منصور وثوقى
متولد ۲۲بهمن ۱۳۲۰
مليت: ايرانى
- ديپلم متوسطه طبيعى - سال۱۳۳۹
- ليسانس علوم اجتماعى - دانشكده ادبيات دانشگاه تهران سال۱۳۴۴
- فوق ليسانس علوم اجتماعى (دانشگاه تهران سال۱۳۴۶)
- دكتراى جامعه شناسى (دانشگاه رنه دكارت سوربن - فرانسه ۱۹۷۴ ميلادى)
- پژوهشگر بخش تحقيقات روستايى «مؤسسه مطالعات و تحقيقات دانشگاه تهران»، ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۶
- پژوهشگر بخش تحقيقات روستايى «مؤسسه آموزش و تحقيقات تعاونى دانشگاه تهران»، ۱۳۴۶ تا ۱۳۴۹
- سرپرست بخش تحقيقات روستايى مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى دانشگاه تهران، ۱۳۵۴ تا ۱۳۷۱
- استاديار گروه آموزشى جامعه شناسى دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران، ۱۳۵۴ تا ۱۳۶۹
- مدير گروه جامعه شناسى دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران، ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴
- معاون آموزشى دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران، ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۵
- دانشيار گروه جامعه شناسى سال۱۳۶۹
- مدير گروه توسعه روستايى ۱۳۸۲
- همكارى در تمام مراحل پژوهش هاى زير كه در بخش تحقيقات روستايى مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى و مؤسسه آموزش و تحقيقات تعاونى دانشگاه تهران به مرحله اجرا درآمده است از ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۹
برخى از آثار او عبارتند از: مبانى جامعه شناسى (۲۲بار چاپ)
- جامه شناسى روستايى (۱۰بار چاپ)
- تغييرات اجتماعى (۱۶ بار چاپ)
- عضو انجمن بين المللى جامعه شناسان فرانسه زبان (A.I.S.L.F)
- عضو انجمن جامعه شناسى ايران
- عضو انجمن انسان شناسى ايران
آمن خادمى: «جامعه روستايى ايران در طول قرون و اعصار پيوسته مورد ظلم و ستم حاكميت هاى زمان قرار داشته و على رغم شكل گيرى قوانين مدنى و توجه به رفاه و توسعه در يكصد سال اخير متأسفانه اين قشر همچنان مورد بى توجهى دولت ها بوده اند و هرگونه قوانين تدوين شده از انقلاب مشورطيت تاكنون مشكلى از اين بابت حل نكرده و هرگونه برنامه هاى عمرانى، حقوق بيمه، مشاركت اجتماعى و ديگر مسائل آنها هنوز سامان و راهكار مناسبى نيافته است.»
اين جملات را در مقاله اى كه درباره بيمه هاى اجتماعى روستايى است نگاشته و همه هم و همت خويش را مصروف تحليل و تشريح موانع تحقق توسعه روستايى كرده و او خود نيز در دامان جامعه روستايى متولد شده است.
جدش مرحوم حاج احمد وثوقى جزو دليرانى بود كه در برابر تهاجمات انگليسى ها در منطقه تنگستان قد علم كرد. او پنج ماه پس از اشغال ايران توسط قواى متفقين و به تاريخ ۲۲ بهمن ۱۳۲۰ به دنيا آمد و به واسطه شغل پدر كه بازرگان بود، بعد از پنج سال ترك ديار كردند و به شيراز رفتند. پيشه بازرگانى و شغل آزاد پدر مراكزى پرجمعيت را مى طلبيد و شيراز به عنوان مركز فارس، كه بعد از شهريور ۱۳۲۰ دچار تحولاتى اساسى شده بود، اين امكان را براى آشنايى فرزندان با عرصه علم و دانش هم فراهم ساخت.
وثوقى تحصيلات ابتدايى را در مدرسه «رازى» و تحصيلات دبيرستان را در مدرسه «حكمت» و «ابن سينا» سپرى كرد. خاطرات جدش «حاج احمد» او را به خواندن آثار تاريخى نظير سه تفنگدار (الكساندر دوما)، آتيلا، بينوايان و... ترغيب مى كرد؛ البته وثوقى فقط به خواندن اين رمانها قانع نمى شد بلكه به كتابهاى تاريخى مراجعه كرده و صحت و سقم نويسنده داستان را پيگيرى مى كرد. همچنين مطالعه كتابهاى مختلف كه به صورت جزوه منتشر مى شد، منجر به رشد اطلاعات و فن نوشتارى او شد. او يك سال قبل از اصلاحات ارضى، ديپلم متوسطه خود را در رشته علوم طبيعى گرفت و به سال۱۳۴۰ براى تحصيل در رشته علوم اجتماعى كه آن زمان جزيى از دانشكده ادبيات محسوب مى شد، به پايتخت آمد. دوره فوق ليسانس منصور وثوقى در مدت زمان كمى پس از دوره كارشناسى آغاز و كلاسهاى او در دانشسراى عالى قديم (مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى) واقع در سه راه ژاله تشكيل شد. وثوقى از سالهاى اول دوره تحصيلات آكادميك به عنوان پرسشگر به بيشتر مناطق روستايى سركشى كرد. اين گروه كه زير نظر دكتر كاظم وديعى فعاليت مى كرد، جزو اولين گروههاى پايه گذار بعد از نظام ارباب و رعيتى محسوب مى شوند.
او مى گويد: تا آن زمان تنها اطلاعات ما از ساختار جامعه روستايى ايران كه ۷۰درصد جامعه آن دوره را تشكيل مى داد، كتاب «مالك و زارع» اثر خانم «لمتون» بود. اما به واسطه پژوهش هاى اين گروه، اطلاعات توصيفى مهم و گرانبهايى از جامعه روستايى حاصل آمد به گونه اى كه جمع آورى اطلاعات ، شناخت بيشتر و آگاهانه از زندگى و جامعه روستايى، برنامه ريزى توسعه و انتقال اين تجربيات به محققان و دانشجويان بعدى را سبب شد.
اين جامعه شناس در سالهاى ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۶ در بخش تحقيقات روستايى مطالعات و تحقيقات اجتماعى مشغول بود و در تمام مراحل پژوهش هايى چون بررسى اجتماعى - اقتصادى روستاهاى مناطق ايلام، مشهد، سبزوار، اراك، خلخال، بندرعباس، نيشابور، تهران حضور دائم و فعال داشته است.
همچنين او از سال۱۳۴۶ تا ۱۳۴۹ در مؤسسه آموزش و تحقيقات تعاونى دانشگاه تهران پروژه هايى چون ارزشيابى تعاونى هاى روستايى منطقه تهران، زمينه يابى يكپارچه شدن مراتع تحت پوشش طرحهاى مرتعدارى (۱۳۵۷)، ساختار اجتماعى طرح جنگلدارى اجتماعى (۱۳۷۷)، ارزشيابى تعاونى هاى توليد مركبات شهسوار - چابكسر، ارزشيابى تعاونى هاى روستايى منطقه كاشان، ارزشيابى تعاونى هاى روستايى منطقه سارى را به سرانجام رسانيد.
اين پژوهشگر اواخر سال ۱۳۵۰ با هزينه شخصى و با عنوان مأموريت علمى عازم فرانسه و در رشته جامعه شناسى با گرايش روستايى دانشگاه رنه دكارت سوربن فرانسه، سال ۱۹۷۰ مشغول تحصيل شد.
همزمان با تحصيل، در مؤسسه تحقيقات تعاونى به سرپرستى «هانرى دروشن»، مطالعاتى درزمينه تعاونى هاى كشور فرانسه انجام داد و بارعلمى خود را براى عزيمت به كشورش بست.
وثوقى بعد از چهارسال مرارت، دكتراى خود را با درجه عالى و با تز «تحولات جامعه روستايى بعد از اصلاحات ارضى به پايان رساند.
او اگرچه بعد از اخذ دكترا از طرف دانشگاه «مونه رئال» كانادا دعوت به كار شد، اما نتوانست غربت را تحمل كند و ۱۳ روز پس ازدفاع از تز (۱۳۵۳) به ايران آمد و به عنوان سرپرست بخش تحقيقات روستايى «مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعى» از سال ۱۳۵۴ تا ۱۳۷۱ مشغول به كار شد.
اين جامعه شناس مشكلات توسعه روستاهاى كشور را درنظام قبلى و كنونى اينگونه برمى شمارد: «متأسفانه مقوله برنامه ريزى توسعه روستايى در هردو نظام تحت الشعاع مسائل سياسى قرارگرفت و مى گيرد.
به عنوان مثال اگرچه طرح «اصلاحات ارضى» به لحاظ اقتصادى و اجتماعى مثمرثمر بود اما به دليل دنبال كردن اهداف سياسى، اين طرح جواب نداد. همچنين در وضعيت فعلى، برنامه ريزى توسعه روستايى با شور و حرارت آغاز مى شود. ولى به دليل ناآگاهى و عدم شناخت از نوع مشكلات، اين طرح ها پس از چندصباحى متوقف مى شود. به طورمثال با اينكه ۴۴ سال از عمر تعاونى هاى روستايى مى گذرد اما هنوز توليدات روستايى در دست سلف خران و واسطه گران مى چرخد، چرا كه سرمايه داران بخش خصوصى كه امكاناتى چون انبار، سردخانه، سوله و... را دراختيار دارند وابسته به اين قشر هستند.»
منصور وثوقى در ادامه صحبت هاى خود به خاطرات خود اشاره مى كند و اينكه در يكى از جلسات «هانرى دروشن» تعاونى هاى فرانسه را به «تعاونى هاى روى كاغذ» و او تعاونى هاى ايران را به «تعاونى هاى تابلو» معرفى مى كند.
او مى افزايد: ايجاد بيمه هاى اجتماعى روستايى (تأمين اجتماعى) يكى از راه حل هاى اساسى و مهم براى بقاى نيروهاى روستايى و كم كردن مهاجرت آنها به كلان شهرها است.
ادغام مراكز خدماتى چون كميته امداد، بنيادشهيد، سازمان بهزيستى، طرح شهيد رجايى در يك سازمان و ارائه خدمات در سطح بالاتر و وسيع تر از ديگر پيشنهادهايى است كه اين جامعه شناس مطرح مى كند.
طرح هاى ديگرى چون برنامه ريزى دقيق درمورد تنظيم و خريد محصولات كشاورزى كه درمورد طرح خودكفايى گندم موفقيت آميز بوده، از ديگر موارد پيشنهادشده توسط منصور وثوقى براى توسعه روستايى محسوب مى شود.
او در ادامه به تقويت تعاونى هاى روستايى نظير افزايش امكانات سردخانه اى، انبار، سوله و... اشاره مى كند و مى افزايد: «بازسازى روستاهاى زلزله خيز با مشاركت اهالى و ازطريق وام هاى بدون بهره ازجمله كارهاى اساسى براى توسعه روستاها به شمار مى آيد.»
منصور وثوقى بيشتر وقت خود را صرف فعاليت هاى پژوهش كرده و جدا از طرح هايى كه در قسمت هاى قبلى بدان اشاره كرديم، طرح هاى ديگرى چون بررسى بازاريابى برنج و وضعيت برنجكاران منطقه فومن (۱۳۵۷)، پروژه ارزيابى اجتماعى خوشه هاى فقر استان خراسان (پروژه بانك جهانى)، ساختارها و عوامل اقتصادى و فرهنگى مؤثر در ترويج كشاورزى ايران و... را ارائه داده است.
او تاكنون كتاب هايى چون تغييرات اجتماعى، جامعه شناسى روستايى، مبانى جامعه شناسى (كتابى برگرفته از فرهنگ بومى و محلى ايران)، تعاونيهاى روستايى منطقه تهران را منتشركرده است و كتاب «مفاهيم اساسى توسعه» را دردست چاپ دارد.
منصور وثوقى درحال حاضر مدير گروه توسعه روستايى را عهده دار است و قبل از آن سوابق شغلى چون دانشيار گروه جامعه شناسى (۱۳۶۹ تاكنون)، مديرگروه جامعه شناسى دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران (۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴)، دانشيار گروه جامعه شناسى (۱۳۶۹ تاكنون) و... را در پرونده شغلى خوددارد.
وثوقى درحال حاضر در مقطع دكترا و كارشناسى ارشد دروسى نظير سمينار جامعه شناسى روستايى، سمينار مسائل توسعه اجتماعى - اقتصادى ايران، نظام هاى بهره بردارى، بينش هاى جامعه شناسى، جامعه شناسى ايران و... را ارائه مى دهد.
به علاوه برخى از مقاله هاى وثوقى شامل دهقان، بورژوازى روستايى و دولت پس از اصلاحات ارضى در ايران، مسأله روش در جامعه شناسى، «تضادهاى اجتماعى، عامل دگرگونيها»، پژوهشى در بيمه هاى اجتماعى روستايى در كشور فرانسه و صدها مقاله ديگر است.
منصور وثوقى اين روزها كه شصت و چهارمين سال عمر خود را پشت سر مى گذارد، گروه توسعه روستايى با دو گرايش «توسعه اجتماعى» و «مديريت توسعه» را در مقطع كارشناسى ارشد هدايت مى كند و اميدوار است به زودى مجوز جذب دانشجو در مقطع دكتراى رشته «توسعه روستايى» را به دست آورد.
منصور وثوقى درعين حال كه دغدغه هاى توسعه روستايى دارد، به عنوان جامعه شناس به نقدهاى ساختارى درباره جامعه شهرى و نظام هاى تأثيرگذار در جامعه ايرانى نيز مى پردازد.
او در شماره ۹۲ دوهفته نامه فرهنگ و پژوهش گفته است: «طبق برآوردى در ايران چهل هزار ميلياردتومان در دست بخش خصوصى است. اين مبلغ يعنى اينكه كشور ما نياز به هيچ استقراض خارجى ندارد بلكه بايد آمادگيهايى ايجاد شود.
به عبارتى در بخش كشاورزى، صنعت و خدمات سرمايه گذارى شود كه درصورت سرمايه گذارى شغل ايجاد مى شود و شغلى كه ايجاد شد فساد نيز بارخود برمى بندد.
به نظر من براى كاهش آشفتگى هاى اجتماعى و تضادهاى موجود در جامعه بايد به گروههاى ميانجى در قالب اتحاديه، سنديكا، تشكل و... بهاداد.
اين گروههاى ميانجى حائلى ميان مردم و حاكميت هستند. تنش ها را كم مى كنند. مشاركت اجتماعى را افزايش مى دهند و به اصطلاح نوعى تراكم اخلاقى به وجود مى آيد.
اما متأسفانه دركشور ما اين سؤال مطرح است كه كدام سرمايه گذارى ها براى حل اين آشفتگى ها انجام شده است؟ و چه شغلهايى ايجاد شده است؟ در برج سازى سرمايه مى شود و سودش نصيب قشر خاصى مى شود. در صورتى كه با ميلياردها تومانى كه در برج سازى صرف شده است مى توانستيم شهرك يا روستايى را ايجاد كنيم. زمين هاى زيركشت را افزايش دهيم يا حتى مى توانستيم خط آهنى بين دو شهر احداث كنيم. اين كارها مى توانست باعث گسترش تجارت شود. نيز سبب رونق خدمات ايجاد شغل شود كه متأسفانه چنين كارهايى دركشورمان نشده است.»