شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۴ -
Sat, Aug 20, 2005
فرهنگ و پايدارى
۳۲۲۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
فتح الفتوحى ديگر
224595.jpg
صادق اسدى كلخوران
... و چه شيرين است از لحظه ها و ايام شيرين فتح و پيروزى، سخن گفتن و نوشتن و شايد تكرار مكررات باشد، اما...
دوران دفاع مقدس كشورمان پر از نكته ها و لحظه هاى شيرين و به ياد ماندنى از حماسه ها و ابتكارات پاسداران و قهرمانان اين مرز و بوم است و ما در اين مجال اشاره اى كوچك به يكى از عمليات هاى غرورآفرين و حياتى اين سربازان جان بر كف داريم. عملياتى كه در آن يكى از شهرهاى مهم و حياتى ما كه به مدت ۳ سال و نيم در دست اشغالگران بود به دست نيروهاى توانمند رزمندگان اسلام آزاد شد و به آغوش وطن بازگشت.
درست است كه بعد از پيروزى رزمندگان اسلام در جنگ تحميلى عراق از شجاعت و ايثارگرى هاى آنان در عمليات هاى مختلف سخن گفته شده است، ولى هر اندازه از فتح الفتوح دليرمردان و جان بركفان ميهن عزيزمان بگوييم و بنويسيم و بشنويم، باز هم جالب و جذاب و شنيدنى است.
با تهاجم سراسرى ارتش عراق به ميهن عزيز اسلامى، يكى از شهرهايى كه از همان آغازين جنگ به اشغال نيروهاى بعثى درآمد، شهر مرزى مهران بود. نيروهاى عراقى در دوم مهر ماه ۱۳۵۹ وارد شهر مهران شده و آن را اشغال كردند، اما زمانى كه عراق در پايان سلسله عمليات هاى بزرگ آزادسازى مناطق اشغالى به دست نيروهاى اسلام، شهر خرمشهر را از دست داد و آن شكست تلخ سوم خرداد را چشيد، در يك عقب نشينى سراسرى شهر مهران را خالى كرد و بر روى ارتفاعات شمال و جنوب اين شهر مستقر گرديد. دشمن بعثى شهر مهران و كوه هاى اطراف آن را همچنان مركز كنترل و تسلط خود بر منطقه مخصوصاً در محور ميانى حملات خود مى دانست و در اين شهر به طراحى و پى ريزى حملات خود به ديگر مناطق مى پرداخت.
تا اينكه در يك عمليات موفقيت آميز و حماسه ساز (عمليات والفجر ۳) كه با فرماندهى مشترك سپاه پاسداران و ارتش جمهورى اسلامى طراحى و اجرا شد، شكست تلخ ديگرى را نيز در اين جبهه (ميانى) با ذلت و خوارى و با آن همه تبليغات گسترده و وسيع رسانه هاى منطقه اى و جهانى از رزمندگان اسلام متحمل مى شود.
شرح عمليات والفجر ۳
با گذشت يك روز از عقب نشينى دشمن غاصب از شهر مهران و استقرار آنها در ارتفاعات شمالى و جنوبى شهر، طرح حمله مشترك نيروهاى سپاه و ارتش جمهورى اسلامى براى انهدام نيروهاى دشمن و عقب راندن آنان از منطقه آغاز شد.
عمليات والفجر ۳ در ساعت ۱۱ شب و با رمز مقدس «يا الله، يا الله، يا الله» در تاريخ ۷ تير ماه سال ۶۲ شروع شد. نيروهاى سپاه پاسداران از سه محور، نيروهاى عراقى را مورد حمله قرار دادند و با عبور از ميدان هاى مين و بمب هاى آتش زا در محور شمالى، ارتفاعات نمه كلان بو را به تصرف خود درآوردند.
در محور ميانى (دشت مهران) كه مقابل شهر زرباطيه عراق قرار داشت، نيروهاى ارتش اسلام با پشت سر گذاشتن موانع ايذايى و گرفتن تعدادى اسير، پاسگاه هاى منطقه را آزاد كردند و در محور جنوبى (ارتفاعات قلاويزان) نيز در حالى كه دشمن در آنجا حضور داشت نبردى سخت بين نيروهاى اسلام و دشمن بعثى صورت گرفت و رزمندگان اسلام پس از تصرف اين ارتفاعات با آتش سنگين دشمن مواجه شدند.
در محور شمالى بويژه ارتفاعات كله قندى، نبرد شديدى بين طرفين درگرفت و پس از محاصره اين ارتفاعات به دست نيروهاى اسلام، دشمن با تمام توان تلاش كرد تا از سقوط آن جلوگيرى كند و با پاتك هاى سنگين و هجوم هاى پياپى خود سعى كرد رزمندگان اسلام را وادار به عقب نشينى كند كه تمامى اين حملات با عكس العمل شايسته رزمندگان اسلام دفاع شد.
ضربات سنگينى كه در اين عمليات به دشمن وارد شد، آنان را مجبور به عقب نشينى از مناطق شهر مرزى مهران كرد و دشمن بعثى با استفاده از جنگ تبليغاتى و روانى از طريق رسانه هاى منطقه اى و غربى سعى كرد، اولاً شكست خود را سرپوش بگذارد و در ثانى روحيه بالايى كه رزمندگان اسلام در اين عمليات به دست آورده بودند را تضعيف كند.
با فشار رزمندگان اسلام در اين عمليات، ارتفاعات منطقه از جمله ،۳۴۰ ،۳۹۰ ۳۲۵ و... آزاد شد و نيروهاى بعثى با اتكا به حملات هوايى و با به كارگيرى ادوات زرهى سعى در بازپس گيرى اراضى و مناطق از دست داده را كرد كه هر بار با ضربات سخت و سنگين نيروهاى اسلام به عقب رانده شد.
اهداف عمليات
در نگاه كلى مى توان گفت اهداف عمليات والفجر ۳ به دليل دفع متخاصم از شهر مرزى و مهم مهران به اين صورت بود:
ارتفاعات زالوآب كه در دست دشمن بود آزاد و تأمين گرديد، ارتفاعات ۳۴۳ نمه كلان بوى كوچك و بزرگ آزاد شد، شكست حصر مهران و انهدام نيروهاى دشمن بعثى در خط مقدم به منظور برقرارى ارتباط بين مهران و شهرهاى همجوار و همچنين خط پدافندى جديدى در منطقه به وجود آمد و دشمن از داخل و اطراف شهر مهران به عقب بازگردانيده شد.
از نتايج اين عمليات نيز مى توان به كشته و زخمى شدن بيش از ۸ هزار نفر از نيروهاى دشمن و تعداد ۵۰۰ اسير اشاره كرد كه با تعداد زيادى ادوات و غنايم جنگى همراه بود.
همچنين در اين عمليات مناطق مهمى از جمله سر رودخانه كنجان چم و دامنه ارتفاعات كله قندى و قلاويزان و پاسگاه هاى مرزى ايرانى و عراقى به تصرف رزمندگان اسلام درآمد و قسمت هاى مهمى از مناطق جاده مهران - دهلران و چندين روستا و آبادى از كنترل دشمن آزاد گرديد.
منبع: برگرفته از كتاب كارنامه توصيفى عمليات هاى هشت سال دفاع مقدس
كتاب هاى پايدارى
224550.jpg
درداره بسته مى شه
كتاب حاضر كه حسين نعيمى كار گردآورى آن را برعهده داشته است بيان گوشه اى از خاطرات به جا مانده از شهيد حاج محمود اخلاقى است. حاج محمود اخلاقى سال ۱۳۳۵ در شهر سمنان متولد شد و در سال شصت در روستاى چاشم به شغل معلمى مشغول شد. او كه در سال ۵۲ فعاليت هاى سياسى خود را شروع كرده بود، زمانى كه ضد انقلاب در كردستان لانه كرد، به جبهه كردستان رفت و با دشمنان مبارزه كرد. پس از شروع جنگ تحميلى نيز در جبهه هاى نبرد حق عليه باطل ظاهر شد و تا پايان جنگ در جبهه ها حضور مداوم داشت و بالاخره در هفتم مردادماه سال شصت و هفت درست زمانى كه شكست كامل منافقين در عمليات مرصاد اعلام شده بود، خدا حاج محمود را فراخواند.
كتاب «در داره بسته مى شه» در انتشارات نشر شاهد به چاپ رسيده و با بهاى هزارتومان در اختيار علاقه مندان است.
آشناى ره عشق
«آشناى ره عشق» نوشته حبيب الله دهقانى حاوى خاطراتى از سردار شهيد عبدالله شهروى است. شهيد شهروى سال ۱۳۴۱ در خانواده اى زحمتكش در يكى از روستاهاى گرمسار به دنيا آمد. تحصيلات خود را در گرمسار شروع كرد و موفق به اخذ مدرك ديپلم در رشته ساختمان شد. با شروع انقلاب اسلامى وى درمبارزات مردم مسلمان شريك شد و با شروع جنگ نيز به سوى جبهه هاى نبرد شتافت. وى سرانجام سال ۱۳۶۵ در عمليات كربلاى پنج در منطقه شلمچه به درجه رفيع شهادت نايل آمد. يكى از خاطرات اين كتاب را كه برادر شهيد نقل كرده بخوانيد: «عبدالله چند ماه قبل از شهادت برايم نقل كرد: يه شب پسر خاله ام رو توى خواب ديدم كه نامه اى برايم فرستاده و توى اون نوشته عبدالله تو ديگر بايد كوچ كنى! همين كه نامه رو خوندم يكى از بچه ها منو صدا زد كه بلند شو وقت نماز شبه!»
كتاب آشناى ره عشق با بهاى ۵۰۰ تومان در نشر شاهد به چاپ رسيده است.
خاكستر و چلچله
خاكستر و چلچله نوشته سيدمحمدرضا رضوى داستانى از جبهه را روايت مى كند. سيدمحمدرضا رضوى در داستان خود از دو دوست سخن مى گويد: «كريم و حسين» و مردى كه از ابتداى داستان با آنها همراه مى شود: «على». على شاهد شهادت دو دوست است و در پايان ...
كتاب خاكستر و چلچله در نشر شاهد به چاپ رسيده و با بهاى ۶۰۰ تومان در اختيار علاقه مندان است. بخشى از اين كتاب را بخوانيد: «... تانك ديگرى مى چرخد و پرگاز مى  آيد به سمت على  آقا و درست روبرويش مى ايستد. لوله اش را پايين آورده به گاو خشمناكى مى ماند كه شاخ و شانه كشيده است. صداى دو رگه اى به على آقا هى مى زند: «مواظف باشيد على آقا ... يك نفر تيربارچى تانك را به رگبار مى بندد. تيربارچى از روى برجك قل مى خورد و ...
لحظه هاى آسمانى
لحظه هاى آسمانى نوشته غلامرضا رجايى، در بين آثار متنوعى كه درباره دفاع مقدس به صورت خاطره منتشر شده اند اين ويژگى را دارد كه گفته ها و ناگفته هايى از همرزمان و خويشاوندان نزديك و خانواده هاى معظم شهدا به صورت يك مجموعه موضوعى با محوريت كرامات و امور خارق العاده شهدا را در دسترس خوانندگان قرار دهد. اغلب خاطرات اين مجموعه طى مصاحبه هاى نويسنده با ناظران ماجراها تهيه شده است. اين كتاب در نشر شاهد با بهاى ۶۰۰ تومان به چاپ رسيده است. يكى از كرامات شهدا را كه در اين كتاب به چاپ رسيده و درباره شهيد حاج على اكبر صادقى است بخوانيد: مادر شهيد نقل مى كند: هنگامى كه در بهشت زهرا (س) مى خواستند ايشان را به خاك بسپارند و داخل قبر بگذارند ... به امام حسين (ع) متوسل شدم و گفتم: يا اباعبدالله از تو مى خواهم عنايتى كنى تا فرزندم چشمانش را باز كند تا من مانند دوران حياتش يك بار ديگر براى آخرين بار به چشمانش نگاه كنم ... در همان لحظه مشاهده كردم، چشمان فرزندم به مدت چند ثانيه باز شد و به من نگاه كرد و بعد هم چشمان خود را بست ...
جارى چون آب
اين كتاب كه به كوشش توحيد اصغرزاده فراهم آمده است، حاوى خطابى ترين جملات مردان الهى است. چه گوشه گوشه وصيتنامه شهدا خود راهى براى انسان سرگشته امروز است تا راه خويش را بازيابد. كتاب جارى چون آب در نشر شاهد به چاپ رسيده و با بهاى ۷۰۰تومان در ويترين كتابفروشى ها قرار دارد. بخشى از وصيتنامه شهيد محمدحسن بسايى، ارتشى دلاور از شهر خوى را كه رزمنده اى معتقد و هنرمند بود، بخوانيد: فرزندم، هميشه مطالعه كن، آنقدر بخوان كه حقيقت را درك كرده و دچار هيچ ديكتاتورى نشوى، اگر احياناً زبانم لال به اسلام گرايش پيدا نكردى، سعى كن آزاده مرد باشى و از حقيقت گريزان نباش هر چند به صلاحت نباشد!! از يتيمان دلجويى كن، سعى كن به دين اسلام، به اجتماعات، بهترين و بيشترين ثمره را تو داشته باشى.
تجلى فرهنگ شهادت در حماسه عاشورا
منصور هرنجى در كتاب خود سعى در احياى فرهنگ شهادت در جامعه اسلامى و واداشتن ديگران به تفكر و تأمل درباره فلسفه قيام خونين كربلا، آثار و درس ها و عبرت هاى آن كرده تا پيوندى عميق بين روح امت اسلامى با روح امام حسين (ع) و شهداى گرانقدر ايجاد كند. مباحثى كه در اين كتاب مورد بررسى قرار گرفته؛ بررسى واژه ها، عاشورا و شناخت ها، عاشورا و نتايج، درسها و عبرت هاى عاشورا، عاشورا و تكليف هستند.
ناشر كتاب حاضر نشر شاهد است و با بهاى ۷۰۰ تومان در كتابفروشى ها موجود است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |