دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۸۴ -
Mon, Aug 15, 2005
ديپلماتيك
۳۲۲۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
جنگ سرد جديد در جبهه فلسطين
منبع« ورلدپرس» ترجمه« آرمن نرسسيان»

رويدادهاى مهم و چشمگيرى اخيراً در خاورميانه روى داده اند كه تفسير اين رويدادها با جنگ سرد جديد و واقعيت هژمونى آمريكايى گره مى خورد. سفر «ولاديمير پوتين» رئيس جمهورى روسيه به اسرائيل يكى از اين رويدادها بود. او اولين رئيس جمهورى روسيه و اتحاد شوروى سابق بود كه از مناطق اشغالى ديدن مى كند. پوتين در روسيه تحت فشارهاى شديدى بر سر مسائل خصوصى سازى، كاهش يا قطع خدمات تأمين اجتماعى وبازنشستگى قرار دارد و او كماكان بر اصلاحات اقتصادى خود از طريق ياران سياسى اش ادامه مى دهد. او به دقت شورش ها و قيام هاى غرب گرايانه در جمهورى هاى سابق اتحاد شوروى مانند اوكراين و قرقيزستان را زير نظر گرفته است. او همچنين شاهد كاهش اثرگذارى روسيه در صحنه بين المللى در ۱۵ سال گذشته بوده است. روس ها از اين موضوع هراس دارند كه كشورهاى ثروتمند نفت خيز آسياى مركزى به دست آمريكا و كشورهاى اروپايى بيفتند. اين به تئورى دومينوى آمريكا مرتبط است كه پيشتر بر جنوب شرق آسيا و مناطق ديگر هم ديده شد. روسيه كه ديگر يك ابرقدرت به شمار نمى رود، بسيار مشتاق است تا خود را بار ديگر در اين عرصه ببيند.
با گذشت روزهاى آشفتگى و بحران سياسى و اقتصادى اين كشور به نظر باز آماده است تا نقش چشمگيرى را در روابط بين الملل عهده دار شود. اگرچه نفوذ اين كشور با سقوط كمونيسم به شدت كاهش يافته، اما ارتباطات آن با كشورهاى عربى كماكان باقى است. بيش از يك ميليون روس از اواسط دهه ۸۰ ميلادى به سرزمين هاى اشغالى مهاجرت كرده اند. روسيه يكى از اعضاى گروه چهارگانه شامل ايالات متحده آمريكا، سازمان ملل متحد، اتحاديه اروپا و روسيه است كه نقشه راه رادر بحران خاورميانه دنبال مى كنند. روسيه زمانى حامى و پشتيبان ارشد فلسطينى ها بود.
در سفر ولاديمير پوتين به سرزمين هاى اشغالى، وى با «آريل شارون» نخست وزير و «موشه كاتساو» رئيس جمهورى اين رژيم ملاقات كرد. سران رژيم صهيونيستى از تصميم مسكو براى فروش سلاح هاى ضدهوايى به سوريه انتقاد كردند. همكاريهاى فنى روسيه با ايران در مورد برنامه هسته اى تهران نيز از جمله انتقادات سران رژيم صهيونيستى از مسكو بود. پوتين پس از ملاقات با شارون و كاتساو به «رام الله» رفت و مورد استقبال گرم فلسطينى ها قرار گرفت. او اولين رهبر يك كشور خارجى بود كه پس از انتخاب «محمود عباس» به اين كشور سفر مى كرد. پوتين بر مزار ياسر عرفات هم حاضر شد و به رئيس دولت خودگردان فلسطين قول داد كه هليكوپتر و تجهيزات نظامى در اختيار او قرار دهد. وى گفت: نمى توانيم از محمود عباس انتظار داشته باشيم با تروريسم به صورت قاطع مبارزه كند، هنگامى كه او فقط تير و كمان و سنگ در اختيار دارد.
محمود عباس اندكى روسى مى داند چون به مانند اكثر رهبران فلسطين دانش آموخته روسيه است. وى مى داند كه برپايه روند صلح فعلى نمى تواند انتظار چندانى از آمريكايى ها داشته باشد.
محمود عباس از طرح پوتين براى كنفرانس صلح خاورميانه حمايت كرده است. اين كنفرانس به رغم مخالفت آن از سوى واشنگتن و تل آويو در روسيه برگزار مى شود.
در همين حال، در كنفرانس مديران نفتى در «ادينبورگ»، «متيو سيمونز» مشاور جورج بوش رئيس جمهورى آمريكا گفت كه انتظار آن مى رود تقاضاها براى نفت افزايش يابد و قيمت نفت تا سال۲۰۰۸ به يكصد دلار برسد، چون تجهيزات نفتى جوابگوى تقاضاها نيست.
به نظر مى رسد كه يكى از نقش هاى روسيه در عرصه بين المللى حائل شدن در برابر نفوذ آمريكا در منطقه خواهد بود؛ منطقه اى كه آمريكا مى خواهد با اثرگذارى بر آن، نفت مورد نياز خود را در آينده تأمين كند.
جنگ سرد جديد، بى شباهت به جنگ سرد قديمى نيست، اما اين بار، به طور كامل به نفت و فلسطين مربوط مى شود.
طرح جنگ نسل ها
223926.jpg
سوم مارس سال جارى ميلادى، «دونالد رامسفلد» وزير دفاع و «ريچارد مه يرز» رئيس ستاد فرماندهى مشترك آمريكا طرح جديد جامعى را براى مبارزه با تروريسم تهيه و امضا كردند. اين سند كه حاصل ۱۸ماه تلاش و مطالعه است، رسماً تحت عنوان طرح ملى استراتژيك نظامى براى مبارزه با تروريسم نامگذارى شده و نشاندهنده پيشرفت هاى شگرفى در رويكرد ضدتروريستى آمريكا پس از ۱۱سپتامبر ۲۰۰۱ است. به گفته مقامات پنتاگون، آنان با اين طرح جديد، اكنون به استراتژى جديدى دست يافته اند كه ماهيت جنگ ضدتروريستى را عميقاً مورد بررسى قرار مى دهد و شيوه جامعى را براى تداوم اين جنگ پيش مى نهد.
بنيان اين طرح جديد در اكتبر ۲۰۰۳ و پس از نامه غيررسمى رامسفلد به برخى مقامات وزارت دفاع گذاشته شد. رامسفلد در يكى از نامه ها از فرماندهان تحت امرش پرسيد: آيا ايالات متحده در جنگ عليه تروريسم پيروز مى شود و نيز اينكه ، چگونه مى توان فهميد كه تعداد تروريست هاى دستگير يا كشته شده بيش از ميزان عضوگيرى آنهاست؟ سپس از «داگلاس فيث» معاون سياسى پنتاگون و ژنرال «روبرت كاسلان» معاون ضدتروريسم ستاد فرماندهى مشترك خواسته شد تا پاسخى براى اين پرسشها بيابند. فيث مى گويد: «پس از پيام وزير نشستيم و با خود گفتيم كه چگونه مى توان موضوعات بنيادين مربوط به جنگ عليه تروريسم را مطرح كرد؟»
نتيجه اوليه تلاشهاى آنان، يك گزارش ۷۰ صفحه اى شد كه بلافاصله بيش از ۴۰بار مورد بازبينى قرار گرفت، چرا كه در ابتدا حلقه درونى مقامات نزديكتر رامسفلد، سپس يك گروه بزرگتر به نام گروه ارشد بازبينى و بعد فرماندهان ناحيه اى و ديگر آژانس ها، آن را بررسى كردند.
اين گزارش در ماه ژانويه گذشته در اختيار «جورج بوش» رئيس جمهورى آمريكا قرار گرفت و به همراه آن، پيشنهادهايى ارائه شد تا در بازبينى گسترده تر از سياست ضدتروريسم كه هنوز توسط شوراى امنيت ملى هدايت مى شود، مورد استفاده قرار گيرد. در ماه مارس، گزارش نهايى ۲۵ صفحه اى و ضميمه ۱۳ صفحه اى آن امضا و به سياست رسمى پنتاگون مبدل شد.
و اينك بخش هاى مهم طرح جديد
تهديدهاى تروريستى عليه ايالات متحده با عنوان «افراطى گرايى اسلامى» - و نه فقط القاعده - تعريف مى شود. سند جديد پنتاگون «دشمن نخستين» را «جنبش هاى شيعه و سنى كه از اسلام براى دستيابى به اهداف سياسى» بهره مى برند، مى داند. ايالات متحده با اذعان به گسترش نفوذ القاعده در سراسر دنيا، اكنون حدود ۲۴ گروه مرتبط با اين سازمان را هدف برنامه هاى ضدتروريستى خود قرار داده است.
رويكرد نوين آمريكا بر ترغيب و قدرتمندسازى متحدين خارجى، بويژه آنهايى كه با اين كشور در جنگ نيستند، تأكيددارد. آمريكا به اين نتيجه رسيده است كه فقط با ابزار نظامى نمى توان به جنگ تروريسم رفت. بنابراين در طرح پنتاگون يك استراتژى چند شاخه اى مطرح شده كه در آن ۶ شيوه براى حمله به شبكه هاى تروريستى در نظر گرفته شده است.
همچنين پنتاگون دو بار در سال ميزان پيشرفت هاى آمريكا در جنگ عليه تروريسم را خواهد سنجيد كه براساس آن، فرماندهان بايد موفقيت هاى حاصله در شناسايى و انحلال مأمن هاى تروريستى، دارايى هاى تروريست ها، شبكه هاى ارتباطى و نحوه سازماندهى هسته هاى برنامه ريزى براى هر يك از گروههاى هدف را گزارش دهند.
در اين طرح، بخش فرماندهى عمليات هاى ويژه پنتاگون نيز طراحى شده كه به عنوان «هماهنگ كننده» جهانى، نقش هماهنگ سازى بخش هاى مختلف نظامى را در جنگ عليه تروريسم بر عهده دارد. اين هماهنگ كننده جهانى مسؤول تدوين طرح مبارزه جهانى ضدتروريستى و هدايت مأموريت هاى شناسايى اوليه عليه سازمانهاى تروريستى در سراسر دنيا نيز هست.
همچنين براساس طرح امنيت ملى رياست جمهورى كه احتمالاً ماه آينده تصويب مى شود، كاخ سفيد از انعطاف پذيرى بيشترى در تلاشهاى ضدتروريستى خود برخوردار خواهد شد.
ژنرال «كاسلن» مى گويد كه طرح جديد پنتاگون، براى نخستين بار، واحدهاى ارتش را براى اجراى برنامه هاى ضدتروريستى گرد آورده است. وى اظهار مى دارد: «قبل از انتشار اين سند، هر كسى تصورى شخصى از دشمن داشت. بنابراين نظرات آنان براى مبارزه با دشمن نيز مشخص بود. ميان سرويس، فرماندهان و آژانس هاى مختلف ايده هاى متفاوتى وجود داشت. بنابراين كاملاً طبيعى است كه در سازمانهاى گوناگون پنتاگون نيز ديدگاههاى متعددى وجود داشت.»
ارائه تعريفى جامع و ساده از دشمن، يكى از بزرگترين موانع پيش رو در تدوين سند استراتژى جديد بود. كاسلن مى افزايد: «پس از ۱۱سپتامبر ، روابط و وابستگى هاى ميان گروههاى تروريستى همفكر بسيار روشن تر شد و ما توانستيم برآورد كنيم كه حدود ۲۴ گروه تروريستى وجود دارند كه داراى درجات مختلفى از تعاملات و وابستگى هاى متقابل با القاعده هستند.» اما برخى مقامات پنتاگون براى جلوگيرى از احتمال بيگانه شدن يا عدم همكارى جريانهاى مسلمانان - كه استراتژى جديد آنان را متحدين محورى مى نامد، بسيار محتاطانه و موذيانه سخن مى گويند. به گفته كاسلن البته شايان ذكر است كه اين جنگى فرهنگى يا مذهبى نيست. اين جنگ براى آن است تا مردم عادى بار ديگر قادر شوند همانگونه زندگى كنند كه مى خواهند.
مقامات پنتاگون براين باورند كه اين سند نشاندهنده تغييرات مهمى در جنگ عليه تروريسم است. نخست آنكه ، اين بار دشمن فراتر از القاعده تعريف شده است. دوم آنكه ، پنتاگون از رويكرد يكجانبه گرايى آمريكايى در جنگ تروريسم فاصله گرفته است. فيث توضيح مى دهد: « اين تنها يك پروژه نظامى نيست و آمريكا به تنهايى از عهده انجام آن برنمى آيد.»
در سطح جهانى ، اين استراتژى براى نخستين بار فرماندهان نظامى را موظف مى كند تا هشت نقطه حساس و آسيب پذير گروههاى تروريستى را شناسايى و هدف قرار دهند. اين هشت موضوع عبارتند از : حمايتهاى ايدئولوژيكى، تسليحات، بودجه، ارتباطات، مأمن ، سربازان ، دسترسى به هدف و رهبرى. هريك از سرويس هاى فرماندهى جغرافيايى آمريكا موظف خواهد بود كه با پيروى از رويكردى سيستماتيك ، نخست ، اطلاعات مربوط به هريك از گروههاى هدف ۲۴ گانه را كه در حوزه مسؤوليت آنها فعاليت مى كنند، گردآورى نمايند و سپس طرحى را براى حمله به همه نقاط ۸گانه هريك از آن گروهها تدوين كنند.
تعقيب «اسامه بن لادن »و «ابومصعب زرقاوى» هنوز بخش مهمى از استراتژى است، اما تنها يك بخش آن. پس از آن سه رويكرد يا اقدام ديگر مورد تأكيد قرار مى گيرند: ۱ - كمك به كشورهاى متحد در جنگ عليه تروريسم، ۲ - شناسايى حاميان سازمانهاى تروريستى و ۳ - همكارى در مبارزه وزارت خارجه آمريكا براى كاهش گرايش هاى ايدئولوژيكى تروريسم. ارائه كمكهاى انساندوستانه توسط ارتش يكى از بخش هاى مقوله اخير است كه براى نمونه مى توان به كمك هاى آمريكا به حادثه ديدگان سونامى اشاره كرد. اين كمكها باعث شد تا نگرش منفى آسيايى ها به آمريكا به ديدگاهى مثبت مبدل شود. به رغم نگرانى هايى كه در باره جنگ پروپاگانداى ارتش آمريكا وجود دارد، بسيارى از مقامات نظامى مى گويند كه «عمليات هاى اطلاعاتى» بعد اجتناب ناپذير جنگ عليه تروريسم است و بايد توأم با تلاشهاى ديپلماسى مردمى وزارت خارجه نقش مهمى را ايفا كند. دراين ميان، آموزش حساسيتهاى فرهنگى و مذهبى به سربازان يكى از بخش هاى ويژه مورد تأكيد است.
براى پنتاگون كه پيشگام حملات پيشگيرانه عليه تهديدهاى تروريستى بوده،جذب متحدان خارجى مشتاق در استراتژى جديد به مثابه تغييرى اساسى در سياستهاى آمريكاست. فيث دليل اين تغيير را چنين تشريح مى كند: «چگونه مى خواهيد با دشمنى بجنگيد كه در اغلب كشورهاى غيردشمن پراكنده است؟ پس بايد به دولت هاى كشورهايى كه تروريست ها در آن مأمن گزيده اند، تكيه كنيم. ما به تنهايى نمى توانيم با تروريستها بجنگيم، زيرا مسأله اين است كه دامنه اقدامات ضدتروريستى به قلمرو تحت حاكميت ساير كشورها كشيده مى شود. بنابراين ما به كشورهايى نياز داريم كه مايل به همكارى باشند و نيز قابليت انجام اقدامات لازم براى تأمين منافع مشترك را دارا باشند.»
پنتاگون مى داند مبارزه با هر هدفى كه باشد، بايد بيش از هر زمان ديگرى، متحدان خارجى را گرد خود آورد. شورش هاى عراق وخشونت هاى مداوم در افغانستان، نيروهاى آمريكا رادر تنگنا قرار داده است كه اين امر واشنگتن را به اين نتيجه رسانده است كه به تنهايى نمى توان از عهده انجام چنين مأموريت هايى برآمد. به تبع آن، آمريكا تلاش كرده است تا روابط خوبى را با متحدان ناموافق خود برقرار كند. در همين ارتباط، فرمانده عمليات هاى ويژه آمريكا در خاورميانه و جنوب آسيا به مواردى از موفقيت نيروهايش در پاكستان، يمن، آفريقا و عربستان سعودى كه با همكارى اين كشورها حاصل شده است، اشاره مى كند. فرمانده عمليات هاى ويژه اردن نيز درمصاحبه اى با هفته نامه «يو اس نيوز» اعلام كرد كه نيروهاى تحت امر وى سرگرم آموزش نيروهاى ضدتروريستى عراقى در سه پايگاه اردن هستند. ژنرال «جمال الشوابكه» گفت: «ما امن ترين مرز را با عراق داريم.»
ژنرال «فيليپ كنسينجر» رئيس نيروهاى عمليات ويژه ارتش آمريكا بر اين باور است كه چنين همكارى هايى بايد در سراسر دنيا گسترش يابد. وى درباره انطباق نيروهايش با استراتژى جديدچنين توضيح مى دهد: «نيروهاى من اين قابليت را يافته اند كه در هرجاى دنيا خدمت كنند و به آموزشها و همكاريهاى خود با نيروهاى كشور ميزبان ادامه دهند.»
استراتژى جديد پنتاگون ، وظايف جديدى را نيز برعهده فرماندهى عمليات هاى ويژه كه بر نيروهاى عمليات ويژه آمريكا نظارت دارد ، مى گذارد.
ژنرال كاسلن مى گويد: « يكى از انتقادات زودهنگامى كه درباره جنگ عليه ترور صورت مى گرفت اين بود كه هيچ سازمانى وجود ندارد كه اين جنگ را از چشم انداز جهانى بررسى كند. اما اكنون فرماندهى عمليات هاى مشترك اين وظيفه را انجام مى دهد. ضميمه C طرح جديد پنتاگون ، فرماندهى عمليات هاى ويژه را موظف مى كند تا طرح مفصل و جامعى از عملياتهاى جهانى ضدتروريستى جديد تدوين كند و شيوه هاى هماهنگى برنامه هاى ضدتروريستى فرماندهى هاى نظامى در پنج منطقه جغرافيايى دنيا را تعيين نمايد. ژنرال «دوگ براون» رئيس فرماندهى عمليات هاى ويژه (socom) درباره علت انتخاب اين فرماندهى براى تدوين اين طرح مى گويد: «زيرا فرماندهى ما جهانى است. زيرا ما همواره بانقاط مختلف دنيا آشنا بوده ايم.»به طور سنتى ، فرماندهى هاى جغرافيايى از تبعيت ازsocomدر موضوعات ضدتروريستى اكراه دارند اما از اين پس، راه فرارى براى آنها باقى نمى ماند. با آنكه براون مسؤول برنامه ريزى تلاشها براى جنگ عليه تروريسم است ، اما اين فرماندهى تنها در صورتى دست به عمليات مى زند كه رئيس جمهور يا رامسفلد دستور آن را صادر كرده باشد. سال گذشته، رامسفلد، قدرت socom را در شمارى از بخش هاى مهم گسترش داد. براون در اين باره اظهار مى دارد: «بسيارى از اين حوزه ها، در ابتدا تحت امر وزير بود كه اكنون در اختيار ما قرار گرفته است.»
اگرچه پنتاگون در استراتژى جديد برخى مسائل را حل كرده است، اما موضوعاتى نيز وجوددارند كه نيازمند بازنگرى شوراى امنيت ملى از سياست ضدتروريسم است.
فيث مى گويد: دلايل خوبى را مى توان براى توجيه آموزش نيروهاى امنيتى، پليس و سربازان خارجى ارائه كرد.
وى اظهارمى دارد: درجريان جنگ سرد چنين اقداماتى نيز صورت گرفت كه هدف عمده آن، برقرارى روابط و تاحدودى افزايش قابليت هاى متحدان در دستيابى به اهداف نظامى بود.
اما درحال حاضر چنين پيشنهادى مى تواند جنجال هاى فراوانى را ميان كنگره و وزارت خارجه به وجود آورد. براى نمونه، فيث به پيشنهاد پنتاگون براى آموزش و تجهيز ارتش گرجستان در آسياى مركزى پس از ۱۱ سپتامبر اشاره مى كند كه با مخالفت شديد كنگره مواجه شد.
بنابراين تغييرسيستم آسان نخواهدبود. كنگره همواره با كمك به خارجيان مخالفت كرده است.
اين درحالى است كه وزارت خارجه كه اجراى بسيارى از برنامه هاى امنيت خارجى را برعهده دارد، از قابليت هاى اندكى برخوردار است و پنتاگون نيز براى آموزش نيروهاى پليس در خارج از آمريكا با محدوديت روبه رو است.
مقامات كاخ سفيد از اظهارنظر درباره مفاد استراتژى پنتاگون خوددارى مى كنند، چرا كه اين سند طبقه بندى شده است، اما يكى از مقامات مى گويد كه شوراى امنيت ملى، رويكرد خود را بر جذب و ترغيب متحدان مشتاق جديد متمركز كرده است تا از اين طريق بتوان در درون مرزهاى آنها خشونت هاى افراط گرايان را سركوب كرد.
در سند بازنگرى شوراى امنيت ملى، دستگاه مسؤول هدايت جنگ عليه تروريسم مشخص خواهدشد.
براساس قوانينى كه سال ۱۹۹۵ در دوران رياست جمهورى «بيل كلينتون» تصويب شد، مسؤوليت هدايت تلاش هاى ضدتروريستى درخارج به وزارت خارجه واگذارشد، اما پس از ۱۱ سپتامبر، پرزيدنت بوش اين وظيفه را برعهده سازمان سيا گذاشت تا تلاش هايى براى انحلال شبكه هاى تروريستى خارجى انجام دهد. در ۲۵ اكتبر ۲۰۰۱ نيز پنتاگون موظف شد تا برنامه هاى نظامى براى نابودى شبكه هاى تروريستى را طرح ريزى كند.
وزارت دادگسترى، وزارت امنيت داخلى و سرويس هاى جديد اطلاعاتى نيز كه پس از ۱۱سپتامبر تشكيل شده اند، داراى اختيارات و مسؤوليت هاى مشابهى هستند.
تعدد محورهاى استراتژى جديد، پنتاگون را ملزم مى كند كه با اينگونه آژانس ها نيز همكارى كند.
بنابراين برخورد دقيق با قضايا اهميت بسيارى دارد.
مقامات مى گويند كه پنتاگون طرح قانون جديدى را پيشنهاد كرده است كه براساس آن، رئيس جمهورى قادر خواهدبود تا هر سرويسى را كه مناسب مى داند، براى اقدام در منطقه موردنظر انتخاب كند. اما آيا اين رويكرد و استراتژى جديد به پيروزى آمريكا منجر خواهدشد؟آمريكايى ها از جنگ كشورشان عليه ترور دلسرد شده اند. براساس يك نظرسنجى «گالوپ» درماه جولاى، تنها ۳۴ درصد از مردم آمريكا معتقدند كه كشورشان درجنگ عليه تروريسم پيروز مى شود.
برخى مفسران اذعان مى دارند كه جنگ اخير آمريكا از دوران حضور ايالات متحده درجنگ جهانى دوم طولانى تر شده است.
يك مقام ارشد شوراى امنيت ملى اظهارمى دارد: رئيس جمهورى مى گويد اين جنگ نسلهاست، يعنى نسل هاى ديگر نيز بايد آن را ادامه دهند. ما نيز بايد خود را به ادامه اين جنگ متعهد بسازيم.
منبع: روزنامه يواس نيوز
ترجمه: هرمز برادران


|   شناسنامه   |   آرشيو   |