|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
به طور اتفاقى و از سوى همسرش فاش شد
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ادعاى عجيب يك متهم به سرقت:
|
|
|
|
|
توضيح پيرامون يك خبر
درپى چاپ يك خبر در صفحه حوادث روزنامه ايران كه درتاريخ ۲۰ مردادماه سال ،۱۳۸۴ وكيل فاخته صمدى - متهم پرونده - به خاطر اينكه در خبر «فاخته» به عنوان همسر صيغه اى مقتول مطرح شده بود، ضمن تكذيب اين بخش خبر توضيحى ارسال كرده كه مى خوانيد:اولاً: فاخته بارها اظهارنموده است كه در زمان وقوع حادثه متأهل بوده و درعقدفردديگرى به سرمى برده است و به جهت درخواستهاى نامشروع مقتول در شرايط بدى به سر مى برده و تن دادن به خواسته آن مرحوم را غيرمشروع و زناى محصنه مى دانسته است.ثانياً: انتشار اين خبر كه «فاخته كه پس از طلاق از همسرش به عقد موقت مقتول درآمده بود» و همچنين عنوان اين مطلب از طرف فاخته كه «من را به خانه اش دعوت كرد، به صيغه مقتول درآمدم و به ويلايش رفتم» كذب محض و نادرست است. موكله هيچگاه با مرحوم رابطه غيرمتعارف نداشته و هرگز به عقد موقت نامبرده درنيامده است. اثبات اين خبر كذب و مشوش كننده، نياز به ارائه دليل اثبات دارد و اصولاً در پرونده امر چنين ادعا و امرى مطرح نمى باشد.ضمن اينكه فاخته به عنوان كارمند آن مرحوم در منزل نامبرده اقامت داشته است و هيچگاه زن خانه ويلايى مرحوم نبوده است.
|
|
|
|
|
شرور سرشناس قتل را پذيرفت
گروه حوادث: يك شرور سرشناس در غرب تهران، جزئيات جنايتى در نزاع خونين را فاش كرد.«حسين يامولا» از ساعت ۲۱ شامگاه روز سوم مردادماه سال جارى وقتى پسر جوانى در نزاع خونين خيابان خوش به قتل رسيد، تحت تعقيب قرار داده شد.بنا به اين گزارش، با مرگ «نظام» در بيمارستان شهريار تهران پليس جنايى وارد عمل شد و با تحقيقات تخصصى دريافت كه عامل اصلى جنايت شرورى معروف به «حسين يامولا» است و به همراه سه شرور ديگر فرارى شده است.مشخصات اين چهار شرور فرارى به همه استان هاى ايران مخابره شد تا اينكه روز ۱۸ مردادماه سال جارى مأموران آگاهى شهرستان مشهد دو تن از اشرار كه «حسين يامولا» و همدستش «على» بودند به همراه يك قاچاقچى انسان با نام «مجيد» را دستگير كردند.«حسين يامولا» كه از روز ۲۷ مردادماه سال جارى در اختيار مأموران اداره ۱۰ پليس آگاهى تهران قرار گرفت، اعتراف كرد كه در جريان درگيرى با ضربات چاقو «نظام» را به قتل رسانده است. وى اعتراف كرد كه قصد داشته به خاك افغانستان فرار كند و به خاطر همين قاچاقچى انسان اجير كرده بود.
|
|
|
|
|
قتل پسرعمو در پارك نظامى
دو پسرعمو كه كارگر پارك نظامى گنجوى بودند، با چاقو به جان هم افتادند و يكى از آنان از پاى درآمد.اين جنايت فاميلى، ساعت ۲۰ شامگاه شنبه ۲۹ مرداد ماه سال جارى رخ داد و در آن وقتى جوان ۲۳ ساله اى با نام «ابراهيم» به خاطر جراحت در گلو در بيمارستان دى از پاى درآمد، پليس با دستور بازپرس هنرمند، پسرعموى ۱۹ ساله وى با نام «محمد» را كه فرارى شده است، تحت تعقيب قرار داد.
|
|
|
|
|
شكايت به خاطر سقط جنين
زنى كه جنين خود را زير ضربات مشت و لگد شوهرش سقط كرده است، با مراجعه به دادگاه، شكايتى را در اين باره مطرح كرد.اين زن به قاضى دادگاه گفت: شوهرم بيمارى سوءظن دارد و هميشه مرا كتك مى زند. وقتى متوجه شدم باردارم، تصور كردم اين خبر او را خوشحال مى كند، ولى او هر روز سختگيرتر و عصبى تر مى شد تا اينكه بر اثر ضربات مشت و لگدش، بچه ام سقط شد.
|
|
|
|
|
فرار مرد به خاطر نوزاد دختر
بررسى هاى قضايى درباره ماجراى ناپديد شدن يك مرد كه علاقه اى به نوزاد دختر ندارد، آغاز شده است.زن ۲۴ ساله اين مرد در حالى كه دادخواست تعيين نفقه و طلاق غيابى را به دادگاه ارائه مى داد، در اين باره گفت: شوهرم هميشه از دختر داشتن متنفر بود، ولى بچه نخستمان دختر شد. شوهرم كه بشدت ناراحت شده بود، پس از گذشت مدتى خانه و زندگى را رها كرده و ديگر به خانه نيامد.
|
|
|
|
|
مرگ كودك ۴ ساله در تيراندازى مراسم عروسى
در جريان تيراندازى در مراسم عروسى در شهرستان «فيروزآباد» فارس كودك ۴ ساله اى بر اثر اصابت گلوله كشته شد.از قرار معلوم «مصطفى رستم نژاد» كودك چهارساله اى كه به همراه مادرش به تماشاى تيراندازى مشغول بودند بر اثر اصابت گلوله به پهلوى چپ از پاى د رآمد.
|
|
|
|
|
به طور اتفاقى و از سوى همسرش فاش شد
راز پنهان شوهر هوسباز دركامپيوتر
گروه حوادث: آشنايى يك زن جوان به كار با رايانه راز اقدامات خلافكارانه شوهر هوسباز را فاش كرد. اين زن هنگامى كه پس از فراگيرى كار با رايانه، در خانه مشغول بازى با رايانه شان بود، ناگهان در يكى از پوشه هاى مخفى با عكس هايى روبرو شد كه مشخص مى كرد شوهرش در غياب او اقدام به كارهاى خلاف مى كند. زن جوان كه با مشاهده اين تصاوير بشدت عصبانى شده بود، پس از جر و بحث و درگيرى با شوهرش، به دادسرا مراجعه و از شوهرش شكايت كرد.وى در شكايت خود ادعا كرد: چند سال قبل با پسر جوانى كه ظاهراً بسيار مؤدب بود آشنا شدم. او مدير يك شركت خصوصى بود. او به خواستگارى ام آمد. من كه احساس مى كردم او مرد ايده آل زندگى ام است بدون آنكه درباره خصوصيات اخلاقى اش پرس و جو كنم، پذيرفتم كه زنش شوم. مدتى پس از آغاز زندگى مشتركمان او اصرار كرد كه براى پر كردن اوقات فراغتم به كلاس هاى مختلفى مثل موسيقى و ورزش بروم. من هم از اينكه او اينقدر به فكر من بود از او تشكر كرده و تقريباً ساعات زيادى از وقتم را در كلاس هاى گوناگون مشغول بودم.چندى پيش تصميم گرفتم به كلاس كامپيوتر بروم. چون شوهرم پول كافى در اختيارم مى گذاشت درباره اين كلاس به او چيزى نگفتم. مى خواستم يك روز پس از يادگيرى كامل اين مهارت او را شگفتزده كنم.پس از طى دوره هاى مقدماتى يك روز وقتى شوهرم در محل كارش بود، به سراغ كامپيوتر رفتم مى خواستم در فايل اختصاصى او برايش نامه تشكر بنويسم تا او وقتى وارد آن فايل مى شود ماجراى كلاس رفتنم را بگويم.پس از چند دقيقه كار با رايانه ناگهان پوشه اى در صفحه كامپيوتر باز شد كه از ديدن آن متعجب شدم. وقتى روى آن كليك كردم، تعداد زيادى عكس از زن هايى كه به صورت نيمه عريان گرفته بودند را ديدم.ابتدا تصور كردم اين عكس ها متعلق به هنرپيشه ها و خوانندگان خارجى است ولى خوب كه دقت كردم ديدم تمامى عكس ها در اتاق خواب و داخل خانه خودمان گرفته شده است.با توجه به اين اظهارات شوهر اين زن به دادسرا احضار شد تا دراين باره توضيح بدهد.وى با انكار ادعاهاى همسرش گفت: تصور مى كنم زنم وارد سايت اينترنتى شده و عكس هايى را ديده كه فكر مى كند در آپارتمان ما گرفته شده است.بدين ترتيب با دستور بازپرس پرونده كارشناسان دادگسترى تحقيق در اين باره را آغاز كرده و متوجه شدند كه در كامپيوتر اين مرد هيچ تصويرى وجود ندارد.در اين هنگام زن جوان يك فلاپى را به دادسرا ارائه كرد كه مدعى بود عكس ها را روى آن كپى كرده است. وقتى فلاپى مورد نظر مورد بررسى قرار گرفت به دليل حجم بالاى عكس ها تنها دو تصوير روى آن كپى شده بود. زن جوان ادعا كرد وقتى آن عكس ها را ديدم چون مى دانستم شوهرم با شكايت من قبل از مأموران و كارشناسان آنها را پاك مى كند، سعى كردم آنها را روى فلاپى كپى كنم ولى نمى دانستم كه فلاپى تعداد كمى از عكس ها را ثبت مى كند.بدين ترتيب با صدور قرار مجرميت شوهر هوسباز پرونده وى براى رسيدگى به دادگاه ارجاع شد.قاضى دادگاه پس از بررسى عكس ها و مسلم تشخيص دادن اينكه عكس ها در داخل آپارتمان گرفته شده است وى را مجرم شناخت و حكم به تحمل ۹۹ ضربه شلاق برايش صادر كرد.
|
|
|
|
|
فرار مادر و كودك ازخشونت مرد تحصيلكرده
گروه حوادث: يك مرد تحصيلكرده از پليس خواست تا همسر و كودكش كه از خاك ايران فرار كرده اند به خانه شان بازگردانده شوند. زن جوان كه دانشجوى دوره دكترا است روز ۹ مردادماه سال جارى آخرين بار به همراه پسرش خانه شان در شهرآرا را ترك كردند و ديگر بازنگشتند.بنابه اين گزارش، مردى در مراجعه به پليس ادعا كرد كه همسرش، پسر خردسالشان به نام «شايان» را ربوده و فرارى شده است و اين زن اختلالات روانى دارد.با اين ادعا، داديار سبحانى فر از شعبه اول داديارى دادسراى امور جنايى تهران به مأموران اداره ۱۱ پليس آگاهى دستور داد تا به رديابى هاى تخصصى بپردازند و «شايان» را به آغوش پدر بازگردانند.بدين ترتيب؛ تحقيقات گسترده اى صورت گرفت تا اينكه خواهرزن مرد تحصيلكرده فاش كرد كه خواهرش به همراه «شايان» ابتدا براى شركت در كنفرانسى در تبريز به اين شهر رفته اند و از مرز هوايى به تركيه گريخته اند.اين زن به كارآگاهان گفت: «خواهرم در تماس تلفنى از من خواست كه علت فرارش را فاش كنم او گفت كه شوهرش با وجود تحصيلكرده بودن، در خانه رفتار خشونت آميزى دارد و هميشه او را به باد كتك مى گيرد و اين مادر و پسر تحت فشار روحى و جسمى بوده اند.»وى افزود: «خواهرم همه مشكلات را تحمل مى كرد اما وقتى حس كرد زن ديگرى وارد زندگى زناشويى اش شده است تصميم گرفت تا به همراه شايان از ايران فرار كند، او در تركيه تحت نظر سازمان ملل - UN - قرار گرفته و مى خواهد به اروپا برود و با مدرك و ميزان تحصيلاتى كه دارد براى اقامت مشكلى نخواهد داشت.كارآگاهان وقتى در بررسى سايت رايانه اى اداره گذرنامه پى بردند مادر و پسر به طور قانونى از مرز هوايى به تركيه رفته اند جزئيات فرار آن را فاش كردند.
|
|
|
|
|
شوهر غول پيكر پس از كتك خوردن زنش را به مرگ تهديد كرد
|
|
|
گروه حوادث: ورزشكار ۱۶۰ كيلويى كه از دست زن ۴۵ كيلويى اش فرار كرده بود اين بار به خاطر كتك زدن و تهديد به قتل زنش بازداشت شد.زن جوان با در اختيار داشتن وكالت در طلاق از شوهر غول پيكر خود جدا شده بود كه از سوى وى مورد حمله قرار گرفت.بنا به اين گزارش، چندى پيش زن لاغراندام به دادسراى امور جنايى تهران رفت و از داديار شهريارى خواست شوهرش كه به طرز مرموزى ناپديد شده است، رديابى شود.وقتى اقدامات پليس با رديابى شدن مرد ۱۶۰ كيلويى نشان داد كه اين مرد از ترس كتك خوردن همسرش فرار كرده و چند روزى را در خانه يكى از دوستان خود پنهان بود، ماجراى عجيب اين مرد ورزشكار از دستور بررسى قضايى و پليسى خارج شد تا اينكه همسر وى براى دومين بار به دادسراى امور جنايى رفت و ادعا كرد از سوى شوهر درشت اندام خودمورد حمله قرار گرفته است.اين زن به داديار شهريارى گفت: «من وقتى ديدم نمى توانم با شوهرم زندگى كنم با استفاده ازوكالت در طلاق كه در زمان ازدواج شرط گذاشته بوديم به دادگاه رفته و طلاق گرفتم، اين مرد وقتى ديد من از او جدا شده ام به تماس هاى تلفنى تهديدآميز پرداخت و خواست به سر زندگى بازگردم.»وى افزود: «خيلى ازشوهرم مى ترسيدم مدت ها به تنهايى از خانه خارج نمى شدم اما يك بار وقتى در كوچه بن بست خانه مان واقع در نياوران قدم مى زدم تا به خانه بروم شوهرم سواربر خودروى پژو به همراه دوست صميمى اش جلوى پاى من توقف كردند و او به سمت من حمله كرد حتى ديدم دوستش به او اسلحه اى داد و خواست كارم را تمام كند.شوهرم از پاركينگ ساختمان من را به خانه ام در طبقه پنجم برد و آنجا من را به باد كتك گرفت، وقتى خانه را ترك كرد همه بدنم درد مى كرد.اين زن وقتى شوهرش ادعا كرد داستانسرايى هاى او به خاطر اختلافات مالى است گفت: «من ۱۳۶۰ سكه بهار آزادى مهريه ام است و هنوز آن را به اجرا نگذاشته ام و خانه اى به ارزش ۱۰۰ ميليون تومان دارم، پس اختلافات مالى باعث نمى شود من دروغ پردازى كنم، پزشكى قانونى ضرب و شتم شدن من را تأييد كرده است و اطمينان دارم همسرم با تحريك دوستش دست به چنين كارى زده است.»بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، مرد قوى هيكل و دوستش در حالى كه هرگونه دخالت در حمله به زن جوان را منكر مى شدند با دستور داديار شهريارى در اختيار مأموران آگاهى قرار داده شدند تا پرده از جزئيات اين اختلاف عجيب برداشته شود.
|
|
|
|
|
گروگانگيرى سر قرار عشقى
گروه حوادث: زن جوان وقتى براى ديدن دوست خيابانى خواهرش رفت تصور نمى كرد به گروگان گرفته شود.سرنوشت شوم اين زن و دو بچه اش زمانى فاش شد كه مأموران پليس آگاهى تهران با اقدامات عملياتى و اطلاعاتى گسترده اى توانستند اسارتگاه آنان در شمال ايران را رديابى كنند.بنا به اين گزارش، بازپرس جنايى تهران وقتى مردى ادعا كرد كه همسر و دو بچه اش ناپديد شده اند دستور داد تا تيمى از اداره ۱۱ پليس آگاهى وارد عمل شوند.اين مرد در بازجويى ها گفت: «وقتى به خانه برگشتم ديدم همسر و دو بچه ام نيستند تصورم اين بود كه به ميهمانى رفته اند خيلى جست وجو كردم اما آنان گم شده بودند و هيچ اثرى به دست نياوردم.»كارآگاهان وقتى در بازجويى از بستگان اين زن ردپايى از پسر سابقه دارى به نام «آرش» به دست آوردند و دريافتند وى در جرايم آدم ربايى، سرقت، شرارت و انحرافات اخلاقى سابقه زندانى شدن دارد، جان مادر و دو كودكش را در خطر ديدند.پاتوق هاى «آرش» به دست آمد و پليس توانست با شناسايى يك خانه ويلايى در شمال، آنجا را محاصره كند و با اقدام غافلگيرانه اى مادر و كودكش را از اسارتگاه نجات دهند.زن جوان وقتى ديد از چنگال جوان گروگانگير نجات يافته است در بازجويى ها به كارآگاهان گفت: «به درخواست خواهرم براى اينكه دوست خيابانى اش به نام «فرزين» را ملاقات كند همراه او شدم، با وجود اينكه به رفتار «شكيلا» اعتراض مى كردم وقتى شنيدم مى خواهند با هم ازدواج كنند علاقه مند شدم «فرزين» را ببينم.اين ملاقات يك ساعتى طول كشيد تا اينكه هوا تاريك شد، «آرش» كه دوست «فرزين» بود وقتى به جمع ما وارد شد خواست با خودرواش ما را به خانه هايمان برساند، ابتدا «فرزين» از خودرو پياده شد هنوز به خانه ما نرسيده بوديم كه خواهرم خواست پياده شود و قرار شد «آرش» من و بچه ها را به خانه مان برساند.» وى افزود: «آرش» وقتى با من و بچه ها تنها ماند به من ناسزاگويى كرد و در برابر اعتراضات من ضربه محكمى با پشت دست به صورتم زد، بچه هايم با ديدن اين صحنه و خونريزى بينى ام به گوشه اى از صندلى پناه بردند، «آرش» وقتى خواستم داد و فرياد كنم چند مشت به سر و صورتم زد به گونه اى كه بى هوش شدم، وقتى به هوش آمدم در شمال بوديم، او من و بچه هايم را به قتل تهديد كرد، روزها وقتى از ويلا بيرون مى رفت، پسرم را نيز با خود مى برد تا نتوانم فرار كنم چند بارى به پسرم مواد مخدر خوراند و با سيگار روشن كف پاى دختر و پسرم را سوزاند و چند بارى من را مورد اذيت و آزار قرار داد و با تمام شدن پول هايش جواهرات من ودخترم را به زور گرفت و فروخت.»
|
|
|
|
|
ادعاى عجيب يك متهم به سرقت:
من به استنشاق بنزين اعتياد دارم
گروه حوادث - پسر جوانى براى اينكه بگويد سارق موتوسيكلت نيست، ادعا كرد به استنشاق بوى بنزين اعتياد دارد.ساعت ۲۲ شامگاه روز ۲۱ مرداد ماه سال جارى مأموران كلانترى ۱۳۲ نبرد در پارك شاهد پسر جوانى را ديدند كه روى موتوسيكلتى نشسته و حركات مرموزى دارد.اين پسر ۲۰ ساله تحت نظر قرار داده شد تا اينكه مأموران سراغ وى رفتند و خواستند مدارك موتوسيكلت را بررسى كنند.وقتى از او شنيده شد كه صاحب موتوسيكلت نيست، كارآگاهان در برابر ادعاى عجيبى قرار گرفتند. پسر جوان در بازجويى ها گفت: «من از ۸ سالگى به استنشاق بوى بنزين اعتياد دارم. به خاطر همين مى خواستم در باك بنزين موتوسيكلت را باز كنم و با آغشته كردن دستمالم به بنزين، بوى آن را استنشاق كنم.»مأموران در بازرسى از اين پسر، يك چاقو، شناسنامه اى متعلق به كسى غير از او دست يافتند، اما وى در همه مراحل تجسس روى ادعاى عجيب خود پافشارى كرد و نپذيرفت سارق است.بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، داديار رضوانفر با توجه به عدم وقوع سرقت نظر به تبرئه اين پسر داد و در حكم خود نوشت: «متهم ارشاد شود كه در پمپ بنزين رايحه بنزين را استنشاق كند، نه از باك موتوسيكلت ديگران.»
|
|
|
|