سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۸۴ -
Tue, Aug 16, 2005
فرهنگ و پايدارى
۳۲۲۳
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
گفت وگو با معاون تعاون و امور اجتماعى
ستاد كل آزادگان كشور
در آستانه آغاز بازگشت آزادگان به كشور
خوش آمدى
223989.jpg
سجاد آذرى نيا
اشاره: محمود شرافتى متولد سال ۱۳۳۸ اهل شهرستان نهاوند است. در سال ۱۳۵۸ با هدف و انگيزه خدمت به انقلاب وارد سپاه شد و بعد از ۱۳ ماه كه در جبهه بود، اسير عراقى ها شد. هشت سال و سه ماه در اسارت بود و وقتى به ايران برگشت در دانشگاه اصفهان ادامه تحصيل داد و سال ۱۳۸۱ بازنشسته شد. اما ارتباط خود را با ستاد آزادگان همچنان حفظ كرد. وى در حال حاضر نيز به عنوان معاون تعاون و امور اجتماعى ستاد آزادگان فعاليت مى كند.
آقاى شرافتى از بدو ورود اسرا به ميهن اسلامى، ستاد آزادگان تشكيل شد تا به امور آنان رسيدگى شود، چه اقداماتى تاكنون انجام داده و آيا تا به حال اين اقدامات سير صعودى داشته است؟
اساساً مهمترين اهدافى كه براى تشكيل ستاد آزادگان در نظر گرفته شد، يك مأمن و جايگاه قانونى بود كه به آزادگان خدمات بدهد و ستاد تشكيل شده اين چهار هدف اصلى را دنبال مى كرد: ۱- آموزشى ۲- بهداشت و درمان ۳- اشتغال ۴- مسكن.
ستاد تشكيل شده در روزهاى اول خيلى خوب جلو آمد، اما چون اين كار با سازماندهى و كارشناسى پيش نرفته بود و مسؤولين نيز بدون برنامه ريزى و كارشناسى خدمات دهى مى كردند، اين اهداف نه تنها تحقق پيدا نكرد، بلكه كاستى ها روز به روز بيشتر شد. اما اكثر آزاده ها كه به خاطر يك سرى ارزش ها، مسائل غيرمادى و اهداف عاليه جلو رفته بودند، بر اين نواقص و كاستى ها بردبارى كرده و مى كنند.
شما كه يكى از مسؤولان تأثيرگذار هستيد، آيا از عملكرد ستاد راضى هستيد؟ چه عواملى مى تواند در هرچه بهتر شدن اين خدمات نقش داشته باشد؟
بنده به عنوان كسى كه در خدمت اين عزيزان هستم و همچنين در اسارت با آنان بودم خير؛ صد درصد راضى نيستم، البته خدماتى شده، هنوز هم دارد مى شود اما آن طورى كه در شأن آزاده باشد نيست و اين بيشتر برمى گردد به ابتداى ورود بچه هاى آزاده كه نسبت به شناخت نيازهاى آزاده اقداماتى انجام نشده بود، دوم اينكه اداره و سازمانى كه متولى خدمات به اين عزيزان بود به صورت كارشناسانه تشكيل نشده بود كه بفهمد در دوران اسارت، براى آزاده اى كه بين پنج تا ده سال از جامعه عادى و مناسباتش دور بود كاستى هايى به وجود آمده است، لذا ابتدا بيايند كاستى ها را برطرف كنند و بعد براى خدمات دهى در كنار آزاده باشند، الآن هم با توجه به اين مسأله ما خواهان همين هستيم. بنابراين آزاده اى كه ايثار را به صورت عملى معنا كرده، نه تئورى لذا نياز است كه ايثارگرانه با او برخورد كنند. ايثارگرانه در خدمتش باشند. اين عملاً تا حدودى تحقق پيدا نكرده و اگر مى بينيد ايثارگران باز هم انتقاد دارند به خاطر اين است كه از ابتداى امر به مسائل آنان توجه نشده وگرنه اگر از همان روز اول به آزاده و ايثارگر گفته مى شد شما رفتيد، خدا پدر و مادرتان را بيامرزد، دستتان درد نكند، برويد به زندگيتان بچسبيد، ما هم ديگر نيستيم، مطمئن باشيد ايثارگر هم سرشو پايين مى انداخت، كما اينكه الآن هم ما رزمنده هاى زيادى داريم كه نه جانبازند، نه خانواده شاهدند، نه آزاده، حالا تركشى هم نخورده و نامى هم نيستند، الآن هم خودشان زندگى خودشان را مى چرخانند.
لطف كنيد خلاصه اى از اقدامات عملى ستاد را در رابطه با اين عزيزان (اعم از خدمات رفاهى، درمانى، اشتغال، تحصيل و غيره) را يك مقدار جزئى تر توضيح دهيد.
در راستاى همين چهار هدف اصلى كه كليه خدمات آزادگان را شامل مى شد، ستاد آزادگان شروع به كار كرد. تقريباً در مورد اشتغال و زمين اقدامات مناسبى را انجام داديم، اما در خصوص كيفيت اين اقدامات مقدارى صحبت هست كه بايد تجزيه و تحليل شود، چرا كه تعدادى از اين عزيزان براى انجام كار به مراكز مختلف معرفى شده اند، اما بايد قبل از معرفى آزاده در نظر مى گرفتند يك آزاده كه ،۸ ۹ سال، يا حتى ۱۰ سال در تنگناى زندان بوده و مورد ضرب و شتم و شكنجه قرار گرفته، چطور مى تواند بعد از اين دوران سخت مثل انسان ديگرى كه سال ها در كارش بوده و در آن تسلط پيدا كرده، كار كند و يا حتى در خيلى از جهات رقابت كند، ببينيد امتيازاتى كه بايد به آزاده داده مى شد عملاً صورت نگرفت. درست است كه يك سال اسارت را دو سال - سابقه كار - حساب كردند، ولى اين تبديل بعدها به ضرر آزاده شد و آزاده با بازنشستگى زودرس مواجه شد و خوب توأمان از لحاظ اقتصادى دچار مشكل شد. در خصوص زمين هم همين طور، فقط به صرف اينكه يك قطعه زمين به آزاده داده شود كافى نبود، مهم اين بود كه اين زمين با چه كيفيتى در كدام منطقه و با چه اعتبارى به اينها داده مى شد. آزاده اى كه بعد از چند ماه ورودش به كشور بلافاصله گفتند اين شغلت، اين زمينت، برو دنبال ساختنش، خوب اين قطعاً براى كسى كه هيچ گونه اسارتى هم نداشته باشد مشكل است، چه برسد به كسى كه مدت زيادى را از كليه مسائل ادارى و اجتماعى مملكت دور باشد، اما در مجموع و با توجه به تمام نقصان ها و كاستى ها، مقدارى امكانات در اختيار آزاده گذاشته شد، بعضى ها توانستند استفاده كنند و بعضى ها متأسفانه نتوانستند.
اكثر اين آزادگان مدت زيادى را در اسارت بودند و امكان پيشرفت از آنان گرفته شد، آيا اجحاف نيست كه الآن بعد از اسارت مشكل اشتغال داشته باشند يا در چرخاندن روند عادى زندگى با مشكل برخورد كنند؟
اين را الآن از من مى پرسيد كه در جايگاه يك مسؤول هستم، اما من دو بعد دارم؛ بعد اول اسارتم هست و اينكه به عنوان يك آزاده مطرح هستم و در بعد دوم به عنوان خادم آزادگان، اگر اين سؤال را از كسى بپرسيد كه فقط بعد آزادگى را داشته باشد بهتر است، چرا كه بعد آزادگى من به صورت عمقى و قلبى بوده و به همين دليل بعد دومم را مى پوشاند. يعنى چون به خاطر يكسرى ارزش ها رفتم سعى مى كنم كمبودها، نارسايى ها و نقصان هايى را كه در مورد ما اعمال شده، مورد توجه قرار ندهم. چون مى خواهم هدفم باقى بماند، مى خواهم ارزشى را كه به خاطرش رفتم هميشه درونم باقى بماند. اين سؤال را از مسؤولينى كه در بعد آزادگى نبودند بپرسيد و ببينيد چه جوابى برايش دارند. فكر مى كنم براى ما هم شنيدنش جالب باشد
آمار دقيق و مشخصى از تعداد آزادگان، اسراى باقى مانده و مفقودين داريد؟
حدود ۴۳ هزار و ۶۰۰ نفر آزاده داريم كه وارد ايران شدند اما در مورد آنچه كه باقى مانده، هيچ گونه اطلاعى از اينكه در قيد حيات باشند يا نه را در دسترس نداريم. خودم وقتى بر مى گشتم تعدادى از آنان كه با هم بوديم زنده بودند موضوع را به اطلاع مسؤولين مربوط رساندم. مراتب مربوط به مفقودين به عهده اداره حمايت از اسرا و مفقودين است، آنان بهتر مى توانند جوابگوى شما باشند.
آيا بين ارگان هاى ذيربط مثل ارگان هاى كميته پيگيرى مفقودين هلال احمر، كميته تفحص و بالاخص صليب سرخ به منظور شناسايى و كاهش مفقودين و اسرا ارتباطى داشته ايد؟
اساساً آنها مستقل هستند و به صورت جداگانه كار مى كنند، رابطه اى در حد معاونت ها وجود داشته كه الآن كمتر شده.
مثمرثمر بوده؟
تا حالا كه توانسته اند ۴۳ هزار و ۶۰۰ نفر را آزاد كنند و وضعيت بسيارى از مفقودين و مفقودالجسدها را مشخص بكنند اما خوب انتظار مردم و خانواده  هايى كه هنوز عزيزانشان بر نگشته، كاملاً بجاست.
تكليف اسرايى كه هنوز در عراق هستند و ممكن است حتى در كشورهايى كه در زمان جنگ با عراق همدست بودند مثل اردن، اسرائيل و ... باشند چگونه است؟
اين را اصلاً اطلاع ندارم و باز بر مى گردد به اداره حمايت از اسرا و مفقودين.
اينكه عنوان مى شود بعضى از اسراى ما پناهنده شدند يا قصد مراجعت به ميهن اسلامى را ندارند صحت دارد؟
من هم اين شنيده ها را شنيده ام ولى برايم مسجل نشده چون اين نيز بر مى گردد به اداره حمايت از اسرا و مفقودين و وزارت اطلاعات اما زمانى كه من در اردوگاه بودم و تا زمانى كه آزاد شدم چنين موردى اتفاق نيفتاد.
از خاطرات آزادگان در دوران اسارت و نشر آنان در جامعه چه استفاده هايى شده و براى ثبت اين خاطرات از قبيل فيلم و كتاب و ... چه اقداماتى از طريق ستاد آزادگان انجام شده است؟
اساساً زندگى در اسارت جدا از زندگى توى مملكت خودمان نبود، ما سعى مى كرديم آنچه را در مملكت وجود داشت، آنجا هم پياده كنيم، عراقى ها مى گفتند شما ما را اسير كرديد و اين ما هستيم كه اسير شماييم، ما در مقابل كارهايى كه انجام مى داديم و برنامه هايى كه داشتيم مجازات و شكنجه مى شديم، خيلى چيزها به صورت مخفيانه و قلم و كاغذى به ديگران انتقال داده مى شد، چقدر هم مؤثر واقع شد، شما مى توانيد اسراى قديم را ببينيد كه تحصيلات عاليه را گذراندند، شايد در اردوگاهى كه من بودم (موصل ۳ سابق) بيش از ۷۰۰ تا ۸۰۰ نفر فقط انگليسى صحبت مى كردند، ده  ها نفر حافظ كل قرآن بودند، قارى قرآن بودند، زبان  هاى ديگر مى خواندند، درس هاى عربى مى خواندند و تمامش به صورت مخفى بود اما اساساً بعد از برگشت، انتظارى كه ما براى انتقال اين فرهنگ داشتيم برآورده نشد و اينها بايد مفصل تجزيه و تحليل شود. در قالب فيلم و كتاب اقداماتى شد اما براى اينكه آن فرهنگ عملاً در جامعه پياده شود اقدامى نشده است.
آيا در ارتباط با ثبت خاطرات و نشان دادن فداكارى هاى اين گروه به وسيله موزه و يادبود اقدامى صورت گرفته اگر جوابتان مثبت است تشكيل مكان هاى اين چنينى چه تأثيرى در ديدگاه عموم و ترويج حس دفاع در مردم مى تواند داشته باشد؟
شما الآن ببينيد كشورهايى كه اصلاً با اسلام سنخيت ندارند مثل كره يا كشورهاى اروپايى، يا حتى بعضى كشورها كه اصلاً در جنگ نبودند، قسمتى از يك مكان ادارى شان را اختصاص دادند به رزمنده هاى جنگ جهانى دوم. در مورد ما هم كارهايى شده اما نه آنگونه كه ما رضايت داشته باشيم. در مورد فيلم، كتاب و در مورد تئاتر هم اين مسائل انجام شده اما كم، مبحث ايثار و ايثارگرى و به تصوير كشاندن حماسه ها و يا به قلم آوردن آنها نيز كمتر صورت گرفته، اما در حال حاضر كارهايى در شرف انجام هست. با عزيزانى در روايت فتح درصدد همكارى هستيم و يك كتاب جامع در حال جمع آورى است كه تقريباً اداره كردن يك اردوگاه را پوشش مى دهد، از تمام كسانى كه در اردوگاه در قسمت هاى مختلف مسؤوليت داشته و زحمت كشيدند دعوت به عمل آورديم. مرتباً با روايت فتح در تماس هستيم، شايد بتوان گفت مجموعه اى مثل بينوايان، در حال تنظيم شدن است تا در دسترس عموم قرار بگيرد. خوب موضوعاتى جالب و قابل پردازشى در اردوگاه ها اتفاق مى افتاد كه در نوع خود استثنايى بود مسؤولان صليب سرخ، وقتى مى آمدند مى گفتند ما توى دنيا دو ميليون اسير داريم اما وقتى مى آييم پيش شما ايرانى ها احساس مى كنيم كه با ديگر اسرا فرق بسزايى داريد، هيچ وقت نشده شما رو غمناك ببينيم.
در هر صورت ما تمام تلاش خود را كرديم كه همه موارد، در فيلمى كه روايت فتح در حال تنظيم كردنش است را انعكاس دهيم، اما متأسفانه ديديم كه در دوازده الى سيزده قسمت فيلم نمى گنجد، بودجه مجزا و اعتبار مى خواهد كه ان شاءالله برادران مسؤول در بنياد شهيد و ايثارگران بتوانند هم به موزه رسيدگى كنند، هم به فيلم، حتى موزه شهداى ما هم كه در خيابان طالقانى دائر است در خور شهداى ما نيست و اسمش رو هم نميشه موزه گذاشت، بلكه يك اتاقكى است كه فقط در آن كاغذ چسبانى مى كنند، البته ناگفته نماند كه مسؤولين (بعضى از مسؤولين) در اين امر كوتاهى كردند.
بعضى از آزاده ها توانمندى هاى بالايى دارند، همان طور كه گفتيد گروهى از آنان به چند زبان بيگانه تكلم مى كنند و حتى قادر به آموزش در مراكز عالى كشور هم هستند، براى شناسايى اين استعدادها چه اقداماتى شده تا از آنان به نحو شايسته اى استفاده شود يا در صورت لزوم مدرك معادل به آنان داده شود؟
بسيارى از اين آزادگان با توجه به تمهيداتى كه در دستورالعمل هاى ستاد آزادگان قرار داده شده بود، در برگشت ادامه تحصيل دادند، بعضى از اين عزيزان در حال حاضر استاد دانشگاه، جراح و نيز بعضى ديگر در قسمت هاى اقتصادى فعاليت هاى اقتصادى دارند، اين امكانات در اختيارشان گذاشته شده كه بتوانند ادامه تحصيل بدهند، اما برخى از آنان بنا به شرايط سخت زندگى و يا مريضى  ناشى از اسارت، قادر به ادامه تحصيل نشدند ولى يك تعدادى هم واقعاً ايثار كردند و با توجه به شرايط سختى كه هم از لحاظ زندگى و هم از لحاظ جسمى، بعد از اسارت برايشان به وجود آمده بود، ادامه تحصيل داده و در حال حاضر در قسمت هاى مختلف فعاليت مى كنند، اما نسبت به شناسايى و بكارگيرى آنان از سوى برخى مسؤولان كوتاهى شد. شايد براى آنان يك مقدار ثقيل بود، از اين كه آزاده اى يك دفعه جهش كرده و حالا مى خواهد بيايد كنار خود وى بنشيند، اين موضوع را نمى پذيرفتند و خوب به خاطر همين سختى  و نامهربانى هايى كه كردند، بعضى از آزاده ها و شايد بيشتر آنان مجبور به درخواست بازنشستگى زودرس شدند تا بتوانند مكانى فراهم كنند و تنها باشند و زياد مورد تحقير قرار نگيرند. البته هيچ وقت نااميد نشدند و هدف بيشترشان كه خدمت به ولايت، ايران، حفظ ارزش ها و حفظ نظام بود را فراموش نكرده و آرمان هاى نظام و انقلاب اسلامى و رهبر كبير انقلاب امام خمينى و مقام معظم رهبرى را هميشه دنبال كرده اند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |