پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۸۴ -
Thu, Aug 18, 2005
فرهنگ و هنر
۳۲۲۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
پنجشنبه بازار كتاب
منتخبى از دوره هاى آموزش سنتور اثر استاد ابوالحسن صبا
انتخاب و اجرا: داريوش ثقفى ناشر: مركز موسيقى حوزه هنرى
يك هفته با هنر
موسيقى
-  فرهنگسراى اختران: كنسرت آذربايجانى (باكو) ۲۶ تا ۲۸ مردادماه، ساعت ،۲۱ نشانى: صادقيه، بلوار فردوس، تالار فرهنگسراى اختران
-  تالار وحدت: كنسرت آذربايجانى گروه دالغا به سرپرستى چنگيز مهدى پور، ۲۷ و ۲۸ مردادماه، ساعت ،۲۱‎/۳۰ نشانى: خيابان حافظ، خيابان استاد شهريار
-  كاخ نياوران: كنسرت پاپ قاسم افشار ۲۷مرداد و فرمان فتحعليان ۲۸ مردادماه، ساعت ،۲۱ انتهاى خيابان پاسداران، ضلع شمالى كاخ نياوران تالار ميراث فرهنگى
تئاتر
-  تالار چهارسو: «فنز» به كارگردانى محمد رحمانيان، ساعت ۱۹‎/۳۰
-  تالار قشقايى: «روزى روزگارى آبادان» به كارگردانى حميدرضا آذرنگ، ساعت ۲۰
-  تالار سايه: «دفتر يادداشت» به كارگردانى كتايون فيض مرندى، ساعت ۱۹
-  تالار كوچك: «بهترين مامان اين حوالى» به كارگردانى محمدرضا كوهستانى، ساعت ،۱۸‎/۳۰ «استخوان هاى دوست داشتنى» به كارگردانى شكر خداگودرزى، ساعت ۲۰
-  كارگاه نمايش: «من بايد برم خيلى ديرم شد» به كارگردانى محمد عاقبتى، ساعت ۲۰
-  تالار وحدت: «ريچارد دوم» به كارگردانى تاجبخش فنائيان، ساعت ۱۸
-  تالار هنر: «سه  بچه خوك» به كارگردانى افسانه زمانى، ساعت ۱۸‎/۳۰
روى دكه مطبوعات هنرى
224232.jpg
* دوربين عكاسى

شماره ۴۱ ماهنامه «دوربين عكاسى» ويژه ۱۵ مرداد تا ۱۵ شهريورماه منتشر شد.
در شماره جديد دوربين عكاسى مطالبى همچون در جهت عكس، نيكون  اف  ام ۳ آ، عكس يا عكاسى گرافيكى، عكاسى از گام نخست، مسابقه عكس با موضوع باران، عكاسى خلاق منظره و معمارى، تازه ها، نورسنجى دستى، دوربين كانن اس دى ،۵۰۰ تكرار و تسلسل و هزار نكته عكاسى به چاپ رسيده است.

* مقام موسيقايى

شماره بيست و چهارم مجله «مقام موسيقايى» ويژه مردادماه به چاپ رسيد.
در شماره جديد اين ماهنامه تخصصى موسيقى گفت و گويى طولانى با عليرضا مشايخى با عنوان «اين نوگراى نستوه» مى خوانيم. ديگر مطالب اين شماره عبارتند از: ارتباط هنر و معنويت اسلامى، بزرگ قوم در خانه موسيقى، هنگام تدريس موسيقى چه بايد تدريس كرد؟ موسيقى موجب افزايش هوش مى شود، در حكمت موسيقى، فرهنگ مهجور، رابطه موسيقى با دين و درمان در عهد باستان، بيا فرهاد صخره هاى گران باشيم، معرفى نوار، گزارش و...

* كتاب ماه ادبيات وفلسفه

شماره ۹۲ كتاب ماه ادبيات و فلسفه ويژه خردادماه به بوته چاپ سپرده شد.
در شماره جديد اين كتاب ماه مطالبى همچون شيون مهتاب در آب، زير و بم هاى داستان نويسى در افغانستان، ميراث ماشادو آسيس، ين لى شاعر و نگارگر معاصر چين، دمى صفا با مصفا، مسعود سعد شاعر تبعيد و تنهايى، دغدغه هاى فلسفى در مهر هفتم، فهرست كتابهاى منتشر شده ادبيات، زبان، فلسفه و روانشناسى در اسفندماه ۸۳ و... را مى خوانيم.

* و ديگر نشريات

شماره بيست و دوم ماهنامه «صحنه» ويژه مردادماه منتشر شد. شماره ۹۰ و ۹۱ نشريه «كتاب ماه تاريخ و جغرافيا» ويژه فروردين و ارديبهشت ماه به چاپ رسيد.
نشريه «گلستان قرآن» نيز منتشر شد. شماره ۲۱۱ اين نشريه ويژه نيمه دوم تيرماه ۸۴ به چاپ رسيده است.
پنجشنبه بازار كتاب
تب هرى پاتردرتهران
224229.jpg
گروه فرهنگ و هنر - ساير محمدى: در اولين روز اين هفته نخستين ترجمه از متن كامل كتاب «هرى پاتر و شاهزاده دورگه» به قلم محمد نوراللهى در دوجلد چاپ و منتشر شد و در همان دو روز اول بخش اعظمى از تيراژ پنج هزار نسخه اى آن به فروش رفت و ناشر در تدارك چاپ دوم است. جلدهاى قبلى هرى پاتر با ۱۴ترجمه در ايران منتشر شده بود از ويدا اسلاميه تا پرتو اشراق و قاضى زاده و... هر كدام جداگانه به ترجمه هرى پاتر پرداختند و امروز هم در يك رقابت فشرده مشغول ترجمه شاهزاده دورگه هستند كه در روزهاى آينده به بازار خواهد آمد. علاوه بر چهارده مترجم قبلى سه مترجم تازه هم وارد اين كارزار شده اند و از عجايب اينكه نخستين ترجمه اى كه از شاهزاده دورگه در ايران منتشر شده از اين گروه از مترجمان بود. انتشارات بهنام به عنوان نخستين ناشرى كه جلد ششم مجموعه هرى پاتر را منتشر مى كند، همراه با شاهزاده دورگه يا شاهزاده نيمه اصيل يك پوستر چهاررنگ نيز به خريداران هديه مى كند. حال به بقيه آثار منتشر شده مى پردازيم.
شعر
«گزينه اشعار نيما يوشيج»از سوى انتشارات مرواريد به چاپ ششم رسيد. گردآورى اشعار و مقدمه كتاب پيرامون شعر و زندگى نيما،به قلم يدالله جلالى پندرى است. اين كتاب در چهار بخش تدوين شده كه زندگى و شعر نيما، نيما در حديث ديگران، نقد و نظر درباره نيما و گزينه اشعار عناوين اين چهاربخش را تشكيل مى دهند. «در طلسم شعر» منتخب چهار دفتر شعر سروده نادر نادرپور است به همراه جديدترين شعرهاى او كه از سوى انتشارات سخن به بازار آمد. اين كتاب سيزدهمين مجموعه از سلسله كتابهايى است كه اين مؤسسه انتشاراتى تحت عنوان شعر معاصر ايران منتشر مى كند. «بيگ بنگ ترديد» مجموعه اى از اشعار سپيد مهرى رحمانى است كه نشر نخستين چاپ و منتشر كرده است. اين مجموعه پيش از اين برنده جايزه «شهروند واژه» شده بود. مهرى رحمانى اعلام بر شعر در زمينه نقد و بررسى اشعار سهراب سپهرى كتاب «پيامبر سبز سهراب» را منتشر كرده بود و در حوزه رمان و روانشناسى نيز چندين كتاب تأليف و ترجمه كرده بود. «سرلشگر عشق» مجموعه اى از شعرهاى دارا نجات شاعر تاجيك است كه خاطره حجازى طى سفرى به تاجيكستان آنها را انتخاب و گردآورى كرده ونشر مينا چاپ و انتشارش را به عهده گرفته است. اين كتاب در قطع خشتى منتشر شد. «معمارى حيات» مجموعه اى از شعرهاى سپيد شكوه سپه زاد است كه همراه با نقد و بررسى اشعار به قلم م. آزاد از سوى انتشارات شهرآب به بازار آمد. اين انتشاراتى با همكارى انتشارات آينده سازان كتاب ديگرى از شكوه سپه زاد را تحت عنوان «احياى رباعيات نوخيامى» منتشر كرد كه با نقد وبررسى استاد بهاءالدين خرمشاهى همراه است. اين كتاب در واقع شامل صد رباعى است كه پيش از اين به نام «تكرار شدم در آيه هاى گل سرخ» به بازار آمد. «درس حافظ» نقد و شرح غزلهاى حافظ به قلم محمد استعلامى است كه نشر سخن چاپ دوم آن را منتشر كرده است. استعلامى در اين كتاب دوجلدى همه ۴۹۵غزل حافظ را براساس تصحيح (غنى - قزوينى) بيست به بيست شرح و تفسير كرده است.
داستان، رمان
«بى خبرى» رمانى از ميلان كوندرا با ترجمه فروغ پورياورى است كه از سوى انتشارات روشنگران به بازار آمد. موضوع اين رمان حول مهاجرت دور مى زند. رمان بى خبرى پيش از اين با ترجمه ديگرى تحت عنوان «جهالت» منتشر شده بود. پورياورى اغلب آثار كوندرا را پيش از اين به فارسى برگردانده بود. «هستى ناايمن» رمانى به قلم افشين خرم است كه نشر اختران منتشر كرده است. ماجراى اين رمان پيرامون يك موضوع گفته شكل گرفته و به تدريج حول همين نكته پنهان تكوين يافته است تا خواننده را به كشف موقعيت هاى مختلف و نتيجه گيريهاى متفاوتى پيرامون همين ناگفته بكشاند.
«ژرمينال» اثر معروف اميل زولا با ترجمه سروش حبيبى و ويرايش جديد از سوى انتشارات نيلوفر به چاپ سوم رسيد. ژرمينال از سال۵۷ تا الآن تجديد چاپ نشده بود. «عروسى خاله و...» رمانى به قلم مليحه (ويدا) قهرمانى است كه انتشارات روشنگران چاپ و منتشر كرده است. اين رمان برشهايى از زندگى شصت و اندى سال پيش در باغ اسلحه سازى سلطنت آباد تهران در اواخر جنگ جهانى دوم است كه نويسنده در سنين كودكى شاهد آن بوده و اكنون به روايت آن ماجراها مى پردازد. «زمستان بلند بى ناقوس» رمانى از پرويز ابوالفتحى است كه نشر نشانه منتشر كرده است. حوادث اين رمان نيز حوالى سالهاى۱۳۱۰ جريان دارد. «نيمه تنهايى من» مجموعه داستانى به قلم سونا نجاتى است كه انتشارات ميركسرى چاپ و منتشر كرده است. نجاتى اولين تجربه هايش را در مجلات ادبى دهه هفتاد چاپ كرده است و مدتها در كلاس داستان نويسى جمال ميرصادقى حضور پيدا كرد و شناخت درستى از اصول داستان نويسى دارد. مضامين اغلب داستانهاى اين مجموعه به معضلات زندگى شهرى و روابط، درگيريها ودوستى هاى افرادى اختصاص دارد كه در پيرامون ما حضور دارند و نويسنده با نگاه تيزبين به شكار اين سوژه ها مى پردازد. «سمندر چل گيس» دفترى از سى و سه اوسانه نواحى خراسان است كه نقل شفاهى آنها را محسن ميهن دوست مكتوب كرده و به دست چاپ سپرده است. نشر ماكان ناشر اين كتاب است.
سياست، فرهنگ وهنر
«سفرنامه عمادالسلطنه به اروپا» به اهتمام و تصحيح هارون وهومن از سوى نشر پانيذ به چاپ دوم رسيد. عمادالسلطنه نخست وزير ايرانى تبار حيدرآباد هند خاطرات دومين سفر خود به اروپا را در حوالى سالهاى ۱۳۰۴ و ۱۳۰۵ هجرى قمرى به رشته تحرير درآورده كه شاهكار بى نظيرى به لحاظ ادبى و تاريخى است و اطلاعات ذيقيمتى از روابط بين الملل در سالهاى پايانى قرن نوزدهم به دست مى دهد. «بورسا، نخستين پايتخت امپراتورى عثمانى» تأليف سماوى اى جه با برگردان شهناز بيگى بروجنى از سوى نشر پانيذ چاپ و منتشر شده است.
«از نيق، نخستين پايتخت سلجوقيان آناتولى» كتاب ديگرى از سماوى اى جه با ترجمه شهناز بيگى بروجنى است كه همين مؤسسه انتشاراتى به بازار فرستاد.
«سياستهاى خبرى و چالشهاى فرهنگى» مجموعه سخنرانى هاى احمد مسجد جامعى در باره خبرگزاريهاست كه از سوى خبرگزارى جمهورى اسلامى منتشر شده است.
«هويت ايران و زبان فارسى» و «داستان ادبيات و سرگذشت اجتماع» دوكتاب از آثار زنده ياد شاهرخ مسكوب است كه توسط انتشارات فرزندان روز تجديد چاپ شده اند. «هويت ايرانى و زبان فارسى در چهارفصل به مليت ايرانى و رابطه آن با زبان و تاريخ، اهل ديوان و نثر فارسى، اهل دين و نثر فارسى، اهل عرفان و نثر فارسى مى پردازد. داستان ادبيات و سرگذشت اجتماع نيز كه در حوزه جامعه شناسى ادبيات قابل بررسى است نويسنده دگرگونى هاى جامعه ايران را در خلال جنگ جهانى دوم و پس از آن در آثار جمالزاده، عارف، نيما يوشيج، عشقى، حجازى و ديگر آثار اين دوره مورد كنكاش قرار مى دهد. «مبانى ارتباطات جمعى» تأليف دكتر سيد محمد دادگران كتابى پايه در حوزه علوم ارتباطات است كه مطالعه آن براى دانشجويان ضرورى است. چاپ هفتم اين كتاب را انتشارات مرواريد و نشر فيروزه راهى بازار كرده اند. «نگرشى به تحولات صنايع دستى در جهان» اثرى از حسين ياورى و فروهر نورماه است كه چاپ دوم آن را انتشارات سوره مهر منتشر كرده است. «فرهنگ گزيده فارسى» به قلم غلامحسين صدرى افشار، نسرين و نسترن حكمى با بيش از سى هزار مدخل وتركيب رايج زبان فارسى همراه با آوانگارى ساده و شناسنامه دستورى از سوى مؤسسه فرهنگ معاصر به چاپ دوم رسيد. كتاب كوچك فلسفه اثر گريگورى برگمن با ترجمه كيوان قباديان از سوى نشر اختران منتشر شده است. در اين كتاب حكمت بزرگترين انديشمندان جهان به زبانى خودمانى و ساده روايت مى شود.
منتخبى از دوره هاى آموزش سنتور اثر استاد ابوالحسن صبا
انتخاب و اجرا: داريوش ثقفى ناشر: مركز موسيقى حوزه هنرى
از سنطور تا سنتور
224259.jpg
سيدعليرضا ميرعلى نقى
سنتور، يا آنچنان كه استاد ابوالحسن خان صبا (۱۳۳۶ - ۱۲۸۲) گاه مى نوشت: سنطور، در سالهاى پايانى عصر قاجار،سازى تقريباً فراموش شده و رو به نابودى بود. سازهاى اصلى، تار و تنبك و كمانچه بودند و دوره قاجار، در واقع «عصر تار» بود. تعداد كمى سنتور مى نواختند و تعداد كمترى نيز سنتور مى ساختند و مى آموختند. ابوالحسن خان نوجوان، فرزند ابوالقاسم خان كمال السلطنه پزشك دربار مظفرالدين شاه نيز يكى از آن افراد انگشت شمار بود. علاقه هاى شخصى او به كنار، نمى توان به اين نكته نينديشيد كه مشكلات كوك و حمل و نقل و نگهدارى «سنطور» و محدوديت هاى فنى آن در اجراى برخى گوشه ها و دستگاهها، هيچگاه اين ساز را در حد و مرتبه كاربرد تار و كمانچه (و البته بعدها ويولون) مطرح نكرد. صباى جوان هم از اين مسائل آگاه بود و تقدير، او بنا نداشت كه از او نوازنده سنتور بسازد. هرچند كه او سرنوشت سازترين چهره موسيقى معاصر در ارتباط با «اين ساز ملى و باستانى» (اصطلاح از استاد صبا) بوده است.
اما بين دوره آموزش او نزد على اكبر خان شاهى و دوره توجه مجدد او به سنطور، تا هنگامى كه تبديل به سنتور امروزى شد، حدود پانزده تا بيست سال اختلاف زمان بود. در اين فاصله زمانى، صباى نوجوان عملاً تبديل به دايرة المعارف زنده موسيقى ايران شد. استعداد يادگيرى شگفت انگيز او، قريحه هنرى عالى او و توان اجرايى او، يك مجموعه فرهنگى - انسانى به نام «استاد صبا» را ساخت كه در آستانه سى سالگى، مرجع كامل سنت موسيقى ايرانى شناخته مى شد و به او صلاحيتى برتر از تمام هم نسلانش مى داد. در همين فاصله زمانى ،هنرمند هم نسل او، حبيب سماعى (۱۳۲۵ - ۱۲۸۰) در هنر تك نوازى و بداهه سرايى با سنتور، به مرزهايى فوق انتظار زمانه خود رسيد. ساخت سنتور و كمال فنى آن، با تلاش مهدى ناظمى و راهنمايى هاى استاد سماعى، تحولى ديگر يافت و سنتورهاى هميشه معيوب و بد صداى دوره قاجار كم كم از دور خارج شد. سنتورنوازان عصر قاجار مثل حسن خان، على اكبر شاهى و اسدالله خان اتابكى (كه به گواهى صفحات برجا مانده، نوازندگانى كمابيش در يك رده و هم طراز هستند) پير و شكسته شده و از دنيا رفته بودند. در حالى كه شاگردان حرفه اى و قابلى نداشتند و بزرگترين چهره هنر سنتورنوازى عصر ناصرى و شاگرد ممتازش (حبيب الله سماع حضور، وارث مكتب هنرى محمدحسن خان سرور الملك «رئيس») نيز در ابتداى قرن شمسى حاضر جهان را به درود گفته بودند و تنها مكتب دار، فرزند حبيب الله سماع حضور، حبيب الله سماعى بود كه به سادگى مى گفت: سنتور زدن من ريخت و پاشى است از هنر پدرم. حبيب جوان، نه تنها جانشين پدر، بلكه جانشين تمام هنرمندان بزرگ سنتورنوازى شناخته مى شد. در دو دهه ابتداى قرن شمسى حاضر، حبيب سماعى تنها نوازنده بزرگ و امانتدار هنر سنتورنوازى قدما بود. ولى شغل نظامى داشت. زيرا موسيقيدان حرفه اى نبود. در يك شهر مستقر نبود و از شهرى به شهر ديگر مأموريت مى رفت و شاگرد نيز نمى توانست درس بدهد. شوريدگى روح و فوران خلاقيت او مانع تدريس بود و تنها استادى مسلم چون صبا مى توانست از مطالب او استفاده كند و به آيندگان انتقال بدهد.
آشنايى صبا با حبيب سماعى در سالهاى ۱۳۱۶ - ۱۳۱۵ و شنيدن بداهه هاى ظريف و پيچيده او، علاقه به اين ساز، دوباره بيدار كرد. او براى سماعى كلاس سنتور ترتيب داد و با مطالعه هنر نوازندگى او كه دنباله هنر اساتيدى چون سماع حضور و سرورالملك بود، قابليت هاى ديگرى از سنتورنوازى را شناخت كه در روش نوازندگى على اكبر شاهى، حسن خان و اسدالله خان اتابكى نبود. فرهنگى فراموش شده، با اجراى يك هنرمند خلاق، از نو مطرح شد و هنرمندى استاد، آن را پروراند و تا حدى كه شرايط زندگى اش اجازه مى داد، دستاوردهايش را منظم و مدون كرد. سنتور امروز، حاصل همكارى و هنرآموزى متقابل دو مرد فرهنگساز است: حبيب سماعى و بيش از او، ابوالحسن صبا، كه دوست و دشمن او را به استادى مى شناختند و او در مورد حبيب - به هر دو معنا، هم دوست و هم اسم خاص - مى گفت: «او اعجوبه اى است، ما حالا حالاها بايد بدويم كه به او برسيم!» و جاى ديگر: «غير از حبيب، كسى را «استاد» نديده ام.» البته در اينجا بايد به مسند و معناى خاصى كه اين كلمه - استاد - در ذهن هنرمندى مثل صبا وجود داشته است، توجه كرد، نه به معناى بى مسمايى كه امروزه رواج دارد.
بعد از مرگ حبيب سماعى در ۴۵سالگى، صبا، ميراث دار هنر سنتورنوازى و محمل انتقال آن به هنرمندان جوان در نسلهاى بعد شد. اولين شاگرد برجسته مكتب سنتور صبا، فرامرز پايور، سه سال بعد از مرگ حبيب، آموختن را آغاز كرد. در همان سال، اولين جلد رديف هاى سنتور به چاپ رسيد. با اين حال، شاگردى ديگر، حسين صبا (كه جز اشتراك نام با استاد به هيچ وجه نسبت ديگرى نداشت)، درباره ميزان مهارت ابوالحسن صبا در سنتورنوازى مى نويسد: «براى اينكه نوازنده زبردستى شود، كوشش نمى كرد و به همين دليل نبايد اكول Ecole او را زياد مورد توجه قرار داد». با احترام به هنرمند فقيد، حسين صبا، شايد بتوان گفت بحث روش تدريس، از بحث مهارت در اجرا و نواختن و «ويرتوئوزيته» جداست. بسيارى از تك نوازان بزرگ در صحنه هاى پرجمعيت و تالارهاى عظيم، شاگرد كسانى بوده اند كه گاهى آن توانايى هاى صحنه اى را نداشته اند ولى مسلط به علم موسيقى و داناى روش تدريس و آموزش بوده و با سيستم هاى تربيتى پيشرفته اى كار مى كرده اند تا بتوانند ستارگان درخشان صحنه هاى اجرا را تربيت كنند. صبا، در سازهايى مثل تنبك و نى و سنتور كه تخصص هاى اصلى او نبودند، داننده رموز هنر اجرا، طراح روش هاى آموزشى و عامل انتقال فرهنگى بوده است: حسين تهرانى استاد مسلم تنبك و حسن كسايى نوازنده بى بديل نى، خود را شاگرد مستقيم و پرورده صبا مى دانند. در حالى كه صبا نوازنده حرفه اى تنبك و نى نبود. هرچند كه در كودكى و نوجوانى آنها را تا حدى آموخته بود، در سنتورنوازى و سنتورآموزى هم مى توان چنين انديشيد و با در نظر گرفتن اين نكات، ارزش صبا را بيش از پيش درك كرد.
پريشان احوالى ده سال آخر عمر صبا، فرصت تحقق آرزوهاى او را از بين برد. با اين حال، او براى معرفى «سنطور» كوشش هايى ارزنده كرد: مطالب و مضراب هاى حبيب را فراگرفت. نوشت، نواخت و ياد داد. حسين ملك را در روشى كه براى نوازندگى و سنتورسازى انتخاب كرده بود راهنمايى كرد. همچنين منوچهر جهانبگلو را تا حدى يارى داد تا در حد استعداد خود، با سنتور آشنا شود. سلسله مقالاتى درباره ساخت سنتور در مجله موزيك ايران نوشت و بعدها در كنار فرامرز پايور، معروف ترين شاگرد سنتورش، با اجراى برنامه هايى در راديو تهران، انجمن هاى فرهنگى (و يكى دو بار، در خارج از كشور)، گوش و هوش شنوندگان موسيقى ايرانى را دوباره با اين صدا آشنا كرد. داوطلبان آموختن سنتور زياد شدند و نزد او روش صحيح نوازندگى را آموختند. على صبا (برادرزاده بااستعداد او)، محمد حيدرى (نوازنده پرآوازه سالهاى ۱۳۴۰)، منوچهر صادقى (اولين معلم سنتور مجيد كيانى در هنرستان) و... داريوش ثقفى كه استاد صبا او را بسى دوست مى داشت و به مادرش مى گفت: «اين شاگردكوچولو خيلى خوب مى شود و اسم مرا در دنيا زنده مى كند.» شهود استاد، اشتباه نمى رفت و كم سال ترين شاگرد او ، در سالهاى بعد، همان شد كه صبا مى گفت.
داريوش ثقفى، موسيقيدان حرفه اى نيست ولى برخورد او با موسيقى، برخوردى حرفه اى بوده است. او سالهاى طولانى معلم سنتور در هنرستان موسيقى تبريز بود، (در دوره رياست آقاى عزيز شعبانى كه با علاقه از تدريس موسيقى ايرانى حمايت مى كرد)، نوازندگان خوبى مانند زنده ياد دكتر احمد بهجت، از شاگردان او بودند. همچون محمدرضا لطفى درباره او مى نويسد: «نوازنده اى پرقدرت و با احساس كه ريزهايش يادآور هنر رضا ورزنده از سويى و تعليمات استاد صبا از سوى ديگر است.»
داريوش ثقفى در موسيقى ايران، حضورى فروتن و ناپيدا داشته است. فعاليت مادى او در زندگى از راه طبابت بوده است، تأثيرپذيرى او از آموزشهاى صبا، فرامرز پايور (مدتى كوتاه)، نواخته هاى رضا ورزنده و حبيب سماعى، روش شخصى و اصل او را شكل داده است ودر آثار تك نوازى او قابل مطالعه است. صداى زرين سنتور او، بويژه هنگامى كه براى آموزش آن را كوك مى كند و مى نوازد، نماد مكتب سنتورنوازى صبا و نماينده موسيقى اصيل ايرانى است كه اوج خلاقيت و ظرافت آن در هنر اساتيد قديم شنيده شده است. علاوه بر اين، شخصيت والاى انسانى، اصالت مدارى هنرى و رأفت بى حد او به انسانها كه از عشق بى غش او به هستى و ارادت او به معنويت ايرانى برمى خيزد، هم در پزشكى و هم در موسيقى، در شفاى جسم و شفاى جان، خصوصياتى است كه او را از ديگران ممتاز كرده و از او هنرمندى انسان و انسانى هنرمند به تمام معنى ساخته است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |