۴ فوريه ۲۰۰۶ در فرانسه برگزار مى شود.
اين جشنواره كه مهم ترين رويداد سالانه فيلم كوتاه جهان محسوب مى شود، فراخوان دريافت فيلم خود را اخيراً اعلام كرده و فيلمهاى كوتاه داستانى، انيميشن، مستند و تجربى كمتر از ۴۰ دقيقه كه پس از يكم ژانويه ۲۰۰۴ ساخته شده اند، مى توانند در آن شركت كنند. آخرين مهلت براى ارسال فيلم، فرم ثبت نام و ساير مدارك ۱۷ اكتبر ۲۰۰۵ است.
همراه با فرم ثبت نام بايد يك نسخه VHS يا DVD فيلم، يك قطعه عكس صحنه فيلم، يك قطعه عكس از كارگردان و همچنين متن ديالوگ ها به دو زبان اصلى و انگليسى يا فرانسه بايد ارسال شود.
اطلاعات تمامى فيلم هاى متقاضى حضور در جشنواره در كاتالوگ بيست و يكمين بازار فيلم كلرمون فران درج خواهد شد.
اين بازار فيلم بزرگترين محل عرضه و خريد و فروش فيلم هاى كوتاه در جهان است. سال گذشته بيش از صدو سى هزار بازديدكننده شامل ۲۸۰۰ پخش كننده، فيلمساز، نماينده جشنواره و... در اين بازار حضور داشتند و در مجموع ۳۸۰ نوبت نمايش فيلم اجرا شد. انجمن سينماى جوانان ايران و مركز گسترش سينماى مستند و تجربى تنها مؤسسه هاى ايرانى حاضر در بازار فيلم كلرمون فران بودند و عرضه كنندگان فيلم محصولات خود را در دو سالن براى خريداران به نمايش گذاشتند. اين بازار را جشنواره كلرمون با حمايت «رسانه هاى متحد اروپايى» برگزار مى كند.
جشنواره كلرمون در بخش مسابقه بين المللى سه جايزه اهدا مى كند؛ جايزه بزرگ، جايزه ويژه هيأت داورى و جايزه تماشاگران كه هريك همراه با لوح يادبود چهار هزار يورو نيز براى برنده به ارمغان مى آورد. در دوره گذشته ۲۸۹۶ فيلم از ۹۰ كشور(به علاوه فرانسه) متقاضى شركت در جشنواره كلرمون فران بودند و از ايران هم ۴۲ فيلم كوتاه داستانى، مستند و انيميشن براى شركت در جشنواره ثبت نام كردند كه در نهايت دو فيلم همسفر خاموش (الهام حسين زاده) و هاوار (رحيم ذبيحى) در بخش مسابقه بين الملل پذيرفته شدند.
به جز مسابقه بين الملل، بخش رقابتى جهانى ديگرى هم وجود دارد كه Lab Competition نام دارد. فيلم هاى اين بخش از ميان آثار تجربه گرا و خلاقانه تر دو بخش نخست انتخاب مى شود و يك هيأت انتخاب تعدادى از فيلم هاى پذيرفته شده در مسابقه بين الملل را براى آن برمى گزيند. در اين بخش جايزه بزرگ و جايزه تماشاگران اهدا مى شود.
اين جشنواره بخش مسابقه ملى هم دارد كه ويژه فيلم هاى فرانسوى است. سال گذشته ۵۹ فيلم كوتاه براى اين بخش برگزيده شدند. همچنين اين جشنواره بخش هاى جنبى ديگرى مانند مرور فيلم هاى كوتاه نروژى، فيلمهايى با موضوع بوكس، فيلم هاى آفريقايى به زبان فرانسه، ويدئوكليپ هاى مستقل، برنامه هايى براى فيلم هاى كودكان و... داشت كه امسال با برنامه هاى جديد بسته خواهد شد.
فيلمسازان علاقه مند به امتحان كردن شانس خود براى حضور در اين جشنواره مى توانند به وب سايت www.clermontfilmfest.com مراجعه كنند.
سالاد فصل؛ تغيير مسيرى دوباره در كارنامه فريدون جيرانى
همراه با آدم هاى جنوب شهر
223485.jpg
خسرو نقيبى
فريدون جيرانى فيلمنامه نويس بيش از بيست سال است كه حضورى مستمر در سينماى ايران دارد. او از همان سالها روزنامه نگارى هم كرده و بعد، خيلى زودتر از آنچه كه معمول است به عنوان يك تاريخ شناس و تحليلگر سينماى پيش از انقلاب شناخته شده. با اين پيش زمينه او در سال ۶۶ نخستين فيلمش «صعو»د را جلوى دوربين مى برد كه حاصلش يك شكست تلخ است و بازگشت جيرانى به دنياى پيشينش. او البته اين شكست را مى پذيرد و با نقدى كه بر فيلم خودش به عنوان يك منتقد مى نويسد نشان مى دهد كه مى داند تن به اتفاقى داده كه نبايد. همين مسأله نقطه آغاز حركت او را براى كارى كه از ابتدا مقصودش از ورود به سينما بوده، ده سال عقب مى اندازد؛ تا سرانجام فريدون جيرانى با قرمز به شكلى حساب شده نشان مى دهد كه ده سال براى يك شروع دوباره در تلاش بوده است.
چهار فيلم دوره دوم فيلمسازى جيرانى كه شامل يك سه گانه خونين و يك كمدى رومانتيك است همه دو خصيصه مشترك دارند. يكى لوكس بودن بيش از حد اين فيلم ها و ديگر ويژگى، حركتشان روى خط يك ژانر مشخص كه درباره هردو به تفصيل مى نويسم. اما نكته مهم احساس اين مسأله است كه پشت دوربين همه اين فيلم ها كارگردانى ايستاده كه فيلم به فيلم در كارگردانى و اجرا خلاقيت هايى را به كارى كه بلد است اضافه مى كند و اين در سينمايى كه اصولاً حركت هايش شكل لاك پشتى دارند اتفاق كوچكى نيست.
مهم ترين ويژگى: بازيگرى
در اين سال ها مهم ترين ويژگى فيلم هاى جيرانى در كنار پيشرفت فيلم به فيلمش در كارگردانى، بازى هاى خيره كننده آثارش است كه در اينجا هم اين اتفاق افتاده؛ از ليلا حاتمى و خسرو شكيبايى كه كاراكترهايى متفاوت با هميشه شان خلق كرده اند تا محمدرضا شريفى نيايى كه از قالب كمدى اش بيرون آمده و البته مهناز افشار كه حضورش را در چنين قالبى نمى توان باور كرد. ليلا حاتمى در سالاد فصل يك كيف قاپ جنوب شهرى است. دخترى كه از جنوب شهر امروز مى آيد و براى همين تفاوت هايى بنيادين با تنها كاراكتر نمونه اى مشابهش در تاريخ اين سينما _دختر جيب بر فيلم شب غريبان- دارد. بازى ليلا حاتمى هم با توجه به فيزيك و معصوميت ذاتى چهره اش بار ديگر خاطره همكارى پيشينش با جيرانى را در فيلم آب و آتش تكرار مى كند. يك آشنايى زدايى دوباره با ليلاى معصومى كه هنوز هم بخش عمده اى از پرسونايش از فيلم ليلا مى آيد. شكيبايى در سالاد فصل پس از چندسال بار ديگر موفق مى شود يك تصوير تازه از خودش ارائه دهد. بازيگرى كه در سال هاى اخير خيلى ها قصد داشتند ثابت كنند كه دوره اش به پايان رسيده، در سالاد فصل چنان در قالب يك لات جنوب شهرى فرو رفته كه باوركردنى نيست. جيرانى در فيلمنامه سعى فراوانى كرده كه عادل فيلمش يك قيصر امروزى باشد كه در مناسبات تهران دهه هشتاد جايى براى زندگى ندارد. براى پديد آمدن چنين حسى هم يك فصل بلند در فيلم تدارك ديده بود كه يكى از مميزى هاى اصلى فيلم روى همين صحنه بود و حالا از آن فصل كه مى گفتند بهترين بخش بازى شكيبايى است تنها يكى دو دقيقه در فيلم باقى مانده. بزرگترين ويژگى بازى محمدرضا شريفى نيا هم شكست كليشه كمدى در بازى اش است و تلاش فراوانى كه مشخصاً براى قرارگرفتن در قالب يك برنامه ريز وقايع تريلر صورت ديده و در كنار اين سه، مهناز افشار كه به طرز غريبى از پس دو وجه متفاوت نقش اش برآمده است. او در نيمه اول كه نقش بازى مى كند، در قالب يك روان پريش عاشق بهترين بازى كارنامه اش را ارائه مى دهد و در نيمه دوم فيلم كه بايد يك كاراكتر خاكسترى را با علايم هيسترى در حركاتش به نمايش بگذارد باز هم روان و موفق است.
همراه با آدم هاى جنوب شهر
جيرانى در «سالاد فصل» برخلاف آنچه گفته مى شد، نشان مى دهد كه جنوب شهر و آدم هايش را بهتر از آدم هاى فيلم هاى قبلى مى شناسد. اين ترديد زمانى به وجود آمد كه جيرانى در همه كارهاى قبلى اش آدم هايى را از بالاى شهر برگزيده بود و حتى آنهايى هم كه از طبقه متوسط مى آمدند خيلى لوكس تر از طبقه خودشان به نظر مى رسيدند. ندارى على مشرقى در فيلم آب و آتش از مقطعى كاملاً رنگ مى باخت يا درگيرى با صاحب خانه در صورتى بيشتر به فانتزى نزديك شده بود. براى همين حالا تصوير دخترى چون ليلا سازگار يا لاتى چون عادل مشرقى در آن خانه هاى تودرتو با جغرافياى منحصر به فرد نشان مى دهد كه جيرانى مى تواند درباره اين منطقه و آدم هايش فيلم بسازد و البته اين اتفاق در فيلم بعدى اش كه اين روزها در مراحل پايانى تدوين است افتاده؛ ستاره ها بخشى از روايت اصلى اش در جنوب شهر است و اصلاً اين منطقه به عنوان يك كاراكتر در فيلم حضور دارد.
يك مشكل بزرگ
با اين همه سالاد فصل يك مشكل بزرگ دارد كه به كليت فيلم لطمه زده است. فيلم از همان جايى لطمه مى خورد كه جيرانى قصد داشته با تكيه برآن تسلطش را بر ژانرگرايى بيازمايد. مشكل هم از او نيست بلكه از سينماى ايران است كه نمى تواند ژانرپذير باشد. در اين چندسال ديگر ثابت شده كه نوآر و تريلر را نمى توان ايرانيزه كرد و «سالاد فصل» از همان جايى ضربه مى خورد كه جيرانى در آب و آتش هم تجربه اش كرده بود. فيلم دقيقاً تا تغيير مسيرش يعنى قتل غريب نيمه دوم داستان، روند و ريتمى جذاب دارد و درست در جايى كه مى تواند در كمتر از ۱۰ دقيقه سرنوشت آدمهايش را شكل دهد و كار را تمام كند، به دور باطل تريلرى مى افتد كه بازى در بازى طولانى اش جذاب نيست و براى مخاطب ايرانى كاملاً گنگ باقى مى ماند. «سالاد فصل» به همين راحتى از دست مى رود؛ هرچند جيرانى سعى زيادى كرده كه با چند تغيير پيش از جشنواره اين اتفاق را كمرنگ تر كند. با اين همه گمان مى كنم كه فيلم در قالب يك درام جنايى مى توانست بهترين اثر كارنامه جيرانى باشد هرچند همين حالا هم فيلم در اجرا در سطحى بالاتر از سينماى بدنه ايران مى ايستد.
چه خبرا؟
«عروسى به هم ريزها» در صدر جدول
شگفتى درگيشه
223470.jpg
افشين ابراهيمى
هفته گذشته اتفاقى در جدول پرفروش ترين فيلم هاى ايالات متحده افتاد كه كم سابقه و دور از انتظار است. در رقابت فشرده اكران فيلم هاى متعدد مدعى فروش بالا، يك فيلم كه از ابتداى نمايشش نتوانسته بود در صدر جدول پرفروش ها قرار بگيرد، موفق شد در سومين هفته اكران پرفروش ترين فيلم هفته بشود. اگر توجه بكنيم كه اين كار با پايين كشيدن فيلم «چارلى و كارخانه شكلات سازى» تيم برتن انجام شده، اهميت و دور از انتظار بودن آن بيشتر مشخص مى شود.
هميشه در مورد فروش فيلم ها، كتاب ها، آلبوم هاى موسيقى و. .. گفته شده كه آنچه فروش هفته هاى اول را تعيين مى كند، نه كيفيت اثر، كه اعتبار و سابقه خالقان آن است. ولى در هفته هاى بعدى ديگر اين اعتبار نمى تواند باعث تداوم موفقيت شود و كيفيت اثر است كه آن را بالا آورده و يا پايين مى برد. با اين ديدگاه شايد بتوان گفت «عروسى به هم ريزها» فيلم بسيار خوبى است، حتى بهتر از «چارلى و كارخانه شكلات سازى»!
اما آنچه كه در اين فيلم جلب توجه مى كند، حضور كوه يخ هاليوود، آون ويلسن در آن است. ويلسن در نگاه اول هيچ چيز از بزرگى و اهميتش در سينماى امروز هاليوود نشان نمى دهد و به ظاهر فقط يك كمدين معمولى مى آيد كه در اين زمينه هم جزو نفرات اول نيست و در خيلى از فيلم هاى موفقش در نقش هاى مكمل حضور داشته است. اما در نگاهى دقيقتر مى بينيم كه بخش قابل توجهى از اين كوه يخ در زير آب است.
هر چند كه ويلسن به عنوان هنرپيشه فيلم هاى كمدى (بعضاً سخيف) بيشتر در يادها مانده است، ولى فيلمنامه بعضى از درخشان ترين فيلم هاى چند سال اخير هاليوود با مشاركت او به همراه وس اندرسن نوشته شده است.
آشنايى آون و وس اندرسن به دوران دانشگاه بر مى گردد. آنها كه در دانشگاه تگزاس در شهر آستن با هم آشنا شده بودند، با مشاركت هم فيلمى كوتاه به نام Bottle Rocket ساختند كه موضوعش سرقت از يك مغازه كتاب فروشى بود. اين فيلم در جشنواره ساندنس ۱۹۹۳ به نمايش در آمد و ضمن مورد استقبال قرار گرفتن، توجه جيمز ال بروكس نويسنده ‎/ كارگردان را به خود جلب كرد. بروكس پنج ميليون دلار در اختيار آنها قرار داد تا فيلم كوتاهشان را تبديل به يك فيلم بلند سينمايى بكنند. Bottle Rocket _ كه آون ويلسن و برادرش لوك ويلسن نقش هاى اصلى آن را به عهده داشتند - على رغم نقدهاى بسيار مثبت و تبديل شدن به يكى از محبوبترين فيلم هاى مستقل دهه ،۱۹۹۰ در اكرانش در سال ۱۹۹۶ شكست سختى خورد و فقط يك ميليون دلار فروش كرد. آون در همين سال در «مرد كابلى» به كارگردانى بن استيلر بازى كرد كه سرآغاز همكارى دنباله دار آنها شد. ويلسن و استيلر بسيار در كنار هم ديده شده اند و علاوه بر اعطاى مشترك جوايز اسكار در مراسم سال گذشته، تا به حال ۸ فيلم را در كنار هم داشته اند كه از بين آنها مى توان به «ملاقات با والدين»، «ملاقات با خانواده فاكر»، «خانواده سلطنتى تننبام»، «زولندر» و «استارسكى و هاچ» اشاره كرد.
شايد كمتر كسى بداند كه آون ويلسن، هنرپيشه كمدى، يكى از تهيه كنندگان فيلم بسيار تحسين شده و اسكارى جيمز ال بروكس، «بهترين شكل ممكن» هم بوده است. دومين تجربه فيلمنامه نويسى مشترك او با وس اندرسن «راشمور» بود كه به كارگردانى اندرسن و با بازى ويلسن در نقشى فرعى ساخته شد و تحسين زيادى نصيب خود كرد. ويلسن براى اين فيلمنامه جوايزى هم دريافت كرد و يكى از تهيه كنندگان فيلم هم بود.
اما او بعد از راشمور به تقويت جايگاهش به عنوان يك بازيگر تجارى پرداخت و در فيلمهاى زيادى بازى كرد كه هر چند اكثراً از نظر تجارى موفق بودند («آناكوندا»، «آرماگدون»، «صبحانه قهرمانان»، «روح زدگى»، «ظهر شانگهاى» و...) اما معدودى از آنها از نظر هنرى هم اعتبار كسب كردند. او براى اينكه به نقش هاى كمدى محدود نشود، در «پشت خطوط دشمن» هم در كنار جين هكمن بازى كرد و نشان داد به خوبى از عهده نقش هاى دراماتيك هم برمى آيد.
ويلسن در ساخته بعدى وس اندرسن، «خانواده سلطنتى تننبام» (۲۰۰۱) هم دوباره فيلمنامه نويس، بازيگر و تهيه كننده بود و به خاطر اين فيلمنامه نامزد جوايز اسكار، بفتا و انجمن نويسندگان آمريكا شد. ولى وقتى اندرسن مى خواست آخرين فيلمش با نام «زندگى آبزى با استيو زيسو» را بسازد، تعهدات بازيگرى ويلسن باعث شد نتواند هنگام نوشتن فيلمنامه در كنار دوست ديرينه اش باشد و فقط نقشى را در فيلم ايفا كرد.
آون ويلسن بيش از اينكه به اعتبارش به عنوان يك بازيگر اهميت بدهد، نقش هايش را بر اساس روابط دوستانه انتخاب مى كند و به همين خاطر است كه او را به كرات در نقش هاى مكمل فيلم هايى كه دوستانش ساخته يا در آنها بازى كرده اند مى بينيم. او به خاطر عضويت در دسته «رت پرَك» به همراه بن استيلر، جك بلك، ويل فِرِل، لوك ويلسن و وينس وان، در كنار آنها در فيلم هاى زيادى بازى كرده و حتى بعد از دو فيلم «شواليه هاى شانگهاى» و «ظهر شانگهاى»، رفاقتش با جكى چان به حدى رسيد كه در فيلم «دور دنيا در هشتاد روز» او، نقش كوتاه ويلبر رايت را ايفا كرد.
شهرت ويلسن به عنوان يك بازيگر كمدى، تا حد زيادى به خاطر توانش در بداهه پردازى است. خيلى از بامزه ترين جمله هايى كه در فيلم هايش مى گويد، حين اجرا خلق شده  و در فيلمنامه نبوده اند؛ اين موضوع حتى وقتى كه خودش نويسنده فيلمنامه بوده هم صدق مى كند.
شايد با اين اوصاف بتوان گفت شهرت و اعتبار آون ويلسن خيلى كمتر از توانايى هاى او است و تبديل شدن به يك فيلمنامه نويس بزرگ را فداى بازى در فيلم هاى دوستانش كرده است؛ ولى محبوبيت فراوان او به عنوان يك بازيگر و دستمزد ده ميليون دلاريش براى هر فيلم، نشان مى دهد كه به عنوان يك بازيگر كمدى هم اعتبار كمى كسب نكرده است. آون ويلسن هفته گذشته فيلم «عروسى به هم ريزها» را در صدر جدول فروش داشت كه طى سه هفته بيشتر از ۱۱۵ ميليون دلار فروش كرده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |