يكشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۴ -
Sun, Aug 14, 2005
حوادث
۳۲۲۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
از سوى۳بازپرس پايتخت صورت گرفت
رسيدگى ويژه به ماجراى آتش سوزى
در خيابان ۱۷ شهريور
سرپرست دادسراى ناحيه ۱۴ شهيد محلاتى گفت: ۴ نفر در خصوص حادثه حريق خيابان ۱۷ شهريور تهران كه منجر به سوختن بيش از ۵۰ خودرو شد، بازداشت شدند.هاشم يعقوبى به خبرگزارى فارس گفت: پرونده اين حادثه هم اكنون در شعبه يك بازپرسى دادسراى ناحيه ۱۴در حال رسيدگى است و در اين خصوص نيز تاكنون راننده تريلر و تعدادى از كارگران پمپ بنزين و مسؤول آن بازداشت شده اند. وى با بيان اينكه هم اكنون به دستور بازپرس پرونده تيم كارشناسى ويژه اى در مورد بررسى مقصران اين حادثه در حال بررسى آن هستند،گفت: اين تيم در آينده نزديك نظر كارشناسى خود را درباره حادثه مذكور اعلام مى كنند. يعقوبى خاطرنشان كرد: در صورتى كه مقصران اين حادثه از سوى كارشناسان معرفى شوند برخورد قاطعى از سوى دستگاه قضايى با آنها صورت مى گيرد.
شهردارى نيويورك اسناد مربوط به يازدهم سپتامبر را علنى كرد
شهر نيويورك هزاران پرونده موجود در سازمان آتش نشانى اين شهر را كه به حملات ۱۱ سپتامبر به مركز تجارت جهانى مربوط مى شود منتشر كرده است.شهردارى نيويورك در پى شكايت روزنامه نيويورك تايمز، كه مورد حمايت بستگان آتش نشان هايى كه در حادثه جان باختند بود، مجبور به انتشار اين اسناد شد.بيش از ۳۴۰ آتش نشان در روز ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در آن حملات جان باختند. بسيارى از آنها كه در برج شمالى بودند پس از آنكه از طريق بى سيم به آنها اطلاع داده شد ساختمان را تخليه كنند در اثر فروريختن بنا مفقود شدند. اسنادى كه روز جمعه علنى شد شامل تقريباً ۱۵ ساعت تماس هاى ضبط شده راديويى ميان متصديان مركز اعزام و آتش نشان هايى است كه در مركز تجارت جهانى به سر مى بردند.اين اسناد همچنين شامل دوازده هزار صفحه توضيحات مأموران است كه در اكتبر ۲۰۰۱ توسط اداره آتش نشانى جمع آورى شد.در يك نوار ضبط شده ديگر، يك آتش نشان كه شاهد پرت شدن مردم از برج ها بود مى گويد: «احساس مى كردم مزاحم يك مراسم مذهبى هستم. آنها مردن را انتخاب كرده بودند و من تماشايشان مى كردم درحالى كه نبايد اين كار را مى كردم. براى همين من و يك نفر ديگر رويمان را برگردانديم و به ديوار خيره شديم اما باز هم صداى برخورد آنها به زمين را مى شنيديم.»نيويورك تايمز در سال ۲۰۰۲ براساس «قانون آزادى اطلاعات» خواستار دريافت اين اسناد از اداره آتش نشانى شده بود و پس از خوددارى اين اداره از تسليم اسناد، عليه آن شكايت كرد.پيشتر در سال جارى دادگاه عالى ايالت نيويورك دستور داد كه اكثر اين اسناد - اما نه همه آنها- بايد علنى شود.شهردارى نيويورك چند دليل براى خوددارى از انتشار اين اسناد ارائه كرده بود كه يكى از آنها نگرانى نسبت به اختلال در روند محاكمه زكريا موسوى، يكى از مظنونان يازده سپتامبر و موافقتنامه اى با مأموران آتش نشانى براى محرمانه نگاه داشتن اظهارات و مشاهدات آنها بود.
قتل نوعروس و پدرزن با چكش
يك مرد كه همسر و پدرزن خود را با ضربات چكش به قتل رسانده بود به دادسراى امور جنايى تهران رفت و خواستار بسترى شدن خود به عنوان بيمار روانى شد.اين مرد كه «مصطفى» نام دارد عصر پنجشنبه ۲۰ مردادماه سال جارى به قبرستان روستاى درچه در حوالى اصفهان رفت و به سمت پدرزنش كه سر خاك بستگانش رفته بودحمله كرد و با ضربات چكش او را كشت.با مرگ پدرزن كه «ابوالقاسم» نام داشت، عامل جنايت به خانه وى رفت و زمانى كه زن قهر كرده اش در را به روى او باز كرد با چكش به جان وى افتاد و اين تازه عروس را نيز به قتل رساند.
توطئه خونين برادر عروس براى جواهرات مادر شوهر
223857.jpg
گروه حوادث: پسر جوانى كه براى سرقت جواهرات مادرشوهر خواهرش را به طرز هولناكى به قتل رسانده است از سوى قضات دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه شد.راز اين جنايت فاميلى در حالى فاش شد كه ۱۳ ساعت از سوزانده شدن جسد زن ۶۷ ساله گذشته بود.
بنا بر اين گزارش؛ روز ۲۹ دى ماه سال ۸۳ وقتى پليس وارد خانه زنى با نام «رقيه زاد فلاح» در قرچك ورامين شد دود فضاى خانه را پر كرده بود و در تجسس براى يافتن اين زن، تيم هاى عملياتى با پاى گذاشتن در يكى از اتاق ها با پيكر سوخته اى روبرو شدند.
جسد «رقيه» به طرز فجيعى سوزانده شده بود و پليس با پى بردن به اينكه وى در تنهايى اش مورد حمله قرار گرفته و جواهرات ارزشمند اين زن نيز به سرقت رفته است به بررسى راه هاى ورودى قتلگاه پرداخت و زمانى كه ديد هيچ آثار شكستگى اى روى قفل ها نيست ردپاى يك آشنا را به دست آورد.هنوز كارآگاهان در قتلگاه «رقيه» تجسس مى كردند كه جوان ۲۷ ساله اى با نام «عباس» كه برادر عروس قربانى بود به صحنه جنايت رفت و ميان بستگانش خود را ناراحت نشان داد.تحقيقات پليس نشان مى داد روز قبل از جنايت «عباس» براى تعمير آيفون به خانه «رقيه» رفته است و قرار بر اين بود روز بعد يعنى همزمان با قتل به آنجا برود اما بررسى ها نشان مى داد كه آيفون سالم است.بدين ترتيب؛ فرضيه اى مبنى بر اينكه برادر عروس «رقيه» وقتى براى تعمير آيفون به خانه وى رفته بود دست به سرقت مرگبار زده است قوت گرفت و «عباس» بازداشت شد.اين پسر جوان ابتدا هرگونه دخالت در قتل مادر شوهر خواهرش را منكر شد اما وقتى ديد كسانى او را در قتلگاه ديده اند جزئيات جنايت را فاش كرد.
< در دادگاه
ساعت ۱۱ صبح ديروز - شنبه ۲۲ مرداد ماه - عامل جنايت در برابر قاضى عزيز محمدى - رئيس دادگاه - و چهار قاضى مستشار - رحيمى، مظفرى، سبزوارى و باقرى - از شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران قرار گرفت تا از خود دفاع كند. در ابتداى جلسه دادگاه، داديار خاكى در مقام نماينده دادستان با اشاره به اينكه سوختگى شديد جسد قربانى باعث شده است علت اصلى مرگ وى روشن نشود، گفت كه متخصصان پزشكى قانونى آثارى از خفگى در ناحيه گردن به دست آورده اند سپس همراه با پسران و دختر «رقيه» خواستار قصاص نفس - اعدام - عامل جنايت شد.سپس «عباس» پشت تريبون دفاع ايستاد و گفت: «مى پذيرم كه باعث مرگ اين زن شده ام اما عمدى نبود، مى خواستم خشم چندين ساله ام فروكش كند. وقتى «رقيه» روى زمين افتاد نمى دانم چرا ديگر نفس نكشيد، همين!»وى افزود: «من براى تعمير آيفون رفته بودم، چند زن به خانه قربانى آمدند و رفتند.وقتى تعمير آيفون تمام شد احساس كردم مادر شوهر خواهرم پشت سرم ايستاده است. به ياد ناراحتى هايى افتادم كه در چند سال گذشته از سوى او مى ديدم، خانواده من از او و بچه هايش ضربات زيادى خورده بود. مى خواستم درس عبرتى به اين زن بدهم. تصميم ناگهانى بود. سمت او چرخيدم و يقه اش را چسبيدم. پيرزن روى زمين افتاد؛ ديگر حركت نكرد، نمى دانم او سكته كرد يا علت ديگرى براى مرگش است؛ اما من خفه اش نكردم.»برادر عروس قربانى گفت: «وقتى ديدم كار از كار گذشته ، جسدش را به اتاقى كشاندم و با انداختن موكت هاى كهنه روى جسد، آن را به آتش كشيدم. وقتى شنيدم همه در جريان جنايت قرار گرفته اند خودم را به محل قتل رساندم تا خودى نشان دهم و همانجا بود كه دستگير شدم.»بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما هيأت قضايى با توجه به اينكه جواهرات قربانى از عامل جنايت كشف شده است، انگيزه اين قتل را سرقت دانسته اند و رأى نهايى بزودى صادر خواهد شد.
از سوى۳بازپرس پايتخت صورت گرفت
تعقيب ويژه شكارچى پيرمردها
223860.jpg
گروه حوادث: عامل كلاهبردارى از مردان سالخورده و بازنشسته ادارات مختلف با دستور بازپرس هاى سه دادسرا در تهران تحت تعقيب قضايى و پليس قرار گرفت. اين كلاهبردار حرفه اى پس از اغفال طعمه هاى خود با شگرد ماهرانه اى اقدام به سرقت پول هاى آنان مى كرد.
اقدامات پليسى و قضايى براى رديابى اين شياد موتورسوار در پى دريافت گزارش هايى مبنى بر فعاليت هاى خلافكارانه وى در نقاط مختلف تهران آغاز شد.پسر موتورسوار در تمامى اقدامات خود با يك شگرد ويژه طعمه هايش را به بانك ها كشانده و پول هاى آنان را به سرقت برده بود.بنابه اين گزارش؛ حاضران در يكى از شعبه هاى بانك ملى با شنيدن فريادهاى مرد سالخورده اى به طرف او برگشتند در همين هنگام پسر جوانى را مشاهده كردند كه به سرعت از بانك خارج و سوار موتو سيكلت شد. قبل از آنكه جمعيت بتوانند عكس  العملى نشان دهند، جوان موتور سوار در ميان خودروهاى عبورى از نظرها ناپديد شد.مرد سالخورده در حاليكه اشك گونه هايش را نمناك كرده بود پس از دقايقى با حضور در كلانترى درباره ماجراى سرقت پول هايش گفت: صبح براى رفتن به پارك از خانه ام بيرون آمدم وقتى سركوچه رسيدم - پسر جوانى كه سوار يك دستگاه موتوسيكلت بود در برابرم توقف كرد. او در حاليكه نام مرا صدا مى كرد، با اعتراض گفت: «مرد حسابى كجايى. الآن سه روز است كه دنبالت مى گردم در اداره براى بازنشستگان قرعه كشى كرده اند و يك قطعه زمين در منطقه كرج به نام تو افتاده است. او از من خواست تا دفترچه بانكى ام را برداشته و به اتفاق هم به بانك برويم. به درخواست او پذيرفتم تا مبلغ مورد نياز براى زمين كه ۵۰۰ هزار تومان پول بود را به حساب اداره واريز كنم.
وقتى به بانك رسيديم، آن جوان در حاليكه مرا پدر خطاب مى كرد خواست تا روى صندلى داخل محوطه بانك بنشينم و او كارهاى مربوط به واريزكردن پول ها را انجام دهد.با خود گفتم چه پسر خوبى است. دقايقى بعد او در حاليكه روى برگه دفترچه ام مبلغ پانصد هزار تومان را نوشته بود از من خواست تا پشت برگه را امضا كنم. من منتظر بودم تا او پس از واريز كردن پولها به نزد من بيايد ولى در حاليكه بسته اى اسكناس در دستش بود به طرف در خروجى بانك حركت كرد. چند بار صدايش كردم ولى او بى اعتنا بود تازه فهميدم كلاهبردار است. ولى دير شده بود. شاكى ديگرى كه كارمند بازنشسته ميراث فرهنگى است، در اين باره گفت، وقتى سر كوچه مان بودم موتورسوارى كه خود را نامه رسان اداره معرفى مى كرد جلو آمد و ادعا كرد در اداره برايم پاداش بازنشستگى در نظر گرفته اند. كاغذى از جيب خود درآورد كه مشخصات مرا روى آن نوشته بودند اعتماد كردم. سوار موتور شده و با هم به بانك رفتيم. او قرار بود پول نقد برايم بگيرد و من در ازاى آن به او رسيد بدهم. در محوطه بانك گواهينامه ام را گرفت و دفترچه ام رانوشت من امضا كردم. دقايقى بعد او نزدم آمده و ادعا كرد با گواهينامه پول نمى دهند. به طرف خانه حركت كرديم تا شناسنامه ام را برداريم. او گفت چون ديگر دير شده فردا مى آيد تا با هم به بانك برويم ولى نيامد. وقتى به بانك رفتم متوجه شدم ۲‎/۵ ميليون تومان از حساب من برداشت كرده  است.
كارمند بانكى كه تراول ها را پرداخته بود نيز در اين باره به مأموران گفت: پسر جوان به همراه اين پيرمرد وارد بانك شد. او در حاليكه اين مرد را پدر خطاب مى كرد به من مراجعه كرده و ادعا كرد خواهرش در بيمارستان نياز به عمل جراحى دارد و از من خواست هرچه سريعتر مبلغ درخواستى اش را به او بپردازم حتى برگه را او به نزد پير مرد برد و از او امضا گرفت.به گزارش خبرنگار ما چند روز پس از اين اقدام كلاهبردارانه پليس مرد سالخورده اى را در منطقه ديگرى از تهران به اتهام وصول تراول چك هاى ۵۰۰ هزار تومانى بازداشت كرد.
وى در اين باره به مأموران گفت: وقتى داشتم از بانك بيرون مى آمدم، پسر جوانى جلويم را گرفته و گفت چون شناسنامه همراه ندارد من برايش تراول چك ها را وصول كنم.چون به نظرم جوان خوبى بود پذيرفتم. با هم داخل بانك رفتيم، او شناسنامه ام را گرفت و خود با آن تراول ها را نقد كرد وقتى مى خواست بيرون برود، يك بسته اسكناس به من داد و گفت اين هم حق الزحمه ات و به سرعت رفت.بعد از رفتن او پول را شمردم ديدم ۵۰ هزار تومان است. تعجب كردم به باجه بانك مراجعه و در اين باره پرسيدم. آنها پس از استعلام متوجه سرقتى بودن تراول ها شدند و من را تحويل پليس دادند.در حاليكه تحقيقات پليسى به دستور بازپرس كيانى، از شعبه تحت دادسراى بعثت درباره اين شكايت ها آغاز شده بود، مشخص شد بازپرس هاى دو دادسراى ديگر تهران نيز به دنبال دريافت گزارش هايى از كلاهبردارى اين جوان موتور سوار او را تحت تعقيب قضايى و پليسى قرار داده اند.به دستور بازپرس «كيانى» با توجه به اطلاعاتى كه از نشانى هاى ظاهرى متهم فرارى در اختيار پليس قرار گرفته بود، مأموران اقدام به طراحى تصوير رايانه اى وى كردند.بازپرس پرونده از كسانى كه اطلاعى از مخفيگاه اين متهم دارند خواست تا مراتب را به بازپرس شعبه اول دادسراى بعثت يا پايگاه هفتم آگاهى تهران اطلاع دهند.
دستگيرى اعدامى فرارى
223854.jpg
مفسد فى الارضى كه چندى پيش به جرم شرارت و بيش از ۲۰ فقره لواط، در دادگاه كرمانشاه محكوم به اعدام و طى دوره محكوميت موفق به فرار از زندان شده بود، به اتهام مشاركت در قتل عمد يك جوان دستگير شد.ساعت ۱۸ و ۳۰ دقيقه عصر روز ۲۴ مهرماه سال ۸۳ مأموران از جنايتى در يكى از مزارع دور افتاده خادم آباد مطلع شدند كه در جريان آن جوانى ۲۳ ساله به نام «على قلى زاده» براثر اصابت ضربات چاقو به ناحيه پهلو و سينه، به قتل رسيده بود. بدين ترتيب با توجه به اظهارات شهود كه آخرين بار مقتول را به همراه دوستانش «شهروز» و «جواد» در حين سوار شدن برخودروى پليس مشاهده كرده بودند، اين دو تن به عنوان مظنونان اصلى ارتكاب به قتل «على. ق» از سوى پليس آگاهى شناسايى شده و تحت تعقيب قرار گرفتند.بر اين اساس تحقيقات پليس از سوء پيشينه اين دو تن نشان داد «شهروز، م» ۲۴ ساله، مجرم فرارى از زندان كرمانشاه بوده كه ۶ سال پيش به اتهام ارتكاب بيش از ۲۰ فقره لواط، شرارت و اوباشگرى و ايجاد رعب و وحشت از سوى دادگاه شهرستان «صحنه» به عنوان مفسد فى الارض به اعدام محكوم شده است.سرانجام تحقيقات گسترده پليس منجر به شناسايى مخفيگاه اين مجرم فرارى شد و نهايتاً پليس آگاهى استان تهران توانست با اخذ نيابت قضايى پس از ۸ ماه تلاش شبانه روزى موفق به دستگيرى «شهروز» شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |