دوشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۴ -
Mon, Aug 22, 2005
فرهنگ و هنر
۳۲۲۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
در دنياى «فيلم هاى B»
هيولاهاى جذاب!
224754.jpg
* منبع: Times ‎/ * مترجم: وصال روحانى
اخيراً يك فستيوال بين المللى فيلم در سالت ليك سيتى مركز ايالت يوتاى آمريكا برگزار شد كه به آن بيكنل مى گويند.
اما اگر انتظار داريد كه امثال تام كروزها و جورج لوكاس ها و جوليا رابرتزها در آن قدم زده باشند، اشتباه كرده ايد. اين جشنواره برخلاف ديگر فستيوال بسيار مهم اين ايالت ويژه فيلم هاى «B» است. فيلم هايى كه گاهى آن قدر خوب هستند كه حتى از فيلم هاى «A» نيز پيشى مى گيرند.
بيكنل امسال دهمين سال برپايى اش راگذراند و بيش از هميشه نيز مورد استقبال قرار گرفت. ديگر فستيوال بزرگ يوتا، همان جشنواره سان دنس متعلق به رابرت ردفورد است كه هر ساله در اواخر دى و اوايل بهمن برگزار مى شود و ويژه فيلم هاى مستقل است و شايد مهمترين فستيوال دنيا در اين رده خاص باشد. تا تبديل شدن بيكنل به معتبرترين گردهمايى سينماى «B» نيز راه و فاصله زيادى نمانده است. بيكنل محلى است در ۲۰۰ مايلى جنوب سالت ليك سيتى و گاهى كل شركت كنندگان فستيوال از ۲۵۰ نفر هم فراتر نمى رود و با اين حساب آنها تنها مشكلى كه ندارند، پارك كردن اتومبيل هايشان و چيزهايى از اين قبيل است. اين جشنواره از سال ۱۹۹۶ برگزار شده است.
زمان برگزارى اين جشنواره هر سال وقتى است كه اهالى محل جشن هاى سنتى و ملى و محلى خود را كه به ورود مورمون ها به منطقه در سال ها پيش مربوط مى شود، برپا مى دارند. شهر كه هميشه خلوت است به اين مناسبت از گذشته هم خلوت تر نشان مى دهد. كسانى كه به بيكنل آمده اند گروهى كم شمار از عاشقان حرفه اى سينما و دست اندركاران فيلم هاى «بى» هستند. به جز آنها هيچكس زحمت اين سفر دوردست را بر خود هموار ننموده است. خط و هدف جشنواره چيست در پاسخ بايد گفت ساختن فيلم هاى خوب «A» با بودجه و امكانات فيلم هاى «B» و حتى فراتر رفتن از آن .
راستى معيار تشخيص فيلم هاى ب و به روايتى فيلم هاى «رده دوم» چيست و چگونه مى توان آنها را از آثار «A» تميز داد؟ تزمت هريس كه از بنيانگذاران فستيوال بيكنل است، مى گويد: «موقعى كه اين كار را شروع كرديم، بشدت از فستيوال هاى «A» خسته بودم و ديگر تحمل آن را نداشتم. ديدم بهتر است خودمان يك فستيوال را به راه اندازيم. چيزى كه بيانگر ارزش فيلم هاى B باشد و مردم را با آن آشنا كند.»
پخش فيلم «روبين واد» كارى از هريس در سال ۱۹۹۵ در تالار وين شهر بيكنل انگيزه هاى لازم را براى به راه اندازى اين فستيوال به وجود آورد و اين فكر را ايجاد كرد كه در آنجا و در اين عرصه خاص هم مى توان يك حركت خاص و گسترده سينمايى را به اجرا درآورد. هريس فيلم هاى ديگرى نيز دارد كه اينجا و آنجا پخش شده اند و حتى در سان دنس و يا چند فستيوال عمده ديگر هم فرصت پخش پيدا كرده اند. يكى از آنها «تريلوژى بيور» است كه درباره يك ماجراجو در ايالت يوتا و با بازى شون پن در نقش اصلى همراه است. فعاليت ها و پروژه هاى جارى و كارهايى كه هريس در دست اقدام و اجرا دارد، باعث شده است او در سال هاى اخير كمتر در كارهاى بيكنل دست داشته باشد اما اين فستيوال چنان جا افتاده و به يك بنياد و هسته مركزى در سينماى «B» بدل شده است كه هريس بابت آن احساس غرور مى كند و مسرور است كه اين حركت اوليه را در مسير توليد و تقويت فيلم هاى «B» انجام داده و اينك همگان در حال بهره گيرى از آن هستند.
وقتى در اواخر تابستان ۲۰۰۵ و اندك مدتى بعد از دوره جديد فستيوال بيكنل از او در خصوص تجربياتش از شركت در ساير جشنواره ها مى پرسيد، هريس به شوخى مى گويد: «فستيوالى معتبرتر از اين نمى شناسم. اين شايد تنها جشنواره فيلم در سطح جهان باشد كه يك مراسم ورزشى و گردهمايى مردمى جنبى نيز دارد و حتى نوع غذا دادن آن به ميهمانان نيز با همه جاى دنيا و ساير فستيوال ها فرق مى كند. ما چيزى به راه انداخته ايم كه اگر ديگران عاقل باشند مى توانند مشابه و يا بسط يافته و كامل شده آن را در جاهاى ديگر نيز داير كنند.»
جيمز اندرسون كه از ۱۹۹۴ به بعد با شراكت همسرش صاحب تماشاخانه وين بوده است، هر ساله با اشتياق در انتظار فستيوال بيكنل مى نشيند زيرا مثل خيلى هاى ديگر اعتقاد دارد فيلم هاى جشنواره فقط در صورت ظاهر «B» و درجه دوم هستند و گاه چنان موفق و شسته و رفته از آب در مى آيند كه از فيلم هاى بسيار پرهزينه تر «A» نيز بهتر مى شوند. در عين حال او مى گويد: «گاهى زياد مى خنديد. مثلاً يك فيلم پخش مى كنيم كه در مجموع چندان كار شاخصى نيست. سپس در سمينار و گردهمايى بعد از نمايش فيلم همگان درباره آن صحبت مى كنند و اين كه چه بايد كرد تا آن اثر بهتر شود، بعضى وقت ها فكر مى كنيم يك آنتى تز و عامل متضاد براى فستيوال هاى بزرگ دنيا هستيم اما اين نوع فيلمسازى براى پايدار ماندن ضعف سينما و كامل شدن كار آن لازم است. شايد در ساير فستيوال ها بابت آمدن ستاره ها به آنجا پز بدهند. براى ما ناچاراً ارزش هاى ديگرى مطرح است كه سوژه فيلم و قوت سناريو از بارزترين آنها است.»
قبل از برپايى جشنواره امسال مجريان فستيوال از طريق اينترنت از مردم عادى خواستند سه فيلم برترى را كه در ۱۰ سال اخير در فستيوال فيلم هاى «B» در بيكنل ديده اند، نام ببرند و آنها چنين كردند و شكل و بافت اين آثار و اطلاعات حاصله پايه و مقدمه اى براى شناخت و تأمين آثار دلخواه آنان جهت فستيوال امسال قرار گرفت. اندرسون مى گويد: «فكر نمى كنم جامع تر از اين فستيوال در دنياى آثار درجه دوم بيابيد. اين ها بهترين كارها در ميان بدترين فيلم ها هستند!»
«روبين واد» كه پيشتر نامش آمد، «Beach blanket bingo» كار فرانكى و آنت و «نيمه راه جهنم» فيلم هايى هستند كه در فستيوال امسال بيكنل هم به نمايش در آمدند و اگر نام هاى ديگرى مثل «زمين و عنكبوت»، «حمله گوجه فرنگى هاى قاتل» و «Invasion of the body snatchers» را به ياد بياوريم، متوجه مى شويم كه سلايق تا چه حد متنوع و عجيب است، چگونه مى توان تمام آنها را در قالب فيلم هاى B روانه بازار كرد و تعريف صحيح و دقيقى نيز در اين زمينه در دست نيست و فقط به سلايق موجود بازمى گردند. پيشتر در حرف هاى هريس به وجود يك نمايش ورزشى و برنامه وسيع جنبى در ارتباط با بيكنل اشاره كرديم. آيا مى دانيد آن مراسم چيست؟ در پاسخ بايد گفت كه درست در روز قبل از شروع فستيوال يك مسابقه اتومبيلرانى از منطقه تورى كه بيرون شهر بيكنل تا محل تماشاخانه وين برگزار مى شود و اين مسير از۸مايل فراتر نمى رود. اندرسون در صحبت هايى كه معلوم نيست شوخى است يا جدى مى گويد: «فكر مى كنم روزى اين مسابقه پرتماشاگرتر از خود فستيوال شود! ما سرعت مجاز در اين مسابقه را مخصوصاً به حداكثر ۷۰ كيلومتر در ساعت تقليل داديم زيرا ممكن بود باد هنرمندان ما را ببرد و چيزى از جشنواره باقى نماند!»
اندرسون به اين هم كفايت نمى كند. « در گردهمايى روز نخست جشنواره صحبت از هر چيزى شد به جز فيلم حتى عده اى در خصوص كاربرد كم و ضعيف تايرهاى اتومبيل در اين منطقه صحبت مى كردند و برخى نيز راجع به هنر سراميك سازى! اما وقتى فستيوال شروع شد و دو سه فيلم جذاب به نمايش درآمد، مسائل فرم و شكلى را گرفت كه بايد مى گرفت.»
و در سمينارهاى جشنواره نيز برخى بحث ها و صحبت هاى به درد بخور شكل گرفت. مثلاً امسال گرى گريوا مدير فيلمبردارى «نيمه راه جهنم» و يكى از كارگردانان مطرح يوتا به نام لى فان دراش راجع به ابزار و زيرساخت هاى آثار «B» صحبت و فرايندها و اهرم هاى اين فيلم ها را بررسى و توصيف كردند. از زبان آنها مشخص شد كه فيلم «B» دقيقاً چيست و چگونه بايد آن را تهيه كرد و وقتى دست به اين كار مى زنيد بايد چگونه عمل نماييد تا در كارتان موفق باشيد و يك فيلم خوب B را تحويل بدهيد.
در سال هاى اخير در اين سمينارها حتى بحث هاى داغى در خصوص بشقاب پرنده ها و موجودات ساير سيارات صورت گرفته و اين مرتبط با پخش فيلم هايى بوده كه چنين تم هايى را داشته اند. گاهى بحث فنى درباره فيلم فراموش شده و مردم با اشتياق درباره برخورد شخصى شان با موجودات ساير سيارات سخن رانده اند و شنونده ها هم پذيرفته اند و كسى سندى را در تأييد و اثبات اين ادعاها نطلبيده است. اين بدليل عادت كردن حاضران با چنين حرف هايى و مطرح شدن ادعاهاى غيرعادى در بيكنل بوده است. سالن ۳۰۶ نفرى وين تقريباً مى تواند تمام اهالى شهر را در خود جاى دهد و آنها هم به اين فستيوال و كارهاى آن خو گرفته اند. به حرف هاى اندرسون بازمى گرديم. «شايد اهالى بيكنل در آغاز به كيفيت جشنواره شك داشتند، اما به تدريج آن را پذيرفتند و حالا هم مى دانند كه اين مظهر يك سينماى خاص و متفاوت است.» چنين سينماى متفاوتى در سال هاى اخير فيلم هاى باارزش متعددى را موجب شده است.
«هيولا» كه اسكار برترين بازيگر زن سال (۲۰۰۳) را نصيب چارليزترون كرد، در ظاهر (وحتى باطن) فقط يك فيلم «B» بود و همين طور «پسرها گريه نمى كنند» كه اولين اسكار از دو اسكار ميلادى سوانك را به سال ۱۹۹۹ نصيب وى كرد. حتى «Memento» و «بى خوابى» (كه دومى اخيراً از تلويزيون ايران پخش شد و هر دو كارهاى كريستوفر نولان هستند) در اصل فيلم هاى B هستند، اما آثارى كه خط قصه شان بر ضعف بودجه و كاستى هاى جنبى چربيده و برخى المان هاى آن عمده شده اند.
هاليوود و در نگاهى گسترده تر كل استوديوهاى سينمايى فيلم هاى «B» كم نمى سازند و برخى از آنها هيچ تفاوت ساختارى و موضوعى با فيلم هاى «A» ندارند و شمارى از آنها و به عنوان مثال كارهاى پليسى در اين جمع از فيلم هاى درجه اول استوديوهاى بزرگ نيز جذاب ترند. بنابراين به راه افتادن يك فستيوال ويژه اين رويكرد در بيكنل و رونق گرفتن آن به رغم تمام شوخى هاى هريس و اندرسون جاى تعجبى نداشته است. راجر كودمن معروف تمام شهرتش را در عالم سينما كه حاضر نبود آن را با هيچ ثروتى عوض كند، مديون ساخت تعداد بى شمارى فيلم هاى «B» از اواخر دهه ۱۹۵۰ تا سال هاى پايانى دهه ۱۹۷۰ بود و در كارهاى او بزرگانى چون جك نيكولسون بزرگ هم (در سال هاى نخست بازيگرى اش) شركت داشتند و امروز حتى كوين اسپيس و جورج كلونى وقتى قصد مى كنند كه با انتقال از جلوى دوربين به پشت آن به كارگردانى و ساخت فيلم بپردازند، يك كار «بى» مى سازند، زيرا بودجه كمتر آن را بهتر مى توان جور كرد، كار در قالب آنها استقلال بيشتر صورت مى پذيرد و محيط آن دور از قيد و بندهاى هاليوودى و محظورات مرتبط با اپيك ها و فيلم هاى بزرگ و پرهزينه است.
شايد تمام فيلم هاى «B» مثل كارهاى پليسى «Red rock west» و يا يك حركت اشتباه موفق از آب درنيايند اما تمام فيلم هاى «A» نيز خوب نيستند. جذابيت و حسن اصلى فيلم هاى «B» غيرقابل پيش   بينى بودن آنها است. در حالى كه فيلم هاى «A» يك نوع الزام و تحميل و عامل قابل پيش بينى بودن را با خود دارند.
پس درود بر هريس، بيكنل و هيولا! هيولايى كه بايد شكل و مصداق و مترادف با فيلم هاى   B باشد اما نيست.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |