يكشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۴ -
Sun, Aug 21, 2005
سياسى
۳۲۲۸
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
نگاهى به روند تشكيل كابينه در ايران از مشروطيت تا كنون
گزارش «ايران» از برنامه ها و ديدگاههاى اعضاى كابينه پيشنهادى
• احمدى نژاد، امروز به همراه ۲۱ وزير پيشنهادى خود در مجلس حضور مى يابد تا از نمايندگان رأى اعتماد بگيرد
سخنگوى شوراى نگهبان:
سخنگوى وزارت امور خارجه:
< طرح اروپا را دوباره خوانده ايم و چيز جديدى از آن در نيامده است. اروپا خودش هم دوباره اين پيشنهاد را بخواند متوجه مى شود درون آن چيزى نيست
< تا وقتى كه دولت آمريكا رويكردش در خصوص جمهورى اسلامى ايران را تغيير ندهد و از موضع برابر و محترمانه وارد نشود، جايى براى گفت وگو و مذاكره با آمريكا باقى نمى ماند
< اخراج سفير انگليس در دستور كار نيست
طى احكامى از سوى مقام معظم رهبرى
خاتمى در اجتماع مردم مشهد:
< اسلام ارتجاعى و واپسگرا و تروريست پرور نمايندگانش را به دنيا معرفى كرده است، اما چهره منطقى آن معرفى نشده است
< وقتى دولت را تحويل گرفتم، ۳۰‎/۹ درصد مردم زير خط فقر بودند اما امروز اين رقم به ۱۱‎/۵ درصد رسيده است
< همه اركان قدرت بايد پاسخگو باشند
نگاهى به روند تشكيل كابينه در ايران از مشروطيت تا كنون
دولتمردان در ايران
224676.jpg
جواد دليرى

پس از گذشت يك سده از ايجاد نهاد قدرت مدرن - دولت - در ايران، امروز يكصد و بيست و يكمين كابينه ايران پا مى گيرد. اسناد دفتر ثبت كابينه ها در نهاد رياست جمهورى نشان مى دهد كه از نخستين كابينه پس از انقلاب مشروطه - كابينه ميرزانصرالله خان مشيرالدوله - در سال ۱۲۸۵ هجرى شمسى تا آخرين كابينه در نظام جمهورى اسلامى - كابينه سيدمحمد خاتمى - ۱۲۵ كابينه يكى پس از ديگرى در ايران شكل گرفته است. از اين ميان ۱۱۶ كابينه با ۱۱۱ كابينه در قبل از انقلاب ۵۷ و ۵ كابينه پس از آن - با رياست نخست وزير تشكيل شده است.آخرين اين نوع از كابينه، كابينه ميرحسين موسوى بود. پس از آن نيز چهار كابينه با رياست «رئيس جمهور» شكل گرفته است. امروز با تشكيل كابينه محمود احمدى نژاد پنجمين كابينه از اين نوع آغاز به كار مى كند.
> نخستين كابينه در ايران در عصر مشروطيت
پس از صدور فرمان مشروطيت در ۱۴ جمادى الثانى ۱۳۲۴ هجرى قمرى (۱۴ مرداد ماه ۱۲۸۵ هجرى شمسى ) نخستين شوراى ملى ايران، يكشنبه ۱۸ شعبان همين سال در كاخ گلستان توسط مظفرالدين شاه گشايش يافت و فرداى همين روز نخستين جلسه تشكيل و صنيع الدوله به رياست، وثوق الدوله و امين الضرب به نيابت اول و دوم او انتخاب و نيز قانون اساسى در ۱۴ ذيقعده همين سال نوشته وتصويب شد.
اما نخستين كابينه در ۱۹ ذيحجه به مجلس معرفى شد. كابينه به رياست ميرزانصرالله خان مشيرالدوله، به ترتيب با حضور ميرزا محمدعلى خان علاءالسلطنه، دبيرالدوله، سلطانعلى خان، ميرزاابوالقاسم خان ناصرالملك ، ميرزا احمدخان مشيرالسلطنه، ميرزامحمودخان علاء الملك، ابوالحسن خان مخبر الملك و ميرزا نظام الدين خان كاشى در وزارتخانه هاى «خارجه» ، «جنگ» ، «داخله» ، «ماليه» ، «عدليه» «علوم»،«تجارت» و «معادن و طرق و شوارع» جاى گرفتند. پس از كابينه ميرزانصرالله تا كابينه شاپور بختيار در سال ۱۳۵۷ هجرى شمسى ۱۱۰ كابينه در نظام پادشاهى پهلوى شكل گرفت كه ويژگى مشترك تمام آنها «ناپايدارى» بود. هيچ كدام از كابينه ها عمرى يكساله نيافتند و هيچ كدام نيز نتوانستند دولت را بدون استعفا يا بركنارى به ديگرى تحويل دهند.
> نخستين كابينه در عصر جمهورى اسلامى
دهه پنجاه در حالى رو به پايان بود كه «انقلاب اسلامى » در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در ايران رخ داد. آيت الله خمينى رهبر انقلاب در همين روز دولت موقت ايران را به «مهدى بازرگان» سپرد تا دولت او امور كشور را به طور موقت به دوش بكشد. دولت بازرگان، اما، بدين ترتيب مشروعيت خود را مستقيماً از انقلاب گرفت نه رأى مردم يا قانون، چرا كه نه انتخاباتى برگزار شده بود و نه قانونى ترسيم يافته بود. اما «مهدى بازرگان» تنها با حكم امام خمينى به عنوان نخستين نخست وزير «ايران اسلامى»، نخستين كابينه «جمهورى اسلامى» را پس از نظام پادشاهى شكل داد. در كابينه او «ميانسالان بروكرات» متمايل به نهضت آزادى اكثريت را از آن خود كردند.
احمدصدر حاج سيد جوادى(كشور) ، كريم سنجابى وابراهيم يزدى (خارجه)، على اردلان (اقتصاد) ، حسن اسلامى(پست) ،غلامحسين شكوهى (آموزش و پرورش) ، طاهر قزوينى (راه) ، رضا صدر(بازرگانى) ، على ايزدى(كشاورزى ) ، داريوش فروهر (كار وامور اجتماعى) ، كاظم سامى (بهدارى) ، ناصر ميناچى (ارشاد) ، عباس تاج( نيرو) ، احمدزاده(صنايع) ، سيداحمدمدنى(دفاع) ، مصطفى كتيرايى (مسكن) ، معين فر(برنامه و سرپرست سازمان امور استخدامى) ، يدالله سحابى(وزير مشاور) ، عباس اميرانتظام(معاون نخست وزير و سخنگوى دولت موقت) همكاران بازرگان در دولت بروكرات ها بودند. بدين ترتيب «بروكرات هاى ميانسال و پير» نخستين نهاد دولت در ايران را پس از انقلاب شكل دادند اما سير تند حوادث انقلاب تازه در ايران مجال آن را نداد كه دولتمردان به دموكرات ايران در فضاى آرام دولت را در يك شكل رسمى - انتخابات - به جانشينان خود تحويل دهد.
ابتدا، بازرگان مجبور شد در فواصل مختلف در كابينه خود تغيير دهد چنان كه به جاى كريم سنجابى، ابراهيم يزدى به وزارت خارجه آمد وجاى شكوهى در آموزش و پرورش را محمد رجايى گرفت وحسن حبيبى جانشين شريعتمدارى در وزارت آموزش عالى شد و نيز مصطفى چمران در وزارت دفاع.
اما اين تغييرات رفته رفته باعث شد كه نيروهاى بيشترى از جوانان انقلابى چون اكبر هاشمى رفسنجانى، آيت الله خامنه اى، محمدجواد باهنر، مهدوى كنى ، محمد بهشتى در سمت هاى مشاور وزرا به كابينه راه يابند.بدين ترتيب ورود «جوانان انقلابى و مذهبى» به نهاد دولت آغاز شد، به طورى كه با سقوط و استعفاى دولت مهدى بازرگان پس از تسخير سفارت آمريكا در تهران توسط دانشجويان پيرو خط امام، تصدى اكثر پست هاى نهاد دولت را آنان برعهده گرفتند.
> دولت جوانان انقلابى ؛ از ورود تا تثبيت در نظام
با انتخاب ابوالحسن بنى صدر - چهره نزديك به كابينه مستعفى مهدى بازرگان - به عنوان نخستين رئيس جمهورى ايران اسلامى آغاز به كار مى كند. او اما عمر سياسى چندانى ندارد با اين حال، در دولت او ، جوانان انقلابى، با نخست وزيرى محمدعلى رجايى رسماً نهاد تازه تأسيس دولت اسلامى را برعهده گرفتند. در روز ۳۰ تير ۱۳۵۹ رئيس جمهور در مجلس سوگند خورد و بحث انتخاب نخست وزير آغاز شد.در اول مرداد ۱۳۵۹ بنى صدر با ارسال نامه اى به مجلس آقايان حبيبى، رجايى، غروى، ميرسليم وكلانترى را به عنوان نخست وزير پيشنهاد كرد. در آن ايام هر روز نام يك نفر به عنوان نخست وزير مطرح مى شد. بنى صدر يك روز سيداحمدخمينى فرزند امام را به عنوان نخست وزير پيشنهاد داد، اما امام نپذيرفتند. امام نوشتند: «بنا ندارم اشخاص منسوب به من متصدى امور شوند». به دنبال آن روزنامه جمهورى اسلامى اعلام كرد كه حزب جمهورى اسلامى جلال الدين فارسى را براى نخست وزيرى پيشنهاد كرده است.(جمهورى اسلامى ۱۳۵۸‎/۵‎/۲۷) ، تب و تاب انتخاب نخست وزير همچنان مطرح بود كه به دنبال معرفى ميرسليم براى نخست وزيرى از سوى بنى صدر، روزنامه انقلاب اسلامى از ملاقات وى با رهبر انقلاب خبر داد و از قول يكى از نزديكان ميرسليم نوشت: «... موضوع اصلى گفت وگو با امام درباره خصوصيات وزيران دولت  آينده بود...» با اين همه، بنى صدر در ابتداى نامه معرفى ميرسليم به مجلس نوشت: «به مقتضاى جو موجود» مصطفى ميرسليم براى پست نخست وزيرى پيشنهاد مى شود وبه اين ترتيب ناخشنودى خود را از آن پيشنهاد نشان داد. مجلس بعد از دريافت نامه بنى صدر قرار بر تشكيل يك جلسه خصوصى گذاشت كه بعد ازظهر همان روز پنجم مرداد تشكيل شد و آشكار گرديد كه مصطفى ميرسليم كانديداى مورد نظر مجلس نيست. دراثر مجموع اختلافات بين مجلس و رئيس جمهور بر سر تعيين نخست وزير هيأت تشخيص صلاحيت نخست وزير و وزرا با حضور يك نماينده از سوى امام، يك نماينده از طرف رئيس جمهور و ۵ نماينده مجلس شركت داشتند، اما امام تعيين نماينده از سوى خود را نپذيرفت و آن را به مجلس و رئيس جمهور واگذار كرد» (كيهان و جمهورى اسلامى
۱۳۵۹‎/۵‎/۷) حزب جمهورى اسلامى در همين ايام اعلاميه اى صادر كرد و ضمن رعايت حق رئيس جمهور، اعلام كرد كه الزاماً مى بايد كابينه اى مكتبى و متناسب با روح اسلامى انقلاب، در رأس كار قرار گيرد. در اين اعلاميه تلويحاً آمده بود كه مجلس به نامزدهايى كه ناهماهنگ با اكثريت حزبى باشد رأى مثبت نخواهد داد. به هر حال بنى صدر در نامه اى به هيأت نوشت كه ۱۴ نفر به من پيشنهاد شده اند كه من از ميان آنها يك يا چند تن را به مجلس پيشنهاد خواهم كرد آن چهارده نفر عبارت بودند از:سيد محمدكاظم بجنوردى، حسن حبيبى، صادق خلخالى، مصطفى چمران، محمدعلى رجايى، عزت الله سحابى، احمد سلامتيان، رضا صدر، محمد غرضى، محمد غروى، جلال الدين فارسى، موسى كلانترى، مصطفى ميرسليم ومحسن يحيوى (حسن حبيبى بلافاصله اعلام داشت كه آمادگى ندارد و استعفا داد) هيأت بعد از روزها بحث با بنى صدر و نمايندگان وى به آنجا رسيد كه از بين اسامى هر كس را مجلس به وى رأى قابل اعتنايى داد به عنوان نخست وزير تعيين شود و بنى صدر فقط سه تن را نپذيرفت، فارسى، غرضى، خلخالى . با اين حال هيأت محمدعلى رجايى را به مجلس معرفى كرد و مجلس نيز با ۱۵۳ رأى موافق از ۱۹۶ رأى روز ۱۹ مرداد او را پذيرفت و ۱۰ روز بعد بنى صدر در حكمى خطاب به رجايى نوشت: «با توجه به جريان گزينش شما و رأى تمايل نمايندگان محترم» به نخست وزيرى منصوب مى كنم. در اوايل شهريور ماه درگيرى بعدى بر سر وزيران رخ داد. رئيس جمهور در زير فهرست پيشنهادى را كه رجايى نوشته بود با وزرا كارى ندارد و فقط به لحاظ حساسيت وضع كشور درباره وزيران دفاع و كشور تصويب خود را لازم مى داند. به همين دليل وى در هنگام معرفى كابينه با وزير كشور يعنى على اكبر ناطق نورى مخالفت كرد. بنى صدر گفت: «من وزير كشور را نپذيرفتم و مى خواستم وزيرى باشد كه بى طرف باشد و عامل اجراى يك حزب يا گروه معين نباشد». با اين حال، رجايى آمادگى خود را براى دفاع از كابينه طى نامه اى خطاب به هاشمى اعلام كرد:
«... حال كه با دريافت ابلاغ رسمى مورخ ۲۹ مرداد ۱۳۵۹ رياست جمهورى به نخست وزيرى منصوب شده ام، آمادگى خود را جهت معرفى كابينه اعلام مى نمايم...» (كيهان - ۱۳۵۹‎/۶‎/۳) همزمان، بنى صدر تلاش گسترده اى براى دستيابى به كابينه اى مطابق خواست خود و مطيع اوامر خود آغاز كرد.بالاخره كابينه رجايى كه دو تن از اعضاى حزب جمهورى اسلامى عضو آن بودند در تاريخ ۹ شهريور ۱۳۵۹ به مجلس معرفى شد. رئيس جمهور كه مى بايست وظيفه معرفى وزرا را به عهده بگيرد، اصلاً حضور نيافت و در صحن مجلس فقط به خواندن نامه رجايى اكتفا شد.(كيهان ۱۳۵۹‎/۶‎/۹) بنى صدر پس از مدت كوتاهى سكوت، سرانجام دو نامه درباره كابينه آينده خطاب به امام و مجلس نگاشت. وى در نامه خود خطاب به امام نوشت: «... معلوم شد اعضاى هيأت وزيران مثل خود نخست وزير لايتغيرند». او سپس از امام خواسته بود كه تصميم خود را امر نمايد(هاشمى و انقلاب ص ۳۶۶) امام خمينى آب پاكى را روى دست بنى صدر ريخت و چنين پاسخ داد: «... اينجانب دخالتى در اين امور نمى كنم وموازين همان بود كه كراراً گفته ام...» (كيهان - ۱۳۵۹‎/۶‎/۱۱) علاوه بر اين، بنى صدر دو نامه نيز خطاب به مجلس نوشت. به همين دليل در جلسه ۱۶ شهريور ۱۳۵۹ هاشمى رفسنجانى ناچار شد كه دو ليست جداگانه و دو نامه معرفى كابينه را قرائت كند: نامه اول متعلق به بنى صدر بود كه طى آن ۱۴ وزير را كه ادعا مى كرد مورد تصويب او قرار گرفته اند، به مجلس معرفى كرده بود، اما رجايى در نامه خود اسامى ۲۰ تن از وزيران پيشنهادى اش را به مجلس معرفى كرد. (كيهان ۱۳۵۹‎/۶‎/۱۶) در جلسه
۱۷ شهريور همچنين بحث درباره كابينه به تندى درگرفت. در اين جلسه رجايى مفصلاً درباره مسائل مبهم و اختلاف نظر با رئيس جمهور و بالاخره وظايفى كه در برابر مجلس دارد، سخن گفت. در اين جلسه اكثر وزيران رأى اعتماد گرفتند. بنى صدر سريعاً موضع گرفت. اما نامه اى به هاشمى نوشت و با ۷ تن از ۲۱ وزير منتخب رجايى مخالفت كرد.
على اكبر پرورش (آموزش و پرورش ) ، محسن نوربخش (اقتصاد) ، سيداسماعيل داودى(برنامه وبودجه) ، ميرحسين موسوى(خارجه) ، احمد توكلى (كار) ، اصغر ابراهيمى (نفت) و اكبر ناطق نورى(كشور) وزيران مورد اختلاف بنى صدر و رجايى بودند. با اين حال، جاى وزراى بازرگانى و دادگسترى نيز در فهرست شهيد رجايى خالى بود. كابينه تا چهاردهم تيرماه ۱۳۶۰ به تدريج ترميم شد. اما در اين زمان ديگر رئيس جمهورى وجود نداشت. در فاصله ۲۷ خرداد ۱۳۶۰ كه بنى صدر از رياست جمهورى عزل شد تا جمعه ۲ مرداد همان سال كه رجايى به رياست جمهورى برگزيده شد، كشور بدون رئيس جمهور و زير نظر شوراى رياست جمهورى (رجايى، هاشمى رفسنجانى و بهشتى) اداره مى شد. در اين فاصله دولت شهيد رجايى كاملترين تركيب خود را در نبود رئيس جمهورى يافت و با انتخاب وزير آموزش و پرورش وقت (شهيد باهنر) به نخست وزيرى امور كشور به جريان افتاد و مهمترين مسأله روز انتخابات رياست جمهورى بود. پس ازحدود دو ماه، دوم مرداد ۱۳۶۰ ، رجايى به عنوان دومين رئيس جمهورى ايران انتخاب شد و پس از تنفيذ حكم رياست جمهورى اش توسط رهبر كبير انقلاب، نخست وزير خود را انتخاب كرد.
از مدتها قبل از آن، بحث انتخاب نخست وزير ميان سران نظام در جريان بود. پيشاپيش حتى قبل از برگزارى انتخابات مشخص بود ، محمدجواد باهنر نخست وزير است.
هاشمى رفسنجانى در خاطرات روزانه خود مى نويسد:
«۲۳ تير ۱۳۶۰ ... شوراى موقت رياست جمهورى (قبل از انتخاب رجايى به عنوان رئيس جمهور) در دفتر من تشكيل جلسه داد. درباره اوضاع جامعه ... و همچنين نخست وزير آينده مذاكره كرديم... براى نخست وزيرى آينده بيشتر سراغ آقاى باهنر رفتيم...»(هاشمى رفسنجانى عبور از بحران ص ۲۰۱) همچنين هاشمى رفسنجانى مى گويد:« (در) ۲۴ تير ۱۳۶۰ ...
در بين راه به سمت منزل به همراه آقاى باهنر، بحث هايى داشتيم، آقاى باهنر آمادگى پذيرش نخست وزيرى را دارد...» او در ادامه خاطرات روزانه خود در روز ۲۸ تيرماه اين چنين مى نويسد: «... جلسه شوراى مركزى حزب، در دفتر من تشكيل شد. بعد از بحث زياد، با نخست وزيرى ايشان (باهنر) موافقت شد و تعدادى اسم براى وزيران جديدبه ايشان داده شد...» (عبور از بحران ص ۲۰۲ و ۲۰۷ ) به هر حال، در دوازدهم مرداد ۱۳۶۰ محمدعلى رجايى رئيس جمهور در نامه اى به اكبر هاشمى رفسنجانى رئيس مجلس شوراى اسلامى، محمدجواد باهنر را به عنوان نخست وزير پيشنهاد مى كند:«براساس اصل ۱۲۴ قانون اساسى برادر مجاهد و دانشمند متعهد محمدجواد باهنر را به عنوان نخست وزير معرفى مى نمايم. اميداست با شناختى كه اكثراً از ايشان داريم و با توجه به كارايى هايى كه در انجام وظايف محوله در سمت هايى از قبيل وزارت آموزش و پرورش از خود نشان داده اند مورد تأييد اكثريت قاطع نمايندگان محترم قرار گيرند - رئيس جمهور - «محمد على رجايى» پس از رأى اعتماد مجلس به نخست وزير ، كابينه محمدجواد باهنر، در بيست و پنجم مرداد به مجلس معرفى شد. تركيب كابينه فاصله زيادى با كابينه شهيد رجايى نداشت و حتى به نوعى شكل ايده آل آن به شمار مى رفت كه تا پايان رياست جمهورى بنى صدر امكان تحقق نداشت. كابينه پيشنهادى دكتر باهنر عبارت بودند از: عبدالمجيد معاديخواه وزير ارشاد، حبيب الله عسگراولادى وزير بازرگانى ، محمدغرضى وزير نفت ، محمدعلى نجفى وزير فرهنگ و آموزش عالى، سيد حسين تاج گردون وزير راه و ترابرى، سرهنگ سيدموسى نامجو وزير دفاع، دكتر محمود روحانى رئيس بهزيستى ، على اكبر پرورش وزير آموزش و پرورش، مصطفى هاشمى وزير صنايع ومعادن، محمدتقى بانكى وزير برنامه و بودجه، حسن غفورى فرد وزير نيرو، مرتضى نبوى وزير پست و تلگراف و تلفن، سلامتى وزير كشاورزى، محمدمير محمد صادقى وزير كار، محمدرضا مهدوى كنى وزير كشور، بهزاد نبوى وزير مشاور در امور اجرايى، حسين نمازى وزير اقتصاد، سيدمحمد اصغرى وزير دادگسترى ، ميرحسين موسوى وزير خارجه، حسين موسويانى وزير مشاور و سرپرست صنايع فولاد، شهاب گنابادى وزير مسكن و منافى وزير بهدارى، از بين افراد مذكور فقط تاج گردون رأى اعتماد نگرفت. اما با وجود اين، به فاصله كمتر از دو هفته كه دولت جديد تازه كار خود را آغاز كرده بود، مهيب ترين انفجار بعد از واقعه هفتم تير در روز هشتم شهريور ۱۳۶۰ اتفاق افتاد. دفتر نخست وزيرى منفجر و رئيس جمهور و نخست وزيرش به همراه جمعى از وزيران به شهادت مى رسند. دوشنبه ۹ شهريور، اعلاميه اى به نام شوراى موقت رياست جمهورى از سوى هاشمى رفسنجانى نوشته و منتشر مى شودكه در آن وزرا ، همچنان سرپرستى وزارتخانه ها را به عهده داشته باشند تا نخست وزير تعيين شود.
شوراى موقت رياست جمهورى يعنى هاشمى رفسنجانى و موسوى اردبيلى (نفر سوم نخست وزير بايد بود كه او نيز شهيد شده بود) ،مهدوى كنى وزير كشور را به عنوان نخست وزير به مجلس معرفى كرد. مجلس دو روز پس از انفجار دفتر رياست جمهورى پيشنهاد نخست وزيرى آيت الله مهدوى كنى را در جلسه اى پرهيجان مطرح كرد. مجلس با ۱۷۸ رأى موافق، ۴ رأى مخالف و ۱۳ رأى ممتنع مهدوى كنى را به رياست دولت منصوب كرد. بدين ترتيب او مأمور شد تا هرچه زودتر مقدمات انتخابات رياست جمهورى را فراهم آورد. انتخابات در دهم مهرماه ۱۳۶۰ برگزار شد. آيت الله على خامنه اى به عنوان سومين رئيس جمهورى اسلامى ايران آغاز به كار كردند.
۲۳ تيرماه ، دو روز پس از تنفيذ حكم رياست جمهورى آيت الله خامنه اى، مهدوى كنى از سمت نخست وزيرى استعفا داد تا دست رئيس جمهور جديد براى انتخاب نخست وزير باز باشد. وى در نامه استعفاى خود خطاب به رئيس جمهور نوشت: «... در جلسه مورخه ۱۳۶۰‎/۷‎/۲۳ دولت، موضوع ادامه كار يا استعفا مورد بررسى قرار گرفت ودرنتيجه هيأت دولت به منظور باز گذاشتن دست جنابعالى در انتخاب نخست وزير و اعضاى كابينه استعفا را ارجح و اصلح تشخيص داد، لذا اينجانب استعفاى خود را تقديم مى دارم و به مقتضى اصل ۱۳۵ قانون اساسى تا تعيين دولت جديد وظايف خود را كماكان ادامه داده...» با اين استعفا نگاه ها به رئيس جمهور بود كه چه كسى را به عنوان نخست وزير به مجلس معرفى خواهد كرد ومجلس با نخست وزير و دولت تازه چه خواهد كرد؟ در محافل خبرى سياسى، سيدعلى اكبر پرورش، محمدغرضى، ميرحسين موسوى و مصطفى ميرسليم مطرح بود. در حزب جمهورى اسلامى، پرورش بيش از ديگران مورد حمايت بود.(عبور از بحران ص ۳۲۳) در ۲۳ مهر، در مجلس به طور غيررسمى، درباره نخست وزير رأى گيرى شد. پرورش، غرضى ، ولايتى وميرسليم رأى آوردند.
رئيس جمهور منتخب با نامزدى يك فرد روحانى همچون مهدوى كنى براى نخست وزير موافق نبود. هاشمى رفسنجانى درخاطرات خود در اين باره مى نويسد:« ... آقاى خامنه اى هم به دليل اينكه معتقدند نبايد همه رؤساى درجه اول، رئيس جمهور، رئيس مجلس، نخست وزير و رئيس ديوان عالى كشور، روحانى باشد، با ايشان (مهدوى كنى) موافق نيستند...» (عبور از بحران ص ۳۹۹) انتظارها ديرى نپاييد و روز ۲۷ مهرماه، رئيس جمهور، على اكبرولايتى نماينده مردم تهران در مجلس را براى نخست وزيرى معرفى كرد. با اين حال، در اين جلسه مشخص شد كه گروهى از نمايندگان با نخست وزيرى ولايتى مخالفند.
هاشمى رفسنجانى مى گويد: «۲۹ (مهرماه) ... بهزادنبوى ودو نفر ديگر از اعضاى كادر مركزى مجاهدين انقلاب اسلامى آمدند، براى منصرف كردن من از موافقت با نخست وزيرى دكتر ولايتى و بيش از يك ساعت صحبت كردند، نه آنها قانع شدند ونه من، آنها مى گويند ضعيف است، چهره نيست ياسابقه افتخار آميز مبارزه ندارد من مى گويم ديناميك، پركار و پشت كاردارد و متقى و مكتبى است. بيشتر روى پرورش و مهندس موسوى تكيه مى كنند..»(عبور از بحران ص ۳۵۵) او در خاطرات اين روز خود مى نويسد:«... احمدآقا از قم تلفن كرد. گفت: امام براى مراعات امنيت وحفاظت، با پيشنهاد من در خصوص اجازه رفتن دوستان ديگر، جهت اقامه نماز جمعه به جاى من موافقت كرده اند و از احتمال رأى نياوردن دكتر ولايتى اظهار نگرانى كرد...»(عبور از بحران ص ۳۳۵) ۳۰ مهر ماه پس از آنكه مجلس براى بررسى به نخست وزير جلسه غيرعلنى تشكيل دهد، نطق سيدمحمدخاتمى وكيل اردكان ناظران سياسى را به اين تصور انداخت كه احتمالاً نخست وزير جديد رأى نمى آورد. خاتمى معتقد بود، تنها اصول اعتقادى براى نخست وزير در آن شرايط حاد شرط نيست«شرط اول ، شخصيت اوست... امروز جامعه ما در كار سامان دادن به يك نظام اجتماعى است... امروز جامعه، نيازمند يك نخست وزير توانا و در عين حال برخوردار از منطق است كه بتواند تمركز در قوه اجرايى ايجاد كند... نخست وزيرى كه قدرت تميز اصول گرايى را از سليقه گرايى داشته باشد». اولين دستور آن روز، رأى گيرى براى نخست وزيرى على اكبر ولايتى بود. اما وى رأى نياورد. از ۲۰۷ نفر رأى حاضر در جلسه ، ۷۴ نفر موافق ۸۰، نفر مخالف و ۱۵ نفر بى رأى و ۳۸ نفر ممتنع بودند. رئيس جمهور، روز بعد در بيانيه اى شرايطى را كه از نظر وى براى نخست وزير لازم است، چنين برشمرد: از قدرت و تحركى بالا برخوردار باشد... قدرت بر تنوع كار است... سياسى باشد... انسانى اميدوار و خستگى ناپذير و معتقد به پيشرفت كارها باشد... مصمم و قادر به تصميم گيرى باشد... از لحاظ روحى فردى متين، بى شتاب، پخته و مصلحت انديش باشد. آقاى خامنه اى در حالى كه اين شش ويژگى را براى نخست وزير كشور انقلابى ايران لازم مى دانست، براى آن شرايط، سه شرط ديگر را نيز مهم دانست:بينش اسلامى، تقوى و پايبندى عملى به دين و اعتقاد به انقلاب. در بيانيه رئيس جمهور آمده بود كه با اين مبنا و اساس، «نزديك ترين فرد به ايده آل» را به مجلس معرفى كرده است. در كنار اين مسائل، بحث درباره معرفى نخست وزير جديد همچنان ادامه داشت، هاشمى رفسنجانى مى گويد: «... در جلسه شوراى حزب در دفتر آقاى خامنه اى شركت كردم، براى انتخاب نخست وزير بحث شد قرار شد آقاى (محمد) غرضى، وزير نفت، معرفى شود. چون امام گفته اند، مصلحت حزب نيست كه نخست وزير حزبى باشد، از معرفى آقايان پرورش و موسوى خوددارى شد...» (عبور از بحران ص ۳۴۲)
رئيس جمهورى پس از ملاقات امام و موافقت حزب جمهورى اسلامى تصميم به معرفى غرضى مى گيرد. «ولى موج مخالفت، وسيع است. سپاه، مجاهدين انقلاب اسلامى، جامعه مدرسين حوزه علميه قم ، متفرقه ها و عده اى از حزب جمهورى اسلامى، تماس گرفتند و اظهار مخالفت كردند...» (خاطرات هاشمى رفسجانى ، ص ۳۴۲)
هاشمى رفسنجانى مى گويد: «... (يكشنبه ۳ آبان) در جلسه اى با شركت آقايان احمد آقا خمينى ، اردبيلى، (عباس واعظ) طبسى و (سيدعلى) خامنه اى شركت كرديم، با بحث هاى زياد، قرار شد احمد آقا به عرض امام برساند كه غيرممكن است آقاى غرضى رأى بياورد و بهتر است آقاى مهندس (ميرحسين) موسوى را معرفى كنيم...»(عبور از بحران ص ۳۴۳) با اين حال، نمايندگان مجلس در يك جلسه غيرعلنى، درباره نخست وزيرى غرضى نظر دادند. از ۱۸۴ نفر صاحب رأى، ۶۰ نفر موافق، ۸۰ نفر مخالف و ۴۴ نفر ممتنع بودند.
پس از اين نظر خواهى، رئيس جمهور، ميرحسين موسوى را به عنوان نخست وزير معرفى كرد. در نامه رئيس جمهور آمده است: «پيرو عدم موافقت اكثريت نمايندگان محترم با نخست وزيرى برادر گرامى و ارجمند آقاى دكتر على اكبر ولايتى، اينك مجدداً برابر اصل يكصدوبيست و چهارم قانون اساسى ، برادر عزيز و گرانمايه آقاى ميرحسين موسوى به عنوان نخست وزير معرفى مى گردد. خواهشمند است، مجلس محترم را در جهت اخذ رأى تمايل در جريان امر قرار دهيد. سيدعلى خامنه اى - رئيس جمهورى اسلامى ايران » بلافاصله مجلس وارد شور مى شود و مهندس ميرحسين موسوى با ۱۱۵ رأى موافق۴۸، رأى مخالف و ۳۹ رأى ممتنع مجلس به نخست وزيرى برگزيده شد. پس از اين مجلس دوشنبه ۱۱ آبان بحث درباره كابينه ميرحسين موسوى را آغاز كرد. بيشتر وزيرانى كه ميرحسين موسوى به مجلس معرفى كرد، اعضاى كابينه هاى رجايى، باهنر و مهدوى كنى بودند: شهاب گنابادى (مسكن و شهرسازى) ، على اكبر پرورش( آموزش و پرورش ) ، كمال الدين نيك روش(كشور) ، محمدعلى نجفى (فرهنگ و آموزش عالى) ،بهزاد نبوى (مشاور در امور اجرايى) ، محمدغرضى (نفت) ، اصغرى (دادگسترى) ، سرهنگ سليمى (دفاع) ، نژادحسينيان (راه و ترابرى) ، دكتر منافى (بهدارى) ،حسن غفورى فرد(نيرو) ، مرتضى نبوى (پست و تلگراف ) ،احمد توكلى (كار) ،سلامتى(كشاورزى) ، حسين نمازى (امور اقتصادى و دارايى) ، عسگر اولادى (بازرگانى) ، مصطفى هاشمى (صنايع) ،محمد روحانى (مشاور و سرپرست بهزيستى) ، محمدتقى بانكى (مشاور و رئيس سازمان برنامه) ، موسويانى (مشاور و سرپرست فولاد) ،سرپرستى وزارت امور خارجه را نخست وزير خود برعهده گرفت.در مجلس، مخالفان بيشتر به وزيران كشور (ناطق نورى ) و صنايع (بهزاد نبوى) اعتراض داشتند. اما سرانجام اكثر كابينه رأى آورد و به على اكبر ولايتى نيز به عنوان وزير خارجه رأى دادند. ۱۸ آبان ماه همين سال اما، نخست وزير ، سه وزير خودرا تغيير داد، محمدخاتمى به عنوان وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى، جواد اژه اژه اى وزير مشاور و رئيس سازمان بهزيستى و محسن رفيق دوست وزير سپاه پاسداران به دولت راه يافتند. كابينه ميرحسين موسوى بدين ترتيب شكل گرفت،كابينه اى ائتلافى، در سمت راست اين ائتلاف وزرايى چون عسگراولادى، ناطق نورى، توكلى، مرتضى نبوى و ولايتى قرار داشتند و در سمت چپ، آن بهزاد نبوى، محمدعلى نجفى، سيدمحمدخاتمى، كاظم اكرمى قرار گرفتند. دولت دوم ميرحسين موسوى در دوران چهار ساله دوم رياست جمهورى آيت الله خامنه اى اما با تغييراتى همراه بود. عسگراولادى از كابينه خارج شد و جاى ناطق نورى ، توكلى، نبوى چهره هاى جديد (محتشمى پور، سرحدى زاده و غرضى) نشستند. و بدين ترتيب جوانان انقلاب، حكومت را در سخت ترين شرايط ۸ سال تمام اداره كردند. آنان هرچند دو دولت ناپايدار دولت بين صدر و دولت شهيد رجايى در سابقه خود داشتند اما دو دولت كامل ميرحسين موسوى را هم به اتمام رساندند.  «جوانان انقلابى» در پايان دولت نخست ميرحسين موسوى به جناح هايى متفاوت تقسيم شدند. جناحهايى كه سالها بعد هر يك خود به تنهايى دولت را در اختيار گرفتند. برخى راه دانشگاه را پى گرفتند و ميانه رو شدند برخى ماندند سالها بعد دولت اصولگرا را از آن خود كردند و برخى نيز تكنوكرات و فن سالارى را پيشه خود ساختند.
> دولت تكنوكرات ها؛ آغاز دوران تازه در انقلاب
سال آخر رياست جمهورى آيت الله خامنه اى با رحلت امام خمينى (ره) همزمان شد وهمين مسأله تغييراتى را در ساختار سياسى و قانون اساسى نظام جمهورى اسلامى موجب شد، با اصلاح قانون اساسى، پست نخست وزيرى از ساختار دولت حذف و بدين شكل، رئيس جمهورى خود شخصاً كابينه را به مجلس معرفى كرد. در روز هشتم مرداد به دعوت رهبر جديد، انتخابات برگزار شد. بيش از ۱۶ ميليون نفر به اكبر هاشمى رفسنجانى رأى دادند. روز ۲۵ مرداد آيت الله خامنه اى كه همزمان رهبرى و رياست جمهورى را برعهده داشت. از رياست جمهورى استعفا داد و همزمان كار ميرحسين موسوى به عنوان آخرين نخست وزيرى در جمهورى اسلامى هم پايان يافت، حضرت آيت الله خامنه اى مستند به قانون اساسى بازنگرى شده با قدردانى از خدمات آقاى موسوى اردبيلى، محمد يزدى را به عنوان رئيس دستگاه قوه قضاييه برگزيد.
در همان روز ، مجلس جاى خالى هاشمى رفسنجانى را به معاون او مهدوى كروبى سپرد. بدين ترتيب هاشمى رفسنجانى پس از تنفيذ حكمش از سوى رهبر انقلاب در شهريورماه ۱۳۶۸ ، دولت بازسازى شده را براساس بازنگرى قانون اساسى براى نخستين بار بدون نخست وزير آغاز به كار كرد. اكبر هاشمى رفسنجانى رئيس جمهور، حسن حبيبى وزير دادگسترى دولت موسوى را به معاون اولى خود برگزيد و وزيران خود را به مجلسى برد كه تا ماه پيش خود آن را رياست مى كرد. او از جمع همكاران خود در مجلس چهار تن را كسوت وزارت پوشاند: محسن نوربخش، مصطفى معين، حسين كمالى و حسين محلوجى براى وزارت هاى امور اقتصادى و دارايى، فرهنگ و آموزش عالى، كار و معادن و فلزات معرفى شدند. نيمى از كابينه ميرحسين موسوى را نگاه داشت و دو تن را جابه جا كرد: از وزيران سابق:محمدعلى نجفى، على اكبر ولايتى، محمدغرضى، فروزش ، سعيدى كيا، محمدخاتمى، عيسى كلانترى، كازرونى، غلامرضا آقازاده، زنگنه و وهاجى ماندند فلاحيان، عبدالله نورى، شوشترى، تركان براى اولين بار كسوت وزارت پوشيدند و نژادحسينيان ، دكتر فاضل ونعمت زاده از كابينه هاى قبلى وزير بودند. از جمله كسانى كه در اين كابينه عضويت نيافت، بهزاد نبوى بود كه مجلس حتى بعد از اعلام اسامى وزيران جديد هم دست از گريبانش برنداشت. بهزاد نبوى وزير صنايع دولت ميرحسين موسوى در ۲۹ مرداد ۶۸ چند روز قبل از تشكيل دولت جديد استيضاح شد اما رأى اعتماد مجدد گرفت. بدين ترتيب ، هاشمى رفسنجانى، طيفى ازمديران اجرايى از جوانان انقلابى را انتخاب كرد كه پس از آن به «مديران تكنوكرات» معروف شدند. هاشمى رفسنجانى در آغاز دوران تازه از حيات جمهورى اسلامى وعده كردكه اقتصاد را سامان مى دهد، از قانون اساسى پاسدارى مى كند و ويرانى هاى ناشى از جنگ را آباد خواهد كرد او از وزيران خود خواست كه فقط به وظيفه خود فكر كنند وعمل سياسى را براى او بگذارند.او آنان كه در دولت ميرحسين موسوى مدافع برنامه هاى باز اقتصادى ، اجتماعى و فرهنگى بودند در جاى خود حفظ كرد، چنان كه سيدمحمدخاتمى از چپ و على اكبر ولايتى از راست را با اين معيار وزير كرده بدين ترتيب دولت نخست هاشمى رفسنجانى نه در دامان چپ غلتيد و نه در دامان راست. هم از چپ بود و هم از راست.
اما با وجود اين، عمر مجلس سوم به پايان رسيد و انتقادات از تيم اقتصادى (نور بخش وزير اقتصاد ، عادلى رئيس بانك مركزى و روغنى زنجانى رئيس سازمان برنامه و بودجه) به جايى نرسيد. اما بر عكس استيضاح فاضل وزير بهداشت نتيجه فرجامى داشت. چهارمين دوره انتخابات مجلس در شرايطى برگزار شد كه جنگ تحميلى به پايان رسيده و امام نيز رحلت يافته بودند . بحرانهاى اقتصادى ناشى از جنگ، سقوط شديد قيمت نفت، كاهش صدور آن به دليل جنگ نفتكش ها از سال ۶۵ به بعد در انتخابات دروه چهارم به حساب جناح چپ و سياست هاى پيشين گذاشته مى شد و همين امر گردش دولت جديد به سمت سياستهاى اقتصاد سرمايه دارى موسوم به تعديل را توجيه مى كرد. رياست مجلس چهارم برعهده آقاى على اكبر ناطق نورى عضو شوراى مركزى جامعه روحانيت مبارز قرار گرفت. دولت هاشمى از سال ۱۳۷۰ درمقابل مجلسى كه اكثريت مطلق آن به عهده جناح راست بود با مشكلاتى مواجه شد. در جريان كار مجلس چهارم، هاشمى رفسنجانى و كابينه اش در موقعيت دشوارى قرار گرفتند. دو فشار از دو جانب متضاد بر اين كابينه كه چهره هايى از هر دو جناح در آن ديده مى شدند، وارد مى آمد. هاشمى كه در كار اجراى برنامه توسعه مى كوشيد، بى توجه به ارتباطات جناحى و گرايش هاى سياسى، مديران خود را انتخاب كرد اما از يك سو با انتقاد مدام جناح تضعيف شده چپ رو به رو بود كه او را عامل شكست خود مى دانست و از سوى ديگر با فشار سنگين جناح راست كه حضور افراد متمايل به جناح رقيب را در وزارت ها و پست هاى كليدى نمى پسندند. پس از پيروزى خيره كننده در انتخابات مجلس چهارم حق خود مى دانست كه وزارت ها و پست هاى كليدى در اختيار شخصيت هاى همفكرش باشد و دليلى نمى ديددر حالى كه رؤساى قوه مقننه و قضايى از آن جناح بودند و اكثريت مجلس را هم در اختيار داشتند، هاشمى رفسنجانى كه از اعضاى شوراى مركزى جامعه روحانيت بود راه مماشات با جناح رقيب را بپيمايد كه پيوسته مخالف برنامه هاى دولت بود و نيز اصرارى در حفظ وزيرانى داشته باشد كه عضو فعال كابينه ميرحسين موسوى و سمبل دورانى بودند كه جناح راست از قدرت دور مانده بود. با اين حال، دولتيان فارغ از گرايش هاى قبلى خود، زير فشارى دو سويه به هم نزديك شدند و آرام آرام يك نگرش جديد پديد آمد كه افرادى از ميانه هر دو جناح در آن بودند. در مجلس چهارم، سؤال ها و تقاضاى تحقيق و تفحص از وزيران وزارتخانه ها تا جايى پيش رفت كه يكى از وزيران اظهار داشت كه اين همه دلمشغولى جايى براى انجام وظيفه معمول يك وزير باقى نمى گذارند.
دو وزير (نجفى و سعيدى كيا) در اين مجلس استيضاح شدند، هر دو با حمايت علنى رئيس جمهورى موفق به كسب رأى اعتماد شدند، با اين حال، دولت دوم هاشمى رفسنجانى در چنين شرايطى آغاز به كار كرد. بحث راجع به تركيب كابينه نيز از همان ابتدا شروع شد بطورى كه اول از همه ۷۰ درصد نماينده منتسب به راست در نامه اى به رئيس جمهور منتخب خواستار كابينه مقتدر تر شدند.
رئيس جمهور منتخب براى چهار سال دوم تركيب متفاوتى را معرفى كرد كه شش نفر از وزيران قبلى در آن نبودند، وى در مجلس توضيح داد كه پنج تاى اين عده را به رعايت خواست اكثريت مجلس كنار گذاشته است. هاشمى رفسنجانى از ۲۳ وزيرى كه چهار سال پيش با آنها كار را آغاز كرد، ۱۵ نفر را همچنان حفظ كرده بود. در اين تركيب به جز مهندس تركان كه از وزارت دفاع به وزارت راه منصوب مى شد و فروزش و زنگنه وزيران جهاد سازندگى و نيرو كه جايشان را به يكديگر دادند، دكتر مرندى، على محمد بشارتى، يحيى آل اسحاق، هاشمى گلپايگانى و مهندس آخوندى وارد كابينه شدند تا وزارتخانه هاى بهداشت، كشور، بازرگانى ، فرهنگ و آموزش عالى و مسكن و شهرسازى را عهده دار شوند ودكتر ملك زاده، عبدالله نورى ، وهاجى، مصطفى معين و مهندس كازرونى از دولت بروند.
در وقت شمارش آرا و در حالى كه احساس مى شد كابينه همان طور كه رئيس جمهور خواسته بود رأى اعتماد مى گيرد، ناگهان آشكار گرديد كه دكتر محسن نوربخش با كسر چهار رأى نتوانسته است از مجلس رأى اعتماد بگيرد. هاشمى رفسنجانى به جاى نوربخش محمدخان معاون او (و رئيس كل گمرك) را معرفى كرد و جاى او را به وهاجى وزير سابق بازرگانى داد. بعدها نيز محمدخاتمى جاى خود را به ميرسليم داد تا او نيز به ياران خود در جناح چپ بيرون از قدرت بپيوندد. بدين ترتيب تاريخ يكبار ديگر ورق خورد، جناحى كه از راهيابى به دولت دوم ميرحسين موسوى بازداشته شده بود، اين بار جناح مقابل را از ورود به دولت باز مى داشت. دولت اكبر هاشمى رفسنجانى اما همانند دو سلف قبلى خود در رياست دولت - بازرگان و ميرحسين موسوى - در چهره دولت تغيير داد چنان كه نه همانند بازرگان تنها از بروكرات هاى ميانسال بهره جست نه مانند ميرحسين بطور خاص از جوانان انقلابى بلكه از تركيب آن دو تكنوكرات هاى مذهبى را به كار گرفت.
> مديران عصر اصلاحات ؛ آميزه اى از مديران نسل جديد و قديم
پس از هاشمى رفسنجانى اين، محمدخاتمى بود كه چهارسال پس از كناره گيرى از وزارت ارشاد هاشمى، به جاى رئيس سابقش، عهده دار رهبرى دولت شد. خاتمى پس از آن كه در دوم خرداد ۷۶ ، از قطار انتخابات پياده شد تا سوار بر ماشين اصلاحات، دولتى را شكل دهد كه در پايان چهار سال اول، پرحادثه ترين دولت ايران شد. دولت سيدمحمدخاتمى از همان آغاز دچار چالش هاى جدى در تكميل تركيب خود شد.خاتمى با آنكه مى دانست تركيب مجلس پنجم، در اختيار جناح مقابلش است اما كابينه پر ريسكى را به مجلس برد، عبدالله نورى، عطاالله مهاجرانى و مصطفى معين را بسيارى از هوادارانش بهترين انتخاب ها خواندند. چنان كه انتخاب درى نجف آبادى را پرچالش خواندند. در فهرست وزارت اطلاعات خاتمى ابتدا موسوى خوئينى ها نيز مطرح بود كه نه او پذيرفت و نه مجلس مى پذيرفت. خاتمى، اما از مديران هاشمى تنها ۶ وزير ، سعيدى كيا(جهاد) ،شوشترى (دادگسترى) ، غلامرضا شافعى (صنايع) ، زنگنه (نفت) ، كمالى (كار) ، كلانترى (كشاورزى) را نگه داشت و ۱۵ وزير ديگر را خود از مديران ميانى و تكنوكرات هاى دولت هاشمى به دولت اصلاحات آورد. حسين مظفر (آموزش و پرورش ، درى نجف آبادى(اطلاعات)، حسين نمازى (اقتصاد) ، خرازى (خارجه)، شريعتمدارى (بازرگانى) ، فرهادى(بهداشت) مديران خاتمى اما در ميانه راه ، دولت اصلاحات را ترك كردند. عبدالله نورى استيضاح شد. درى نجف آبادى استعفا داد. چنان كه مهاجرانى چنين كرد. در دولت خاتمى اما پاره اى از مديران ميانى در سطح معاونان وزير حضور داشتند كه بسيارى آنان را وزيران سايه مى ناميدند، مصطفى تاج زاده در وزارت كشور، محسن امين زاده در وزارت امور خارجه، احمدبورقانى در وزارت ارشاد، غلامحسين كرباسچى شهردار تهران . اينان اما هيچگاه به هيأت وزيران راه نيافتند و حتى زودتر از وزيران اصلى از دولت خارج شدند. در دولت دوم خاتمى اما تركيب كابينه تغييرى نكرد و تنها برخى ديگر از همراهان خاتمى، او راترك كردند. معين از وزارت علوم، طهماسب مظاهرى از وزارت اقتصاد، محمدعلى نجفى از سازمان برنامه و بودجه و توفيقى ، صفدرحسينى و ستارى جايگزين آنها شدند. بدين ترتيب دولت خاتمى، از همان تركيب نسل مديران دولت قبلى بهره برد در عين حال كه خود نسل جديدى از مديران را پروراند. خاتمى دردولت اول از تكنوكرات هاى نزديك به كارگزاران بهره برد چنان كه تيم اقتصادى اش محسن نوربخش(بانك مركزى) ، محمدعلى نجفى (برنامه و بودجه)، نمازى (اقتصاد) بودند. وزير ارشادش مهاجرانى و نيز عبدالله نورى جامه صدارت كشور را بر تن كرد. اما مديران ميانى اش از چپ گرايان جوان بودند كه اينك به ميانسالى رسيده و ميانه رو شده بودند آنان در دولت اول، در سطح مديران ميانى بودند و در دولت دوم به وزارت رسيدند. ستارى(برنامه و بودجه) ، صفدرحسينى (كار و اقتصاد) ، حاجى (آموزش و پرورش ) ، خرم (راه)، بى طرف(وزير نيرو) و رمضان زاده(سخنگو) بدين ترتيب دولت دوم خاتمى، كمى متفاوت از دولت اول بود. دولتى كه هرچند مديران تازه نفس
گزارش «ايران» از برنامه ها و ديدگاههاى اعضاى كابينه پيشنهادى
آغاز داورى مجلس
درباره كابينه
• احمدى نژاد، امروز به همراه ۲۱ وزير پيشنهادى خود در مجلس حضور مى يابد تا از نمايندگان رأى اعتماد بگيرد
جواددليرى ـ جلال برزگر
از ۲۸ مرد كابينه محمود احمدى نژاد، تيم سياسى او به نظر شناخته شده ترين چهره هاى كابينه اند. در تركيب كابينه سياسى محمود احمدى نژاد پنج وزير قرار دارند. مصطفى پورمحمدى (كشور)، غلامحسين محسنى اژه اى (اطلاعات)، منوچهر متكى (خارجه)، محمد نجار (دفاع)، جمال كريمى راد (دادگسترى) و يك معاون نيز در مجموعه تيم سياسى او مستقيم حكم خود را از رئيس جمهور دريافت خواهد كرد، سيد احمد موسوى معاون حقوقى و امور مجلس. بدين ترتيب در تركيب سياسى كابينه احمدى نژاد نه چهره هاى ناشناخته، نه شخصيت هاى چندان بى تجربه حضور دارند بلكه هر يك در اين سالها به نوعى مسؤوليت هايى را عهده دار بوده اند برخى كمتر و بعضى بيشتر.
تيم سياسى كابينه نهم هر چند نسبت به همكاران خود در بخش اقتصادى و اجتماعى كم شمارند اما از لحاظ وزن و سوابق و تجربه پرحجم اند و اين چنين است كه حضور پورمحمدى و محسنى اژه اى در كنار منوچهر متكى و محمد نجار كه سابقه ۲۷ ساله در سپاه پاسداران دارد تمام نگاههاى كابينه را به اين سو جلب كرده است.
224682.jpg
اهميت اين پنج نهاد اصلى سياسى دولت به اندازه اى است كه رئيسان دولتها نيرومندترين، سرسخت ترين و ورزيده ترين افراد موجود در ميان سياستمداران و مديران را براى رياست بر آنان انتخاب مى كنند. كابينه سياسى احمدى نژاد هرچند وابسته به احزاب سياسى نيستند و هويت حزبى مشخص ندارند اما از يك گرايش فكرى مشخص هستند وتمام آنان بى شك در ذيل جريان اصولگرا قرار مى گيرند. هر چند تمايل آنان به راستگرايان سنتى نيز قابل انكار نيست. چنان كه پورمحمدى خود مى گويد: «اصولگرايى براى من اصل است.» و محسنى اژه اى نيز بر همين نظر اعتقاد و اصرار دارد. بدين ترتيب هيچ يك از سياستمداران كابينه نهم گرايشى به اصلاح طلبان يا تكنوكراتها ندارند. آنان نيروهايى هستند كه معتقد به اداره حكومت براساس شيوه نو و تازه اند. شيوه اى كه به اصولگرايى مشهور شده است. اين چنين بود كه پورمحمدى، آنگاه كه دولت خاتمى بر سر كار آمد از وزارت اطلاعات رفت وبه گفته خود ۸ سال «تحقيق كرده و كتاب نوشته است و نيز محسنى اژه اى كه خاتمى نپذيرفت او وزير اطلاعاتش شود، در دستگاه قضايى مسؤوليت هاى مهمى برعهده گرفت كه پر سروصداترين آن دادگاه كرباسچى بود. منوچهر متكى نيزدر دولت اول خاتمى سفير ايران در ژاپن بود اما به عنوان يك آبادگر و اصولگرا به مجلس هفتم راه يافت و پس از آن نيز سخنگوى على لاريجانى چهره منتقد اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهورى شد. محمد نجار و جمال كريمى راد نيز هر دو هيچ هويت سياسى رسمى از خود نشان نداده اند يكى وابسته به سپاه پاسداران بود و ديگرى عضو قوه قضاييه. اينك هر پنج وزير سياسى - امنيتى كابينه احمدى نژاد آماده اجراى برنامه هاى خود هستند. وزيران سياسى - امنيتى نه مانندبرخى اقتصاددانان كابينه دغدغه عدم اعتماد رأى مجلس را دارند نه مانند برخى ديگر نياز به معرفى. آنان اكنون يك گام جلوتر از همكاران خود در كابينه، كليد دفاتر خود را تحويل گرفته اند و برنامه هايشان را براى اجرا و انتخاب همكاران به روى ميز كارشان قرارداده اند.
وزارت كشور؛ اولويت در سلامت اجتماعى، فراگيرى در امنيت
نهمين وزير كشور «ايران اسلامى»، «مصطفى پور محمدى» است. او درحالى قدم به طبقه بيستم بلندترين عمارت خيابان فاطمى تهران مى گذارد كه پرسابقه ترين عضو كابينه نهم است. پرآوازه ترين سمت او قائم مقامى وزارت اطلاعات فلاحيان - دوران هاشمى رفسنجانى است - او رئيس خارجى اين وزارتخانه در دوران درى نجف آبادى نيز بود اما پس از رفتن درى از وزارت اطلاعات، او نيز همزمان با آمدن على يونسى از اين وزارت رفت. پورمحمدى اما از اين سال -۷۸ - به بعد راه مجزايى پيش گرفت ابتدا به حلقه روح الله حسينيان درمركز اسناد انقلاب اسلامى پيوست، پس از سال ۸۱ به دفتر مقام معظم رهبرى رفت وجزو مشاورين و نيز مدير گروه سياسى اجتماعى اين دفتر شد. او اكنون آماده پوشيدن لباس وزارت است، وزارتى كه بى شك «قلب تپنده» دولت وكليدى ترين و مؤثرترين وزارت خواهد بود. وزارت كشور با داشتن ۲۸ استاندار » به عنوان بالاترين مقام اجرايى و مسؤول امنيتى استان، ۲۰۸ فرماندار و صدها بخشدار و دهدار - حساس ترين عضو كابينه خواهد بود كه خود نيز يك كابينه را هدايت خواهد كرد.
از سياسى ترين وظيفه وزارت كشور ، برگزارى انتخابات و اعطاى مجوز فعاليت احزاب گرفته تا اجتماعى ترين اين وظيفه، فعاليت هاى شهرى ، عمرانى و اقتصادى ، در كنار مسائلى چون قوميت ها، نهادهاى مدنى و صنفى، امور امنيتى ، شوراها، اين وزارت را در جايگاه مهمى قرار داده است. به همين منظور، وزير كشور بايد مرد واكنش هاى سريع باشد. پورمحمدى اما دراين باره سابقه اى روشن دارد و همپاى ديگران نامش مطرح بوده است. پورمحمدى، همچون هركس ديگرى كه پا به وزارت كشور گذارده بى شك بايد تغييرات جدى دروزارتى دهد كه قلب تپنده دولت خواهد بود. از اين رو مصطفى پورمحمدى برنامه هاى خود را در هفت بخش اولويت بندى كرد.
حفظ و ارتقاى امنيت و سرمايه اجتماعى ، تضمين امنيت فعاليت سياسى وافزايش حسن مشاركت مؤثر ، افزايش پاسخگويى ، تهيه برنامه جامع ساماندهى و تمركز مديريت شهرى ، منشور حقوق شهروندى ، تهيه طرح جامع تقسيمات كشورى و ارتقاى منزلت و كارآمدى نيروى انتظامى .
او قانون گريزى و بى نظمى اجتماعى، بزه هاى اجتماعى، واگرايى اجتماعى و قومى، ناكارآمدى قوانين انتخاباتى ، ناهماهنگى در مديريت شهرى ، معضل حمل ونقل عمومى درون شهرى ، توسعه نيافتگى برخى مناطق ،نارسايى و ابهام در فعاليت هاى سياسى را از مهمترين مشكلات حال جامعه در حوزه كارى وزارت كشور برمى شمارد.
پورمحمدى اما، براى اجراى اولويت هاى خود بر سه اصل سلامت اجتماعى و سياسى، خدمت رسانى عمومى و امنيت فراگير تأكيد مى كند.
وى سلامت اجتماعى را در سه بخش رفتار فردى، جمعى و سياسى، انضباط نوع دوستى ، احترام به ديگران، وفاى به عهد، رعايت حقوق شهروندى و تعامل مهرورزانه با كارگزاران حكومتى عنوان كرده است.
پورمحمدى مى گويد: سلامت سياسى نيز با فعاليت هاى وزين و متين احزاب، گروه هاى مرجع و نخبگان، شفاف سازى، قاعده مندى و شناسنامه دار شدن توأم شكل مى گيرد. وزارت كشور در راستاى وظايف قانونى و رسالت دينى و ملى خود، با استمداد از كليه نيروهاى دلسوز و فعال اجتماعى ، احزاب ، سازمانهاى غيردولتى ، فعالان دينى در مساجد و هيئات مذهبى و نيز با سرلوحه قراردادن انصاف و عدالت ، سلامت اجتماعى و سياسى را تضمين كرده و توسعه خواهد داد تا در راه اهداف انقلاب اسلامى كه همانا ترويج فضايل اخلاقى و كرامت انسانى و ايجاد جامعه مدنى اسلامى است، گام بردارد.
وزير پيشنهادى وزارت كشور كاهش مشكلات مردم، رهايى آنان از گرفتاريهاى روزمره و صرف وقت در مسائل پيش پا افتاده، را جزو خدمات رسانى عمومى اين وزارتخانه بيان كرده است. وى معتقد است امور كشور بايد به نحوى سامان يابد كه كرامت و آزادى مردم به خاطر تأمين حداقل هاى زندگى آسيب نبيند. اگر خدمت رسانى به نحو مطلوب صورت گيرد، بخش عمده شرايط تأمين امنيت به صورت طبيعى ، كم هزينه و فراگير محقق مى شود تا آنجا كه تك تك افراد جامعه دل در گرو امنيت خواهند داشت و در پاسدارى از آن مى كوشند. همچنين ارائه حد نصاب قابل قبولى از خدمات براى عموم مردم موجب مصونيت بخشى به حكومت نيز مى گردد.
در بخش امنيت، پورمحمدى معتقد است: تأمين امنيت مهمترين وظيفه و هدف وزارت كشور است. درحالى كه براى جامعه و ديگر دستگاهها ، بستر و زمينه تلاش براى دستيابى به اهدافشان است. با توجه به پيچيدگى زندگى انسان معاصر ،مفهوم امنيت در منظر عمومى جوامع و كشورها نه تنها حفظ امنيت شهروندى در چارچوب تأمين حقوق طبيعى فردى است؛ بلكه حفظ الگوى برگزيده روش زيست فردى و اجتماعى براى اداره جامعه و حكومت است كه از آن به «روش زندگى » تعبير مى شود.
براين اساس، مفهوم امنيت در شرايط كنونى ، حفظ و حراست از روش زندگى برگزيده بومى از آسيبها و تهديدات است. با درك اين مفهوم از امنيت ،وظيفه وزارت كشور تنهاحفظ بهبود امنيت در سطح فيزيكى و سخت افزارى آن نيست بلكه موظف است تا امنيت در ابعاد مختلف آن را تأمين نمايد. روش زندگى ايرانى مسلمان در اين دوره تاريخى ، الگوى پيشنهادى جمهورى اسلامى است كه با زندگى سالم ، مرفه و اخلاق مدار معنى مى يابد. به اين ترتيب وزارت كشور وظيفه خود مى داند تا با بازتعريف مفهوم امنيت و توجه به جايگاه عدالت در امنيت ،در تعامل با آحاد جامعه به توليد امنيت دست يابد.
امنيت دراين معنا، تنها از جانب حكومت تأمين نمى شود، بلكه فرايندى است كه از تعامل سازنده دولت - ملت حاصل مى شود.
وزارت اطلاعات؛ اولويت در بهره گيرى از ديپلماسى پنهان
غلامحسين محسنى اژه اى، در كنار پورمحمدى شناخته شده ترين چهره كابينه محمود احمدى نژاد است. نام اژه اى در بهار سال ،۷۷ با قضاوت دادگاه غلامحسين كرباسچى بر سر زبانها افتاد. هرچند كه قبل از آن، حداقل يك بار ، نامش براى وزارت اطلاعات دولت خاتمى مطرح شده بود. اما درى نجف آبادى جايگزين او شد. او در اواخر سال ۷۷ به سمت دادستان كل دادگاه ويژه روحانيت برگزيده شد و از آن سال اين جايگاه را در دست داشته است. اين روحانى ۴۹ ساله اصفهانى در مقدمه برنامه خود به برآورد كلان وضعيت امنيتى كشور و عوامل مؤثر بر آن پرداخته و معتقد است: «امنيت از جمله نياز اساس فرد و جامعه است كه زمينه ساز شكوفايى و رشد قابليت هاى انسانى در مسير تكامل مادى و معنوى خواهد بود.» محسنى اژه اى براساس برنامه كلان دولت نهم كه بر شناسايى شبكه هاى فعال ضدانقلاب در صحنه هاى اقتصادى، فرهنگى ، سياسى ، اجتماعى و ... و شناسايى ترفندهاى آنهاو چاره انديشى در جهت مبارزه با آن و اتخاذ رويه هاى اثربخش براى كنترل فعاليت هاى جاسوسى و ايجاد احساس امنيت در جامعه و برخورد شديد با عوامل مخل امنيت جامعه تأكيد دارد ، مقابله با جريانات برانداز مسلح و تروريست، جلوگيرى از ظهور اپوزيسيون جديد، مقابله با شرارت هاى سازمان يافته و باندهاى موادمخدر را از برنامه هاى مهم حوزه امنيتى وزير آينده اطلاعات اعلام كرده است.
همچنين ايفاى نقش مؤثر در تحكيم وحدت جهان اسلام، دسترسى به فناورى استراتژيك با اولويت بخشيدن به جاسوسى علمى و صنعتى، روابط همه جانبه با ايرانيان خارج از كشور، بهره گيرى از ديپلماسى پنهان تبادل اطلاعاتى با سرويس هاى اطلاعاتى كشورهاى بيگانه و جلوگيرى از نفوذ آن درعرصه هاى مختلف نظام را از برنامه هاى مهم خود دراين بخش دانسته است.
ايجاد تحول در فرايند طرح نيازمندى، توليد و ارائه اطلاعات، ارتقاى قوه عاقله و نهاد تجزيه و تحليل اطلاعات مبتنى بر دانش محورى، آسيب شناسى دقيق به منظور آسيب زدايى بهنگام، حفظ استقلال وزارت اطلاعات نسبت به جريانهاى سياسى، ايجاد امنيت پايدار و فرصت شناسى دقيق درحوزه هاى مختلف را از برنامه هاى مهم خود در راستاى رسالت وزارت اطلاعات عنوان كرده است.
وزير پيشنهادى اطلاعات، يك بخش ديگر از وظايف خود را به شناسايى نقاط آسيب پذير در سيستم اقتصادى، مقابله با مفاسد كلان اقتصادى، جلوگيرى از قله هاى ثروت در جامعه و جلوگيرى از پيوند فساد اقتصادى با فساد سياسى اختصاص داده است.
سنجش مستمر رضايتمندى و نارضايتى هاى عمومى جامعه، كمك به افزايش اعتماد مردم و تقليل فاصله ميان مردم و حاكميت از برنامه هاى مهم اژه اى در بخش فرهنگى و اجتماعى خواهدبود.
وى همچنين به تشريح شرايط و تحولات بين المللى مؤثر بر امنيت ملى جمهورى اسلامى پرداخته است و بر اين باور است كه گرايش آمريكا به برقرارى نظام سلطه در دوره جدى و استكبار كه مبتنى بر نظاميگرى نوين، تحول در رژيم هاى حقوقى بين المللى و تلاش براى ليبراليزه نمودن و فراگير انديشه ها و هنجارهاى ليبرال دموكراسى درجهان است.
لزوم تداوم بحران در سطح جهان ضرورت طرح دشمن خارجى شبيه دوران جنگ سرد، اختلاف نگرشى و درعرصه انرژى هسته اى، حقوق بشر، وضعيت عراق و راهبرد آمريكا، سناريوى خاورميانه بزرگ و شكل گيرى محاصره نظامى ايران توسط آمريكا باتوجه به اشغال افغانستان، عراق، حضور درمنطقه خليج فارس و ديگر كشورهاى همسايه را از عوامل مؤثر خارجى بر امنيت ملى ايران دانسته است.
محسنى اژه اى همچنين تلاش دشمنان بر دامن زدن بر اختلافات قوميت ها و قومى حمايت آمريكا از گروههاى اپوزيسيون تهاجم فرهنگى و تلاش بيگانه براى سلب خودباورى، پيامدهاى امنيتى ناشى از بيكارى، شكاف و تضاد بين نسلى، بروز مظاهر فساد و مالى فساد ادارى و كمرنگ شدن ارزش هاى دين را از آسيب هاى جدى داخلى عنوان كرده است.
وزارت خارجه ؛ هماهنگى كامل باشوراى امنيت
عضو ۵۲ ساله كميسيون امنيت ملى و روابط خارجى مجلس هفتم و رئيس كميته سياست خارجى اين كميسيون به گواهى تعداد مصاحبه ها و اعلام مواضع كم صحبت تر از برخى همكاران نزديك خود بوده است، از اين رو و با عنايت به سوابق «منوچهر متكى» وزير پيشنهادى امور خارجه كابينه جديد را مى توان ديپلماتى تودار معرفى كرد، با اين وجود متكى فرد ناشناسى نيست و همراه ديگر وزراى پيشنهادى سياسى به گروه سرشناسان كابينه تعلق دارد، اولين پيام معرفى متكى به عنوان وزير امور خارجه، هماهنگى اين وزارتخانه با شوراى عالى امنيت ملى و دبيرخانه آن است، چرا كه وى عضو ارشد ستاد انتخاباتى على لاريجانى دبير كنونى شوراى عالى امنيت و به ظن بسيارى وزير امور خارجه لاريجانى هم بود.
به لحاظ سابقه و گرايش متكى از جمله هماهنگ ترين ديپلمات ها با دولت جديد به حساب مى آيد، نماينده دوره هاى اول و هفتم مجلس، سفير ايران در تركيه و ژاپن و مدير كل اروپاى غربى و امور بين الملل و معاون حقوقى، كنسولى و امور مجلس وزارت امور خارجه در گذشته، سرانجام توانست در نگاه رئيس جمهور امتياز بيشترى از ديگر رقباى خود كه اصلى ترين آنها «على اكبر صالحى» سفير اسبق ايران در آژانس بين المللى انرژى اتمى بود، به دست  آورد و حالا او به عنوان يكى از سكانداران اصلى سياست خارجى به مجلس معرفى شده است تا در ساختارى مشابه با آمريكا بعد از مسؤول شوراى عالى امنيت سكاندار دوم سياست خارجى باشد و كشتى ديپلماسى ايران كه دچار مواجهه ديپلماتيك با آمريكا هم هست را به سهم خود راهبرى كند.
كسب رأى اعتماد از مجلسى كه متكى از اعضاى ارشد فراكسيون اكثريت و رئيس كميته سياست خارجى كميسيون امنيت آن است براى او طبعاً نبايد دشوار باشد، لذا مى توان او را از فردا وزير امور خارجه كابينه دانست، پس نقشه حركتى وزارتخانه مذكور در دوره احمدى نژاد را بايد در سلايق و تمايلات اين وزير جديد بازجست. نامزد احراز پست رياست دستگاه ديپلماسى اعتقاد زيادى به در هم آميزى سياست با اقتصاد و تجارت و استفاده از ظرفيت هاى هر يك از آنها به نفع ديگرى در سياست خارجى دارد، وى پس از معرفى به مجلس براى سمت تازه در اولين اظهار نظر گفت: دو حوزه امور بين الملل و اقتصاد را در وزارت خارجه ادغام خواهم كرد. وى خاطرنشان ساخت: تغيير ساختار وزارتخانه و ادغام اين حوزه ها پيام روشنى براى استفاده از مناسبات سياسى براى ظرفيت سازى اقتصادى است و معتقدم باتلاقى سه حوزه اقتصادى، سياسى و فرهنگى در روابط خارجى مى توان تأثيرگذارى هر بخشى از روابط در بخش هاى ديگر را مورد توجه جدى قرار داد. سياست و اقتصاد و فرهنگ تاكنون نيز در سياست خارجى و وزارت خارجه جدا از يكديگر نبوده اند چرا كه وزارت خارجه اساساً يك وزارتخانه سياسى است، حال بايد ديد كه با ادغام معاونت هايى كه شمارى از زبده ترين كارشناسان مشهور و گمنام وزارت خارجه را در خود جاى داده اند، وضعيت به چه صورت درخواهد آمد؟ و بعد از اين سياسيون هستند كه بايد بيشتر كار اقتصادى كنند يا اقتصاديون كار سياسى؟ شمارى از ناظران تقويت اين ديدگاه را در متكى متأثر از سابقه دوران سفيرى او در ژاپن و منطقه خاور دور مى دانند، در هم آميختگى سياست و اقتصادكشورهايى چون ژاپن و كره مورد توجه متكى و همفكرانش قرار دارد، او مترجم كتاب سيماى ژاپن و چالش هاى قرن ۲۱ هم هست آنچه فعلاً معلوم نيست آن است كه در عمل در سياست خارجى ايران «سياست» كماكان پيشرو خواهد بود يا اين كه نوبت به پيش رويى «اقتصاد» هم مى رسد؟ نگاه به شرق از ديگر محورها و اولويت هاى برنامه منوچهر متكى است، وى در اين باره گفته است: يكى از برنامه هاى ما متوازن كردن روابط خارجى با مناطق مختلف جغرافيايى منجمله شرق است، اين تمايل حوزه هاى سياسى ، اقتصادى و فرهنگى را هم شامل مى شود، در بعد فرهنگى و البته درآمد زايى گفته مى شود كه متكى علاقه زيادى به روان سازى آمد و شد توريست هاى شرق به ايران دارد، او هوادار ارتباط بيشتر اتباع خارجى و توريست ها با ايران است و اگر بنا به انتخاب باشد توريست هاى شرقى را به لحاظ نزديكى بيشتر به فرهنگ ايران كم هزينه تر دانسته و آنها را بر مى گزيند، به نظر مى آيد در دوره وزارت او تلاش بيشترى براى رفع مسائل و موانع پيش روى آمد و شد توريست به ايران صورت گيرد و سياست ارائه انواع تسهيلات رواديدى و كنسولى براى گردشگران و بازرگانان خارجى در دوره تازه وزارت خارجه بيش از پيش مورد توجه قرار گيرد؛ البته به ثمر نشستن مطلوب چنين برنامه هايى به ديگر بخش هاى كشور نيز ارتباط خواهد داشت.
اما در بحث هسته اى كه بعد از جنگ ايران وعراق مهمترين مناقشه و پرونده كشور از انقلاب تاكنون محسوب مى شود. منوچهر متكى از جمله بازيگران و صاحبنظرانى محسوب مى شود كه رويه اتحاد و انتقاد با تيم مذاكره كننده هسته اى داشته و در مقاطعى جزو بازوهاى چانه زنى با اروپا در مجلس بوده است، متكى هم نظر با لاريجانى از اصل مذاكره با اروپا در مسأله هسته اى دفاع كرد، اما معتقد به استفاده از تاكتيك و روش هاى تازه است، يكى از اين روش ها همين رفع تعليق مركز ucf اصفهان وادامه مذاكره در شرايط تازه است كه بايد ديد سرانجام آن چه خواهد شد، هرچند سياست هاى نظام در باب مسأله هسته اى تاكنون سياست هايى اجماعى بوده و حتى تصميم و اعلام بازگشايى تأسيسات اصفهان توسط همان تيم قبلى مذاكرات هسته اى صورت گرفته است، اما با پايان كار آن تيم از اين به بعد مسؤوليت اول اوضاع پرونده متوجه تيم جديد متشكل از شوراى عالى امنيت و وزارت امور خارجه خواهد بود، شايد از همين روست كه متكى اعلام كرده در صورت وزير شدن و در آغاز مسؤوليت آخرين وضعيت پرونده هسته اى را به مردم گزارش خواهد كرد، وى همچنين بر ادامه مذاكره بدون پيش شرط با اروپا تأكيد كرده و افزوده است؛ مى خواهيم با برخورد شفاف وحقوقى طرف اروپايى را متقاعد كنيم كه به كاروان مذاكره با ما ملحق شود. بخت اول وزارت امور خارجه با اظهاراتى كه درباره استفاده سياسى از تجارت و اقتصاد و نگاه به شرق كرده تلويحاً نشان داده كه برنامه هايى براى روزهاى احتمالى نپيوستن اروپا به كاروان مذاكره با ايران هم در ذهن دارد و از اين رو احتمال اينكه همچون كالين پاول وزير امور خارجه سابق آمريكا در برابر رايس مشاور امنيت ملى وقت به چانه زنى بپردازد، خيلى زياد نيست، از معرفى او هيچ كس به اندازه طرفداران نظريه كابينه هماهنگ و كاركردگرا خوشحال نيست، خاصه آن كه متكى به عنوان يكى از بزرگترهاى كابينه درباره اعضاى جوان و كمتر شناخته شده دولت توصيه هايى نيز به همكاران و دوستان خود در مجلس دارد آنجا كه مى گويد: ناشناختگى برخى چهره ها در رفت وآمدها وتشكيل جلسات قابل حل است، البته شايد در آغاز راه دولت جديد با مشكلاتى مواجه باشد اما نتيجه كار به نفع مردم و كشور است چرا كه به كارگيرى نيروهاى جوان كه شايد كمتر در معرض مراجعه و حتى مديريت قرار داشتند ابتكارى مبارك و نوين است.به نظر او نگرانى نمايندگان و دغدغه هاى آنان نسبت به كاركرد دولت آينده است و در نهايت پيش بينى مى كند كه مجلس براى نشان دادن حمايت از احمدى نژاد به همه كابينه رأى مثبت مى دهد.
وزارت دفاع، خلاقيت و نوآورى در دفاع
مصطفى محمدنجار وزير پيشنهادى براى وزارت دفاع و پشتيبانى نيروهاى مسلح است.او از اواخر سال ۱۳۵۷ به عضويت در سپاه پاسداران درآمد و ۲۷ سال دراين نهاد خدمت كرد.
از همان سالها در جبهه كردستان و درگيرى هاى منطقه نقده مشغول فعاليت بود. ازجمله مسؤوليت هاى او ارزشيابى استان سيستان و بلوچستان در فرماندهى كل و ستاد مركزى سپاه، مسؤول تعاون كل سپاه درحدود سال ۶۰ شامل بخش هاى درمانى - مددكارى - مسكن، تربيت بدنى سپاه در سراسركشور و ايجاد مراكز درمانى و آسايشگاهى در زمان جنگ در غرب و جنوب كشور وساير نقاط است.
همچنين او به ايجاد مراكز آموزشى و درمانى و تجهيز بيمارستان سپاه همت گمارد وسپس از سال ۱۳۶۱ به بعد مسؤول منطقه خاورميانه (محور لبنان - فلسطين - كشورهاى خليج فارس) و حضور در منطقه به طور مرتب على الخصوص لبنان (با آشنايى به زبان عربى) شد.
حضور در وزارت سپاه از سال ۱۳۶۴ و فعاليت درمعاونت صنايع خودكفايى (باتوجه به رشته تحصيلى «مهندسى مكانيك») را نيز دركارنامه خود دارد.
اما برخى از سوابق علمى محمدنجار نيز به مسؤوليت او درگروه تجهيزات و پشتيبانى فنى شامل صنايع كلاهدوز، امام على و شهيدرجايى اشاره شده است.
او همچنين مسؤوليت كارخانجات صنعتى جديد (اولين صنعت نظامى وزارت سپاه) كه با توصيه مرحوم شهيد چمران بنا شده بود را درتوشه خوددارد.
محمدنجار از ابتداى ادغام وزارتخانه هاى سپاه و دفاع به عنوان رئيس گروه صنايع تسليحاتى «ساصد» شامل كارخانجات حديد، فجر شيراز، كارخانجات جنگ افزارسازى و نهايتاً دو صنعت جديد بود.وى درمورد برنامه  هاى پيشنهادى و اولويتهاى كارى خود در صورت كسب رأى اعتماد گفت: در راستاى تحقق برنامه هاى رياست جمهورى در چهارمحور اصلى (عدالت، مهرورزى، خدمتگزارى و تعالى و پيشرفت همه جانبه مادى و معنوى كشور) برنامه هاى پيشنهادى در وزارت دفاع را تنظيم كرده ام.
او مى گويد: خلاقيت و نوآورى در دفاع در راستاى فرمايش مقام معظم رهبرى مبنى بر اتخاذ راههاى ميانبر با استفاده از قدرت تفكر و خلاقيت و تجربه و تمركز بر نقاط ضعف دشمن براى ايجاد قابليت با حداقل هزينه و زمان و سرمايه گذارى و بيشترين ضربه و تهديد بر دشمن مى بايست مدنظر جدى قرارگرفته و با استفاده از نخبگان و صاحبان فكر و تجربه دفاع مقدس به ويژه نيروهاى مسلح اين امر قابل حصول خواهدبود. در اين زمينه نجار سرفصل هايى مطرح مى كند:
- تحقق طرح جامع استقرار نيروهاى مسلح.
- اولويت بندى مناسب دفاعى كشورهاى اسلامى دوست و بيطرف داراى تكنولوژى خلع سلاح و توسعه ديپلماسى دفاعى.
- افزايش صادرات و تأمين تكنولوژى هاى پيشرفته.
- حضور فعال در شوراى امنيت ملى.
- تدوين فرآيند چگونگى بسيج و سازماندهى امكانات كشور در زمان جنگ و اضطرار
ازسوى ديگر ارتباط و تعامل تنگاتنگ با نيروهاى مسلح جهت پيشبرد امور مربوطه، انتقال مراكز نظامى، كارخانجات دفاعى، پادگانها و ستادهاى غيرضرورى كه درمحدوده اصلى شهرها قراردارند و تعيين تكليف اراضى دراختيار.
مشاركت و همكارى درانجام طرح جامع پدافند غيرعامل كشور به منظور استمرار فعاليت هاى مراكز حساس و شريانهاى حياتى كشور - هوشمندسازى تسليحات و كاهش هزينه هاى سربار - حفظ روحيه و كرامت انسانى نيروهاى مسلح (شاغل و بازنشستگان) در موضع خدمات، مصرف، مسكن، درمان، معيشت و تغيير نوع نگاه نسبت به منزلت اجتماعى نظاميان، ساماندهى و يكپارچه سازى خدمات بخش مصرف، ارتقاى سطح سلامت و خدمات بيمه اى و توسعه كمى و كيفى خدمات درمانى، حمايت در ساخت خانه هاى ارزان قيمت و خانه دار نمودن كاركنان قبل از بازنشستگى، ساماندهى فعاليت هاى خدماتى و اقتصادى، توسعه آموزش و ايجاد نظام شايسته سالارى و دانايى و كنترل دقيق بر قراردادها و معاملات و جلوگيرى از نفوذ واسطه ها و دلالها به منظور مبارزه با فساد و حفظ بيت المال، شناسايى و نصب مديران لايق و متعهد و عزل افراد فاقد صلاحيت و نالايق و نامطمئن، ازجمله برنامه هاى نجار است. پاكسازى مناطق آلوده به مين و موادمنفجره دركشور طى يك دوره ۱۳ ساله، كاهش درتنوع توليد غيراصلى و تمركز بر محصولات كليدى در سازمانهاى صنعتى، تلاش مؤثر درجهت تأمين بودجه و اعتبارات موردنياز نيروهاى مسلح با تعيين سهم مناسب اعتبارات دفاعى ازبودجه عمومى كشور و اصلاح مديريت در تخصيص بودجه و ايجاد نظام كارآمد در چگونگى مصرف آن، بهينه سازى سرمايه هاى انسانى از طريق رهاسازى و جذب نيروهاى جديد به نحوى كه كلاً نيروهاى موجود ۱۵ الى ۱۰ درصد كاهش يابد، استيفاى حقوق نيروهاى مسلح و دولت در بخش دفاعى در دادگاهها و ساير مراجع داخلى و بين المللى، از اولويت هاى بعدى نجار است.
وزارت دادگسترى، هماهنگى بيشتر بين دو قوه مجريه وقضاييه
جمال كريمى راد سخنگوى ۴۹ ساله قوه قضاييه و دادستان فعلى انتظامى قضات روزهاى پركارى را در پيش رو دارد چرا كه بايد هم سخنگوى قوه قضاييه باشد و هم وزارت دادگسترى را تحويل بگيرد.
داديار دادسراى عمومى و انقلاب كه ۲۵ سال دراين پست خدمت كرده است، براى عضويت دركابينه «محمود احمدى نژاد» انتخاب شده است.«جمال كريمى راد» كه زمانى دادستان عمومى كردستان بوده كسى است كه از سال ۸۲ با قرارگرفتن در مسند سخنگويى قوه قضاييه به يكى از پاسخگوترين و شناخته شده ترين چهره هاى اين قوه تبديل شده است.
اما او پيش از آنكه اين پست را تحويل بگيرد سال ها درمراكز قضايى زادگاهش قزوين خدمت مى كرد. چنانچه دادستانى عمومى و انقلاب قزوين و زنجان، رياست دادگاههاى تجديدنظر قزوين، مديركلى تعزيرات حكومتى اين استان، عضويت گزينش قوه قضاييه در هسته هاى استان زنجان و قزوين، مسؤوليت رسيدگى به تخلفات كاركنان دادگسترى زادگاهش و نيز رياست دادگاه حقوقى يك زنجان و دادگاه انقلاب و دادگاه اصل ۴۹ در قزوين و درنهايت رئيس كلى دادگاههاى تجديدنظر زنجان در زمانى كه اين استان با قزوين يك استان محسوب مى شد در كارنامه فعاليت اجرايى كريمى راد قرار دارد.«جمال كريمى راد» درصورت كسب رأى اعتماد ازمجلس قدم به وزارتخانه اى مى گذارد كه در دولت هاى پيشين ازچندان اختيارات و محوريتى برخوردار نبوده است. از اين رو برنامه او بايد از چنان ويژگى اى برخوردار باشد كه بتواند نقش وزارت دادگسترى را پررنگ كند. او از اين رو مهمترين اولويت خود را نزديك كردن دوقوه مجريه و قضاييه به يكديگر بيان مى كند.
معاون حقوقى و امور مجلس؛برعهده يك نماينده مجلس
سيد احمد موسوى، نماينده اهواز در مجلس هفتم است كه براى تصدى پست معاونت حقوقى و امور مجلس از سمت خود استعفا داد. او متولد ۱۳۴۰ بستان است. در خارج فقه اصول تحصيل كرده و در رشته فقه و حقوق خصوصى داراى درجه دكترا است.او پيش از اين رئيس عقيدتى سياسى نيروى هوايى و عضو دفتر مشاورت امور بين الملل مقام معظم رهبرى بوده است. وى همچنين در سوابق خود نمايندگى دوره هاى سوم و چهارم را نيز دارا است.
|||
كابينه نهم امروز شكل مى گيرد. به اعتقاد ناظران امروز كابينه سياسى احمدى نژاد بى دغدغه رأى لازم را از مجلس مى آورد و يك گام جلوتر از همكاران خود از هم اينك، به دنبال اجراى برنامه هاى خود خواهند رفت.
به نظر،انتخاب معاونين، نخستين اقدام عملى وزيران سياسى خواهد بود.
تجارب گذشته نشان داده كه وزيران سياسى، معاونانى قدر انتخاب كرده اند، بطوريكه بسيارى از آنان را وزيران سايه ناميدند، آيا وزيران كابينه نهم نيز از اين تجربه بهره مى برند يا خود بلندقدترين فرد وزارت خواهند بود؟
خانجانى: ۹۰ درصد بحران هاى دولت خاتمى نصيب وزارت كشور شد
224745.jpg
گروه سياسى: سخنگوى وزارت كشور گفت: حدود ۹۰ درصد بحران هاى دولت خاتمى نصيب وزارت كشور اين دولت شد.
جهانبخش خانجانى در گفت وگو با ايسنا به مرور عملكرد وزارت كشور دولت خاتمى در مقاطع مختلف پرداخت ودرباره سهم وزارت كشور از بحران هاى آن چه مبنى بر وجود هر ۹ روز يك بحران مطرح شد، گفت: ۹۰ درصد بحران هايى كه براى آقاى خاتمى به وجود آمد، هميشه نصيب وزارت كشور مى شد زيرا وزارت كشور از يك سو متولى امنيت، نظم و ساماندهى و انضباط در كشور بود و از طرفى متولى توسعه سياسى، اجتماعى. وى افزود: در اوايل دولت آقاى خاتمى پديده عجيبى به وجود آمده بود كه خوشبختانه در اين دولت شاهد نيستيم؛ بخش هاى عظيمى از حاكميت به دنبال ناكام كردن دولت بودند. وى يادآور شد: تجمعات اسفند سال ۷۷ و برهم زدن آن ها و تضييقاتى كه براى برخى از نشست هاى سياسى ايجاد مى شد، برخوردهايى كه در دانشگاه و ساير موارد به وجود مى آمد نقطه عطف اين كارشكنى ها بود و علناً و عملاً براى كند كردن حركت هاى دولت ساماندهى صورت مى گرفت. وى گفت: اولين بار افشا و شناسايى آمران قتل هاى زنجيره اى توسط وزارت كشور صورت گرفت و بعد به مجموعه اى در وزارت اطلاعات سپرده شد.
سخنگوى وزارت كشور ادامه داد: ما هم بحران هاى سياسى و اجتماعى و هم بحران هاى طبيعى داشتيم. در سال هايى كه دولت آقاى خاتمى مسؤوليت داشتند بيشترين بحران هاى طبيعى را نيز داشتيم و از آنجايى كه وزارت كشور به عنوان وزارت داخله مطرح است حتى در سقوط هواپيماى ياك ۴۰ در استان گلستان و يا سقوط هواپيما در خرم آباد با توجه به اينكه شايد وزارت كشور مسؤوليتى نداشت، اما به دليل اهميت كار، محور  آن فعاليت ها وزارت كشور بود. بحران خشكسالى از بزرگ ترين و بى سابقه ترين بحران هاى طبيعى در سراسر كشور بود و در چنين شرايطى وزارت كشور به عنوان رئيس ستاد حوادث غيرمترقبه و هماهنگ كننده سازمان ها و نهادهاى ديگر مجبور بود به اين موضوع رسيدگى كند و بودجه بسيار سنگينى براى رفع معضلات خشكسالى و مقابله با اين بحران هزينه شد. هم چنين زلزله هاى متعدد و پى در پى را در اين دوران شاهد بوديم. در ابتداى دولت آقاى خاتمى زلزله اردبيل و پس از آن زلزله هايى در شمال و جنوب خراسان، استان فارس، استان قزوين و بخش هايى از استان زنجان و هم چنين دردناك ترين زلزله يعنى زلزله بم را شاهد بوديم كه وزارت كشور به عنوان وزارت محورى عمل كرد و درخشان ترين عملكرد را طى زلزله هايى كه صورت گرفته بود در اين دوره داشت.
مشاور وزير كشور، در پاسخ به اين سؤال كه چرا وزارت كشور گزارش مبسوطى از انتخابات رياست جمهورى نهم براى افكار عمومى ارائه نكرد؟ تصريح كرد: ما گزارشات، تخلفات و حتى موارد مستند تخلفات را به قوه قضاييه ارائه داده ايم. برخى موارد اتهام است. مثلاً يك فرمانده نظامى در جايى سخنرانى كرده كه اين را اعلام كرده ايم. ما براى اعلام جزييات با محدوديت هايى مواجه هستيم. اما قوه محترم قضاييه بايد اين پرونده ها را علنى كند تا حقايق روشن شود.
مشاور وزير كشور در ادامه در خصوص دولت جديد و هم چنين وزير كشور پيشنهادى رئيس جمهور، اظهار داشت: دولتى موفق خواهد بود كه كارهاى بزرگ و خوب دولت پيشين را ارج نهد و كارهاى جديد خود را با توكل به خدا آغاز كند. اگر دولتى بيايد و كارهاى گذشته را زير سؤال ببرد و آنها را ناپاك جلوه دهد مطمئناً دولت بعدى با او نيز همين كار را خواهد كرد.
سخنگوى شوراى نگهبان:
دستور بازنگرى در قانون اساسى در اختيار رهبرى است
گروه سياسى: غلامحسين الهام سخنگوى شوراى نگهبان گفت: بحثى كه اخيراً درخصوص بازنگرى در قانون اساسى مطرح شده است، كاملاً غيرواقعى و سرگرمى رسانه اى است و ريشه اى براى حركت در اين زمينه ندارد.
به گزارش ايرنا، الهام در گفت وگو با خبرنگاران تصريح كرد: صدور دستور بازنگرى در قانون اساسى در اختيار رهبرى است و رهبرى پس از مشورت با مجمع تشخيص مصلحت نظام، طى حكمى خطاب به رئيس جمهورى، اصلاح قانون اساسى را به شوراى بازنگرى پيشنهاد مى كند.
سخنگوى شوراى نگهبان در اين جلسه خبر داد كه هفته گذشته هيأت رئيسه شوراى نگهبان با رأى گيرى انتخاب شده و مجدداً احمد جنتى به عنوان دبير و عباسعلى به عنوان قائم مقام دبير انتخاب شده اند.در ادامه اين نشست خبرى از الهام پرسيده شد كه «آيا جمال كريمى راد مى تواند هم وزير دادگسترى و هم سخنگوى شوراى نگهبان باشد، آيا مشكل قانونى ندارد؟»
سخنگوى شوراى نگهبان در پاسخ گفت: وزير دادگسترى را رئيس قوه قضاييه به رئيس جمهورى پيشنهاد مى كند و كسى كه معرفى مى شود معمولاً در قوه قضاييه هست يا سمت قضايى دارد و داراى عنوان قضايى است.
وى افزود: البته در زمان وزارت، نبايد شغل قضايى داشته باشد، مگر اين كه وظيفه اى باشد كه جنبه شغل نداشته باشد، مثل سخنگويى. اين در دولت و قواى ديگر سابقه داشته و هيچ وقت سخنگويى به عنوان شغل مطرح نيست.
در اين نشست خبرى همچنين در خصوص شرط اجتهاد براى تصدى وزارت اطلاعات سؤال شد، سخنگوى شوراى نگهبان پاسخ داد: در قانون وزارت اطلاعات مصوب مجلس شوراى اسلامى اين شرط پيش بينى شده است، ولى در قانون اساسى پيش بينى نشده است.
الهام در عين حال گفت كه در قانون اساسى فقط نام وزارت دادگسترى آمده و بقيه بر عهده قانونگذار است كه تعداد و شرايط وزرا را تعيين كند.
سخنگوى شوراى نگهبان گفت: مجلس تصويب كرده است كه وزير اطلاعات در حد اجتهاد باشد و خود مجلس هم مى تواند آن را اصلاح كند.
سخنگوى شوراى نگهبان همچنين از تأييد طرح فعال كردن هيأت منصفه مطبوعات در اين شورا خبر داد.به گفته الهام، با توجه به اينكه در مصوبه مجلس درباره لايحه استفاده از منابع مالى خارجى، در جهت رفع ايرادات شوراى نگهبان هيچ اصلاحى به عمل نيامده، لذا ايرادات قبلى شوراى نگهبان كماكان به قوت خود باقى است.
سخنگوى وزارت امور خارجه:
حاضريم
درباره نطنز با اروپا مذاكره كنيم
< طرح اروپا را دوباره خوانده ايم و چيز جديدى از آن در نيامده است. اروپا خودش هم دوباره اين پيشنهاد را بخواند متوجه مى شود درون آن چيزى نيست
< تا وقتى كه دولت آمريكا رويكردش در خصوص جمهورى اسلامى ايران را تغيير ندهد و از موضع برابر و محترمانه وارد نشود، جايى براى گفت وگو و مذاكره با آمريكا باقى نمى ماند
< اخراج سفير انگليس در دستور كار نيست
224739.jpg
گروه سياسى: سخنگوى وزارت امور خارجه در نشست هفتگى خود با خبرنگاران اعلام كرد: ايران بدون پيش شرط آماده  مذاكره با طرف اروپايى بر سر نطنز و ساير مسائل هسته اى ايران است، اما ديگر به مسأله  UCF اصفهان نخواهد پرداخت.
>مسائل هسته اى
به گزارش ايسنا «حميدرضا آصفى» درباره  اين كه اروپا گفته است امكان دارد طرحى ديگر به ايران پيشنهاد كند و همچنين خواستار آن شده كه ايران طرح پيشين اروپا را مجدداً بررسى كند اظهار داشت: طرح اروپا را دوباره خوانده ايم و چيز جديدى از آن در نيامده است. اروپا خودش هم دوباره اين پيشنهاد را بخواند متوجه مى شود درون آن چيزى نيست.
سخنگوى وزارت امور خارجه ادامه داد: اين كه قرار باشد طرحى از سوى اروپا به ايران مطرح شود رسماً به تهران اعلام نشده، اما اگر طرح را عوض كنند مى بايست مواردى را كه در آن نداشت و به حقوق جمهورى اسلامى ايران اشاره نمى كرد، در طرح جديد بگنجاند و ما سپس آن را بررسى خواهيم كرد؛ اما فعلاً چنين چيزى در دستور كار نيست.
سخنگوى وزارت خارجه همچنين درباره  اخبارى در خصوص آن كه آژانس بين المللى انرژى اتمى قرار است تأييد كند منشأ آلودگى اورانيوم يافت شده در تجهيزات هسته اى ايران خارجى بوده است گفت: ما هم خودمان اعلام كرده ايم كه منشأ آلودگى ها ربطى به ايران ندارد؛ البته آژانس نيز هنوز اين گزارش را اعلام نكرده است، اما هيچ جاى شبهه اى در اين خصوص نيست و گزارش آژانس ترديدها را برطرف خواهد كرد. در حال حاضر ديپلمات ها به چنين گزارشى اشاره مى كنند.
آصفى ادامه داد: فشارها و چالش ها و خلف وعده هايى بوده است كه نبايد به حساب تيم ايرانى گذاشته شود؛ بلكه بايد اين موارد را در طرف ديگر جستجو كرد. آقاى لاريجانى نيز مانند گذشته كار را با جديت دنبال خواهند كرد تا منافع كشور تأمين شود.
همچنين آصفى در پاسخ به سؤالى درباره اينكه آيا احمدى نژاد در نيويورك در خصوص مسأله  هسته اى كشورمان نيز مذاكره مى كند يا خير گفت: مگر مى شود كسى به نيويورك برود و در خصوص مسائل هسته اى صحبت نكند؟
>رابطه با آمريكا در دولت احمدى نژاد
وى در ارتباط با مسأله  رابطه با آمريكا در دولت دكتر احمدى نژاد گفت: تا وقتى كه دولت آمريكا رويكردش در خصوص جمهورى اسلامى ايران را تغيير ندهد و از موضع برابر و محترمانه وارد نشود، جايى براى گفت وگو و مذاكره با آمريكا باقى نمى ماند.
>اخراج سفير انگليس در دستور كار نيست
وى در خصوص خبر تقويت احتمال اخراج ريچارد دالتون، سفير انگليس در تهران تصريح كرد: اخراج سفير انگليس در دستور كار نيست.
>اتهامات رامسفلد و موضوع عراق و كردها
آصفى در پاسخ به سؤال خبرنگارى در ارتباط با برخى اتهامات به ايران در رابطه با اوضاع داخلى عراق و اظهارات وزير دفاع آمريكا در اين چارچوب اظهار داشت: ما قبلاً همه اين مسائل را پاسخ داده ايم و آقاى رامسفلد هم دچار هزيان گويى شده است.
وى در ادامه با طرح اين سؤال كه چگونه ممكن است ايران خواهان نظام مردم سالار در عراق نباشد افزود: مرجعيت و گروه هاى مختلف عراقى در اين خصوص متحد هستند و اصرار ايران نيز همواره بر اين بوده كه نظام مردم سالار در عراق بر سر كار باشد.
سخنگوى وزارت امور خارجه با بيان اين كه نقش ايران در عراق همواره آرامش بخشى به اوضاع بوده است ادامه داد: حضور نيروهاى آمريكايى در عراق نمايانگر ناتوانى شديد آنها در برقرارى امنيت در اين كشور است.
آصفى اظهار داشت: جمهورى اسلامى ايران به دفعات اعلام كرده كه از ناامنى و عدم ثبات در عراق سودى نمى برد و امنيت و ثبات در عراق امنيت منطقه است.
>فشار غرب و تنگه هرمز
سخنگوى وزارت امور خارجه كشورمان همچنين در خصوص برخى از اظهارات نقل شده از سوى مقامات كشورمان مبنى بر آن كه ايران در صورتى كه بيش از اين شاهد اعمال فشار از سوى غرب باشد تنگه  هرمز را خواهد بست گفت: اين گونه سخنان دقيق نقل قول نشده و بد تفسير شده است.
سخنگوى وزارت امور خارجه در بخش ديگرى از اظهاراتش در اين خصوص كه كويت صدور ويزاى خانوادگى براى اتباع ايرانى را لغو كرده است گفت: امروز با سفارت كويت صحبت كرديم كه چنين خبرى را تأييد نكرد؛ اگر كويت چنين اعلام كند جمهورى اسلامى ايران نيز تدابيرى را در اين باره اتخاذ خواهد كرد.
وى اخبار منتشر شده مبنى بر توقيف و مجازات برخى از مسؤولان وزارت امور خارجه كشورمان به دليل دخالت در فعاليت هاى انتخاباتى و ارايه  كمك هاى مالى براى برخى كانديداها را يك دروغ زشت دانست و افزود: مسؤولان و مديران وزارت امور خارجه هيچ كمك مالى به هيچ ستادى نكرده اند؛ متأسفانه انتشار اين خبر قابل تأسف و تامل است.
آصفى ادامه داد: وزارت امور خارجه در اين مدت كه ما در خدمت شما بوده ايم عليه هيچ متبوعه اى شكايت نكرده، ولى از آنجايى كه در اين خصوص به حريم خصوصى افراد تجاوز شده ناچاريم كه از حقوق افراد دفاع كنيم.
طى احكامى از سوى مقام معظم رهبرى
فرمانده نيروى زمينى
و رئيس مركز راهبردى سپاه منصوب شدند
گروه سياسى: حضرت آيت الله خامنه اى رهبر معظم انقلاب اسلامى و فرمانده كل قوا طى احكام جداگانه اى سردار سرتيپ احمد كاظمى را به عنوان فرمانده نيروى زمينى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و سردار سرتيپ محمدعلى جعفرى را مأمور تشكيل مركز راهبردى سپاه و رئيس اين مركز منصوب كردند.به گزارش ايسنا متن حكم مقام معظم رهبرى در انتصاب فرمانده جديد نيروى زمينى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
سردار سرتيپ پاسدار احمد كاظمى
شما سردار شجاع و كارآمد و با سوابق روشن بويژه در دوران دفاع مقدس را به پيشنهاد فرمانده كل سپاه، به فرماندهى نيروى زمينى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى منصوب مى كنم. انتظار دارم روند تواناييهاى ايجاد شده در نيرو در دوران مسؤوليت سردار سرتيپ جعفرى با بهره  گيرى از همه ظرفيت ها بويژه تقويت آمادگى هاى رزمى مورد نياز، سرعت گيرد. لازم مى دانم از خدمات ارزنده سردار سرتيپ پاسدار محمد على جعفرى در دوران فرماندهى شايسته آن نيرو صميمانه تشكر كنم. توفيقات الهى و عنايت حضرت ولى عصر ارواحنا فداه را براى همه شما عزيزان از خداوند متعال مسألت دارم.
فرمانده كل قوا همچنين در حكم ديگرى سردار سرتيپ محمدعلى جعفرى را مأمور تشكيل مركز راهبردى سپاه و رئيس اين مركز منصوب كردند. به گزارش ايسنا، متن حكم حضرت آيت الله خامنه اى به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
سردار سرتيپ پاسدار محمدعلى جعفرى
نظر به نياز سپاه پاسداران انقلاب اسلامى به ايجاد مركزى براى تعيين راهبردهاى عمومى سپاه، جناب عالى را مأمور تشكيل «مركز راهبردى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى» و به رياست آن منصوب مى كنم. براى عضويت در اين مركز مهم افراد زبده و دانشمند سپاه را شناسايى كنيد و پيشنهاد بدهيد. انتظار دارم با كمك همكارانتان و فرماندهى محترم كل سپاه به وظايف ذكر شده در اساسنامه اهتمام ورزيد و روند پيشرفت كار را گزارش كنيد.
دادگاه برخى پرونده هاى تخلفات انتخاباتى بزودى برگزار مى شود
پس از صدور كيفرخواست، براى برخى پرونده هاى مربوط به تخلفات انتخاباتى تعيين وقت شد.به گزارش ايسنا، پس از آنكه كيفرخواست برخى از پرونده هاى مربوط به تخلفات انتخاباتى صادر شد، دادگاه رسيدگى كننده به اين تخلفات براى رسيدگى به اتهامات مطروحه در اين پرونده ها، وقت رسيدگى تعيين كرد.بنا به اين گزارش، با تعيين وقت دادرسى، بزودى دادگاه تعدادى از پرونده هاى تخلفات انتخاباتى برگزار مى شود.
خاتمى در اجتماع مردم مشهد:
هنوزهم حرف زدن وانتقاد كردن هزينه دارد
< اسلام ارتجاعى و واپسگرا و تروريست پرور نمايندگانش را به دنيا معرفى كرده است، اما چهره منطقى آن معرفى نشده است
< وقتى دولت را تحويل گرفتم، ۳۰‎/۹ درصد مردم زير خط فقر بودند اما امروز اين رقم به ۱۱‎/۵ درصد رسيده است
< همه اركان قدرت بايد پاسخگو باشند
گروه سياسى ـ خاتمى كه روز پنجشنبه به مشهد سفر كرده و در جمع هزاران نفر از مردم اين شهر و زائران بارگاه ملكوتى امام رضا(ع) در صحن جامع رضوى حرم مطهر اولين سخنرانى عمومى خود پس از پايان دوره رياست جمهورى اش را انجام داد، در مراسمى كه با عنوان آغاز و پايان شيرين ازسوى تشكل هاى غير دولتى خراسان برگزار شد، شركت كرد و در اين مراسم كارنامه دولت خود را به نسبت آن چه در ايران و جهان رخ داده است و با اذعان به همه شكست ها، كمبودها و ناكامى ها داراى معدل خوبى دانست.
به گزارش ايسنا، سيدمحمد خاتمى با بيان اينكه به لحاظ فكرى و قانونى گام هاى بزرگى براى استقرار مردم سالارى در كشور برداشته شده است، گفت: به رغم اين گام ها هنوز حرف زدن و انتقاد كردن دركشور هزينه دارد. به طورى كه ما ده ها روزنامه و مجله داريم كه به ناحق و يا به حق توقيف شده و صدها روزنامه نگار و نويسنده جوان را بيكار كرده اند، بسيارى از شخصيت ها به زندان افتاده و مورد ستم واقع شده اند. اما درعين حال بايد گفت كه اين امر پذيرفته شده كه فضا به گونه اى باشد كه تنوع نظرها وجود داشته باشد و اين قابل مقايسه با گذشته نيست. وى تغيير ادبيات سياسى در ايران و جهان را از ديگر موفقيت هاى دولت اصلاحات عنوان كرد و گفت: در اين ۸ سال آنچه در عرصه جهانى و در ايران بروز كرد تغيير گفتمان سياسى از گفت وگوى زورمدار به گفت وگوى فرهنگى است. خاتمى توجه به قانون را يكى ديگر از موفقيت هاى دولت اصلاحات عنوان كرد و گفت: امروز در كشور ما هيچ كارى حتى كارهاى خلاف بدون توجيه قانونى انجام نمى شود. اين گامى بزرگ به سوى مردم سالارى است كه خلافكاران هم كار خود را با منطق و قانون توجيه كنند.
خاتمى با طرح اين سؤال كه كدام عاقل است كه به تحقق عدالت اجتماعى نينديشد، گفت: از مهم ترين شعارهاى ما اهتمام به عدالت اجتماعى بود و البته اين را هم مد نظر داشتيم كه تحقق عدالت اجتماعى به معناى توزيع عادلانه فقر نيست بلكه توزيع عادلانه رفاه و ثروت است.
وى اصلى ترين راه براى نيل به اين امر را سرمايه گذارى و ايجاد امنيت براى كار و ثروت دانست و اذعان داشت: امروز توليد در كشور ما با مشكلات زيادى مواجه است لذا افراد ترجيح مى دهند كه پول خود را به خارج از كشور ببرند يا به معاملاتى دست بزنند كه از تيررس حاكميت دور باشد. وى با بيان اينكه دولتش براى حل اين مشكلات گام هاى مهمى برداشت، گفت: كاهش ماليات صنايع از ۵۰ درصد به ۲۵ درصد از اين گام ها بود. وى با اشاره به كار بزرگى كه در عسلويه درعرصه صنعتى انجام شده گفت: بزرگ تر از عسلويه انبوه نيروهاى جوان و تحصيلكرده اى هستند كه مى توانند امروز در استانداردهاى جهانى كار كنند.
وى با بيان اينكه اسلام ارتجاعى و واپسگرا و تروريست پرور نمايندگانش را به دنيا معرفى كرده، آن ها را بن لادن ، ملاعمر، زرقاوى برشمرد و گفت: اما هنوز نماينده اسلام عقلگرا و مردم سالار در دنيا معرفى نشده است. ما بايد چهره منطقى اسلام را يعنى چهره اى كه مى خواهد در دنيا زندگى كند و به فكر نابودى ديگران براى حيات خودش نيست، به دنيا معرفى كنيم.
وى در برابر كسانى كه مى گويند چرا ملاعمر سمبل اسلام اصولگرا شده است، گفت: بعضى دستپاچه شده اند كه چرا نماد اسلام اصول گرا ملاعمر است و توانسته است برخى جوانان پرشور جهان اسلام را به سوى خود جلب كند. اين ها سعى دارند با تند و تيز تر كردن شعارهايشان عقب ماندگى خود را جبران كنند اما امكان جبران وجود ندارد چون هرچه تلاش كنند تنها پيروان كوچكى از ملاعمر خواهند بود.
وى با بيان اين كه درباره انحطاط تمدن اسلامى سخن فراوان گفته شده است، ادامه داد: برخى علت آن را توجه بيش از حد دين به ظواهر زندگى مى دانند كه باعث شده يك تمدن پويا و پايدار نتواند ايجاد شود. برخى ديگر نيز اوجگيرى افكار عرفانى و تصوف را از علل اين انحطاط عنوان كرده اند، زيرا معتقدند تصوف مردم را به ترك دنيا مى خواند و تمدن به ساختن دنيا مى انديشد لذا اوج يافتن يكى باعث انحطاط ديگرى مى شود. خاتمى با اشاره به تأكيد دولت خود بر توسعه سياسى علت آن را همين امر برشمرد و در تعريف توسعه سياسى گفت: توسعه سياسى يعنى استقرار مردم سالارى،مهار شدن قدرت مطلقه، جابه جايى قدرت به خواست مردم و مسؤول بودن قدرت در مقابل مردم ونهادهاى مردمى.
وى با اشاره به نقدهايى كه به دولت وى درباره توسعه يك بعدى مى شود، گفت: توسعه يك بعدى از نظر ما هم نادرست است و معتقدم بدون توسعه اقتصادى و فرهنگى نمى توان توسعه سياسى داشت اما نكته دقيق؛ آن هايى كه مى گويند توسعه سياسى به تنهايى توسعه نيست، مرادشان حذف توسعه سياسى است نه توسعه موزون. اينكه مى گويند چرا از توسعه سياسى دم مى زنيد نشانه بدى است چون مى پندارند بدون توسعه سياسى مى توان به توسعه اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى رسيد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |