|
يك پيشنهاد
تو كه اين قدر مهربان بودى!
ابتداى كتاب نوشته است: «۵ صبح دى ۱۳۸۲ زمين لرزيد، به مدت ۱۲ ثانيه. و شهر بم به تلى از خاك تبديل شد، فقط در ۱۲ ثانيه... زلزله بم نه تنها زمين، كه دل همه انسان هاى دنيا را نيز لرزاند و آنچه اكنون دردست شماست، چيزى نيست جز آرزوهاى دل هاى لرزيده كودكان به جا مانده از زلزله بم!» همين چند جمله براى آشنايى با كتاب «تو كه اين قدر مهربان بودى!» كافى است. كتابى كه مجموع نامه هاى كودكان زلزله بم به خداست. مونا زندى حقيقى، نامه ها را گردآورى كرده و در قالب كتاب به همراهى انتشارات توفيق آفرين، منتشر كرده است. زندى حقيقى، فيلمساز فيلم كوتاه است و در ابتدا براى ساخت فيلمى از واقعه زلزله بم راهى آن ديار شد. اما همان ساعات اول از ساخت فيلم دست كشيد. خودش در مقدمه كتاب نوشته است: «با خودم دوربين فيلمبردارى برده بودم تا فيلمى تهيه كنم. اما از كجا؟ از چه موضوعى؟ همه چيز سياهى بود و درد. از خودم خجالت كشيدم، آماده بودم فيلم تهيه كنم!» اگر اهل دلى، اگر هنوز با شنيدن نام بم لرزه به اندامت مى افتد، اگر هنوز به عشق معتقدى، خواندن «تو كه اين قدر مهربان بودى!» را براى اين هفته به تو پيشنهاد مى دهيم. يك نمونه از نامه هاى كودكان بم به خدا را با هم مى خوانيم: «خداوند! آرزوى من اين است كه هرچه زودتر اين شهر من يعنى بم آباد شود. خداوندا دل همه مردم بم شكسته است. چون عزيزانى از آنها رفته است. خداوندا تو را به بزرگى خودت قسم مى دهم كه هرچه زودتر بم را آباد كنى تا شايد مردم بم كمى دلشان از اين آشفتگى درآيد. به اميد آن روز.»
|