جمعه ۲۱ مرداد ۱۳۸۴ -
Fri, Aug 12, 2005
هنر (تجسمى،موسيقى)
۳۲۱۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
موسيقى
نگاهى به زندگى و آثار ميكيس تئودوراكيس
تجسمى
نگاهى به فرهنگ و هنر بوميان استراليا
منطقه آزاد
مسؤولان عكسخانه شهر، برنامه جالبى در كنار فعاليت هاى نمايشگاهى خود براى تابستان امسال در نظر گرفته اند. در اين برنامه، علاقه مندان مى توانند جهت گرفتن عكس با لباس هاى قديمى به كاخ نياوران، فرهنگسراى بهمن و فرهنگسراى اشراق مراجعه كنند.
فعلاً كه حراج آثار هنرى در ايران نداريم و خريد و فروش اين آثار نيز با همان شيوه هاى سنتى نگارخانه  اى انجام مى شود اما شايد علاقه مندان با گرفتن اين عكس ها بتوانند در آينده آنها را به عنوان عكس هايى قديمى به خريداران بفروشند. شايد هم با گرفتن عكس رنگى در لباس هاى قديمى بتوانيم در مجامع جهانى خودمان را به عنوان اولين كشورى كه به تكنيك عكاسى رنگى دست پيدا كرد، معرفى كنيم. به هر حال، گرفتن چنين عكس هايى در آينده مى تواند فوايد زيادى داشته باشد كه همه آنها در حال حاضر براى ما مشخص نيست. پس به شما پيشنهاد مى كنيم دست دوست و آشنا را بگيريد و براى گرفتن اين عكس ها اقدام كنيد.
يك خبر ديگر نيز درباره عكاسى بخوانيد كه به اعلام موجوديت انجمن عكاسان تبليغاتى و صنعتى ايران مربوط مى شود. اين انجمن از سوى ۱۵ نفر از عكاسان تبليغاتى وصنعتى با همكارى دفتر تبليغات و اطلاع رسانى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى راه اندازى شده است و پس از انتخاب هيأت رئيسه در اولين مجمع عمومى و تشكيل كميته فنى به عضوگيرى خواهد پرداخت.
عكاسان ايرانى، واقعاً در امر راه اندازى انجمن هاى صنفى و غيرصنفى بسيار فعال هستند و بايد الگويى براى ديگر رشته هاى هنرى و غيرهنرى محسوب شوند: خانه عكاسان ايران، انجمن صنفى عكاسان مطبوعات، انجمن عكاسان ايران شهر از جمله انجمن هاى عكاسى فعال در كشور هستند كه هر كدام از آنها گوشه اى از جامعه عكاسى كشور را احاطه كرده اند و با اين وجود هنوز نتوانسته اند يك انجمن فراگير عكاسى پديد بياورند. اين در حالى است كه از حدود ۲۰ سال پيش صحبت از راه اندازى چنين انجمن فراگيرى مطرح مى شود.
يك خبر آموزنده نيز از هنگ كنگ بخوانيد كه مقامات رسمى اين كشور اعلام كردند در شصت و پنجمين سال تولد «بروس لى» هنرپيشه فقيد اين ديار، مجسمه  اى برنزى از او را در مكانى عمومى نصب خواهند كرد.
مجسمه مذكور دو متر ارتفاع دارد و «لى» را در حالى كه نانچيكو در دست دارد نشان مى دهد. چه خوب است مسؤولان فرهنگ و هنر ايران نيز براى تقدير از هنرپيشگان رزمى كشور مجسمه اى از«جمشيد هاشم پور» را در يكى از ميدان هاى اصلى تهران نصب كنند.
اولين خبر از دنياى موسيقى اين است كه امينم كناره  گيرى خود از موسيقى را تكذيب كرد و گفت: «فقط مى خواهم مدت كوتاهى به خودم مرخصى بدهم و براى توليد كار ديگر هنرمندان به استوديو بروم.» هفته گذشته كه خبر كناره  گيرى اين خواننده پاپ مطرح شد به گروهى از خواننده هاى ايرانى پيشنهاد كرديم از ايده او پيروى كنند. اين هفته نيز پيشنهاد مى كنيم همان ايده هفته قبل را دنبال كنند و كارى به خبرهاى جديد نداشته باشند. اما در شرايطى كه مسؤولان اركستر سمفونيك تهران از حدود يك سال قبل در تلاش براى خريد سازهاى نو براى اين اركستر و افزايش دستمزد اعضاى آن هستند، در آمريكا براى اولين بار، يك زن به عنوان رهبر يك اركستر سمفونيك مهم اين كشور انتخاب شد. مارين الساپ، مدير اركستر سمفونيك بورنموث انگلستان از سوى هيأت مديره اركستر سمفونيك بالتيمور آمريكا به عنوان رهبر اين اركستر سمفونيك انتخاب شد. اين در حالى است كه انتخاب او با مخالفت نوازندگان اين اركستر روبرو شده است.
يك خبر بدون شرح نيز بخوانيد درباره گفت وگوى روزنامه جام جم با رئيس مركز موسيقى صداوسيما كه در آن به نقل از وى عنوان شده است: «روز به روز بهتر مى شويم.»
موسيقى
نگاهى به زندگى و آثار ميكيس تئودوراكيس
صداى يونان
رضا بايگان
دو هفته پيش جشنواره اى در يونان برگزار شد كه تنها دليل آن، جشن گرفتن هشتادمين سالگرد تولد ميكيس تئودوراكيس، آهنگساز برجسته يونانى بود. براساس نظرسنجى هاى انجام شده در يونان، اين آهنگساز و چهره جهانى يكى از چهار شخصيت محبوب در ميان مردم كشورش محسوب مى شود.
به مناسبت هشتادمين سالگرد تولد تئودوراكيس، جشنواره اى سه روزه در شهر بندرى چانيا در جزيره كرت يونان برگزار شد كه بسيارى از شخصيت هاى سياسى و هنرى در آن حضور پيدا كردند و به سخنرانى درباره فعاليت هاى هنرى و سياسى اين آهنگساز شهير جهانى پرداختند.
محبوبيت او در ميان مردم يونان فقط به دليل ساختن آهنگ هاى بسيارى كه يونانى ها آنها را دوست دارند و يا مطرح شدن اين هموطنشان در مجامع جهانى نيست. آنچه به غير از موسيقى، تئودوراكيس را در قلب مردم يونان جاى داده، فعاليت هاى سياسى او در دهه هاى گذشته و بويژه در دوران حكومت ديكتاتورى سرهنگ ها بر يونان است.
اين آهنگساز در كشور ما بيشتر به دليل ساخت موسيقى متن فيلم هاى Z، حكومت نظامى و زورباى يونانى شناخته مى شود. درحالى كه چهره سياسى او در يونان و ديگر كشورها به همان قدرت چهره هنرى او است و حتى در چند دهه گذشته شهرت اين آهنگساز به دليل فعاليت هاى سياسى اش بود.
شهرت تئودوراكيس در دنياى موسيقى نيز چيزى نيست كه بتوان آن را كوچك شمرد. علاوه بر چند موسيقى فيلم مانند «زورباى يونانى» كه براى او شهرت جهانى به ارمغان آورد، تخصص او در داخل كردن موسيقى فولكلور يونان به آثار كلاسيك و سمفونيك است. تئودوراكيس با آثارى كه به اين ترتيب خلق كرده، محبوبيت خود را از ميان طبقه روشنفكران بسيار فراتر برده و به ميان توده مردم يونان راه يافته است. در عين اينكه آثار او مخاطبانى جهانى پيدا كردند و بسيارى از دوستداران موسيقى در سراسر دنيا به آثار اين آهنگساز گوش مى دهند.
از سوى ديگر تئودوراكيس آثار زيادى براساس موسيقى فولكلور و اشعار شاعران معروف يونان و جهان همچون يانيس ريستوس، پابلو نرودا و كامپا نليس خلق كرده و با اين كار توانسته است سروده هاى اين شاعران را به توده مردم بشناساند.
ميكيس تئودوراكيس در ۲۵ جولاى سال ۱۹۲۵ در جزيره چيوس در درياى اژه به دنيا آمد اما خانواده او متعلق به روستايى در گالاتاس واقع در چهار كيلومترى حومه چانيا هستند و خود او از نژاد كرت محسوب مى شود.
فعاليت هاى سياسى اين هنرمند همراه با فعاليت هاى هنرى اش بسيار زود آغاز شد. او در تظاهرات بزرگ ۲۵ مارس سال ۱۹۴۳ عليه نيروهاى اشغالگر يونان شركت كرد و زمانى كه ۱۸ سال داشت براى اولين بار از سوى ايتاليايى ها در آن تظاهرات دستگير و در زندان شكنجه شد اما از زندان گريخت و به آتن رفت. در آن شهر به جبهه آزادى بخش ملى پيوست و عليه نيروهاى اشغالگر نازى جنگيد.
اين آهنگساز، دوران كودكى خود را در شهرها و استان هاى مختلف يونان گذراند و از همان دوران علاقه اش به موسيقى آشكار شد. او پس از ورود به هنرستان هنرهاى زيباى آتن به فراگيرى موسيقى نزد پروفسور «اكونوميد» پرداخت. اولين كنسرت تئودوراكيس در سال ۱۹۴۲ با نام «كاسيانه» در شهر تريپلس برگزار شد.
مبارزه در جنگ هاى داخلى يونان باعث شد او سه بار به جزاير مختلف اين كشور تبعيد شود اما سرانجام توانست در سال ۱۹۵۰ با ديپلم هارمونى و ساز بادى از هنرستان فارغ التحصيل شود. پس از آن به پاريس رفت و با حضور در كلاسهاى استادانى چون «مسيان» به فراگيرى آناليز موسيقى و رهبرى اركستر پرداخت. پس از پايان تحصيلاتش به طور فعال در دنياى موسيقى اروپا حضور پيدا مى كند و دست به خلق آثار بسيارى مى زند. در سال ،۱۹۵۷ جايزه نخست فستيوال مسكو را از شوستاكوويچ دريافت مى كند و سه سال بعد با آهنگ Epitaph شهرت او در يونان همه گير مى شود.
او در سال هاى منتهى به كودتاى سرهنگان به عنوان نماينده حزب متحد دموكراتيك چپ در پارلمان يونان حضور داشت و رياست «جنبش جوانان» را در مخالفت با گروه هاى فاشيستى نيز برعهده گرفته بود. پس از به قدرت رسيدن سرهنگ ها او فعاليت هاى سياسى خود را به شكل زيرزمينى دنبال مى كند و به همراه گروه ديگرى از همفكرانش، سازمانى را براى مقاومت و مبارزه عليه ديكتاتورى بنيان مى گذارد و رياست آن را نيز برعهده مى گيرد.
اما بالاخره در آگوست ۱۹۶۷ دستگير و به سلول انفرادى در زندان امنيتى منتقل مى شود. در آنجا دست به اعتصاب غذا مى زند و به دليل ضعف و اعتراض هاى گسترده حاميانش به همراه خانواده خود به كمپ «اوروپوس» واقع در منطقه كوهستانى «آركاديا» تبعيد مى شود. اما با بحرانى تر شدن وضعيت جسمانى او و اعتراض شخصيت هاى جهانى مانند آرتور ميلر، لارنس اوليوير و ايومنتان بالاخره مى تواند از يونان خارج شود و به پاريس برود.
او كه حتى در دوران زندان و تبعيد نيز به خلق آثار موسيقى ادامه مى داد، بهترين فرصت را براى اجراى قطعات خود و همچنين اعتراض به وضعيت موجود در يونان پيدا مى كند.
223452.jpg
در سال ۱۹۷۴ با سقوط حكومت سرهنگ ها و بازگشت دموكراسى به يونان، تئودوراكيس به كشورش باز مى گردد و فروشگاه ها پر مى شوند از آثار او. پس از آن نيز علاوه بر خلق آثار موسيقى فراوان به عنوان نماينده پارلمان از سال ۱۹۸۱ به فعاليت مى پردازد و تا سال ۱۹۹۰ نيز وزير كشور يونان مى شود.
در طول دو دهه اخير او فعاليت هاى بسيارى براى رفع اختلاف ميان تركيه و يونان، حمايت از عفو بين المللى در اروپا و عليه قدرت هسته اى انجام داده است.
اين هنرمند و شخصيت سياسى علاوه بر جوايز و افتخارات بسيارى كه به دست آورده به عنوان يكى از نامزدهاى جايزه صلح نوبل نيز پيشنهاد شده است.
اين آهنگساز برجسته تاكنون بيش از هزار ترانه، ۱۰۰ سمفونى، اپرا، اورتور و موسيقى تئاتر خلق كرده و ساخت موسيقى متن بيش از ۳۰ فيلم از ديگر فعاليت هاى او محسوب مى شود.
تئودوراكيس درباره شيوه خلق آثارش مى گويد در خواب، نت هاى آهنگ را مى شنود. بيدار مى شود و به سرعت نت ها را مى نويسد. دوباره به بستر مى رود تا آهنگ ديگرى او را بيدار كند. صبح كه بيدار مى شود سعى مى كند با درك ايده اصلى، آهنگ ها را بيرون بكشد و بعد آهنگ را با پيانو آزمايش مى كند. به اين ترتيب، آشفتگى از ميان نت هاى اوليه محو مى شود و فقط موسيقى ناب باقى مى ماند. اين هنرمند ۸۰ ساله حتى اكنون كه موهاى سرش يكدست سفيد شده و براى راه رفتن به عصاى خود تكيه مى كند همچنان به خلق موسيقى مشغول است. به تازگى آخرين آلبوم او با عنوان «مقاومت» كه مجموعه اى از شش آلبوم را در بر مى گيرد، منتشر شده است.
ميكيس تئودوراكيس چندى پيش نيز جايزه بين المللى شوراى موسيقى يونسكو در سال ۲۰۰۵ را دريافت كرد.
تجسمى
نگاهى به فرهنگ و هنر بوميان استراليا
هنر بوميان استراليا در كليساهاى جزاير دورافتاده
223464.jpg
منبع: بى.بى.سى
نويسنده: نيك اسكوايزر
مترجم: چنگيز محمودزاده

بوميان استراليا، مردمان عجيبى هستند كه هنوز آداب و شيوه هاى زندگى كهن خود را حفظ كرده اند. اين مردمان هنوز در اجتماع هايى بزرگ در دل طبيعت زندگى مى كنند و اصرار دارند كه مانند اجداد خود با همان لباس ها، خوراكى ها، قوانين اجتماعى و هنرها به حيات خود ادامه دهند.
البته اين اجتماع ها در طول قرن بيستم آسيب هاى بسيارى ديدند و در حال حاضر نيز به دليل مشكلاتى مانند فقر و كمبودهاى بهداشتى مجبور به ترك زادگاه خود و تبديل شدن به حاشيه نشينان شهرهاى استراليا هستند.
در قرن گذشته دولت استراليا نيز اقدامات بسيارى براى نابود كردن آنها انجام داد. كشيدن حصار به دور سرزمين هاى آنها و يا جدا كردن فرزندانشان و سپردن آنها به خانواده هاى استراليايى براى متمدن شدن، از جمله اين اقدامات بود كه البته نتوانست در عزم اين مردم براى وفادار ماندن به ريشه هايشان آسيبى وارد كند.
بوميان استراليا كه صاحبان اصلى اين سرزمين محسوب مى شوند، همچنان با پاهاى برهنه و با بوم رنگ به شكار مى روند، ديجيريدو مى نوازند و نقاشى ها و مجسمه هاى چوبى عجيب و غريب خود را خلق مى كنند.
آنچه توجه جهانيان را به وضعيت اين مردم و اقدامات غيرانسانى دولت استراليا در قبال آنها جلب كرد، هنرهاى آنها بود. اجراى كنسرت هاى متعدد از ديجيريدونوازان بومى در كشورهاى مختلف و راه يافتن آثار هنرى آنان به بازارهاى اروپايى و آمريكايى هم در تعديل فقرشان تأثير داشت و هم در رهايى آنها از قوانين سخت گيرانه دولت استراليا.
اين روزها، آثار هنرى و دست ساخته هاى بوميان آفريقا با قيمت هاى بالايى در حراجى هاى اروپا و آمريكا خريد و فروش مى شوند و جلوه اى چشمگير در عرصه هاى هنرى دنيا پيدا كرده اند. هر چند سود اصلى آن به جيب دلال هاى هنرى مى رود، اما همان رقمى كه به دست خالقان آن آثار مى رسد براى ادامه زندگى آنها در دل طبيعت كفايت مى كند.
از سوى ديگر، موج تازه اى از حضور زنان در ميان اين هنرمندان به چشم مى خورد. تا حدود ۳۰ سال پيش تقريباً تمام اين فعاليت ها بر اساس قوانين نانوشته قبيله اى برعهده مردان بود. اما در سال هاى اخير گروه زيادى از زنان نيز به اين عرصه وارد شده اند و آثار هنرى آنها نيز در بازارهاى هنرى جهان، خريد و فروش مى شود.
اما در همه جاى استراليا، زندگى بوميان به اين شكل نيست و در جزاير «تى وى» واقع در شمال «داروين» گروهى از بوميان استراليايى زندگى مى كنند كه آداب و رسوم و هنرهاى آنها كاملاً متفاوت از ديگر بوميان است. «نيك اسكوايزر»، خبرنگار بى.بى.سى گزارشى درباره ساكنان جزاير تى وى نوشته كه با هم مى خوانيم.
***
وقتى از بيرون به كليسا نگاه مى كنيد، همه چيز عادى و معمولى به نظر مى رسد. اين كليسا در دهه ۱۹۳۰ ساخته شده است و ديوارهاى چوبى سفيد رنگ آن در آفتاب استوايى مى درخشند. در انتهاى ساختمان كليسا نيز دسته اى از درختان نخل و درختان قديمى مانگو يك سايبان طبيعى ايجاد كرده اند.در انتهاى يك راه پله چوبى، در ورودى اصلى كليسا قرار دارد و فقط زمانى كه از آن عبور كنيد، متوجه خواهيد شد كه اينجا يك كليساى معمولى نيست.سراسر ديوارها از طرح هاى سايه و روشن عجيب پوشيده شده اند و در بالاى آنها تصاويرى از حيواناتى مانند كروكوديل، لاك پشت و پليكان ها ديده مى شود. ورودى محراب كليسا نيز بار دينى از آثار هنرى بوميان استراليا پوشيده شده است.
يك نقاشى از كودكى حضرت عيسى(ع) ديده مى شود كه در دستان يك مرد ريشو شبيه به مردمان قبايل اين منطقه رو به بالا نگه داشته شده است و در دو طرف آنها زوبين هايى كه مرگبار به نظر مى رسند، ديده مى شوند.در اين تصاوير، جنگجويان، دستارى بر سر و لنگى بر تن دارند. مقابل اين تصاوير زيارتگاهى از لاك لاك پشت ها و مرواريد ساخته شده است.اين كليساى غيرعادى، يكى از ديدنى ترين نقاط شهر كوچك «نگويو» در جزيره «بتورست» محسوب مى شود. «بتورست» و «ملويل»، جزيره همسايه آن با نام جزاير تى وى شناخته مى شوند. اين جزاير در ۸۰ كيلومترى شمال داروين قرار دارند.
جان مونكارا، يك راهنماى محلى شاداب درباره مردم اين جزيره مى گويد: «مردم جزيره ما هميشه و از مدت ها پيش در همين جزيره بودند. ما براى مدت هاى طولانى در اين جزيره جدا از بوميان سرزمين اصلى استراليا و در تنهايى زندگى مى كرديم.»
به همين دليل چندان عجيب نيست كه آنها نه بوم رنگ و نه ساز محلى ديجيريدو را مى شناسند و براى هزاران سال، تصور مى كردند تنها ساكنان زمين هستند.
در گذشته تنها ارتباط ساكنان تى وى با قبايل سرزمين اصلى زمانى روى مى داد كه آنها بر كانوهاى خود سوار مى شدند و براى ربودن زنان به سرزمين آن سوى آب ها مى رفتند. البته اين روزها، ارتباطات آنها ملايم و سالمتر شده است، اما ۲۵۰۰ نفر ساكن تى وى همچنان بسيار متفاوت از قوم و خويش هاى خود در سرزمين اصلى استراليا به نظر مى رسند. شما اين تفاوت را از لحظه اى كه قدم بر روى خاك جزيره بگذاريد، احساس مى كنيد.
در بسيارى از اجتماع هاى بوميان استراليا، حسى از بد خلقى و اوقات تلخى را احساس خواهيد كرد. هر چند نكوهش كردن آنها درست نيست؛ چرا كه جرايم، خشونت، بيكارى، فقر و بهداشت، مشكلاتى است كه اين مردمان را رنج مى دهد. اما در تى وى، مردم تا شما را مى بينند، لبخندى مى زنند. بچه ها به دنبال شما مى دوند و بزرگترها دست تكان مى دهند و حس ميهمان نوازى گرم را از همان ابتدا احساس خواهيد كرد.
يكى از دلايل اين تفاوت، محدود كردن شديد دسترسى به مشروبات الكلى در اين جزاير است. اين نوشيدنى ها را فقط در كلوپ هاى شهر مى توان تهيه كرد.
دلايل ديگر نيز اين است كه ساكنان جزاير براى مدت هاى طولانى تنها بودند و هيچ ارتباطى با ديگر مردمان نداشتند. آنها تاريخى طولانى از پس راندن غريبه ها را دارند كه هم مردمان ديگر قبيله ها و هم كاشفان اروپايى دنياى جديد را در بر مى گيرد.
در سال ،۱۸۲۰ انگليسى ها مركزى را در جزيره پايه گذارى كردند، اما در اثر بيمارى ها، گرما و خصومت بوميان جزيره، پس از پنج سال آنجا را ترك كردند.
جان مانكورا مى گويد: «ما هميشه مالكيت سرزمين خود را در اختيار داشتيم و هيچ وقت مجبور به آميزش با ديگر قبايل نشديم. ما آداب، سرگرمى ها و فرهنگ خود را به شدت حفظ كرده ايم.»حتى امروز نيز شيوه هاى سنتى شكار در ميان مردمان جزيره به كار گرفته مى شود. بويژه در تعطيلات آخر هفته كه تمام افراد يك خانواده، همراه با هم به شكار مى روند.
كليساى كاتوليك اولين ميسيونرى خود را در سال ۱۹۱۱ در جزيره پايه گذارى كرد، اما اجازه داد تا فرهنگ و رسوم مردم تى وى با آداب مسيحيت آميخته شود. به همين دليل با راه يافتن اعتقادات سنتى به مسيحيت تركيبى از هنرهاى بوميان جزيره و هنر مسيحى شكل گرفت كه هم اكنون در كليساهاى اين جزاير قابل مشاهده است.
بر روى قبرهاى تى وى در گذشته و همچنين در حال حاضر، ميله هاى چوبى عجيبى به چشم مى خورد كه «پوكومانى» ناميده مى شوند. اين ميله هاى چوبى كه نقاشى ها و حكاكى هاى پر از جزئياتى بر روى آنها ديده مى شود، در واقع نمادى از جشن گرفتن تولد فرد در گذشته هستند.با وجود تفاوت هايى كه بين مردمان تى وى و بوميان ساكن جزيره اصلى استراليا وجود دارد، آثار هنرى ساكنان اين جزاير نيز مورد توجه كارشناسان هنرى است و توليدات هنرى آنها نيز رونق پيدا كرده و بسيارى از هنرمندان جزيره به خلق نقاشى و مجسمه هاى چوبى پرطرفدار مشغول هستند. حتى چند سال پيش، مجله ايتاليايى «ووگ» كليساهاى اين جزيره را كليساهاى يسيتن بوميان استراليا ناميد.
شايد ايتاليايى ها در تعريف هنرهاى بوميان جزيره كمى اغراق كرده باشند، اما آثار هنرى خلق شده در كليساهاى اين جزيره، همچنان بخش كنجكاوى برانگيز مهمى از ديدنى هاى تى وى محسوب مى شوند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |