سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۸۴ -
Tue, Aug 16, 2005
مهرگان
۳۲۲۳
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
درباره جعفر توفيق سبحانى
ره آوردهاى تحقيق
جعفر توفيق سبحانى
متولد سال،۱۳۱۷ تبريز
- دكتراى زبان و ادبيات فارسى از دانشگاه تهران
- بيش از ۳۰ سال تدريس در دانشگاههاى مختلف ايران
- استاد مدعو دانشگاه دهلى براى تدريس زبان و ادبيات فارسى ۱۳۷۴ تا ۷۶
- نايب رئيس انجمن آثار و مفاخر فرهنگى
- مصحح آثار نفيس فارسى در دوران مختلف و مترجم شاخص تركى به فارسى
- برخى از آثار وى عبارتند از: ترجمه شرح مثنوى شريف در ۶ جلد اثر عبدالباقى گولپينارلى «تعليقاتى بر تجارب السلف» (تصحيح و ترجمه)، تصحيح مجالس السبعه از مولانا، تصحيح و توضيح «مكتوبات مولانا جلال الدين»، ترجمه «مولانا جلال الدين » و «مولويه» و «شرح مثنوى»، ترجمه ملامتيه و ملامتيان و آداب و اركان سماع از گولپينارلى، تصحيح «سيره ابن خفيف» از آن مارى شيمل، ترجمه «منتخب التواريخ» عبدالقادر بداؤنى و «مكتب تفسير اشارى»، تأليف «نگاهى به تاريخ ادب فارسى در هند»، ترجمه «لغت شاهنامه» اثر عبدالقادر بغدادى، ره آوردهاى سفر (سفرنامه دوساله به هند) و فهرست نويسى آرشيو ملى هند، كتابخانه بمبئى، دهلى نو و...
224094.jpg
در ميان آنهايى كه دستى بر آتش ادب و ادبيات اين خاك دارند نام جعفر توفيق سبحانى هم نامى آشنا و گرانمايه است و براى آنها كه علاوه بر ادبيات، ارادت و اخلاص ويژه اى به مولانا جلال الدين محمدمولوى بلخى دارند، نام توفيق سبحانى روايت پژوهشگر خستگى ناپذيرى است كه براى شناختن و شناساندن مولانا جلال الدين، مويى را به راه او سپيد كرده و در اين ميان تصحيح «مجالس السبعه» مولانا و تصحيح و توضيح «مكتوبات مولانا جلال الدين» و ترجمه «مولويه» و شرح ۶ جلدى مثنوى از «گولپينارلى» از آثار پرتبختر و پروزن جعفر توفيق سبحانى است كه براى تدوين وتبيين آنها عمرى را طى كرده و از اين همه كوشش و جهد و جديت فراوان آموخته و بر دانش خويش اندوخته است. در كنار ترجمه سترگ شرح مثنوى شريف عبدالباقى گولپينارلى، يكى از آثار مهم جعفر توفيق سبحانى در زمينه مولانا را مى توان تصحيح «كليات شمس» او براساس نسخه اى از فروزانفر مرحوم دانست. اين كتاب براساس نسخه اى فراهم شده كه بين سالهاى ۴۶ - ۱۳۳۶ به تصحيح و حواشى مرحوم استاد بديع الزمان فروزانفر در چاپخانه دانشگاه تهران به چاپ رسيده و از سال۱۳۵۵ انتشارات اميركبير همان چاپ را در قطعى كوچكتر، بارها افست كرده است. فروزانفر اين تصحيح را براساس ۱۲ نسخه - كه از ۹ نسخه آن استفاده كرده - فراهم آورده است. نسخه ها به ترتيب قدمت از كتابخانه اسعد افندى در سليمانيه، موزه مولانا در قونيه، كتابخانه چسترسيتى، باز نسخه ديگرى در قونيه، نسخه كتابخانه بلديه استانبول، كتابخانه گريك احمد پاشا در افيون تركيه (دو نسخه)، نسخه مرحوم حاج محمدآقا نخجوانى در تبريز، نسخه دو جلدى موزه مولانا در قونيه و دو نسخه خطى متعلق به شخص مرحوم فروزانفر بوده است كه همگى نشان از جديت و ثابت قدمى محقق آنها داشته و ارزشى گرانقدر است كه وى به فرهنگ و ادب اين سرزمين هديه كرده است.
گرچه از «كليات شمس» تاكنون گزيده هاى متنوعى توسط محققين و پژوهشگران مختلفى فراهم آمده است و در اين ميان «گزيده غزليات شمس» با مقدمه و شرح لغات و تركيبات و فهارس كه به كوشش دكتر محمدرضا شفيعى كدكنى از سرآمدترين و برجسته ترين آثار تصحيح شده اين كتاب محسوب مى شود اما كليات شمسى كه توسط دكتر توفيق سبحانى به بازار نشر روانه شده است چيز ديگرى است. خود توفيق سبحانى درباره علل و علت چاپ و نشر اين كتاب مى نويسد: «در سال۱۹۷۶ با مرحوم «عبدالباقى گولپينارلى» نشسته بوديم و درباره مسائل گوناگون صحبت مى كرديم. سخن به كليات شمس آمد. آن مرحوم فرمود كه كليات شمس به تصحيح استاد فروزانفر عالى است، اما دريغ كه غزل هاى ديگرى با تخلص شمس كه در نسخه هاى مورد استفاده استاد راه يافته بوده، متأسفانه در تصحيح استاد هم عيناً آمده است. بعد درباره «شمس الحقايق» رضا قلى خان هدايت بحث كردند و فرمودند: «در آن چاپ هم خطاهايى وجود است، اشعارى در آن درج شده است كه از مولانا نيست. در آن تاريخ براى من پذيرفتن اين ادعا مثل الآن آسان نبود، اما زمانى كه مكتوبات مولانا را تصحيح مى كردم و تصميم داشتم كه گوينده اشعار نقل شده در مكتوبات مولانا را پيدا كنم، متوجه شدم كه از اشعار سلطان ولد، پسر مولانا هم در ميان نامه ها راه يافته است، آن ادعا را پذيرفتم.»
وى سپس اشاره مى كند به اينكه مرحوم فروزانفر در جايى نوشته: «تا وقتى كه نسخه صحيح از كليات به دست نيامده، مى توان به يكى از دو راه در تشخيص اشعار مولانا توسل جست: يكى كتب قديم مانند «فيه مافيه» و «معارف سلطان ولد» و مثنوى هاى ولدى و «مناقب افلاكى» و «شرح مثنوى كمال الدين حسين خوارزمى» كه اشعار مولانا به اقتضاى حال در ضمن آنها آورده شده و ما بيشتر روايات افلاكى را كه متضمن سبب نظم يكى از غزليات بوده در اين تأليف مندرج ساخته ايم. ديگر تتبع دقيق در غزليات و تطبيق مضامين و تعبيرات آنها با مثنوى كه اثر مسلم مولانا مى باشد و تصحيف و تغيير نسبت به غزليات در آن كمتر راه يافته است.»
توفيق سبحانى سپس به ذكر دلايل ديگر خود براى پرداختن به كار صعب ديوان شمس آن هم براساس نسخه مرحوم فروزانفر اشاره مى كندو مى نويسد: «مقدمه كليات شمس مرحوم بديع الزمان فروزانفر، در لابه لاى اطلاعات بسيار وسيع و دقيقى كه درباره كليات شمس و آثار مولانا به دست مى دهد، در واقع نوعى جهت حال و قصه غصه مصحح بى نظير كليات شمس هم هست و نشان مى دهد آن استاد فروزانفرى كه دانشورانى چون مرحوم دكتر عبدالحسين زرين كوب، استاد دكتر منوچهر مرتضوى، استاد دكتر مهدى محقق، استاد دكتر محمدرضا شفيعى كدكنى، استاد دكتر محمدامين رياحى، استاد مرحوم عبدالباقى گولپينارلى، استاد دكتر حسن انورى و... هميشه از آن مرحوم با اعجاب و احترام ياد مى كردند و ياد مى كنند، در اثناى گردآورى نسخ كليات و مقابله و تصحيح آن با بحرانهايى مواجه بوده است كه قهراً نمى توانسته است آنچنان كه مى خواسته، كار عظيم خود را دنبال كند. من تلفيقى از نوشته استاد راكه گويى حلقه هاى ناملايمات چون دانه هاى زنجيرى به هم پيوسته، روزگار را بر آن مرد بزرگ تلخ و تحمل ناپذير كرده است، براى استحضار كسانى كه آن مقدمه را نخوانده اند، نقل مى كنم.»
223983.jpg
توفيق سبحانى سپس دو آرزو مى كند ودر مقدمه كليات شمس مى نويسد: «كاش دو آرزوى نگارنده اين سطور، هر دو با هم و يا يك به يك برآورده شود: آرزوى نخست اينكه نسخه دو جلدى شماره۶۹ - ۶۸ موزه مولانا در قونيه كه به هر حال فيلمى از آن در اختيار مرحوم فروزانفر بوده، عيناً و به طور عكسى چاپ و در اختيار علاقه مندان قرار گيرد. اگر فيلم متعلق به استاد قابل استفاده نيست، با همكارى وزارت فرهنگ و هنر تركيه فيلم ديگرى تهيه شودو به چاپ برسد.
ديگر آنكه نسخه نفيس ديگرى كه اكنون در تملك جناب مهندس مهدى فيروزان است و در «يوم الدربعافى اواسط جمادى الاخر لعام اربع و خمسين و ستمائه» به خط عبدالله الاحقر الافقر المفتقر الى سعة رحمة ربه خليل المولوى، در ۳۱۱ برگ كه تمام غزل هاى فارسى در ۳۰۷ برگ ۴ ستونى در ۳۱ سطر كتابت شده و خارج نويسى هاى آن به خط چلبى (حسام الدين) نوشته شده است، به هر نحوى كه مقدور باشد، به چاپ عكسى برسد.»
در واقع اين دو آرزو، آرزويى است كه توفيق سبحانى به تبع استاد خود مرحوم فروزانفر مى كند. چه در جايى پيش از اين مى نويسد: «كاش اين اميد استاد برآورده مى شد: «و اميدوار است كه حق تعالى امداد توفيق بازنگيرد و تار و پود نگسلد تا مقابله و طبع اين ديوان عرشى به انضمام فهرستها و فرهنگ لغات و مصطلحات و شرح اشارات و مشكلات و رساله خصوصى كه متضمن تحليل و نقد ادبى غزليات معروف مقام بلند مولانا در شاعرى و سخن سرايى تواند بود، به پايان رسد... » دريغ كه برآورده نشد.»
فى الواقع توفيق سبحانى معتقد است كه اگر آرزوى مرحوم استاد برآورده مى شد، غزلهاى دخيل از «كليات شمس» كنار گذاشته مى شد و خوانندگان در اثناى مطالعه با خطاهايى كه اكنون در آن راه يافته است ، مواجه نمى شدند. مرحوم فروزانفر در تأليف «شرح مثنوى شريف» چنان كه خود تصريح كرده است ، « به يارى بعضى از دوستان كه تركى مى دانند از فاتح الدبيات اسماعيل آنقروى استفاده كرده »، اما در ابيات معدود تركى «كليات شمس» ، ظاهراً به كسى مراجعه نفرموده است . از اين رو در نقل ابيات تركى خطاهايى پديد آمده است.
جعفر توفيق سبحانى البته آثار ماندگار ديگرى نيز در عالم ادبيات دارد كه «تعليقاتى و تجارب السلف» اثر هندوشاه نخجوانى از آن جمله است. اين كتاب اگرچه اولين كتابى است كه به اهتمام او او در سال ۱۳۵۶ منتشر شد اما تأثير شگرف و فراوانى بر دانشجويان و محققان زبان و ادبيات فارسى و بويژه آثار كهن و كهنه فارسى گذاشت. علاوه براين تصحيح «سيره ابن خفيف» از مرحوم «آن مارى شيمل » و «مكتب تفسير اشارى » و «منتخب التواريخ» از عبدالقادر بداؤنى و «نگاهى به تاريخ ادب فارسى در هند» از ديگر آثارى است كه چون ستاره هاى فروزان در كهكشان ادب و زبان فارسى مى درخشد و از كارنامه درخشان اين محقق متواضع و فروتن حكايت مى كند.
در باره «مكتب تفسير اشارى » كه نشر دانشگاهى به چاپ رسانده و ترجمه آن توفيق سبحانى مى گويد: « دراين كتاب تفسير عرفانى كلام الله مجيد از آغاز تا قرن حاضر را مورد بررسى قرار مى دهد. تفسيرهاى عرفانى كه حسن بصرى داشت و يا سهل بن عبدالله تسترى ، جنيدبن محمد و معروف ترين آنها عبدالرحمن سلمى از قرآن مجيد داشتند. البته تفسير ثعلبى و تفسير قشيرى - نويسنده رساله قشيريه - و تفسير خواجه عبدالله انصارى هم دراين كتاب مورد بررسى قرار گرفته است. اين كتاب را پروفسور «سليمان آتش » نوشته است.»
در مورد جايگاه اين كتاب بايد گفت كه چنين كتابى و چنين پژوهشى تاكنون درايران منتشر نشده بودو نويسنده اين كتاب در مورد همه تفسيرهاى معروف قرآن سخن گفته، اين كتاب به نوعى تاريخ تفسيرهاى قرآن از ديد عرفان اسلامى است.
از ديگر آثار قابل ملاحظه و توجهى كه جعفر توفيق سبحانى به تصحيح آن پرداخته كتاب «سيره ابن خفيف» است كه پيشترها توسط مرحوم آن مارى شيمل تصحيح و منتشر شده بود. توفيق سبحانى در باره اين كتاب مى گويد: «ابن خفيف شيرازى از عرفاى قرن پنجم هجرى است و يكى از فرزندان او به نام ابوالحسن ديلمى سخنان و گفتارهاى او را مكتوب كرده بود. خانم شيمل اين كتاب خطى را در آنكارا پيدا كرده و با راهنمايى يك پروفسور آلمانى به نام ريتر تصحيح و منتشر كرده بود. زمانى كه اين كتاب را شيمل تصحيح و منتشر كرد بيست سال داشته و ظاهراً براى رساله دكترايش انجام داد كه اين «سيره ابن خفيف» با تصحيح خانم شيمل داراى لغات ثقيل و غلط خوانى و ايراد بسيار بود و من آن را تصحيح و منتشر كردم.»
«منتخب التواريخ » عبدالقادر بداؤنى كه در سه جلد تأليف شده هم يكى از آثارى است كه توفيق سبحانى دست به تصحيح آن زده است: او در پاسخ به اين سؤال كه چرا شما از اين كتاب ۳ جلدى، جلد سوم را براى شروع ترجمه و منتشر كرده ايد، مى گويد: «درست است كه «منتخب التواريخ » در سه جلد تأليف شده ولى جلد سوم آن مربوط به عرفا و شاعران است و به نوعى تاريخ ادبيات است . من به دليل علاقه به عرفان و ادبيات، ابتدا جلد سوم را ترجمه كردم ، اما بسيارى از دوستان و مخاطبان درخواست ترجمه جلد اول و دوم را هم داشتند كه به ناگزير اين تاريخ را كه از آغاز تا سال ۱۰۱۴ دربرمى گيرد، ترجمه و منتشر كردم . اين كتاب در قرن يازدهم تأليف شده بود. »
جعفر توفيق سبحانى متولد سال ۱۳۱۷ تبريز است و از فرهيختگان دوران معاصر در عرصه ادب و زبان پارسى محسوب مى شود. او دكتراى ادبيات فارسى خود را از دانشگاه تهران اخذ كرده است و سابقه ساليان سال تحقيق و تدريس را دراين دانشگاه يدك مى كشد. او در زمينه زبان و ادبيات فارسى عمرى را صرف تحقيق و تفحص و تصحيح و ترجمه كرده است و در حال حاضر نيز نايب رئيس انجمن آثار و مفاخر فرهنگى است و در دانشگاههاى مختلفى به تدريس زبان وادبيات فارسى مشغول است.
توفيق سبحانى علاوه بر تدريس در دانشگاههاى مختلف داخلى ، در دانشگاههاى هند نيز تدريس داشته و به پژوهش و تحقيق نيز مشغول بوده است. وى از سال ۱۳۷۴ تا سال ۱۳۷۶ شمسى در دانشگاه دهلى به تدريس زبان و ادبيات فارسى اشتغال داشته و هم اكنون نيز براى تحقيق و پژوهش دائماً در تعامل و سفر دانشگاههاى معتبر است.
فهرست نويسى نسخ خطى و نيز آرشيو كتب فارسى كتابخانه هاى معتبر هندوستان در سالهايى كه او در آنجا اقامت داشته نيز از ديگر خدمات ارزنده توفيق سبحانى به جامعه پژوهنده فارسى زبان است.
او مجموعه كتب خطى فارسى دانشگاه دهلى ، انستيتو غالب ، آرشيو ملى هند، كتابخانه بمبئى، ميكروفيلم خانه فرهنگ دهلى نو و درگاه پيرمحمدشاه احمدآباد گجراتى را فهرست نويسى كرده و ره آوردهاى ارزنده اى از سفر چندساله خود به هندوستان فراهم كرده است. آخرين كار سترگ توفيق سبحانى نيز ترجمه كتاب «لغت شاهنامه » اثر عبدالقادر بغدادى از تركى به فارسى است. مى گويند اقبال و علامه قزوينى هر دو قبل از بزرگداشت فردوسى در سال ۱۳۱۳ توصيه بسيار كرده بودند كه اين كتاب به فارسى ترجمه شود تا مورداستفاده شاهنامه پژوهان قرار گيرد و حالا بعد از اين همه سال «لغت شاهنامه» را با ۲۷۰۰مدخل اعلام و فعل، توفيق سبحانى به فارسى برگردانده است.
آثار او چه در حوزه تصحيح و تحشيه و چه در حوزه ترجمه و تطبيق متون، از چنان روشمندى مستحكمى برخوردار است كه نام او را در عرصه پژوهش زبان فارسى ماندگار خواهد كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |