ازسقوط امپراتورى عثمانى تا به امروز
دنباله گزارش دكتر قاسم غنى سفير كبير اسبق مصر در مورد احزاب مصر:
بنگاه ها و جمعيتهاى مذهبى
علاوه بر احزابى كه اسم برده شد جمعيت هايى در مصر موجود است كه اگر چه صورت حزب ندارند، داراى موقعيت و اهميت زيادى مى باشند و از نظر سياست داخلى و بعضى اوقات از نظر سياست خارجى كشور، من غير مستقيم نقش احزاب را بازى مى كنند و مهمترين جمعيتهاى مذهبى «الاخوان المسلمون» و «الشبان المسلمون» مى باشد.
الشبان المسلمون
مؤسس اين جمعيت مرحوم «عبدالحميد سعيد بيك» از نمايندگان مجلس شوراى ملى مصر و از اعضاى حزب وطنى مى باشد كه در سال ۱۹۲۷ از روى تشكيلات جمعيت هاى جوانان مسيحى YMCA آن را تأسيس كرد و بعداً شعباتى در بعضى از كشورهاى اسلامى بازنمودند و اكنون يكى از منظم ترين جمعيت هاى مذهبى مصر به شمار مى رود.
رئيس جمعيت فعلاً سرلشگر صالح حرب پاشا (وزير جنگ كابينه على ماهر پاشا) مى باشد كه پس از فوت مرحوم عبدالحميد سعيد بيك، رياست اين جمعيت را به عهده گرفت.
اين جمعيت به عنوان يك جمعيت اسلامى در امور سياسى به طور واضح و روشن مداخله نمى كند ولى به طور قطع در سياست داخلى و تا اندازه اى در سياست خارجى كشور مؤثر است و دولت مصر و دربار به وسيله آنها مى توانند در مصر و ساير كشورهاى اسلامى براى خود تبليغاتى را كه مى خواهند بنمايند.
الاخوان المسلمون
جمعيت مذهبى مهم ديگر مصر جمعيت (الاخوان المسلمون) است كه از حيث تاريخ تأسيس يكسال متأخرتر از تأسيس «الشبان المسلمون» است يعنى در سال ۱۹۲۸ تأسيس شده است ولى فعلاً از حيث اهميت و تشكيلات مقدم بر آن شده است. رئيس و مؤسس اين جمعيت «شيخ حسن البنا» است كه تا چند سال پيش در مدارس دولتى مصر به شغل آموزگارى صرف و نحو عربى و خط اشتغال داشت و در سال ۱۹۲۸ با عده اى از همقطاران و همعقيده هاى خود به منظور نشر تعاليم اسلام و فضايل اخلاقى و بذل مساعى براى احياى مجد و عظمت اسلام به تأسيس اين جمعيت قيام نمود و در آغاز چندان اهميتى نداشت ولى به تدريج مبادى و مرام هاى آن بين دانشجويان «جامع الازهر» و دانشگاه ها منتشر شد و عده زيادى از دانشجويان دانشگاه ها عضويت آن را قبول نمودند و كم كم در شهرستان هاى مصر شعباتى تأسيس كردند و بعد از آن دايره تبليغات خود را توسعه داده در سودان و فلسطين و سوريه و لبنان و شرق الاردن شعباتى تأسيس نمودند و حالا عده طرفداران جمعيت مزبور در حدود دو ميليون مى باشد.
مرام هاى جمعيت مزبور در مورد امور مذهبى شرح و بيان دعوت اسلام و تفسير قرآن مطابق روحيه عصر حاضر و نشر تعاليم اسلامى در بين طبقات مختلف ملت مصر و ساير ملل اسلامى و تقريب بين مذاهب مختلف اسلامى و ايجاد وحدت بين مسلمين است و مى توان گفت جملات (الله غايتنا و محمد زعيمنا و القران دستورنا و الجهاد اسمى امانينا) يعنى هدف و منظور مقدس ما خداوند متعال و پيشواى ما محمد و قانون اساسى ما قرآن و بهترين آرزوى ما جهاد در راه خدا - خلاصه مبادى و مرام هاى مذهبى آنهاست.و مرام هاى ملى و سياسى آنها را مى توان در تحصيل استقلال مصر و آزاد نمودن مصر و سودان و ساير كشورهاى عربى و اسلامى از نفوذ بيگانه و وحدت اسلام خلاصه نمود.
|
|
|
مرام اين جمعيت از نقطه نظر سياست داخلى مصر همان مرام «حزب وطنى» است ولى چون احساسات ضد انگليسى و ضد خارجى عموماً در اعضاى اين جمعيت توأم با احساسات دينى است مى توان گفت در اين مورد از اعضاى حزب وطنى هم تندتر هستند. شيخ حسن البنا رئيس جمعيت مزبور خيلى با هوش و از ناطقين خوب است زندگيش خيلى ساده و خوب و اخلاق و روش وى به نحو مطلوب مى باشد مردى است متواضع و متين و در علوم عربيت و علوم قرآن يد طولايى دارد و روى هم رفته مى توان گفت شخصيت مؤثرى دارد. تشكيلات جمعيت الاخوان هم خيلى منظم و مرتب است لذا غالباً تصور مى كنند كه خارجى ها در تأسيس و تنظيم اين جمعيت دست داشته و دارند ولى اين حدس تصور باطلى است تنها پيش آمد و تطور اوضاع سياسى و غليان احساسات مذهبى و ملى پس از جنگ جهانگير سابق و اخير و استعداد مردم براى قبول تبليغات مذهبى و ملى در انتشار اين مرام مساعدت كرده است. در آخرين انتخابات مجلس شوراى ملى شيخ حسن البنا مى خواست شركت كند و پيش بينى مى شد كه موفق شود ولى انگليسها كه وجود او را در مجلس خطرناك تشخيص دادند با اين امر مخالفت كردند و چون جنگ هنوز به پايان نرسيده بود دولت او را مجبور كرد كه از شركت در انتخابات خوددارى كند ولى احتمال مى رود حالا كه طرفداران آن خيلى زياد شده اند و جمعيت نفوذ بيشترى پيدا كرده در انتخابات دوره جديد مجلس شركت نمايد و قطعاً موفقيت شايانى احراز خواهد كرد. شعبه اين جمعيت در سوريه نيز در انتخابات اخير آنجا شركت نمود و چند نفر از اعضاى حزب به نمايندگى مجلس سوريه انتخاب شدند.
روش جمعيت مزبور اين است كه با هر كابينه اى كه مطابق نظر و مرامشان - كه اخراج انگليسها و وحدت مصر و سودان است - رفتار كند همكارى كرده از آن تأييد مى نمايند لذا تا به حال با كابينه نقراشى پاشا مخالفتى نشان نداده اند و حتى در موقعى كه هيأت نمايندگى مصر در آمريكا بود از آن دفاع مى نمودند و آن را تأييد مى كردند.و چون روابط آنها با حزب وفد خيلى بد است وفديها، جمعيت الاخوان و شخص حسن البنا را رقيب قوى پنجه خود مى دانند و براى از بين بردن آنها مى كوشند آنها نيز به مصداق (دشمن دشمن دوست است) از كابينه فعلى تأييد مى كنند مبادا دوباره حزب وفد بر سر كار آيد.
احزاب مصر در ۵۰ سال اخير
آنچه تاكنون درباره احزاب مصر نوشتيم مربوط به دوران قبل از انقلاب آن كشور بود. در دوره زمامدارى جمال عبدالناصر نيز به دليل حاكميت «تفكر واحد»، احزاب مصر از فعاليت، تحرك چندانى برخوردار نبودند. براى داشتن اطلاعات جامع در زمينه چگونگى احزاب مصر در زمان سادات و بعد از او در نشريه شماره ۶۹ وزارت امور خارجه (صفحه ۷۸ تا ۸۱) اطلاعات جامعى مندرج است كه خلاصه آن اينك از نظر خوانندگان گرامى مى گذرد.
«مصر تاكنون چندين دوره تجربى حزبى را پشت سرگذاشته است. اولين دوره از زمان كسب استقلال در سال ۱۹۲۲ شروع شد. در اين دوره به دليل تسلط و نفوذ انگليس در مصر تفكر حزبى براى مردم قابل اعتماد نبود. در دوره ناصر نيز به دليل حاكميت تفكر واحد، احزاب مصر از فعاليت و تحرك چندانى برخوردار نبودند.
سادات پس از كسب قدرت، ابتدا در سال ۱۹۷۴ با شيوه چند حزبى مخالفت كرد. لكن دو سال بعد تصميم خودر ا تغيير داد و در چارچوب مشخصى اجازه فعاليت حزبى را صادر نمود. سومين دوره حيات حزبى در مصر در دوران مبارك آغاز گرديد كه تاكنون ادامه دارد.
علل به وجود آمدن نظام چند حزبى
عدم توانايى «اتحاديه سوسياليست عربى» كه توسط ناصر بنيانگذارى شده بود، در تأمين خواسته هاى بنيانگذاران اين سازمان، تشكيل گروه هاى جاسوسى در درون آن و طرح ريزى جناح چپ اين سازمان جهت براندازى رژيم سادات موجب شد تا وى در صدد ايجاد تشكيلات ديگرى كه مؤيد سياست هاى حكومتش باشد، برآيد. همچنين به منظور مشروعيت بخشيدن به حكومت خود و كسب حمايت برخى گروه ها از سياست رابطه با آمريكا و صلح با اسرائيل و نيز فضاى باز اقتصادى اقدام به اعطاى آزادى نسبى به گروه هاى مخالف كرد. در عين حال دستيابى به كمك هاى آمريكا اقتضا مى كرد تا ظواهر نظام حكومتى از ديكتاتورى به نظام دموكراسى تغيير يابد. سادات با علم به ضرورت رعايت احتياط و سياست گام به گام در برقرارى سيستم چند حزبى فرمولى را اجرا نمود كه در چارچوب آن عناصر حزبى در كنار يكديگر با اطاعت از حكومت فعاليت مى كردند. در سال ۱۹۷۷ هنگامى كه تظاهرات مردمى بر عليه افزايش قيمت ها صورت گرفت، روند فعاليت احزاب با خلل هايى مواجه شد. در ۲۰ ژوئن ۱۹۷۷ قانون احزاب از تصويب نهايى گذشت و بر اساس آن تشكيل هرگونه حزب جديد مشروط به اخذ موافقت از كميته مخصوص احزاب است كه اعضاى آن از افراد دولت هستند. همزمان با تشكيل و رشد سريع احزابى همچون وفد، نگرانى سادات افزايش يافت و لذا اقدام به تشكيل حزب جديدى به نام حزب دمكراتيك ملى (حزب حاكم) نمود. موضوع صلح با اسرائيل نيز تأثير فراوانى بر روند فعاليت هاى حزبى در مصر داشت و انتقاد برخى احزاب از جمله حزب كار از توافقهاى صلح موجب برخورد قاطع و خشن دستگاه حكومت سادات با احزاب در سال ۱۹۸۱ گرديد. به طورى كه ظرف چند روز حدود ۱۵۰۰ تن از مخالفان سياسى سادات به زندان افتادند. از اين هنگام فعاليت هاى حزبى در مصر فقط در چارچوبى كه توسط سادات ترسيم و اجرا مى شد، قرار داشت. اين وضعيت تا كشته شدن سادات ادامه داشت.
حسنى مبارك پس از كسب قدرت سعى داشته تا مشاركت ظاهرى كليه احزاب سياسى قانونى را در فعاليت هاى پارلمانى حفظ كند و كانديداهاى اين احزاب به صورت محدود و از طريق انتخاب يا از طريق انتصاب از سوى رياست جمهورى به پارلمان راه يافته اند. در حال حاضر حدود ۱۳ حزب سياسى در مصر مشغول فعاليت هستند، به طور كلى مى توان گفت كه نقشه سياسى مصر از چهار نيروى مهم تشكيل شده است.
1- حزب دمكراتيك ملى (حاكم)
۲- نيروهايى باگرايش هاى اسلامى ومخالف دولت
۳- حزب وفد با تئورى ليبراليسم و ميانه رو طرفدار انگليس
۴- نيروهاى ملى (حزب تجمع، حزب ناصرى، حزب دمكراتيك مردمى و مصر الفتاه) و ديگر احزاب سياسى مصر شامل حزب دمكراتيك عربى حزب الامه، الخضر مى باشند.
گروه هاى اسلامى مصر به دليل عدم امكان فعاليت قانونى بالاجبار داراى فعاليتهاى زيرزمينى هستند. مهم ترين اين گروهها اخوان المسلمين است. البته اخوان المسلمين فعاليت زيرزمينى نداشته و به طور علنى ولى غيرقانونى به فعاليت مى پردازد.اخوان المسلمين بعضاً توانسته اند از طريق ائتلاف با احزاب ديگر به پارلمان راه يابند.
از ديگر احزاب مهم مصر، حزب كار است كه در حال حاضر عمدتاً از طريق ائتلاف با اخوان المسلمين فعاليت مى كند. اين حزب در سال ۱۹۷۸ رسماً تأسيس گرديد و ارگان اين حزب «هفته نامه الشعب» است. در حاشيه حيات حزبى، سنديكاهاى صنفى نيز در صحنه اجتماعى و مصر فعال مى باشند. سنديكاى پزشكان، كارگران، مهندسان، دانشگاهيان، دندانپزشكان، داروسازان و... از آن جمله اند. از اواخر دهه هشتاد اخوان المسلمين تصميم گرفت تا با شركت در انتخابات سنديكاها در اداره آن نقش محورى ايفا نمايد. بدين ترتيب توانست با سيطره بر اكثر سنديكاها آنها را به صحنه سياسى وارد نمايد. دولت كه در نهايت نتوانست اين صحنه را تحمل كند با دخالت رسمى و آشكار، شوراهاى قانونى و منتخب در سنديكاها كه اكثراً از اعضاى اخوان المسلمين بودند را بركنار نمود.
اينك اسامى كتاب هاى مرجعى را كه براى تهيه اين گزارش مورد استفاده قرار گرفته است را به اطلاع خوانندگان گرامى مى رسانيم.
۱- «اخوان المسلمون» تأليف دكتر «اسحاق موسى الحسينى» ترجمه آقاى سيد هادى خسرو شاهى
۲- تاريخ الوفد، نوشته «جمال بدوى»، «لمعى المطيعى » به زبان عربى
۳- نشريه شماره ۶۹ وزارت امور خارجه ۱۳۷۵
۴- كتاب HOLY WAR- WILHELM DIETL