پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۸۴ -
Thu, Aug 18, 2005
ديپلماتيك
۳۲۲۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آن سوى خبر
گزارش انستيتوى بين المللى سياست هاى ضد تروريستى
پاورقى
آن سوى خبر
فقر و نابرابرى نتيجه شهرك سازى اسرائيل در باريكه غزه
در پى اشغال بخش هاى زيادى از سرزمين هاى فلسطين، سوريه، مصر و لبنان در  سال ۱۹۶۷ توسط رژيم صهيونيستى، اين رژيم اقدام به ساخت شهرك هاى يهودى  نشين در اين سرزمين ها كرد.
اسرائيل در اين مدت روند شهرك سازى در مناطق مختلف فلسطين مانند كرانه باخترى ، قدس و بويژه باريكه غزه را به شكل مستمر ادامه داد و بر رنج ،  فقر و نابرابرى ميان ساكنان عرب اين مناطق افزود.
مطابق برخى آمارها، عمليات شهرك سازى در باريكه غزه در سال ۱۹۷۰ آغاز  شد و رژيم اشغالگر قدس تا سال ۱۹۹۲ ، ۱۶ شهرك و از آن سال تا سال ۲۰۰۴ شش  شهرك و در مجموع ۲۲ شهرك بزرگ و كوچك ساخت.
بر اساس اطلاعات منابع پژوهشى فلسطينى ، شمار ساكنان شهرك هاى صهيونيست  نشين در باريكه غزه تا سال ۱۹۹۲ حدود ۴۳۰۰ نفر بود و يك سال  بعد به ۵۹۰۰ نفر افزايش يافت.
اين رقم در سال جارى ميلادى (۲۰۰۵) كه اسرائيل وادار به برچيدن شهرك هاى  غيرقانونى در باريكه غزه شد، بين ۸ تا ۹ هزار نفر برآورد و اعلام شده  است.
طبق نقشه هاى موجود، توزيع پراكندگى جغرافيايى شهرك ها نشانگر آن است كه  بيشتر شهرك ها در جنوب غزه تمركز يافته  اند و در موازات درياى مديترانه و  مرزهاى مصر قرار دارند.
اسرائيل در مدت ۳۸ سال گذشته با مرتبط ساختن شهرك هاى صهيونيست نشين به  يكديگر كوشيد ميان شهرها، روستاها، اردوگاه ها و محله هاى مسكونى فلسطينيان  مانند رفح، خان يونس، بيت لاهيا، غزه و ديرالبلح جدايى ايجاد كند.
«خالد عايد» پژوهشگر مؤسسه مطالعات فلسطين در لبنان معتقد است كه سياست  شهرك سازى در غزه مورد توافق همه صهيونيست ها اعم از راستگرايان و نيز  اعضا و هواداران حزب كارگر بوده و آنان همواره اين سياست را دنبال كرده اند  و حتى زمانى از خودگردانى غزه به وسيله يهوديان سخن به ميان آورده اند. به باور عايد، اسرائيل به اين بهانه كه زمين هاى باريكه غزه جزو املاك  دولتى است ابتدا ۳۳ درصد كل اين باريكه و سپس همه آن را اشغال كرد و  نزديك به ۱۳ درصد آن را به شهرك سازى اختصاص داد.
مقام هاى تل آويو از شهرك هاى ساخته شده در نوار غزه و ساكنان آنها در  عرصه هاى نظاميگرى، جاسوسى ضد فلسطينيان و گروه هاى مبارز، صنعتى، باغدارى  و كشاورزى استفاده و عرصه را بر صاحبان اصلى غزه تنگ كردند.
تعداد كل صهيونيست هاى ساكن باريكه غزه كمتر از ساكنان يك اردوگاه كوچك  پناهندگان فلسطينى در لبنان است اما هر صهيونيست در اين مدت ۲۰ برابر يك  فلسطينى از مساحت باريكه غزه استفاده كرد و ۱۰ برابر يك فلسطينى از آب  اين منطقه بهره برد.
به گفته منابع فلسطينى، در مدت اشغال باريكه غزه، استفاده بيش از حد  آب و حفر چاه توسط صهيونيست ها در اين باريكه موجب كاهش آب هاى زيرزمينى و  هدر رفتن آب اين منطقه شد.
همچنين در اين مدت ميزان شورى يا نمك و املاح آب هاى كشاورزى باريكه غزه افزايش يافت به طورى كه در نوع محصولات كشاورزى فلسطينيان بويژه  مركبات اثر منفى گذاشته است.دولت خودگردان و مردم فلسطين به كاهش سطح فقر و بى عدالتى و بهبود وضع  اقتصادى خود پس از خروج رژيم اشغالگر قدس از باريكه غزه خوشبين هستند.
  آنان معتقدند آزاد شدن زمين هاى كشاورزى، انتقال كالا و جابه جايى مسافر از  باريكه غزه به خارج و داخل كرانه، اجازه يافتن كارگران فلسطينى براى كار  در داخل سرزمين اشغالى ۱۹۴۸ ، بازگشايى گذرگاه ها، فرودگاه و اسكله بندر  غزه و نيز برچيده شدن پست هاى بازرسى تأثير مثبت براقتصاد فلسطينى ها خواهد  داشت.
منبع: ايرنا
گزارش انستيتوى بين المللى سياست هاى ضد تروريستى
بمب هاى زنده
224223.jpg
سرگه بارسقيان
دهه اخير از لحاظ عملكرد تروريست ها و چگونگى عمليات تروريستى به چند مرحله قابل تقسيم است. در فواصل سالهاى ۹۹-،۱۹۹۴ بطور ميانگين دو عمليات تروريستى رخ مى داد و طى اين سال ها، حركت هاى انتحارى از نگاه محافل جهانى به عنوان يك پديده محلى تلقى مى شد، چرا كه در محدوده جغرافيايى كشورى خاص صورت مى گرفت. در سال ،۲۰۰۰ عمليات تروريستى خاصى رخ نداد كه بسيارى آن را آرامش قبل از توفان ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ مى دانند. در اين سال، شمار تروريست ها بطور قابل ملاحظه اى رشد يافت، محدوده جغرافيايى عمليات آنان گسترش يافت و نيز تعداد قربانيان ركورد عمليات انتحارى پيشين را شكست.
انستيتوى بين المللى سياست هاى ضدتروريستى به بررسى آمار عاملين حركت هاى انتحارى در فاصله سال هاى ۲۰۰۴- ۱۹۹۴ پرداخته و براى نخستين بار با انتشار گزارشى زواياى مغفولى از حملات دهشت افكن را نمايان كرده است. كشورهاى عراق با ،۳۹ سرى لانكا ،۲۳ تركيه ،۱۶ روسيه ۱۴ و هندوستان ۵ مورد عمليات تروريستى در رديف مناطق پر خطر قرار دارند. چگونگى اجراى عمليات «بمب هاى متحرك» توسط تشكيلات تروريستى در كشورهاى مختلف متفاوت است. در عراق، بخش اعظم عمليات تروريستى عليه مراكز نظامى بود و در سرى لانكا، از روش هاى انتحارى براى ترور هاى سياسى بهره بردارى مى شود، آنگونه كه مقامات بلندپايه كشورى و لشگرى و فعالين سياسى در معرض حملات تروريستى قرار مى گيرند. تروريست ها در چچن از لحاظ حرفه اى و توان نظامى در سطح بالايى قرار دارند و علاوه بر گزينش اهداف متعدد از امكانات وسيعى نيز برخوردارند. در اكثر موارد، در كاميون ها و وسايل حمل و نقل بار، بمب ها جاسازى مى شوند و توسط تروريست ها به نقاط مختلف روسيه هدايت مى شوند تا در عمليات انتحارى به كار آيند.
احتمال تبديل شدن به قربانيان عمليات تروريستى براى رهگذران و مراجعان به اماكن عمومى بالاست، چرا كه ۳۴ درصد عمليات تروريستى در مراكز خريد و فروش، بازارها، فروشگاههاى بزرگ و ايستگاه هاى حمل و نقل انجام شده است. علت انتخاب اين اماكن تسهيل حضور در آن براى تروريست ها، روابط آزاد و عدم كنترل امنيتى در اين اماكن، افزايش شمار قربانيان و در نتيجه گسترش هراس عمومى در سطح جامعه است. ۱۹ درصد عمليات تروريتسى اهداف نظامى يا مقامات نظامى را هدف گرفته است. پس از اشغال عراق، شمار اين نوع عمليات تروريستى رشد صعودى  يافت. ۱۸ درصد حملات انتحارى عليه مراكز دولتى و فعالان سياسى و نظامى بوده و ۱۷ درصد نيز در ناوگان حمل و نقل عمومى رخ داده است. اين تروريست ها به سمت جمعيت عظيمى هدايت مى شوند تا هم قربانيان بيشترى را به كام مرگ بكشانند و هم با انتخاب محيط هاى بسته، كوچك و شلوغ اثرگذارى انفجارها بيشتر شود.
۶ درصد از عمليات انتحارى در كافى شاپ ها، رستوران ها و فروشگاه هاى نه چندان بزرگ صورت گرفته است.
روش هاى عمليات تروريستى
حدود نيمى از حملات تروريستى (۴۷ درصد) در صبحگاه و از ساعت ۶ تا نيم روز رخ داده است. در ۲۶ درصد موارد، انتحاريون در طول ساعت ۱۲ تا ۱۸ به زندگى خود پايان داده اند و در ۲۴ درصد موارد اين گونه حملات از ساعت ۱۸ تا نيمه شب رخ داده است. ۳ درصد از نمونه هاى عمليات انتحارى شب هنگام رخ داده است. اين واقعيت را نبايد از نظر دور داشت كه انتخاب زمان حمله به اهداف شخص تروريست وابسته است، همانگونه كه طى روز ناوگان حمل و نقل در معرض خطر است و مراكز اجتماعى و اماكن تجارى هنگام عصر هدف قرار مى گيرد. با مطالعات انجام گرفته مشخص شده است كه ۶۱درصد تروريست ها در عمليات خود از مواد منفجره اى كه در بدن و دستانشان مخفى كرده بودند، استفاده كرده اند. در ۴۰ درصد از وقايع انتحارى، تروريست ها از آنچه «كمربندهاى انتحارى» خوانده مى شود، استفاده كرده اند كه حمل و نقل آن آسان است و كمتر جلب توجه مى كند. (گزارش مذكور توضيح بيشترى در خصوص «كمربند انتحارى» نداده است). در يكى از روش ها(۱۰ درصد)، مواد منفجره در كيف هاى شخصى مخفى مى شود، چرا كه در اكثر موارد ظن نيروهاى امنيتى را بر نمى انگيزد. در ۲ درصد موارد، تروريستها مواد منفجره را در جيب خود يا در دستشان نگهدارى مى كنند. گفتنى است به علت وفور مدل هاى اجراى عمليات از سوى تروريست ها حتى در نيمى از موارد هم نمى توان آمار فوق را قطعى دانست و حكم ثابتى را صادر كرد.
۳۹ درصد عمليات انتحارى به كمك وسايل حمل و نقل (اتومبيل، كاميون و در اكثر موارد با موتو سيكلت ها) انجام شده است، جالب آنكه پس از اعمال نظارت شديدتر بر اتومبيل ها از سوى نيروهاى انتظامى سرى لانكا، اين نوع حملات تروريستى به طرز محسوسى كاهش يافت. اتومبيل  ها و ديگر وسايل حمل و نقل به دليل آنكه مواد انفجارى بيشترى را به مكانهاى مورد نظر مى رسانند، اثرات تخريبى بيشترى دارند.
افزايش شمار زنان تروريست
آمار موجود حاكى از آن است كه از لحاظ تفكيك جنسيتى عاملين عمليات تروريستى ۲۸۲ مورد مرد و ۳۵ مورد زن مشاهده شده است. در سالهاى اخير، شمار زن ها به طرز محسوسى افزايش يافته است و براساس برآوردها، هر چه سن زن پايين تر باشد، از امكانات و استعدادهاى بيشترى براى ايفاى نقش تروريستى برخوردار خواهد بود. اكثر تروريست ها نيز يا محروم از خانواده اند و يا مجردند، آمار دهه ۹۰ (برآورد كميته ملى ضد ترور ايالات متحده كه در سال ۲۰۰۰ منتشر شده، نشان مى دهد حدود ۴۰ درصد انتحاريون در اواسط اين دهه، زن بوده اند، علت آن اين است كه زنان را براى ايفاى نقش تروريستى بهتر مى توان آماده كرد، كنترل آنان راحت تر است و به ايدئولوژى و مسلك ها بيشتر پاى بندند، علاوه بر آن، زنان توجه نيروهاى امنيتى و انتظامى را كمتر جلب مى كنند. گروه تروريستى ببرهاى تاميل در سرى لانكا در۷۰ درصد موارد از زنان بهره گرفته است. حزب كارگران كرد، زنان حامله نما را براى عمليات تروريستى فرستاده  است.
در عين حال در سال ۲۰۰۲ تروريست هاى زن در چچن افزايش يافتند.
«ولتر لاكر» در كتاب «چپ ها، راست ها و ميانه روها با چهره متغير ترور» به تروريست ها لقب «بمب هاى زنده» مى دهد. به نوشته وى، افراد در بيشتر موارد به دليل اعتقادات شخصى شان و بدون حمايت جانبى به اين راه سوق مى يابند. به گفته او، در سالهاى ۹۰ - ،۱۹۸۰ بيشتر عمليات تروريستى توسط افراد ۱۸ تا ۲۷ ساله رخ داد. اين افراد از درون خانواده هاى فقير سر بر مى آورند و تحصيلات خوبى هم ندارند و در كودكى، مشكلات روحى گوناگونى دست و پنجه نرم كرده اند. يا خيلى خجالتى بوده اند و يا پرخاشگر. در سالهاى اخير، در ۹۵ درصد موارد، تروريست ها تحت امواج مذهبى و انقلابى قرار گرفته و عضو تشكيلات افراطى بوده اند.
پاورقى
توسعه، امنيت و حقوق بشر براى همه
بخش سوم
مطلبى كه در ذيل از نظر خوانندگان گرامى مى گذرد، ادامه گزارش «كوفى عنان» دبيركل سازمان ملل متحد با عنوان «با آزادى بيشتر به سوى توسعه، امنيت و حقوق بشر براى همه» است كه حاوى پيشنهاد هايى درباره تجديد ساختار آن سازمان از جمله گسترش اعضاى شوراى امنيت است.
موضوع تجديد ساختار سازمان ملل متحد در دستور كار اجلاس سران كشورهاى عضو ملل متحد قرار دارد كه در سپتامبر سال ۲۰۰۵ در نيويورك برگزار خواهد شد.
رهايى از فقر و تنگدستى
۲۵- بيست و پنج سال گذشته شاهد بيشترين كاهش در فقر شديدى كه جهان تاكنون تجربه كرده، بوده است. صدها ميليون مرد، زن و كودك در سراسر جهان، از جمله در چين و هند، عملاً توانسته اند از فشارهاى فقر شديد خلاص شوند و به تدريج به موادغذايى، مراقبت هاى بهداشتى، آموزش و پرورش و مسكن بهتر دست يابند.
۲۶- در همين حال، چند كشور فقيرتر شده، بحران هاى ويرانگر اقتصادى ميليون ها خانواده را دچار فقر كرده و وجود نابرابرى روزافزون در قسمت هاى بزرگى از جهان به معناى آن است كه از مزاياى رشد اقتصادى به گونه اى برابر استفاده نشده است. امروز بيش از يك ميلياردنفر، يعنى يك نفر از هر ۶ بشر، هنوز با كمتر از يك دلار در روز زندگى مى كنند و فاقد امكانات زنده ماندن در مقابل گرسنگى، خطرهاى محيطى و بيمارى مزمن هستند. به بيان ديگر، اين فقرى است كه مى كشد.نيش يك پشه مالاريا يك كودك را مى كشد، در حالى كه با پشه بند يا با صرف يك دلار هزينه درمان، مى توان زندگى او را نجات داد. خشكسالى يا آفتى كه محصول و خرمنى را نابود مى كند، زندگى را به مرگ تبديل مى سازد، دنيايى كه در آن، هر سال ۱۱ ميليون كودك پيش از پنجمين سالگرد تولد خود مى ميرند و سه ميليون نفر بر اثر بيمارى ايدز جان مى دهند، دنيايى با آزادى بيشتر نيست.
۲۷- اين نوع فقر را قرن ها به عنوان جنبه اى غم انگيز، اما اجتناب ناپذير از زندگى بشر به شمار آورده اند. امروز اين تصور از نظر معنوى و اخلاقى غيرقابل دفاع است. مقياس و ميزان پيشرفت كشورها در همه مناطق جهان نشان داده است كه فقر و مرگ و مير مادران و كودكان را در مدتى بسيار كوتاه مى توان به شدت كاهش داد و آموزش وپرورش، برابرى جنسيتى و ساير جنبه هاى توسعه را مى  توان به شدت پيشرفت داد. تركيب بى سابقه منابع و فناورى، كه امروز درا ختيار ما است، به اين معنا است كه ما واقعاً نخستين نسل داراى ابزار، دانش و منابع لازم براى انجام تعهداتى هستيم كه تمامى دولتها در اعلاميه هزاره  انجام آنها را پذيرفتند «تا حق برخوردارى از توسعه را به واقعيتى براى همگان و رها كردن تمامى نوع بشر از فقر و تنگدستى تبديل كنند.»
الف - ديدگاهى مشترك درباره توسعه
۲۸- چالش چندوجهى توسعه، مجموعه اى گسترده از مسائل مرتبط با هم، از برابرى جنسيتى و مسائل بهداشت و آموزش وپرورش گرفته تا محيط زيست را دربرمى گيرد. كنفرانس ها و اجلاس هاى سران تاريخى سازمان ملل متحد كه در دهه ۱۹۹۰ تشكيل شدند، براى نخستين بار با ترسيم ديدگاه گسترده اى از اولويت هاى مشترك درباره توسعه به ايجاد چارچوب تجويزى جامعى بر محور اين پيوندها كمك كردند. اين كنفرانس ها و اجلاس ها، زمينه را براى اجلاس هزاره فراهم كردند تا مجموعه اى مقيد به زمانى خاص از هدفها در تمام اين زمينه ها - از به نصف رساندن ميزان فقر شديد تا رفتن همه كودكان به مدرسه ابتدايى تا سال ۲۰۱۵ - تعيين كند. بعدها اين اهداف به صورت هدف هاى توسعه هزاره عرضه شدند.
۲۹- هدف هاى توسعه هزاره باعث انجام تلاشهاى بى سابقه براى تأمين نيازهاى فقيرترين ملت هاى جهان و به معيارهاى پذيرفته شده جهانى براى پيشرفت بيشتر مورد نظر كمك كنندگان، كشورهاى در حال توسعه، جامعه مدنى و نهادهاى عمده مربوط به توسعه تبديل شده است. اين هدف ها به اين ترتيب، مجموعه اى از اولويت هاى ضرورى و مشترك و مورد تأييد جهانى را منعكس مى كنند كه لازم است در اجلاس سپتامبر ۲۰۰۵ به آنها رسيدگى كنيم. به لطف كار انجام شده به وسيله طرح هزاره، كه گزارش آن با عنوان سرمايه گذارى در توسعه: برنامه اى عملى براى تحقق هدف هاى توسعه هزاره ژانويه ۲۰۰۵ به اينجانب تحويل شد، اينك برنامه اقدامى براى تحقق آنها وجود دارد. همچنين نشانه هاى دلگرم كننده اى موجود است كه عنصر اساسى لازم يعنى اراده سياسى در حال پديدار شدن است. آزمايش واقعى اين خواهد بود كه آيا از اقدامات گسترده به وسيله كشورهاى توسعه يافته و در حال توسعه براى رسيدگى به اين دستور كار با افزايش كمك توسعه جهانى به بيش از دو برابر در چند سال آينده حمايت به عمل خواهد آمد يا نه، زيرا اين كارى است كه انجام آن براى كمك به تحقق هدف هاى توسعه، ضرورى خواهد بود.
۳۰- در ضمن لازم است به هدف هاى توسعه هزاره به عنوان بخشى از يك دستور كار توسعه حتى بزرگتر نگاه كنيم. درحالى كه اين هدفها موضوع پيگيرى هاى فراوان در داخل و خارج سازمان ملل متحد بوده اند، مسلم است كه آنها به خودى خود، نمايشگر يك دستور كار كامل توسعه نيستند، به صورت مستقيم، بعضى از مسائل گسترده تر مورد بررسى كنفرانس هاى دهه ۱۹۹۰ را دربرنمى گيرند همچنان كه به نيازهاى ويژه كشورهاى در حال توسعه داراى درآمد متوسط يا به مسائل نابرابرى فزاينده و ابعاد گسترده تر توسعه بشرى و حكومت مطلوب، كه همگى اجراى نتايج كنفرانس را ايجاب مى كنند، نمى پردازند.
۳۱- با وجود اين، درباره ضرورت دستيابى به هدف هاى توسعه هزاره نمى توان مبالغه كرد. با وجود پيشرفت در حوزه هاى بسيار، در مجموع، جهان درباره آنچه لازم است، به ويژه در كشورهاى فقيرتر انجام شود (به كادر ۲ نگاه كنيد) كوتاهى مى كند. همچنان كه گزارش طرح هزاره آشكار مى كند دستور كار هنوز در سطح جهان و در بيشتر يا حتى همه كشورها قابل دسترسى است البته به شرطى كه از شيوه هميشگى دست برداريم و با شروع كار در ۱۲ ماه بعد سرعت و مقياس عمل را به شدت افزايش دهيم. براى نيل به موفقيت، انجام اقدامات مداوم و پايدار در سراسر دهه بين اكنون و زمان ضرب الاجل ضرورى است. علت اين است كه يك شبه نمى توان به هدف هاى توسعه دست يافت و كشورهاى بسيارى دچار محدوديت هاى شديدى از نظر ظرفيت و توانايى هستند. آموزش معلمان، پرستاران و مهندسان، ساختن جاده ها، مدارس و بيمارستان ها و ايجاد كسب و كارهاى كوچك و بزرگى كه قادر به ايجاد شغل و درآمد موردنياز باشند، به زمان نياز دارد.
۳۲- لازم است در سال ۲۰۰۵ ايجاد مشاركتى جهانى بين كشورهاى فقير و ثروتمند - كه خود هشتمين هدف هزاره است و سه سال پيش دركنفرانس بين المللى تأمين سرمايه براى توسعه در مونترى، مكزيكو و اجلاس جهانى توسعه پايدار در ژوهانسبورگ، آفريقاى جنوبى دوباره تأييد و گسترش يافت - به واقعيت بپيوندد.
يادآورى شرايط انعقاد اين توافق تاريخى شايان ذكر است. هر كشور درحال توسعه براى توسعه خود - تقويت حكومت، مبارزه بافساد و اجراى سياست ها و سرمايه گذارى ها براى تشويق رشد به رهبرى بخش خصوصى و به حداكثر رساندن منابع محلى موجود براى تأمين هزينه برنامه هاى ملى توسعه - مسؤوليت اصلى دارد.
كشورهاى توسعه يافته، به نوبه خود، تعهد مى كنند كه به كشورهاى درحال توسعه اى كه اجراى برنامه هاى شفاف، معتبر و با صرفه جويى در زمينه توسعه را درپيش بگيرند، حمايت كامل موردنياز آنها را، به شكل افزايش كمك توسعه، نظام تجارى داراى گرايش بيشتر به سمت توسعه و حذف بيشتر بدهى هاى آنان ارائه دهند. همه اينها وعده داده شده، اما تحقق نيافته است. درنتيجه اين ناكامى در فهرست تعداد مردگان اندازه گيرى مى شود و به اين فهرست، هرسال ميليون ها نام جديد افزوده مى شود.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |