|
نگاهى به مقوله آرايش غليظ در ميان زنان
زيبايى هاى پنهان پشت ماسك
|
|
|
*محبوبه حسين زاده در جامعه بدوى، هم زنان و هم مردان آرايش مى كردند. اما در اين جامعه كه طبقات اجتماعى و... رقابت هاى اقتصادى و اجتماعى وجود نداشت، آرايش و تزيين بدن براى زيبايى صورت نمى گرفته در آن زمان براى هر فرد جامعه كه به يك «گروه خويشاوندى» وابسته بود، لازم بود با چنين شيوه اى نشانه گذارى شود. اين نشانه ها فقط شامل انگشترها، دستبند، زيور آلات، دامن هاى كوتاه و ... نبود بلكه خالكوبى و آرايش هاى گوناگون را نيز در بر مى گرفت. اين آرايش و نشانه ها، سن و سالهاى گوناگون و وضعيت كارى هر فرد را ازكودكى تا بزرگسالى در بر مى گرفت. با شكل گيرى جامعه طبقاتى، مد و آرايه هايى كه نابرابرى اجتماعى را نشان مى داد، مخصوص طبقه ثروتمندان بود و بعد از اين دوره، مردان مد و آرايش را به زنان واگذار كردند. رشد سرمايه دارى و گسترش صنعت باعث شد سود جويان «زيبايى» به زنان، نماينده نيمى از جمعيت چشم دوخته و تلاش كنند از آنان براى هدف هاى خود بهره گيرند. بنابراين مد و آرايش از گستره تنگ و باريك ثروتمندان خارج شد و از نظر اجتماعى براى همه زنان جامعه صورتى اجبارى و ضرورى پيدا كرده است. بر اساس تاريخ و شواهد به كارگيرى مواد براى زيباتر شدن پيشينه اى نزديك به ۶ هزار سال دارد. استفاده از مواد آرايشى از ۴ هزار سال قبل از ميلاد مسيح در چين انجام مى شد. در مصر در كنار موميايى هاى مانده از هزاران سال قبل موادى به دست آمده كه نشان مى دهد مصرى ها علاوه بر بهره گيرى از گياهان هنگام حيات مقدارى از آنها را در كنار مردگان خود مى گذاشته اند تا در آن دنيا نيز به آرايش خود بپردازند و زيباتر شوند. در مصر باستان، آرايش چشم ها از اهميت ويژه اى برخوردار بوده است. آنها از نوعى زغال براى سياه كردن ابروان و اطراف چشم ها استفاده مى كرده اند. براى سايه زدن به پلك ها نيز از املاح معدنى بهره مى گرفته اند. مصرى ها به آراستن موها و ناخن ها و سر انگشتان خود نيز توجه داشته اند و از حنا استفاده مى كرده اند. عطر و روغن هاى عطرآگين نيز از لوازم ضرورى بوده و مصر در آن زمان بزرگترين صادركننده عطر در دنيا به شمار مى رفته است. نخستين كرم پوست را فيزيكدانى يونانى، به نام گالن، در قرن دوم ميلادى تهيه كرد. او از تركيب نوعى روغن گياهى با مقدارى آب و موم زنبور عسل ماده اى به دست آورد كه به پوست خنكى و لطافت مى بخشيد. اين كرم قرن ها مورد استفاده بود و امروزه نيز با اندك تفاوتى ساخته مى شود و به مصرف مى رسد. در ميان زنان دنيا، زنان رومى در آرايش افراطى بى همتا بوده اند. به گفته «اويد»، زنان رومى شبى نبود كه بدون ماسك زيبايى به بستر بروند و براى تهيه آن از آرد جو، تخم مرغ و عسل استفاده مى كرده اند، روزها با مواد آرايشى پوستشان را مى پوشانيده اند. به اين شكل كه ابتدا با پودر سفيدى كه از گچ تهيه مى شد، صورت را سفيد مى كردند، سپس دور چشم هايشان را با نوعى زغال به رنگ سياه در مى آوردند و پس از آن با ريشه نوعى گياه به گونه ها و لب هايشان رنگ قرمز مى زدند. به اين ترتيب شوهران رومى هيچ گاه چهره واقعى زن هايشان را نمى ديده اند و اگر زمانى شكل طبيعى آنها را مى ديدند، نمى توانسته اند بشناسند. در هند، آرايش و استحمام از اصول دين بود. آنها پس از حمام از عطرهاى گياهى و روغن هاى گوناگون براى نرم و روشن تر كردن پوست بدن استفاده مى كردند. هندى ها از روغن و دوده خط چشم مى ساختند و براى رنگ زدن به دست ها، بازوها و پنجه پاهايشان از حنا استفاده مى كردند و به كمك خميرى كه از پودر حنا با آب مى ساختند طرح هاى جالبى روى پوست دست و پاى خود به وجود مى آوردند. در چين هم استفاده از ماسك شب متداول بود. آنها از آرد برنج و روغن هاى مختلف، ماسك مى ساختند و روى پوست مى گذاشتند. روز بعد ماسك را برمى داشتند و آرايش مى كردند. آرايش با پودر سفيد آغاز مى شد و سپس لب ها و گونه ها به كمك نوعى گياه به رنگ قرمز درمى آمد. چينى ها براى سفيد كردن دندان هايشان نيز چاره انديشيده بودند و از موجودات دريايى پودرى ساخته بودند كه دندان ها را سفيدتر مى كرد. در اروپا، زنان رومى الگو بودند. مواد آرايشى از روم و مصر و چين به اروپا وارد مى شد و زن ها مبالغ گزافى بابت آن مى پرداختند تا آنكه فرانسوى ها به ارزش هنر پول ساز ساخت عطر و لوازم آرايش پى بردند و با عرضه كردن فرآورده هاى جديد بازار ديگران را كساد كردند. ملكه اليزابت اول، يكى از نخستين زن هاى غيرفرانسوى بود كه از لوازم آرايش استقبال كرد. او با پوست مهتابى و موهاى سرخ روشنى كه داشت، سال ها مدل آرايش خانم هاى دربار انگليس بود و زنان ثروتمند به پيروى از او، از لوازم آرايش ساخت فرانسه استفاده كردند.... به تدريج شناخت گياهان و خواص آنها راه تازه اى را در آرايش گشود و سبب شد كه سالم سازى در درجه اول اهميت قرار گيرد و زن ها در جست وجوى اكسير جوانى پايا و زيبايى طبيعى مواد آرايشى را دور بريزند. انقلاب كبير فرانسه، ماسك ها را از چهره ها برداشت. زن ها و مردهايى كه تا آن زمان زير قشر ضخيمى از مواد آرايشى پنهان بودند، - در گذشته زن ها و مردها آرايش مشابهى داشته اند- با قيافه هاى واقعى ظاهر شدند و چهره طبيعى جايگزين سيماى رنگ و روغن زده شد. پرهيز از لوازم آرايش كه از زمان انقلاب كبير فرانسه باب شده بود، سالها ادامه يافت، تا سرانجام با آغاز فيلم و سينما، دگر باره آرايش افراطى مد روز شد و چهره ها زير پوشش ضخيمى از مواد گوناگون آرايشى شكل واقعى شان را از دست دادند. از آن پس، مواد آرايشى در انواع مختلف و رنگ هاى متنوع با مارك هاى متفاوت به بازار عرضه شد و به يارى آگهى هاى توجه برانگيز، روز به روز ميزان فروشش افزايش يافت... تا اينكه سرانجام موج تازه اى از طبيعت گرايى، به زندگى زن امروز مفهوم تازه اى بخشيد. اكنون، زنان با آگاهى و شناخت بيشتر دريافته اند كه عصر رنگ و روغن به آخر رسيده است، اما اين به معنى از خود دست كشيدن نيست بلكه آگاهى بيشتر، آنها را بر آن مى دارد كه زيبايى طبيعى را در بازى با مواد رنگين كه رنگ و آبى موقتى به آنها مى بخشد و به همين دليل است كه امروزه بازار فروش مواد بهداشتى بيش از مواد آرايشى است و كرم هاى مرطوب كننده، تقويت كننده ها، تونيك ها ، ماسك ها و لوسيون ها كه موادى غيرآرايشى هستند و به بهبود پوست كمك مى كنند، بيشترين ميزان فروش را دارند و به دليل گرمى بازار به گران ترين قيمت به فروش مى رسند، در حالى كه با تركيب چند ماده ارزانقيمت به آسانى مى توان موادى بهتر و مؤثرتر از آنها تهيه كرد. معبوديان - روانشناس- از آرايش به عنوان يكى از نيازهاى روانشناختى افراد براى جذاب بودن نام مى برد و مى گويد: از آنجا كه جذابيت جسمانى يكى از عوامل تأثيرگذار در دوستى ها، ارتباطات بين مردمى و حتى ازدواج است، اين مسأله به عنوان يك ضرورت در زندگى شخصى و اجتماعى به شمار مى رود. پس افراد تلاش مى كنند مردم بر اين جذابيت بيفزايند كه اين امر خود از طريق نحوه پوشش و آرايش صورت مى گيرد. وى مى افزايد: در دوران بحران بلوغ در دختران نوجوان اين مسأله شكل ديگرى به خود مى گيرد يعنى به دليل تغيير وتحولات ايجاد شده در نوجوانان براى ايجاد ارتباط با جنس مقابل و دريافت توجه از وى، زيبا بودن و جذاب بودن نه به دليل ايجاد برانگيختگى جنسى در طرف مقابل، بلكه به دليل تأييد هويت خويش و يافتن جايگاهى در دنياى برون مى باشد. معبوديان مى گويد: علاوه بر اين در اين دوران، همانند سازى با همسالان جزو فاكتورهاى مهم در زندگى نوجوانان است. در واقع همانند سازى پاسخ به نفوذ اجتماعى مبتنى بر آرزوى شخصى براى همانند شدن با شخصيتى صاحب نفوذ است كه اين فرد معمولاً جزو دوستان و آشنايان نوجوان است. معمولاً نوجوانان، زمانى كه شخص و گروهى را جالب بيابند تمايل به همانند سازى با آن شخص يا گروه، فزونى مى يابد. چون اكنون الگوهاى متداول در جامعه امروز در بين نوجوانان ديگر به شكل سنتى سابق نيست كه در آن آرايش جايگاهى نداشت بلكه الگوهاى امروزى همراه با آرايش و آراستگى هستند پس دختران نوجوان هم در شكل گيرى هويت خويش به اين الگوهاى متعارف جامعه نزديك مى شوند و به همين دليل در بحث آرايش نوجوانان نمى توان بحث هاى آسيب شناختى را مطرح كرد. پس به طور كلى از ديدگاه روانشناختى گرايش نوجوانان به استفاده از لوازم آرايش، امرى بهنجار و مبتنى بر اصول روانشناختى و شرايط جامعه اى است كه اين دختران در آن زندگى مى كنند. اين روان شناس، نحوه آرايش را مربوط به ويژگى هاى شخصيتى افراد مى داند و معتقد است« اگر شرايط فرهنگى خانواده، طرز آرايش نوجوان را طبيعى بدانند، مسلماً خود وى نيز اين اعمال و آرايش را طبيعى قلمداد مى كند چون در واقع ما ملاك خاصى براى ارزيابى آرايش افراد نداريم و از آنجا كه آرايش، ارتباط تنگاتنگى با ارزيابى خود از ميزان جذابيت جسمانى دارد، پس كميت و كيفيت آرايش به ميزان رضايت روانى و درونى افراد بستگى دارد. به همين دليل حتى آرايشهايى كه در نظر فردى غليظ و زننده محسوب مى شوند، درنظر افراد ديگرى كاملاً معمولى وعادى محسوب مى شوند. معبوديان با تأكيد بر نقش خانواده ها در آرايش نوجوانان مى گويد: محدودسازى بيش از حد نوجوانان باعث مى شود آنان خواسته هاى والدين را منطبق با نيازهاى روانشناختى و شرايط اجتماعى امروزى ندانند پس در غياب والدين و در خارج از خانه از لوازم آرايش استفاده مى كنند. پس خانواده ها بايد ميزان آرايش را به فرزندان خويش آموزش دهند در غير اين صورت نظارت از دستشان خارج مى شود. اما وى در خصوص تأثير آرايش در زنان جوان در زندگى آنان مى گويد: با توجه به آمار بالاى افراد مجرد و در شرايطى كه جذابيت جسمانى به عنوان يكى از لايه هاى بيرونى شخصيت فرد مورد ارزيابى قرار مى گيرد، آرايش مى تواند نقش تعيين كننده اى در شكل گيرى ازدواج داشته باشد. در جامعه اى كه تعداد افرادى كه اقدام به ازدواج مى كنند بنا به دلايل متعدد محدود است و از سوى ديگر فرصت هاى رضامندى از زندگى محدودتر، دختران براى اينكه فرصت ازدواج را از دست ندهند از هر شيوه اى براى بالا بردن جذابيت جسمانى خود استفاده مى كنند كه هزينه هاى بالايى كه براى جراحى هاى زيبايى، لوازم آرايشى و اعمال تغييرات در چهره كه امروزه بسيار رايج است، مؤيد اين مطلب است. متخصصان آرايش غليظ را در برخى زنان واكنشى به نااميدى، يأس، محروميت، مشكلات خانوادگى و ناخرسندى هاى زندگى اجتماعى مى دانند و مى گويند: برخى از اين زنان، آرايش غليظ را نه به خاطر مردان بلكه در واكنش به فروپاشى درون خود انجام مى دهند يعنى تلاش مى كنند ديگران چهره غمگين، ژوليده و پريشان آنان را نبينند. در فرهنگ سنتى ما ايرانيان، آرايش فقط در فضاى زندگى مشترك انجام مى شده است پس دختران اين خانواده ها بعد از ازدواج، اين نياز در وجودشان ايجاد مى شود كه در شرايط فعلى مى توانند از آرايش استفاده كنند و چه بسيار زنانى كه خصوصاً در طبقات اجتماعى پايين دست زندگى مى كنند از مهارت و هنر آرايش بهره مند نيستند. پس آرايش غليظ اين زنان بيشتر رنگ و بوى نداشتن مهارت و هنر آراستگى دارد تا نگرش هاى ديگر. معبوديان در عين حال تأكيد مى كند: نمى توان از جامعه اى كه به سمت مصرف گرايى و توجه به جذابيت سوق داده شده توقع ارزش گذارى به معنويات و معنوى نگرى داشت. دكتر قاسم قاضى، استاد دانشگاه نيز معتقد است: «پس از دوره كشاورزى و ظهور فرهنگ مرد سالارانه، تسلط و اقتدار مرد باعث مى شود كه زن بخواهد مورد توجه مقتدر قرار گيرد پس سعى مى كند زيبايى خود را افزايش دهد. اين امر تا اينجا طبيعى است اما گرفتارى از آنجا شروع مى شود كه زن بخواهد با زيبانشان دادن خويش به سلطه گرى بپردازد و افراد را تحت مالكيت خويش درآورد. وى مى افزايد: طبيعت انسان، زيبايى را مى پسندد و يكى از نيازهاى انسان ديدن زيبايى هاست. در اديان مختلف هم همواره زيبايى مورد توجه قرار گرفته و اين امرى مختص زنان نبوده است همان طور كه پيامبر نيز هنگام خروج از خانه، همواره خود را در آينه مى ديد و به زنان نيز توصيه شده خود را براى همسرانشان بيارايند. ولى اكنون تعدادى از زنان با ساختن ماسك دروغين بر چهره سعى در برترى جويى و جلب توجه ديگران دارند و اينجاست كه ديگر زيبايى هم مورد سوءاستفاده قرار مى گيرد. اين استاد دانشگاه مى گويد: توليد انبوه لوازم آرايش در كشورهاى سرمايه دارى و تبليغات فراوان و حساب شده باعث شده متأسفانه زنان ما در اين دام گرفتار شوند. نحوه آرايش افراد هم تأييدى بر اين مطلب است چون در روستاها و شهر هاى كوچك شاهد آرايش هاى غليظ نيستيم. وى از سوى ديگر آرايش غليظ را يك مكانيسم جبرانى مى داند: «ايران همواره در چهارراه حوادث و هجوم و حمله هاى متعدد قرار داشته و اين ترس و ناامنى، عقده حقارتى را به وجود آورده كه بايد توسط مكانيسم هاى جبرانى، جبران شود پس مى توان آرايش غليظ را هم نوعى مكانيسم جبرانى قلمداد كرد و از سوى ديگر اين آرايش مى تواند دهن كجى باشد به سخت گيرى هايى كه در دوره اى نسبت به معاشرت ها و ارتباطات بين افراد صورت مى گرفته است. قاضى ضمن هشدار در خصوص آرايش غليظ در زنان مى گويد: آرايش غليظ يعنى اينكه خود واقعى تان را قبول نداريد و سعى داريد خود را با اين مواد شيميايى بياراييد پس اين آرايش جنبه نقاب پيدا مى كند و نقاب زدن چه روانى و چه مادى، در هر دو صورت غلط است و اما زنانى كه با آرايش هاى غليظ و نا به هنجار، محركات قوى از خود درست مى كنند، ممكن است با توجه به فرهنگ موجود جامعه، با پاسخ هاى ناصوابى مواجه شوند. بدون هيچ پيشداورى مى توان گفت آرايش غليظ و بدن نمايى در جامعه ايرانى باعث شده آمار تجاوز، قتل واعتياد افزايش يابد و با تقليد ناروا از جوامع غرب به اين مسأله دامن زده مى شود چون نيازهاى جنسى در آن كشورها با توجه به روابط موجود بين زن و مرد به آسانى رفع مى شود ولى در ايران با آرايش هاى غليظ بيشتر به اين مسائل دامن زده مى شود.
|