شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۴ -
Sat, Aug 13, 2005
ديپلماتيك
۳۲۲۰
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
سودان
سودان
كشورى در منطقه استراتژيك
در چند سال اخير، سودان همواره خبرساز بوده است. ابتدا بحران منطقه «دارفور» در اين كشور باعث توجه جامعه جهانى نسبت به وضعيت آوارگان سودانى شد.
پس از آن، خبرى شادى آفرين براى مردم سودان انعكاس يافت: توافق و صلح شورشيان و دولت پس از ۲۱ سال جنگ داخلى. اخيراً هم كشته شدن «جان گارانگ» رهبر شورشيان جنوب سودان و حوادث خونين پس از آن به صدر اخبار قاره آفريقا نشست. به راستى اهميت سودان در چيست؟ و به چه علت جامعه بين الملل، تحولات اين كشور آفريقايى را با «دقت» پيگيرى مى كند؟
وسعت
سودان، وسيع ترين كشور آفريقايى است. وسعت زياد باعث بروز مشكلاتى براى حاكمان سودان شده است، به طورى كه نظارت مستمر بر نقاط مختلف كشور و رسيدگى به نواقص پيش آمده، مانند هميشه دشوار است. از سوى ديگر، مشكلات معيشتى و اقتصادى مردم، زندگى را بيش از پيش غيرقابل تحمل وطاقت فرسا كرده است.
از همه مهمتر آنكه، نبايد فراموش كرد سودان پهناورترين كشور «آفريقا»ست؛ قاره اى كه همچنان «ناامنى» اصلى ترين معضل آن است و گروههاى شورشى هنوز اسلحه بر زمين نگذاشته اند و «جنگ هاى داخلى» كابوس ساكنين آفريقاست.
قوميت
سودان از جمله كشورهاى عرب آفريقا به شمار مى آيد. اكثر قوميت هاى ساكن در اين سرزمين را اعراب تشكيل مى دهند. اما اين همه ماجرا نيست. همسايگى با كشورهاى كنيا و اوگاندا كه داراى فرهنگ «سواحيلى» (Swahili) هستند تأثيراتى بر سودان داشته است، به طورى كه سودانى هاى هم مرز با اين كشورها، به مرور زمان فرهنگ ايشان را پذيرفته و امروزه ديگر «سواحيلى» محسوب مى شوند. از سوى ديگر، ساكنين مرزهاى سودان و چاد به واسطه كشور همسايه (چاد) با فرهنگ غرب آفريقا آشنايى پيدا كرده و رسوم آنها را پذيرفته اند؛ آدابى كه تنها مخصوص منطقه غرب قاره سياه است.
با اين توضيحات، درست است كه اكثريت جمعيت سودان عرب هستند، اما اقليت هايى از سواحيلى و ديگر قوميت هاى مهم آفريقايى نيز ديده مى شوند كه اگر دوستى و صلح ميان آنها از بين برود، فاجعه اى به مراتب وخيم تر از «نسل كشى» به وجود خواهد آمد و ...
موقعيت
همانطور كه اشاره شد، كشورهاى مختلفى در همسايگى سودان قرار گرفته اند. از يك سو، كشورهاى مهم شمال آفريقا و «مصر» قرار دارند و از سوى ديگر، سودان با كشورهاى شرق و مركز آفريقا (سواحيلى ها) در مقام همسايه است. كشورهاى تأثيرگذارى مثل كنيا كه در سالهاى اخير نقش تعيين كننده اى در سطوح عالى قاره برعهده داشته اند. در نهايت، كشورى مانند چاد دروازه ارتباطى است ميان سودان و قسمت «نفت خيز» قاره يعنى غرب آفريقا.
با اين تفاسير مى توان دريافت «سودان» به عنوان شاهراه ميان كشورهاى آفريقايى مطرح است و وقايع داخلى آن به سرعت بر كشورهاى اطراف اثر مى گذارند. پس بى شك، بى ثباتى و ناامنى پهناورترين كشور قاره به زيان تمام آفريقاست، زيرا «سودان منطقه اى است استراتژيك».
تهيه و تنظيم: هادى جرقوئيان
موج سياسى جوانان
در آذربايجان
223662.jpg
گروه هاى جوانان در جمهورى آذربايجان مترصد آن هستند كه نقشى مركزى در مبارزات انتخابات قريب الوقوع پارلمانى به عهده گيرند. رهبران اپوزيسيون معتقدند شركت گروههاى فعال جوانان در مبارزات انتخاباتى مى تواند بر نتايج انتخابات تأثيرگذار باشد. به نظر مى رسد دولت نيز همين ديدگاه را دارد؛ ديدگاهى كه در نتيجه اين حقيقت نمايان شده كه جلوگيرى از مخالفت هاى فعالان جوان در ماههاى اخير به يك پديده معمولى تبديل شده است.
مسؤولان نيز روشهاى مخصوص خود را براى جلب حمايت جوانان آذرى در پيش گرفته اند. انتخابات پارلمان كه براى نوامبر برنامه ريزى شده، در عين حال، توجه محافل بين المللى را نيز جلب كرده است، به طورى كه برخى تحليلگران سياسى معتقدند رأى گيرى مى تواند به خودى خود حاوى همان پتانسيل روند انقلابى در جمهورى آذربايجان باشد كه به بازسازى سياسى در گرجستان، اوكراين و قرقيزستان منجر شد. به عنوان مثال، شوراى اروپا چندى پيش، بيانيه اى منتشر كرد كه در آن نوشته شده است: برگه هاى رأى گيرى در ماه نوامبر مى تواند حادثه اى باشدكه در آن «يا شاهدينى بر يك انتخابات آزاد و عادلانه خواهيم بود و يا برخورد خونين ميان هزاران نفر.» در انقلاب مخملين گرجستان و انقلاب نارنجى اوكراين، فعالين دانشجويى نقشى هسته اى در ايجاد تغييرات سياسى بازى كردند.
ائتلاف جمهورى در آذربايجان، استراتژى اى را در پيش گرفته است كه هدف آن، تعقيب الگوهاى گرجستان و اوكراين است. اين ائتلاف براى وارد كردن فشار بر دولت «الهام على اف» براى برگزارى يك انتخابات عادلانه و آزاد، در هفته هاى اخير دو تظاهراتى در باكو سازماندهى كرد. براى رهبران اپوزيسيون، جامعه جوانان فعال، بخشى كليدى در تركيب طرح هاى انتخاباتى را تشكيل مى دهند.
«فواد مصطفى اف» جانشين رهبر «جبهه خلق» در مورد جنبش هاى جوانان گفت: «ما آنها را متحد طبيعى خود مى دانيم. جوانان، فعال ترين بخش و در عين حال، يكى از شكننده ترين بخش هاى جمعيتى جمهورى آذربايجان هستند. به همين دليل، دموكراتيزه سازى جامعه جوان بر همه چيز مقدم است.»
چهار گروه از گروههاى جوانان به نامهاى يوخ (نه)، ينى فيكير (فكر نو)، مقام (وقتشه) و جنبش نارنجى جمهورى آذربايجان، در مركز طرح هاى اپوزيسيون براى كسب آرا قرار دارند. چند گروه خارجى بويژه «پورا» (وقتشه) در اوكراين، كمارا (كافى) در گرجستان و اوپتور (مقاومت) در صربستان، از نظر همه اين چهار سازمان آذرى، الگويى براى تغييرات دموكراتيك به حساب مى آيند. ملاقات ماه فوريه رئيس جمهورى آمريكا با رهبر پورا در براتيسلاوا نيز از نظر نمايندگان اين چهار گروه نشانه حمايت واشنگتن از اهداف آنان بود.
همه گروههاى جوانان ادعا مى كنندكه جمعيت آنها به سرعت در حال رشد است. «يوخ» و «ينى فيكير» كه از بزرگترين گروههاى جوانان هستند، گزارش مى دهند كه تعداد اعضايشان در ماههاى اخير به سرعت بالا رفته است. در ماه فوريه يوخ اعلام كرد كه كمتر از ۴۰ عضو دارد. اكنون اين گروه مى گويد كه تعداد اعضايش به بيش از ۲۰۰۰ عضو رسيده است. ينى فيكير نيز مى گويد كه در حال حاضر، حدود ۲۰۰۰ عضو دارد. اما تعداد اعضاى اين گروهها را نمى توان به گونه اى مستقل مورد تأييد قرار داد.
يوخ شهرت خود را در فوريه به دست آورد، يعنى زمانى كه «رضى نورالله يف» رهبر «جامعه آذرى براى اصلاحات دموكراتيك» شروع به فعاليت براى سازماندهى آن كرد. گروه در همان زمان شروع به تمركز بر مسائلى نظير مبارزه با فساد در سطحى كرد كه موجب برخورد با سياستهاى دولت مى شد. ينى فيكير نيز به همين شكل در آوريل ۲۰۰۴ فعاليت خود را به عنوان مخالفت با فساد آغاز كرد. طبق نظر «روسلان بشيرلى» رهبر «اتحاد جوانان ينى فيكير» اين گروه، حضورى غيرقانونى در ۱۵ مؤسسه آموزش عالى در سراسر كشور دارد. اين گروه فعاليت خود را به تظاهرات خيابانى و توزيع بيانيه هاى انتقادى در مورد فساد در داخل دولت على اف كشانده است.
«جنبش نارنجى جمهورى آذربايجان» يك گروه از جوانان است كه در ماه مارس ۲۰۰۵ توسط ۸۹ دانشجوى «دانشگاه دولتى باكو» و «مدرسه دولتى نفت آذربايجان» تأسيس شد كه بيشتر به عنوان يك سازمان زيرزمينى فعاليت مى كند.
اواخر ماه مارس، پليس درپى ارسال پيامى كه تشكيل اين گروه را اعلام و دولت على اف را «قاتل و آدم ربا» معرفى مى كرد كه «مانع رفاه اقتصادى ملت» است، هفته ها وقت صرف كرد و كافى نت هاى باكو (پايتخت آذربايجان) را زير و رو كرد تا عاملين انتشار اين پيام را پيداكند.
چهارمين گروه، يعنى «مقام» فعاليت خود را در آوريل ۲۰۰۵ با ترجمه كتابى به نام از «ديكتاتورى تا دموكراسى» نوشته نويسنده آمريكايى «جين شارپ» در سال ۱۹۹۳ شروع كرد. اين كتاب كه ظلم هاى ديكتاتورى و چگونگى ايجاد اصلاحات سياسى را مطرح مى كند، نزد همه سازمان هاى جوانان مانند انجيل مقدس است و ازسوى همه اين چهارگروه فعال، منتشر شده است.
عضويت در اين گروه ها در هر سطحى از فعاليت كه باشند، به نظر صاحبان قدرت در باكو، يك زنگ خطر است. گاهى اعضاى گروه دستگيرمى شوند، اما همان روز، يا به فاصله كوتاهى آزاد مى شوند. يوخ در يك بيانيه كه از طريق اينترنت فرستاده شد، ادعا كرد كه دو عضو آن، دو روز قبل از اجتماع بزرگ اعتراض آميز چهارم ژوئن درحالى كه بيانيه اى پخش مى كردند، موردضرب و شتم قرارگرفته اند. البته دولت اين موضوع را تكذيب كرد. درتظاهرات مخالفين در ۲۱ ماه مه و چندروز قبل از جشن هاى ۲۵ ماه مه باكو به مناسبت افتتاح خط لوله نفت «باكو - تفليس - جيحان»، پليس، جوانان فعال اعضاى مخالف اين گروه ها ازجمله نوالله يف رهبر يوخ را محاصره كرد.
مقامات رسمى به عنوان بخشى ازاقدامات خنثى سازى فعاليت گروههاى طرفدار اپوزيسيون، به سرعت طرح تجمى از سوى جوانان به نفع دولت را برنامه ريزى كردند. برنامه هاى زيادى نيز براى به وجود آوردن تصويرى مثبت از حكومت ميان جوانان، بويژه جوانانى كه خارج از پايتخت زندگى مى كنند، طراحى شد. به عنوان مثال، در پاييز، اجلاسى تحت عنوان «نقش و جايگاه جوان در توسعه اجتماعى و اقتصادى كشور»، به عنوان بخشى از برنامه هاى كمك به جوانان جمهورى آذربايجان طراحى شد تا به آنان براى آغاز فعاليت هاى اقتصادى در مناطق خود كمك كند.
دولت على اف براى نزديكى به جوانان، حزب «ينى آذربايجان» را با بهره گيرى از منابع گسترده انسانى و غيرانسانى ايجادكرد. اعضاى دولت، همكاران على اف در مجلس و اعضاى معمولى اين حزب همه بسيج شده اند تا مطابق با طرحى كه در روزنامه «آزادليق» به چاپ رسيده است، در رأى جوانان تأثيرگذار باشند.
يكى از اعضاى طرفدار دولت در پارلمان درحالى كه از ايجاد جنبش هاى جوانان استقبال مى كرد، عقيده داشت كه كنترل متمركز براى مهار انرژى جوانان فعال ضرورت دارد. «گلتيكن حاجى اف» كه با ۳۰ سال سن جوانترين عضو پارلمان است، مى گويد: قبل از فروپاشى اتحاد شوروى، جوانان به عنوان پيشگامان و اعضاى كمومول تحت كنترل كامل حزب كمونيست بودند، اما حالا ما احساس يك خلأ ايدئولوژيكى مى كنيم. انجمن هاى سياسى و غيردولتى، مكان هايى هستند كه جوانان مى توانند انرژى خود را صرف كنند. اما اين فعاليت ها بايد سيستماتيك و با حمايت دولت باشد.
حاجى اف اضافه كرد: «حمايت شديد گروههاى موجود جوانان از اپوزيسيون هيچ تعجبى ندارد. جوانان همواره مشتاق تغيير هستند. اما اين تغيير، زمانى خوب است كه درجهت بهبود باشد. به علاوه، آنها از حمايت از سوى احزاب اپوزيسيون و به تصور من، حمايت مالى از خارج از كشور لذت مى برند.»
نمايندگان هردو گروه «يوخ» و «ينى فيكير» دريافت كمك هاى مالى ازخارج از كشور را تكذيب مى كنند. به شيرلى رهبر ينى فيكير به «اورآسيانت» گفت: «تاكنون هيچ كمكى دريافت نكرده ايم، اما به عنوان يك سازمان غيردولتى، منكر نمى شويم كه از [كمك] اهداكنندگان به شكل برخى پروژه ها بهره خواهيم گرفت.»
اما بشيرلى مانند رهبران ديگر گروههاى جوانان، همكارى نزديك خود را با ائتلاف اپوزيسيون كه متشكل از حزب جبهه مردمى، مساوات و حزب دموكراتيك است، انكار نمى كند.
«عيسى قنبر» رهبر مساوات اظهارداشت كه قابليت هاى گروههاى جوانان در آينده افزايش خواهديافت.
رهبران سياسى در باكو نگاهى ناخشنود به تحكيم روابط ميان گروههاى جوانان و سازمان هاى هم عقيده آنان درخارج از كشور دارند.
دراين ميان، شبكه هاى اينترنتى، اهميت فزاينده اى در استراتژى رشد گروههاى جوانان جمهورى آذربايجان پيداكرده اند.
به عنوان مثال، درماه مه، فعالين آذربايجانى به «تفليس» در گرجستان مسافرت و با نمايندگان «مارا» ملاقات كردند و - به طور جداگانه، اما ناموفق - سعى در جلب توجه جورج بوش داشتند كه براى سخنرانى به ميدان «آزادى» پايتخت گرجستان آمده بود. نمايندگان «يوخ» نيز چندى پيش براى تبادل تجربيات با اعضاى «پورا»، «مارا» و «اوتپور» به آلبانى سفر كردند.
عكس العمل يكى از اعضاى پارلمان كه عضو حزب «ينى آذربايجان» نيز هست، درمورد حضور نمايندگان آذرى در جلسه آلبانى كه در روزنامه هاى مختلف آذربايجان چاپ شد، كه گفته بود: «اين نوع جلسات چيزى جز اخلال در امور داخلى جمهورى آذربايجان نيست»، درواقع، نظرات بسيارى از حاميان على اف را منعكس كرد.
مقامات رسمى نيز از هشدارى كه فعالين پورا از اوكراين براى دولت على اف فرستادند و خاطرنشان مى كرد كه حكومت «آنقدر خردمند باشد كه كشور را به يك انقلاب نكشاند»، ناخشنود شدند.
تاكنون عدم خشنودى دولت و فشار زياد نتوانسته اشتياق جوانان را براى تغيير، كاهش دهد.
«نورالله اف» از فعالين يوخ در يك مصاحبه با روزنامه چاپ باكو «آينا» اعلام كرد: «سازمان هاى بين المللى، ما را سازمانى مى دانند كه مى توانيم رهبرى تغييرات در كشور را به عهده داشته باشيم. ما معتقديم كه وضعيت كشور را تغيير خواهيم داد.»
منبع: سايت اينترنتى TOL
ترجمه: فاطمه موثق نژاد
هزينه هاى نظامى و تسليحاتى در جهان
بنياد تحقيقات صلح بين المللى استكهلم در گزارش اخير خود اعلام كرد كه هزينه هاى نظامى و تسليحاتى جهان در سال ۲۰۰۴ ميلادى از ۱ بيليون دلار فراتر رفته است كه از اين مبلغ ۴۷ درصد را آمريكا پرداخته است.
بنياد تحقيقات صلح در ادامه گزارش خود مى افزايد: جنگ عراق و اوضاع خاورميانه، مهمترين نقش را در افزايش بودجه رقابتهاى تسليحاتى جهان ايفا كرده است.
«آليسون بيلس» رئيس بنياد تحقيقات صلح استكهلم در اين زمينه معتقداست: سياستهاى خارجى و امنيتى آمريكا بعد از پيروزى مجدد بوش در انتخابات رياست جمهورى دستخوش برخى تغييرات شد.
واشنگتن در اين راستا درصدد جلب حمايت متحدان گذشته خود برآمد و تصميم گرفت تا رابطه خود را با نهادهاى بين المللى تقويت كند.
بيان اين نكته ضرورت دارد كه بسيارى از مسائل به وجود آمده از قبيل بحران اعتماد به وجود آمده در اروپا و مسائل امنيتى، ارتباطى با تغيير سياستهاى بوش ندارد.
بنياد تحقيقات صلح استكهلم در ادامه گزارش خود، سياست آمريكا را هوشيارانه اما به شدت قابل انتقاد مى خواند و خاطرنشان مى كند: تمركز روى برنامه هاى ضدتروريستى باعث شده است تا بسيارى از بحرانها موردتوجه قرارنگيرند.
درهمين حال، با تلاش واشنگتن براى يگانه نشان دادن امنيت و دموكراسى در جهان بايد با احتياط برخوردكرد.
رئيس اين بنياد تحقيقاتى در ادامه تصريح كرد: هنگامى كه براى كشورى ضعيف كه از مدتها پيش با نفرت نسبت به همسايگان خود زندگى مى كرد، نسخه دموكراسى مى پيچيم، بروز مشكلات امنيتى نبايد غافلگيركننده باشد.
بى ارتباط نخواهدبود اگر بگوييم زمانى كه امنيت حق تقدم پيدامى كند، دموكراسى و حقوق بشر مى تواند آسيب ببيند. در اين ارتباط، بزرگترين اشتباه ازسوى كسانى روى مى دهد كه گمان مى كنند تأمين امنيت مى تواند به بهاى ازبين رفتن دموكراسى باشد.
اين گزارش حاكى است: حجم هزينه هاى تسليحاتى سال ۲۰۰۴ ميلادى، ۲‎/۶ درصد توليد جهان را تشكيل مى داد كه اين امر بدين معناست كه هرانسان ساكن كره زمين به طور متوسط ۱۳۲ يورو در هزينه هاى نظامى جهان سهم داشته است.
اهميت اين مسأله، زمانى خود را نمايان مى كند كه بدانيم درحال حاضر صدها ميليون نفر از جمعيت جهان، روزانه درآمدى كمتر از ۱ دلار دارند.
بررسى ها نشان مى دهد كه از سال ۲۰۰۲ ميلادى هزينه هاى تسليحاتى جهان سالانه حدود ۶ درصد افزايش يافته و علت اصلى آن سرمايه گذارى زياد آمريكا براى مبارزه عليه تروريسم بخصوص اعزام نظاميان اين كشور به عراق و افغانستان است.
آمار نشان مى دهد كه در سال ۲۰۰۴ ميلادى هزينه پنتاگون در راستاى مبارزه با تروريسم به تنهايى از هزينه نظامى تمام كشورهاى جهان سوم بالاتر رفته است.
در همين سال، مجموع درآمد بزرگترين كنسول هاى تسليحاتى با توليد ناخالص ملى ۶۱ كشور فقير جهان برابرى مى كرد.
على رغم تمام اين مسائل، هزينه هاى نظامى در برخى از اين كشورها نسبت به درآمد ملى آنها حتى از آمريكا هم بيشتر بوده است، درحالى كه آمريكا تنها كمتر از ۴ درصد خدمات اقتصادى خود را به بودجه نظامى اختصاص داده بود. سهم هزينه هاى جنگى و دفاعى در «اريتره» به بيش از ۱۹ درصد و سهم «بوروندى» به حدود ۶درصد رسيد.
همچنين خاورميانه درميان تمام مناطق جهان بيشترين پول را صرف تسليحات كرد. به عنوان نمونه، سوريه، يمن، اردن و اسرائيل بين ۷ تا ۱۰ درصد درآمد ناشى از مجموعه توليد خود را براى هزينه هاى تسليحاتى و نظامى پرداختند.
نكته حائز اهميت ديگر اين است كه در سال ۲۰۰۴ ميلادى درحالى كه توجه افكارعمومى جهان بيش از همه به سلاح هاى كشتارجمعى محدودشده بود، در خاورميانه، رقابت شديدى بر سر دستيابى به سلاحهاى معمولى ادامه مى يافت.
گزارش مؤسسه تحقيقات صلح استكهلم در پايان خاطرنشان مى كند: روسيه درزمينه فروش تسليحات مقام نخست را در سطح جهان به خود اختصاص داد كه با اين اقدام توانست به برترى آمريكا پايان دهد.
فرانسه، آلمان و انگليس نيز پس از روسيه و آمريكا در جدول فروش تسليحات در رده هاى بعدى قراردارند.
خلاصه آنكه، ۸۰ درصد درآمد فروش تسليحات در سال ۲۰۰۴ ميلادى به اين كشور تعلق داشت.
ترجمه: شقايق لامع زاده


|   شناسنامه   |   آرشيو   |