يكشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۴ -
Sun, Aug 14, 2005
مهرگان
۳۲۲۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
درباره ابوالقاسم طاهرى
انديشه هاى
سياسى
- ابوالقاسم طاهرى، استاد دانشگاه و نويسنده، متولد ،۱۳۲۰ شاهرود.
- اخذ مدرك ديپلم طبيعى در سال ۱۳۴۱ از دبيرستان فردوسى دامغان.
- اخذ مدرك ليسانس علوم سياسى از دانشگاه گراتس اتريش.
- اخذ مدرك فوق ليسانس علوم سياسى از دانشگاه گراتس اتريش.
- اخذ مدرك دكتراى علوم سياسى از دانشگاه گراتس اتريش، ۱۹۷۲.
- استاديار دانشگاه علامه طباطبايى از سال ۱۳۶۴ تا سال ۱۳۷۲.
- دانشيار دانشگاه علامه طباطبايى از سال ۱۳۷۲ تاكنون.
- تأليف مقالات متعدد مرتبط با رشته تخصصى و تأليف كتاب هاى روش تحقيق و مأخذشناسى، تاريخ عقايد سياسى، حكومت هاى محلى و عدم تمركز، اداره امور سازمان هاى محلى، اداره امور شهردارى ها، اصول علم سياست، تاريخ انديشه هاى سياسى در غرب و روش تحقيق در علوم سياسى.
ابوالقاسم طاهرى متولد ۱۳۲۰ شاهرود است. تحصيلات ابتدايى و دبيرستان را در شاهرود و دامغان طى كرده و از دبيرستان فردوسى ديپلم گرفته است. به خاطر مى آورد در دوران تحصيلش عضو تيم هاى فوتبال و بسكتبال بوده و علاوه بر درس، در حوزه هنر هم فعاليت هايى داشته است و نمايشنامه هايى را مى نوشته و به اجرا درمى آوردند.
223875.jpg
به قول طاهرى، معلمانش افرادى زحمتكش، اهل فعاليت و سختگير بوده اند و با اينكه از شهرهاى ديگر به مدرسه آنها مى آمده اند، ولى در عين حال علاقه مند به كار بوده اند. در آزمون ورودى دانشگاه تهران موفقيتى حاصل نمى كند و تصميم مى گيرد با هزينه شخصى خودش به خارج برود.
اعضاى خانواده او مايل بوده اند پسرشان در يكى از رشته هاى مهندسى و پزشكى تحصيلات عالى خود را ادامه دهد، ولى او در اتريش، مدت كوتاهى را در دانشكده مهندسى نفت لئوبن به تحصيل مى پردازد؛ دانشكده اى كه در حوزه نفت و معدن از قدمت زيادى برخوردار است.
طاهرى، تحصيل در حوزه نفت را رها مى كند و به تحصيل در رشته علوم سياسى گرايش پيدا كرده و مقاطع تحصيلى ليسانس، فوق ليسانس و دكتراى علوم سياسى را از دانشگاه گراتس اتريش مى گذراند.
تز دكتراى او راجع به چگونگى خارج شدن از اقتصاد تك محصولى نفت با تأكيد بر محصولات كشاورزى است.
«بيشتر روى اقتصادى تك محصولى كشورهاى جهان سوم كار كردم. علاقه داشتم كه راهكارى براى خروج چنين كشورهايى و از جمله ايران از اقتصاد تك محصولى بيابم. چون معمولاً كشورهايى كه به يك محصول مثل پنبه، شكر و يا نفت وابسته اند، آسيب پذيرند و منبع ارزى آنها از يك جا تأمين مى شود.»
مثال چنين آسيب پذيرى اى را تحريم نفت ايران در زمان دكتر مصدق و تحريم پنبه مصر هنگام ملى كردن كانال سوئز مى داند.
طاهرى چندى پيش در مقاله اى پيشنهاد كرده بود ايران مى تواند با تأكيد بر صنعت جهانگردى و فروش سنگ هاى تزئينى از وضعيت كنونى خارج شود. از ديد او، متكى شدن اقتصاد يك كشور به يك محصول، مشكل داخلى هم ايجاد مى كند. اين نوع وابستگى اقتصادى به يك محصول باعث مى شود دولت رانتيه در آن كشور شكل بگيرد و دولت رانتيه هم متكى به مردم نخواهد بود. چرا كه منبع درآمد دولت، ماليات نيست و چنين دولتى به نحو دلخواه از منابع درآمدى اش بهره بردارى مى كند و مانع توسعه سياسى هم مى شود.
او خود را مخالف وابسته بودن اقتصاد كشور به يك منبع ارزى معرفى مى كند و اعتقاد دارد كه بايد به دنبال توليدات متنوع رفت... طاهرى در اتريش استادان معروف و سرشناسى مانند مكره و تاچر داشته.
«اطلاعاتشان به روز بود و از دانش بالايى برخوردار بودند و به لحاظ علمى در كل اروپا شهرت زيادى داشتند.»
از ديد ابوالقاسم طاهرى، نظم اجتماعى، علاقه به كار و عشق به وطن در بين اكثريت ساكنان آن كشور به چشم مى خورده و مى گويد با در نظر گرفتن اين مؤلفه ها، بيهوده نيست كه آنها به توسعه دست يافته اند.
ابوالقاسم طاهرى در دانشگاه، همكلاسى اى داشته و روابط صميمانه اى هم بين آنها شكل مى گيرد و در همان زمان، ابوالقاسم به خانه آنها مى رفته. او در اين دعوت كردن ها، با ويژگى هاى اتريشى ها و آداب و رسوم آنها از نزديك آشنا مى شود و مشاهده مى كند كه چگونه خانواده ها نظم و انضباط را در درون خانواده نهادينه كرده اند.
مى گويد ۴۰ سال قبل مثلاً در زمينه ترافيك، آموزش هايى به بچه ها مى دادند كه آنها را با مقررات راهنمايى و رانندگى آشنا سازد.
او از پاركى بازديد مى كند كه براى آموزش كودكان اختصاص يافته بوده و بچه ها به طور تمرينى ياد مى گرفته اند كه رفتار اجتماعى شان در شهر چگونه بايد باشد. طاهرى مى گويد ما فكر مى كنيم در اروپا صرفاً فحشا و اعتياد وجود دارد، در حالى كه در همان جا پول زيادى صرف آموزش مردم مى شود و خانواده ها هم سعى مى كنند بچه را با انضباط و نظم اجتماعى آشنا كنند و بچه ها بعد از بيدار شدن، تا تختخواب خود را منظم نكنند سر ميز صبحانه نمى نشينند.
او مى گويد ما در فرهنگ كشور سرمايه گذارى نكرده ايم و تا وقتى به موضوع تعليم و تربيت به طور جدى بها ندهيم نتيجه اين مى شود كه مشكلات كشور را متوجه يك نفر مى كنيم و او را مقصر مى دانيم.
او در همان شهر گراتس اتاقى اجاره مى كند و چند نفر هم از كشورهاى ديگر از جمله يونان در ديگر اتاق هاى آن خانه زندگى كرده اند.
بعد از اتمام تحصيلات دكترا، مدت ۶ ماه در انگلستان زندگى مى كند و حدود يك سال هم در ايالات متحده.
در زمان اقامتش در آمريكا آنچنان دلتنگ مادر و پدر و وطنش مى شود كه در تماس تلفنى با مادرش به طور ناگهانى مى گويد ۱۵ روز ديگر در ايران خواهم بود و البته به قولش هم عمل مى كند و به ايران بر مى گردد.
به مدت ۲ ماه خدمت نظام وظيفه را طى مى كند ولى با صدور دستورالعملى مبنى بر اينكه فارغ التحصيلان خارج از كشور كه متولد سال ۱۳۲۰ هستند از خدمت معاف هستند، از خدمت سربازى معاف مى شود. سپس در بخش پژوهشى وزارت فرهنگ و هنر وقت به كار تحقيقاتى و مردم شناسى در حوزه روستايى و ايلى روى مى آورد و پس از دو سال به دانشگاه انتقال مى يابد.
يكى از كارهاى تحقيقى او درباره روند شكست سنت ها در روستاى ابرزيدآباد كاشان بوده است. روستايى كه قبلاً اقتصادش بر كشاورزى استوار بوده و با روى آوردن زنان به قاليبافى، نقش آنان اهميت پيدا مى كند و كارهايى كه ظاهراً زنانه بوده و آنها بايد انجام مى دادند همچون آب آوردن از چشمه و نگهدارى بچه ها، پس از روى آورى زنان به قاليبافى، اين مسؤوليت ها به مردان سپرده مى شود و آداب و رسوم حاكم در روستا به تدريج در هم شكسته مى شود.
223746.jpg
در سفر به پاريس از موزه لوور هم بازديد مى كند و وقتى مى بيند بسيارى از آثار باستانى به نمايش گذاشته شده مربوط به فرهنگ و تمدن ايرانى است بشدت ناراحت مى شود. اما اضافه مى كند كه در آنجا مراقبت بهتر و دقيق ترى از اين اشيا به عمل مى آيد.
طاهرى چندين ماه در دانشكده جهانگردى به صورت حق التدريسى درس هايى مثل فرهنگ عامه و مردم شناسى را ارائه داده است. چندين سال هم عضو گروه برنامه ريزى وزارت علوم و گروه تأليف و ترجمه و عضو شوراى پژوهشى وابسته به نهاد رياست جمهورى بوده است.
او هم اينك در كنار تدريس در دانشكده علوم سياسى دانشگاه علامه طباطبايى، در دانشكده حسابدارى و مديريت همان دانشكده نيز تدريس مى كند و دو كتاب اداره امور سازمان هاى محلى و اداره امور شهردارى ها را در راستاى جواب دهى به نيازهاى دانشجويان دانشكده حسابدارى و مديريت تأليف نموده است.
در مورد نحوه تدريس خود اعتقاد دارد كه نحوه درس دادن بايد به صورت دو طرفه باشد و دانشجويان هم وارد بحث شوند.
«من علاقه مندم با نگاهى علمى، وقايع روز را مورد بررسى قرار دهم تا مباحث طرح شده براى دانشجويان ملموس باشد. برخى استادان از پرداختن به مسائل روز پرهيز مى كنند. اما من چنين عادتى ندارم و معتقدم دانشجو از شنيدن تئورى هاى متعدد خسته مى شود.»
در دوران دانشجويى اش با دوستان خود مسافرت هاى متعددى را تجربه كرده و با گروه ها و انجمن هاى مختلف ارتباط داشته ولى هيچگاه وابسته به هيچ حزب و گروهى نشده و وارد جبهه گيرى هاى ايدئولوژيك هم نشد. او مى گويد: من بر اساس رفاقت و يا به خاطر مسائل درسى با دوستانم آشنا شده بودم و با افكار مختلف آشنا مى شدم. در زمينه روش تدريس خود اينگونه اظهارنظر مى كند: «من اعتقاد دارم استادان نبايد عقيده شخصى و ايدئولوژى و تفكرات خودشان را به دانشجويان تحميل كنند. در حقيقت محيط دانشگاه، محيط علمى است. نبايد دانشگاه را به محل فعاليت گروه هايى تبديل كرد كه به دنبال استفاده هاى شخصى خودشان هستند. در دانشگاه بايد با بحث و جدل علمى موجبات رشد فكرى دانشجو را فراهم كرد.»
مى گويد: «استاد بايد امنيت فكرى، شغلى و مالى داشته باشد» و اضافه مى كند كه برخى دانشجويان در مدت ۴ سال دانشجو بودن اصلاً سؤال نمى پرسند و حرف نمى زنند.
او اميدوار است كه مسؤولان كشور شرايطى فراهم كنند كه دانشگاه ها بيش از گذشته به سمت علمى شدن حركت نمايند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |