|
بحثى درباره زمينه هاى شكل گيرى و ويژگى هاى شعر هفتاد
فرار به سوى سرزمين هاى ناشناخته زبان
محمدحسين عابدى قسمت چهل و يكم در توضيح واژه «حجم» به نظر مى رسد كه تركيب «تشبيه» با تكنيك هاى ديگر زبانى، در شكل گيرى آن تأثيرگذار است. همانطور كه مى بينيم در حركت در سطح، علاوه بر تشبيه از تشخيص نيز استفاده شده است و در جهش از حجم، همان تشبيه ساده، در سير و حركت تكاملى خود به عبارت «چشم تو در انتهاى شب ايستاده است» مى رسد؛ عبارتى كه در درون خود حامل آن تشبيه اوليه است اما در لايه هاى ديگر خود از تشخيص و آشنايى زدايى نيز بهره برده است و اگر بخواهيم آن را ساده كنيم مى توانيم چنين فرمولى را در نظر بگيريم: حركت در طول = تشبيه حركت در سطح = تشبيه + تشخيص جهش از حجم = تشبيه + تشخيص + آشنايى زدايى همين جا لازم است اين نكته را توضيح دهم كه شگردهاى «تشخيص» و «آشنايى زدايى» براساس مثال هايى است كه خود «رؤيايى» ذكر كرده است و به اين معنى نيست كه حتماً بايد از اينها استفاده شود. مى توان مثال هاى ديگرى آورد كه شاعر، در كنار تشبيه، از شگردهاى ديگرى نيز استفاده كرده است. در توضيح بيانيه شعر حجم و چيستى و چگونگى اين شعر، علاوه بر خود شاعران حجم، صاحبنظران ديگرى نيز نظر داده اند. از آن جمله در كتاب «تئورى شعر» دليل انتخاب واژه حجم به دانش يكى از شركت كنندگان در جلسه نگارش بيانيه شعر حجم، از علم هندسه و به ويژه هندسه فضايى نسبت داده شده است و به پيشنهاد وى، «ابعاد تصوير» به جاى «ادات تشبيه» به كار رفته است. بنابراين، به جاى هر يك از ادات تشبيه، يك بعد مى نشيند و هرگاه يكى از ادات تشبيه ساقط شود، مى توان گفت كه شاعر از روى يك بعد پريده و حركت خطى يا طولى انجام شده است. اگر شاعر، دوتا از ادات تشبيه را حذف كند درواقع از روى دو بعد پريده است و نتيجه آن حركت در سطح يا تصوير دوبعدى و مسطح است. هرگاه شاعر از روى سه بعد بپرد حاصل آن تصوير حجمى خواهد بود. من سعى كردم با ذكر قسمتى از بيانيه شعر حجم، نظر خودم را درباره واژه «حجم» براساس توضيح «رؤيايى» درباره اين واژه بيان كنم و در عين حال نظر يكى از منتقدان برجسته شعر حجم نيز ذكر شد تا در اين فرصت كوتاه زواياى متفاوتى از اين شعر بررسى شود و به اين نكته برسيم كه درتمامى موارد فوق، تفاوت هايى را ميان شعر حجم و شعر هفتاد مى توان ذكر كرد. ادامه دارد
|